دانشگاه‌ کردستان
دانشكده مهندسي
گروه صنايع
عنوان:‌
يكپارچگي زنجيره تأمين با تأكيد بر نقش باراندازهاي مياني با فرض عدم قطعيت
پژوهشگر:
مهدي زيني وند
استاد راهنما:
دكتر فردين احمدي زر
پایان نامه كارشناسي‌ ارشد رشته مهندسي صنايع گرايش صنايع
اسفند ماه 1389
كليه‌ حقوق‌ مادي‌ و معنوی مترتب‌ بر نتايـج‌ مطالعات،
ابتكارات‌ و نوآوري هاي‌ ناشي‌ از تحقيق‌ موضوع‌
اين‌ پايان‌‌نامه‌ (رسـاله) متعلق‌ به‌ دانشـگاه‌ کردستان ‌ است‌.
***تعهد نامه***
اینجانب مهدي زيني وند دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسي صنايع گرایش صنايع دانشگاه کردستان، دانشکده مهندسي گروه صنايع تعهد می نماییم که محتواي اين پايان نامه نتيجه تلاش و تحقيقات خود بوده و از جايي كپي برداري نشده و به پایان رسانیدن آن نتیجه تلاش و مطالعات مستمر اینجانب و راهنمايي و مشاوره اساتيد بوده است.
با تقدیم احترام
مهدي زيني وند
14 /12 /1389
تقديم به
پدر و مادر عزيز و مهربانم
و همه كساني كه دوستشان دارم
از استاد گرامي جناب آقاي دكتر فردين احمديزر كه در انجام اين تحقيق از راهنماييهاي ارزشمندشان بهرهمند شدهام صميمانه تقدير و تشكر ميكنم.
همچنين بر خود واجب ميدانم كه به پاس آموزش، راهنمايي و همكاري تمامي استادان گروه صنايع دانشكده مهندسي دانشگاه كردستان، مراتب سپاس و قدرداني خود را از ايشان ابراز نمايم.
چكيده
در اين تحقيق فرآيند مديريت زنجيره تأمين پنج سطحي، چند محصولي و چند دورهاي با تأكيد بر نقش استراتژي فرابارانداز و با فرض وجود عدم قطعيت مورد بررسي قرار ميگيرد. از اين رو، به منظور يكپارچه كردن طرحهاي تهيه مواد اوليه، توليد و توزيع در یک افق زمانی میان مدت با در نظر گرفتن عرضه، توليد و تقاضاي فازي با هدف حداقل كردن هزينهها و طراحي يك سيستم توزيع به موقع يك مدل رياضي توسعه داده ميشود. در زنجيره تأمين مورد بررسي از استراتژيهاي فرابارانداز و ارسال مستقيم براي توزيع محصولات استفاده ميشود. همچنين از اعداد فازي مثلثي براي بيان عدم قطعيت موجود در زنجيره و از برنامهريزي محدوديت فازي مبتني بر شانس و رويكرد حداكثر-حداقل براي تبديل مدل دو هدفه فازي به يك مدل يك هدفه قطعي استفاده ميشود. مدل يك هدفه قطعي حاصله به وسيله يك نرم افزار تجاري قابل حل ميباشد.
علاوه بر اين، مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه ورودي و خروجي به منظور بهينه كردن عمليات استراتژي فرابارانداز امري ضروري است. اما از آنجايي كه يكپارچه كردن مسيريابي و زمانبندي وسائل نقليه و استراتژي فرابارانداز در مسئله مذكور باعث افزايش پيچيدگي خواهد شد، لذا به منظور كاهش پيچيدگي مسئله، زنجیرهای با سه سطح مورد بررسي قرار ميگيرد. در مدلی که به این منظور ارائه میشود، مسير و زمان حركت وسايل نقليه ورودي از تأمينكنندگان به باراندازهاي مياني و همچنين وسايل نقليه خروجي از باراندازهاي مياني به خرده فروشها مشخص ميشود. هدف، تخصيص محصولات به تأمينكنندگان و باراندازهاي مياني به منظور بهينه كردن مسير و زمان حركت وسايل نقليه ورودي و خروجي و عمليات دستهبندي كردن محصولات در باراندازهاي مياني بوده به طوريكه كل هزينههاي خريد محصولات، حمل و نقل و نگهداري حداقل شود. همچنين به منظور حل مدل ارائه شده، يك الگوريتم ژنتيك تركيبي توسعه داده ميشود.
كلمات كليدي: مديريت زنجيره تأمين، استراتژي فرابارانداز، مسيريابي وسيله نقليه، اعداد فازي، برنامهريزي محدوديت مبتني بر شانس، الگوريتم ژنتيك
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول (کلیات تحقیق)1
1-1- مقدمه2
1-2- مسأله اول5
1-3- مسأله دوم6
1-4- ضرورت تحقیق8
1-5- اهداف تحقیق9
1-6- محدوديتهاي تحقيق9
فصل دوم (مروری بر ادبیات موضوع)10
2-1- مقدمه11
2-2- کاربرد تئوری مجموعههای فازی در زنجیره تأمین11
2-3- استفاده از استراتژیهاي فرابارانداز و ارسال مستقیم در زنجیره تأمین15
2-4- يكپارچه كردن مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه و استراتژي فرابارانداز19
2-5-جمع بندی: خلاء در تحقیقات پیشین21
فصل سوم (مدلسازی و ارائه راه حل)23
3-1- مقدمه24
3-2- تئوری مجموعههای فازی24
3-4- تعریف مسأله اول26
3-4-1- مفروضات مسأله اول27
3-4-2- مدل رياضي مساله اول28
3-5- رويكرد حل مسأله اول34
3-5-1- پرداختن به محدوديتهاي فازي34
3-5-2- پرداختن به توابع هدف40
3-6- ضرورت يكپارچه كردن مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه و استراتژي فرابارانداز42
3-7- تعریف مسأله دوم43
3-7-1- مفروضات مسأله دوم45
3-7-2- مدل رياضي مسأله دوم46
3-8- رويكرد حل مسأله دوم53
3-8-1- نحوه نمايش جواب و توليد جمعيت اوليه54
3-8-2- ارزيابي ميزان برازندگي كروموزومها58
3-8-3- عملگر انتخاب60
3-7-4- عملگر همگذري61
3-7-5- عملگر جهش62
3-7-6- نحوه اصلاح كروموزومهاي نامعتبر63
3-7-7- روش جستجوي محلي65
فصل چهارم (نتایج محاسباتی و تحلیل)66
4-1- نتایج محاسباتی مسأله اول67
4-2- نتایج محاسباتی مسأله دوم72
4-2-1- توليد مسائل نمونه و تنظيم پارامترهاي الگوريتم73
4-2-2- تحليل نتايج75
فصل پنجم (جمع بندی و تحقیقات آتی)82
4-1- جمع بندی83
5-2- تحقیقات آتی85
منابع86
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول 2-1: مطالعات صورت گرفته در ارتباط با استفاده از تئوري مجموعههاي فازي در برنامهريزي زنجيره تأمين15
جدول 3-1: شاخص محصولات مختلف خرده فروشها56
جدول 4-1: ابعاد اولين مسأله نمونه68
جدول 4-2: حداقل و بزرگترين مقدار توابع هدف براي اولين مسأله نمونه68
جدول 4-3: نتايج اولين مسأله نمونه69
جدول 4-4: ابعاد دومين مسأله نمونه70
جدول 4-5: حداقل و بزرگترين مقدار توابع هدف براي دومين مسأله نمونه71
جدول 4-6: نتايج دومين مسأله نمونه71
جدول 4-7: ابعاد مسائل نمونه توليد شده73
جدول 4-8: توزيعهاي يكنواخت به منظور توليد پارامترهاي مورد نياز74
جدول 4-9: ارزيابي عملكرد در ارتباط با اولين مسأله نمونه77
جدول 4-10: ارزيابي عملكرد در ارتباط با دومين مسأله نمونه77
جدول 4-11: ارزيابي عملكرد در ارتباط با سومين مسأله نمونه78
جدول 4-12: ارزيابي عملكرد در ارتباط با چهارمين مسأله نمونه78
جدول 4-13: ارزيابي عملكرد در ارتباط با پنجمين مسأله نمونه79
جدول 4-14: ارزيابي عملكرد در ارتباط با ششمين مسأله نمونه79
فهرست شكلها
عنوان صفحه
شكل 2-1: عمليات استراتژي فرابارانداز17
شكل 3-1: نمودار عدد فازي مثلثي26
شكل 3-2: شبكه زنجيره تأمین مورد بررسي27
شكل 3-3: نمودار معيار امكان36
شكل 3-4: نمودار معيار الزام36
شكل 3-5: نمودار معيار اعتبار37
شكل 3-6: نمودار معيار درستنمايي39
شكل 3-7: نمايش شماتيك از شبكه زنجيره تأمین مورد بررسي45
شكل 3-8: نمايش ساختار كروموزوم براي مثال (3-3)56
شكل 3-9: روش اصلاح چرخهاي64
شكل 4-1: اختلاف بين مقدار تابع هدف اول در حداقل سطح رضايتمندي و مقدار بهينه با توجه به سطوح اطمينان مختلف براي اولين مسأله نمونه69
شكل 4-2: اختلاف بين مقدار تابع هدف دوم در حداقل سطح رضايتمندي و مقدار بهينه با توجه به سطوح اطمينان مختلف براي اولين مسأله نمونه70
شكل 4-3: اختلاف بين مقدار تابع هدف اول در حداقل سطح رضايتمندي و مقدار بهينه با توجه به سطوح اطمينان مختلف براي دومين مسأله نمونه72
شكل 4-4: اختلاف بين مقدار تابع هدف دوم در حداقل سطح رضايتمندي و مقدار بهينه با توجه به سطوح اطمينان مختلف براي دومين مسأله نمونه72
شكل 4-5: تعداد جوابهاي غيرموجه موجود در هر نسل76
شكل 4-6: تاثير نگهداري موقت در باراندازهاي مياني بر هزينههاي زنجيره تأمين80
فصل اول:
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
رقابتی بودن بازارها، معرفی و وجود محصولاتی با عمر کوتاه و بالا بودن انتظارات مشتریان در ارتباط با کیفیت و زمان تحویل محصولات، ايجاب ميكنند كه محصولات در مقدار، مكان، زمان و قيمت مناسب عرضه شوند كه اين خود ضرورت ایجاد هماهنگی تولیدکنندگان با تأمینکنندگان مواد اولیه و توزیعکنندگان محصولات را ایجاب میکند.
زنجیره تأمین به عنوان یک ساختار یکپارچه شامل تعدادی از فعالیتها به طور مثال فعاليت خرید، تولید، نگهداری و توزیع ميشود. اين فعاليتها به منظور تهيه مواد اولیه، تبدیل مواد اولیه به محصولات نهایی و تحویل محصولات به مشتریان انجام ميشوند. مديريت صحيح اين فعاليتها موجب بهبود عملكرد زنجيره خواهد شد از اين رو مدیریت زنجیره تأمین را میتوان به عنوان مدیریت جریان اطلاعات، محصولات و منابع مالی در زنجیره تعریف کرد [1]. فرآيند برنامهريزي زنجيره تأمین به عنوان يكي از مهمترين فرآيندهاي مديريت زنجيره تأمین به منظور يكپارچه و هماهنگ كردن فعاليتهاي مذكور در بين اعضاي مختلف زنجيره انجام ميشود [2]. برنامهريزي زنجيره تأمین بسته به افق برنامهريزي به سه دسته تقسيمبندي ميشود:
• برنامهریزی استراتژیک: این فاز از برنامهریزی به طراحی ساختار زنجیره تأمین مربوط بوده و افق زمانی مورد بررسی در این فاز بین پنج تا ده سال میباشد.
• برنامهریزی تاکتیکی (افق زمانی میان مدت): در این سطح از برنامهریزی در ارتباط با استفاده بهینه از ظرفيت منابع مختلف از جمله تأمینکنندگان، تولیدکنندگان و مراکز توزیع
تصمیمگیری میشود. افق زماني مورد بررسي در برنامهريزي تاكتيكي يك تا دو سال است.
• برنامهريزي عملياتي: افق زمانی مربوط به این سطح از برنامهریزی هفتگی بوده و در ارتباط با مسائلي از قبيل مسيريابي وسايل نقليه، برنامهریزی تولید و توزیع روزانه تصميمگيري ميشود [1].
هدف هر زنجيره تأمين افزايش سودآوري زنجيره از طريق كاهش هزينهها و افزايش سطح
خدمتدهي است. طرح توزيع به عنوان يكي از عوامل ايجاد هزينه در زنجيره تأمين، عملكرد زنجيره را تحت تأثير قرار داده و تقريبا 30 درصد از قيمت محصول نهايي را شامل ميشود [3]. بنابراين استفاده از استراتژيهاي مناسب توزيع به منظور كاهش هزينههاي حمل و نقل و افزايش سطح
خدمتدهي ميتواند باعث افزايش سودآوري زنجيره شود. در ميان استراتژيهاي مختلف توزيع استراتژي فرابارانداز1 به عنوان يك تكنيك لجستيك موثر محصولات ارسال شده از تأمینكنندگان مختلف را دریافت کرده و بدون نگهداری موجودی آنها را مطابق با مقصدهایشان به گروههای مشخصی دستهبندی و ارسال میکند. اين استراتژي با دستهبندي كردن محصولات و در نتيجه تكميل ظرفيت وسايل نقليه باعث كاهش هزينههاي حمل و نقل ميشود.
از آنجاييكه قرار دادن محصولات مختلف در يك گروه مشخص مستلزم ورود همزمان آنها به بارانداز مياني و منتج به ملاقات مشتريهاي مختلف (سفارش دهندگان محصولات) ميشود، لذا مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه ورودي و خروجي به منظور بهينه كردن عمليات استراتژي فرابارانداز ضروري است.
از طرفي ديگر، در نظر گرفتن شرايط دنياي واقعي از جمله غیر قابل پیشبینی بودن انتظارات مشتریان و همچنین وجود روابط پیچیده بین اعضای زنجیره، باعث ايجاد يك درجه مهمي از عدم قطعيت در زنجيره تأمین ميشود. ناديده گرفتن عدم قطعيت موجود در زنجيره تأمين باعث ضعف در عملكرد زنجيره خواهد شد. بنابراين شناخت منابع ايجاد عدم قطعيت و استفاده از رويكردهاي مناسب براي برطرف كردن اين عدم قطعيت به منظور افزايش سودآوري زنجيره ضروري است. سه منبع ایجاد عدم قطعیت در زنجیره تامین عبارتند از:
• عدم قطعیت در عرضه: این عدم قطعیت در اثر تغییر در عملکرد تأمینکنندگان به علت تأخیر در تحویلها به وجود میآید.
• عدم قطعیت در فرآیند: این عدم قطعیت از غیر قابل اعتماد بودن فرآیند تولید به دلیل خرابی ناگهاني ماشین آلات، تغيير در عملکرد نیروی انسانی و غیره ناشی میشود.
• عدم قطعیت در تقاضا: این عدم قطعیت مهمترین عامل ايجاد عدم قطعیت در زنجیره تأمین بوده و از نوسانات موجود در تقاضا و پیشبینی نادرست ناشي ميشود [4].
رويكردهاي تحلیلی (احتمالی)، رویکردهای شبیهسازی و رویکردهای پیوندی بر اساس ترکیبی از مدلهای تحلیلی و شبیهسازی، از جمله رويكردهاي مورد استفاده براي برطرف كردن عدم قطعیت موجود در زنجيره تأمین ميباشند. مدلهای تعیین شده در این رویکردها، عدم قطعیت موجود در زنجیره تأمین را به وسیله توزیعهای احتمالی به دست آمده از دادههای آماری نمایش میدهند. از آنجايي كه استفاده از اين رويكردها با مشكلاتي نظير عدم دسترسي به دادههای آماری قابل اعتماد همراه است استفاده از رويكردهاي ديگر ضروري به نظر ميرسد. يكي ديگر از رويكردهاي مورد استفاده براي برطرف كردن عدم قطعيت موجود در زنجيره تأمين، استفاده از تئوري
مجموعههاي فازي است [5]. قابل ذكر است كه تئوري مجموعههاي فازي علاوه بر برطرف كردن مشكل فوق، داراي تطابق بيشتري با مسائل دنياي واقعي است.
با توجه به توضيحات بالا، واضح است كه يكپارچه و هماهنگ كردن طرحهاي تهيه مواد اوليه، توليد و توزيع، بررسي منابع ايجاد عدم قطعيت در زنجيره تأمین و استفاده از يك رويكرد مناسب براي برطرف كردن اين منابع و همچنين انتخاب استراتژيهاي مناسب براي توزيع محصولات از عوامل مهم بقاي زنجيره تأمين در بازارهاي امروزي هستند.
از اين رو در اين تحقيق ، يكپارچه كردن طرحهاي تهيه مواد اوليه، توليد و توزيع در يك افق زمانی میان مدت در يك زنجيره تأمين پنج سطحي، چند محصولي و چند دورهاي با در نظر گرفتن عرضه، توليد و تقاضاي فازي با هدف حداقل كردن هزينهها و طراحي يك سيستم توزيع به موقع مورد بررسي قرار ميگيرد. در زنجيره تأمين مورد بررسي از استراتژيهاي فرابارانداز و ارسال مستقيم براي توزيع محصولات استفاده ميشود. استفاده از استراتژي فرابارانداز مستلزم بررسي همزمان مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه ورودي و خروجي ميباشد. اما از آنجايي كه يكپارچه كردن مسيريابي و زمانبندي وسائل نقليه و استراتژي فرابارانداز در مسئله مذكور باعث افزايش پيچيدگي خواهد شد، لذا به منظور كاهش پيچيدگي مسئله، زنجیرهای با سطوح کمتر مورد بررسي قرار ميگيرد. بنابراين، در اين تحقيق دو مسأله مذكور يعني يكپارچه كردن طرحهاي تهيه مواد اوليه، توليد و توزيع و يكپارچه كردن مسيريابي و زمانبندي وسائل نقليه و استراتژي فرابارانداز به ترتيب تحت عنوانهاي مسأله اول و مسأله دوم مورد بررسي قرار ميگيرند.

1-2- مسأله اول
مسأله اول عبارت از یکپارچه کردن طرحهاي تامین مواد اولیه، تولید و توزیع محصولات در یک افق زمانی میان مدت در یک زنجیره تأمین پنج سطحی (شامل تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، مراکز توزیع، باراندازهای میانی2 و خرده فروشها)، چند محصولی و چند دورهای با در نظر گرفتن پارامترهای فازی (شامل ظرفیت تأمین مواد اولیه، سطح نیروی انسانی در دسترس و ظرفیت ماشین آلات تولیدکنندگان و نیز تقاضای خرده فروشها) و با هدف حداقل کردن هزینهها و طراحي يك سيستم توزيع به موقع3 است. در این زنجیره برای توزیع محصولات از استراتژيهاي فربارانداز و ارسال مستقیم (از تولیدکننده به خرده فروش) استفاده میشود.
مفروضات اين مسأله به شرح زير ميباشند.
• زنجیره تأمین پنج سطحی (شامل تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، مراکز توزیع، باراندازهای میانی و خرده فروشها)، چند محصولی و چند دورهای میباشد.
• برای توزیع محصولات از باراندازهای میانی و ارسال مستقیم استفاده میشود.
• سطح برنامه ریزی میان مدت است
• در صورتی که تقاضای یک خرده فروش برای یک کالای مشخص از طریق یک بارانداز میانی تأمین شود، باید کل تقاضای آن خرده فروش به ازای آن محصول از طریق همان بارانداز مياني برآورده شود. اين فرض از رويكرد تك منبعي4 [8-6] نشأت ميگيرد.
• هر یک از تولیدکنندگان توانایی تولید همه محصولات را دارند.
• کمبود مجاز بوده و به صورت پس افت در نظر گرفته میشود.
• هزینه نگهداری مواد اولیه و محصولات در پایان هر دوره در نظر گرفته میشود .
• توليدكنندگان محصولات را به سه طريق تولید میكنند: تولید در زمان عادی، تولید به صورت اضافه کاری و یا از طریق پیمانکاری.
• تقاضا، ظرفیت تولید و نیز ظرفیت تأمین مواد اولیه اعداد فازی مثلثی هستند.
از آنجايي كه مهمترين هدف استراتژي فرابارانداز كاهش هزينههاي نگهداري و حمل و نقل
ميباشد، لذا بررسي همزمان مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه و استراتژي فرابارانداز امري ضروري است. اما همان طوري كه قبلا نيز ذكر شد به دليل كاهش پيچيدگي مسأله مورد بررسي، يكپارچه كردن مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه ورودي و خروجي و استراتژي فرابارانداز در يك زنجيره سه سطحي مورد بررسي قرار ميگيرد.

1-3- مسأله دوم
مسأله دوم عبارت از يكپارچه كردن مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه ورودي و خروجي (به ترتيب به منظور تحويل محصولات به باراندازهاي مياني و خرده فروشها) و استراتژي فرابارانداز در يك زنجيره سه سطحي است. زنجيره مورد بررسي داراي سطوح تأمينكنندگان محصولات (به طور مثال توليدكنندگان، مراكز توزيع و غيره)، باراندازهاي مياني و خرده فروشها است. در اين زنجيره با در نظر گرفتن هزينههاي حمل و نقل و قيمتهاي ارائه شده توسط تأمینكنندگان، مسير و زمان حركت وسايل نقليه ورودي در فرآيند دريافت (دريافت محصولات از تأمینكنندگان توسط باراندازهاي مياني) و همچنين وسايل نقليه خروجي در فرآيند ارسال (تحويل محصولات به خرده فروشها توسط باراندازهاي مياني) تعيين ميشوند.
علاوه بر اين در طي فرآيند دستهبندي كردن محصولات در باراندازهاي مياني، اگر همه محصولات مربوط به يك دسته مشخص وارد بارانداز مياني شده باشند (ورود همزمان) اين محصولات بلافاصله در وسايل نقليه خروجي بارگيري شده و به خرده فروشها تحويل داده ميشوند. در غير اين صورت، در ارتباط با نگهداري موقت و يا ارسال محصولاتي كه زودتر وارد بارانداز مياني شدهاند تصميمات لازم اتخاذ ميشوند. همچنين به دليل تطابق بيشتر با دنياي واقعي ظرفيت محوطه تخصيص داده شده براي نگهداري موقت محصولات به طور پيوسته در طول افق برنامهريزي بررسي ميشود.
هدف، تخصيص محصولات به تأمینكنندگان و باراندازهاي مياني به منظور بهينه كردن مسير و زمان حركت وسايل نقليه و عمليات دستهبندي كردن محصولات بوده به طوريكه هزينههاي خريد و حمل و نقل حداقل شود.
مهمترين خصوصيات و مفروضات اين مسأله عبارتند از:
• هر تأمینكننده توانايي عرضه هر نوع محصولي را دارد.
• حداكثر ظرفيت محوطه تخصيص داده شده براي نگهداري موقت محصولات در باراندازهاي مياني محدود است.
• چندين نوع وسيله نقليه در مكان تأمینكنندگان و باراندازهاي مياني موجود است.
• ظرفيت وسايل نقليه محدود است.
• نقطه شروع و پايان حركت هر وسيله نقليه بايد يكسان باشد.
• از آنجايي كه ممكن است حجم كل محصولات ارسالي از يك تأمینكننده به يك بارانداز مياني بيشتر از حداكثر ظرفيت وسايل نقليه ورودي آن تأمینكننده باشد، بنابراين يك بارانداز مياني ممكن است توسط چندين وسيله نقليه ورودي از يك تأمینكننده ملاقات شود.
• يك خرده فروش ممكن توسط چندين وسيله نقليه خروجي از باراندازهاي مياني مختلف ملاقات شود. اين فرض مبتني بر اين است كه محصولات مختلف يك خرده فروش ممكن توسط باراندازهاي مياني مختلف تحويل داده شوند.
• كل تقاضاي يك خرده فروش براي يك محصول خاص بايد به وسيله يك وسيله نقليه ورودي تحويل يك بارانداز مياني و نهايتا توسط يك وسيله نقليه خروجي به خرده فروش تحويل داده شود.
1-4- ضرورت تحقیق
برنامه ریزی تاکتیکی (افق زمانی میان مدت) به منظور استفاده بهینه از منابع شامل ظرفیت تامینکنندگان مواد اولیه، ظرفیت تولیدکنندگان و ظرفیت مراکز توزیع مورد استفاده قرار میگیرد. یکی از اهداف زنجیره تأمین، ارائه مقدار مناسبی از کالاها در زمان و مکان مناسب و نيز در کمترین سطح هزینه است. به منظور دستیابی به این هدف، زنجیره باید دارای یک برنامه مناسب برای
فعالیتهای تأمین مواد اولیه، تولید و توزیع محصولات باشد. بنابراین یکپارچه کردن فعالیتهای مذکور زنجیره را در رسیدن به هدف مورد نظر کمک میکند.
همان طوری که قبلا ذکر شد استفاده از باراندازهای میانی میتواند باعث کاهش هزینههای حمل و نقل شود. همچنین بعضی مواقع تقاضای یک خرده فروش ممکن است برابر با اندازه مقدار اقتصادی حمل و نقل باشد، بنابراین در چنین وضعیتهایی بهتر است با ارسال مستقیم کالا از تولیدکننده به خرده فروش از ایجاد هزینههای اضافی (شامل هزينه نگهداری، تخلیه بار و بارگیری مجدد در مراکز توزیع و غیره) ممانعت شود. در نتیجه استفاده همزمان از باراندازهای میانی و ارسال مستقیم
میتواند باعث کاهش هزینههای زنجیره شود. علاوه بر اين قرار دادن محصولات مختلف در يك گروه مشخص مستلزم ورود همزمان آنها به بارانداز مياني و منتج به ملاقات مشتريهاي مختلف (سفارش دهندگان اين محصولات) ميشود، در نتيجه مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه ورودي و خروجي به منظور بهينه كردن عمليات استراتژي فرابارانداز ميتواند باعث كاهش هزينههاي زنجيره شود.
از سوی دیگر، در دنیای واقعی بسیاری از پارامترها از جمله ظرفیت تأمینکنندگان مواد اولیه، سطح نیروی انسانی موجود، ظرفیت ماشین آلات و نیز تقاضای خرده فروشان را نمیتوان به طور قطعی مشخص نمود. از این رو در این تحقیق از مجموعههای فازی براي بيان این عدم قطعیت استفاده میشود. در ضمن به دلیل سادگی و انعطاف پذیری عملیات ریاضی فازی از الگوی اعداد فازی مثلثی بهره گرفته میشود.
با توجه به توضیحات فوق، واضح است که یکپارچه کردن عملیات تأمین مواد اولیه، تولید و توزیع محصولات در یک افق زمانی میان مدت در یک زنجیره تأمین پنج سطحی (تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، مراکز توزیع، باراندازهای میانی وخرده فروشها)، چندمحصولی و چنددورهای با در نظر گرفتن پارامترهای فازی (ظرفیت تأمینكنندگان مواد اولیه، سطح نیروی انسانی موجود و ظرفیت ماشینآلات تولیدکنندگان و تقاضای خرده فروشها) و استفاده از باراندازهای میانی و ارسال مستقیم (از تولیدکننده به خرده فروش) برای توزیع محصولات، میتواند باعث کاهش هزینهها شود. همچنين يكپارچه كردن مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه و استراتژي فرابارانداز به منظور بهينه كردن عمليات استراتژي فرابارانداز منتج به كاهش بيشتر در هزينههاي حمل و نقل و افزايش سطح
رضايتمندي ميشود. بنابراين به منظور كاهش هزينههاي زنجيره تأمين و افزايش سهم آن در بازاهاي رقابتي مطالعه و بررسي مسائل فوق کاملاً ضروری به نظر میرسد.
1-5- اهداف تحقیق
هدف اين تحقيق بهينه كردن سه فعاليت اصلي زنجيره تأمین (تهيه مواد اوليه، توليد و توزيع محصولات) و عمليات استراتژي فرابارانداز به منظور كسب سهم بيشتر در بازارها است. به منظور تحقق اهداف فوق، دو مدل ریاضی به ترتيب برای یکپارچه کردن فعالیتهای تأمین مواد اولیه، تولید و توزیع محصولات و بهينه كردن عمليات استراتژي فرابارانداز با در نظر گرفتن فرضیات فوق توسعه داده شده و سپس روش حل مناسب برای اين دو مدل ارائه ميشود.
1-6- محدوديتهاي تحقيق
با توجه به خصوصيات زنجيره تأمين مورد بررسي در اين تحقيق از مهمترين محدوديتهاي مربوط به اين تحقيق ميتوان به نبود يك مطالعه موردي اشاره كرد. با اين وجود، انجام اين تحقيق نشان
ميدهد كه به منظور كاهش هزينهها و افزايش سطح رضايتمندي مشتريان وجود زنجيرهاي با اين خصوصيات ضروري است. همچنين عدم دسترسي به منابع و پايگاههاي داده مورد نياز يكي ديگر از محدوديتهاي پيشرو در انجام اين تحقيق ميباشد.
فصل دوم:
مروری بر ادبیات موضوع
2-1- مقدمه
در اين فصل، مطالعات صورت گرفته در ارتباط با مسائل مورد بررسي در اين تحقيق در سه زير بخش مورد بررسي قرار ميگيرند. در ابتدا به بررسي مطالعات صورت گرفته در زمينه استفاده از تئوري مجموعههاي فازي در برنامهريزي زنجيره تأمین پرداخته شده و پس از بررسي تحقيقات انجام شده در ارتباط با استفاده از استراتژيهاي فرابارانداز و ارسال مستقيم، مطالعات صورت گرفته در زمينه يكپارچه كردن مسيريابي وسايل نقليه و استراتژي فرابارانداز مرور خواهند شد. علاوه بر اين به منظور آشنايي بيشتر خواننده، توضيحاتي در ارتباط با استراتژيهاي فرابارانداز و ارسال مستقيم و مسأله مسيريابي وسايل نقليه ارائه خواهد شد.

2-2- کاربرد تئوری مجموعههای فازی در زنجیره تأمین
به دليل وجود عدم قطعيت در مسائل مختلف زنجيره تأمين، تحقيقات متعددي از تئوري
مجموعههاي فازي به منظور بيان اين عدم قطعيت استفاده كردهاند. همچنين با توجه به اهميت سه طرح تهيه مواد اوليه، توليد و توزيع مطالعات زيادي به بررسي اين سه طرح ضمن در نظر گرفتن منابع عدم قطعيت پرداختهاند.
لیو و کائو5 [9] با در نظر گرفتن هزینههای ارسال، عرضه و تقاضا به عنوان اعداد فازی و هزینههای حمل و نقل به عنوان تابع هدف، روشی را بر اساس اصول ارائه شده توسط زاده [10] براي تعیین تابع عضویت کل هزینههاي حمل و نقل توسعه دادهاند. در این روش مسئله حمل و نقل فازی به دو مدل برنامهریزی ریاضی تبدیل میشود.
لیانگ6 [11] یک روش برنامهریزی خطی چند هدفه فازی به منظور حل مسئله
حمل و نقل با چندین هدف فازی ارائه میکند. در این تحقیق، برای نمایش دادن اهداف فازی از تابع عضویت خطی تکهای7 استفاده شده و به منظور حل مدل ارائه شده از مفاهیم تصمیمگیری فازی و روش برنامهریزی آرمانی استفاده شده است.
چن8 و همکاران [12] یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح آميخته چند هدفه برای مکانیابی انبارها و مراکز توزیع در یک زنجیره تامین چندسطحی، چندمحصولی و چنددورهای توسعه دادهاند. عدم قطعیت در تقاضا به وسیله سناریوهای گسسته با احتمالهای مشخص نشان داده شده است. همچنین یک روش دو مرحلهای تصمیمگیری فازی براي حل مدل ارائه شده مورد استفاده قرار گرفته است.
گیل9 [13] با استفاده از تئوری مجموعههای فازی به بررسی نیازمندیهای سکوهای دریافت و ارسال در تسهیلات پرداخته و نتایج به دست آمده را به وسيله شبیهسازی مورد بررسی قرار ميدهد.
قاطعی و هاشمی10 [14] مساله برنامهریزی حمل و نقل در شبکه توزیع مواد نفتی را تحت وجود شرایط عدم قطعیت در تقاضا و ظرفیت تولید و خطوط لوله مورد بررسی قرار میدهند. در این تحقیق به منظور تعیین مکان تسهیلات جدید انبار از رویکرد مساله حداقل جریان11 استفاده میشود. همچنین روش تابع رتبهبندی12 به منظور حل مساله حداقل جریان فازی مورد استفاده قرار ميگيرد.
ساکاوا13 و همکاران [15] مساله تولید و توزيع را از طریق یک مدل برنامهریزی ریاضی به منظور حداقل کردن هزینهها با توجه به ظرفیتها و تقاضا مورد بررسی قرار میدهند. پس از ارائه یک مدل برنامهریزی فازی، یک طرح کلی بر اساس تئوری بازیها14 براي توزیع سود و هزینه ارائه میکنند.
چن15 و همکاران [16 و 17] یک مدل برنامهریزی غیر خطی عدد صحیح آميخته چند هدفه به منظور بررسی مساله تولید-توزیع در یک زنجیره تأمین چندمحصولی، چندسطحی و چنددورهای ارائه میکنند. حداکثر کردن سود هر یک از اعضای زنجیره، حداکثر کردن سطح خدمتدهی به مشتریان و سطوح اطمینان موجودی و توزیع عادلانه سود بین اعضای زنجیره تأمین اهداف مورد نظر در مدل ارائه شده هستند. در این تحقیق به منظور حل مدل مذکور از یک رویکرد بر اساس تئوری
مجموعههای فازی استفاده میشود.
چن و لی16 [18 و 19] به منظور بهینه كردن فرآيند مديريت زنجیره تأمین، عدم قطعیت موجود در تقاضای بازار را به وسیله تعدادی از سناریوها با احتمالات مربوطه و عدم قطعیت موجود در قیمت محصولات را با استفاده از تئوری مجموعههای فازی مورد بررسی قرار میدهند.
آلیو17 و همکاران [20] یک مدل یکپارچه تولید-توزیع برای یک زنجیره تأمین چندمحصولی و چنددورهای به منظور ایجاد تعادل بین سود و نرخ برآورده نکردن تقاضای فازی ارائه میکنند. برای حل مدل ارائه شده از الگوریتم ژنتیک استفاده شده است.
سلیم18 و همکاران [21] به منظور بررسی مسأله تولید-توزیع در زنجیرههای تأمین متمرکز و نامتمرکز، رویکردهای برنامهریزی با اهداف فازی را ارائه میکنند. در این تحقیق، برآورده کردن اهداف مختلف (شامل حداکثر کردن سود تولیدکنندهها و مراکز توزیع با توجه به حداقل کردن هزینههای خرده فروش و حداقل کردن تأخیر مربوط به تقاضای خرده فروشها) به صورت فازی در نظر گرفته شدهاند.
لیانگ [22] به منظور یکپارچه کردن طرحهاي تولید و توزیع در یک زنجیره تأمين چندمحصولی و چنددورهای، یک مدل برنامهریزی ریاضی چند هدفه فازی توسعه میدهد. در این تحقیق، سطح نیروی انسانی در دست، ظرفیت ماشینآلات تولیدکنندگان و تقاضا مشتریان به صورت پارامترهای فازی در نظر گرفته شده و همچنين برای نمایش اهداف فازی از تابع عضویت خطی تکهای استفاده شده است. به منظور حل مدل ارائه شده از مفاهیم تصمیم گیری فازی و روش برنامهریزی آرمانی استفاده شده است. متعاقبا، لیانگ و چنگ19 [23] مسأله مذکور را مورد بررسی قرار داده و به منظور حل مدل ارائه شده از عملگر حداقل استفاده میکنند.
بیلجن20 [24] یک مدل برنامهریزی فازی براي یکپارچه کردن طرحهای تولید و توزیع در یک زنجیره تأمین چندسطحی (شامل چندین خط تولید، چندین تولیدکننده و چندین مرکز توزیع) ارائه کرده است. به منظور تبدیل مدل فازی به یک مدل قطعی از سه رویکرد مختلف شامل عملگر حداکثر-حداقل21، ترکیب محدبی از عملگرهای حداقل و حداکثر و عملگر “و” فازی22 استفاده شده است. در این تحقیق از تئوری مجموعههای فازی براي برطرف كردن عدم قطعیت موجود در ظرفیت تولید و وسایل نقلیه و سطوح آرمانی هزینهها استفاده شده است.
با اين وجود تعداد خيلي كمي از مطالعات صورت گرفته به بررسي مسأله يكپارچه كردن سه طرح تهيه مواد اوليه، توليد و توزيع با در نظر گرفتن سه منبع عدم قطعيت پرداختهاند. در ادامه اين مطالعات مورد بررسي قرار ميگيرند.
چن و چانگ23 [25] با در نظر گرفتن هزینه مواد اولیه، هزینه حمل و نقل و تقاضای محصولات به عنوان منابع ايجاد عدم قطعيت در زنجيره، با استفاده از تئوري مجموعههاي فازی رویکردی را به منظور تعیین تابع عضویت حداقل کردن کل هزینههای یک زنجیره تامین چندسطحی، چندمحصولی و چنددورهای توسعه دادهاند.
ترابی و حسینی24 [26] یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیص آميخته چند هدفه برای یکپارچه کردن طرحهای تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع در یک زنجیره تامین سه سطحی (شامل چندین تامینکننده، یک تولیدکننده و چندین مرکز توزیع) توسعه دادهاند. در مدل ارائه شده تقاضای بازار، ضرایب زمانی و هزینه و نيز سطوح ظرفیتی به صورت پارامترهای فازی در نظر گرفته شدهاند. در این تحقیق از یک رویکرد دو مرحلهای براي حل مدل استفاده شده است بدین صورت که در مرحله اول مدل اصلی به یک مدل قطعی تبدیل شده و در فاز دوم با استفاده از یک رویکرد ابتکاری برنامهریزی فازی، مدل چند هدفه به مدل يك هدفه تبديل ميشود.
پیدرو25 و همکاران [29-27] یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح آميخته فازی برای
برنامهریزی زنجیره تأمین در افق زمانی میان مدت به منظور یکپارچه کردن فعالیتهای تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع ارائه کردهاند. مدل ارائه شده به وسیله گروهی از پارامترها شامل میانگین سطح خدمتدهی، سطوح موجودی، عدم ثبات در برنامهریزی در ارتباط با دوره برنامهریزی شده و هزینه کل ارزیابی شده است. همچنين مدل توسعه داده شده به وسیله اطلاعات به دست آمده از يك زنجیره تأمین اتومبیل مورد ارزيابي قرار گرفته است.
يك دستهبندي كلي از مطالعات صورت گرفته در زمينه برنامهريزي زنجيره تأمين ضمن استفاده از تئوري مجموعههاي فازي براي بيان كردن عدم قطعيت موجود در زنجيره به وسيله جدول (2-1) ارائه شده است.

جدول 2-1: مطالعات صورت گرفته در ارتباط با استفاده از تئوري مجموعههاي فازي در برنامهريزي زنجيره تأمين

2-3- استفاده از استراتژیهاي فرابارانداز و ارسال مستقیم در زنجیره تأمین
يكي از مهمترين وظايف مديريت زنجيره تأمين كنترل جريان فيزيكي محصولات در زنجيره است. در سسيستم توزيع معمولي از انبارهاي مياني براي توزيع محصولات استفاده ميشود. چهار تابع هزينه در سيستم انبارداري معمولي عبارتند از: دريافت كردن، انبار كردن، چيدمان و ارسال محصولات. توابع انبار كردن به دليل بالا بودن هزينههاي نگهداري و چيدمان به دليل بالا بودن هزينه مربوط به نيروي انساني، عمدهترين بخش از هزينههاي سيستم انبارداري معمولي را شامل ميشوند. مشخص است كه بهترين روش براي كاهش اين هزينهها و افزايش كارايي حذف اين توابع هزينه است [30]. استراتژي فرابارانداز با حذف توابع فوق به عنوان يك روش موثر و كارا براي توزيع محصولات در زنجيره تأمین شناخته شده است. در اين استراتژي سه فعاليت عمده در بارانداز مياني صورت ميگيرد: (1) دريافت و تخليه محصولات از وسايل نقليه ورودي ارسال شده از تأمین كنندگان مختلف، (2) دستهبندي كردن محصولات مطابق با مقصدهاي آنها و (3) بارگيري و تحويل محصولات دستهبندي شده به مشتريان توسط وسايل نقليه خروجي. در سسيستم فرابارانداز محصولات وارد شونده به بارانداز مياني در ظرف مدت 1 الي 24 ساعت بدون اينكه به صورت موجودي نگهداري شوند به سمت مقصدهاي مربوطه ارسال ميشوند. شكل (2-1) شماي كلي از عمليات استراتژي فرابارانداز را نشان ميدهد.
مزاياي استفاده از استراتژي فرابارانداز عبارتند از:
• كاهش هزينههاي موجودي و فضاي مورد نياز براي انبار كردن محصولات.
• كاهش هزينههاي حمل و نقل به وسيله دستهبندي كردن محصولات و دستيابي به مقدار اقتصادي حمل و نقل.
• كاهش زمان تحويل محصولات به مشتريان و در نتيجه افزايش سطح رضايتمندي مشتريان.
بسياري از شركتها از جمله شركتهاي هوم ديپات26 و فدكس27 به دليل كاهش هزينههاي حمل و نقل، شركت وال مارت28 به منظور كاهش و يا حذف هزينههاي نگهداري و شركت كاسكو29 به منظور كاهش هزينههاي نيروي كار از استراتژي فرابارانداز استفاده ميكنند [31].
يكي ديگر از استراتژيهاي مورد استفاده در فرآيند توزيع محصولات، استراتژي ارسال مستقيم است. در روش ارسال مستقيم شبکه حمل و نقل طوری ساختار بندی میشود که ارسالها از تأمین کننده به خریدار به صورت مستقیم و بدون واسطه صورت میگیرد. در این روش مسیر ارسال هر مجموعه مشخص بوده و فقط باید در مورد مقدار کالای ارسالي و شیوه حمل و نقل مورد استفاده تصمیم گیری شود. بزرگترین مزیت این روش این است که با حذف انبارهای میانی از ايجاد يكسري هزينههاي اضافي (از جمله هزينه تخليه و بارگيري در انبارها) جلوگيري شده و همچنين کار هماهنگی راحتتر میشود [1].

شكل 2-1: عمليات استراتژي فرابارانداز
در ادبيات مربوط به استفاده از استراتژي فرابارانداز اكثر مطالعات صورت گرفته به بررسي مفهوم اين استراتژي و طراحي فيزيكي و مكانيابي باراندازهاي مياني پرداختهاند.
ناپوليتانو30 [31] ضمن بررسي فوايد استفاده از استراتژي فرابارانداز، پنج نوع از استراتژيهاي فرابارانداز شامل استراتژي توليدكردن، توزيعكننده، حمل و نقل، خرده فروشي و استراتژي فرصت طلب را معرفي ميكند.
اپتي و ويسوانتن31 [3] استراتژي فرابارانداز را به عنوان يك روش كارا به منظور كاهش هزينههاي حمل و نقل مورد بررسي قرار ميدهند.
رتليف32 و همكاران [32] مسأله طراحي بارانداز مياني را به عنوان يك سيستم توزيع مورد بررسي قرار ميدهند.
جايارامن و راس33 [33] مسأله طراحي زنجيره تأمین را مورد بررسي قرار ميدهند. در اين مطالعه علاوه بر تصميمات مربوط به باز يا بسته بودن (فعال بودن) و مكانيابي باراندازهاي مياني، در ارتباط با تخصيص مشتريان به باراندازهاي مياني تصميمگيري ميشود.
بچلوس34 و همكاران [34] مسئله طراحي زنجيره تأمين چابك را مورد بررسي قرار ميدهند. شبكه اين زنجيره شامل تأمينكنندگان، توليدكنندگان، مراكز توزيع، باراندازهاي مياني و مشتريان ميباشد. در اين تحقيق، از باراندازهاي مياني به عنوان يك سطح مياني بين توزيع كنندگان و مشتريان به منظور كاهش هزينهها استفاده شده است.
كرنگ و چن35 [35] ضمن در نظر گرفتن دو رويكرد مختلف توزيع به بررسي مسأله توليد- توزيع در زنجيره تأمین ميپردازند. با مقايسه دو رويكرد متفاوت شامل رويكرد استفاده از استراتژي فرابارانداز و رويكرد استفاده از سيستم انبارداري معمولي براي توزيع محصولات، كاهش در هزينههاي زنجيره تأمین در صورت استفاده از استراتژي فرابارانداز نشان داده شده است.
بويسن و فليندر36 [36] دستهبندي كاملي براي مسأله زمانبندي وسايل نقليه در بارانداز مياني انجام ميدهند. در اين تحقيق محيط درها، خصوصيات عمليات و اهداف به عنوان سه معيار اصلي
طبقهبندي در نظر گرفته شدهاند.
آلپان37 و همكاران [37] يك برنامهريزي پوياي محدود شده به منظور زمانبندي كردن عمليات داخل بارانداز مياني توسعه ميدهند. در اين تحقيق به منظور افزايش انعطاف پذيري بارانداز مياني، انبار موقت و توقف نيز مجاز هستند.
در بين تحقيقات موجود تعداد بسيار اندكي از آنها به منظور توزيع محصولات از استراتژيهاي فرابارانداز و ارسال مستقيم به صورت همزمان استفاده كردهاند.
گوموس و بوكبيندر38 [38] با در نظر گرفتن دو استراتژي فرابارانداز و ارسال مستقيم براي توزيع محصولات، به بررسي فعاليتهاي لجستيك در يك زنجيره تأمین سه سطحي (شامل توليدكننده، بارانداز مياني و خرده فروش) ميپردازند.
فهيم نيا39 و همكاران [39] یک مدل تولید-توزیع در حالت قطعی بوسیله یکپارچه کردن طرحهای تولید و توزیع برای یک زنجیره تامین سه سطحی (شامل تولیدکنندگان، مراکز توزیع و مشتریان)، چندمحصولی و چنددورهای که در آن علاوه بر ارسال کالا به وسیله مراکز توزیع، ممکن است کالا به صورت مستقیم از تولیدکننده به مشتری تحویل داده شود ارائه ميدهند.
موسي40 و همكاران [40] به منظور حداقل كردن هزينههاي حمل و نقل در يك زنجيره تأمین سه سطحي (شامل توليدكنندگان، مراكز توزيع و مشتريان) به بررسي مسأله مسيريابي وسايل نقليه
ميپردازند. هدف از مسأله مسيريابي وسايل نقليه در اين تحقيق تعيين استراتژي مورد استفاده براي توزيع محصولات ميباشد. در اين تحقيق عمليات مربوط به استراتژي فرابارانداز توسط مراكز توزيع صورت ميگيرد. همچنين از يك الگوريتم مورچگان41 به منظور حل مسئله مذكور استفاده شده است.

2-4- يكپارچه كردن مسيريابي و زمانبندي وسايل نقليه و استراتژي فرابارانداز
در اين بخش، نخست مطالبي در ارتباط با مسأله مسيريابي وسايل نقليه ارائه شده و پس از آن مطالعات صورت گرفته در زمينه يكپارچه كردن مسيريابي وسايل نقليه و استراتژي فرابارانداز مورد بررسي قرار ميگيرند.
طرح توزيع با هدف تحويل محصولات موجود در مكان عرضهكنندگان به مشتريان انجام ميشود. بنابراين مشخص كردن مسير وسايل حمل كننده محصولات به منظور كاهش هزينههاي حمل و نقل ضروري است. در سال 1959 دانتزيك و رامسر42 مسأله مسيريابي وسايل نقليه را به منظور تعيين مسير وسايل نقليه معرفي كردند. مسأله مسيريابي وسيله نقليه عبارت از تعيين مسير حركت وسيله نقليه به منظور تحويل محصولات به مشتريان است. هدف اين مسأله بهينه كردن طرح تحويل محصولات از عرضهكنندگان به مشتريان به وسيله حداقل كردن كل مسافت پيموده شده توسط وسايل نقليه است [41].
از مهمترين مسائل مسيريابي وسائل نقليه ميتوان به مسئله مسيريابي وسيله نقليه با ظرفيت محدود43، مسئله مسيريابي وسيله نقليه با محدوديت پنجره زماني44، مساله مسيريابي وسيله نقليه همراه با برداشت و تحويل45 و مساله مسيريابي وسيله نقليه با چند قرارگاه46 اشاره كرد. بسته به شرايط موجود به منظور توزيع محصولات يكي از مسائل فوق مورد بررسي قرار ميگيرد. مسأله مسيريابي مورد بررسي در اين پايان نامه تقريبا مشابه مسئله مسيريابي وسيله نقليه با محدوديت پنجره زماني است.
تعداد بسيار كمي از تحقيقات موجود در ادبيات استراتژي فرابارانداز به منظور يكپارچه كردن مسيريابي وسيله نقليه و استراتژي فرابارانداز انجام شدهاند. به عنوان مثال، لي47 و همكاران [42] مسأله برداشت و تحويل را در يك شبكه توزيع (شامل چندين تأمينكننده، يك بارانداز مياني و چندين مشتري) مورد بررسي قرار دادهاند. به طوريكه فرآيندهاي برداشت و تحويل به ترتيب مربوط



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید