تصورات غلط درباره بازاریابی اینترنتی

بازاریابی اینترنتی فقط واسه کار و کاسبیای بزرگه. این جمله ایه که بارها از زبون خیلی از دوستان شنیدم. این دقیقا یکی از خیالات غلط درباره بازاریابی اینترنتیه. در حالی که هر کار و کاسبی ای چه کوچیک و چه بزرگ می تونه بازاریابی اینترنتی بکنه. واسه کار و کاسبیای کوچیک هم که سرمایه چندانی ندارن راه کارایی هست. در این مقاله می خوام درباره خیالات غلط درباره بازاریابی اینترنتی صحبت کنم.

سرفصل محتوا

  • خیالات غلط درباره بازاریابی اینترنتی
  • بازاریابی اینترنتی فقط واسه کار و کاسبیای بزرگه
  • هدف اصلی در بازاریابی اینترنتی جذب ترافیک بیشتره
  • به دنبال مشاهده یافته های فوری در بازاریابی اینترنتی نباشین
  • هدف اصلی در بازاریابی اینترنتی فروش محصولاته
  • نتیجه

خیالات غلط درباره بازاریابی اینترنتی

خیالات غلط درباره بازاریابی اینترنتی باعث شده خیلی از کار و کاسبیای اینترنتی که قصد راه اندازی کمپینای تبلیغاتی خود رو داشتن با ترس و دودلی مواجه شن و هیچ وقت دست به این کار نزنن. در ادامه شما رو با این خیالات اشتباه آشنا می کنم تا شمام با مشکل مواجه نشید و درست ترین کار رو انجام بدین.

بازاریابی اینترنتی، بازاریابی انلاین یا آنلاین مارکتینگ (Online Marketing)، یه روش بازاریابیه که در اون از وسیله ها و رسانه های آنلاین استفاده می شه.

بازاریابی اینترنتی فقط واسه کار و کاسبیای بزرگه

تا چند سال پیش شاید این جور بود ولی الان قضیه فرق کرده. با گسترش وسایل بازاریابی اینترنتی هر کار و کاسبی اینترنتی با هر اندازه سرمایه توانایی به کار گیری بازاریابی اینترنتی رو داره. مثلا هر کسی با هر کار و کاسبی ای می تونین از پوش اخطار استفاده کنه. هر کار و کاسبی ای که بودجه بیشتری واسه راه اندازی کمپینای تبلیغاتی کنه بیشتر جواب میگیره. ولی همیشه نیاز به پرداخت هزینه های سنگین واسه تبلیغات اینترنتی نیس. پیشنهاد من واسه کار و کاسبیای کوچیک بازاریابی محتوا هستش. البته شاید زمان بر باشین ولی موندگاری اون از کمپینای تبلیغاتی شرکتای بزرگ خیلی بیشتره.

بازاریابی محتوا

تصور کنین شرکتی واسه تبلیغات خود از تبلیغات کلیکی استفاده می کنه. در آخر چند هفته کمپینش در برابر دید مخاطبین قرار میگیره و بعد از اون باید دوباره حسابش رو شارژ کنه. ولی بازاریابی محتوا همیشگیه و همیشه مخاطباتون از راه محتوایی که قبلا زحمت تولیدش رو کشیده اید به سمت شما میان. البته همونطور که گفتم در بازاریابی محتوایی زودبازدهی وجود نداره و زمان بره.

هدف اصلی در بازاریابی اینترنتی جذب ترافیک بیشتره

هدف اصلی در بازاریابی اینه که شما به سرنخای بیشتر دست پیدا کنین نه ترافیک بیشتر! با ترافیک کم هم میشه به سر نخای هدف دار رسید. خیلی از دوستان فکر می کنن هرچه ترافیک سایتشان بیشتر باشه بهتره و نتیجه خوبی می گیرن. اگه اصلا همچین چیزی نیس. در  بازاریابی اینترنتی هدف ما اندازه تبدیل بیشتر و در آخر برگشت سرمایه س.
خیلی از کمپینای تبلیغاتی راه اندازی شدن و فقط به واسطه جذاب بودن بنر روی اون کلیک شده و وقتی که کاربر وارد صفحه تبلیغ دهنده شده بود به درخواست مورد نظر جواب نداده بود و در آخر تبدیل نشده بود. این یعنی یه جای کار می لنگیده که بازدیدکننده به کاربر تبدیل نشده. پس هرچه به این صورت باشه برگشت سرمایه پایین میاد. حالا هرچه قدر ترافیک سایت مورد نظر بالا بره.

به دنبال مشاهده یافته های فوری در بازاریابی اینترنتی نباشین

شاید یکی تفاوتای بین تبلیغات سنتی و تبلیغات اینترنتی همین باشه. در تبلیغات اینترنتی زمان احتیاج دارین تا بازدهی اصلی رو ببینین. شاید کمپین تبلیغاتی که شما راه اندازی کردین فقط واسه جذب کاربر باشه. در این صورت واسه اینکه کاربران شما به مشتریان شما تبدیل شن باید برنامه ریزی داشته باشین. این دقیقا هدف اصلی شما از تبلیغاتیه که انجام دادین.

برنامه ریزی

در تبلیغات سنتی مخاطب همون لحظه تبلیغ مورد نظر رو در تلویزیون می بینه و در ذهنش می مونه. ولی در بازاریابی اینترنتی شاید این کمی سخت باشه که اسم برندتون رو سریع تو ذهن مخاطب حک کنین. شاید زمان بر باشه. رابطه سازی در بازاریابی اینترنتی شرایط خاص خودشو داره.

هدف اصلی در بازاریابی اینترنتی فروش محصولاته

این دقیقا درسته که ما بازاریابی می کنیم تا خودمون رو به مخاطبامون معرفی کنیم و اجناس و خدمات مون رو به اونا ارائه بدیم و کسب درآمد کنیم. ولی باید تموم حولوحوش رو در نظر بگیرین. مثلا باید بدونین تو یه کمپینی که راه اندازی کردین چند نفر تبدیل شدن. چند نفر خرید کردن. آدمایی که خرید نکرده ان به چه دلیل خرید نکرده ان.

مثلا ایمیل مارکتینگ که انجام می دید باید ریپورت کامل کمپین خود رو ببینین و دقیقا بررسی کنین که مثلا به چه دلیل روی لینک دومی که شما در ایمیلتان قرار دادین کلیک کمتری شده. منظور اصلی من اینه که باید یافته ها رو اندازه گیری کنین. فقط به فکر هزینه کردن و برگشت اون نباشین. اگه یافته های کار خود رو بررسی نکنین شاید متحمل ضررهای سنگین شید.

نتیجه

هر کار و کاسبی اینترنتی که دارین فارغ از هر اندازه سرمایه تلاش کنین بازاریابی اینترنتی خود رو انجام بدین. هدف دار بودن بازاریابی تون خیلی مهمه. تلاش کنین مخاطبینی که واقعا به کار و کاسبی شما علاقه دارن رو به سمت خود جذب کنین.

منبع: همیاروب

صفر تا صد استفاده از سرویس Google Analytics در وردپرس

قدرتمندترین آنالیزور دنیا رو بشناسین:  Google Analytics که مطمئنا اگه بهترین در موتور جستجو گوگل نباشه پرطرفدارترین در دنیاس و به عنوان ابزارسئو ارزش وقت گذاشتن داره. خودتون بهتر می دونین که گوگل چندین وسیله مشابه با Google Analytics داره که همه براساس اعداد و ارقام نتایجی رو اعلام می کنن. مثلا  زبون Keyword Planner اعدادیه که واسه هر کلید واژه اعلام می کنه و براساس همون هم اونا رو طبقه بندی می کنه. اما همونجوریکه میدونیم اعداد فقط و فقط عدد هستن!

احتیاجی نیس زیادی خود رو نگران کنین؛ به اندازه ای که وردپرس ساده و کاربرپسنده به کار گیری سرویس Google Analytics در وردپرس هم لذت بخش و قابل فهم می شه. آموزش امروز تجربیات ما در به کار گیری این سرویس کلیدیه که به شکل صفر تا صد به کار گیری در وردپرس پیش روی شما قرار داره.

چگونگی به کار گیری سرویس Google Analytics در وردپرس

رفتارشناسی بازدیدکنندگان سایت

به جز سوال و جواب مستقیم از مخاطبان منو Audience در داشبورد Analytics یه گزارش کامل از رفتار مخاطبانه.

اما اطلاعاتی که در این بخش می ببینن عبارتند از:

۱.      موقعیت مخاطبان

۲.      تکنولوژی دسترسی به سایت( موبایل، تبلت و…)

موبایل

۳.      موافق بودن سایت با دستگاه موبایل

هر چند که کلی قالبای وردپرس موافق با دستگاه موبایل هستن و از این جهت نگرانی خاصی وجود نداره اما واسه بررسی این موضوع راه Audience->Mobile->Overview شما رو به ترافیک کاربرانی میرسونه که از راه موبایل یا تبلت سایت رو مرور کردن.

راه دسترسی به سایت

کاربران چه طور به سایت من دسترسی یافته ان؟ از خود گوگل و به شکل ترافیک ارگانیک یا وارد کردن نشانی سایت؟ بک لینکا اونا رو هدایت کرده یا تبلیغات کلیکی؟
بک لینک
منو All Traffic و زیرمنو All Referrals دو بخش کلیدی هستن که به این سوالات جواب میدن:

All Traffic: این بخش به شما میگه که کاربر چه طور سایت رو پیدا کرده. این بخش می تونه شامل اطلاعاتی درباره تایپ دامین سایت در مروگر باشه یا این که نشون بده کاربر چه موقع روی لینک سایت شما در سایتی دیگه کلیک کرده.

All Referrals: گزارش اختصاصی تری از کاربرانیه که روی لینک سایت شما از درگاه سایت دیگه کلیک کردن. این گزارش از اهمیت بالاتری برخورداره چون چگونگی ورود کاربران( مستقیم و غیرمستقیم) و تاثیرگذاری بک لینکا رو رو می کنه.

کاربران چه پستایی رو دوست دارن؟

راه Behavior->Site Content->All Pages رو طی کنین تا این بار به خود کاربران و سلایق اونا برسین.

اینفوگرافیک: نکات مهم سئو داخلی سایت

 

سئو و بهینه سازی سایت

سئو

اینفوگرافیک: چند تا نکته مهم سئو داخلی سایت

۲۰

۲

۶ ۰۰۰۰

همونطور که میدونید موتورهای جستجوگر هر سال، بعضی از قوانین و چارچوبای خود رو تغییر میدن. به خاطر همین وب مسترا باید این قوانین جدید رو بخونن و واسه بهتر شدن وضعیت سئو داخلی سایت و سئو خارجی خود تغییرات لازم رو اعمال کنن.

شاید بعضی از شما فرق میان سئو داخلی سایت و سئو خارجی اونو ندونین. به طور ساده، سئو داخلی سایت، به بهینه سازی محتوای صفحات واسه موتورهای جستجو اشاره داره. در طرف دیگه سئوی خارجی سایت قرار داره. سئوی خارجی شامل فعالیت هاییه که خارج از سایت (در فضای اینترنت) و واسه افزایش اعتبار سایت پیش موتورهای جستجوگر انجام می شه.

طبیعتاً بهتره که در اول، سئو داخلی سایت خود رو بررسی کنین و اونو واسه موتورهای جستجوگر بهینه سازی کنین. پس از اینکه از وضعیت سئو داخلی سایت خود مطمئن شدید می تونین با خیال راحت فعالیتای سئوی خارجی خود رو (مانند لینک بیلدینگ و …) شروع کنین.

در این مقاله تلاش کردیم به کمک یه اینفوگرافیک، آخرین نکات مربوط به سئو داخلی سایت رو با شما در میان بذاریم. مطمئن باشین رعایت این نکات ساده می تونه وضعیت سئو داخلی سایت تون رو بهتر کنه و روند پیشرفت رتبه سایت تون در موتورهای جستجوگر رو تسریع کنه.

با امید به اینکه اینفوگرافیک حاضر بتونه، همۀ این اطلاعات رو به زبون ساده در اختیارتون بذاره. هم اینکه، لازمه ذکر کنیم، جهت راحتی دوستان وردپرس کار، راهکارهای مربوط به سئو وردپرس هم در این مقاله به طور روشن بیان شده.

سئو داخلی سایت – چیجوری سئو داخلی سایت خود رو انجام بدیم.

به طول دامنه و تعداد کلمات اون حواستون باشه

به گفتۀ مَت کاتس، سرپرست تیم وب اسپم گوگل، ۳ تا ۵ کلمۀ ابتدایی در نشانی سایت از اهمیت بالایی برخودارند. چند نمونه از URLایی که واسه سئو داخلی سایت ضرر دارن:

  • http://www.novin.com/123456
  • http://www.novin.com/in-url-kheili-toolani-ast-blah-blah-blah

نمونه ای از یه URL خوب:

  • http://www.novin.com/blog/types-of-links-both-good-and-bad

البته نگفته نمونه هر چند که بهتر کردن کلمات انگلیسی url خوبه، اما تاثیر به کار گیری url فارسی هم نباید بی اهمیت و ناچیز دونست. البته هزینه این کار، از دست دادن زیبایی و سادگی url سایته. و همونطور که شایدً فهمیدین، انتخاب ما گزینه دوم بوده.

بهینه سازی URLایی که واسه سئو ضرر دارن

با به کار گیری دو روش زیر می تونین نشانی صفحاتی که واسه موتورهای جستجوگر ضرر دارن رو بهینه سازی کنین.

  • به کار گیری پلاگینای وردپرس مثل PrettyLink (این پلاگین در وردپرس لینک جدید رو به URL قدیمی Redirect می کنه).
  • تغییر روند ساختار ایجاد URL (قابل اجرا در وردپرس)

شاید هم نخواهید که با تغییر دادن url، رتبه فعلی تون رو از دست بدین. پس بهترین راه این میشه که فقط در urlای جدید این نکته رو اعمال کنین.

بهینه سازی عنوان مطالب

  • تگ متای عنوان مطالب شما باید بین ۵۰ الی ۶۰ کاراکتر باشه.
  • واسه تیتر مطالب خود از تگای H1 استفاده کنین. هم اینکه، از تگای H2 و H3 واسه سر فصلا استفاده کنین.
  • در متنِ تگ عنوان، دست کم از یه کلید واژه استفاده کنین.
  • یادتون باشه تنها ۶۰ کاراکتر از تگِ عنوان مقالات (یا هر تعداد کاراکتری که یه صفحۀ نمایشگر ۵۱۲ پیکسلی نمایش دهد) به مخاطبان نشون داده می شه.

چیجوری عناوین ناجور مطالب قدیمی خود رو بهینه سازی کنین

با به کار گیری پلاگینایی مانند Yoast SEO میشه خیلی راحت این عناوین رو تنظیم کرد. Yoast مشکلات موجود در عناوین و descriptionا رو می شناسونه. اگه پلاگین سئو رو روی وردپرس خود نصب ندارین، همین الان اونو نصب کنین!

مشکلات

به کار گیری تصویر و فایلای چند رسانه ای

واسه بهینه سازی داخلی سایت، بهتره در محتوای تولیدی خود از عکس/تصویر، فایلای صوتی و ویدیویی استفاده کنین. هر کدوم از این فایلا می تونن مخاطبان خاصی رو به سایت شما جذب کنن.

به کار گیری فایلای چند رسانه ای می تونه کاربران وب سایتتون رو فعال نگه داره و اندازه بانس ریت سایت شما رو کم کنه. کارشناسان سئو اعلام کردن در سال ۲۰۱۶ بخش مهمی از سئوی سایت مربوط به تولید محتوای ویدئویی میشه.

لینک دادن به وب سایتای معتبر

لینک دهی به وب سایتای در رابطه و همکار، به گوگل کمک می کنه تا راحت تر از موضوع فعالیت وب سایتتون باخبر شه. هم اینکه با این کار گوگل سایت تون رو به عنوان منبع اطلاعاتی معتبر می شناسونه.

بازاریابی چیه؟ تعریف مارکتینگ از نگاه ۱۵ متخصص

لینک داخلی بهترین روش واسه بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا

به عنوان یه قاعدۀ کلی این نکته رو یادتون باشه: در هر پُستی که در وبلاگ خود قرار می دید، ۲ یا ۳ کلید واژه رو به مطالب قدیمی وبلاگ لینک کنین. با تکرار این روند، تو یه وقتی مشخص موتورهای جستجوگر مقالات شما رو با کلمات کلیدی که به اونا لینک شدن، خواهند شناخت.

قرار دادن کلید واژه در ۱۰۰ کلمۀ ابتدایی محتوا

کلمات کلیدی نه فقط باید بخشی از Meta Title (عنوان متا) و نشانی مقالات شما باشن، بلکه باید در Meta description (توضیحات متا) مطالب هم استفاده شن. هر چی کلمات کلیدی زودتر در متون ظاهر شن، واسه سئو مفیدتر هستن.

قرار گرفتن کلمات کلیدی در توضیحات متای سایت، تاثیری در سئوی سایت نداره، اما می تونه مخاطبان رو به کلیک کردن روی لینک سایت تون تشویق کنه.

چیجوری مشکلات مربوط به کلمات کلیدی در وردپرس رو بر طرف کنیم؟

از پلاگین Yoast SEO واسه مدیریت کلمات کلیدی خود استفاده کنین (واسه وردپرس).

از کلمات کلیدی در رابطه در محتوای خود استفاده کنین

گوگل الان واسه جستجوهای خود از فناوری Semantic (جستجوی معنایی) استفاده می کنه. اینطوری، گوگل می تونه معنی کلمات رو بشناسه و یافته های بهتری رو به کاربران نشون بده. اینطوری بهتره از کلمات کلیدی در رابطه و لغات هم معنی در متون سایت استفاده کنین تا گوگل بتونه بهتر موضوع سایت شما رو تشخیص بده.

بهینه سازی نام تصاویر سایت و تگای ALT

تگای ALT موضوع تصاویر سایت رو به گوگل اطلاع میدن. اگه تصاویر سایت تون به صورت ‘image1’ یا ‘pic2’ نام گذاری شده باشن، میشه گفت که از نظر موتورهای جستجوگر به طور کاملً بی معنی هستن. همیشه تصاویر سایت خود رو درست نامگذاری کنین و از تگای ALT استفاده کنین. یادتون باشه در Google Image رقابت کم تری در کلمات کلیدی هست و شما می تونین با بهینه سازی تصاویر خود به جایگاه های بهتری در جستجوی تصاویر گوگل برسین.

سرعت بارگیری اهمیت بالایی در رتبه بندی سایت داره

اگه شما در ترافیک خیابون گیر افتاده باشین، چیکار می کنین؟ ً چراغ راهنمای خود رو روشن می کنین و مسیرتون رو تغییر می دید. حال اگه سایت شما کُند باشه چه اتفاقی می افته؟ در این موقعیت هیچ چراغ راهنمایی وجود نداره، تنها ترافیک کم تری به سایت شما روونه می شه.

ما در جهانی زندگی می کنیم که در اون سرعت چیزی مهم حساب می شه. پس بهتره که در هر ماه سرعت سایت خود رو آزمایش کنین تا بدونین هیچ بازدیدکننده ای رو از دست نداده اید.

چیجوری سرعت سایت خود رو بهتر کرد؟

می تونین با به کار گیری یه CDN (شبکۀ تحویل محتوا) سرعت سایت خود رو زیاد کنین. ممکنه نام CDN کمی پیچیده به نظر بیاد، اما اصلاً اینطور نیس. به کار گیری شبکه تحویل محتوا بسیار ساده س!. اگه فعلاً نمی تونین هزینۀ بسیاری رو صرف CDN کنین، می تونین از CloudFlare CDN استفاده کنین که مجانیه.

اندازه به اشتراک گذاری مطالب در شبکه های اجتماعی رو زیاد کنین

تعداد کلمات بیشتر = سئو بهتر

تلاش کنین محتوایی که تولید می کنین، کوتاه نباشه و همۀ حولوحوش یه موضوع رو خوب توضیح بده. تولید محتوای خوب بر سئوی شما تاثیر مثبت داره. مثلاً همین مقاله ای که در حال مطالعۀ اون هستین نه فقط چند تا نکته مهم سئو رو میگه، بلکه راه حل بهتر شدن وضعیت اونا رو آموزش میده. کارشناسان سئو باور دارن یه مقالۀ به درد بخور باید بین ۱۵۰۰ تا ۵۰۰۰ کلمه باشه.

راه حل

طراحی سایت ریسپانسیو چیزی لازمه

تعداد کاربران موبایل و تبلت روز به روز در حال زیاد شدنه، پس تعداد آدمایی که با گوشیای هوشمند به اینترنت وصل می شن هم در حال زیاد شدنه. با طراحی سایت ریسپانسیو، صفحات سایت در نمایشگرهای جور واجور خوب نشون داده می شن.

موبایل

اینطوری فرقی نداره که نمایشگر ۵ اینچ باشه یا ۳۰ اینچ، سایت شما در هر دو نمایشگر خوب نشون داده می شه.

چیجوری سایت خود رو ریسپانسیو کنیم؟

واسه این کار بهتره یه طراح وب استخدام کنین یا اینکه از قالبایی استفاده کنین که به صورت ریسپانسیو، کدنویسی شدن.

سخن پایانی درباره سئو داخلی سایت

یه مدت زمان میبره که بک لینکای یه سایت یا وبلاگ تازه راه اندازی شده، روی سئو تاثیر بذارن. در این زمان یکی از روشای موثر واسه بهتر شدن وضعیت سئو، رعایت نکات بالاست. مطمئن باشین با در نظر گرفتن ریزه کاریا و اصول بالا می تونین عواقب خوبی رو در رتبه بندی وب سایتا به دست بیارین.

بک لینک

هم اینکه، اگه در مورد آموزش سئو سوالی براتون پیش اومده، اونو از راه دیدگاه های سایت با ما در میان بذارین. کارشناسان نوین، در اسرع وقت به سوالات شما جواب میدن.

موضوع مرتبطسئو و بهینه سازی سایت

 

 

اینفوگرافی چیست؛ هر آنچه درباره طراحی یک اینفوگرافیک خوب باید بدانید

اینفوگرافی یا اینفوگرافیک یکی از جذاب ترین شکلای جور واجور محتوا هستش؛ اما دقیقاً می دونین که اینفوگرافی چیه و اینفوگرافی چه انواعی داره؟ با عناصر و وسایل تولید اینفوگرافی آشنایی دارین؟ در این مطلب شما رو با این محتوای کوتاه و به درد بخور آشنا می کنیم.

اینفوگرافیا درزمان سالای گذشته تکامل پیدا کردن و به یکی از وسایل رابطه جمعی تبدیل شدن. به طورکلی، هدف از تولید اینفوگرافی دسترسی به جامعه گسترده تری از مخاطبان از راه ساده سازی موضوعات پیچیده و سازمان دهی اونا تو یه قالب قابل هضمه. دقیقاً به خاطر سادگی نسبی و جذابیت روایتگری اینفوگرافیه که این نوع از محتوا روز به روز محبوب تر شده و بیشتر در اینترنت و شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شه. با در نظر گرفتن اهمیت و امتیازات اینفوگرافی به عنوان یکی از مؤثرترین شکلای جور واجور محتوا در این مطلب می خوایم با تعریف و شکلای جور واجور اون و هم اینکه ابزارهایی واسه تولید اینفوگرافی آشنا شیم.

اینفوگرافی چیه؟

واسه درک بهتر تعریف اینفوگرافی بهتره که در اول نگاهی به ریشه این کلمه داشته باشیم. کلمه اینفوگرافیک (Infographic) در واقع از ترکیبی از دو کلمه information (به معنی اطلاعات) و graphic به وجود اومده. پس به زبون ساده، اینفوگرافی یه محتوای گرافیکیه که با هدف هضم و درک راحت تر و بهتر اطلاعات طراحی و تنظیم می شه.

در اینفوگرافی از کمترین مقدار متن استفاده می شه و با این وجود، این پتانسیل رو داره که به عنوان یه وسیله قوی واسه نشون داده ها، توضیح مفاهیم، ساده سازی پیچیدگیا، ترسیم روابط، نمایش روندها و ارائه آمار و ارقام مورد استفاده قرار بگیره. به کار گیری تصاویر و آیتمای گرافیکی جذاب در اینفوگرافی باعث می شه که درک ایده های ذهنی آسون تر شه؛ در واقع، یکی از دلایل کلی محبوبیت این نوع از محتوا در بازاریابی و آموزش دقیقاً همین موضوعه. اینفوگرافی با ایجاد یه قالب فشرده و قابل به اشتراک گذاری، انتقال اطلاعات رو آسون کردن و مفیدتر می کنه.

ایده

شاید تصور کنین که اینفوگرافی یکی از مدرن ترین شکلای جور واجور محتواست، اما واقعا وسایل رابطه نوشتاری آدمای اولیه و زبونای تصویری و هم اینکه دیوارنگارهای هک شده بر دیواره غارها هم انگار اینفوگرافی حساب می شن. در دهه ۱۹۲۰ میلادی آمارهای تصویری موسوم به ایزوتایپ به عنوان اجداد اینفوگرافیکای امروزی پا به میدون وجود گذاشتن. از اون زمان با معرفی رایانه و اینترنت، تنها کاربرد و کارکرد اونا گستردگی بیشتری پیدا کرده.

دلیل محبوبیت اینفوگرافی چیه؟

یه اینفوگرافی خوب به سرعت پخش می شه و یه عالمه از بازدید، لینک و کامنت رو واسه خود جذب می کنه؛ اما به چه دلیل ما بیشتر از مطالعه مقالات خوش نگاشت به اینفوگرافی علاقه مندیم؟

دلیل علاقه ما به اینفوگرافی به این واقعیت برمیگرده که مغزمون محتوای چشمی رو سریع تر از محتوای نوشتاری پردازش می کنه. طبق تحقیقات، مغز ما داده های چشمی رو تقریباً ۶۰۰۰۰ برابر سریع تر از متن پردازش می کنه. هم اینکه، یه مطالعه نشون داده که آدمایی که از وسایل چشمی استفاده می کنن در مقایسه با اونایی که فقطً به به کار گیری متن اکتفا می کنن ۴۳ درصد در راضی کردن مخاطبان خود واسه انجام عمل مورد نظرشون کارکرد بهتری دارن.

پس این طور انگار هروقت اطلاعات به جای متن نوشتاری به شکل تصویر ارائه می شه، اونو سریع تر، بهتر و بیشتر درک و هضم می کنیم؛ پس دلیل محبوبیت اینفوگرافیکا همینه که ذاتاً و به طور طبیعی به کام ما بیشتر خوش میان و درکشون واسه ما راحت تره.

بیشتر بدونین: بازاریابی محتوا چیه؛ راهنمای کامل به کار گیری اون در کسب وکارها

بازاریابی محتوا

اینفوگرافی چه انواعی داره؟

نوعای جورواجور و بسیار متنوعی از اینفوگرافیکا هست. به طورکلی اینفوگرافیکا رو براساس شاخصای متنوعی مانند منظور و مقصود از جفت و جور شون، نوع آیتمایی که در اونا استفاده شده و روند ارائه اطلاعات تقسیم بندی می کنیم. به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که همیشه اینفوگرافیکا رو نمیشه دقیقاً تو یه گروه خاص قرار داد. در واقع، در بیشتر اونا مؤلفه هایی از چندین نوع جور واجور از شکلای جور واجور اینفوگرافی هست.

انتخاب نوع اینفوگرافی واسه هر موقعیت به هدف و مخاطب شما بستگی داره. به طورکلی باید یه جور از اینفوگرافی رو انتخاب کنین که ابهام ایجاد نکرده و به درک و هضم هر چی بیشتر و بهتر اطلاعات و انتقال معنی مورد توجه به مخاطب کمک می کنه.

می خواین نقاط مثبت و منفی یک موضوع رو نشون بدین؟ هدف شما به تصویر کشیدن روند تغییرات یه مؤلفه در طول زمونه؟ می خواین موضوعی رو به زیر ذره بین ببرین و عناصر جور واجور اونو بررسی کنین؟ به دنبال نشون دادن روابط موجود بین آیتمای جور واجور هستین؟ در هر کدوم از این سناریوها و موارد مشابه با اونا باید مخاطب خود رو هم در نظر داشته باشین.

مثلا، مناسب بودن نوع اینفوگرافیکی که انتخاب می کنین بسته به اینکه می خواین اونو به مدیران میانی شرکت نشون بدین یا روسای عالی رتبه اون متفاوت میشه. طبیعتاً روسای شرکت بیشتر به دنبال چند تا نکته مهم تر هستن و نه جزئیات فنی ظریف؛ پس شایدً یه اینفوگرافی ساده که زیاد شلوغ به نظر نمی رسه مناسب تر میشه.

در این بخش با هدف آشنایی شما با نوعای جورواجور ارائه اطلاعات از راه این نوع از محتوا به سراغ معرفی عادی ترین شکلای جور واجور اینفوگرافی میریم.

۱٫ اینفوگرافی اطلاع رسان (Informational Infographic)

کلی ترین عامل فرق اینفوگرافیکای اطلاع رسان نسبت به بقیه شکلای جور واجور اینفوگرافی، استفاده بیشتر اونا از متنه. البته گرافیک محتوا با به کار گیری آیکن، شکلای جور واجور، رنگا و بقیه مؤلفه های گرافیکی و تصویری خوب میشه، اما بیشتر تأکید روی متنه.

۲٫ اینفوگرافی گاه نما (Timeline Infographic)

اینفوگرافی گاه نما رویدادها یا اقدامات رو به ترتیب وقتی به تصویر میکشه. معمولاً از این نوع از اینفوگرافی واسه نمایش روند پیشرفت اجناس، روند رویدادهای تاریخی یا نشون دادن سیر تکاملی ایده ها و موارد مشابه استفاده می شه. در اینفوگرافیکای گاه نما بیشتر از آیکن، تصاویر و عناصر گرافیکی واسه انتقال مفاهیم کمک گرفته می شه. فرمت گاه نما یا تایم لاین می تونه به شکل عمودی، افقی یا مارپیچ باشه. معمولاً خوندن اینفوگرافیکای عمودی و مارپیچ آسون تره. اینفوگرافیکای افقی بیشتر واسه پوسترها، اسلایدها و محیطایی مناسب هستن که محدودیتی در فضا وجود نداره.

۳٫ اینفوگرافیای نموداری (Charts Infographic)

در اینفوگرافیکای نموداری، تکیه و تمرکز اینفوگرافی بر نموداریه که اطلاعات هدف رو به تصویر میکشه. به خاطر تأکید یا توضیح میشه از رنگا، شکلا و آیکنای جور واجور هم کمک گرفت. از اینفوگرافیکای نموداری بیشتر واسه مقایسه ایتمای جور واجور استفاده می شه؛ مثلا، تعداد دانشجویان دانشگاه های جور واجور، دنبال کنندگان اینستاگرام چهره های مشهور یا جمعیت چند شهر یا کشور.

دانشجو

۴٫ اینفوگرافی آموزشی (How To Infographic)

در اینفوگرافیک آموزشی مراحل لازم واسه رسیدن به یه نتیجه خاص رو توضیح می دیم. از جمله مواردی که روند اونا رو میشه با یه اینفوگرافی آموزشی نشون داد عبارت ان از مراحل تولید یه محصول، دریافت گواهینامه استاندارد یا مدرک تخصصی و یا یه روند درمانی. معمولاً ترتیب مراحل در اینفوگرافیکای آموزشی مهمه.

۵٫ اینفوگرافی فرآیندی (Process Infographic)

اینفوگرافیک فرآیندی یا پردازشی مثل اینفوگرافی آموزشیه؛ فرقش اینه که در اینفوگرافیک پردازشی عامل حق انتخاب و اراده کردن حرف اول رو می زنه. اینفوگرافیکای فرآیندی با عناوین درخت اراده کردن یا فلوچارت هم شناخته می شن. در این اینفوگرافیکا هر مرحله با به کار گیری خطوط و فلشای جهت دار به مرحله قبل وصل می شه. به عنوان نمونه هایی از اینفوگرافی پردازشی میشه به اینفوگرافیکای تعیین نوع شخصیت، برنامه ریزی پروژه و ممیزی پروسهای جور واجور اشاره کرد.

برنامه ریزی

۶٫ اینفوگرافی مقایسه ای (Comparison Infographic)

با به کار گیری اینفوگرافیک مقایسه ای، فرقا و شباهتای بین دو یا چند محصول، مکان، اتفاق، عمل، ایده یا فرد رو مورد امتحان و آزمایش قرار می دیم. مثلا میشه واسه مقایسه مدیران با رهبران، درون سپاری و برون سپاری، یا روش هدف دارای قدیمی با روش هدف دارای جدید از این نوع از اینفوگرافیک استفاده کرد. اینفوگرافی مقایسه ای فرقا و شباهت رو به زیر ذره بین می بره و به شناسایی نقاط قوت و ضعف آیتمای جور واجور در برابر گزینه های دیگه کمک می کنه. معمولاً بسته به تعداد آیتمایی که با هم مقایسه می شن، طرح صفحه به دو یا چند بخش تقسیم می شه.

۷٫ اینفوگرافی عددی (Number Infographic)

اینفوگرافیکای عددی اینفوگرافیکایی هستن که بیشتر در اونا روی اعداد و ارقام تأکید شده. مثلا اگه بخواین آمار روشای جور واجور حیف و میل شدن غذا یا اندازه اثر جنگ بر اقتصاد یه کشور رو به تصویر بکشین، باید از این نوع از اینفوگرافی استفاده کنین.

۸٫ اینفوگرافی رزومه (Resume Infographic)

در اینفوگرافیک رزومه، تجارب شغلی، تواناییای حرفه ای و مدارک، سوابق و توانمندیای تخصصی خود رو به تصویر می کشیم. بیشتر سازمانایی که در صدد استخدام افراد کاربلد برمی آیند به دنبال آدمای خلاق و هم اینکه دریافت اطلاعات نیاز به کوتاه و مفیدترین شکل ممکن از طرف درخواست کننده هستن؛ پس اینفوگرافی رزومه می تونه وسیله مناسبی واسه برآوردن این نیاز و هم اینکه جدا به نظر رسیدن نسبت به رقبا باشه. البته بیشترً اینفوگرافیک رزومه به عنوان ضمیمه یا یه خلاصه در کنار رزومه استاندارد قرار میگیره، اما مخصوصاً در موقعیتایی که شرکت استخدام کننده بر کوتاه بودن رزومها تأکید داره می تونه به تنهایی هم ارائه شه.

راه‌اندازی کسب و کار با هزینه کم و درآمد بالا از خانه

 

بازاریابی اینترنتی، داستان موفقیت کسب و کارا

راه اندازی کار و کاسبی با هزینه کم و درآمد بالا از خونه

محمد حسین قوامی

۲۲

۰

۶ ۱۱۲۱۲

اگه می خواید در کنار تحصیل یا در تایمای اضافه کاری تون کار و کاسبی ای رو شروع کنین و درآمدی داشته باشین، این مقاله دقیقن واسه شما نوشته شده.

اگه شخصیتی مدیر و خطر پذیر دارین و فکر می‎ کنین واسه زندگی کارمندی ساخته نشدین، این نوشته به شما کمک می کنه مشغول هر فعالیتی که هستین، در کنارش از خونه کاری رو که همیشه آرزویش رو داشتین واسه خودتون راه اندازی کنین. بعد وقتی که کار و کاسبی تون رشد کرد، بتونین روی اون به عنوان شغل اصلی حساب کنین.

من در این مقاله تلاش کردم صفر تا صد مراحل راه اندازی یه کار و کاسبی خونگی رو از ابتدایی ترین مراحل، یعنی پیدا کردن ایده های سود رسون، تا اجرای اون بررسی کنم و واسه هر مرحله از اون راهکارهای عملی ارائه دهم.

ایده

منظور من از راهکارهای عملی اینه که مسائل مطرح شده در این نوشته طوری بیان شدن تا قصد راه اندازی هر کاری رو که داشته باشین، از اونا استفاده کنین. فرقی هم نمی کنه کارتون خیلی راحت ساخت یه پیج فروش کاکتوس در اینستاگرام باشه یا به بزرگی ایجاد یه امپراتوری در دنیا مثل اپل.

پس از پایان خوندن این مقاله متوجه میشین چیجوری بدون صرف هزینه زیاد، از راه چیزای مورد علاقه تون به پول برسین.

نوشتن این مقاله حاصل تجربه، تحقیق و مطالعه بیشتر از دو ساله. خود من الان که مشغول نوشتن هستم، برگه استعفایم از شرکت رو آماده کردم و قصد راه اندازی کسب و کارم رو دارم. و خودم از همه این روش ها استفاده می کنم. (البته لازمه بگم الان در نوین به صورت فریلنسر فعالیت دارم و جای دیگه مشغول به کار هستم)

من واسه نوشتن این مطالب زندگی کاری خیلی از مدیران و رهبران موفق جهان رو خونده ام و تجربیات و رازهای موفقیت اونا رو واسه تون آماده کردم. اگه موافق باشین در اول با داستان زندگی یکی از همین افراد شروع کنیم.

داستان موفقیت کار و کاسبی خونگی یه فرد بی خانمان!

بی خانمان

اگه از آدمها سوال کنین به چه دلیل قادر نیستن کاری رو بکنن، همیشه پاسخی آماده از آستین شون در می آوردن. راه شکستن این حلقه اینه که بگید اگه می تونستید اون کار رو انجام بدین چه می شد؟

یکی از دلایل نبود موفقیت مردم در زندگی اینه که رمز موفقیت در انجام کارا سخته و بیان هدف هم واسه شون کار سختیه. واسه اونا طفره رفتن از انجام کارا ساده تره و به جای برنامه ریزی واسه زندگی به این فکر می کنن که چیجوری زندگی شون رو تامین کنن.

برنامه ریزی

اما هنوز آدمای زیادی در دنیا هستن که سبک زندگی و موفقیت شون واسه ما الهام بخش باشه. آدمایی که شرایط بد، کمبود سرمایه و مشکلات بسیار زیاد خود رو واسه موفق نشدن بهونه نمی کنن و با چنگ و دندون به اون می رسن.

مشکلات

ولی اگه قرار باشه اراده فولادی استیو جابز، ثروث آفرینی بیل گیتس و ذوق خلاقانه جف بزوس (Jeff Bezos موسس شرکت آمازون) در مورد کار و کاسبی رو فرازمینی و دست نیافتی بدونیم، هنوز افراد دیگری هم در دنیا هستن که شاید روزی هم سطح ما بوده باشن.

یکی از این آدما که احتمالن تا حالا اسم اونو هم نشنیده اید، رابرت هرجاوک (Robert Herjavec) است. اون تنها هشت سال داشت که بخاطر فرار پدرش از زندان، مجبور شد همراه خونواده مهاجرت کنه. اونا از کرواسی به کانادا رفتن و در زیر زمین خونه یکی از آشناهای شون ساکن شدن. شرایط زندگی در اونجا واسه خونواده هرجاوک خیلی سخت بود. اونا حتی نمی تونستن انگلیسی صحبت کنن و با مردم شهر رابطه داشته باشن. تنها سرمایه اونا در این زمان فقط ۲۰ دلار پول نقد بود و یه چمدون!

دلار

اما هیچ کدوم از این عوامل رابرت رو از پیشرفت باز نداشت و تونست با دو مدرک در رشته های ادبیات انگلیسی و علوم سیاسی از دانشگاه تورنتو فارغ التحصیل شه. اون در کنار تحصیل واسه کمک به خونواده اش، در سراسر شهر روزنامه پخش می کرد و در زمانای آزاد خود هم به جای رفتن به بار و چرخ زدن در شهر، به پیشخدمتی در رستوران می پرداخت.

بعد رابرت واسه کار به یه شرکت نرم افزاری به نام Logiquest  رفت. اما از اون جایی که هیچ تخصصی در کار و کاسبیای کامپیوتری نداشت، با درخواست استخدامش مخالفت کردن. با این حال رابرت هیئت مدیره رو راضی کرد شش ماه به اون فرصت بدن بدون حقوق کار کنه. اون در این مدت جوری سخت کوش و پر تلاش بود که تونست مدیر روابط عمومی این شرکت شه!

چیجوری راه اندازی کار و کاسبی خونگی باعث موفقیت من می شه؟

همونطور که در داستان زندگی رابرت هرجاوک خوندیم، اون تونست با راه اندازی کار و کاسبی خود در منزل، به موفقیتی برسه که رویای خیلی از آدم‎هاست. رابرت و خونواده اش روزی جایی واسه زندگی نداشتن، اما حالا صاحب یه عمارت باشکوه در تورنتو هستن. اونا از فقر کامل به ثروت خیلی زیادی رسیدن.

بازاریابی ربایشی: روش مارکتینگی که به خواب هم نمی دیدید!

رابرت پس از فروش شرکت خود، دوباره یه کار و کاسبی دیگه به نام Herjavec Group بازم در خونه خود راه انداخت! اما به چه دلیل با این وجود که از فروش شرکت قبلی خود به سود کلانی رسیده بود، بازم کار و کاسبی خود رو در منزل راه اندازی کرد؟ در ادامه به دلایلی می پردازیم که نشون میده شروع یه کار و کاسبی خونگی براتون سود رسون میشه:
در کار و کاسبی خونگی تا وقتی که به سوددهی نرسید، احتیاجی ندارین مبلغ زیادی سرمایه گذاری کنین و کار خود رو گسترش بدین؛ چون که واسه خرید/اجازه دفتر، کارگاه و لوازم و استخدام کارمند هزینه اضافه پرداخت نمی کنین و دقیقا واسه همینه که می گم کار و کاسبی خونگی بسیار مقرون به صرفه س و میشه با حذف هزینه های اضافه، یه کار و کاسبی با سرمایه کم راه انداخت. طبق آمار معتبر، ۴۴٪ از کار و کاسبیای خونگی در شروع راه اندازی کمتر از ۵ هزار دلار سرمایه گذاری می کنن. در ایران هم می تونین با سرمایه کم، چیزی حدود ۱ تا ۱۰ میلیون تومن، کارآفرینی خود رو در خونه استارت بزنین. درسته در اول ممکنه یه مقدار ترسناک به نظر برسه ولی بازم تاکید می کنم در شروع می تونین این مبلغ رو تا نزدیک صفر هزار تومن پایین بیارین!

کارآفرینی

کسب درآمد

درآمد شرکت جدید هرجاوک حالا بیش ۱۲۵ میلیون دلار فروش داره و اندازه رشد ۶۴۳ درصدی رو تجربه کرده! اگه بخوایم در اندازه بزرگتری به این قضیه نگاه کنیم می بینیم درآمد حاصل از کار و کاسبیای خونگی آمریکا در سال گذشته چیزی حدود ۴۲۷ میلیارد دلار بوده. در ایران آمار خاصی در مورد درآمد کار و کاسبیای خونگی موجود نیس ولی به جرأت میتونم با در نظر گرفتن پیشرفتای انجام شده در این بخش، این اطمینان رو به شما بدهم اگه کار و کاسبی خود رو با اصول پیش ببرین، می تونین به درآمد مناسبی برسین (در ادامه مطلب روش درست انجام کار و کاسبیای خونگی رو توضیح میدیم).
جالبه بدونین اندازه بیکاری زنان در ایران ۱۷۰% بیشتر از مردونه؛ خیلی از خانوما به دلیل دردسرها و سختی کار خارج از منزل (و حتی در مواردی به دلیل مخالفت خونواده!) به کل کسب درآمد رو کنار می ذارن و اینطوری درآمد آقایون ۲٫۵ برابر بیشتر از زنان هستش. به خاطر همین آرامش حضور در خونه، ساعت کاری منعطف، نظارت بیشتر روی امور منزل و بچه ها، امکان درآمدزایی و رسیدگی به امور خونه به طور همزمان، باعث می شه کار و کاسبی خونگی واسه زنان بسیار مناسب باشه.
چند سال پیش آلوین تافلر (Alvin Toffler) در کتاب موج سوم (The Third Wave) پیش بینی کرده بود که با پیشرفت تکنولوژی، روش کار و زندگی و رابطه آدما دچار تغییر می شه و همین طور هم شد! یکی از عواملی که موجب اختلاف بین کار و زندگی می شه، ساعات کار طولانیه. ایرونیا هرساله چیزی حدود ۲۱۱۲ ساعت دارن کار می کنن. اما قضیه به همینجا ختم نمی شه؛ متوسط زمان یه سفر به محل کار تو تهران چیزی حدود ۵۵ دقیقه س. یعنی هرساله شما ۶۷۰ ساعت در حال رفت و اومد هستین! (این آمار شک نداشته باشین در شهرهای دیگه کمتره اما باز مقدار زیادی میشه)

با این وجود یکی از امتیازات کار و کاسبی خونگی اینه که می تونین این تایم رو در اختیار خودتون باشین و هر طور که خواستین بین زندگی و کارتون تعادل به وجود بیارین. مثلا اگه بخواین ساعت ۳ عصر برید ورزشگاه بازی پرسپولیس رو بدون اینکه نگران مرخصی گرفتن باشین، ببنید. یا این تایم رو به گذروندن با دوستان تون بگذرونین و بعد به خونه برگردین و کاراتون رو بکنین.

ورزش

تو یه نظرسنجی دلایل شخصی آدمایی که عزمشونو جزم کردن کسب و کارشون رو در خونه شروع کنن، پرسیده شده که نتیجه اون به شکل زیره:

۶۰ درصد واسه ایجاد تعادل بین زندگی شخصی و کاری

۴۵ درصد به دلیل کارایی بیشتر

۴۷ درصد به دلیل دوری از ترافیک

۴۴ درصد واسه داشتن تمرکز بیشتر و حواس پرتی کمتر در منزل

۳۸ درصد به دلیل نبودِ استرس محیط کار

استرس

۴۳ درصد به دلیل محیط آروم

۴۴ درصد به دلیل نبودِ راه رفت و اومد به محل کار

۲۹ درصد واسه داشتن زمان بیشتر با خونواده و دوستان از این نوع کار پشتیبانی می کنن.

۲۳ درصد گفتن که اینجور کار و کاسبی ای (به دلیل رفت و اومد کمتر) آسیب کمتری به محیط زیست می زنه.

محیط زیست

۵۵ درصد واسه هزینه سوخت خودرو

رقابتای کار و کاسبی خونگی

شاید دارین به خودتون می گین کسب و کارم رو در خونه راه اندازی می کنم، بدون این دست اون دست کردن فرت و فرت می فروشم. اونقدر پول ام زیاد می شه که یه نفر رو استخدام کنم فقط اونا رو بشمارد. همه چیز در بهترین حالت ممکنه. من بزرگترین کارآفرین دنیا هستم، بیل گیتس باید پیش من لُنگ بندازد! اما بیاد کمی به این ابرهای خیالی بالای سرتون رنگ واقعیت بدیم.

هرآنچه که باید در مورد الگوریتم گوگل پاندا بدونیم

من اصلا دوست ندارم که به شما امید واهی بدهم و مثل بعضی از دوستائی (تاکید می کنم بعضی، نه همه اونا) که در مورد کار و کاسبی یا موفقیت، قانون جذب فعالیت می کنن، دل تون رو الکی خوش کنم. چون که معقتدم واسه اراده کردن بهتر باید همیشه از جهت مخالف هم به قضایا نگاه کنیم تا حرفای بقیه و وضع موجود رو به رقابت بکشیم. به خاطر همین می خوام با در نظر گرفتن مسائل و رقابتایی که امکان داره بعد از راه اندازی کار و کاسبی خونگی سر راه شما سبز شن، احتمال موفقیت رو بالا ببریم.

اراده کردن

  • اولین رقابت و شاید بزرگترین چالشی که خیلی زود با اون مواجه میشین اینه که بعد از راه اندازی کار و کاسبی تون، بیشتر اوقات چاره ای ندارین کارای زیاد و مختلفی انجام بدین. حتی ممکنه قبلا تجربه انجام بعضی این کارا رو هم نداشته باشین و نیاز باشه که اونا رو یاد بگیرین. البته از نظر من که فرصت بسیار مناسبی واسه تون پیش اومده تا مسائل جور واجور رو بیاموزید و با اجرا اونا تجربه های خوبی به دست بیارین. به طور کامل بستگی داره که شما چیجوری به قضیه نگاه بکنین.
  • وقتی که در خونه کار می کنین و اونقدر هم سرتون شلوغه، باید ساعتای زیادی در طول روز در خونه و اتاق تون بمونین. شاید حتی نصف روز رو! و همین موضوع اگه باعث نشه از کارای دیگرتون مثلا درس خوندن یا اصلاح موهاتون عقب بمونین، بدیش اینه باید بگم حتما موجب از دست دادن جایگاه اجتماعی تون، منزوی و دپرس شدنتون می شه. به خاطر همین پیشنهاد می کنم اگه می خواید در خونه کار و کاسبی تون رو پیگیری کنین، وقتی رو واسه انجام دیگه فعالیتا از جمله کارای شخصی، پیشرفت شخصی، گذروندن وقتی با خونواده و حضور در جامعه، کنار بذارین.
  • تنهایی خارج از بُعد شخصی، می تونه در بخش تجاری هم گریبان شما رو بگیرین و در تعامل با کسب کارای دیگه منزوی شید (این رقابت بیشتر واسه کار و کاسبیای بزرگ تر به وجود میاد). رابطه و همکاری با بقیه همکاران و شرکتا واسه آینده شما خیلی با اهمیته. مثلا در نظر بگیرین کار و کاسبی خونگی شما یه سایت در مورد فروش تزئینات سفره عقده. و به پیشنهاد کارشناسان رسانه تجارت نوین مشغول تولید محتوا در سایت تون هستین تا مخاطب جذب کنین. می تونین خیلی راحت سوالات عادی مشتریان احتمالی خود رو جواب بدین و در وبلاگ خود منتشر کنین. ولی اگه از آدمایی که در این مورد حرفه ای هستن، بخواین مثلا به سایت شما لینک بدن، شاید از اونجایی که شما رو نمیشناسند، سخت پیشنهادتان رو قبول کنن. پس اگه می خواین روزی کار و کاسبی تون رو گسترش بدین، از همون شروع فکری به حال این قضیه بکنین تا روابط دراز مدت با بقیه همکاران و کسب و کارا برقرار کنین.
  • یکی دیگه از دلایلی که می تونه چوبی باشه لای چرخ کار و کاسبی خونگی شما، نبود توانایی مدیریت زمان هست. این مسئله وقتی پیش میاد که در برابر عوامل وسوسه برانگیز نمی تونین مقاومت بکنین. مثل وقتی که با دوستان تون به تفریح می رید، قید کار رو می زنید و بیخیالش میشین! واسه رفع این مسئله باید ساعتای کاری منظمی رو واسه خود در نظر بگیرین. دست شما در این انتخاب بازه، هر ساعتی که واسه تون راحت تره رو انتخاب کنین. ولی وقتی که به خونه برمی گردید تا مشغول به کار شید، می ببینن اونه! برادرتون صدای موسیقی رو زیاد می کنه و شرایط واسه شما خیلی سخت می شه. واسه این مسئله راه حلی دارین؟
  • راه حل

اگه تا حالا به این رقابتا فکر نکرده بودین، حتما در اراده کردن تون در مورد راه اندازی کار در خونه، اونا رو در نظر داشته باشین.

 

واسه شروع کار و کاسبی خودمون در منزل از کجا شروع بکنیم؟

مثل اینکه بسیار مصمم هستین، پس حتما به خوندن ادامه بدین!
قدم اول در راه اندازی هر کار و کاسبی ای داشتن یه ایده خوبه. همه چیز با یه ایده شروع می شه؛ اصلا کل زندگی ما، حتی آسونترین فعالیتای روزانه ما براساس ایده ها شکل می گیرن. مثلا وقتی تو یه عصر پاییزی به سرتون می زنه برید قدم بزنین و ناله خِش خِش برگا رو درآرین، خودش یه ایده س. ولی بیشتر اوقات این ایده ها عادی و رومزه هستن. بعضی وقتا هم بعضی از این ایده ها ناب و نوآورانه هستن که ارزش تجاری شدن دارن. این ایده های تجاری هم بسیار عادی و روزمره هستن و هر روز هزارتایشان در دور و بر ما وجود دارن اما بدون اینکه توجهی به اونا داشته باشیم، از کنارشون می گذریم! نکته مهمی که به دردمون می خوره و ارزش بحث کردن داره دقیقا همینجاست: این ایده های دوست داشتنی کار و کاسبی که دنیا رو منفجر می کنن کجا هستن؟ چیجوری میتونم یکی از اونا رو داشته باشیم؟

بذارین قبل اینکه جواب این سوال رو بدهم یه واقعیت رو واسه تون رو کنم. من یا هیچ شخص دیگری نمی تونیم به شما ایده آماده بدیم و بگیم «رفیق بزن تو این کار موفق میشی!» چون مثل این می مونه که به قول انیشتین از ماهی بخوایم از درخت بالا بره. در حالی که علاقه و استعداد ماهی در شنا کردنه و شک نداشته باشین در بالا رفتن از درخت شکست می خوره.

پس قبل از این که کار و کاسبی ای راه اندازی کنین، باید در نظر داشته باشین علاقه هاتون در چه زمینه هستن و چه کارایی رو خوب انجام می دین. شما در طول روز ساعتای زیادی با شغل تون درگیر هستین، حتی بیشتر از وقتی که با خونواده تون می گذرونین. زیر پا گذاشتن علاقه و مهارت تون، زندگی شما رو جهنم می کنه!  همش با خود خواهید گفت «اگه فلان کار رو انجام می دادم موفق تر بودم.»

پس اگه می خواین موفق شید، از خودتون سوال کنین استعدادتون در چه زمینه ایه؟ چی در زندگی تون هست که حاضرید بخاطرش حتی از جون شیرین تون هم بگذرید؟ چه کاری رو می تونین با اشتیاق، بهتر از بقیه بکنین که مشتریان شما رو به رقبای احتمالی تون ترجیح بدن؟ جواب دادن به این سوالات خیلی با اهمیته، دست کم باعث می شه دیگه این همه پشت کنکوری تجربی در رشته آی تی نبینیم و هرکی در بخش ای که واسه اون هستش، فعالیت کنه.

البته یه قانون نانوشته اینجا هست که تا الان هیچوقت کسی به شما نگفته بود. این قانون رو وقتی متوجه میشین که از تموم عالم و آدم شاکی هستین و فریاد می زنید «می دونی من چقدر روی این محصول وقت گذاشتم؟! ای مردم باید بخریدش.» که هممون میدونیم زحمتی که کشیدید تا این محصول رو با علاقه و مهارت تون بسازین، دلیلی بر فروش بیشتر نیس. در واقع روزی میاد که متوجه میشین تا الان داشتین آب در هاون می کوبیدید؛ مثلا خودِ من وقتی عاشق همبرگر خوردن بودم و اصلا توانایی خاصی در خوردن پنج شش تا همبرگر تو یه وعده داشتم 🙂 دوست داشتم شغل آینده ام خوردن همبرگرهای خوشمزه باشه ولی در دنیا هیچوقت کسی واسه مهارت و احساساتم ارزشی قائل نبوده! پس باید چیزای مورد علاقه و توانایی خودمو به سمت تجاری شدن مایل می کردم که مردم حاضر باشن واسه اون پول بدن و فروش داشته باشم. این یعنی یه بیزینس واقعی!

همبرگر

حال این سوال پیش میاد که این مردم جهان حاضراند پولای نازنین شون رو کجا خرج کنن؟ واقعا واقعا اونا از کسب و کارا چه میخوان؟ خیلی ساده س!، این مردم دوست داشتنی در آخر روز میخوان خوشحال باشن. کار و کاسبی ای که به مشتریان کمک می کنه خوشحال باشن و مشکلی از اونا رو حل کنه، جایگاه بهتری واسه موفقیت داره.

پس می تونیم به این نتیجه برسیم برخلاف تصور همه مردم، ایده های پولساز از مغز افراد خلاق بیرون ، بلکه این ایده ها به وجود اومده به وسیله توجه اونا به مشکلات زندگیه. یعنی به جای اینکه به دنبال ایده های کار و کاسبی باشیم باید به دنبال مشکلات بگردیم تا بتونیم زندگی مردم رو بهتر بکنیم و اونا هم حاضر شن واسه کاری که واسه شون انجام می دیم به ما پول بدن.

مشکلات همه جا هستن. همیشه دنیا به آدمایی نیاز داره که بتونه راه حل مناسبی واسه اونا پیدا کنه. راب فیتزپاتریک (Rob Fitzpatrick) در این باره میگه: «ﻣﺮدم ﻣﺸﮑﻼت ﺷان رو ﻣﯽ ﺷﻨاسند وﻟﯽ نمی دونن ﭼﻄﻮر ﺑﺎﯾﺪ اونا رو ﺣﻞ کنن.» این وظیفه شماس که به عنوان موسس یه کار و کاسبی راه حلی واسه اونا پیدا کنین.

مثلا بنیانگذاران کار و کاسبی مامان پز در اول فهمیدن که خیلی از افراد وقت نمی کنن آشپزی کنن و از طرفی هم میونه خوبی با غذاهای رستورانی ندارن. به خاطر همین کار و کاسبی ای راه انداختن تا این مشکل رو حل کنن و شروع کردن به ارائه غذاهای خونگی واسه مشتریان.

یا یه مثال خوب دیگه که درک مناسبی از نیاز مردم و بازار پیدا کرده بود و تونست موفق شه، موتور جستجوی هوشمند خرید ترب بود؛ از اونجایی که در بازار ایران معمولا قیمتا ثبات خاصی ندارن و هر فروشنده ای اجناس خود رو با قیمت دلخواه خود می فروشه؛ ترب با هدف شفاف سازی قیمتا به وجود اومد تا افراد بتونن با کمترین هزینه اجناس مد نظرشون رو بخرن.
تا اینجا فهمیدیم مرحله اول واسه موفق شدن در کار و کاسبی اینه که دقیقا بدونیم می خوایم در چه بخش ای فعالیت کنیم. پیشنهاد من به شما این بود که وارد زمینه کاری شید که به اون علاقه دارین و  کاری رو انجام بدین که در اون مهارت بدین. بعد گفتیم واسه پیدا کردن ایده کار و کاسبی احتیاجی نیس از خلاقیت خود استفاده کنین. بلکه فقط کافیه مشکلات دور و بر خودتون رو پیدا کنین و راه حلی واسه اون فکر کنین. حالا که یه ایده (یا بهتره بگم یه مشکل واسه حل کردن) دارین، وقت اون رسیده که باهم بررسی کنیم بینیم با عملی کردن اون موفق میشین یا نه؟

کلا سه خطر شکست هنگام راه اندازی یه کار و کاسبی هست که باید قبل از عملی کردن ایده مطمئن شید به دام اونا نخواهید افتاد:

  • خطر محصول
  • خطر بازار و مشتری
  • خطر رقبا

خطر محصول یا خدمات:

چند وقت پیش شخصی یکی از دوستانم پیشنهادِ ساخت یه دستگاه خودکار جفت و جور پیاز سرخ کرده رو مطرح کرد. کاری که این دستگاه قرار بود بکنه این بود که طی چند بار چرخاندن پیاز روی یه تیغه، پوست پیاز رو جدا کنه. در مرحله دوم پیاز ساطوری و خورد می شد و در آخر روی حرارت قرار می گرفت تا خوب سرخ شه. دستگاه عالی و کاربردی به نظر می رسید و شخص تولیده کننده با بازار سنجی که انجام داده بود، از فروش اون مطمئن بود. به خاطر همین یه وام واسه ساخت دستگاه پیاز سرخ کن اتوماتیکش گرفت. ولی بعد از یه مدت کار روی دستگاه فهمید یه جای کار مشکلی هست و نتونست دستگاه رو تکمیل کنه. خطر کار اون روی محصولش بود. شاید بهتر بود قبل از دریافت وام از اینکه می تونه محصولش رو بسازه یا نه مطمئن می شد. حتی می تونست یه نمونه کوچیک و کم هزینه از دستگاهش رو به صورت آزمایشی بسازه.

راه حل – برآورد هزینه:

خطر محصول یا خدمات بیشتر اوقات به خاطر کمبود پول و پله و سرمایه پیش می آید (وگرنه می تونستیم با تلاش زیاد و استخدام افراد حرفه ای به هر ترتیبی که شده محصول تون رو بسازیم). با این وجود که راه اندازی یه کار و کاسبی خونگی بسیار مقرون به صرفه هست، اما هنوزم نیاز به مقداری پول واسه شروع کارمون دارین. چرتکه بندازین ببینین از پس هزینه های اجرایی کردن ایده کار و کاسبی خود بر خواهید اومد؟ مثلا اگه بخواین یه پیج اینستاگرام واسه فروش گیاهان دارویی در خونه راه بندازین، چقدر پول واسه خرید محصول نیاز دارین؟ تا چه وقتی می تونین از پس پرداخت هزینه های خرید محصول بربیاید؟ اینجا حتی می تونین کلک هم بزنین. مثلا واسه کاهش هزینه های خود با یه عطاری هماهنگ کنین و اجناس اونو به صورت آنلاین بفروشین و وقتی که به درآمد مناسبی رسیدید، خودتون محصول بخرین (یا اگه خیلی بزرگ فکر می کنین تولید بکنین).

نکته زیادی که باید موقع برآورد هزینه در نظر داشته باشین اینه که چون هنوز بازده کار شما مشخص نیس، نباید اصلا زیاد هزینه کنین. ساموئل کلاسون (Samuel Clason) در در یکی از کتابای خود به نام ثروتمندترین مرد باِبل میگه «شما باید بتونین مخارج واقعی خود رو با چیزی که دوست دارین داشته باشین از هم جدا کنین».  مثلا اگه می خواین یه سایت با طرح دلخواه خود داشته باشین، می تونین واسه شروع یه سایت با دست کم امکانات راه بندازین. بعدا که به سود رسیدید اونو گسترده تر کنین و امکانات دلخواه خود رو اضافه کنین.

مایک کلوم (Mike Clum) مدیرعامل شرکت Clum Creative (شرکت سازنده ویدئوهای تبلیغاتی) در مورد کاهش هزینه ها در اول کار شرکتش میگه: «وقتی که تازه کارم رو شروع کرده بودم، همه پولی رو که درمی آوردم واسه خودم نگه می داشتم. همه کارا رو ساده انجام می دادم؛ چون فکر می کردم که پول کافی واسه استخدام کردن بقیه ندارم.» شمام باید یاد بگیرین خودتون از پس کاراتون بر بیاد. البته واقعا واقعا  احتیاجی نیس که بلد باشین همه کارا رو بکنین. فقط کافیه از هر چیزی کمی سر در بیارین.

خطر مشتری و بازار:

بیشتر دلایل شکست کار و کاسبیای نوپا مربوط به همین بخشه. حدود ۴۷ درصد از کار و کاسبیایی که شکست می خورن، توجه زیادی روی بازاریابی و مشتری هاشون ندارن. با این فرض که شما یه محصول عالی دارین، باید بدونین اصلا مردم به این محصول نیاز دارن؟ واسه اون پول پرداخت می کنن؟ تعداد مشتری هاش زیاده؟

البته اگه ایده شما براساس حل یه مشکل به دست اومده، تا حد زیادی این خطر رو کاهش دادین. اما هنوز کلی سوراخ سنبه هست که توجهی به اونا نکرده این! مثلا در نظر بگیرین فهمیدین افراد زیادی فراموش می کنن موقع خارج شدن از اتاق، لامپا رو خاموش کنن. و بخاطر همین هزینه برق زیادی پرداخت می کنن. شما تا اینجا یه مشکل خوب واسه حل کردن دارین و تصمیم می گیرین به اون‎ها لامپ سنسوردار بفروشین تا هزینه هاشون رو کم کنن. اما در نظر نگرفته اید که این افراد، مگه در موارد نادری که کم کاهش مصرف انرژی واسه شون اهمیت داشته باشه، اگه حاضر بودن واسه خرید محصول شما پول بدن، اصلا با پرداخت هزینه برق بیشتر مشکلی نداشتن!

بیاد با هم یکی از کسب و کارایی رو که بخاطر خطر مشتری و بازار شکست خورد رو بررسی بکنیم: کار و کاسبی بقچه، سفارش و تحویل آنلاین نون داغ تو تهران. اگه با این کار و کاسبی آشنایی ندارین باید بگم که بقچه یه اپلیکیشن واسه کسائی بود که دوست نداشتن در صف نانوایی بایستند. این افراد می تونستن با لباس راحتی در خونه بمونن تا بقچه واسه شون در کیسه های پارچه ای، نونای برش خورده تازه بیاره.

اما بدیش اینه یه مدت پیش بیان گذار بقچه شکست کار و کاسبی بقچه رو در صفحه اصلی سایت و اپلیکیشن اعلام کرد. موارد زیادی به عنوان دلایل اصلی بقچه اعلام شد. ولی به نظر من یکی از دلایلی شکست بقچه توجه نداشتن به نیاز مردم بود (که خود بنیان گذار اون اشار ه ای به اون نداشته). واقعا تعداد کسائی که حاضر باشن روی ۲ هزار تومنی که واسه خرید نون میدن، ۲ هزار و پانصد تومن هزینه پیک بدن، زیاد نیس!

این موضوع رو از مدتا پیش، حتی با بررسی دیدگاه های جور واجور افراد در مورد بقچه هم می شد فهمید. مثلا وقتی که هنوز بقچه فعالیت داشت، یکی از دوستان به نام امیرحسین در اینستاگرام درباره بقچه کامنت گذاشته بود: گرون میده، تازه هرینه ارسال هم میگیره..صرف نمیکنه خلاصه…همه حالش اینه با دمپایی لا انگشتی بپری سر کوچه صف وایسی نون بگیری 🙂

راه حل – از فروش اجناس/خدمات خود مطمئن شید

بهترین روشی که می تونین فهمیده باشین محصول تون به فروش می رسه یا نه، صحبت با خودِ مشتریاس. اونا بهتر از هرکی دیگری به شما خواهند گفت از محصول یا خدمات شما خریداری می کنن یا نه. یکی از مسائلی که خیلی از بیان گذاران با اون برخورد کردن (مخصوصا هنگام جذب سرمایه گذار)، مواجه شدن با آدمایی بوده که می گفتن ایده تو فوق العاده س، تو دنیا رو دست نداره. ولی پای عمل پا پس کشیده ان. دلیل این رفتار اینه که آدما ممکنه تو رودربایسی گیر بکنن و نتونن رک و راست نظرشون رو به شما بگن.

به خاطر همین ما تستِ مامان انجام می دیم! تست مامان در واقع یه سری قانون ساده واسه طراحی سوالای مناسب و خوبه تا یاد بگیریم چیجوری با مشتری هایی احتمالی آینده مون صحبت کنیم و با وجود دروغایی که از همه می شنویم، ایده مون رو اعتبار سنجی کنیم. این تست در کتاب mom test به وسیله راب فیتزپاتریک بیان شده. و حالا خوبیش اینه به وسیله تیم پینگوینو با مدیریت آرش میلانی به فارسی ترجمه شده که می تونین خریداری بکنین و قبل از راه اندازی کار و کاسبی تون، از خوب بودن ایده تون مطمئن شید

خطر رقبا:

این خطر خیلی ترسناک نیس و خیلی راحت میشه اونو حل کرد. خطر رقبا کلا میگه وقتی که می خواین کار و کاسبی تون رو راه اندازی کنین، در نظر داشته باشین که چه افراد یا شرکتای دیگری در بخش شما فعالیت دارن و اجناس یا خدمات مشابه شما رو ارائه میدن.  می تونین با این شرکتا رقابت کنین؟ می تونین محصولی با همون کیفیت یا بالاتر ارائه بدین یا خیر؟

راه حل –  رقبای خود رو بررسی کنین

اگه اولین کار و کاسبی ای هستین که وارد یه بخش میشین، خیلی به نفع شما میشه. می تونین با نوآوری نام برند خودتون رو سر زبونا بیارین و فروش زیادی داشته باشین. با این حال این نکته رو هم بدونین که نوآوری تا آخر عمر شما رو تضمین نمی کنه و شرکتای زیادی هستن بدون این دست اون دست کردن بعد از شما، در مورد کاری شما شروع به فعالیت می کنن. درست مثل وقتی که اسنپ کار خود رو به عنوان اولین سرویس تاکسی آنلاین در ایران شروع کرد، شرکتای جور واجور دیگری هم وارد این بخش شدن.

اگه ممکنه در شرایطی قرار بگیرین که با رقبای نام داری رقابت کنین، دلیلی نداره پا پس بکشین. بلکه می تونین یه قسمت از بازار رو هدف بگیرین. باید در بازار کار و کاسبی خود مشکلات و نیازها رو بشناسین و راه حلی واسه اونا ارائه بدین. از خود سوال کنین ادما از چه خدمات یا ﻣﺤﺼﻮﻟﯽ اﺳﺘﻔﺎده می کنن؟ چقدر واسه اون هزینه پرداخت می کنن؟ میشه یه روش ساده تر جانشین کرد؟ اگه بخوان از این روش جدید استفاده کنن چقدر باید هزینه کنن؟ چه دلیلی داره از راه پیشنهادی من استفاده کنن؟ به این کار بازاریابی جاویژه (به معنی پیدا کردن جای خاص بازار) میگن. هدف از بازاریابی جاویژه دقیق شدن و فوکوس کردن روی تامین کردن یه کالا یا خدمات واسه بخش کوچیکی از بازاره که جنسا یا خدمات موجود نتونسته ان نیاز اون بخش رو خوب برآورده کنن.

۳٫ روز مورد علاقه کارتون رو متصور شید

حالا که یه ایده سود رسون دارین و می دونین چه اجناس یا خدماتی می خواین بفروشین، دقیقا مشخص کنین به چی می خواین برسین؛ در اول کار باید با آگاهی مشخص کنین مثلا تا همین چند وقت دیگه که خیلی هم دور نیس شش ماهه می خواین به فروش X تعداد از یه محصول در روز برسین. یا حتی کمی بزرگ تر فکر کنین. مثلا بگید در بازه زمان طولانی تر ۳ تا ۵ س