کرد:
1- حفظ، احيا و بهر‌ه‌برداري بهينه از منابع طبيعي تجديد شونده نظير آب و خاک، افزايش توليد محصولات کشاورزي در واحد سطح و کاهش هزينه توليد، صرفه‌جويي در مصرف آب، ايجاد بستر مناسب جهت کشت‌وکار مکانيزه و کاهش سختي کار کشاورزان، صرفه‌جويي در زمان آبياري، افزايش کارآيي و بهينه‌سازي مصرف ساير نهاده‌هاي کشاورزي، ايجاد زمينه لازم جهت برنامه ‌ريزي و به‌کارگيري الگوي کشت مناسب و تناوب زراعي صحيح و مبارزه با بيماري‌ها به نحو مطلوب و سهولت برداشت محصول و پايين آمدن تلفات حين برداشت.
و در سطحي کلان‌تر اين امر اثرات غيرمستقيم اقتصادي و اجتماعي فراواني در پي خواهد داشت که به طور کلي عبارتند از:
1-افزايش سطح درآمد کشاورز و بهبود وضع رفاهي در محيط روستا، جلوگيري از مهاجرت‌هاي بي‌رويه، ارتقا دانش و بينش فني کشاورزان و تغيير تفکرات سنتي روستاييان و ايجاد امکاناتي جهت افزايش صادرات با تغييرات بوجود آمده در ميزان توليد.
2-5-5- تجهیز و نوسازی اراضی شالیزاری در شهرستان شفت استان گیلان
استان گیلان دارای 238040 هکتار اراضی شالیکاری میباشد (سازمان جهاد کشاورزی گیلان، 1392). شهرستانهای رشت (62336 هکتار)، شهرستان صومعهسرا (28000 هکتار)، و شهرستان لاهیجان (23816 هکتار) به ترتیب اولویت، سه شهرستان دارای بیشترین سطح زیر کشت برنج میباشند. شهرستان شفت با داشتن 14330 هکتار سطح برنجکاری، ششمین شهرستان استان گیلان از نظر سطح زیرکشت برنج میباشد (تقریباً 6 درصد سطح زیر کشت استان گیلان). استان گیلان دارای 178835 هکتار اراضی شالیزاری با قابلیت اجرای طرح تجهیز و نوسازی اراضی بوده که از این مقدار، 9605 هکتار متعلق به شهرستان شفت میباشد (4/5 درصد). سطح اراضی شالیزاری تجهیز شده استان گیلان تا پایان سال 1391 به مقدار 68100هکتار بوده که از این مقدار، 5187 هکتار متعلق به شهرستان شفت میباشد (6/7 درصد اراضی تجهیز شده استان گیلان) که طی سالهای 1391-1375 در روستاهای مژدهه، چوبر، دوبخششهر، ناصران، تکرم، لیشاوندان، اسلامآباد، گورابلیشاوندان، کلاشمبالا، کوزهگران، ماشاتوک، شادخال، کاسان، تالشمحله، ملاسرا، میرسرا، کوزانبالا، جیرده، چوسر، خمیران، شالده، گوراب آقاسیدیعقوب، راستهکنار پسیخان، برزوهندان، مردخه، لیفکو، خلیلان، کمسار، تانیمحله، گیلده، پده، کاظمآباد، عثماوندان، شیخمحله، بیجارسر، کولیسرا، چکوسر، بدآب، خرطوم و بیالو اجراء گردیده که دارای 5965 بهرهبردار میباشد. با توجه به آمار بالا، استان گیلان دارای 110735 هکتار اراضی شالیزاری با قابلیت اجرای طرح تجهیز و نوسازی اراضی بوده که سهم شهرستان شفت از این مقدار 4418 هکتار میباشد (4 درصد)، (سازمان جهاد کشاورزی گیلان، 1392). (جدول2-2).

کل اراضی شالیزاری استان (هکتار)
اراضی شالیزاری خارج از شبکه سفیدرود (هکتار)
اراضی شالیزاری داخل شبکه سفیدرود (هکتار)
سطح اراضی شالیزاری شهرستان
نام شهرستان

ردیف
سطح باقیمانده تجهیز نشده
سطح اراضی تجهیز شده
سطح اراضی دارای قابلیت تجهیز
سطح اراضی شالیزاری
سطح باقیمانده تجهیز نشده
سطح اراضی تجهیز شده
سطح اراضی دارای قابلیت تجهیز
سطح اراضی شالیزاری
سطح باقیمانده تجهیز نشده
سطح اراضی تجهیز شده
سطح اراضی دارای قابلیت تجهیز
سطح اراضی شالیزاری

0
921
921
3200
0
921
921
3200
0
0
0
0
3200
آستارا
1
12159
5841
18000
23570
0
0
0
0
12159
5841
18000
23570
23570
آستانه
2
200
2506
2706
3500
200
2506
2706
3500
0
0
0
0
3500
املش
3
404
993
1397
4820
0
397
397
2600
404
596
1000
2220
4820
انزلی
4
2718
3283
6001
15987
2718
3283
6001
15987
0
0
0
0
15987
تالش
5
51294
6856
58150
62336
1105
50
1155
1238
50189
6806
56995
61098
62336
رشت
6
5912
3739
9651
10000
5912
1785
7697
8046
0
1954
1954
1954
10000
رضوانشهر
7
400
1750
2150
3377
166
1061
1227
1927
234
689
923
1450
3377
رودبار
8
1248
6378
7626
10700
1248
6378
7626
10700
0
0
0
0
10700
رودسر
9
836
2031
2867
4434
251
678
929
1437
585
1353
1938
2997
4434
سیاهکل
10
4418
5187
9605
14330
1101
1738
2839
4235
3317
3449
6766
10095
14330
شفت
11
10730
10777
21507
28000
100
400
500
515
10630
10377
21007
27485
28000
صومعهسرا
12
1796
5501
7297
13870
0
1343
1343
2553
1796
4158
5954
11317
13870
فومن
13
14457
5446
19903
23816
0
2298
2298
2750
14457
3148
17605
21066
23816
لاهیجان
14
3374
3626
7000
9100
994
1443
2437
3168
2380
2183
4563
5932
9100
لنگرود
15
789
3265
4054
7000
789
1973
2762
5047
0
1292
1292
1953
7000
ماسال
16
110735
68100
178835
238040
14584
26254
40838
66903
96151
41846
137997
171137
238040
جمعکل
جدول (2-2) مشخصات سطح اراضی شالیزاری، سطوح تجهیز نشده و سطوح قابل تجهیز استان گیلان به تفکیک شهرستان (سال 1392)
مأخذ: سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان

2-6- توسعه پایدار
چارچوب مفهوم توسعه پایدار بر تعلق «آینده به همه ما» و «برابری بین نسلها» استوار است (رضاییمقدم، 1376). توسعه پایدار فرآیندی است در جهت استفاده منطقی و بهینه
از منابع و هدایت سرمایهگذاریها و سمتگیریهای تکنولوژی در راستای تأمین سازگار با نیازهای حال و آینده بشری که بر مبنای دیدگاهی کلینگر، کلیه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر نیازهای بشری را دربر میگیرد (ابراهیمی و کلانتری، 1382). مفهوم توسعه پایدار معادل رشد قرار میگیرد. توسعه یک مفهوم کیفی را مشخص میکند و میتوان آن را معادل با افزایش کیفیت زندگی دانست که مسائلی چون بهداشت، آموزش، رفاه، آزادی بیان و غیره را دربر میگیرد، اما مفهوم پایداری توسعه شامل چندین مفهوم است، یعنی پایداری اکوسیستم محیطزیست، پایداری منابع طبیعی، پایداری توسعه اقتصادی و پایداری رفاه و توسعه انسانی. بنابراین توسعه پایدار یعنی ایجاد فضای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که تضمینکننده کیفیت مطلوب زیستی باشد و بتواند مسائل یادشده را بصورت پایدار و ماندگار حفظ کند (حسینزاده دلیر، 1380).
مفهوم پایداری از دیدگاههای مختلف متفاوت است، بطوریکه اقتصاددانان بر رشد پایدار و مستمر اقتصادی و مصرف مواد غذایی و کالاها تأکید دارند، اکولوژیستها در پایداری و استمرار بقای بیوسفر، همچنین تنوع ژنتیکی گونههای گیاهی و جانوری نظر دارند، جامعهشناسان، تأثیر فرهنگ و سنتها در تقاضا برای مصرف و استمرار و پایداری سنن و رسوم را مورد توجه قرار میدهند، در حالیکه هر یک از این گروهها بر یکی از ابعاد توسعه تأکید دارند، توسعه پایدار کلیه ابعاد و جوانب فنی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی را بصورت همهجانبه مورد توجه قرار میدهد (رسولاف، 1372).
سازمان FAO توسعه پایدار را مدیریت و حفاظت از شالوده منابعطبیعی و جهت دادن به تغییرا فنآورانه و نهادی میداند، بهنحوی که تحقق نیازهای نسلهای فعلی و آتی انسان به صورت مستمر تأمین و تضمین شود، چنین توسعهای از منابع ژنتیک گیاهی و حیوانی، آب و زمین حفاةت میکند و نیز از نظر زیستمحیطی فرساینده و ویرانگر نیست، از نظر فنی متناسب، از نظر اقتصادی شکوفا و از نظر اجتماعی قابل قبول است (صدوق، 1380).
از نظر سازمان یونسکو پایداری یعنی اینکه هر نسل منابع آب، خاک و هوا را پاک و بدون آلودگی به همان وضعیتی که تحویل گرفته است، باقی بگذارد (خلیلیان، 1378).
بالاخره اینکه توسعه پایدار به معنای مدیریت استفاده از منابع طبیعی، انسانی و اقتصادی در کنار حفاظت از محیطزیست، به گونهای که پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع را به دنبال داشته و ابعاد مختلف توسعه انسانی بهویژه افزایش رفاه ناخالص را به صورت پایدار و مستمر برای نسل امروز و آینده بشر، به ارمغان آورد.
2-6-1- کشاورزی پایدار
یکی از جنبههای مهم توسعه پایدار، کشاورزی پایدار است که نه تنها نیازهای آتی مربوط به افزایش تولید بلکه کیفیت محیطزیست و آب و خاک را نیز حفظ مینماید (رضاییمقدم، 1376). در کل تعریف واحدی برای کشاورزی پایدار وجود ندارد (سعادتی و همکاران، 2010؛ گومز و ریسگو8، 2009؛ دکویجر و همکاران9، 2002). دسیلوا و همکاران10، 2001 معتقدند: کشاورزی پایدار رویکردی برای تضمین پایداری اقتصادی، اجتماعی زیستمحیطی است که بر اساس یک الگوی برابر نامیده شده است. بنابراین سه هدف اصلی کشاورزی پایدار را میتوان بهرهوری اقتصادی، کیفیت زیستمحیطی و مسئولیت اجتماعی بیان کرد (کریمی و منصورآبادی، 2008) که باید به صورتی متعادل در کنار یکدیگر قرار گیرند. کرمی معتقد است کشاورزی پایدار، یک فلسفه مبتنی بر اهداف انسانی و درک تأثیر درازمدت از فعالیتهای انسان روی محیطزیست و گونههای دیگر است (کریمی، 1995). در جمعبندی تعاریف فوق، بسحاق به نقل از نوری بیان میکند که توسعه پایدار کشاورزی عبارت است از: دستیابی به حداکثر عملکرد کشاورزی با استفاده از مجموعه منابع مؤثر در کشاورزی، مشروط بر اینکه از طریق این کشاورزی، منبعی تخریب نشود یا هدر نرود و هیچ بخشی از جامعه، اعم از جامعه کنونی و نسلهای آینده زیان نبینند (بسحاق، 1390). در واقع توسعه کشاورزی بهعنوان کانون و محور اصلی توسعه کشور، از نقش و جایگاه ویژهای برخوردار است بهنحوی که قریب به 90 درصد از تولید ناخالص ملی و 26 درصد از صادرات غیرنفتی متعلق به بخش کشاورزی است، که این موضوع، جایگاه و اهمیت بخش کشاورزی را تبیین مینماید. اما با این وجود نظامهای کشاورزی مبتنی بر مصرف بیرویه سموم و کودهای شیمیایی و تأکید بیش از حد بر افزایش تولیدات ضمن بر هم زدن توازن و تعادل اکوسیستمهای زراعی و طبیعی و کاهش حاصلخیزی خاک موجب شده تا در دو دههی اخیر تأکید بیشتری بر بهکارگیری روشهای کشاورزی پایدار شود (صدیقی و روستا، 1382).
برخی از متخصصان از دید اکولوژیکی به کشاورزی پایدار مینگرند و برخی دیگر، این اصطلاح را فراتر از تضمین جنبههای اکولوژیکی صرف دانسته، بهطوری که که آن را دربرگیرنده جنبههای اخلاق، رشد پایدار، پایداری نهادها و جوامع روستایی نیز میدانند (رضاییمقدم و کرمی، 1385). به عبارت دیگر کشاورزی پایدار، طرحی از یک سازمان اجتماعی و اقتصادی بر پایه یک پندار منصفانه و مشارکتی از توسعه است که منابع محیطی و طبیعی را بهعنوان پایه فعالیتهای اقتصادی قلمداد مینماید. در واقع، کشاورزی زمانی پایدار است که از نظر اکولوژیکی بیخطر، از لحاظ اقتصادی بادوام، از دیدگاه اجتماعی مقتضی و از جنبه زراعی مناسب بوده و بر اساس یک رهیافت علمی و کلینگر پایهریزی شود (Gold, 2001).
2-6-2- یکپارچهسازی اراضی و کشاورزی پایدار
یکپارچهسازی اراضی موجبات توسعه روستایی را فراهم میآورد زیرا با این عمل میتوان کارایی
و رقابت سالم را ایجاد کرده و تلفیق بهتری از زنجیرههای کشاورزی داشت. همچنین، این فرآیند شرایط اقتصادی روستاییان را با فرآهم آوردن تولید بیشتر، فعالیتهای غیرزراعی و دسترسی به بازار و اعتبارات و شرایط اجتماعی را با ایجاد فرصتهای اشتغال، مشارکت، دسترسی به خدمات بهداشتی و آموزشی، بهبود میبخشد (FAO, 2003). یکپارچهسازی اراضی برای بقای اهداف کشاورزی ضروری میباشد و میتواند زیرساختها و معیشت زندگی روستاییان را ارتقاء داده و مقدمات توسعه پایدار را فرآهم سازد (Molen and Uimonen, 2005).
2-7- ارزیابی اثرات زیستمحیطی
ارزیابی اثرات زیستمحیطی یک دیدگاه تلفیقی عملیاتی شده و اجرایی در جهت توسعه پایدار میباشد، دیدگاهی که نظامی بههم پیوسته را دایر بر این که همه چیز در محیطزیست به پایداری میرسد مدنظر قرار میدهد. در این نظام هر نوع فعالیت در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی و غیر آن با یکدیگر مرتبط بوده و بههم پیوند میخورند و این مفهوم به بارزترین نحو و صریحترین شکل در اصل پنجاهم قانون اساسی


دیدگاهتان را بنویسید