Newsjacking: چرا کار می کند و چه کاری انجام نمی شود

من نیز مانند بسیاری از معاصرانم در SEO و حوزه بازاریابی دیجیتال ، من هم یک روزنامه نگار بزرگ هستم. مانند بسیاری از همرزمان من که فارغ التحصیل رشته روزنامه نگاری هستند ، اشتغال به عنوان یک روزنامه نگار را دشوار کردم. وقتی تصمیم گرفتم روزنامه نگاری را در سال ۲۰۰۵ دنبال کنم ، به نظر ایده خوبی بود؛ راهی برای ثبات مالی آینده. نه ، من وقتی ۱۹ ساله بودم بهترین تصمیم گیرنده نبودم.

دیجیتال

خوشبختانه ، مهارت ها و عادت هایی را که مطالعه روزنامه نگاری و ارتباطات جمعی را با استفاده از ترجمه گسترده به سادگی به SEO / بازاریابی محتوا جذب کردم ، و اکنون عاشق کارهایی هستم که انجام می دهم.

بازاریابی محتوا

هنگامی که من به عنوان سازنده لینک شروع کردم ، سریع به تمریناتی که در اوایل آموزش آموخته بودم ، گرم شدم: جعبه خبری.

Newsjacking دقیقاً به نظر می رسد: روند تولید محتوا که از اخبار روز یا مضامین داغ گفتمان فرهنگی ناشی می شود. به عنوان کسی که خود را یک مزخرف خبری می داند ، این فقط برای من یک مغز بی فکر به نظر می رسید. من تا آنجا که می توانم از مجله خبری استفاده کنم؛ من همچنان انجام میدهم.

البته تولید محتوای همیشه سبز نیز مهم است. همانطور که می توان از خبرآوری سودآور و سودآور برخوردار بود ، محتوای حاصل اغلب ماندگاری کوتاهی خواهد داشت. اما محتوای همیشه سبز فقط روی درختان رشد نمی کند. سرانجام فقط می توانید آنجا را بیابید که بتوانید بدون pommeling خانه همین امتیازات را بارها و بارها تولید کنید. و شکاف های محتوا اغلب سخت تر است.

اما وقتی زاویه خبری تبلیغاتی را کار می کنید ، ایده گرفتن از مطالب بسیار ساده تر می شود. منظورم این است که ، هیچ وقت خبر نیست ، درست است؟ تعداد کانالهای تحویل خبری بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت درمورد خبرها وجود دارد. فقط به تمام صفحات موجود در هافینگتون پست نگاه کنید.

اگر به سمینار فروش بروید ، احتمالاً کلمه “بی واسطه” را کمی شنیده اید یا حداقل مترادف آن است.

به فکر صحنه گرگ وال استریت باشید ، هنگامی که جوردن بلفورت (لئوناردو دیکاپریو) از مبتدیان سمینار خود می خواهد قلم را که در دستش نگه داشته است “به او بفروشند”. همه افرادی که می توانند انجام دهند اینست که بدون لیست ویژگی های بارز قلم را لیست می کنند ، اما فروش آن را ندارد. یا به اوایل فیلم فکر کنید وقتی او همکار ستاره خود را در همان چالش قرار می دهد:

توجه: معمولاً توصیه نمی کنم توصیه های دلالان مضاعف وال استریت و فروشندگان مواد مخدر برنامه I را انجام دهم.

وقتی خبر را می کنید ، در حال مخاطب هستید که برای اطلاعات و / یا تفسیری که ارائه می دهید گرسنه است. هنگامی که به درستی انجام شود ، اخبار جابجایی می تواند منجر به افزایش روزافزون ترافیک شود ، به جای قطره ای ثابت که باعث بهبود محتوای همیشه سبز می شود. محتوای همیشه سبز همیشه قابل جستجو است ، اما آیا همیشه قابل کلیک است؟ محتوای همیشه سبز بعداً خوانده می شود ، و همیشه به بحث مربوط نمی شود.

مردم می خواهند اطلاعاتی را که اکنون مرتبط است ، بخواهند.

مثلا:

مردم همیشه در جستجوی مباحث مهم روز هستند: اگر به اندازه کافی خلاق باشید ، این راهی برای جلب توجه آنها است.

خلاق… و راحت!

قبل از شروع به تعویق انداختن فید توییتر خود و مشترک شدن در هر نشریه در زیر آفتاب دیجیتال ، به شما توصیه می شود هنگام استفاده از اخبار ، انجمن تجاری بسیار مهم است.

معقول است که هالیوود ریپورتر در مورد مرگ آقای نیکولز بنویسد: عجیب خواهد بود اگر این کار را نمی کردند. آیا فکر نمی کنید عجیب باشد اگر مثلاً هوندا مقاله ای درباره آنچه مایک نیکولز درباره ایمنی اتومبیل به ما آموخته است ، بنویسد؟

هالیوود

این ممکن است مانند یک کشش به نظر برسد: چه مارکی سعی خواهد کرد خود را اینگونه بی شرمانه در گفتگو ادعا کند؟ متأسفانه ، خیلی اوقات اتفاق می افتد.

بذار بهت یک قصه بگم. مایک نیکولز به عنوان یک کمدین مستقل شروع به کار کرد. حساسیت های کمدی او به بیشتر کارهای او منتقل شده است ، به همین دلیل من از آن لذت می بردم. من هم یک طنز استندآپ هستم و بیشترین تأثیرات من را به عنوان طنز از یک کمدین دیگر که اخیراً نیز درگذشت ، گرفتم: رابین ویلیامز.

من دقیقاً مثل بقیه دنیا روزی که ویلیامز درگذشت بسیار ناراحت بود. ویلیامز از من الهام گرفت تا استقلال را دنبال کنم. او همان مردی بود که من تماشا کردم و به خودم گفتم: “این. می خواهم انجامش دهم”. این = مردم را می خنداند.

بسیاری از کمدین ها دقیقاً همین حرف را می زدند. زیرا او به طور قطع باعث خندیدن مردم شد. او ما را خندید ، واقعاً سخت. او غالباً وقت خیریه پیدا می کرد ، خصوصاً در بیمارستان شرینر. او حتی گاهی اوقات جهنم را از ما دور می کرد.

خیریه

اما او برای ما چه نکرد؟ او هیچ وقت نکاتی را به ما یاد نداد در حالی که به دنبال کار هستیم.

نکته این است که ، این به گفتگو کمک نمی کند. این افتخاری نیست. این قطع است. هیچ کس به طور طبیعی ارتباط رابین ویلیامز و انتقال حرفه را ایجاد نمی کند. مگر اینکه آنها به دنبال شغلی باشند وانمود کنند که یک پرستار بچه اسکاتلندی هستند.

اگر این به اندازه کافی برای شما بد نیست ، اندازه آن را امتحان کنید.

نلسون ماندلا یکی از مهمترین چهره های سیاسی قرن بیستم است. او سمبل مبارزه با ظلم است.

من از کاری که برای زندگی می کنم شرمنده نیستم: واقعاً دور از آن. اما کاهش دستاوردهای زندگی ماندلا به درسهایی در مورد چگونگی افزایش تبدیل آنلاین ، غیرقابل تحمل است (به زبان مؤدبانه). نلسون ماندلا ۲۷ سال در زندان به سر برد. من نمی دانم که شرایط در دهه ۸۰ در زندان پولسمور چگونه بود ، اما فرض می کنم دسترسی به اینترنت ماندلا محدود بود. این مرد پیشگام ANC بود نه CTR.

من حتی نمی گویم که مطلقاً چیزی که ما در حوزه بازاریابی اینترنتی بتوانیم از آقای ماندلا بیاموزیم وجود ندارد ، بلکه این است که در واقع پس از مرگ او لیستی بنویسیم فقط برای گرفتن این کلمات کلیدی با حجم بالا ، همه چیز را کاملاً ارزان می کند. انجام شد (می دانید ، مانند کمک به پایان دادن به آپارتاید آفریقای جنوبی).

آیا واقعاً می خواهید به عنوان مارکی که اقدامات ترفندآمیز را انجام داده است به منظور جلب ترافیک به وب سایت خود مرتبط شوید؟ من مطمئن هستم که نه. من واقعاً نمی خواهم فردی باشم که می نویسد ، “مرگ ۵ چیز مشهور به ما آموخت که در مورد کمبود قطب نمای اخلاقی بازاریاب”.

قطع نکنید ، مشارکت کنید

من نمی گویم شما وقتی اعتصاب فاجعه می کنید نمی توانید در گفتگو مشارکت کنید. اما این فقط همین است: مشارکت کنید به مکالمه ای که همه به دنبال بخشی از آن هستند ارزش افزوده کنید. پیام مارک تجاری خود را در جایی که متعلق به آن نیست مجبور نکنید.

اجازه بدهید مثال دیگری بزنم:

گفت: این مقاله معنی دارد. کاوللو پدیده بشردوستانه را به تجربه شخصی خود با پدربزرگش مرتبط می کند و یک مسیر طبیعی را برای گسترش خود برگزیده است. از این گذشته ، چالش سطل یخ به نوعی بازاریابی است: کاوللو به سادگی توضیح می دهد که چگونه ما به عنوان بازاریاب محتوا می توانیم پیروزی های خود را در حوزه ما اعمال کنیم.

کاوللو نه تنها به بزرگترین گفتگو در جهان می پیوندد ، بلکه به ما چیزی می آموزد که در این روند است. تبلیغات خبری / ساختمان برند موفق است.

نتیجه گیری

شاید خبرسازی یک اصطلاح غیرقابل تحمل باشد. به نظر می رسد بیش از حد مانند سرقت و / یا خراب کردن است. Newsjacking ممکن است اصطلاح مناسب تری برای کاری باشد که AOL به هافینگتون پست فوق الذکر انجام داده است ، که اکنون فقط هفتگی ایالات متحده با Upwasure ملاقات می کند.

دوباره ، اخبار هرگز زیباترین تجارت نبوده است. حتی وقتی هنوز هم در زمینه روزنامه نگاری مشغول به کار شغلی روزنامه نگاری بودم ، من همیشه از طریق این صنعت خاموش می شدم ، “اگر خونریزی می کند ، منجر می شود”. این مجلل از مجتمع صنعتی صنعتی کنونی ما است که یک چرخه ۲۴ ساعته تحویل ترس مداوم است.

ارزش neتحویل در حال کاهش است: این یک سری از صحبت کنندگان است که با یکدیگر فریاد می زنند که چه کسی مقصر است.

لازم نیست شما یکی از این سران صحبت باشید. به مکالمه ارزش اضافه کنید.

هستند افرادی که به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد بزرگترین اخبار در همه زمان ها هستند ، و آنها را با افزایش سطح به صورت آنلاین انجام می دهند. در هنگام جستجو در آنجا باشید: محلی باشید که به دنبال آن هستید.