سپاسگزاری
سپاس و ستایش پروردگار یکتایی که ذات بیکرانش آکنده از علم و دانش است و چه با سخاوت از این خوان بی همتا، بشر را موهبتی شگرف ارزانی داشت .
به انجام رسیدن این پایان نامه مرهون راهنمایی و کمک بزرگوارانی است که در مراحل مختلف تحصیل از هیچ کوششی دریغ نورزیدند، از این رو بر خود لازم می دانم که از زحمات و تلاش آنها قدردانی نمایم.
از استاد ارجمندم سرکارخانم دکتر کاترین فکری به خاطر راهنمایی های گرانبها و ارزنده و هدایت صبورانه در تهیه و تدوین این پایان نامه ، تقدیر و تشکر می نمایم و برایشان از درگاه حق تعالی آرزوی به فرجامی دارم. از استاد گرانقدر سرکارخانم دکتر زهرا قادری کمال تشکر و قدردانی را دارم. همچنین از خانم دکتر لادن معین مدیر گروه محترم مشاوره تقدیر و تشکر می نمایم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چكيده 1
فصل اول: كليات پژوهش
1-1 مقدمه 3
1-2 بيان مسأله 6
1-3 اهميت و ضرورت پژوهش 8
1-4 اهداف پژوهش 9
فصل دوم:ادبيات و پيشينه پژوهش
2-1- پيشينه نظري پژوهش 13
2-1-1 رضایت جنسی 13
2-2- نظریه های مطرح شده در رضایت جنسی 18
2-3- اضطراب اجتماعی 29
2-4- سبک های هویتی 40
2-5- مفهوم شناسي هويت 41
2-6- نظریات مرتبط با سبك هويت 43
2-7- تحقيقات خارجي 51
2-8- تحقيقات داخلي 54
2-9- جمع بندی و نتیجه گیری 57
فصل سوم: روش شناسي پژوهش
3-1 روش پژوهش 59
3-2 جامعه آماري پژوهش 59
3-3 نمونه مورد مطالعه 59
1 -3-2 روش نمونه گيري 60
3-4 ابزار پژوهش 60
3 -4-1 مقياس سبک های هويت (6G-ISI) 60
3 -4-2 پرسشنامه اضطراب اجتماعی جرابك 61
3 -4-3 مقياس رضایت جنسی یاوری کرمانی 62
3-5 روش اجراي پژوهش 62
3-6 روش تجزيه و تحليل اطلاعات 63
3-6- ملاحظات اخلاقي 63
فصل چهارم:يافته هاي پژوهش
4 -1 يافته‌هاي‌ توصيفي مربوط به آزمودنيها 65
4 -2 يافته‌هاي‌ استنباطي 67
فصل پنجم:بحث و نتيجه گيري
5-1- خلاصه پژوهش 74
5 -2- بحث و نتيجه گيري (تبيين و تفسير نتايج پژوهش) 74
5-4- پيشنهادات 78
منابع و مآخذ 80
منابع فارسي 81
پيوست ها 97

فهرست جداول
عنون صفحه
جدول 3-1 جدول ويژگي هاي دموگرافيك نمونه مورد مطالعه 59
جدول 3-2 سوالات خرده مقياس هاي پرسشنامه سبك هويت برزونسكي 60
جدول 3-3 شماره سوالات خرده مقياس هاي ابزار اضطراب اجتماعي 62
جدول 4-1 محاسبات شاخص هاي توصيفي اضطراب اجتماعي در كل نمونه آماري 65
جدول 4-2 محاسبات شاخص هاي توصيفي سبك هاي هويت در كل نمونه آماري 66
جدول 4-3 محاسبات شاخص هاي توصيفي رضايت جنسي در كل نمونه آماري 66
جدول 4-4 نتيجه آزمون همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه متغيرهاي پژوهش 66
جدول 4-5: نتيجه شاخص برازش مطلق كاي اسكوئر 68
جدول 4-6 نتايج محاسبات شاخص هاي برازش تطبيقي 69
جدول 4-7 نتيجه محاسبات شاخص كاي اسكوئر بهنجار شده 69
جدول 4-8 محاسبات وزن رگرسيوني (ضرايب تأثير) مدل تدوين شده 70
جدول 4-9 نتيجهي آزمون همبستگي پيرسون (سبك هاي هويتي با اضطراب اجتماعي) 71
جدول 4-10 نتيجهي آزمون همبستگي پيرسون (اضطراب اجتماعي با رضايت جنسي) 72

فهرست شكل ها
عنوان صفحه

شكل1-1 نمودار فرضيه اصلي پژوهش 10
شكل 4-1 مدل مسير تدوين شده (مفروض) 67
شكل 4-2 مدل مسير تدوين شده (مفروض) به همراه مقادير برآورد شده 68
شكل 5-1 مدل مسير تدوين شده (مفروض) به همراه مقادير برآورد شده 75

چكيده
هدف از پژوهش حاضر بررسي نقش واسطه گري اضطراب اجتماعي در رابطه سبك هاي هويتي با رضايت جنسي است. اين پژوهش توصيفي و از نوع همبستگي است. جامعه مورد مطالعه عبارت است از کلیه معلمين متأهل زن و مرد شهر مشهد كه در سال تحصیلی 93-92 در مقطع دبيرستان مشغول به تدریس بودند. حجم نمونه مورد مطالعه در اين پژوهش310 نفر است كه با استفاده از روش نمونهگيري خوشه اي تصادفي چند مرحله اي انتخاب شدند. جهت جمع آوري دادهها از پرسشنامه هاي رضايت جنسي ياوري كرماني (1386)، سبك هاي هويت برزونسكي (1989) و اضطراب اجتماعي جرابك (1996) استفاده شد. در اين پژوهش داده ها به لحاظ توصيفي و استنباطي توسط نرم افزار SPSS و Amos تحليل شد. نتايج به دست آمده نشان داد كه اضطراب اجتماعي داراي نقش واسطهگري معناداري در رابطه سبك هاي هويت و رضايت جنسي مي باشد. همچنين سبك هاي هويتي بر رضايت جنسي اثر مستقيم معناداري نيز دارد. در مجموع نتايج اين پژوهش تاييدي بر نقش سبك هاي هويت و اضطراب اجتماعي در رضايت جنس معلمين متأهل بود.
كليد واژه ها: سبك هاي هويتي،‌ اضطراب اجتماعي، رضايت جنسي، معلمين متأهل

فصل اول
كليات پژوهش

1-1مقدمه
در دنیای اطلاعات و جهان ارتباطات امروز، که پیشرفت تکنولوژی، هر لحظه، انسانهای جوامع و فرهنگهای مختلف را به یکدیگر نزدیک و نزدیکتر می کند، خواسته های بشر، بیشتر و جدیدتر شده و رفاه، آزادی، آرامش، لذت و تنوع اهمیت بیشتری پیدا نموده اند. از این رو «سکس» جایگاهی مهمتر یافته و نه تنها در رده نیازهای فیزیولوژیک انسانها همانند تشنگی، گرسنگی و نیاز به هوا و خواب، بلکه در حیطه نیازهای معنوی و عرفانی چون نیاز به زیبایی و کمال در نظر گرفته می شود (ا
وحدی، 1385). غریزه جنسی از نیاز های ذاتی انسان است. به طوری که مزلو1 (1976؛ به نقل از واندر ماسن2؛ 2004). این نیاز را در رده ی نیاز های جسمانی یا نیاز های حیاتی اولیه قرار داده است. در زمینه رابطه جنسی نیز می توان گفت که اگر چه زندگی زناشویی سعادتمندانه فقط تا اندازه ای مربوط به رابطه جنسی است ولی این رابطه ممکن است از مهم ترین علل خوش بختی یا عدم خوش بختی در زندگی زناشویی باشد. زیرا اگر این رابطه قانع کننده نباشد منجر به احساس محرومیت، ناکامی و عدم احساس ایمنی (به خطر افتادن سلامت روان) و در نتیجه از هم پاشیدگی خانواده می شود. (شاملو، 1380). در بیان نیاز های بیولوژیک، غریزه جنسی، آمیختگی عمیقی با نیاز های روانی داشته به طوری که می توان تاثیر این خواسته را در بسیاری از ابعاد زندگی مشاهده کرد (بایرز و دمونز3، 1999). از لحاظ لغوی واژه رضایت جنسی به احساس خوشایند فرد از نوع روابط جنسی اطلاق می گردد. باید اشاره کرد که سطوح بالایی از رضایت جنسی منجر به افزایش کیفیت زندگی زناشویی شده که این منجر به کاهش بی ثباتی زناشویی در طی زندگی می گردد. هاید ودی لاماتر (2000) رضایت جنسی را رضایت در فعالیت جنسی و رضایت هیجانی تعریف کرده اند (هاید و دلاماتر، 2000). رضایت جنسی فقط لذت جسمانی نیست و شامل کلیه احساسات باقی مانده پس از جنبه های مثبت و منفی ارتباط جنسی می شود (مک نیل4 و بایرز، 2006). رضایت جنسی شامل رضایت فرد از فعالیت های جنسی خود تا رسیدن به اوج لذت جنسی است (اسپنس5، 1991). رضایت جنسی زناشویی در دو حالت صورت می گیرد: 1. رضایت با فعالیت ها 2. رضایت عاطفی و هیجانی (هاید و دلاماتر6، 2000).
رشد فرد در زمینه های اجتماعی و سازگاری با دیگر افراد، یکی از فاکتورهای مهم در زندگی زناشویی است که کیفیت آن به سالهای قبل تر زندگی فرد بر می گردد. اضطراب اجتماعی که از آن به عنوان تجربه ی ناراحت کننده در حضور دیگران تعریف می شود و یکی از عواملی است که در روند رشد و تکامل اجتماعی افراد خلل ایجاد می کند. مراد از اختلال اضطراب اجتماعي يا هراس اجتماعي ترس آشكار و پيوسته از موقعيت هاي اجتماعي يا عملكردي است و از اين باور فرد ناشي مي شود كه او در اين موقعيت ها به طرز خجالت آور يا تحقيرآميزي رفتار خواهد كرد (رينگولد ، هربرت و فرانكلين7، 2003). شیوع کلی این اختلال تقریبا 13 درصد است (انجمن روانپزشکی آمریکا8، 1381) و در جایگاه سوم اختلال های روان پزشکی پس از اختلال افسردگی اساس و وابستگی به الکل قرار دارد (نیکلسون9، 2008؛ کسلر10 و همکاران، 1994) و اگر درمان نشود با دوره ای مزمن و پنهان همراه می گردد (لمپ11، 2009) و اختلال اساسی در کار و حوزه های اجتماعی ، عملکردهای علمی، خانوادگی و شخصی (رپی12، 1995) ایجاد می کند و سبب کاهش کیفیت زندگی فرد می شود (استین13 و همکاران، 2005). این اختلال زمینه ساز اختلال های شخصیتی، اختلال های خلقی، اضطرابی و اختلال های مرتبط با مواد است (انجمن روان پزشکی آمریکا، 1381) و از این رو در سالهای اخیر، به عنوان اختلالی دارای اهمیت در زمینه بهداشت همگانی در نظر گرفته شده است (فرمارک14، 2002؛ به نقل از رپی و اسپنس15، 2004). فردی که دچار اضطراب اجتماعی است، هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معمول از هر موقعیت که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار بگیرد، اجتناب می ورزد. این افراد ممکن است احساس عدم اعتماد به نفس کنند؛ زیرا تصور می کنند که دیگران آنان را دوست ندارند. علاوه بر این، این افراد ترس از انتقاد، اجتناب از تماس چشمی و ترس از ابراز وجود دارند (هرمزی نژاد،1380). طبق تعریف انجمن روان پزشکی آمریکا (APA،1994)، اضطراب اجتماعی عبارت است از ترس دائمی و مشخص از یک یا چند موقعیت اجتماعی یاعملکردی که فرد احساس می کند در معرض افراد نا آشنا یا موشکافی احتمالی از سوی دیگران قرار گرفته و تحقیر یا شرمسار خواهد شد (نقل از مسعود نیا،1388).
افراد دارای اضطراب اجتماعی ویژگی هایی دارند که آنان را از دیگران متمایز می سازد. این افراد در هنگام صحبت کردن با دیگران احساس خجالت و عصبانیت می کنند. نگران این هستند که اشخاص دیگر درباره ی آنان چگونه فکر می کنند و در هنگام آشنایی با افراد جدید مضطرب می شوند. این افراد اغلب درباره ی اشتباه کردن، نادانی و حرف های احمقانه فکر می کنند، ترس دارند که دیگران آنها را ضعیف پندارند و به آنان بازخورد منفی دهند. این افراد ممکن است احساس عدم اعتماد به نفس کنند؛ زیرا تصور می کنند که دیگران آنان را دوست ندارند. علاوه بر این، این افراد ترس از انتقاد، اجتناب از تماس چشمی و ترس از ابراز وجود دارند (هرمزی نژاد،1380).
شکل گیری هویت بستری برای برقراری ارتباط صمیمانه دو سویه و مشارکت در روابط به وجود می آورد. مطالعه هويت داراي سابقه اي طولاني است و بسياري از نظريه پردازان به نحوي به آن پرداخته اند، ولي مفهوم شكل گيري هويت با توجه به مراحل رشد، براي اولين بار توسط اريكسون (1959) مطرح شد. اريكسون (1965) هویت را پاسخ به سوال “من كيستم؟” ميداند. چارچوب مفهومي مطرح شده توسط اريكسون، بوسيله مارسيا16 (1968) پي گيري شد. وي با ارائه الگويي از حالت هاي چهارگانه هويت، اساسي را براي مطالعات بعدي پي ريزي كرد. در دو دهه اخير، مطالعات هويت از ديدگاه روانشناسي با اقدامات و پژوهش هاي برزونسكي (1968، 2000، 2003) دنبال شده است (اميديان، 1388). برزونسكي (1990) نقش فرض هاي معرفت شناسي شخصي در شكل گيري هويت را بررسي كرد و نتيجه گرفت كه افراد از فرايند هاي شناختي- اجتماعي
مختلفي براي حل مسائل شخصي، تصميم گيري ها و پردازش اطلاعات مرتبط با “خود” و در نهايت شكل گيري هويت خود استفاده ميكنند. او معتقد است كه افراد، هويت خود را بر اساس سه جهت گيري پردازش شناختي مختلف بنيان مينهند كه آنها را سبك هاي پردازشي هويت ناميد (حسيني، مزيدي، حسينچاري، 1389). اين سه سبك عبارت اند از: سبك اطلاعاتي17: افراد داراي اين سبك، فعال، جستجوگر و ارزياب هستند و به طور دائم در پي كسب اطلاعات مناسب جهت شكل دهي هويت خود ميباشند. سبك هنجار مدار18: اين گروه از افراد بيشتر به موضوع تأييد اجتماعي و جامعه پسندي رفتارها توجه ميكنند و ملاك خود را براي پذيرش ارزش ها، تأييد افراد معتبر قرار ميدهند. سبك سردرگمي/ اجتنابي19: اين دسته از افراد از موقعيت هايي كه مستلزم تصميم گيري


پاسخی بگذارید