دانشگاه مازندران دانشکده حقوق و علوم سیاسی
پایان نامه دوره کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی
موضوع:
مقایسه سیاست ملت سازی جمهوری اسلامی ایران در دوران سازندگی و اصلاحات(1368-1384)
استاد راهنما:
جناب آقای دکتر علی کریمی
استاد مشاور:
جناب آقای دکتر مهدی رهبری
نام دانشجو:
ﻣﺤﻤﺪ رضایی
شهریور 1390
سپاسگزاری:
از استاد بزرگوار جناب آقای دکتر علی کریمی مله، به عنوان استاد راهنما که با رهنمودها و راهنمایی های علمی و دلسوزانه شان، اینجانب را در طی مراحل تحقیق مورد عنایت قرار دادند کمال تقدیر و تشکر را دارم و از زحمات و مشاوره های جناب آقای دکتر مهدی رهبری به عنوان استاد مشاور که در تهیه این پژوهش اینجانب را یاری نمودند کمال سپاسگزاری را دارم.
تقدیم :
تقدیم به پدرو مادر عزیزم ، آنان که وجودم برایشان همه رنج و وجودشان برای من همه مهر.
توانشان رفت تا به توانایی برسم و موهایشان سپید گشت تا رویم سپید بماند.
چکیده:
ملت سازی فرآیند است که طی آن شهروندان جامعه به تدریج پیرامون نقاط مشترک و وحدت آفرین به خود فهمی می رسند و اشتراکات را تقویت می کنند و در عین حال نقاط گسست و شکاف برانگیز از بین می رود یا تضعیف می شود. وجود ملتی یکپارچه و منسجم یکی از مهم ترین لوازم تداوم حیات دولت های کنونی است. بدون وجود ملتی متحد، بقاء و حیات کشور امکان پذیر نیست. بنابراین سیاست هایی که در جهت ساخت ملت و ایجاد همگرایی در بین مردم یک کشور که از اقوام و اقلیت های دینی و زبانی و فرهنگی مختلف تشکیل می شود، بسیار حائز اهمیت است.در این پژوهش کوشش بر این است که سیاست ها و تصمیماتی که در جهت برنامه های ملت سازی در جمهوری اسلامی ایران (دوره سازندگی و اصلاحات‌ ) گرفته شده است، مورد شناسایی و بررسی قرار گیرد. به عبارت دیگر فرض اساسی در این پژوهش عبارت از این است که: الگوی ملت سازی در دوره سازندگی تمرکز گرا و مبتنی بر توسعه اقتصادی و در دوره اصلاحات تمرکز زدا و مبتنی بر توسعه سیاسی و فرهنگی بوده است.
هدف اصلی این پژوهش فهم بهتر و شناسایی سیاست های ملت سازی و قومی در کشور ایران که ملت آن متشکل از اقوام و اقلیت های دینی، زبانی و فرهنگی متفاوت است، می باشد. روش تحقیق در این پژوهش نیز مقایسه ای است.در این تحقیق در مرحله اول به کلیات و مفاهیم ملت سازی و عناصر هویت ملی که سازنده سیاست های ملت سازی اشاره شده است. در مرحله دوم، به بررسی برنامه ها و فرآیند ملت سازی در طول تاریخ ایران توجه گردیده و در مرحله بعدی علل تنوع قومی در ایران و وجود اقوام گوناگون بررسی و تحلیل شده است. سپس الگوهای ملت سازی اجرا شده در دو دوره سازندگی و اصلاحات مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت وجوه مشابهت ها و تفاوت ها در این دو الگو مورد شناسایی و تحلیل قرار گرفته میشود. بر اساس نتایج این تحقیق، در جمهوری اسلامی ایران، سیاست های ملت سازی روندهای متفاوتی را پشت سر گذاشته است،‌به گونه ای که تدوین تصمیمات ملت سازی در دوره سازندگی مبتنی بر توسعه اقتصادی و نوسازی و در دوره اصلاحات مبتنی بر توسعه سیاسی و فرهنگی بوده است. توجه و تاکید هریک از این دولت ها به یک وجه از توسعه کشور در سیاست ملت سازی خود باعث شکاف ها و پیامدهای نامطلوب برای مردم کشور و آینده آن ها شده است.
کلید واژه ها: ملت، ملیت، همانند سازی،‌ تکثر گرایی، هویت ملی، سیاست قومی
فهرست مطالب
مقدمه1
فصل اول: کلیات، مفهوم شناسی، عناصر هویت ملی
1-1 کلیات3
1-1-1 بیان مسأله3
1-1-2 سؤال های تحقیق4
1-1-3 پیشینه و ادبیات تحقیق4
1-1-4 محدوده تحقیق7
1-1-5 فرضیه ها7
1-1-6 اهداف تحقیق8
1-1-7 روش تحقیق8
1-1-8 مفاهیم تحقیق10
1-1-9 سازماندهی تحقیق11
1-2 مفهوم شناسی11
1-2-1 ملت11
1-2-2 ملیت13
1-2-3 فرآیند ملت سازی14
1-2-4 همانندسازی18
1-2-5 تکثر گرایی19
1-2-6 هویت ملی19
1-2-7 ناسیونالیسم21
1-2-7-1 انواع ناسیونالیسم22
1-2-8 سیاست قومی23
1-3 عناصر هویت ملی24
1-3-1دین و مذهب25
1-3-2 زبان26
1-3-3 جغرافیا یا سرزمین27
1-3-4 فرهنگ (رسوم ملی،آیین ها،اسطوره ها،هنر)28
1-3-5 تاریخ و سرنوشت مشترک29
1-3-6 بستگی های مشترک اقتصادی30
1-3-7 میراث سیاسی مشترک (دولت)31
1-3-8 اراده جمعی داوطلبانه32
فصل دوم:
ملت ایران در ادوار مختلف تاریخی با تمرکز بر بعد از انقلاب اسلامی 1979
2-1 مقدمه34
2-2 تاریخ سیاست های ملت سازی در دوران باستان و اسلامی34
2-3بررسی سیاست های ملت سازی بعد از انقلاب اسلامی 197936
2-3-1 رویکرد امت مدارانه (الگوی آرمان گرایانه)36
2-3-2رویکردتلفیقی36
2-3-3 رویکرد وحدت در کثرت37
2-3-4 دوران سیاست جنگی42
2-4 نتیجه گیری46
فصل سوم : وضعیت جمعیت شناختی جمهوری اسلامی ایران ( با تأکید بر تنوع قومی)
3-1مقدمه…………………………………………………………… 48
3-2 بررسی وضعیت تنوع قومی در جهان48
3-3 تنوع قومی در ایران و علل آن52
3-4 علل گونا گونی قومی در ایران53
3-4-1زبان55
3-4-2 دین56
3-4-3موقعیت جغرافیایی ؛ اقوام مهاجر و کوچ نشین57
3-4-4 برنامه های نوسازی (نفوذ فرهنگ غرب)58
3-5 ایران: موزاییک اقوام58
3-5-1 قوم آذری65
3-5-2 قوم کرد67
3-5-3 قوم عرب70
3-5-4 قوم بلوچ72
3-5-5 قوم ترکمن75
3-5-6 قوم لر78
3-6 نتیجه گیری80
فصل چهارم: سیاست ملت سازی در دوران سازندگی و اصلاحات در جمهوری اسلامی ایران (1384- 1367)
4-1 مقدمه82
4-2 دوره سازندگی82
4-2-1 تأکید بر توسعه اقتصادی و تشدید نابرابری های منطقه ای82
4-2-2تشدید تمرکز گرایی در ساختار سیاسی کشور86
4-2-3 مصوبههای شورای عالی انقلاب فرهنگی در دوره سازندگی…………………………………………..87
4-2-4 دیدگاه های رئیس دولت سازندگی88
4-2-5 برنامه ها و اهداف طرح ریزی شده دولت و هیات وزیران(1376-1368)91
4-2-6 نتایج و عملکرد دولت سازندگی94
4-2-7 جمع بندی اقدامات دوره سازندگی در جهت تدوین سیاست ملت سازی (1376- 1368)100
4-3 دوره اصلاحات (1384-1376)103
4-3-1 دیدگاه رئیس دولت اصلاحات در زمینه ملت سازی103
4-3-2 اولویت یافتن مسایل فرهنگی و سیاسی (اهداف و برنامه های طرح ریزی شده دولت و هیات وزیران)107
4-3-3 تمرکز زدایی اداری، برنامه ریزی111
4-3-4 تغییر نگرش در مبانی هویت ملی و وفاق اجتماعی ( تغییر در مبانی ملت سازی)113
4-3-5 عملکرد و نتایج دولت اصلاحات(1384-1376)115
فصل پنجم : نتیجه گیری
5-1 وجوه تفاوت در دو الگوی ملت سازی در جمهوری اسلامی ایران124
5-2 وجوه تشابه در سیاست های ملت سازی در دوران سازندگی و اصلاحات126
فهرست منابع131
منابع فارسی131
منابع لاتین136
فهرست جداول
جدول شماره 3-1 تقسیمات ایرانیان بر اساس زبان و دین54
جدول شماره 3-2 خانواده های زبانی در ایران56
مقدمه
موضوع ملت سازی از مباحث کلیدی و راهبردی در عرصهی علوم سیاسی و روابط بین الملل میباشد. چون مقدمه و اساس مطالعات سیاسی دولت، حکومت و جامعه که روابط و مناسبات این اجزا پیش زمینه و سرآغاز مطالعات رشته های سیاسی و بین الملل را تشکیل میدهد و بدون شناخت ملت و عناصر ملت سازی، مطالعه در زمینه علوم فوق کاری بیهوده و بدون محتوی خواهد بود، زیرا ملت به عنوان موضوع کلان و پیچیده اسکلت بندی مطالعات سیاسی و بین الملل را تشکیل می دهد.
واقعیت پدیده ملت سازی و گونه های مختلف سیاست های ملت سازی قدمتی تاریخی دارد اما نظریه پردازی پیرامون آن با پیدایش دولت – ملت های مدرن اروپایی و شیوع نظریه های نوسازی و توسعه مقارن شده است. در همین راستا صاحب نظران مختلف درباره مؤلفه ها و عناصر ملت، شیوه های شکل گیری ناسیونالیسم و ملی گرایی در میان ملت ها و نسبت ملت به عنوان کل با هویت های خرده مثل گروه های قومی، نژادی، زبانی و مذهبی و نسبت سیاست ملت سازی با دموکراسی، آزادی، خشونت یا همزیستی سیاسی و الگوهای متفاوت ملت سازی در ملت های نوپا و تاریخی نظریه های متعددی را مطرح نموده اند.
کشور ایران به عنوان یکی از تمدنهای کهن در طول تاریخ فراز و فرودهایی داشته و حوادث گوناگونی را پشت سرگذاشته است ولی ملت ایران توانسته ماندگاری خود را با وجود تحولات بزرگ در تمام عصرها و دورهها حفظ نماید. بنابراین شناخت الگوها و گونه های ملت سازی در ایران و خصوصاً بعد از انقلاب اسلامی از اهمیت بسیاری برخوردار است.
لذا با توجه به این توضیحات و همچنین به دلیل اهمیت موضوع ونبود کارهای تحقیقی پیرامون ملت سازی در ایران، خصوصاً در مطالعات موردی پیرامون جمهوری اسلامی، دراین پژوهش سعی گردیده است تا الگوهای ملت سازی اتخاذ شده از سوی دولتهای بعد از انقلاب اسلامی مورد مطالعه قرار گیرد ونقش آن در روند توسعه و تعالی ایران در طی دوره های مختلف علی الخصوص در دوران سازندگی و اصلاحات مورد کاوش و بررسی قرار گیرد.
فصل اول
الف : کلیات طرح تحقیق
ب : مفاهیم و مؤلفههای ملت و ملت سازی
ج : عناصر هویت ملی
1-1کلیات
1-1-1 بیان مسأله :
ایجاد روح مشترک ملی که از آن با عنوان ملت سازی یاد می شود، هدف اساسی کلیه ی نظام های سیاسی در همه ادوار تاریخ بوده و هست. در بیانی ساده ملت سازی فرآیندی است که طی آن شهروندان جامعه به تدریج پیرامون نقاط مشترک و وحدت آفرین به خود فهمی می رسند و اشتراکات را تقویت می کنند و در مسیر تکامل آن گام بر می دارند و در عین حال نقاط گسست و شکاف بر انگیز از بین می رود و یا تضعیف می شوند. در نقطه تکامل این فرآیند گروه های متنوع قومی، زبانی و مذهبی به هویتی واحد دست می یابند و با آن منظومه هویتی خود و جامعه را تعریف می نمایند.
نیل به چنین هویتی در پرتو سیاست های ملت سازی ممکن می شود. سیاست ملت سازی در جوامع متنوع و تاریخی و نیز در جوامع در حال گذار هم ضرورتی مضاعف دارد و هم با چالش ها و موانع جدی تری نیز روبروست. ضرورت اتخاذ سیاست ملت سازی به حدی است که در جوامع در حال توسعه اخیراً فرآیند ملت سازی را به عنوان الزام توسعه ایی شناخته اند.ادبیات مربوط به ملت سازی طی سال های اخیربیشتر معطوف به توسعه می باشد و به تعبیر دیگر گفته می شود آن نوع از ملت سازی فرجام موفقیت آمیزتر و پایدارتر خواهد داشت که از فردای شکل گیری دولت (ایجاد انسجام در ساختارهای حاکمیت نو ظهور)، توسعه به معنی جامع کلمه را در دستور کار قرار دهد.
واقعیت پدیده ملت سازی و گونه های مختلف سیاست های ملت سازی قدمتی تاریخی دارد اما نظریه پردازان پیرامون آن با پیدایش دولت- ملت های مدرن اروپایی و شیوع نظریه های نوسازی و توسعه مقارن شده است. در همین راستا صاحب نظران مختلف درباره مؤلفه ها و عناصر ملت، شیوههای شکل گیری ناسیونالیسم و ملی گرایی در میان ملت ها و پرورش منش و شخصیت ملی و نسبت ملت به عنوان کل با هویت خرده ملی مثل گروه های قومی، نژادی، زبانی و مذهبی، نسبت سیاست ملت سازی با دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، خشونت یا همزیستی سیاسی و تفاوتهای سیاستهای ملتسازی در ملت های نوپا و تاریخی نظریه های متعددی را مطرح نموده اند.
ملت ایران یکی از معدود ملتهای تاریخی جهان است؛ که علی رغم فراز و نشیبهای طولانی توانسته پایایی و ماندگاری خود را حفظ نماید. ایران از جمله کشورهایی است که سیاستسازی آن از دیرباز مورد توجه اندیشمندان و سیاستمداران قرار گرفته است. اصول و پایه های سیاست ملتسازی ایران با پیدایش انقلاب اسلامی که بر مبنای معرفتی دین محور استوار بود، در مقایسه با نظام سیاسی پیشین دستخوش تغییرات بنیادین گشته و تفاوتهای ماهوی یافت. لذا طبیعی می نمود که نظام نوپا سیاست متفاوت ملتسازی را دنبال کند اما از سوی دیگر بروز جنگ تحمیلی در دهه 1360 ه.ش پیگیری و اجرای سیاست مدون و برنامه محور ملتسازی را نمی داد و در عمل از پایان جنگ تحمیلی و آغاز به کار دولت موسوم به سازندگی است که تدوین برنامههای توسعه در دستور کار نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت و پس از آن در دولت موسوم به اصلاحات با تکیه بر مؤلفههای دیگر با بعضی بازنگریها دنبال شد.
اینک با توجه به ملاحظات فوق پرسش اصلی تحقیق چنین است:
1-1-2 سؤال های تحقیق:
سؤال اصلی:
– الگوی سیاستهای ملتسازی در دوران سازندگی و اصلاحات چه شباهت ها و تفاوت هایی با هم داشته است؟
سؤال های فرعی:
1. الگوهای مختلف سیاست ملت سازی کدامند؟
2. مهمترین مؤلفه های سیاست ملت سازی در دوران سازندگی و اصلاحات چه بوده است؟
3. شیوه های اعمال و پیگیری سیاست ملت سازی در دو دوره چگونه بوده است؟
1-1- 3 پیشینه و ادبیات تحقیق:
در زمینه ملت سازی در ایران بعد از انقلاب،منابع زیادی به رشته تحریر در نیامده است بلکه بیشتر در قالب مقاله ها و بیانیهها و مصوبه های مجلس موجود و قابل استنباط می باشد.لذا می توان گفت مطالعه موردی پیرامون این موضوع، نو و بدیع می باشد. با این حال در این بخش می توان دو دسته از پژوهشهایی که صورت گرفته را از هم تمییز داد:
الف.پژوهش هایی که مفاهیم نظری ملت، ملت سازی و ملیت را مورد بررسی قرار داده اند.
ب.پژوهش های داخلی و خارجی که بحث قومیت وقوم گرایی و اقلیت ها وتکثرگرایی را بررسی کرده اند.
در ذیل به بررسی اجمالی این دو دسته از پژوهش ها خواهیم پرداخت.
الف.پژوهش هایی که مفاهیم نظری ملت،ملت سازی، ملیت را مورد بررسی قرار داده اند.
– حمید احمدی، هویت، ملیت، قومیت
یکی از منابع معتبر درباره موضوع فوق کتاب هویت، ملیت، قومیت نگاشته حمید احمدی است.به نظر اوآنچه که باعث بی اعتنایی به مبحث ملیت در ایران شده است، تأثیرپذیری جمهوری اسلامی ایران از سیاست های رسمی انترناسیونالیسم اسلامی می باشد.ایشان در این کتاب به محور مذهب و دین توجه کردند ولی آن چه که ابن نوشته با این کتاب را متمایز می کند؛ بحث نقش دولت و سیاستها و تصمیمات اتخاذ شده از طرف سازمان های اجرایی کشور در زمینه عدم توجه یا توجه به مسأله ملت و ملت سازی است.
– کتاب مبانی هویت ایرانی از قدیر نصری
در این کتاب به عناصر هویت ملی و سازنده برنامه های ملت سازی مانند دین، زبان، فرهنگ و … اشاره شده است. ولی آنچه که در این منبع مغفول ماند و دراین پژوهش مطالعه می شود؛ بررسی و نقش این عناصر هویت ملی در برنامه های ملت سازی دو دولت بعد از انقلاب اسلامی است.
-کتاب بنیادهای هویت ملی ایرانی از حمید احمدی
ایشان در این کتاب توجه به مسأله دیدگاه های سنتی به هویت ملی ایران، دیدگاه های مدرن درباره هویت ایرانی و بازسازی هویت ملی ایرانی در عصر جهانی شدن پرداخته اند. در ضمن به عناصر شکل گیری ملت چون: سرزمین مشترک، نیای مشترک، تاریخ و زبان و دین مشترک و … توجه کرده اند. ولی آن چه که در این کتاب بدان توجه نشده است، عدم توجه به دولت های روی کار آمده در ایران و سیاست ها و اقدامات آن ها و تأکید هر یک از این دولت ها به عناصر تشکیل دهنده ملت در هر دوره خاصی است. در ضمن آنچه که در این پژوهش مطالعه می شود؛ سیاست های قومی و توجه و عدم توجه به اقوام و تاثیر این امر در ملت سازی است.
ب) پژوهش های داخلی و خارجی که بحث قومیت وقوم گرایی و اقلیت ها وتکثرگرایی را بررسی کرده اند.
-کتاب کثرت گرایی فرهنگی از سی.دبلیو واتسون
این کتاب از جمله کتاب های لاتین و مهم در این زمینه میباشد. نویسنده در این کتاب به مسأله ملیت- گرایی و کثرت گرایی فرهنگی و نقش رسانه ها و دین و آموزش و پرورش در فرآیند ملت سازی توجه می- کندو به تمایز میان جوامع تک فرهنگی و چند فرهنگی می پردازد و برای فهم مطالب خود را در این کتاب از مثال هایی چون؛ کشورهای چون مالزی و ایالات متحده آمریکا استفاده کرده؛ که چگونه رهبران آن کشورها توانسته اند سیاست های قومی مناسبی را اتخاذ کنند. ولی آن چه که در تمایز پژوهش من نسبت به این کتاب دیده می شود این می باشد که مسئله مورد تمرکز من بر کشور ایران می باشد وهم این که در این کتاب به تاثیر وجود نظام دموکراتیک و اقتدار گرا در فرایند ملت سازی توجهی نکرده است که در تحقیق من این رابطه دیده می شود.
-از دیگر کتاب های لاتین نوشته شده در این زمینه کتاب اقلیت ها و تبعیض ها از جی.ام.ورستر، فیلیپ پرل موتز است.در این کتاب توجه به مسئله حقوق اقلیت ها و دولت های قانون سالار و احقاق حقوق اقلیت ها از طریق تصویب لوایح قانونی و رفتار تبعیض آمیز گروه های اقلیت علیه گروه های اکثریت و رابطه چند گونگی قومی و فدرالیسم توجه شده است. این کتاب برای درک بهتر قومیت و سیاست های قومی به مثال های تجربی چون کشور هند و مالزی می پردازد. ولی آن چه که پژوهش من به این مطلب می افزاید نقش مذهب است که در این کتاب مجالی برای پرداختن به رابطه مذهب و ملت سازی نشده است. در ضمن مبنای مطالعات من مبتنی بر نقش مصوبات مجالس و نقش مستقیم دولت در ساختن تصمیمات قومی است.
-سید رضا صالحی امیری، مدیریت منازعات قومی در ایران
از جمله کتاب هایی که مستقیماً به بحث سیاست های قومی در ایران در ادوار مختلف پرداخته کتاب آقای امیری است.نویسنده سیاست های ملت سازی در دوران سازندگی را تحت تاثیر توسعه اقتصادی و تشدید نابرابری های منطقه ایی دانسته و در دوران اصلاحات تمرکز به حقوق شهروندی و زبان فارسی و اولویت قراردادن حقوق اقلیت ها و اقوام شده است. ولی آن چه این پژوهش بدان می پردازد و در این کتاب به آن تمرکز نشده است؛ بررسی قوانین کشور از منظر ملت سازی است که هر محققی را در درک درست مبانی ملت سازی در این دو دوره کمک می کند.
-حمید احمدی، قومیت و قوم گرایی در ایران
نویسنده کنار گذاشتن وابستگی های عقیدتی وتأکید بر وفاداری ملی به جامعه ایرانی را اساس قرار داده و مشارکت سیاسی و جذب همه اقشار ایرانی بدون توجه به اعتقادات مذهبی، زبانی، قومی را مطرح می کند. ولی توجه این تحقیق بر آن است که مذهب و اسلام از عوامل وحدت بخش و تاثیر گذار بر ملت سازی در ایران محسوب می شود و در ضمن نقش سازنده دولت ها و تصمیمات آن ها و محرومیت و توجه به اقوام در این زمینه تأثیر گذار بوده است .
1-1-4 محدوده تحقیق:
قلمرو این تحقیق از لحاظ زمانی از سال(1368تا 1384)یعنی دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی می باشد.از نظر جغرافیایی کشور ایران را شامل می شود.
1-1-5 فرضیه ها:
فرضیه اصلی: با توجه به سؤال اصلی تحقیق مبنی بر اینکه ” الگوی سیاست ملت سازی جمهوری اسلامی ایران در دوران سازندگی و اصلاحات چه شباهتها و تفاوتهایی با یکدیگر دارد؟” فرضیه اصلی تحقیق عبارت از این است که ” الگوی ملت سازی در دوره سازندگی تمرکزگرایی مبتنی بر توسعه اقتصادی ودر دوره اصلاحات تکثرگرایی تمرکز زدا و مبتنی بر توسعه سیاسی و فرهنگی بوده است.”
فرضیه های فرعی:
1- با توجه به سؤال فرعی ” الگوی مختلف سیاست ملت سازی کدامند؟ ” فرضیه فرعی چنین است که ” بطور کلی سه نوع الگوی همانند سازی، تکثرگرایی برابر و تکثرگرایی نابرابر در زمینه ملت سازی وجود دارد.
2- با توجه به سؤال فرعی” مهم ترین مؤلفه سیاست ملت سازی در دوران سازندگی بر مؤلفه اقتصاد و در دوره اصلاحات بر فرهنگ و سیاست استوار بوده است”.
3- با توجه به سؤال فرعی” شیوه هایا اعمال و پیگیری سیاست ملت سازی در دو دوره چگونه بوده است؟” .فرضیه فرعی بدین شرح است که” سیاست ملت سازی در دوران سازندگی با الگوی تمرکزگرایی و در دوران اصلاحات به شیوه عدم تمرکز متمایل به تکثرگرایی دنبال شده است” .
1-1-6 اهداف تحقیق:
الف) اهداف علمی:
-شناسایی سیاست ها و مبنای تصمیمات در حوزه ملت سازی در دو دوره بعد از انقلاب اسلامی ایران.
-درک این موضوع که سیاست های اتخاذ شده در زمینه ملت سازی در دو دوره ریاست جمهوری طی شانزده سال چه میزان تشابه و تمایز داشته اند و مبنای این تمایزها در چه بوده است.
ب) اهداف کاربردی:
-شکل گیری ملت سازی در هر کشوری و بخصوص ایران که از اقوام متفاوت تشکیل شده است با وحدت و انسجام ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور ایران رابطه مستقیم دارد. بر این مبنا هدف کاربردی این پژوهش آن است که در این راستا به فهم بهتر سیاست های قومی اتخاذ شده و ایجاد ملتی مستحکم برسد تا از تجربیات اشتباه که در این فرآیند در دولت های دیگر اتخاذ شده پرهیز شود و دیگر شاهد تجربه های تلخ گذشته در راه تکوین ملت سازی مناسب نباشیم.
1-1-7 روش تحقیق
الف-چارچوب نظری:
ُآن چه که در این مقاله بعنوان چارچوب و الگوی نظری قرار داده شده است مبتنی بر الگوی مارتین مارجر است که می توان سیاست های ملت سازی اتخاذ شده در دوران سازندگی و اصلاحات در ایران را مبتنی بر آن بررسی کرد.بزعم مارتین مارجر با تأمل در سیاست های موجود می توان سه الگوی مادر استخراج کرد.
الف) سیاست همانند سازی که به دو صورت فرهنگی وساختاری اعمال شده است و نقطه مقابل سیاست تکثر -گرایانه می باشد. هدف از سیاست همانند سازی کاهش اختلافات فرهنگی و ساختاری در بین گروههای مختلف می باشد ودر صورت تحقق کامل این سیاست ها در نقطه اوج این فرآیند، جامعه ایی متجانس و همگن خواهیم داشت که در بین گروه ها ازحیث نژادی یا فرهنگی تفاوتی وجود نداشته باشد.همانند سازی فرهنگی بیانگر تبعیت و پیروی یک گروه از خصایص فرهنگی گروه های دیگر در زمینه هایی مانند مذهب و زبان و رژیم غذایی و … است و گروه های ضعیف تر تقریباً همه شاخص های فرهنگی اصلی و عمده گروه مسلط را اخذ میکنند.همانندسازی ساختاری؛اعضای گروه های قومی،اقلیت را درنهادهای مختلف جامعه پخش میکند، بنابراین نوع همانند سازی در آخرین مرحله خود به محو وضعیت اقلیت قومی می انجامد.
ب) تکثرگرایی مساوات طلبانه،که در آن گروه های قومی بسان گروه های ذی نفع درآمده در سیاست کشور نقش ایفا می کنند. این سیاست بر اساس اصل حقوق جمعی و گروهی و نه حقوق شخصی و فردی بنا شده است. وندنبرگ می گوید: میزان نهادینه شدن حقوق گروهی بیانگر مهمترین عامل تمیز دهنده سیاست قومی است. در پی چنین الگویی کرسی های قانون گذاری و دیگر مقامات اجرایی ممکن است برپایه قومیت تقسیم شوند. بعلاوه در مسائل بومی و محلی هر گروه خودمختاری خاص خود را دارا می باشد.
پ)الگوی سوم کثرت گرایی غیر مساوات طلبانه می باشد که اشکال متفاوتی از قبیل استعمار داخلی و امحاء قومیت ها را در بر می گیرد. این شکل از تکثرگرایی بیش از همه در جوامع تحت استعمار و رژیم های نژاد پرست (اسراییل) در عصر حاضر متجلی می گردد. این الگو بیشتر از طریق اجبار دولت، حمایت و تقویت می شود.اسمیت بیان می دارد که دولت در چنین جامعه ایی عاملی در دست گروه قومی مسلط است و دیگران هیچ گونه حقی ندارند .
ب: فنون و تکنیک جمع آوری اطلاعات
روش این تحقیق، مقایسه ای است و داده های لازم برای تجزیه و تحلیل از طریق منابع کتابخانه ای شامل :کتب، مقالات، استفاده از منابع اینترنتی، مصاحبه ها و سخنرانی های رؤسای دولت های وقت، مصوبات هیات وزیران، برنامه های توسعه و سند چشم انداز 20 ساله کشور و داد های ثانویه مربوطه جمع آوری خواهد شد.
1-1- 8 مفاهیم تحقیق:
1-ملت:
میلر در تعریف ملت میگوید: ملت،بعنوان مردمی که گردهم آمده و دارای تجربه تاریخی مشترک، سطح بالایی از وحدت فرهنگی وزمان بوده و داخل مرزهایی که زند گی می کند، به اعتبار این که حق آن ها سرزمین و وطنشان است، زندگی می کنند.
2-فرآیند ملت سازی :
اصطلاح ملت سازی در دهه های (1320) و(1330) ه.ش در میان اندیشمندان علوم سیاسی که رهیافتی تاریخی داشتند، رواج یافت. ملت سازی فرایندایجاد و تقویت روح و منش ملی و انسجام و پیوستگی ملی است که باعث همسازی هویت های گوناگون انجمنی در جامعه می شود و از راه حل بحران هویت ملی، ادغام اجتماعی و ثبات سیاسی را به دنبال می آورد.
3-همانند سازی :
همانند سازی فرآیند تقلیل خط تمایز است و فرض، ایده آلی منسجم سازاست که جوامع چند قومیتی به سوی آن حرکت می کنند .هد ف های سیاست همانند سازی: ترکیب بیولوژیکی، فرهنگی، اجتماعی و روانی گروه های متمایز منفرد به منظور ایجاد یک جامعه بدون تفاوت های قومی است. در همانند سازی با کاهش اختلافات فرهنگی و ساختاری، جامعه متجانس و همگون خواهیم داشت.
4-تکثرگرایی:
تکثرگرایی مقابل همانند سازی است ،که حفظ وتشدید تفاوت ها ی موجود در میان گروه های قومی مفروض دانسته می شود .سیاست های تکثر گرایانه، تنوع گروهی و حفظ مرز های جدا کننده گروهای قومی را تشویق و ترغیب می کند و مبنای آن احقاق حقوق جمعی و گروهی است. تکثر گرایی به دو نوع مساوات طلبانه ونا برابر تقسیم می شود .
5سیاست قومی:
طراحی سازوکارها و اتخاذ تدابیر مناسب به منظور تنظیم روابط بین اقوام با دولت و تبیین حقوق و تکالیف متقابل هر یک و بیان روش های اجرایی نیل بدان، به منظور حفظ همبستگی ملی، همزمان با مراعات و اعطای حقوق اقوام و اقلیتهاست. سیاست قومی فعال و جامع بایستی موضع خود را نسبت به حوزه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی معین نماید. همچنین،موضوع سیاست قومی، تنطیم مناسبات اجتماع ملی و اجتماع قومی می باشد. سرشت دولت و ترکیب جمعیتی هر کشور مهمترین عنصر تعیین کننده سیاست های قومی در هر نظام سیاسی محسوب می شود.
1-1-9 سازماندهی تحقیق:
با توجه به اینکه در این پژوهش سیاستها و تصمیمات ملت سازی در دوران سازندگی و اصلاحات مورد بررسی قرار خواهد گرفت ابتدا در فصل اول تحت عنوان کلیات به تعریف مسئله، طرح سؤال اصلی و سؤالهای فرعی، فرضیه های پژوهش، بیان روش تحقیق و تعریف مفاهیم کلیدی خواهیم پرداخت و در ادامه مؤلفه های ملت و ادبیات( چیستی و چگونگی) فرآیند ملت سازی خواهیم پرداخت . در فصل دوم به تاریخچه شکل گیری ملت ایران و در ادوار تاریخی مختلف و بخصوص بعد از انقلاب اسلامی توجه خواهد شد و در فصل سوم وضعیت جامعه شناختی ایران و شکافهای قومی و مذهبی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در فصل چهارم به بررسی الگوهای سیاست ملت سازی ( همانند سازی ) و (کثرت گرایی ) در دوران مربوطه توجه خواهد شد و در پایان و در نتیجه شباهت ها و تفاوت های سیاست ملت سازی در دو دوره یاد شده مورد بحث قرار می گیرند.
1-2 مفهوم شناسی
1-2-1 ملت :
مفهوم مدرن ملت حاصل تغییر معنایی طولانی و پیچیده است. این مفهوم با واژه لاتینNation به معنی « چیزی زاده شده » پدید آمد. در روم باستان این واژه به جمعیتهایی از خارجیان اطلاق میشد که به عنوان بیگانه در روم میزیستند و از امتیاز شهروندی روم برخوردار نبودند. فقط این گونه جمیتهای خارجی « ملت » به شمار میآیند و بنابراین، فقط خارجیان « هویت ملی » داشتند. اصطلاح ملت معنی ضمنی تحقیرآمیزی داشت، زیرا وابستگی خود به یک « ملت » بدین معنی بود که از لحاظ منزلت اجتماعی از رومیان پایینتر است، از اینرو وابستگیهای ملی مطلوب نبود( 1994:13-79 ،Greenfeld).
اصطلاح ملت به معنی جمعیت خارجیان به جوامع دانشجویان در دانشگاههای قرون وسطایی اطلاق میشد؛ در بین این دانشجویان کمتر کسی بود که زادگاهش همان محل باشد که دانشگاه در آن واقع بود. تشکیل زندگی دانشگاهی در قرون وسطی به تغییر مفهوم « ملت » منجر شد. دانشجویانی که خاستگاههایشان نواحی ( معمولاٌ از لحاظ جغرافیایی ) مربوط به هم بود، یک ملت تعریف میشدند و با هم در محلهایی که استادانشان نیز در آن میزیستند سکونت داشتند. معنی غالب واژه « ملت » در اواخر قرون وسطی « جمعیت صاحب عقیده » بود و همین مفهوم بود که در موقعیتی دیگر، یعنی شوراهای یکسانی نیز به کار رفت. واژه ملت در ادوار تاریخی معانی متفاوتی به خود دیده و مفاهیم آن دگرگون شد تا اینکه امروز « ملت » را مترادف « مردم » میدانند(ماتیل ، 1383 : 562 ).
در زمینه اصطلاح « ملت »؛ مانند برخی از اصطلاحات رایج در علوم سیاسی اختلافنظر و مسامحه زیادی وجود دارد. برخی از محققان آن را با دولتمداری یکسان میشمارند و معتقدند مردم یک دولت – ملت هستند. اما محققان باریک بین از این گونه تعمیمهای سهلانگارانه خودداری میکنند. « هانس کوهن ، ارنست رنان، فردریک هرتنس، فردریک شومان، مارکس، انگلس، لنین، و استالین »، متعقدند که ملت آشکارا یک « پدیده تاریخی » است. همه این متفکران میپذیرند که ملت پدیدهی تاریخی، جامعهشناسی و ترکیبی است از گروههای نژادی و خویشاوندی، زبان و عوامل عینی گوناگون که پس از فروپاشی جامعههای بردهداری و فئودالی، در دوره عصر جدید (1789-1492 م ) و بویژه پس از قرارداد و ستفالیا ( 1648 م ) پدیدار شده است. این اجتماع و توافق عمومی هم وجود دارد که ملت جماعتی وابسته به سرزمین ، بهطور مشخص از گروه نژادی، قبیلهای یاد دینی است.
برخی تعاریف در رابطه با واژه ملت :
• میلر در تعریف واژه ملت می گوید: « ملت؛ بعنوان مردمی که گروهی که گرد هم آمده و دارای تجربه تاریخی مشترک، سطح بالایی از وحدت فرهنگی و زبان بوده و داخل مرزهایی که زندگی می کنند، به اعتبار این که حق آن ها سرزمین و وطنشان است، زندگی می کنند (میلر،1382: 36).
• ارنست رنان در تعریف واژه ملت می گوید: یک ملت عبارت از یک روح و یک اصل معنویت است، در حقیقت دو چیز این روح و اصل معنوی را می سازد، یکی در گذشته و دیگری در زمان حاضر است، یکی عبارت است از میراث غنی پر خاطرات مشترک و دیگری عبارت است از رضایت و خواست برای زندگی در کنارهم و ادامه دادن میراث مشترک در زمان حاضرست (ابوالحسنی،1388: 43).
• اسمیت در تعریف واژه ملت می گوید: یک اجتماع دارای تاریخ و فرهنگ و سرزمین مشترک واقتصاد ونظام آموزش تودهای و حق قانونی مشترک، پدیده نسبتاً مدرنی است اما ریشه های آن را می باید در اجتماعات قومی پیشامدرن جستجو کرد( 1972:256S،Smith).
• واژه ملت یک پدیده تاریخی – سیاسی است. ملت به مفهومی که امروزه با آن آشنا هستیم یعنی ملت – دولت واقعیت تازه ای است که در گذشته دور نبوده و همگام با رشد بورژوازی بازرگانی – صنعتی اروپایی جان می گیرد ، و عناصر پدید آورنده ای روشن تر و دقیق تر می شود(1983: 137-143 ،Gelner).
• ملت تجمعی از انسان ها که پایدار بوده و در طول تاریخ شکل گرفته است و دارای مرزها، زندگی اقتصادی، فرهنگ متمایز و زبان مشترک است(1957:131 ،Shills).
1-2-2 ملیت :
ارائه تعریفی معتبر از ملیت کار دشواری است. ولی بسیاری چنین استدلال می کنند که این مسأله با دیدگاه غربی ملت و دولت ملی در سده هجدهم ارتباط نزدیکی دارد. ملیت ، بسته به استفاده ای که از آن می شود بر سه نوع است: نخستین نوع ملیت به کشور یا کیفیت تعلق به یک ملت اشاره دارد . دومین نوع به معنای مجموعه ای از مردم است که دارای نژاد، زبان و فرهنگ متمایزی هستند و یکی از عناصر تشکیل دهنده یک گروه بزرگ تر ( ملت ) هستند. سومین معنا، خود ناسیونالیسم است . نمی توان منکر این مسأله شد که مفهوم ملیت در تاریخ و فرهنگ های مختلف معانی متفاوتی دارد. ولی کاربرد اصلی آن در غرب ریشه دارد(ماتیل،1383: 1388).
به موجب حقوق بین الملل، ملیت حق سلب ناپذیر هر انسانی است و اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد (1948) می گوید که « هر کسی حق ملیت دارد » و « نمی توان ملیت هیچ کس را سلب کرد ». در نیمه نخست سده نوزدهم، مازینی که نقش حیاتی در ایجاد ایتالیای نوین داشت اصل ملیت را این گونه تفسیر کرد که ملت ها به عنوان جزئی از جامعه جهانی باید همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند.
در بیشتر بخش های جهان استفاده از مفهوم ملیت برای اشاره به گروه های اقلیت در یک دولت ملی کاملاً غیر مرسوم به نظر می رسد. امروز این مفهوم بیش از هر زمان دیگر مفهوم وابستگی فرد به یک دولت ملی را می رساند و این همان مفهوم ملیت در حقوق بین الملل است.
1-2-3 فرآیند ملت سازی
« ملت سازی 1» : روندی جامعه شناختی – تاریخی است که از طریق آن با کم رنگ شدن تمایزهای قومی ، قبیله ای ،نژادی ،جنسیتی ،زبانی و …… تعداد متنابهی از« مردم » در « سرزمینی مشخص » به « هویت مشترک تاریخی » دست می یابند و بدان مرجع ملی احساس تعلق می کنند و حفظ ارزش های آن را از وظایف حیاتی خود تلقی می کنند(گودرزی،1387: 97).
اصطلاح ملت سازی در دهه 1950و 1960 در میان دانشمندان علوم سیاسی که رهیافتی تاریخی داشتند رایج گردید. مهم ترین هواداران این ره یافت دانشمندان آمریکایی چون کارل دویچ، چارلز تیلی و رینهارد بندیکس بودند. نظریه ملت سازی ابتدا به منظور توصیف فرآیندهای انسجام و پیوستگی کلی که منجر به استقرار دولت –ملت های مدرن که از اشکال متنوع سنتی دولت های مثل دولت های فئودالی و پادشاهی ، دولت های کلیسایی و امپراطوری ها متمایز است ، بوجود آمد.ملت سازی استعاره ای از معماری است که بر وجود عاملانی که با آگاهی عمل می کنند مثل معماران و مهندسان و نجاران و افرادی مانند آن دلالت دارد.
کیون کسترود معتقد است مفهوم ملت سازی برای علوم سیاسی همان معنایی را دارد که صنعتی سازی برای اقتصاد اجتماعی داشت. ابزار ضروری برای شناسایی توصیف و تحلیل پوشش های کلان اجتماعی و تاریخی دولتهای مدرن می باشد.به هر روی این اصطلاح همان طور که توسط دانشمندان سیاسی به کار می رود، نه تنها استراتژی های آگاهانه ای را که رهبران دولت ها در پیش می گیرند را شامل می شود بلکه تغییرات ناخواسته اجتماعی هم در این زمینه جزو آن می باشد.
دولت های ماقبل مدرن و سنتی از جوامع مجزا با فرهنگ های محلی در لایه های پایین جامعه و ساختار دولتی مجزا و دور از مردم در لایه های بالای جامعه تشکیل شده بودند. این دولت ها به جمع آوری مالیات ها و برقراری نظم قانع بودند. در جریان ملت سازی این دو حوزه به یکدیگر نزدیک گردیدند؛ اعضای اجتماعات محلی از راه آموزش و مشارکت سیاسی وارد جامعه بزرگ تر شدند، از سوی دیگر حاکمان دولتی با ارایه خدمات وسیع و گسترش شبکه اجتماعی منسجم ، حقوق و تکالیف خود را نسبت به اعضای جامعه گسترش دادند و پیروان پادشاه اندک اندک و به طور نامحسوس به شهروندان دولت – ملت تبدیل شدند و فرهنگ های محلی و وفاداری به پادشاه از بین رفت یا اهمیت سیاسی خود را با جایگزین شدن وفاداری نسبت به دولت از دست دادند.
استین روکان 2 می گوید که ملت سازی از چهار مرحله تشکیل می شود که با نظمی کم و بیش مشابه به دنبال هم دیگر آمده اند :
اولین مرحله؛ ملت سازی منجر به یکسان سازی اقتصادی و فرهنگی در سطح نخبگان می شود.
در مرحله دوم؛ بخش بزرگ تری از توده ها را از طریق اعزام به خدمت و ثبت نام در مدارس اجباری به درون نظام می آورد و رشد سریع رسانه های جمعی کانال هایی را برای ارتباط مستقیم میان نخبگان مرکزی و افرادی که در پیرامون قرار دارند ایجاد نموده و احساس هویت فراگیری را با نظام سیاسی ایجاد می نماید.
در مرحله سوم؛ توده ها به مشارکت فعال در قلمرو نظام سیاسی فرا خوانده شدند.
در مرحله آخر دستگاه اجرایی دولت گسترش یافته و خدمات رفاهی عمومی ایجاد گردیده و خط مشی- های فراگیر ملی برای برابری شرایط اقتصادی طراحی شد(میسون،1377: 138-127).
در دولت – ملت های قدیمی اروپا در ساحل آتلانتیک، اولین مرحله این فرایند در قرون وسطی آغاز شد و تا انقلاب فرانسه طول کشید و نمی توان زمان کامل شدن این فرآیند را دقیقاً مشخص کرد اما به احتمال زیاد چندین قرن طول خواهد کشید.
در دهه 1970چرخش جدیدی در بحث های پیرامون ملت سازی آغاز گردید. « واکر کونور » طی بحثی با عنوان ملت ساختن یا ملت خراب کردن، حمله شدیدی را به مکتب فکری کارل دویچ انجام داد. کونور معتقد است که ادبیات ملت سازی با انواع شکاف های متعدد اجتماعی مانند شکاف میان شهروندان و دهقانان، نجیب زادگان و عوام، نخبگان و توده ها انباشته شده است. به طور کلی از توجه به تنوع قومی غفلت گردیده است و این نکته بسیار کلیدی می باشد چون طبق محاسبات او تنها 9 درصد دولت های جهان دارای تجانس قومی هستند درحالیکه در سنت دویچی ملت سازی به معنای شبیه جامعه بزرگتر شدن و نابود کردن ویژگی های قومی است.کونور معتقد است که در تاریخ جهان، ما بیش از آن که با ملت سازی مواجه باشیم با نابودی ملت مواجه بوده ایم و نظر او این است که به طور کلی در ارتباط با نقش مهندسی فعال ملت سازی اغراق شده است و در بیشتر مواقع این امر باعث تخریب شده و واکنش شدید احیاگرایی قومی را سبب گردیده است.
کونور اذعان می دارد یکسانی کامل اقلیت های قومی در سراسر عالم حتی در اروپای غربی که ادعا می شود ملت سازی به طور کامل انجام شده است با شکست مواجه شده است. از دیگر علل کاستی اساسی نظریه ملت سازی از دید کونور ناشی از سر درگمی اصطلاحاتی است که به دلیل کاربردهای متعدد واژه ملت بوجود آمده است. همان طور که گفته شد این اصطلاح در مواقعی برای اشاره به گروه های فرهنگی به کار می رود و زمانی نیز به نهاد های سیاسی اطلاق می شود. در اصطلاح ملل متحد و سیاست های بین المللی گویای این امر می باشد؛ او



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید