دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی
پایان نامه‌ی کارشناسی ارشد در رشته‌ی
تربیت بدنی و علوم ورزشی- فیزیولوژی ورزشی
تاثیر هشت هفته تمرین بیهوازی شدید بر سطوح ویسفاتین پلاسما و برخی از فاکتورهای التهابی در راتهای مادهی نژاد اسپراگوداولی
به کوشش
حسین جعفری
استاد راهنما
دکتر فرهاد دریانوش
شهریور ماه 1392
به نام خدا
اظهار نامه
اینجانب حسین جعفری (890453) دانشجوی رشته تربیت بدنی دانشکده‌ی علوم تربیتی و روانشناسی اِظهار میدارم که این پایان‌نامه حاصل پژوهش خودم بوده و در جاهایی که از منابع دیگران استفاده نموده‌ام، نشانی دقیق و مشخصات کامل آن را نوشته‌ام. همچنین اظهار می‌دارم که تحقیق و موضوع پایان نامه‌ام تکراری نیست و تعهد می‌نمایم که بدون مجوز دانشگاه دستاوردهای آن را منتشر ننموده و یا در اختیار غیر قرار ندهم. کلیه حقوق این اثر مطابق مالکیت معنوی و فکری متعلق به دانشگاه شیراز می‌باشد.
نام و نام خانوادگی: حسین جعفری
تاریخ و امضاء
سپاسگزاری
تشکر و سپاس بیپایان مخصوص خدایی است که بشر را آفریده و به او قدرت اندیشیدن داده و تواناییهای بالقوه را در وجود انسان قرار داده و او را امر به تلاش و کوشش نموده است.
اکنون که این پایان نامه به پایان رسیده است بر خود لازم میدانم از زحمات جناب آقای دکتر دریانوش، استاد راهنمای این پژوهش، که در انجام این مهم من را یاری و همراه بودند و با حوصله و دقت و توان علمی و با گشاده رویی، من را مساعدت نمودند کمال امتنان و سپاس را داشته باشم. از جناب آقایان دکتر اسکندر رحیمی و دکتر نادر تنیده اساتید مشاور که در مراحل مختلف این پژوهش با من همکاری کردهاند، قدردانی و تشکر نمایم. همچنین از اساتید محترم جناب آقایان دکتر داوود مهربانی و دکتر محمد حسین کریمی سپاسگزارم.
و در پایان از خانم قانع جهت ویرایش پایان نامه و تمام کسانی که در تهیه و تدوین این رساله بنده را یاری نمودند کمال تشکر را دارم.
چکیده
تاثیر هشت هفته تمرین بیهوازی شدید بر سطوح ویسفاتین پلاسما و برخی از فاکتورهای التهابی در موشهای مادهی نژاد اسپراگوداولی
به کوشش
حسین جعفری
مقدمه و اهداف: آدیپوکینها پپتیدهایی هستند که از بافت چربی ترشح میشوند و بر متابولیسم انرژی کل بدن تاثیر میگذارند. فعالیت ورزشی باعث تاثیرات سودمندی بر بافت چربی میشود. بااین وجود، دانش ما درباره تغییرات ویسفاتین، IL-6 و TNF-α در پاسخ به یک فعالیت ورزشی شدید تناوبی اندک است. لذا هدف از انجام تحقیق حاضر، تعیین تاثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدید بر سطوح پلاسمایی ویسفاتین، IL-6 و TNF-α در موشهای مادهی نژاد اسپراگوداولی میباشد.
روش تحقیق: این مطالعه به روش تجربی انجام گرفت. 45 سر موش به طور تصادفی به سه گروه پیش آزمون (15n=)، گروه کنترل (15n=) و گروه تمرینی (15n=) تقسیم شدند. برنامه تمرینی تناوبی شامل دویدن بر روی تردمیل، بصورت 3 جلسه در هفته به مدت 8 هفته انجام گرفت. اندازهگیری تغییرات سطوح پلاسمایی ویسفاتین، IL-6 و TNF-αبه روش الیزا صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس تعاملی و آزمون تعقيبي توكي استفاده گردید.
نتایج: تمرینات تناوبی شدید باعث تغییرات معنیداری در سطوح پلاسمایی ویسفاتین در بین گروهها شد (036/0p=). بهطوریکه سطوح پلاسمایی ویسفاتین در گروه تمرینی نسبت به گروه پیشآزمون کاهش معنیداری داشت (001/0p=). همچنین این تمرینات باعث کاهش معنیدارIL-6 (009/0p=) و TNF-α(022/0p=) در بین گروهها گردید. علاوه بر این، در این مطالعه ارتباط معنیداری در بین این آدیپوکینها مشاهده نشد.
بحث و نتیجه گیری: کاهش سطوح TNF-α و IL-6 با شدت و مدت فعالیت در ارتباط است. همچنین، احتمالا عواملی به جز کاهش وزن، در کاهش ویسفاتین پلاسما موثر هستند.
واژگان کلیدی: تمرین تناوبی شدید، ویسفاتین، اینترلوکین 6 (IL-6)، فاکتور نکروز دهنده آلفا (TNF-α)
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: مقدمه
1-1- بیان مساله5
1-2- ضرورت و اهمیت تحقیق8
1-3- اهداف تحقیق9
1-3-1- هدف كلي9
1-3-2- اهداف اختصاصی9
1-4 سوالات تحقیق10
1-5 تعاریف نظری متغیرها10
1-6 تعاریف عملیاتی متغیرها11
فصل دوم: ادبیات تحقیق
2-1 مقدمه13
2-2 مبانی نظری13
2-2-1 سايتوكاين‌ها14
2-2-2 فاکتور نکروز دهنده تومور (TNF)18
2-2-3 اينترلوكين-6( IL-6) 19
2-2-4 پروتئین واکنشگر –C (CRP)19
2-2-5 شدت تمرین20
2-3 پیشینه تحقیق24
2-3-1 تحقيقات داخلي24
2-3-2 تحقيقات خارجی25
2-4 نتیجه گیری29
فصل سوم:
3-1 مقدمه31
3-2 روش تحقیق31
3-3 متغیرها31
3-3-1 متغير مستقل31
3-3-2 متغيرهاي وابسته32
3-3-3 متغيرهاي مداخله گر و نحوهي كنترل آنها32
3-4 جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری33
3-5 ابزار اندازهگیری33
3-6 روش اجرا33
3-7 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات34
3-8- ملاحظات اخلاقی35
فصل چهارم:
4-1 مقدمه37
4-2- یافته های توصیفی37
4-3- یافته های مرتبط با سوالات پژوهش39
4-3-1- آزمون سوال اول39
4-3-2- آزمون سوال دوم40
4-3-3- آزمون سوال سوم41
4-3-4- آزمون سوال چهارم43
4-3-5- آزمون سوال پنجم43
4-3-6- آزمون سوال ششم44
فصل پنجم:
5-1- مقدمه46
5-2- خلاصه تحقیق46
5 – 3 – بحث و بررسی48
5-3-1- یافته‌های اصلی48
5-4- نتیجه گیری54
5-5-پیشنهادها55
5-5-1 پیشنهادهای برخاسته از پژوهش55
5-5-2 محدودیتهای تحقیق55
5-5-2 پیشنهادهای برای سایر محققین56
فهرست منابع و مآخذ57
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول2-1 میزان کالری مورد نیاز برای فعالیت با شدت پایین21
جدول2-2 میزان کالری مورد نیاز برای فعالیت با شدت متوسط22
جدول2-3 میزان کالری مورد نیاز برای فعالیت با شدت بالا23
جدول3-1 برنامه تمرینی بیهوازی شدید34
جدول 4- 1: یافتههای توصیفی ویسفاتین، فاکتور نکروزی تومور آلفا و اینترلوکین 6 در سه گروه‌ پیش آزمون، کنترل و تمرین38
جدول 4- 2: آزمون آماری بین گروهی ویسفاتین در بین گروه‌ها39
جدول 4- 3: آزمون آماری بین گروهی اینترلوکین-6 در بین گروه‌ها41
جدول 4- 4: آزمون آماری بین گروهی TNF-α در بین گروه‌ها42
جدول 4- 5: مقادیر P و ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای ویسفاتین و IL-643
جدول 4- 6: مقادیر P و ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای ویسفاتین و TNF-α43
جدول 4- 7: مقادیر P و ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای IL-6 و TNF-α44
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4- 1: تفاوت میانگین و انحراف استاندارد ویسفاتین در بین گروهها40
نمودار 4- 2: تفاوت میانگین و انحراف استاندارد اینترلوکین-6 در بین گروه ها41
نمودار 4- 3: تفاوت میانگین و انحراف استاندارد TNF-α در بین گروه ها42
فصل اول

مقدمه
چاقی1 و بیماریهای وابسته به آن، از مهمترین دلایل مرگ و میر در سراسر جهان میباشد. بر اساس گزارش سازمان جهاني بهداشت بيش از يك ميليارد نفر در سراسر جهان اضافه وزن دارند و بيش از سيصد ميليون نفر چاق هستند (كوريس بلازوس و والك ویست، 2007). چاقی، عمومیترین بیماری متابولیک و همچنین عامل ایجاد و تشدید کننده بسیاری از بیماریها میباشد که با کاهش کیفیت زندگی همراه است ( برون و همکاران، 2009 ؛ ویسچروسیدل، 2001؛ لین، 2000؛ کال و همکاران، 1999). تا اواسط قرن بيستم، چاقي در سراسر جهان به عنوان يك پديده نادر در نظر گرفته مي‌شد. امروزه بخش قابلتوجهي از جمعيت بزرگسال در ايالات متحده و كشورهاي توسعه يافته از چاقي رنج مي‌برند. تخمين‌زده مي‌شود كه بيش از دويست ميليون آمريكایي يا 65% از جمعيت بالغ ايالات متحده، اضافه وزن يا چاق هستند.
چاقی، یک اختلال در متابولیسم چربی میباشد که مشخصهی آن تجمع بیش از حد چربی در بدن است. چاقي اثرات منفي زيادي روي سلامتي گذاشته و باعث افزايش خطر بروز انواع بيماريها از جمله بيماريهاي قلبي – عروقي، فشارخون بالا2، هيپرلپيدميا3 و انواع سرطانها ميگردد. (فريدمن و همکاران، 2000؛ مارجتيك و همكاران، 2002). بر اساس نتایج مطالعات مختلف در دانشگاه هاروارد، بافت چربی پراکنده در نقاط مختلف بدن – حتی اگر نسبت وزن به قد فرد در محدوده طبیعی باشد – باز میتواند دردسرساز شود. این محققان با تصویر برداری خاصی از پراکندگی چربی در نقاط مختلف بدن و مقایسه تصاویر به دست آمده با احتمال خطر وقوع بیماری های قلبی – عروقی در دراز مدت دریافته بودند که هر چقدر میزان چربیهای رسوب کرده در ارگانهای حیاتی بدن مانند قلب و کبد بیشتر باشد، فرد بیشتر در معرض خطر این بیماریها است، حتی اگر وزن او طبیعی باشد و چاق به نظر نرسد (آندرسون و همکاران، 2003).
چربیهای موجود در مواد غذایی و نیز چربیهایی که توسط کبد و بافت چربی (Adipose) ساخته می‌شوند باید برای مصرف و یا ذخیره شدن، از طریق جریان خون به بافتها و اندامهای مختلف انتقال یابند. اما از آنجایی که چربیها در آب نامحلول هستند، انتقال آنها توسط پلاسمای خون میسر نیست. از همین رو، لیپیدهای غیر قطبی مانند تری آسیل گلیسرول و استرهای کلسترول با لیپیدهای آمفی‌پاتیک (فسفولیپیدها و کلسترول) و نیز با پروتئینها همراه گردیده و مجموعه‌های لیپوپروتئینی را تشکیل می‌دهند که با آب امتزاج پذیر بوده و توسط پلاسما قابل انتقال هستند (فرایان و همکاران، 2006).
امروزه مشخص شده است که بافت چربی، علاوه بر ذخیره چربی یا ترشح هورمونهای مختلف که آدیپوکین یا آدیپوسیتوکین نامیده میشوند، به عنوان یک بافت فعال در هموستازکل بدن نقش دارد. آدیپوکینها با مکانیسمهای متعددی در مسیرهای فیزیولوژیکی و پاتوفیزیولوژیکی نقش دارند و در عمل میتواند در ابتلای افراد به بیماریهای مزمن نقش محافظتی یا نقش مستعد کننده داشته باشند (لگو و همکاران، 2007). ویسفاتین و IL-6، از جمله آدیپوکینهایی هستند که توسط بافت چربی ترشح میشوند (آدگیت و همکاران، 2008). به نظر میرسد که ویسفاتین در بیوسنتز مونو نوکلئوتید نیکوتین آمید نقش دارد ولی نقش آن به عنوان یک آدیپوکین، اثری مشابه با انسولین است (آدگیت و همکاران، 2008) که با مکانیسمی متفاوت از انسولین و با اتصال به گیرندههای انسولین در جایگاهی متفاوت از جایگاه انسولین سبب برداشت گلوکز توسط سلولهای چربی و عضلانی (آدگیت و همکاران، 2008؛ کیم و همکاران، 2005) و همچنین کاهش ترشح گلوکز از کبد میشود (آدگیت و همکاران، 2008؛ کیم و همکاران، 2005) خاصیت پیش التهابی ویسفاتین و IL-6 و ارتباط آن با بیماریهای متابولیکی مختلف مثل مقاومت انسولینی، دیابت ملیتوس نوع Π، دیس لیپیدمی، آتروسکلروز، کبد چرب غیر الکلی و سندرم متابولیک در مطالعات متعددی نشان داده شده است.
ویسفاتین همچنین میتواند توسط ماکروفاژها و نوتروفیلها تولید شود. به تازگی ویسفاتین در پلاکهای آترواسکلروتیک انسان نیز شناسایی شده است و اثبات شده که باعث القای تولید IL-6 و TNF-αدر مونوسیتهای انسان می شود (مک گلوتین و همکاران، 2005).
در بررسیهای مختلف، سطوح افزایش یافته ویسفاتین در شرایطی مانند چاقی، مقاومت انسولینی، بارداری و دیابت بارداری گزارش شده است (جان جی و همکاران، (2008) ؛ جان نولان و همکاران، (2007)). مطالعات مرتبط با ویسفاتین نشان دادهاند که سطوح پلاسمایی ویسفاتین و میزان بیان ژن PPAR-γ4 با هم مرتبط هستند (مای و همکاران، 2010). البته در برخی مطالعات این ارتباط مشاهده نشده است.
سایتوکاینها گروهی از پروتئینها هستند که نقش اصلی را در پاسخهای التهابی به محرکهای پاتولوژی مانند التهاب و آسیب بافتی ایفا میکنند. تولید سایتوکاینها به وسیله دامنهای از محرکهای فیزیولوژیک مانند ورزش تنظیم میشود. در حالت کلی سایتوکاینها به دو دسته بزرگ پیش و ضد التهابی تقسیم میشوند. سایتوکاینهای پیش التهابی در ایجاد و پیشرفت التهاب دخیل هستند. سایتوکینهایی مانند اینترلوکینهای IL-6، IL-18 و IL-1β از جمله سایتوکینهای پیش التهابی هستند. سایتوکینهای ضد التهابی در پاسخ به التهاب ترشح میشوند و عامل محدود کننده و معکوس کننده فرایند التهاب هستند. هنگام فعالیت ورزشی، عضله اسکلتی فعال مقادیر مشخصی IL-6 رها شده را به جریان خون رها میسازد که این فرضیه وجود دارد که IL-6 رها شده از عضله دارای نقشهای متابولیکی است. پاسخ IL-6 رها شده از عضله ممکن است نشان دهندهی کاهش بحرانی ذخایر گلیکوژن عضلانی و تکیهی بیشتر عضلات اسکلتی بر گلوکز خون به عنوان منبع انرژی باشد. همچنین IL-6 رها شده از عضله ممکن است میانجی اصلی اثرهای مثبت ورزش در بهبود حساسیت به انسولین باشد. بنابراین سایتوکینهای رها شده از عضله اسکلتی نه تنها با تغییرات ایمنی ناشی از ورزش رابطه دارند بلکه میانجی تغییرات متابولیکی ناشی از تمرین شدید و سازگاریهای تمرین نیز میباشند (پدرسن و همکاران، 2007). پاسخ TNF-α به ورزش و عفونتها متفاوت است و افزایش ناچیزی در TNF-α سرم به دنبال ورزش ایجاد می شود (پدرسن و همکاران، 2007). اثر حمایتی ورزش منظم در برابر بیماریهایی مانند بیماریهای قلبی – عروقی، دیابت نوع 2 و سرطانها به خوبی مشخص شده است (مقرنسی و همکاران، 2008). اثر ضد التهابی ناشی از فعالیت ورزشی منظم ممکن است میانجی اثر مفید ورزش بر سلامتی در افراد بیمار باشد (پدرسن و همکاران، 2007). به دنبال انواع مختلف فعالیت ورزشی، غلظتهای سرمی سیتوکینهای ضد التهابی افزایش مییابد (برنر و همکاران، 1999). از این رو فعالیت ورزشی و فعالیت بدنی میتواند به عنوان راهبردی عملی برای جلوگیری از چاقی و مشکلات و بیماریهای متابولیکی همراه آن مورد توجه قرار گیرد.

1-1- بیان مساله
میتوان به جرات گفت که امروزه در بسیاری از نقاط دنیا، چاقی به عنوان عاملی مضر برای سلامتی شناخته شده است و اکثر مردم از این مسئله به طور کلی آگاه نیستند. از طرف دیگر، لاغري مفرط نیز ميتواند از عوارض سوء تغذيه مزمن، بيماريهاي گوارشي يا اختلال در كار برخی از غدد درون ريز باشد. به همین دلایل، اکثر افراد میل به کنترل وزن و کاهش وزن اضافی خود دارند (هیوارد و همکاران،1991). چاقی به طور آشکار با ناراحتی قلبی – عروقی ارتباط دارد (ادینگتون و همکاران،1372). در واقع رابطهی نزدیکی بین چاقی و آترواسکلروز وجود دارد (صارمی و همکاران،1370). از طرفی حدود 60 درصد افراد خیلی چاق، مبتلا به فشار خون هستند و هنگامی که کاهش پیدا میکنند، فشار خون آنها نیز کاهش مییابد (ادینگتون،1372). بهدلیل تجمع چربیها در دیواره شکم و قفسه سینه، تنگی نفس در اثر کاهش ظرفیت حیاتی ریوی از عوارض دیگر چاقی میباشد. تنفس منقطع در خواب و سندرم کم تهویهای نیز با چاقی مرتبط هستند (صارمی و همکاران،1370؛ نامی و همکاران، 2004). بیماریهای دیگری که با چاقی میتوانند مرتبط باشند عبارتند از: دیابت، مشکلات دستگاه گوارش و کبد و انواع سرطانها. مرگ و میر ناشی از دیابت در افراد چاق، 4 برابر بیشتر از افراد معمولی است، میزان مرگ و میر این افراد در اثر آپاندیس نیز دو برابر است ( اسپیروف و همکاران ،1383). به طور کلی افراد چاق در مقایسه با افراد معمولی، چاقی به منزلهی یک تابلوی قرمز و چراغ خطر است (صارمی و همکاران، 1372). در واقع کنترل وزن موجب افزایش طول عمر خواهد شد (ادینگتون و همکاران،1372). بافت چربی علاوه بر ذخیره سازی و آزادسازی تری گلیسرید میتواند پروتئینهای بسیاری را ترشح کند که این پروتئینها در متابولیسم کلسترول، اعمال سیستم ایمنی، تنظیم هزینه انرژی، عمل انسولین و تغذیه نقش دارند. یافته‌‌های جدید نشان دهنده این واقعیت است که بافت چربی، منبعی از انواع پپتیدهای بیواکتیو مانند لپتین، آدیپونکتین، پروتئین‌‌های سیستم رنین آنژیوتانسین، رزیستین و… است که به طور کلی آدیپوکین یا هورمون‌های بافت چربی نامیده می‌شوند. این ترکیبات با آثار موضعی یا دوردست خود در تنظیم هموستاز انرژی، متابولیسم کربوهیدرات و چربی،  هموستاز عروق، ایجاد پاسخ‌‌های ایمنی و تولید مثل دخیل بوده و به نظر می‌رسد که در گسترش چاقی و اختلالات ناشی از آن نیز نقش به سزایی ایفا می‌کنند (سید ضیا مظهری و همکاران، 1389). مطالعات اخیر در بیولوژی آدیپوسیت مشخص کرده است که بافت چربی بعنوان یک ارگان اندوکرینی، توانایی تولید و رهایش عوامل مختلفی از جمله اسیدهای چرب آزاد، لپتین، آدیپونکتین، ویسفاتین، فاکتور نکروز تومور آلفا و اینترلوکین-6 را داراست (فرایان و همکاران،2006). این عوامل به طور زیادی هموستاز متابولیکی کل بدن را تحت تاثیر قرار میدهد و در پاتوژنز مقاومت به انسولین و تصلب شرایین مشارکت میکنند (فرایان و همکاران، 2006). ویسفاتین یکی از آدیپوکینهایی است که بیشتر بوسیله بافت چربی احشایی ترشح میشود و بیان ژن و سطوح پلاسمایی آن در حیوانات و انسانهای چاق کاهش مییابد (فوکوهارا و همکاران،2005 ). ویسفاتین پروتئینی است که به طور عمده با عوامل شبه انسولینی بیان میشود، به طور آَشکاری در بافت چربی احشایی مشخص شده و با عوامل خطرزای سلامتی افزایش مییابد (دانگ ال سئو،2011). اثرهای متابولیکی ویسفاتین، اصولا با اتصال و فعال کردن گیرندههای انسولین صورت میگیرد (فوکوهارا و همکاران، 2005). اخیرا عنوان شده که سطح ویسفاتین پلاسما در بیماران دیابت نوع دوم افزایش پیدا میکند، بنابراین اندازهگیری سطوح پلاسمایی ویسفاتین میتواند شاخصی برای برآورد بیماریهای متابولیکی باشد ((چن ام پی و همکاران، 2006؛ فوکوهارا و همکاران (2005)) نشان دادند که ویسفاتین درمانی تاثیری بر کاهش مقاومت بر انسولین ندارد، اما موجب بهبود حساسیت به انسولین، سطح گلوکز و انسولین در موشهای دیابتی میشود.
از آنجا که ویسفاتین از بافت چربی احشایی ترشح میشود، بنابراین ممکن است مصرف برخی داروهای موثر بر کاهش عوامل التهابی و آدیپوکینها و همچنین فعالیتهای ورزشی بواسطه اثراتی که بر کاهش بافت چربی احشایی بدن و در نتیجه بهبود برخی آدیپوکینها دارد، بتواند در کاهش بیان ژن و سطوح ویسفاتین پلاسما موثر باشد (محبی و همکاران، 2010). بررسیها نشان میدهند که مصرف داروی پیوگلینازون موجب کاهش بیان ژن ویسفاتین در چربی احشایی میشود (وانگ و همکاران، 2009) اما رزیگلیتازون و متفورمین از این خاصیت برخوردار نیستند (کادوگلو و همکاران، 2010). آدیپوسیتها پیامهای پروتئینی گوناگونی را ترشح میکنند که میتواند شامل تعدادی سیتوکینها از قبیل IL-6،TNF-α ،IL-10 و پروتئینهای جذب کننده باشد (مقرنسی و همکاران، 2008). هنگام التهاب و عفونتها مقادیر سایتوکاینها افزایش مییابد. این سایتوکاینها توسط لنفوسیتها و ماکرو فاژها ترشح شده و با تغییر عملکرد سلولهای بافت هدف ایفای نقش می کند. (آقا علی نژاد، 2009). اينترلوکين-6 (IL-6)يک سيتوکين است که به ميزان زيادي توسط بافت چربي توليد ميشود و ميزان در گردش آن با نمايهي تودهي بدنی، حساسيت به انسولين و تحمل گلوکز مرتبط است (شیلز ام ای و همکاران، 2006). فاکتور نکروزی تومور آلفا (TNF-α) يک سايتوکين است که به طور عمده از مونوسيتها و ماکروفاژها ترشح ميشود. اين سايتوکين باعث ايجاد تغييرات متابوليکي و سلولي بسياري در بيماران با وضعيت بحراني ميگردد (شیلز ام ای و همکاران، 2006). فاکتور نکروز تومور آلفا در مقاومت به انسولين ناشي از چاقي افزايش مييابد که نشان دهندهي اين امر است که احتمال دارد، TNF-α نقشي در بروز مقاومت به انسولين داشته باشد (فروبیک و همکاران، 2001). اين دو سيتوکين ميتوانند با تاثیر بر سلولهاي ايمني منجر به التهابهاي موضعي يا عمومي شده و در نتيجه با اثر بر عملکرد سيستم اندوتليال، در بروز اختلالهاي مربوط به چاقي مانند ديابت نقش داشته باشند (گزیک تی جی و همکاران، 2006).
نتایج برخي از مطالعات نشان دادهاند که بين ویسفاتین و عوامل التهابي (IL-6)، (TNF-α) ارتباط وجود دارد، که نياز به مطالعه بيشتري در اين زمينه به خصوص در بيماران ديابتي وجود دارد (امین محمدی دمیه،1389). از این رو هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی تاثیر تمرینات بیهوازی شدید بر سطوح ویسفاتین و برخی از فاکتورهای التهابی در موشهای نژاد اسپراگوداولی است.

1-2- ضرورت و اهمیت تحقیق
نتایج در مورد تاثیر فعالیتهای ورزشی بر بیان ژن و سطوح ویسفاتین پلاسما بدرستی مشخص نیست. مشخص شده است پس از انجام یک مرحله فعالیت هوازی وامانده ساز، بیان ژن ویسفاتین افزایش مییابد و تا 24 ساعت پس از آن نیز همچنان بالا است. از طرف دیگر کاهش و عدم تغییر سطوح ویسفاتین پلاسما پس از فعالیت هوازی نیز گزارش شده است (فریدرلوند و همکاران، 2007؛ هایدر و همکاران، 2006). تاثیر ترکیبی تمرینات استقامتی و قدرتی نیز بر سطح ویسفاتین پلاسما به درستی مشخص نیست. به عنوان مثال، کاهش سطوح ویسفاتین پلاسما پس از انجام ترکیبی از فعالیتهای هوازی با شدت 60-75 درصد حداکثر ضربان قلب و قدرتی به مدت 12 هفته گزارش شده است (چوی کیم و همکاران،2007)، اما انجام 12 هفته تمرینهای ترکیبی استقامتی با 60 -70 درصد حداکثر ضربان قلب و قدرتی تاثیر معناداری بر سطوح ویسفاتین پلاسما نداشته است (سئو دی و همکاران،2007). براساس اطلاعات موجود تاکنون تاثیر تمرینات شدید به طور مجزا بر سطوح ویسفاتین پلاسما بخوبی مشخص نشده است و تاثیر تمرینات هوازی نیز بر آن متناقض است. از طرف دیگر، یکی از مشخصههای اصلی سندرمهای متابولیک مانند چاقی، التهاب است (ریکر و همکاران، 2003) و عوامل التهابی مانند عامل نکروز دهنده آلفا(TNF-α) و اینترلوکین6 (IL-6) در ایجاد مقاومت به انسولین نقش بسزایی دارند که یکی از منابع مهم این واسطههای التهابی بافت چربی است (گرینبرگ و همکاران، 2002). افزایش بافت چربی به خصوص چربی احشایی، وابستگی کاملی به عوامل خطرساز بیماریهای قلبی – عروقی مانند عدم تحمل گلوکز، هیپر لیپیدمی و پرفشار خونی دارد. از آنجایی که چاقی در تمام جوامع و در کشور ما در حال افزایش است (دستگیری و همکاران، 2006; فیلیر و همکاران، 2004) در این مطالعه به بررسی نقش عوامل ترشح شده از بافت چربی (ویسفاتین، عامل نکروز دهنده آلفا و اینترلوکین6) با هدف کنترل یا بهبود وضعیت افراد مبتلا به چاقی و عوارض ناشی از آن با انجام هشت هفته تمرین شدید بیهوازی بر راتهای مادهی نژاد اسپراگوداولی انجام گرفت.

1-3- اهداف تحقیق
1-3-1- هدف كلي
هدف کلی از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر تمرینات بیهوازی شدید بر سطوح ویسفاتین، IL-6 و α-TNF، همچنین ارتباط بین این فاکتورها در موشهای ماده نژاد اسپراگوداولی است.
1-3-2- اهداف اختصاصی
تعیین تاثیر تمرینات شدید بیهوازی بر سطوح ویسفاتین پلاسما در موشهای ماده نژاد اسپراگوداولی.
تعیین تاثیر تمرینات شدید بیهوازی بر سطوح IL-6 پلاسما در موشهای ماده نژاد اسپراگوداولی.
تعیین تاثیر تمرینات شدید بیهوازی بر سطوح TNF-α پلاسما در موشهای ماده نژاد اسپراگوداولی.
تعیین رابطه بین تغییرات سطوح ویسفاتین و IL-6 پس از تمرینات شدید بیهوازی در موشهای ماده نژاد اسپراگوداولی..
تعیین رابطه بین تغییرات سطوح ویسفاتین و TNF-α پس از تمرینات شدید بیهوازی در موشهای ماده نژاد اسپراگوداولی.
تعیین رابطه بین تغییرات IL-6 و TNF-α پس از تمرینات شدید بیهوازی در موشهای ماده نژاد اسپراگوداولی.

1-4 سوالات تحقیق
آیا تمرینات شدید بیهوازی تاثیری بر تغییرات سطوح ویسفاتین پلاسما در موشهای ماده نژاد اسپراگوداولی دارد؟
آیا تمرینات شدید بیهوازی تاثیری بر تغییرات سطوح IL-6 پلاسما در موشهای ماده نژاد اسپراگوداولی دارد؟
آیا تمرینات شدید بیهوازی تاثیری بر تغییرات سطح TNF-α پلاسما در موشهای ماده نژاد اسپراگوداولی دارد؟
آیا بین تغییرات ویسفاتین و IL-6 پلاسما پس از تمرینات شدید بیهوازی رابطهای وجود دارد؟
آیا بین تغییرات ویسفاتین و TNF-α پلاسما پس از تمرینات شدید بی هوازی رابطهای وجود دارد؟
آیا بین تغییرات IL-6 و TNF-α پلاسما پس از تمرینات شدید بیهوازی رابطهای وجود دارد؟

1-5 تعاریف نظری متغیرها
ویسفاتین: ویسفاتین یک پروتئین 57 کیلو دالتونی است که نخستین بار در سال 2004 توسط فوکوهارا و همکاران کشف گردید. ویسفاتین یک آدیپوکین است که بیشتر بوسیله بافت چربی احشایی ترشح میشود و بیان ژن و سطوح پلاسمایی آن در حیوانات و انسان های چاق کاهش مییابد ( فوکوهارا و همکاران، 2005).
سایتوکاینها: پلی پپتیدهایی هستند که در پاسخ به میکروبها و سایر آنتی ژنها تولید شده و باعث هدایت و تنظیم واکنشهای ایمنی یا التهابی میشوند (ایمیونولوژی پزشکی پارسلو 2001).
اینترلوکین 6 (IL-6): يک سايتوکين است که به ميزان زيادي توسط بافت چربي توليد مي شود هم به عنوان عامل التهاب و هم ضد التهاب عمل میکند.
فاکتور نکروز تومور آلفا (TNF-α): یک سیتوکین است که در التهاب سیستماتیک درگیر میباشد و عضوی از گروه سیتوکینهایی است که واکنش فاز حاد را تحریک میکنند.
1-6 تعاریف عملیاتی متغیرها
موشهای نژاد اسپراگوداولی: خانوادهای از موشهای صحرایی که بصورت دوماهه و از آزمایشگاه علوم پزشکی دانشگاه شیراز خریداری گردید.
تمرین شدید: به تمریناتی گفته میشود که با سرعت بیشتر از 15 متر بر دقیقه (شیب از صفر تا 15 درجه) اجرا میشود.

فصل دوم

ادبیات تحقیق
2-1 مقدمه
در فصل گذشته، طرح کلی پژوهش مطرح شد. بیان مسئله و اهمیت و ضرورت پژوهش تبیین گردید. اهداف کلی و اختصاصی، فرضیه‌ها و متغیرها عنوان شد. در این فصل، پژوهشگر به مبانی نظری و ادبیات پژوهش می‌پردازد و سپس به دستاوردهای علمی اخیر در داخل و خارج کشور که با موضوع تحقیق ارتباط نزدیک دارند، پرداخته خواهد شد.
2-2 مبانی نظری
تحقیقات در دههی گذشته خواص اندوکرینی سلولهای چربی را مشخص کردهاند (استفان جیم و همکاران، 2006). آدیپوکینها پپتیدهایی هستند که از بافت چربی ترشح میشوند و بر متابولیسم انرژی کل بدن تاثیر میگذارند (جاسویندر و همکاران، 2007). آدیپوکینها، فاکتورهای محلول تولید شده توسط آدیپوسیتها هستند که با چاقی و دیابت مرتبط هستند (جنیفر آن و همکاران، 2008). ویسفاتین یکی از آدیپوکینهایی هست که از آدیپوسیتها رها میشود (جاکوب ام هاس و همکاران، 2009). ویسفاتین یک پروتئین 57 کیلو دالتونی است که در ابتدا به عنوان فاکتور افزاینده پیش ساز سلول بتا شناخته میشد (سامل و همکاران، 1994؛ رانگ واکس و همکاران، 2002). اخیرا ویسفاتین به عنوان پروتئینی که به طور زیادی با ویژگیهای شبه انسولینی بیان شده و بیشتر از بافت چربی احشایی آزاد میشود، شناخته شده است (فوکوهارا و همکاران، 2005). به نظر میرسد، ویسفاتین از بافت چربی احشایی ترشح میشود و اعمالی شبیه انسولین دارد ( استفان جیم و همکاران ، 2006). ویسفاتین یک آدیپوکین است که بیشتر به وسیله بافت چربی احشایی ترشح میشود و بیان ژن و سطوح پلاسمایی آن در حیوانات و انسانهای چاق کاهش مییابد. اصولا اثرهای متابولیکی ویسفاتین با اتصال و فعال کردن گیرندههای انسولین صورت میگیرد (امین محمدی دمیه و همکاران، 1389). اخیرا عنوان شده است که سطوح ویسفاتین پلاسما در بیماران دیابت نوع دوم افزایش پیدا میکند، بنابراین اندازهگیری سطوح ویسفاتین پلاسما میتواند شاخصی برای برآورد بیماریهای متابولیکی باشد (امین محمدی دمیه و همکاران، 1389).
2-2-1 سايتوكاين‌ها
سايتوكاين‌ها5 ، پروتئين‌هايي هستند كه توسط سلول‌های ايمني آزاد می‌شوند و در بروز بسياري از آثار اين سلولها، نقش دارند. سايتوكاين‌ها در پاسخ به ميكروبها و ساير عوامل محرك آزاد می‌شوند. شايان ذكر است كه سايتوكاين‌هاي مختلف در تحريك پاسخ‌هاي گوناگوني از سلول‌های دستگاه ايمني نقش دارند. سايتوكاين‌ها باعث رشد، تمايز و فعال سازی سلول‌ها مي‌شوند. به همین دلیل، در بعضي موارد از اين عوامل، استفاده درماني میشود ولي گاهي بهدليل توليد بیش از حد اين عوامل، ناگزير باید خنثي شوند.
در ابتدا طبقه‌بندي سايتوكاين‌ها براساس منشأ سلولي آنها بوده است. سايتوكاين‌هايي را كه توسط فاگوسيت‌هاي منونوكلئر توليد مي‌شوند، را منوكاين6 وسايتوكاين‌هايي را كه توسط لنفوسيتها توليد می‌شوند، لنفوكاين7 مي‌ناميدند. با پيشرفت علم، مشخص شد كه يك پروتئين، ممكن است هم توسط لنفوسيت و هم منوسيت و حتي توسط انواعي از سلول‌هاي بافتي (نظير سلول‌هاي اندوتليال و بعضي از سلول‌های اپي تليال) نيز توليد شود. لذا نام ژنريك سايتوكاين به اين پروتئين‌ها داده شد. از آنجايي كه اكثر سايتوكاين‌ها توسط لكوسيت‌ها توليد میشوند و روي ساير لكوسيت‌ها اثر ميگذارند، اينترلوكين8 نيز مي‌نامند.
البته اين نامگذاري چندان هم ايده‌آل نيست، چرا كه سايتوكاين‌هايي داريم كه با وجود آنكه فقط توسط لكوسيت‌ها توليد شده و فقط روي لكوسيتها نيز اثر مي‌گذارند اما اينترلوكين ناميده نمي‌شوند. در مقابل، سايتوكاين‌هايي داريم كه اينترلوكين خوانده مي‌شوند، در حاليكه يا توسط سلولهايي به غير از لكوسيت توليد مي‌شوند و يا اينكه روي سلولهايي به غير از لكوسيتها اثر مي‌گذارند، البته اين نامگذاري تا حدي سودمند نيز بوده است، چرا كه هر سايتوكاين جديد به مجرد مشخص شدن ساختمان مولكولي آن به عنوان اينترلوكين ناميده میشود و ترتيب شماره گذاري اينترلوكين‌ها براساس ترتيب زمان كشف آنها مي‌باشد. به عنوان مثال، اينترلوكين يك ((IL-1 اولين اينترلوكيني است كه كشف گرديده است (ایمیونولوژی سلولی _مولکولی لیچمن 2003; ایمونولوژی جان وی 2006; ایمیونولوژی پزشکی پارسلو 2001; ایمیونولوژی رویت 2004).

2-2-1-1 خصوصيات كلي سايتوكاين‌ها
همانگونه كه پیشتر نيز اشاره شد، سايتوكاين‌ها پلي پپتيدهايي هستند كه در پاسخ به ميكروبها و ساير آنتي ژن‌ها توليد شده و باعث هدايت و تنظيم واكنشهاي ايمني يا التهابي مي‌شوند. با وجود آنكه سايتوكاين‌ها از لحاظ ساختماني متنوع میباشند، اما دارای خصوصيات مشتركي هستند
ترشح سايتوكاين، يك روند گذرا بوده و خود به خود محدود میشود. سايتوكاين‌ها به طور معمول به صورت مولكولهاي پيش ساخته و ذخيره وجود ندارند و توليد آنها به مجرد فعال شدن سلول، آغاز میشود. سايتوكاين‌ها، به محض توليد شدن، به سرعت ترشح مي‌شوند.
هر سايتوكاين قادر به اثر بر چند نوع سلول بوده و برخي آثار بين چند سايتوكاين، مشترك میباشند. به توانايي يك سايتوكاين برای اثر بر چند سلول مختلف، پليوتروپيسم9 گفته میشود. اين خاصيت به سايتوكاين اين اجازه را مي‌دهد آثار زیست شناختی متنوعي را داشته باشند.
آثار سايتوكاين ممكن است يا به صورت سيستميك و يا به صورت موضعي باشد. اثرات سيستميك تنها در مورد سايتوكاين‌هايي ديده میشود كه نظير هورمونها قادر به القاي آثار درون ریز10 باشند. لذا صرفاً سايتوكاين‌هايي كه مي‌توانند در غلظتهاي بالا توليد شوند، توانايي به جا گذاشتن اثرات سيستميك را خواهند داشت، همانند 1-IL،IL-6، TNF كه در بروز تب، لرز، تعريق، بالا رفتن ميزان كورتيزول و لكوسيتوز در جريان التهاب حاد و شديد نقش دارند. البته، اثر سايتوكاين‌ها بیش‌تر به صورت پاراكرين 11است، يعني از يك سلول، توليد میشوند و روي سلول مجاور تاثیر مي‌گذارند و يا اينكه به صورت اتوكرين 12است كه از يك سلول توليد شده و روي همان سلول اثر مي‌گذارند، از این روی بیشتر آثاری كه به سايتوكاين‌ها نسبت داده میشود، به صورت موضعي است .
سايتوكاين‌ها برای القاي آثار خود باید به گيرندة مربوطه بر سلول متصل شوند. ، به طور معمول میزان تمایل اتصال سايتوكاين به گيرندة خود، بالا است (ایمیونولوژی سلولی _مولکولی لیچمن 2003; ایمونولوژی جان وی 2006; ایمیونولوژی پزشکی پارسلو 2001; ایمیونولوژی رویت 2004).

2-2-1-2 انواع سايتوكاين‌ها
طبقهبندي سايتوكاين‌ها به صورتهاي مختلف صورت پذيرفته است. ما در اين قسمت، سايتوكاين‌ها را براساس اثرات آنها تقسيم بندي مي‌نماييم كه عبارتند از:
1. سايتوكاين‌هاي التهابي
2. سايتوكاين‌هاي دخيل در هماتوپويز13 يا ايجاد سلول‌هاي خوني
3. سايتوكاين‌هاي ضد التهابي
4. سايتوكاين‌هاي دخيل در ترميم بافت
البته بايد توجه داشت كه يك سايتوكاين ممكن است داراي دو اثر مختلف باشد.

2-2-1-2-1 سايتوكاين‌هاي التهابي
سايتوكاين‌هاي اين گروه، يا از طريق تحريك عوامل دفاع ذاتي و يا عوامل دفاع اختصاصي و يا هر دو عمل مي‌نمايند. مهمترين سايتوكاين‌هاي اين گروه عبارتند از:
(IL-1) اينترلوكين1،(TNF) فاكتور نكروز تومور، (IL-6) اينترلوكين6، (IL-2) اينترلوكين2، (IL-4) اينترلوكين4،(IL-5) اينترلوكين5، (IL-12) اينترلوكين12،(IFN-γ) اينترفرون گاما و كموكاينها

2-2-1-2-2 سايتوكاينهاي دخيل در هماتوپويز
در تمايز سلولهاي خوني از سلولهاي بنيادي مغز استخوان، برخي سايتوكاينها نقش دارند كه از آنها تحت عنوان فاكتورهاي محرك كولونی14 ياد ميشود، چراكه باعث تحريك پيدايش كولونيهاي سلولي در كشت مغز استخوان ميشوند. حروفي كه بر آنها گذاشته ميشود، دلالت بر نوع كولونيهاي سلولي دارد كه تحت اثر آن سايتوكاين، به وجود ميآيند، نظير، CSF سمت چپ واژة كه باعث تحريك توليد كولونيهاي گرانولوسيتها و ماكروفاژها ميگردد. البته تمام سايتوكاينهاي دخيل در GM-CSFنامگذاري نشدهاند. از جمله میتوان به CSF های هماتوپويز اشاره كرد كه به ترتيب در تحريك توليد 15G-CSF وM-CSF16، 17GM-CSF نقش دارند (ایمیونولوژی سلولی _مولکولی لیچمن 2003; ایمونولوژی جان وی 2006; ایمیونولوژی پزشکی پارسلو 2001; ایمیونولوژی رویت 2004).
.
2-2-1-2-3 سايتوكاينهاي ضد التهابي
مهمترين سايتوكاين اين دسته، TGF-βيا فاكتور رشد ترانسفورمه كننده18 است كه اثر اصلي آن، مهار تكثير و فعاليت لنفوسیتها و سایرلکوسیتها میباشد. TGF-βبه سه شکل حضور دارد:
TGF-β1 وTGF-β2 ،TGF-β3 . سلولهاي دفاعي، عمدتا به توليد TGF-β1 میپردازند. از جمله مهمترين اثرات اين سايتوكاين، ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
مهار تكثير و تمايز لنفوسيتهاي T و مهار فعالیت ماکروفاژها و تحریک لنفوسیت B به منظور تولید IgAاست چرا که در مقایسه با IgG ، IgM و IgAبه لحاظ عدم فعال ساختن كمپلمان، قادر به توليد عوامل التهابي از اجزاي سيستم كمپلمان نبوده، لذا در جهت فرو نشاندن التهاب عمل مينمايد (ایمیونولوژی سلولی _مولکولی لیچمن 2003; ایمونولوژی جان وی 2006; ایمیونولوژی پزشکی پارسلو 2001; ایمیونولوژی رویت 2004).

2-2-1-2-4 سایتوکینهای دخیل در ترمیم بافت
اين دسته از سايتوكاينها، عمدتاً مشتمل بر آن دسته از فاكتورهاي رشد هستند كه با تحريك رشد، مهاجرت و فعاليت فيبروبلاستها، سلولهاي عضلاني صاف، سلولهاي اپي تليال و سلولهاي اندوتليال، زمينه ساز ترميم بافت ميشوند. مهمترين سلولهاي توليد كنندهی آنها عبارتند از : ماكروفاژها، پلاكتها و لنفوسيتهاي T.
از جملهی اين سايتوكاينها ميتوان به فاكتور رشد فيبروبلاست، فاكتور رشد مشتق از پلاكت، فاكتور رشد اپيدرمال و فاكتور رشد اندوتليوم عروق اشاره كرد (ایمیونولوژی سلولی _مولکولی لیچمن 2003; ایمونولوژی جان وی 2006; ایمیونولوژی پزشکی پارسلو 2001; ایمیونولوژی رویت 2004).

2-2-2 فاکتور نکروز دهنده تومور (TNF)
سايتوكاين اصلي در پاسخ التهابي حاد نسبت به باكتري‌هاي گرم منفي و ساير عوامل عفوني است. در ابتدا، TNF به عنوان ماده‌اي توصيف گرديد كه در سرم حيوانات تحريك شده با اندوتوكسين باكتريايي موجود بوده و باعث نقرض سلول‌هاي توموري ميگرديد. البته در حال حاضر مشخص شده كه اين اثرTNF، يكي از اثرات سوء حاصل از غلظت‌هاي بالاي اين سايتوكين است. فاکتور نکروز دهنده تومور نيز همانند IL-1 به دو شكل آلفا (TNF-α) و بتا (TNF-β) وجود دارد، ضمن آنكه از لحاظ اثرات التهابي، شباهت بسياري به IL-1 دارد. مهمترين سلول‌هاي توليد كنندة آن نيز همانند IL-1 ، منوسيت‌ها و ماكروفاژها هستند. البته، برخي ديگر از سلول‌ها نيز نظير لنفوسيت‌هاي T، سلول‌هاي NK قادر به ترشح TNF میباشند. مهمترين عامل، محرك توليد TNF توسط ماكروفاژ، اندوتوكسين باكتريايي است. از جمله اثرات مهم اين سايتوكاين:
همانند IL-1 اندوتليوم عروق را وادار به تولید مولكول‌هاي چسبندگي مي‌نمايد.
TNF ماكروفاژها و سلول‌هاي اندوتليال را وادار به ترشح كموكاينها مي‌نمايد كه اين عامل، خود به عنوان زيرگروهي از سايتوكاين‌هاي التهابي میباشند كه باعث تحريك حركت دار يا كموتاكسي لكوسيت‌ها به سمت موضع آسيب ديدگي مي‌شوند.
توليد طولاني مدتTNF ، از طريق كاهش اشتها و كاهش توليد ليپوپروتئين ليپاز كه آنزيم مورد نياز برای آزادسازي اسيدهاي چرب از ليپوپروتئين‌هاي خون است، سبب تحليل عضلات و سلول‌هاي چربي يا لاغري میشود كه از آن، تحت عنوان كاچكسي ياد میشود.
TNF همانند IL-1 در صورتيكه در غلظت‌هاي بالا اثر نمايد، موجب بروز پاسخ مرحله‌ی حاد التهاب میشود.
يكي از عوارض ناشي از عفونتهاي شديد تولید مقادیر بالایی از TNFاست که پیامد آن مسدود شدن عروق و اختلالات متابولیک است.

2-2-3 اينترلوكين-6( IL-6) :
اين سايتوكاين توسط منوسيتها، ماكروفاژها، سلول‌هاي پوششی، فيبروبلاستها و ساير سلول‌ها در پاسخ به تحريكات التهابي ترشح میشود. آثار التهابی آن مشابهIL-1 و TNF است. از جمله اثرات آن، ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
در غلظت‌هاي بالا نظير IL-1 و TNF باعث القاي پاسخ مرحله‌ی حاد میشود
تحريك توليد نوتروفيلها در مغز استخوان
تحريك رشد و تكثير لنفوسيت‌هايB
همكاري در تخريب بافت سخت استخوان (ایمیونولوژی سلولی _مولکولی لیچمن 2003; ایمونولوژی جان وی 2006; ایمیونولوژی پزشکی پارسلو 2001; ایمیونولوژی رویت 2004).

2-2-4 پروتئین واکنشگر –C (CRP)
اولین بار در سال 1930 فرانسیس و تایلت نشان دادند که در سرم افراد مبتلا به پنومونی حاد پروتینی وجود دارد که به پلی ساکارید سی (C ) پنوموکوک متصل می‌شود. این پروتئین، پروتئین واکنشگر C- نامیده شد. پژوهش‌های بعدی نشان داد که این پروتئین پنتامر به تعدادی از باکتریها، قارچها، انگلها نیز متصل می‌شود و پیش از بوجود آمدن آنتی بادی اختصاصی بر ضد میکروب در عفونتهای باکتریایی, عفونتهای ویروسی، در مرحله حاد بیماریهای اتوایمیون، پس از اعمال جراحی، سکته قلبی حاد AMI و سایر واکنشهای التهابی بطور ناگهانی در عرض 6 تا 48 ساعت تا حدود 3000 بار در سرم افزایش می‌یابد تا به عنوان اپسونین عمل کند و سیستم کمپلمان را از راه کلاسیک فعال نماید.
اندازه‌گیری CRP، روش قابل اعتمادی برای تشخیص و پیگیری التهابات حاد باکتریایی و همچنین عفونتهای پنهان و بیماریهای اتوایمیون است. مقدار این پروتئین در حوادث حاد کرونری نشانه‌ی نکروز و یا التهاب بافت عضلانی عضله قلب میباشد و افزایش میزان آن با عواقب بعدی در بیمار رابطه دارد.
از بین پروتئینهای واکنشگر، اندازه‌گیری CRP بعلت افزایش سریع آن در آغاز ضایعه بافتی و کاهش سریع آن به مجرد بهبودی، بهترین راه تشخیص ضایعات بافتی است. پروتئین واکنشگر C ، يك واكنش دهندهي مرحله حاد است كه مقادير آن به سرعت در پاسخ به التهاب در جریان خون افزایش می‌یابد (آلبرت و همکاران، 1999). همچنين CRP نشانگر غيرتخصصي التهاب است و در بيماریزايي بيماري‌هاي التهابي مزمن مانند بيماري‌هاي قلبي – عروقي، ديابت و سرطان نقش دارد (هایدر و همکاران، 2009). یکی از مهمترين محرك‌هاي توليد CRP، چاقي است (ریتناکاران و همکاران، 2003; شرنوف و همکاران، 2009). بسیاری از پژوهشگرانCRP و IL- 6 را از نشانگرهاي بروز مقاومت به انسولين و از عوامل درگير در بروز آن معرفي كرده‌اند (کیم و همکاران، 2009).

2-2-5 شدت تمرین
شدت تمرین دارای سه سطح مختلف میباشد: شدت پایین19، شدت متوسط20 و شدت بالا21.
سطوح شدت تمرین، مرحله و درجه تمرین و همچنین میزان کالری که در هر زمان سوخته میشود را مشخص میکند. تشخیص و تعریف شدت تمرین به ما کمک خواهد کرد، تا نوع تمرینی را که باید انجام دهیم، مشخص کنیم.
2-2-5-1 شدت پایین
برای تمرین در شدت پایین، ضربان قلب هدف باید 50-65 درصد از ضربان قلب بیشینه باشد. برای محاسبه ضربان قلب بیشینه شما، سن خود را از عدد 220 کم کنید. برای مثال، اگر شما 30 سال سن دارید، ضربان قلب بیشینه شما 190 میشود. اگر شما تمرینی با 50 درصد ضربان قلب بیشینه انتخاب کنید، میزان ضربان قلب هدف شما 95 ضربه در دقیقه خواهد شد.
با توجه به وزن شما، تمرین با شدت پایین، به طور میانگین 5/2 کالری در هر دقیقه میسوزد.
از جدول پایین استفاده کنید تا میزان کالری مورد نیاز برای تمرین با شدت پایین را تعیین کنید.

جدول2-1 میزان کالری مورد نیاز برای فعالیت با شدت پایین
کالری در هر دقیقهوزن شما (پوند)1125-1001150-1262200-1512250-2013300-2514400-3015بیشتر از 400
در تمرینی با شدت پایین، پیشنهاد میشود حداقل 20 دقیقه در روز، و به مدت 3-4 روز در هفته در تمرین شرکت کنید. از تمرینات با شدت پایین میتوان به باغبانی، کارهای داخل منزل، راه رفتن، نقاشی کشیدن و شستن ماشین اشاره کرد (اووینگ میلز،2007).

2-2-5-2 شدت متوسط
در تمرین با شدتهای متوسط، گروه عضلانی بزرگ (مثل پشتی و سینه ای و…) درگیر میشوند. در تمرین با شدت متوسط، شرکت کننده در 65-75 درصد حداکثر ضربان قلب خود کار میکند. در



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید