با آزمايش کردن همراه باشد، و زماني که آزمايش اين نظريه را رد کرد او به سادگي قبول مي کند که بايد انعطاف پذير باشد و اشتباهات را بپذيرد.
به اين دليل اين دانش آموز در دوره دبيرستان در دروس علوم تجربي نظريات غير علمي خود را ساده تر کنار بگذارد. (کتاب معلم چهارم دبستان ،1381 ،ص 5 )

هدفهاي آموزش علوم در دوره ابتدايي سه حيطه زير را شامل مي شود:

1- کسب دانستني هاي ضروري
2- کسب مهارتهاي ضروري
3- کسب نگرشهاي ضروري .(همان منبع،ص 6 )
2-3- پيشينه مطالعاتي
2-3-1 بررسي تحقيقات انجام شده در ايران:
الف )در حوزه تحليل محتواي ويليام رومي
در ارتباط با محتواي کتب درسي دوره ابتدايي، تحقيقي تحت عنوان بررسي ميزان دشواري واژه هاي متداول جهت انتقال مفاهيم علمي کتاب علوم تجربي چهارم دبستان، توسط آقاي منصور حيدر فر به عنوان پايان نامه فوق ليسانس در سال 1369 در دانشگاه تربيت معلم تهران صورت گرفته است. يافته هاي مهم اين تحقيق عبارتند از:
1- واژه هاي به کار رفته در کتاب علوم تجربي پايه چهارم از توان علمي و سطح درک و فهم آنها بيشتر مي باشد.
2- پنجاه درصد دانش آموزان حتي محتواي کتاب علوم را نفهميده اند زيرا نمره بسيار ضعيفي در آزمون به دست آورده اند. بدين ترتيب هر سال بايد نيمي از دانش آموزان مردود شوند اما چون نظام آموزشي و ارزشيابي تحصيلي، متکي بر حافظه است از اين رو اين گروه از دانش آموزان نيز امکان ارتقاء به کلاس بالاتر راه مي دهد.
3- افرادي که والدينشان از تحصيلات بيشتري برخورداند، نمرات بيشتري در آزمون به دست آورده ند و مطالعه غير درسي در افزايش خزانه لفات دانش آموزان مؤثر بوده است(حيدر فر، 1369).
همان طور که ملاحظه مي شود اين تحقيق نشان مي دهد که مفاهيم واژه هاي به کار رفته در کتاب فراتر از قوه فهم دانش آموزان است و اين شبهه را به وجود آورد که عدم توانايي دانش آموزان فقط به واژه ها و مفاهيم را بسته است يا نحوه ارائه محتوا نيز شکل درست و فعال ارائه شده است؟ بنابراين براي روشن شدن اين مطلب بررسي نحوه ارائه محتوا و مفاهيم نيز ضرورت مي يابد.( حيدر فر، 1369).
نتايج پژوهش قاسم نصراللهي گيل در سال تحصيلي 73-72 تحت عنوان ” تجزيه و تحليل کمي بخش جغرافياي کتب تعليمات اجتماعي پايه هاي چهارم و پنجم دبستان و کتب جغرافياي دوره راهنمايي به روش ويليام رومي ” به عنوان پايان نامه کارشناسي ارشد در دانشگاه علامه نشان مي دهد که :
1- ميزان درگيري دانش آموز با متن بخش جغرافياي کتب تعليمات اجتماعي پايه هاي چهارم و پنجم و کتاب جغرافياي پايه سوم راهنمايي ، ميزان درگيري دانش آموز با متن هر يک ار فصول اين پايه صفر است . ميزان درگيري دانش آموز با شکل و نمودار هر يک از فصول ،کمتر از حداقل مطلوب ( 4/0 ) يا صفر است .
ميزان درگيري دانش آموز با پرسش فصول 1 ، 2 ، 5 ، و 7 بين دو حد مطلوب ( 4/ 0 و 5/1 ) و ساير فصول پايين تر از حداقل مطلوب ( 4/0 ) است . شکل و نمودار و پرسش بخش جغرافياي کتب و تعليمات اجتماعي پايه هاي چهارم و پنجم دبستان و شکل و نمودار کتاب جغرافياي اول راهنمايي ، شاخص درگيري دانش آموز با محتوا ، بالاتر از حداقل مطلوب ( 4/0 ) هستند در نتيجه شيوه تاليف آنها فعال است و مطلوب بوده است . ميزان درگيري دانش آموز با متن ، شکل و نمودار و پرسش از بخش جغرافياي کتب تعليمات اجتماعي دبستان به کتب جغرافياي دوره راهنمايي تغيير معني دار کرده است . به عبارت ديگر ميزان درگيري دانش آموز با متن ، شکل و نمودار و پرسش کاهش يافته است .
نتايج پژوهش اعظم يعقوبيان در سال تحصيلي 1377 تحت عنوان ” بررسي محتواي کتاب جغرافياي دوره پيش دانشگاهي بر اساس تکنيک ويليام رومي ” به عنوان پايان نامه کارشناسي ارشد در دانشگاه علامه نشان مي دهد که :
1- شاخص درگيري محاسبه شده در زمينه متن کتاب جغرافياي دوره پيش دانشگاهي در سال تحصيلي 77 بسيار نازل و غير قابل قبول مي باشد . ( شاخص برابر ، 015/0 است ) بنابراين متن کتاب نمي تواند منجر به ايجاد درگيري فعال گردد .
2- شاخص درگيري دانش آموزان با پرسشهاي کتاب در حد مطلوب است .( شاخص برابر با 62/0 است)
لذا پرسشها مي تواند باعث مشارکت دانش آموزان در امر يادگيري و در نهايت ايجاد يادگيري فعال در آنان گردند .
3- با توجه به آنکه شاخص محاسبه شده در رابطه با درگيري دانش آموزان با اشکال کتاب ،کمتر از حد مطلوب ويليام رومي است ، لذا پرسشها نمي تواند باعث مشارکت دانش آموزان در امر يادگيري و در نهايت ايجاد يادگيري فعال در آنان گردند .
4- با توجه به آنکه شاخص محاسبه شده در رابطه با درگيري دانش آموزان با اشکال کتاب ،کمتر از حد مطلوب ويليام رومي مي باشد ( شاخص برابر با 05/0 است ) ، لذا مي توان نتيجه گرفت که اشکال کتاب نمي تواند سبب يادگيري فعال در دانش آموزان گردند . بنابراين مي توان گفت از ميان سه مقوله متن ، پرسش و اشکال کتاب مورد نظر ، تنها پرسشها مي توانند منجر به يادگيري فعال دانش آموزان گردند .
نتايج پژوهش جوادي پور ،محمد در سال 1374 ،تحت عنوان “بررسي نحوه تاليف کتابهاي تعليمات اجتماعي دوره راهنمايي تحصيلي بر اساس تکنيک ويليام رومي در نظام آموزش و پرورش” به عنوان پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه علامه نشان مي دهد که :
1- شاخص درگيري دانش آموزان تا متن در کتابهاي تعليمات اجتماعي در سال اول 29/0 در سال دوم 13/0 و سال سوم 09/0 مي باشد . بدين وسيله مشاهده مي شود که شاخص درگيري در هر سه کتاب ب اساس تکنيک ويليام رومي پايين تر از حد مطلو
ب بوده و متون تاليف شده به روش غير فعال مي باشند .
2- شاخص درگيري دانش آموزان با پرسش در کتابهاي تعليمات اجتماعي سال اول 08/1 و سال دوم 48/0 و سال سوم 25/0 مي باشد . نتايج تحقيق نشان مي دهد که شاخص درگيري در کتابهاي سال اول و دوم بالاتر از حد مطلوب قار دارد در حالي که در کتاب سال پايين تر از حد مطلوب مي باشد .
3- شاخص درگيري دانش آموزان با اشکال در کتابهاي تعليمات اجتماعي در سال اول 1 ،در سال دوم صفر و در سال سوم 25/0 مي باشد . نتايج تحقيق نشان مي دهد که شاخص درگيري اشکال تنها در سال اول در حد مطلوب و در کتابهاي سال دوم و سوم پايين تر از حد مطلوب قرار دارد.
نتايج پژوهش سعيد صداقت در سال 75-1374 تحت عنوان “ارزشيابي شيوه تاليف محتواي کتابهاي علوم تجربي پايه اول و دوم ابتدايي با استفاده از روش ويليام رومي “به عنوان پايان نامه کارشناسي ارشد در دانشگاه تربيت معلم نشان مي دهد که :
1- پرسشهاي کتاب علوم تجربي پايه اول و دوم ابتدايي به صورت عيرفعال ارايه شده اند.
2- تصاوير کتاب علوم تجربي پايه اول ابتدايي به صورت عيرفعال ارايه شده اند.
3- تصاوير کتاب علوم تجربي پايه دوم ابتدايي به صورت فعال ارايه شده اند.
4- متن کتاب علوم تجربي پايه اول و دوم ابتدايي به صورت فعال ارايه شده اند.
نتايج پژوهش کوروش فتحي واجارگاه در سال 1372 تحت عنوان ” ارزشيابي شيوه ارايه محتواي کتب علوم تجربي دوره ابتدايي سال 72-71 بااستفاده از روش ويليام رومي “به عنوان پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه تربيت معلم نشان مي دهد که :
شيوه تاليف کتب علوم پايه هاي دوم و سوم و چهارم و پنجم ابتدايي نامطلوب اما پرسش اکثر فصول در حد مطلوب مي باشد،و شاخص درگيري دانش آموز باتصاوير و اشکال اکثر فصول اين کتب به استثناي پايه پنجم(چهار فصل کمتر از 4/0 و چهار فصل در حد مطلوب مي باشد )نا مطلوب است .
نتايج پژوهش سيد منصور مرعشي تحت عنوان ” ارزشيابي شيوه ارايه محتواي کتاب شيمي 2 بااستفاده از روش ويليام رومي “در نشريه آموزش شيمي نشان مي دهد که :
1- ضريب درگيري با متن کتاب شيمي 2 در فصلهاي 6 گانه اين کتاب به ترتيب عبارتند از :
– فصل 1 :42/0 – فصل 2 :44/0
– فصل 3 :81/0 – فصل 4 :57/0
– فصل 5 :94/0 – فصل 6 :61/1
که نشان دهنده اين مساله است که هر 6 فصل کتاب شيمي سال دوم به صورت فعال ارايه شده است .
2- بررسي ميزان بکارگيري روش فعال در ارايه پرسشها و تمرينهاي آخر فصل هر يک از فصلهاي کتاب شيمي 2 ،ضرايب به دست آمده در اين کتاب به ترتيب عبارتند از :
– فصل 1 :1 – فصل 2 :42/1
– فصل 3 :40/1 – فصل 4 :25/1
– فصل 5 :58/0 – فصل 6 :66/4
که از 6 فصل ،5 فصل به صورت فعال و 1 فصل به صورت غير فعال ارايه شده است و اين امر نشان دهنده اين واقعيت است که به جز پرسشها و تمرينهاي پايان فصل 6 ،بقيه فصلهاي کتاب پرسشهايي را براي دانش آموزان مطرح کرده اند که منجر به درگيري ذهني آنان با مساله شده و قدرت تجزيه و تحليل و تفکر منطقي آنان را مورد توجه قرار داده است .
ب ) در حوزه حيطه ي شناختي بلوم
نتايج پژوهش ابراهيم اديبي سده در سال 1374 ، تحت عنوان ” تحليل محتواي کتاب تعليمات اجتماعي دوره راهنمايي بر اساس طبقه بندي بلوم و همکاران “به عنوان پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه تربيت معلم دانشکده علوم تربيتي ، نشان مي دهد که :
1- محتواي کتابهاي تعليمات اجتماعي پايه اول ،دوم ،سوم راهنمايي به گونه اي تدوين شده که سطح دانش در کتاب اول 70/32 درصد ، کتاب دوم 56/51 درصد و کتاب سوم 54/51 درصد مورد توجه قرار گرفته است . درمجموع 70/46 درصد کل محتوا در اين سه کتاب به سطوح دانش اختصاصي يافته است.
2- سطح درک و فهم درکتاب تعليمات اجتماعي سال اول 66/41 درصد ،کتاب سال دوم 64/31 درصد و در کتاب سال سوم 24/41 درصد مورد توجه قرار گرفته است .در مجموع 29/37 درصد کل محتواي اين سه کتاب به سطح درک و فهم اختصاص يافته است .
3- سطح کاربرد در کتاب اجتماعي سال اول راهنمايي 13/5 درصد ، کتاب سال دوم 17/1 درصد و در کتاب سال سوم به اين سطح توجه نشده است ، و در مجموع 82/1 درصد کل محتوا در اين سه کتاب سطح کاربرد را شامل مي گردد .
4- سطح تجزيه و تحليل در کتاب تعليمات اجتماعي سال اول راهنمايي 77/5 درصد ، کتاب سال دوم 34/2 درصد و در کتاب سال سوم به اين سطح توجه نشده است .در مجموع 28/4 درصد کل محتواي اين سه کتاب سطح تجزيه و تحليل را مورد توجه قرار داده است .
5- سطح ترکيب در کتاب تعليمات اجتماعي سال اول راهنمايي 77/5 درصد ، در کتاب سال دوم 91/3 درصد و در کتاب سال سوم 55/1 درصد مورد توجه قرار گرفته است .در مجموع 63/3 درصد کل محتواي اين سه کتاب سطح ترکيب اختصاص يافته است.
6- سطح ارزشيابي در کتاب تعليمات اجتماعي سال اول راهنمايي 97/8 درصد ، در کتاب سال دوم 38/9 درصد و در کتاب سال سوم 67/5 درصد مورد توجه قرار گرفته است .در مجموع 08/8درصد کل محتواي اين سه کتاب به سطوح ارزشيابي اختصاص يافته است .
نتايج پژوهش ذبيح ا… رحماني در سال 1375 ، تحت عنوان “تحليل محتواي کتاب دانش اجتماعي نظام جديد متوسطه بر اساس طبقه بندي بلوم و همکاران “به عنوان پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه آزاد اسلامي نشان مي دهد که :
1- در تدوين محتواي اين کتاب به همه سطوح حيطه شناختي به يک اندازه توجه نشده است .
2- در تدوين محتوا ، سطح دانش و درک و فهم بيشتر مورد توجه بوده اند و سطوح کاربرد ، تجزيه و تحليل ، ترکيب و ارزشيابي کمتر مورد توجه بوده اند .
3- محتواي کتاب دانش اجتماعي نظام جديد سال 75-74 از نظر ميزان پوش
ش بر روي سطح حيطه شناختي از توازن مناسبي برخوردار نمي باشد .
4- در تدوين پرسشهاي کتاب به همه سطوح حيطه شناختي به يک اندازه توجه نشده است .
5- در تدوين پرسشهاي کتاب ، سطح دانش ، درک و فهم و تجزيه و تحليل بيشتر مورد توجه بوده اندو سطوح کاربرد ، ترکيب و ترزشيابي کمتر مورد توجه بوده اند.
6- فراواني و درصد هدفهاي رفتاري سطوح حيطه شناختي کتاب دانش اجتماعي نظام جديد ، به ترتيب از بيشتر به کمتر عبارتند از : دانش ، درک و فهم ، تجزيه و تحليل ، کاربرد ، ترکيب و ارزشيابي .
نتايج پژوهش محسن ابراهيم زاده کيا کلايه در سال 78-77 تحت عنوان ” تحليل محتواي کتاب تعليمات اجتماعي پنجم ابتدايي بر اساس طبقه بندي بلوم و


دیدگاهتان را بنویسید