کليه امتيازهاي اين پاياننامه به دانشگاه بوعلي سينا تعلق دارد. در صورت استفاده از تمام يا بخشي از مطالب اين پاياننامه در مجلات،
کنفرانسها و يا سخنرانيها، بايد نام دانشگاه بوعلي سينا و استاد راهنماي پاياننامه و نام دانشجو با ذکر مأخذ و ضمن کسب مجوز کتبي از دفتر تحصيلات تکميلي دانشگاه ثبت شود. در غير اين صورت مورد پيگرد قانوني قرار خواهد گرفت. درج آدرسهاي ذيل در کليه مقالات خارجي و داخلي مستخرج از تمام يا بخشي از مطالب اين پاياننامه در مجلات،
کنفرانسها و يا سخنرانيها الزامي ميباشد.

………………………..……, Bu-Ali Sina University, Hamedan, Iran.

……………….، گروه ………………..، دانشكده ………………، دانشگاه بوعلي سينا، همدان.

دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعي
گروه آموزشي روان شناسي

پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد در رشته روانشناسي تربيتي

عنوان:

اثر القاي خلق مثبت بر افزايش اميد در بين دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا

استاد راهنما:
دکتر ابوالقاسم يعقوبي

استاد مشاور:
دکتر حسين محققي

نگارش:
سحر خليل پور

8 مهر 1393

تقدیم:
ماحصل آموخته هايم را تقديم مي کنم به آنان که مهر آسماني شان آرام بخش آلام زميني ام است
به استوارترين تکيه گاهم، دستان پرمهر پدرم
به سبزترين نگاه زندگيم، چشمان سبز مادرم
که هرچه آموختم در مکتب عشق شما آموختم و هرچه بکوشم قطره اي از درياي بي کران مهرباني تان را سپاس نتوانم بگويم.
امروز هستي ام به اميد شماست و فردا کليد باغ بهشتم رضاي شما.
به همسر مهربانم به پاس قدر داني از قلبي آکنده از عشق و معرفت که محيطي سرشار از سلامت، امنيت، آرامش و آسايش براي من فراهم آورده است .
و به دخترم که وجودش شادي بخش و مايه آرامش من است.
ره آوردي گران سنگ تر از اين ارزان نداشتم تا به خاک پايتان نثار کنم، باشد که حاصل تلاشم غبار خستگي تان را بزدايد.

سپاس و تشکر
نخستين سپاس و ستايش از آن خداوندي است که بنده کوچکش را در درياي بيکران انديشه، قطره اي ساخت تا وسعت آن را از دريچه انديشه هاي ناب آموزگاراني بزرگ به تماشا نشيند. لذا اکنون که در سايه سار بنده نوازي هايش پايان نامه حاضر به انجام رسيده است، بر خود لازم
مي دانم تا مراتب سپاس را از بزرگواراني به جا آورم که اگر دست ياريگرشان نبود، هرگز اين پايان نامه به انجام نمي رسيد.
ابتدا از استاد گران قدرم جناب آقاي دکتر يعقوبي که زحمت راهنمايي اين پايان نامه را بر عهده داشتند، کمال سپاس را دارم.
از استاد عالي قدرم جناب آقاي دکتر محققي که زحمت مشاوره اين پايان نامه را متحمل شدند، صميمانه تشکر مي کنم.
سپاس آخر را به مهربان ترين همراهان زندگيم، به پدر، مادر و همسر و دختر عزيزم تقديم مي کنم که حضورشان در فضاي زندگيم مصداق بي رياي سخاوت بوده است.

دانشگاه بوعلي سينا
مشخصات رساله/پايان نامه تحصيليعنوان:
اثر القاي خلق مثبت بر افزايش اميد در بين دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا نام نويسنده: سحر خليل پورنام استاد/اساتيد راهنما: دكتر ابوالقاسم يعقوبينام استاد/اساتيدمشاور: دكتر حسين محققيدانشكده: اقتصاد و علوم اجتماعي گروه آموزشي: روانشناسيرشته تحصيلي:روانشناسي تربیتیگرايش تحصيلي: روانشناسی تربيتيمقطع تحصيلي:كارشناسي ارشدتاريخ تصويب پروپوزال: 28/07/1392تاريخ دفاع:08/07/1393تعداد صفحات: 105
چكيده:
هدف اين پژوهش بررسي اثر القاي خلق مثبت بر افزايش اميد در بين دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا همدان بود. جامعه آماري اين پژوهش را کليه دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا همدان در سال 93- 1392 تشکيل مي دادند که تعداد آنها 5580 نفر بود. در اين پژوهش حداقل دانشجويان براي هر يک از گروههاي آزمايش و گروه کنترل در هر دو گروه A , B 15 نفر انتخاب، براي انتخاب گروه نمونه؛ پرسشنامه اميد اسنايدر و همکاران بين 480 نفر از دانشجويان توزيع شد و پس از جمعآوري و تجزيه و تحليل، افرادي که نمره اميد آنها پايين بود جدا شده و از بين آنها 60 نفر به صورت تصادفي انتخاب و سپس به روش تصادفي ساده در چهار گروه مورد مطالعه جايگزين شدند .سپس به آزمودنيهاي گروه آزمايشي A مهارت تصويرسازي ذهني در 6 جلسه و به آزمودنيهاي گروه B مهارت جملات مثبت طي 6 جلسه آموزش داده شده و پس از آن از هر 4 گروه پس آزمون(پرسشنامه اميد اسنايدر و همکاران) گرفته شد،سپس دادهها با استفاده از شاخصهاي آمار توصيفي و نيز تحليل کواريانس به وسيله نرمافزار SPSS تجزيه و تحليل شد. نتايج بدستآمده نشان داد که روش القاء خلق مثبت به شيوه تصويرسازي ذهني و روش القاء خلق مثبت به شيوه خواندن جملات مثبت به طور معنيداري باعث افزايش ميزان اميد در دانشجويان ميشود. همچنين نتايج نشان داد که با وجود اينکه ميزان تأثير القاء خلق مثبت به روش تصويرسازي ذهني بر افزايش اميد، در دانشجويان دختر و پسر تفاوت معنيداري ندارد اما ميزان تأثير القاء خلق مثبت به روش خواندن جملات مثبت، بر افزايش اميد، در دانشجويان دختر به طور معنيداري بيشتر از دانشجويان پسر است.واژگان كليدي: القاي خلق مثبت، تصوير سازي ذهني، جملات مثبت، اميد.

فهرست مطالب
فصل اول: کلیات
1-1 مقدمه3
2-1 بيان مسأله4
3-1 ضرورت پژوهش8
4-1 اهداف پژوهش9
5-1 فرضيه‌هاي پژوهش9
6-1 متغيرها‌ي پژوهش10
7-1 تعاريف مفهومي و عملياتي متغييرها10
1-7-1 تعريف مفهومي10
2-7-1 تعريف عملياتي11
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش
1-2 مقدمه15
2-2 نگاهي بر پيشينه ي اميد17
3-2 تعريف اميد19
4-2 نظريه اميد اسنايدر19
1-4-2 ابعاد اميد در نظريه اسنايدر20
1-1-4-2 اهداف20
2-1-4-2 تفکر گذرگاه )مسير هاي رسيدن به هدف(21
3-1-4-2 تفکر عامل21
2-4-2 نقش موانع در پرورش اميد22
3-4-2 نااميدي در نظريه اميد اسنايدر23
5-2 رشد اميد24
6-2 تفاوت اميد و خوش بيني25
7-2 خوش بيني، اميد و سلامتي26
8-2 راهکارهاي تقويت اميد27
9-2 اهميت افکار و انديشه انسان28
1-9-2 انوع افکار و انديشه انسان28
2-9-2 افکار مثبت انسان28
3-9-2 افکار منفي انسان29
10-2 نگاهي بر پيشينه خلق و تعريف آن29
11-2 تفاوت خلق و هيجان32
12-2 روش هاي القاي خلق34
1-12-2 تقسيم بندي ثاير از روش هاي القاي خلق34
2-12-2 تقسيم بندي وسرمن(1966) از روش هاي القاي خلق35
13-2 تکنيک هاي تصوير سازي ذهني37
14-2 مباني عملي موضوع پژوهش38
1-14-2 پژوهش هاي انجام شده در خارج از کشور38
2-14-2 پژوهش هاي انجام شده در داخل کشور41
فصل سوم: روش پژوهش
1-3 مقدمه45
2-3 روش پژوهش45
3-3 جامعه آماري، گروه نمونه و روش نمونهگيري46
4-3 ابزار گردآوري دادهها47
5-3 روش اجرا و چگونگي گردآوري دادهها47
1-5-3 روش تصوير سازي ذهني مثبت (روش آموزشي گروه اول پژوهشي)48
2-5-3 روش خواندن جملات مثبت (روش آموزشي گروه اول پژوهشي)49
6-3 روش آماري50
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها
1-4 مقدمه53
2-4 توصيف دادهها55
1-2-4 توزيع جمعيت نمونه بر اساس جنسيت55
2-2-4 توزيع جمعيت نمونه بر اساس سن56
3-2-4توزيع جمعيت نمونه بر اساس دانشکده سال تحصيلي57
4-2-4 توزيع جمعيت نمونه بر اساس دانشکده محل تحصيل58
5-2-4 آمارهاي توصيفي نمرات اميد در گروههاي آزمايش و کنترل59
3-4 شناسايي دادههاي پرت و بررسي نرمال بودن توزيع نمرات متغيرها61
4-4 آمار استنباطي و بررسي فرضيههاي تحقيق63
1-4-4 فرضيه 1. القاء خلق مثبت باعث افزايش اميد در دانشجويان مي‌شود.63
1-1-4-4 بررسي تأثير القاء خلق مثبت (به شيوه تصوير سازي ذهني) بر افزايش اميد در دانشجويان64
2-1-4-4 بررسي تأثير القاء خلق مثبت به شيوه خواندن جملات مثبت بر افزايش اميد در دانشجويان69
2-4-4 فرضيه 2. تأثيرپذيري اميد دختران نسبت به پسران ازروش هاي القاي خلق مثبت بيشتر است.72
1-2-4-4 بررسي تفاوت ميزان تأثير القاء خلق مثبت به شيوه تصوير سازي ذهني بر افزايش ميزان اميد دانشجويان دختر و پسر73
2-2-4-4 بررسي تفاوت ميزان تأثير القاء خلق مثبت به شيوه خواندن جملات مثبت بر افزايش ميزان اميد دانشجويان دختر و پسر77
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
1-5 مقدمه85
2-5 بحث و نتيجه گيري86
3-5 محدوديتهاي پژوهش90
4-5 پيشنهادها90
1-4-5 پيشنهادهاي پژوهشي90
2-4-5 پيشنهادهاي کاربردي91
منابع فارسي93
منابع انگليسي96

فهرست جداول
جدول 1-4: توزيع فراواني جمعيت نمونه بر اساس جنسيت55
جدول 2-4: توزيع جمعيت نمونه بر اساس سن56
جدول 3-4: توزيع جمعيت نمونه بر اساس سال تحصيلي57
جدول 4-4: توزيع جمعيت نمونه بر اساس دانشکده58
جدول 5-4: آمارهاي توصيفي نمرات اميد به تفکيک گروه و آزمون59
جدول 6-4: آمارهاي توصيفي نمرات اميد به تفکيک گروه و آزمون60
جدول 7-4: آزمون کولموگروف-اسميرنوف براي بررسي نرمال بودن توزيع نمرات اميد در پيشآزمون و پسآزمون گروههاي آزمايش و کنترل63
جدول 8-4: تحليل واريانس براي بررسي همگني شيبهاي خطوط رگرسيون نمرات اميد بين گروه تصويرسازي ذهني و گروه کنترل65
جدول 9-4: نتايج آزمون لون براي بررسي همگني واريانس نمرات اميد بين گروههاي تصويرسازي ذهني و کنترل66
جدول 10-4: ميانگين تعديل شده و خطاي معيار نمرات اميد در دانشجويان گروههاي تصوير سازي ذهني و کنترل67
جدول 11-4: نتايج تحليل کواريانس يک متغيره روي نمرات اميد بين گروههاي تصويرسازي ذهني و کنترل68
جدول 12-4: تحليل واريانس براي بررسي همگني شيبهاي خطوط رگرسيون نمرات اميد بين گروههاي جملات مثبت و کنترل70
جدول 13-4: نتايج آزمون لون براي بررسي همگني واريانس نمرات اميد بين گروههاي خواندن جملات مثبت و کنترل70
جدول 14-4: ميانگين تعديل شده و خطاي معيار نمرات اميد در دانشجويان گروههاي خواندن جملات مثبت و کنترل71
جدول 15-4: نتايج تحليل کواريانس يک متغيره روي نمرات اميد بين گروههاي خواندن جملات مثبت و کنترل72
جدول 16-4: تحليل واريانس براي بررسي همگني شيبهاي خطوط رگرسيون نمرات اميد بين گروه تصويرسازي ذهني و گروه کنترل به تفکيک دانشجويان دختر و پسر74
جدول 17-4: نتايج آزمون لون براي بررسي همگني واريانس نمرات اميد بين گروههاي تصويرسازي ذهني و کنترل75
جدول 18-4: ميانگين و انحراف معيار تعديل شده اميد در دانشجويان گروه تصوير سازي ذهني و گروه کنترل به تفکيک دانشجويان دختر و پسر75
جدول 19-4: نتايج تحليل کواريانس يک متغيره دو راهه روي نمرات اميد بين گروه تصويرسازي ذهني و گروه کنترل76
جدول 20-4: تحليل واريانس براي بررسي همگني شيبهاي خطوط رگرسيون نمرات اميد بين گروه خواندن جملات مثبت و گروه کنترل به تفکيک دانشجويان دختر و پسر78
جدول 21-4: نتايج آزمون لون براي بررسي همگني واريانس نمرات اميد بين گروههاي خواندن جملات مثبت و کنترل79
جدول 22-4: ميانگين تعديل شده و خطاي معيار نمرات اميد در دانشجويان گروه خواندن جملات مثبت و گروه کنترل به تفکيک دانشجويان دختر و پسر79
جدول 23-4: نتايج تحليل کواريانس يک متغيره دو راهه روي نمرات اميد بين گروه خواندن جملات مثبت و گروه کنترل80

فهرست نمودارها
نمودار 1-4: توزيع جمعيت نمونه بر اساس جنسيت56
نمودار 2-4: توزيع جمعيت نمونه بر اساس سن57
نمودار 3-4: توزيع جمعيت نمونه بر اساس سال تحصيلي58
نمودار 4-4: توزيع جمعيت نمونه بر اساس دانشکده محل تحصيل59
نمودار 5-4: ميانگين نمرات اميد در پيش آزمون و پس آزمون گروه تصويرسازي ذهني و گروه کنترل60
نمودار 6-4: ميانگين نمرات اميد در پيش آزمون و پس آزمون گروه جملات مثبت و گروه کنترل61
نمودار 7-4: نمودار جعبهاي نمرات اميد به تفکيک پيشآزمون و پسآزمون در گروههاي کنترل و آزمايش62
نمودار8-4: نمودار پراکنش نمرات پيشآزمون و پسآزمون اميد در گروههاي آزمايش و کنترل64
نمودار 9-4: نمودار پراکنش نمرات پيشآزمون و پسآزمون اميد در گروههاي آزمايش و کنترل69
نمودار 10-4: نمودار پراکنش نمرات پيشآزمون و پسآزمون اميد در دختران73
نمودار 11-4: نمودار پراکنش نمرات پيشآزمون و پسآزمون اميد در پسران73
نمودار 12-4: نمودار پراکنش نمرات پيشآزمون و پسآزمون اميد در دختران77
نمودار 13-4: نمودار پراکنش نمرات پيشآزمون و پسآزمون اميد در پسران77

1-1 مقدمه
بشر به طور طبيعي در طول زندگي در اين جهان با نگراني‌ها و اضطراب‌هاي1 بسياري رو در رو بوده و همواره جهت پيروزي بر آن‌ها و از ميان بردن عوامل پيدايش آن‌ها کوشيده است. يکي از اهداف پيدايش مجموعه‌ي بزرگ اختراعات و اکتشافات بشر نيز، دست يابي به آرامش و آسايش در زندگي و مبارزه با يأس و نااميدي2 بوده است. در يکي دو دهه اخير در بين روان شناسان و دانشمندان علوم انساني، مثبت انديشي3 و داشتن نگرشي اميدوارانه نسبت به زندگي، به عنوان يکي از مؤثرترين روش‌هاي درمان بيماري‌هاي رواني4 بويژه نااميدي و افسردگي5(بهاري، 1388)، بسيار مورد توجه قرار گرفته است.
برايرويت6(2004) معتقد است به هر نسبتي كه هيجان7 هاي منفي مانند غم8،خشم9، نا اميدي و بد بيني10 در زندگي كم رنگ تر باشد، قابليت هاي شخصي و اجتماعي در كنار آمدن با مشكلات و كنترل فشار هاي رواني افزايش مي يابد. امروزه محققان در يافته اند كه نقش اميد11 بالاتراز نيروي تسلي بخش در اوج احساس غم زدگي و ناكامي12 است (اسنايدر و لوپز13،2005). اميد نقش مقتدرانه و شگفت آوري در زندگي ايفا مي كند و در عرصه هاي گوناگون از موفقيت تحصيلي و شغلي گرفته تا ارتباطات خانوادگي و اجتماعي مزاياي فراواني به همراه دارد(اسنايدر،2000). رشد اميد در انسان به ميزان زيادي معلول آموزش ها و يادگيري هاي او در جامعه، خانواده و يا طبقه اي است كه وي در آن زندگي مي كند.
2-1 بيان مسأله
يکي از عوامل مهم در موفقيت انسان، اميد به زندگي است. تا انسان اميد به آينده اي مطلوب نداشته باشد، نمي تواند پشتکار لازم را در راه رسيدن به هدف بکار بندد. اميد، به انسان اعتماد به نفس مي دهد و آدمي در سايه ي آن مي تواند از تمامي ظرفيت هاي خود بهره ببرد همچنان که نا اميدي اعتماد به نفس را از انسان مي گيرد و استعدا هاي او را به مرور زمان از بين مي برد. در جواني، اميد مي تواند نقش کليدي در اعمال و رفتار آدمي ايفا کند؛ استعداد ها را شکوفا سازد، اعتماد به نفس را زياد نمايد و آينده را روشني بخشد. در دنياي امروز سلامت رواني افراد و به ويژه دانشجويان كه سهم به سزايي در پيشبرد اهداف يك نظام و يك كشور دارند از مهمترين دغدغه هاست. حوزه‌ي روان شناسي در طول تاريخ بر عوامل تشخيص، درمان و حذف بيماري‌هاي رواني متمركز بوده است.
محققين و متخصصين باليني در سالهاي اخير به جاي مطالعه‌ي ضعف‌هاي بشر به طور فزاينده‌اي بر تعيين نيروهاي روان شناختي تأكيد دارند كه رشد و توسعه‌ي سلامت را در پي دارند. شاخه‌ي جديد علم روان شناسي و ديدگاههاي نوين اش در صدد بررسي ظرفيت‌ها و قدرت‌هاي روان شناختي به جاي آسيب شناسي رواني مي‌باشند. اعتقاد اساسي روان شناسي مثبت14 اين است كه ويژگي‌هاي مثبت قابل اندازه گيري مي‌توانند به عنوان سپري افراد را در برابر حوادث نا مطلوب و عوامل خطر زا15 محافظت نمايند(مستن وکاوس وورث16، 1998؛ راتر17، 1999) و لذا بررسي كيفيت‌هاي مثبت افرادي كه چنين معيارهايي را دارا هستند مي‌تواند به طور مستقيم در رسيدن به اين امر محققين را ياري مي‌رساند(سولدو18 و هونبر19، 2004) که اميد يكي از سازه‌هاي شناختي – انگيزشي20 است كه در اين زمينه مورد تاکيد قرار گرفته است(اسنايدر،شين21 و لوپز، 2007). مکينز(2001) شادي22 را اساسي ترين هيجان مثبت و اميد را مهمترين زير مجموعه شادي مي‌داند(به نقل از خلجي،1386). اسنايدر، چيونز و سيمپسون23 (1997) نظريه‌ي انگيزشي‌اي ارائه دادند كه بر متغير انگيزشي – شناختي اميد متمركز است. اسنايدر(2000) اميد را، متغير فردي اي كه در جريان ارزيابي ظرفيت‌هاي وابسته به هدف پايدار مي‌ماند، تعريف مي کند؛ هر چند كه تحت تأثير عواملي مانند مشاوره24 و آموزش در سطوح مختلف تغيير مي‌پذيرد(به نقل از برکمن و ليبرمن25، 2009). در اين نظريه اميد از ديگر متغيرهاي انگيزشي – شناختي مانند خوش بيني26 و خود كفايتي27، متمايز مي‌شود(اسنايدر، 2000).
تئوري اسنايدر سه مؤلفه‌ي اصلي را در بر مي‌گيرد: اهداف28، گذرگاه29 و كارگزار30. اهداف كوتاه، ميان و بلند مدت سنگ بناي اين نظريه است(اسنايدر، 2000). گذرگاه‌ها، توانايي موجود افراد را در راه‌هاي عملي معطوف به هدف نشان مي‌دهند(اسنايدر، راند و سيگمون31، 2002)، که از طريق گفتار دروني32، مشخص مي‌شود. افرادي كه سطح اميد بالايي دارند اغلب داراي گذرگاه‌هاي چندگانه هستند. وجود گونه هاي مختلف گذرگاه، زماني اهميت پيدا مي‌كند كه افراد با موانعي در راه نيل به اهدافشان مواجه شوند(اسنايدر، كروسون، 1998؛ به نقل از اندرسون و گالين اسکاي33، 2006). كارگزار، يك مؤلفه‌ ي انگيزشي است كه توان شروع، تداوم و تلاش لازم براي پيگيري گذرگاه خاصي را تضمين مي‌كند. كارگزار نيز با گفتارهاي دروني نمايان مي‌شود. در نظريه‌ اميد، دنبال كردن اهداف، هيجان مثبت را فرا مي‌خواند و شكست در رسيدن به اهداف، منجر به هيجان منفي مي شود(ادواردز و استواک34، 2007). در تئوري اسنايدر و مطالعات پيشين، اين انتظار وجود دارد كه سطوح بالاي اميد موجب افزايش رضايت از زندگي و نيز كاهش آسيب‌هاي رواني مي شود(اليوت، ويتي، هريک و هافمن35، 1991).
به طور کلي پژوهش‌ها نشان مي‌دهد که اميد از مولفه‌هاي سلامت روان36 است. نلون، مارو و فردريک سون37(1993) نشان دادند که خلق مثبت38 داراي مزايايي است که اميد را افزايش مي‌دهد و منجر به سلامتي و بهزيستي مي‌شود. افراد تقريبا روزي هزار دقيقه بيدارند ولي در مقدار کمي از اين زمان، هيجان‌هايي چون خشم، ترس39 يا شادي را تجربه مي کنند. در مقابل، آنچه را که آنها معمولا احساس مي‌کنند، خلق است که احساس هيجاني پايدار ناشي از پيامد رويدادها مي باشد. تظاهر خارجي و تجلي بيروني با علايم فيزيولوژيک اين احساس هيجاني را عاطفه40 مي‌نامند(جرج41،1996).
اولين روشي که براي القاي خُلق مثبت42 به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته، توسط ولتن43 ابداع شد. در روش وي از آزمودني ها خواسته مي شود جملاتي را به طور آرام بخوانند و سپس با صداي بلند فهرستي از جملاتي نظير ” من واقعاً احساس خوبي دارم” را بارها تکرار کنند(ولتن، 1968). بعد از روش ولتن، ثاير44(1989) القاي خلق را به 4 طبقه اصلي تقسيم نمود:1- روش هاي تلقين به خود45 و هيپنوتيزم: اين روش القا، مشابه تلقين هاي هيپنوتيک است. به طور کلي در اين روش ها افکار و شناخت هاي فرد، هيجان هاي اورا تحت تاثير قرار مي دهند.2- القاي خلق توسط موسيقي و فيلم: در اين گونه روش ها از موسيقي و قطعه هاي تصويري با موضوع هاي هيجاني استفاده مي شود. لازم به ذکر است که ثاير در تقسيم بندي خود استفاده از چهره ها و تصوير سازي ذهني را به منظور القاي خلق نياورده است اما امروزه مي توان اين روش ها را در طبقه فيلم و موسيقي قرار داد(دوستکام و همکاران،1389).3- روش هاي القاي خلق در محيط طبيعي: ويژگي عمده اين روش ها اين است که آزمودني از هدف آزمون آگاه نيست و در شرايط طبيعي و روزمره مورد مطالعه قرار مي گيرد.4- القاي خلق توسط دارو، تمرين و استرس: در اين روش ها از استرس زاها مانند سر و صدا، شوک برقي، امتحان و حملات کلامي براي ايجاد استرس، ترس و ديگر حالت هاي خلقي منفي استفاده مي شود. اگر چه تغيير خلق توسط داروها نيز ايجاد مي شود، اما امروزه ديگر به دليل لزوم رعايت اصول اخلاقي در پژوهش ها به کار نمي روند(ثاير،1989).
خلق مي‌تواند بالا يا پايين باشد. کساني که خلق بسيار بالا دارند، ممکن است حالت انبساط خاطر، پرش افکار، کاهش خواب، اعتماد به نفس کاذب و افکار بزرگ منشانه نشان دهند. در مقابل کساني که خلق بسيار پاييني دارند، ممکن است نشانه‌هاي کاهش انرژي و علاقه، احساس گناه، اختلال در تمرکز، بي اشتهايي، افکار مرگ و خودکشي را نشان دهند. بنابراين سطح بهينه اي از خلق مد نظر است(ايرواني،2004).
اميد مي‌تواند به طور مستقيم بر عملکردهاي جاري فرد اثر گذاشته و او را دچار تحول رفتاري نمايد. اگر اميد يك سازه ي روان شناختي باشد، خلق مثبت مي‌تواند باعث افزايش آن شود. با توجه به اين مطلب، شناخت عوامل تأثير گذار بر سازه‌ي اميد، مي‌تواند در هدايت رفتارها، آموزش صحيح و اثرگذار براي تمامي نهادهاي مرتبط با دانشجويان، آموزش و پرورش و آموزش عالي، مؤثر باشد. لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخگويي به اين پرسش است که، چگونه مي‌توان از طريق القاي خلق مثبت اميد را افزايش داد؟
3-1 ضرورت پژوهش
اهميت اميد در ارتباط‌هاي بين فردي و نقش مؤثر و سازگارانه آن در تعامل‌ها و مهارت هاي اجتماعي و رويارويي با مسائل زندگي و نيز فراواني رفتارهاي ياس و نوميدي در بين افراد جامعه (اوينگ باوز46،1999) و ارتباط آن با ترس، اضطراب و بي كفايتي اجتماعي(اوينگ باوز و اسنايدر، 2000) از جمله عوامل مهم روي آوري به پژوهش در زمينه‌ي اميد مي‌باشد و تأثير مستقيم آن در عزت نفس، اعتماد به نفس، خودپنداره مثبت (ميکائيل47،2000) و در كل سلامت و بهداشت رواني(اسنايدر، 2005)، ضرورت پرداختن به آن را توضيح مي‌دهد. همچنین آموزش شيوه هاي‌ افزايش اميد در دانشجويان از مشكلات رواني- اجتماعي پيشگيري کرده كه اين امر خود موجب كاهش آسيب‌هاي اجتماعي و در كل منجر به افزايش بهداشت رواني جامعه مي‌گردد. بنابر يافته ها و شواهد عيني، دانشجويان همدان از نظر ويژگي هاي عدم سلامت روان مانند افسردگي در وضعيت نامطلوبي قرار دارند(يعقوبي و محققي،1390). دانشجويان درگير مسائلي چون تغييرالگوي آموزش، رشته تحصيلي، تغييرات بلوغ و تحولات شناختي هستند که اگر در اين بين، اميدشان را نيز از دست دهند، دچار خسران خواهند شد که مي توان با شناخت روش‌هاي افزايش اميد به ياري آنان شتافت.
4-1 اهداف پژوهش
هدف کلي
• شناسايي تأثير القاي خلق مثبت بر افزايش اميد در بين دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا همدان.
هدف جزئي
• شناسايي تفاوت تأثيرپذيري اميد دختران وپسران در بين دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا همدان.
5-1 فرضيه‌هاي پژوهش
• القاي خلق مثبت باعث افزايش اميد در دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا همدان مي‌شود.
• تأثيرپذيري اميد دختران نسبت به پسران ازروش هاي القاي خلق مثبت بيشتر است.
6-1 متغيرها‌ي پژوهش
الف- متغير مستقل: در اين پژوهش متغير مستقل عبارت است از روش‌هاي آموزشي القاي خلق از طريق جملات مثبت و تصوير سازي ذهني48 مثبت.
ب- متغير وابسته: در اين پژوهش متغيروابسته سازه‌ي اميد مي‌باشد.
ج- متغير تعديل كننده: جنسيت در دو سطح دختر و پسر.
د- متغيير کنترل: در اين پژوهش متغير کنترل مقطع تحصيلي مي باشد که شامل دانشجويان مقطع کارشناسي مي شود.
7-1 تعاريف مفهومي و عملياتي متغييرها
1-7-1 تعريف مفهومي
اميد: از نظر اسنايدر، اميد فرايندي است كه طي آن، فرد هدف هاي خود را تعيين مي كند، راه كار هايي براي رسيدن به آن ها مي سازد و انگيزۀ لازم را براي اجراي اين راه كار ها ايجاد و در طول مسير حفظ مي کند( اسنايدر، 1994).
القاي خلق: روشي كه در آن با فعاليتي خاص و يا ايجاد موقعيتي ويژه موجب تغيير در خلق مي گردند كه اين تغيير خلق با روش هاي گوناگوني از قبيل روش ولتن، هيپنوتيزم، آرامش دهي، داروهاي روان گردان، تصاوير ويژه، موسيقي و…. صورت مي گيرد(ديويدسون49،2003).

2-7-1 تعريف عملياتي
اميد: از نظر عملياتي ميزان نمره‌اي که دانشجويان در مقياس سنجش اميد اسنايدر دريافت مي‌کنند.
القاي خلق: به منظور القاي خلق مثبت از دو روش تصوير سازي ذهني مثبت و خواندن جملات مثبت در طول شش جلسه آموزشي براي هر روش استفاده شده است.

1-2 مقدمه
متخصصين باليني در سال هاي اخير به جاي مطالعه ضعف‌هاي بشر، به نيروهاي روان شناختي كه رشد و افزايش سلامت روان را در پي دارند، تاکيد دارند. شاخه جديد علم روان شناسي، تحت عنوان روان شناسي مثبت، درصدد بررسي ظرفيت‌ها و قدرتهاي روان شناختي، به جاي آسيب شناسي رواني مي‌باشد. اعتقاد اساسي روان شناسي مثبت اين است كه ويژگي‌هاي مثبت قابل اندازه گيري مي‌توانند به عنوان سپري افراد را در برابر حوادث نامطلوب محافظت نمايند(مستن وکاوس وورث، 1998؛ راتر، 1999). يكي از مسائلي كه در تأمين بهداشت رواني فرد مؤثر است،‌ اميدواري است. اميد مي‌تواند به هنگام گرفتاري به فرد كمك كند، همان گونه كه فعاليت و پيروزي افراد در موقعيت‌هاي دشوار و ظاهراً غير ممكن، موجب تقويت روحيه آنان مي‌شود.
احساسات ظرف چند دقيقه نمايان شده و سپس کاهش مي يابند؛ اما خلق که وضعيت عاطفي پايداري است، براي ساعت‌ها و يا حتي روزها، باقي مي ماند. محققان دانشگاه ميشيگان اظهار مي‌دارند كه خلق منفي به ‌طور متوسط از هر 10 روز، سه روز به سراغ ما مي‌آيند. تقريبا ۲ درصد مردم هر روز شاد هستند در صورتي که حدود ۵ درصد افراد، از هر پنج روز، چهار روز خلق منفي را تجربه مي کنند.. پژوهشگران، متوجه شده‌اند كه مردم در كشورهاي گوناگون، شيوه هاي متفاوتي را براي تغيير خلقشان به كار مي‌برند: گوش‌دادن به موسيقي، صحبت با يك دوست، پياد‌ه‌روي، تلاش براي رفع مشكل، خوردن، عبادت، نماز و خريد. تفاوت‌هاي جنسيتي در مديريت حالات دروني وجود دارند(لانگ، بردلي و کاتبرت،50،2005). مردان به‌طور معمول براي تغيير حالات خلقي خود از سيگار استفاده مي‌كنند. زنان بيشتر به صحبت با افردي که بتوانند به آنها كمك كنند مي‌پردازنند يا به فكر مي‌افتند كه چرا اين حس بد را دارند. يادگيري روش‌هاي موثر تنظيم خلق و خو مي‌تواند به مردان و زنان كمك كند تا خود را از ورطه نااميدي بيرون بكشند(همان منبع). هيجانات که محصول حوادث خوشايند و ناخوشايند زندگي روزمره ي ما و پديده‌هايي دفاعي هستند، پس از گذشت زمان به صورت خلق هاي مثبت و منفي ماندگار، خود را نشان مي دهند. بر اساس پيش‌بيني محققان بين‌المللي در سال 2020 ميلادي، اختلال افسردگي جزء شايعترين اختلالات مي باشد، به همين جهت اغلب کشور‌هاي توسعه‌يافته، برنامه‌هاي سرورآفرين و نشاط‌زايي را در تمامي رفتار‌هاي خانوادگي، شغلي و اجتماعي جوامع خود گنجانده‌اند و تلاشي روزافزون جهت کاهش تنش و آرامش اجتماعي دارند. اميد آنکه که کشور ما نيز، از اين قافله حرکت علمي، در راستاي گسترش سلامت اجتماعي، غافل نماند.
2-2 نگاهي بر پيشينه ي اميد
در علم روان شناسي ساليان سال، ديدگاه‌هاي سنتي ، روانكاوي51، رفتار گرايي52 و … غالب بوده است و ‌تقريباً روان شناسان بر آسيب شناسي رفتار، عملكرد و درمان متمركز بوده اند،‌ شكل گيري انجمن‌هاي روان شناسي و روانپزشكي و تأليف كتبي چون مجموعه نشانگان باليني اختلالات رواني53 و نيز توسعه بيمارستان هاي رواني گواهي آشكار بر اين مدعاست. در قرن بيستم ميلادي محقق و روان شناس آمريکايي، مارتين سليگمن54 ناخرسندي خود را از اين تئوري هاي غالب ابراز کرد.
وي اذعان كرد كه بشر كلكسيوني از درد، رنج ، غصه و بيماري‌هاي گوناگون نيست، بلكه ديدگاه‌هاي خوشبينانه تري براي تبيين رفتار آدمي مي‌توان يافت. اين آغاز حركتي به سوي روان شناسي مثبت بود. سليگمن وسيزن ميهالي55(2000) بر اين باورند كه هدف روان شناسي مثبت، حركت از ديدگاه تكراري آسيب شناسي غالب، به سمت تمركز بر شيوه‌هاي ايجاد توانمندي‌هاي مثبت56 و صفاتي57 است كه افراد، سازمان‌ها و جوامع را قادر به شكوفايي و موفقيت مي‌سازد.
موضوعات روان شناسي مثبت شامل سلامت58، لذت59، شادي،‌ اميد و …است و در سطح فردي شامل ويژگي‌هاي شخصي مثبت، ظرفيت عاشق شدن و دوست داشتن، شجاعت، شهامت، مهارت‌هاي بين فردي60، توانمندي‌هاي زيبايي شناسي61، بخشش62، گذشت، نوع دوستي 63و خردمندي64 است و در نهايت در سطح گروهي شامل مسئوليت پذيري65، شهروند خوب بودن،‌ تحمل66، وجدان كاري 67و … مي‌باشد(گيلهام و سليگمن، 1999، به نقل از سليگمن و سيزن ميهالي، 2000).
مبحث اميد در حوزۀ روان شناسي، سال ها مورد بي توجهي قرار گرفته بود. با اينكه ايده ي اميد ازآغاز آفرينش آدمي وجود داشته است، بررسي علمي آن پيشينه اي چندان طولاني ندارد. در سال هاي 1950 تا 1960، اميد به شكل رسمي و با رو يكردي علمي بررسي شد و برخي افراد مانند فرانک و سمينتون68 به اين نتيجه رسيدند چنانچه افکار و هيجان هاي منفي، موجت تضعيف سلامت روان شوند، مي توان از فرايند هاي مثبتي مانند اميد به عنوان متغيري براي افزايش سلامت روان انسان ها استفاده كرد. در اين دوره، روان شناسي سلامت هم رشد خود را آغاز كرد و كم كم روح زمان نسبت به اميد و سازه هاي مشابه آن آماده شد؛ بسياري از محققان در رشته هاي مختلف از پرستاري گرفته تا روان شناسي و… نظريه هايي دربارۀ اميد عرضه كردند. از آنجا كه اين افراد از پژوهش هاي يكديگر آگاه نبودند، ديدگاه يا نظريه اي منسجم وجود نداشت تا درباره ي آن تحقيقي صورت گيرد. اسنايدر از جمله كساني بود كه به درخواست منينگر69، اميد را به شكل علمي بررسي کرد تا اينکه در سال 1990 ميلادي، نظريه خود را با عنوان نظريه اميد مطرح کرد. پس از آن، اين سازه مورد توجه محققان و متخصصان قرار گرفت(اسنايدر،2000 ). اسنايدر 23 عنوان کتاب در حوزه روان شناسي مثبت تأليف کرده است که از ميان آن ها، شش كتاب به موضوع نظريۀ اميد اختصاص يافته است.
اميد نيروي قابل توجهي است که، بررسي نظري و كاربردي آن در جهت بهبود عملكرد به خصوص براي محيط‌هاي آشفته امروزي مورد نياز است(سليگمن ،کاسلو، آلوي، پيترسون،تنن باوم و آبرامسون70، ‌1984).
3-2 تعريف اميد
براي اميد تعاريف متعددي ارئه شده است. نيرويي لازم براي زندگي اي پويا(نووتني71،1989)؛ اهميت حمايت شدن از سوي ديگران(بلند و دارلينگتون72، 2002)؛ برقراري ارتباط نزديک با ارزش هاي شخصي و اهداف(هاملستين و روث73،2002)؛ توان دنبال کردن کارهاي روزانه(چرانک، استانگليني و اسلاد74،2008) و اميد را اساس پشتكار افراد دانسته اند(اسنايدر، لاپوينته، کراسون و ايرلي75،1998). فرانك(1968-1975) اميد را به‌عنوان يك فرايند مشترك در رويكرد درماني مفهوم‌سازي کرد(لاينلي و ژوزف76،2004). بروينكس و ماله (2005)، پايرو (1994) و ارنست بلاچ (1986) نشان دادند كه در واقع اكثر مردم اميد را به‌عنوان يك هيجان توصيف مي‌كنند(بهاري، 1390). اوي ريل، كاتلينو چاون(2004) اين مفهوم را حالت شناختي تعريف كرده و بيان مي‌كنند وقتي اهداف داراي ويژگي‌هاي دست‌يافتني، تحت كنترل، مهم، جامعه‌پذير و اخلاقي باشند، اميد شكل مي‌گيرد(به نقل از اسنايدر، شان و لوپز،2007).
4-2 نظريه اميد اسنايدر
زير بناي فکري نظريه اميد، به آثار ارائه شده از سوي کاتلين و چان77(1990) و استوتلند78(1969) بر مي گردد که در آن، اميد به عنوان انتظار فرد براي موفقيت در دستيابي به هدف، تعريف شده است. اين انتظار، خود داراي دو بُعد گذرگاه و عامل است؛ يعني عامل + گذرگاه = اميد(اسنايدر،2000).
اسنايدر؛ اميد را سازه اي شامل دو بعد دانسته است، يكي توانايي طراحي گذرگاه هايي به سوي هدف هاي مطلوب با وجود موانع، و ديگري توانايي ايجاد انگيزه براي شروع و تداوم حركت در اين گذرگاه ها(کار، 1385). همان طور كه در اين تعريف، مشخص است، نظريۀ اميد اساس نظريه هاي شناختي است؛ به ديگر سخن، فرايندي شناختي است كه تبعاتي هيجاني دارد(اسنايدر، 2002)؛ بنابراين، طبق اين نظريه، اميد يک هيجان انفعالي نيست كه تنها در لحظه هاي تاريک زندگي پديدار شود بلكه فرايندي شناختي است كه افراد به وسيله ي آن به صورت فعال براي دست يابي به اهدافشان تلاش مي كنند. از نظر اسنايدر، اميد فرايندي است كه طي آن، فرد هدف هاي خود را تعيين مي كند، راه كار هايي براي رسيدن به آن ها مي سازد و انگيزۀ لازم را براي اجراي اين راه كار ها ايجاد و در طول مسير حفظ مي کند( اسنايدر، 1994).
1-4-2 ابعاد اميد در نظريه اسنايدر
1-1-4-2 اهداف
نظريه ي اميد بر مبناي ضرورت هدف ها بنا شده و هدف، يكي از ابعاد كليدي اين نظريه است. تقريبا تمام آنچه يک فرد انجام مي دهد، به سمت دست يابي به هدفي است و شامل هر چيزي است كه خود فرد مايل است به آن برسد و آن را انجام دهد، يا اينكه آن را تجربه يا ايجاد كند. هدف ها نيروي محرک هر رفتاري هستند و مي توانند در دامنه اي گسترده، از حركتي ساده براي بيدار شدن در هنگام شنيدن زنگ ساعت تا تعمير بخشي از يک هواپيما و گاه به پيچيدگي كسب يک مدرک دانشگاهي قرار داشته باشند(ولز79، 2005). از طرفي در نظريه اميد، هدف ها منبع اصلي هيجان هستند. هيجان مثبت، ناشي از دست يابي به هدف يا تصور نزديک شدن به آن است؛ در حالي كه هيجان منفي، ناشي از شكست در دست يابي به هدف يا تصور دور شدن از آن است. با توجه به وجود اين پيوند بين دست يابي به هدف و عاطفه ي مثبت، ممكن است به نظر برسد كه بهترين راه كار، تعيين هدف هاي آسان و دست يافتني است؛ اما افراد داراي اميد بالا، معمولاً به دنبال هدف هايي هستند كه ميزاني از عدم قطعيت و يا سطح دشواري متوسط داشته باشند؛ يعني اندكي دشوار تر از هدف هاي قبلي شان باشند(اسنايدر،2002). هدف ها بايد داراي ارزش كافي باشند تا تفكر هشيار فرد را به خود مشغول كنند. هدف هاي اميدوارانه، داراي مقداري از عدم قطعيت هستند و هدف هايي كه احتمال دست يابي به آن ها صد در صد باشد، نيازمند اميد نيستند. از آن سوي، هدف هايي كه احتمال دست يابي به آن ها صفر باشد نيز مستلزم اميد نيستند(اسنايدر،2000). بنابراين، طبق اين نظريه، بهترين هدف ها آن هايي هستند كه انگيزۀ فرد را افزايش دهند و پايدار باشند؛ يعني به صورت دقيق مشخص شوند، ميزان دشواري متوسط داشته باشند و در آينده اي نزديک، به وقوع بپيوندند(ولز، 2005؛ به نقل از علاءالديني،1387).
2-1-4-2 تفکر گذرگاه )مسير هاي رسيدن به هدف(
اين گونه تفكر، عبارت است از توانايي ادراک شده ي فرد براي شناسايي و ايجاد مسيرهايي به سمت هدف(اسنايدر، 1994). از آنجا كه ممكن است برخي طر ح ها با شكست مواجه شوند، افراد داراي اميد زياد، براي مقابله با موانع احتمالي، چندين گذرگاه را در نظر مي گيرند. شايان ذكر است كه آثار سودمند اميد، تنها ناشي از توانايي واقعي در ايجاد گذرگاه ها نيست؛ بلكه نتيجۀ اين ادراک است كه در صورت لزوم مي توان چنين گذرگاه هايي را توليد كرد(اسنايدر،1994).
3-1-4-2 تفکر عامل
اين گونه تفكر، بُعدي انگيزشي براي به حركت در آوردنِ فرد در مسيرهاي تعيين شده براي رسيدن به هدف است. اسنايدر وهمکاران(1991) تفكر عامل را نه تنها انرژي رواني متمركز بر هدف، بلكه احساس مصمم بودن در دست يابي به هدف تعريف كرده اند. از نظر آن ها، اين نوع انگيزه ي متمركز بر هدف، در جمله هايي همچون “من مي توانم اين کار را انجام دهم”، “من به آن خواهم رسيد” و… نمايان مي شود. اين مفهوم بسيار شبيه به انگيزه است؛ به اضافه ي باور به اين مسئله كه با تلاش و توانايي مي توان به هدف رسيد. همچنين طبق نظريۀ اميد در روان شناسي، در طول درمان، تفكر عامل( انگيزه)، به دو شيوۀ متفاوت افزايش مي يابد: يا به طور مستقيم هدف قرار مي گيرد ويا به طور غير مستقيم، با افزايش تفكر گذرگاه تقويت مي شود(اسنايدر، 2000، به نقل از علاء الديني،1387). از سويي ديگر، روا ن شناسان معتقدند آدمي بدان سبب به رفتاري اقدام مي كند كه انتظار دارد آن رفتار، به روي دادي مطلوب به نام هدف منجر شو(انگيزش مثبت) ويا از روي دادي نامطلوب جلوگيري کند؛ در نظريه اميد، بيشتر بر انگيزش مثبت تأكيد مي شود و از انگيزش منفي سخني گفته نمي شود(فلدمن80 و اسنايدر،2005).
2-4-2 نقش موانع در پرورش اميد
براي داشتن تفكري اميدوارانه بايد ياد بگيريم چطور با موانع روبرو شويم و بدين منظور بايد گذرگاه هايي مختلف را در نظر بگيريم؛ به عبارت ديگر، تفكر اميدوارانه با غلبه بر موانع ايجاد مي شود؛ پس موانع، لزوماً از زندگي حذف نمي شوند و حتي مي توانند باعث ارزشمند تر شدن هدف شوند(اسنايدر،2000).
به طور كلي، وجود موانع در راه رسيدن به هدف، ممكن است برخي واكنش هاي هيجاني منفي را ايجاد كند؛ اما اين واكنش ها در همۀ افراد، يكسان نيست و افراد داراي اميد زياد، به دليل ايجاد راه هاي جايگزين براي رسيدن به هدف، پاسخ هاي هيجاني سازگار تري مي دهند؛ حتي زماني که دست يابي به هدف اصلي امکان پذير نمي باشد، از هدف هاي جايگزين استفاده مي كنند(اسنايدر، 1994). آن ها در هريک از حيطه هاي زندگي خود، چندين هدف را مشخص مي كنند و به اين ترتيب، هنگام رويارويي با موانع مي توانند انعطاف پذير باشند، به دنبال هدفي ديگر بروند يا بر ديگر حيطه هاي زندگي خود تأكيد كنند. افراد داراي اميد كم، به روشني نمي دانند چطور بايد به هدف هاي خود برسند و هنگام رويارويي با موانع چگونه عمل كنند. در واقع، افراد اميدوار در نتيجۀ تجربه كردن سختي ها، به اين باور رسيده اند كه مي توانند خود را با مشكلات و كاستي هاي بالقوه وفق دهند(اسنايدر، 2000). هنگام رويارويي با موانع، افراد از مرحله هاي روان شناختي خاصي مي گذرند كه در همۀ انسا نها، طبق الگويي خاص ايجاد نمي شوند؛ اما به طور كلي، فرد از اميد به سمت خشم، از خشم به سمت نااميدي و از نااميدي به سمت بي احساسي پيش مي رود(اسنايدر،1994). خشم، ابتدايي ترين واكنش در رويارويي با مانع است. در اين مرحله، هنوز انرژي براي پي گيري هدف ها وجود دارد؛ گر چه لزوماً مؤثر نيست. در مرحله ي نااميدي، فرد هنوز بر هدف هاي خود متمركز است؛ اما براي غلبه بر موانع، احساس ناتواني مي كند. افراد از جهت تجربه ي احساس نااميدي، با يكديگر متفاوت اند، برخي به آساني دچار اين حالت مي شوند؛ مثلاً هنگام وقوع روي داد هاي ظاهراً بي ضرر، مانند گم كردن دسته كليد يا مشاجره اي هر چند كوتاه با همسر خود نااميد مي شوند. آن ها مسائل را به گونه اي ادراک مي كنند كه باعث ايجاد احساس بي كفايتي در آن ها مي شود و منابع روان شناختي، آن ها را تحت تأثير قرار مي دهد؛ علاوه بر اين، چنين افرادي ممكن است به دليل نداشتن مهارت يا دانش لازم براي چگونگي حل مسئله، دچار نااميدي نيز شوند(اسنايدر، 2000). اين گونه افراد وقتي به خود مي آيند كه همۀ كوشش هايشان براي رسيدن به هدف، با شكست مواجه شده است؛ بدين سبب، دچار بي احساسي مي شوند و از پيگيري همه هدف هايشان باز مي مانند(اسنايدر، 1994).
بي احساسي، يعني نداشتن علاقه، توجه، احساس و هيجان، يک حالت منفعل نباتي است. از نظر اسنايدر، بي احساسي، فاجعه اي مصيبت بار است كه در آن فرد احساس لذت خود و به صورت كلي تر، هر گونه احتمال مشترک بالقوه با ديگران را از دست مي دهد(اسنايدر،2000). حركت در مسير اميد تا بي احساسي، به ميزان اميد فرد و اهميت هدف بستگي دارد(اسنايدر، 1994).
3-4-2 نااميدي در نظريه اميد اسنايدر
در اين نظريه فرض بر اين است كه شكست هاي پي در پي، در راه رسيدن به هدف ها، تفكر عامل و گذرگاه و در نتيجه، اميد را كاهش مي دهد و اين اولين مرحله ي ايجاد افسردگي است. در



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید