تقديم به:
محضر والاي اشرف‌الانبياء و المرسلين حضرت محمد مصطفي(،بضعة الرسول فاطمة الزهرا( و اوصياء‌الرسول؛ ولي‌الله الاعظم؛علي‌بن‌ابيطالب و حسن‌بن علي المجتبي و حسين بن علي الشهيد و علي‌بن‌الحسين السجّاد و محمدبن‌علي الباقر و جعفر‌بن‌محمد الصّادق و موسي‌بن‌جعفر الكاظم و علي‌بن موسي الرّضا و محمدبن‌علي الجواد و علي‌بن محمد الهادي و حسن بن علي العسكري و الحجة ‌بن الحسن؛ القائم المنتظر المهدي (؛
بهم نتولي و من اعدائهم نتبرئوا،
و آستان مقدسه كريمه اهل‌بيت؛ حضرت فاطمه معصومه(،
امام روح‌الله خميني كبير( و خلف صالح ايشان ،نائب‌المهدي(؛حضرت امام خامنه‌اي(؛وليّ امر مسلمين جهان.
و همه قلم‌زنان، قدم‌زنان ، رهروان راستين و شهداي راه ولايت و امامت.
تقدير و تشكر
از الطاف كريمانه حضرت حق، جلّ و علا؛ كه به اين بنده حقير، توفيق برداشتن گامي كوچك در راه تحصيل و تبليغ معارف حقّه الهي را تفضّلاً عطا فرمود،سپاسگزارم و با سپاس از عنايت پيامبر رحمت( و اهل‌بيت عصمت و طهارت( ،كه در سايه تعاليم و معارف حقّه آن اعاظم، علماً به حق و حقيقت رهنمون شدم؛باشد كه عملاً نيز به حق واصل شوم.
با تشكر از همه علماء مكتب حقّه شيعه اماميه و شاگردان مكتب پيامبر و آل‌طاهرينش صلوات الله عليهم اجمعين كه خوشه‌چين مزرعه وسيع علوم الهي آنها بودند و از رهنمودهاي آن بزرگان بهره‌مند گرديدم.حشرهم الله مع النبي وآله الأطيبين.
از زحمات و راهنمايي‌هاي دقيق استاد محترم حجة‌الاسلام دكتر سلطاني،كمال تشكر و قدرداني را دارم.
از مسئولين محترم دانشكده علوم قرآن قم نيز كه با بنده همكاري كامل داشته‌اند و نيز از همه افرادي كه در تهيه اين پژوهش مرا ياري رساندند،سپاسگزارم.
و در پايان از خانواده و همسر عزيز و صبورم كه زحمات اينجانب را در مدّت تدوين اين پژوهش تحمّل كرده‌اند،تشكر مي‌كنم.
وفقنا الله لمرضاته.
موضوع: موضع فخر رازي در دلالت آيات امامت و ولايت حضرت علي
چكيده
آيا در قرآن كريم آياتي دالّ بر انتصاب امام از سوي خداوند متعال وجود دارد؟ علماء اماميه معتقدند كه خداوند داناي حكيم، امام را به عنوان ادامه‌دهنده مأموريت جهاني و جاودانه پيامبر خاتم( منصوب كرده است؛تا با حفظ،تفسير و اجراي دقيق احكام الهي،باعث وحدت و مانع از تفرقه ديني و اجتماعي مسلمين شده، مردم را هدايت و به سعادت دنيوي و اُخروي برساند.تفسير صحيح و اجراي دقيق احكام نيز از طريق علم كامل و عصمت امام ميسّر است و فقط خداوند متعال،عطا‌كننده علم و عصمت به امام و آگاه از اين اوصاف در وجود امام است؛بنابراين تنها اوست كه امام را منصوب مي‌كند.از اينرو خداوند براي اعلام انتصاب امام و وجوب اطاعت مردم از او، در آياتي از قرآن به اين موضوع مهم پرداخته و جهت صيانت قرآن از تحريف به زياد و كم‌شدن و نيز كشته‌شدن ائمه( از ذكر نام آنها خودداري فرمود.بنابراين با بيان شرايط ويژه و منحصر‌به‌فردي،به بيان موضوع امامت پرداخته و وظيفه تبيين آيات و تعيين و معرفي مصداق امام را بر عهده پيامبر حكيم گذاشته است.پيامر( نيز به اقتضاي وظيفه الهي خود، جانشين خود را براي مردم معرفي و واجب‌الطاعة نمود.
در مقابل علماء اهل سنت؛از جمله فخر رازي؛ معتقدند كه روش‌هاي مختلف انتخاب خلفاء بعد از پيامبر(،دليل بر انتخابي‌بودن امام توسط مردم و عدم انتصاب او توسط خداوند بوده و وجود شرايطي از قبيل علم كامل ،عصمت و افضل‌بودن را شرط امامت ندانستند.از اينرو قائلند نصّ قرآني بر امامت خلفاء وجود ندارد.آنها بر ادعاي شيعه مبني بر دلالت آيات امامت و ولايت بر امامت حضرت علي( خدشه وارد كرده و امامت آن حضرت را انكار كردند.
وجود الفاظ با معاني خاص،ترتيب چينش كلمات،عبارات و جملات موجود در آيه ،نوع ارتباط آيه محل بحث با آيات قبل و بعد و نيز آيات مرتبط در ديگر سور،زمان نزول آيه ،شأن نزول و روايات معتبر با سلسله اسناد صحيح از فريقين از يك سو و تبيين نتايج فاسد و مخالف آيات،روايات و عقل سليم؛كه حاصل ادعا و ادله فخر رازي است از سوي ديگر، دلايل محكمي بر رد ادعاي فخر رازي و اثبات ادعاي ما در موضوع ولايت حضرت امام علي( است.
واژگان كليدي: آيات ولايت، آيات امامت، عصمت،اولوا‌الأمر،ولي،اكمال،تبليغ،فخر رازي
فهرست مطالب
چكيدهج‌
فصل اول:کليات12
1.طرح تحقيق12
1-1.بيان مسأله12
1-2.علت انتخاب موضوع13
1-3.سابقه پژوهش13
1-4.ضرورت واهميت موضوع14
1-5.فوايد پژوهش14
1-6.سوال اصلي پژوهش15
1-7.سوا‌‌لهاي فرعي پژوهش15
1-8. فرضيههاي پژوهش15
1-9. پيشفرضهاي پژوهش15
1-10. اهداف پژوهش15
1-11. روش گردآوري اطلاعات16
1-12.نوآوري پژوهش16
1-13. نتايج علمي و عملي پژوهش16
1-14.سازماندهي پژوهش16
2. مفهوم شناسي «ولي» و«ولايت»18
2-1. معناي لغوي ولي18
2-2.معناي لغوي ولايت20
2-3.کاربردهاي قرآني واژه ولي22
2-4.ولايت در اصطلاح23
2-4-1.ولايت در علم كلام23
2-4-2.ولايت در علم فقه23
2-4-3. ولايت درعلم عرفان24
2-4-4. ولايت در علم تفسير قرآن24
2-5.اقسام ولايت25
3.مفهوم شناسي امام:26
3-1.معناي لغوي26
3-2.كاربرد لفظ امام در قرآن27
بررسي27
3-3.معناي اصطلاحي امام28
3-3-1.امامت از نظر اماميه28
2-3-3.امامت از ديدگاه اهل سنت29
3-3-3.تفاوت علماء اماميه با اهل سنت در مفهوم امامت30
3-3-4 .ريشه تناقض شيعه وسني در ابعاد بحث امامت31
4. ضرورت امامت31
4-1.دليل عقلي31
4-1-1.برهان لطف31
4-1-1-1.دلايل وجوب لطف بر خداوند34
4-1-1-2.تبيين لطف بودن امام35
4-2.ادله نقلي35
4-2-1.آيات35
4-2-2. روايات37
5.امامت موضوع علم كلام است يا فقه39
5-1. اهل تسنن39
5-2. اماميه40
5-3.نظر مطلوب(نهايي)41
6.امامت از اصول دين يا اصول مذهب41
7. وظايف امام43
7-1. وظايف امام از ديدگاه اهل سنت43
بررسي44
7-2.وظايف امام از ديدگاه اماميه45
8 .ويژگيهاي امام46
8-1. ويژگيهاي امام از ديدگاه اهل سنت46
بررسي47
8-2. ويژگيهاي امام از ديدگاه اماميه50
8-2-1.عصمت50
8-2-1-1.فرق بين عصمت و عدالت‏50
8-2-1-2.ادله عصمت51
8-2-1-2-1.ادله عقلي51
8-2-1-2-1-1.حفظ شريعت51
8-2-1-2-1-2. برهان امتناع تسلسل53
8-2-1-2-2.ادله نقلي53
8-2-1-2-2-1.آيات؛ آيه ابتلاء ابراهيم53
8-2-1-2-2-2.روايات؛ حديث ثقلين56
الف)دلالت مستقيم حديث ثقلين بر عصمت اهل بيت(56
ب)دلالت غير مستقيم(التزامي) حديث57
8-2-2.افضل بودن58
8-2-2-1.دليل عقلي59
8-2-2-2.دليل نقلي59
8-2-3.علم60
8-2-3-1.دليل عقلي60
8-2-3-2.ادله نقلي61
8-2-4. نصب الهي66
8-2-4-1.دليل عقلي67
8-2-4-2.دليل نقلي68
9.نتيجه70
فصل دوم:فخر رازي؛زندگي و تطوّر علمي72
1.زندگي فخر رازي72
1-1. ولادت و نسب72
1-2.ويژگيهاي شخصيتي72
1-3. مذهب فقهي و مكتب كلامي فخر رازي73
1-3-1. اهل بيت ( در مفاتيح الغيب و شيعه‌بودن فخر رازي73
بررسي74
1-4 .وفات فخر رازي75
2. تطور علمي فخر رازي75
2-1. اساتيد فخر75
2-2.شاگردان فخر رازي76
2-3.جايگاه علمي فخر رازي76
2-4.سفرهاي علمي فخر رازي77
2-5. تأليفات فخر رازي77
2-6.اوضاع اجتماعي عصر فخر رازي78
3.نگاهي به تفسير مفاتيحالغيب(تفسير کبير)فخر رازي78
3-1.نقص و تكميل مفاتيح الغيب78
3-2.انگيزه نگارش مفاتيح الغيب80
3-3.ويژگيهاي مفاتيح الغيب81
3-4. شيوه تنظيم و نگارش مفاتيح الغيب82
3-5.مفاتيح الغيب در گفتار عالمان83
3-6. روش و گرايش فخر رازي در تفسير مفاتيحالغيب85
3-7.مصادر و منابع مفاتيح‌الغيب86
3-8.تاثير مفاتيح‌الغيب بر تفاسير ديگر87
1-4.نتيجه88
فصل سوم: فخر رازي و آيات بيانگر ولايت حضرت علي(89
1. آيه تبليغ‏90
1-1.تبيين آيه با توجه به كلمات،عبارات و سياق آن91
1-2. تبيين آيه با توجه به شأن نزول و حقايق تاريخي99
1-3.تحليل آيه با توجه به ساير آيات مرتبط با مقصود آيه100
1-4.موضع فخر رازي نسبت به دلالت آيه تبليغ بر ولايت حضرت علي (103
1-4-1.حفظ جان؛علت تأخير و ترس پيامبر( در ابلاغ پيام مهم الهي103
بررسي103
دلايل عدم بيم پيامبر ( در ابلاغ پيام الهي به خاطر حفظ جان103
1-4-2. منظور از «ما اُنزِلَ»، تمام رسالت106
بررسي107
دلايل عدم دلالت «ما‌اُنزِلَ» بر تمام رسالت107
1-4-3.حفظ پيامبر از شرّ يهود و نصاري109
بررسي110
دلايل عدم دلالت آيه بر وجود خطر يهود و نصاري110
1)ناسازگاري با سياق آيه110
2)عدم ترس پيامبر( در ابلاغ امر الهي به خاطر حفظ جان114
1-5.نتيجه117
2. آيه اكمال119
2-1. بررسي و تبيين كلمات و عبارات آيه121
2-2.تبيين آيه با شأن نزول آن126
2-3.تبيين آيه با مسائل موجود جامعه مسلمين127
2-4. موضع فخر رازي در دلالت آيه اكمال بر ولايت حضرت علي(130
2-4-1. اكمال دين يعني كامل كردن احكام و تسلّط اسلام131
بررسي131
دلايل عدم تسلّط مطلق و دائمي مسلمين بر تمام كفار131
2-4-2.مقصود از واژه«اليوم»؛واژه‌اي مجازي يا روز عرفه132
بررسي133
1)عدم وجود قرينه بر مجازي بودن واژه«اليوم»133
2)عدم نزول آيه در روز عرفه133
2-4-3.يأس كافران به دليل نا‌اميدي كفار از حلال‌كردن پليدي‌ها و نيز غلبه اسلام137
بررسي137
1)عدم توانايي كفار در حلال‌كردن گوشت‌هاي حرام؛تكويني است يا تشريعي137
2)عدم غلبه مطلق و دائمي مسلمين بر كفّار138
2-4-4.اكمال دين؛يعني صدور احكام كامل و ابدي در آخر بعثت139
بررسي139
كامل بودن دين ؛يعني جايگزيني ركني با فقدان يكي از اركان دين139
2-5.نتيجه141
3.آيه اولوالأمر144
3-1.تبيين كلمات و عبارات آيه145
3-1-1.ديدگاه‌ها در مورد مصاديق اولوا‌الأمر147
3-1-2.مصاديق حقيقي اولوا‌الأمر148
3-2. تبيين آيه با شأن نزول آيه149
3-3.تبيين و تفسير آيه با آيات تطهير و ولايت149
3-4.موضع فخر رازي درباره دلالت آيه اولوا‌الأمر بر امامت حضرت علي(151
3-4-1.مصداق اولوا‌الأمر،اهل حل و عقد امت و حجيت اجماع151
3-4-1-1.دلالت آيه بر عصمت151
3-4-1-2.مراد از اولوا‌الأمر؛اهل حل‌و‌عقد152
بررسي152
1)اشتباه فخر رازي152
2)نكته‌اي دقيق و اعتراف فخر رازي153
3)دلايل عدم دلالت آيه بر اهل‌حل‌و‌عقد153
4)عدم عصمت اهل‌حل‌و‌عقد155
5)عدم صدق اولوا‌الأمر معصوم بر اهل حلّ‌وعقد155
6)عدم حجيت اجماع امت157
3-4-2.دلايل فخر رازي بر عدم دلالت آيه بر مدعاي روافض ؛يعني شيعيان157
3-4-2-1.دليل اول ؛ناتواني از شناخت معصومين157
3-4-2-1-1.فرض اول؛ اطاعتِ قبل از شناخت معصومين، تكليفي خارج از توان157
بررسي158
3-4-2-1-2.فرض دوم: اطاعتِ مشروط به شناخت، مخالف با اطلاق آيه158
بررسي158
1)شناخت،لازمه ضروري انجام و اطاعت هر عمل مطلق و مقيد158
2)اعترافي از فخر رازي در مخالفت با ادعاي وي163
3-4-2-2.دليل دوم:ناصحيح‌بودن حمل لفظ جمع بر مفرد165
بررسي165
1)انواع كاربرد لفظ جمع در معناي مفرد165
2)عدم دلالت اجتماع افراد بر عصمت آنها168
3-4-2-3.دليل سوم ؛عدم ذكر امام در كنار خدا و رسول،دليل بر مصداق اولوا‌الأمر نبودن آن169
بررسي169
1)جواب نقضي169
2)آيه در مقام بيان مرجعيت قرآن و سنت و نه بيان مصداق اجرايي حلّ اختلاف169
3)اشكالات اساسي نظر فخر رازي171
3-4-2-3.ردّ ديگر مصاديق اولوا‌الأمر از سوي فخر رازي172
بررسي173
1)عدم دلالت اولوا‌الأمر بر خلفاء راشدين و علماء173
2)عدم دلالت آيه بر فرماندهان و سلاطين174
بررسي175
3-5.نتيجه177
4.آيه ولايت178
4-1. تبيين آيه از طريق كلمات و عبارات آن178
4-2.تبيين آيه از طريق شأن نزول آيه182
4-3. تبيين آيه از طريق ديگر آيات184
4-4.موضع فخر رازي نسبت به دلالت آيه ولايت بر امامت حضرت علي(190
4-4-1.دلالت آيه بر عموم مؤمنين190
بررسي191
1)نقص استدلال فخر رازي بر عموميت آيه ولايت و دلايل آن191
1-1)بي‌ارتباطي بين آيه مورد استناد فخر و آيه ولايت191
1-2) عدم دلالت آيه بر تمايز مؤمنان از منافقان با عبارت( يُقيمُونَ الصَّلاة و …(192
4-4-2.منظور از مؤمنان؛ ابوبكر،علي(193
بررسي193
دلالت آيه بر حضرت علي(193
4-4-3.منظور از ( وَ هُمْ راكِعُونَ(؛خضوع،شرافت ركوع،حالت مؤمنين194
بررسي194
ادله دلالت( وَ هُمْ راكِعُونَ(بر حالت ركوع نماز194
4-4-4.تقرير استدلال شيعه در بيان فخر رازي195
4-4-5.نقد فخر رازي بر استدلال شيعه197
4-4-5-1.اشكال اول:عدم جواز حمل لفظ مشترك بر دو معنا در يك زمان197
بررسي197
تقرير ناقص و منحرف استدلال شيعه از سوي فخر رازي197
4-4-5-2.اشكال دوم:دلايل صحت حمل «ولي» بر «ناصر » و«محب»198
4-4-5-2-1.دليل اول:تناسب و وحدت آيه مورد بحث با آيات قبل و بعد از آن198
بررسي199
1)وحدت سياق؛عامل اشتباه فخر رازي199
2) ادله عدم ارتباط آيه ولايت با آيات قبل و بعد200
4-4-5-2-2.دليل دوم:عدم تصرّف علي( در زمان پيامبر(201
بررسي202
ولايت بالفعل حضرت علي( در زمان حيات پيامبر(202
4-4-5-2-3.دليل سوم:عدم صحت حمل الفاظ جمع بر مفرد204
بررسي204
1)انواع حمل لفظ جمع بر فرد204
2)فخر رازي و حمل جمع بر مفرد205
4-4-5-2-4.دليل چهارم:تناقض در آيات207
بررسي207
1)عدم دلالت آيه54 بر ابوبكر207
2)تناقض مدعا با عقيده فخر رازي211
4-4-5-2-5.دليل پنجم:عدم تمسك علي(به آيه بر امامت خود212
بررسي212
1)تمسك و احتجاج علي(به آيه بر امامت خود213
2)سوگند روز شورا215
4-4-5-2-6.دليل ششم:عدم دلالت آيه بر ولايت و امامت بلافصل علي(بعد از پيامبر (216
بررسي217
ولايت بلافصل حضرت علي (بعد از پيامبر(217
4-4-5-2-7.دليل هفتم:دلالت آيه بر پاكي قلوب مؤمنان217
بررسي218
دلالت آيه بر التزام مؤمنين به رهبري و ولايت مطلقه218
4-4-5-2-8. دليل هشتم:تناسب و تأكيد آيات قبل219
بررسي219
تناسب و تأكيد منطقي آيات دليل بر معناي تصرّف در امور219
4-4-5-3. اشكال سوم: عموميت و عدم خاص‌بودن آيه ودلايل آن220
4-4-5-3-1.دليل اول:عدم دلالت كلمه «انّما» بر حصر220
بررسي221
1)اتفاق دانشمندان بر حصر«انّما»221
2)دلالت آيات مورد استناد فخر رازي بر حصر مطلق221
3)دلايل حصر مطلق در آيه ولايت223
4-4-5-3-2.دليل دوم:عدم دلالت و شمول نصرت بر همه مؤمنان224
بررسي224
1)مغالطه فخر رازي و تحريف ظاهر آيه225
2)توجيه نامربوط و مشكل226
4-4-5-4.اشكال چهارم:عدم دلالت آيه بر علي[(]228
بررسي228
دلالت كامل آيه بر حضرت علي(228
4-4-5-5.اشكال پنجم: عدم دلالت آيه بر پرداخت زكات توسط علي[(]در حال ركوع230
4-4-5-5-1.دليل اول:زكات نام عمل واجب است230
بررسي230
1)زكات اسمي عام براي واجب و مستحب230
2)عدم تعلّق زكات واجب بر انگشتر232
4-4-5-5-2.دليل دوم:توجه به غيرخدا نامناسب با شأن علي(233
بررسي233
سائل فرستاده خدا و توجه به درخواست او توجه به خدا233
4-4-5-5-3.دليل سوم:دادن انگشتر عمل زيادي در نماز234
بررسي234
عدم صدق فعل كثير بر اشاره234
4-4-5-5-4.دليل چهارم: فقر علي( و عدم وجوب زكات بر ايشان235
بررسي235
زكات مستحبّي235
4-4-5-5-5.دليل پنجم:ناقص‌بودن استدلال235
بررسي235
4-4-5-7.علّت عدم ذكر«اولياء» به جاي «ولي»235
بررسي236
4-5.نتيجه238
نتايج پژوهش239
پيشنهاد245
کتابنامه246
فصل اول:کليات
1.طرح تحقيق
1-1.بيان مسأله
بحث از ابعاد امامت ازقبيل چيستي،چرايي،چگونگي و کيستي و به معناي جانشيني پيامبراکرم( بعد از وفات ايشان اولين و اختلافانگيزترين بحث در ميان متکلمان و محققان اسلامي بوده است. امت اسلام بعد از پيامبر( به دو مذهب اصلي و هر کدام از اين مذاهب به تدريج به فرقههاي مختلفي منشعب شد؛علت اصلي اين افتراق در بين مسلمانان بحث جانشيني بعد از رحلت پيامبر( ميباشد.هريک از مذاهب و فرَق مسلمان براي اثبات ابعاد بحث امامت ادلهاي اقامه کرده و برآن پافشاري نمودهاند.مذهب تشيع با اقامه ادله عقلي و نقلي(آيات و روايات و تاريخ)چگونگي و کيستي خليفه بعد از پيامبر( را مخصوص عده خاصي(اهلبيت معصوم پيامبر( )دانسته است.اما اهل تسنن خلافت بعد از پيامبر( را مخصوص کسي ندانسته و به نظرآنان هرکسي که مورد اجماع و انتخاب مردم يا از طريق شورا،توافق اهل حل وعقد، غلبه و زور بر حاكميت مردم مسلّط شده باشد ،به عنوان امام مسلمين و جانشين پيامبر( است.
علماء اماميه به استناد آياتي ازقرآن؛که به آيات امامت و ولايت مشهورند؛امام را ازطرف خدا منصوب دانسته و قائلند که مردم در تعيين امام هيچ نقشي را ندارند و اين مقام براي تداوم هدايت مردم همانند مقام نبوت بايد ازسوي خداوند ، مشخص و به وسيله پيامبر به مردم شناسانده شود.امّا در مقابل ؛ علماي اهل تسنن دلالت اين دسته از آيات را بر امامت حضرت علي و اولاد معصومش( قابل قبول ندانسته و با ذکر شأن نزولها و دلايلي برادله علماي اماميه خدشه و شبهاتي را وارد نمودهاند و از قبول امامت و خلافت بلافصل حضرت علي و نيز اولاد معصومش ( سرباز زدهاند.
يکي از علماء مشهور اهل سنت،فخررازي است.ايشان ضمن اعتراف به فضائل اهلبيت( نسبت به دلالت آيات ولايت بر ولايت و امامت حضرت علي( موضع ديگري گرفته است. سوال قابل طرح در اين جستار اين است که موضع فخر رازي درخصوص دلالت آيات ولايت بر ولايت اميرالمؤمنين علي( چيست.
1-2.علت انتخاب موضوع
از مهمترين دلايل انتخاب اين موضوع براي تحقيق علاقه به مباحث امامت و ولايت به ويژه استدلالي بودن بحث ميباشد. بررسي استدلالهاي عقلي و نقلي مفسّر،فيلسوف و متکلم مشهوري چون فخر رازي در مورد دلالت آيات ولايت موضوع مهمي است که بنده را علاقهمند به پرداختن به آن نمود.نکته ديگر اين که پ‍ژوهشگر به عنوان فردي شيعه مذهب بر خود وظيفه ميداند که ضمن تحقيق ،بررسي و تحليل مستدل از قديميترين و جديدترين منابع در خصوص ولايت اهل بيت( در قرآن کريم ضمن تعميق باور،از حقانيت مذهب حقه شيعه اثني عشري دفاع نموده و غبار جهل و غفلت را که توسط برخي دانشمندان اهل سنت بطور عمدي يا سهوي بر چهره حقيقي اين مذهب گذاشته شده را برطرف نموده و راه را بر جويندگان حقيقت آشکار و آشکارتر نمايد.
1-3.سابقه پژوهش
در خصوص بررسي آيات امامت و ولايت در تفسير کبير برخي از مفسّرين شيعه ذيل آيات ولايت به بحث پرداختهاند ؛به عنوان مثال علامه طباطبايي(در تفسير الميزان،آيتالله مکارم شيرازي در تفسير نمونه و آيات‌الولاية،آيتالله جوادي آملي در تفسير تسنيم . در اين تفاسير بهطور اجمال جوابهاي نسبتاً خوبي دادهاند اما به صورت مستقل ،جامع ، استدلالي و تحليلي بحث نشده است و يا به همه اشكالات فخر رازي پاسخ داده نشد.
آقاي محمد جواد يزدي مقالهاي با عنوان پاسخ به شبهات فخر رازي درمسأله امامت1 نوشتهاند ،ولي اين مقاله به حسب فضاي بحث بهصورت مختصر و بدون استدلال محكم ميباشد.آقاي داراب نبيزاده مقاله ديگري با عنوان ولايت و فضايل امام علي( از نگاه فخررازي در تفسير کبير2 را نوشتهاند كه به اشكالات فخر رازي بر ولايت حضرت علي( در قرآن اشاره نشده است.با بررسيهاي صورتگرفته كتاب و پاياننامهاي با چنين موضوعي يافت نشده است.
1-4.ضرورت واهميت موضوع
وجود ادله عقلي و نقلي مفسّران و متکلمان شيعه در اثبات ولايت و امامت اهل بيت( به ويژه به استناد آيات قرآن کريم و در مقابل آن شبههافکني مخالفان و ايجاد خدشه در دلالت آيات قرآن مبني بر ولايت اهل بيت( يکي از مهمترين اختلافات بزرگ و شايد بزرگترين اختلاف مبنايي دانشمندان اين دو مذهب اسلامي است. تحقيق و بررسي دور از تعصب ادله هر کدام از علماء اين مذاهب، گام مهمي در کشف حقيقت و نماياندن آن به طالبان حقيقت است.
از آنجا که ريشه ديگر اعتقادات شيعه ؛از قبيل عصمت، علم ائمه ، توسل ، شفاعت و …بر پايه ولايت و امامت اهل بيت( استوار است ،اثبات دلالت اين آيات، نقش اساسي در اثبات حقانيت و اين اعتقادات مذهب شيعه داشته ، برطرفکننده اختلاف و عامل اتحاد شيعه و سني در برابر استکبار جهاني و صهيونيسم بينالملل است.باتوجه به اين‌كه تفسير مفاتيحالغيب يکي از مهمترين تفاسير جامع،استدلالي و داراي اشارات دقيق و علمي است و يكي از منابع مورد استناد بسياري از علماي شيعه و سني بعد از آن است؛ بررسي ادله فخر رازي در عدم دلالت آيات مشهور به ولايت و پاسخ جامع،مستدل عقلي و نقلي( قرآني و روايي معتبر) داراي ضرورتي انکارناپذير است.چه بسا با ردّ شبهات فخر رازي، ريشه حجم زيادي از شبهات وارد شده در رسانهها بر عليه شيعه، کنده شده و زمينه گسترش اسلام حقيقي در سراسر کشورهاي اسلامي و جهان فراهم آيد و مقدمهاي باشد براي ظهور حضرت بقيهالله الاعظم ( .
1-5.فوايد پژوهش
ضرورت و اهميت اساسي بررسي موضوع، فوايد و برکات زيادي را در پي دارد که به اختصار به آنها اشاره ميگردد.
الف)رفع شبهات و اثبات بخشي از حقانيت و حقيقت شيعه و به دنبال آن گسترش مذهب حقه شيعه در سراسر ملل اسلامي و جهان و اتحاد و نزديکي بين مذاهب اسلامي.
ب)تمسک ديگر مسلمانان به سيره و روش اهل بيت معصوم پيامبر اکرم( در کنار قرآن کريم همچنانکه شيعه اين‌گونه است.
ج.خروج مسلمانان از ولايت کفر و ايادي آن و ورود به حيطه ولايت اهل بيت معصوم( که همان ولايت پيامبر اکرم( و آن هم ظهور ولايت الهي است.
د. برداشتن گامي در جهت زمينهسازي براي نزديکي ظهور دادگستر جهان حضرت حجت بن الحسن المهدي( که با آمدنش، تلاش و اميد تمام انبياء و اولياء به ثمر نشسته ، بشر به تکامل عقلي رسيده و به سعادت دنيا و آخرت خواهد رسيد. اِنّهم يرونه بعيداً و نرئه قريباً.
1-6.سوال اصلي پژوهش
موضع فخر رازي در دلالت آيات امامت و ولايت حضرت علي(چيست؟
1-7.سوالهاي فرعي پژوهش
الف) ديدگاه فخر فخر رازي در دلالت آيه تبليغ بر ولايت حضرت علي(چگونه است؟
ب) رويكرد فخر رازي در دلالت آيه اکمال بر ولايت حضرت علي(چگونه است ؟
ج)رويكرد فخر رازي در دلالت آيه اوليالأمر بر ولايت حضرت علي(چگونه است ؟
د)رويكرد فخر رازي در دلالت آيه ولايت بر ولايت حضرت علي(چگونه است ؟
1-8. فرضيههاي پژوهش
الف) فخر رازي منظور از امر مهم و مبهم نازل‌شده بر پيامبر اكرم( را تمام رسالت و زمان نزول آن را در آغاز بعثت و دليل تأخير پيامبر( در ابلاغ اين پيام را ،ترس از يهود و نصاري مي‌داند.
ب)اكمال دين از منظر فخر رازي به معناي پيروزي مطلق مسلمين و شكست كفّار،يأس كفار از حلال‌كردن گوشت‌هاي حرام و صدور احكام كامل و ابدي در آخر بعثت پيامبر( مي‌باشد.
ج)فخر رازي امر خداوند مبني بر اطاعت از اوليالأمر را دليل بر عصمت آنان و مصداق اولي‌الأمر را اهل حلّ‌وعقد امت ميداند.
د)از ديدگاه فخر رازي مقصود از «ولي» در آيه ولايت،«دوست» و «ياور» و مقصود از«راكعون»، خضوع بوده و دلالت آيه بر ولايت و امامت حضرت علي ( مردود است.
1-9. پيشفرضهاي پژوهش
الف) قرآن به عنوان کليات قانون اساسي اسلام و سنت به عنوان بخشي از دين اسلام به منظور هدايت انسان نياز به تبيين،تفسير و اجراي صحيح و دقيق دارد.
ب) تفسير و اجراي قوانين احکام قرآن و اسلام از مهمترين شئون پيامبر اکرم( است.
ج. قرآن روشمند بوده و امكان دستيابي به فهم درست از آيات قرآن وجود دارد.
1-10. اهداف پژوهش
الف) بررسي و تبيين دلالت آيات امامت و ولايت .
ب) شناخت شبهات وارد شده از سوي فخر رازي در مورد دلالت آيات امامت و ولايت بر ولايت و امامت حضرت علي(.
ج)پاسخگويي:پاسخ مستدل عقلي و نقلي به ادله و شبهات فخر رازي با استفاده از مباني و منابع مورد قبول ايشان و نيز تبيين تناقض‌هاي وي.
1-11. روش گردآوري اطلاعات
روش جمعآوري اطلاعات بر اساس روش کتابخانهاي و بررسي کتب تفسيري ،حديثي و کلامي مرتبط با آيات امامت ولايت است و تحليلي است. استفاده از نرمافزارهاي جامعالتفاسير نور،مشکاتالانوار،کلام،اسرا،معارف قرآن،فرهنگ قرآن،نورالولايه…و مقالات و سايتهاي اينترنتي از قبيل hoze net-noormagz-tahoor, با توجه به امکانات و قابليتهاي نرمافزاري موجود در نرمافزارها در بهينه شدن و بهروز شدن کيفيت و کميت اين جستار مفيد و موثر واقع خواهد بود.
1-12.نوآوري پژوهش
از ابداعات و نوآوريهاي اين جستار مي ‌توان به موارد ذيل اشاره کرد:
الف) تحليل جامع و نوين اشکالات و ادله فخر رازي در مورد عدم دلالت آيات ولايت بر امامت اميرالمومنين علي( و پاسخ قرآني و روايي از منابع و مباني مقبول ايشان.
ب)بيان تناقضها ، نتايج باطل و فاسد ادله فخر رازي در تفسير آيات مورد بحث.
1-13. نتايج علمي و عملي پژوهش
ارائه پاسخهاي مستدل عقلي،قرآني وروايي به شبهات آيات امامت واستدلالهاي دانشمندان و مفسّرين شيعه علاوه بر استحکام عقايد شيعيان باعث تأمل و تجديد نظر پيروان ديگر مذاهب اسلامي شده و سبب توجه و گرايش هر چه بيشترآنها و بلکه حقجويان و پيروان ساير اديان به مذهب حقّه شيعه اماميه ميگردد.اين مهم يکي از برجستهترين نتايج علمي و به تبع آن عملي اين تحقيق است.نتيجه ديگر آن که اين تحقيق با بررسيهاي لازم و کافي بتواند در حد فضاي خود مرجع علمي اهل علم و محققان گردد.انشاءالله.
1-14.سازماندهي پژوهش
اين پژوهش شامل سه فصل ست. فصل اول به عنوان کليات تحقيق شامل طرح مسأله ،مفهومشناسي لغوي و اصطلاحي واژههاي امامت و ولايت و نيز ادله نياز به امام ، دلايل وجوب امامت،وظايف و ويژگيهاي امام است.فصل دوم به بررسي زندگي و حيات علمي و اوضاع سياسي اجتماعي،آثار علمي ،ويژگيهاي تفسير کبير،روش و گرايش تفسيري فخر رازي ميپردازد. فصل سوم که اصليترين بخش اين تحقيق است به بررسي دلالت آيات امامت و ولايت، ديدگاه فخر رازي در مورد اين آيات و نقد ادله ايشان ميپردازد.
2. مفهوم شناسي «ولي» و«ولايت»
براي شناخت يك مفهوم ابتدا بايد قبل از هر چيز مبناي تصوري آن مشخص شود تا تعريف وتصديقي كه براساس آن مطرح ميگردد،روشن،جامع ومانع باشد. كلمه ولايت كه از ريشه «و ل ي» است و از نظر لغوي ، اصطلاحي و کاربردهاي قرآني قابل بحث است.
2-1. معناي لغوي ولي
در كتابهاي لغت معاني متفاوتي براي مشتقات ولي ذكر شده است كه اين تفاوت معاني را ميتوان ناشي از كاربرد و موقعيت اين مشتقات در جملهها متفاوت دانست. لغويون ريشه اين واژه را«وَلْي» و به معناي مطلقِ قرب و نزديكي دانستهاند.براي اين واژه معاني مختلفي ذكر شده است از قبيل: صاحب3، بهدستگرفتن(امر)4 ،تابعِ محب ،سزاوارتر5، سرپرست و صاحباختيار(نكاح زن ويتيم)، دوست ،نام نوعي باران6 ، از اسماء الهي به معناي ناصر و متولي امور عالم7، آزادكننده،آزادشده،پسرعمو، ياور،صدّيق8… . راغب اصفهاني يكي از معاني واژه ولي را فرزند و نيز سرپرست امور ديگران دانسته و كاربرد اين لفظ را در معناي فاعلي و مفعولي روا دانسته است و ميگويد: «… به مؤمن گفته مي‌شود (هو ولي الله عزّ و جلّ) يعني مؤمن بنده خدا است. البته نسبت به مؤمن تعبير ( هو مولي الله عزّ و جلّ) نيامده است. نيز گفته شده خداوند متعال ولي و مولاي مومنين است… .»9
طريحي نيز معاني ديگري براي ولي ذكر كرده است از قبيل:صاحبِ نصرت و ياري ،كسي كه امري را اداره ميكند(مثل ولي زن يا ولي دم) و نيز از اسماء الهي به معناي ياور مؤمنين و سرپرست امورعالم. وي در ادامه ميگويد سلطان ولي امر مردم است و شاهد اين معنا را شعر كميت« وَ نِعْمَ‏ وَلِيُ‏ الْأَمْرِ بَعْدَ وَلِيِّهِ‏وَ مُنْتَجَعُ التَّقْوَي وَ نِعْمَ الْمُقَرَّبُ(المودب)» دانسته و در مورد حضرت علي ( آيه(إِنَّما وَلِيُّكُمُ‏ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ( 10 (ولي شما خداوند،رسول و مؤمناني هستند كه نماز خوانده و در حال ركوع زكات ميدهند.)دانسته كه ولي در اين آيه به معناي سرپرست و ادارهكننده امور مردم است و با نقل روايتي از ابوذر، شأن نزول آيه را فقط مخصوص حضرت علي ( دانسته است.11
در برخي از كتب لغت نام نوعي باران را «ولِي» گذاردند12 اما برخي كتب لغت ديگر اين باران را«وَلْي»ناميدند13 كه معناي اخير براي اين باران صحيح است؛زيرا علت نامگذاري اين باران آن است كه بلافاصله بعد از باران بهاري نازل ميشود.با تأملي در كتب لغت در مييابيم كه واژه «و ل ي» در قالب فعل به معناي نزديك شدن ، آمدن بدون فاصله زماني يا مكاني و پيدرپي است. اما اين واژه در قالب اسم يا صفت به معناي ياور،دوست،صاحباختيار و مالك آمده است.ذكر معانياي از قبيل پسرعمو، آزادشده يا آزادكننده به عنوان معناي واقعي واژه «ولي» نيست ؛بلكه بيان مصاديقي از اين لفظ و مشتقات آن است.14 دليل اين ادعا آن است که اگر آزاد‌كننده،آزاد‌شونده،صاحب،همپيمان،پسرعمو، ناصر و همسايه از معني لفظ ولي باشد ،چرا پسرخاله،پسرعمه،دايي ،عمو، و … به عنوان ديگر معاني ولي ذکر نشده است؟!پس به خاطر رابطه سرپرستي و تصرّف در امور است که فردي به عنوان ولي فرد ديگر محسوب ميشود.در اين‌که معناي ريشه( و ل ي) قرابت(اعم از معنوي و مادي) باشد شکي نيست.اما هر قرابتي در هر ابعادي را نميتوان به عنوان رابطه ولايت و سرپرستي تلقي نمود.
به نظر ميرسد بهترين تحليل در مورد معناي واقعي «ولي» اين است كه بگوييم ريشه اين لفظ به معناي مطلقِ قرب و نزديكي است. اين قرب و نزديكي در امور معنوي (بهويژه ولايت الهي) بهگونهاي است كه سبب تصرّف و سرپرستي گرديده15 و دوستي و ياري از لوازم ضروري و يا مراتب اين رابطه ميباشد.
زماني كه «ولي» نسبت به مافوق استعمال گردد، مفيد معناي مالك است و اگر نسبت به زير دست به كار برده شود، مفيد معناي تابع و مطيع مي‏باشد و اگر نسبت به همسان به كار گرفته شود، مفيد معناي دوست است و نسبت به ساير معاني نيز چنين است. مثلاً چون خداوند به بندگان نزديك است، تدبير امور، نصرت ،ياري و حفظ مي‏كند و بنده به خداي تعالي نزديك است، به واسطه اين‌كه (اطاعت و فرمان بردن) اوامر و نواهي او را مي‏كند.16
به چند دليل واژه «ولي»؛ به‌طور مطلق ؛به معناي دوست و ياور نيست:
اول:نادرست بودن جايگزيني اين واژه با كلمات دوست و ياور؛زيرا دوستي و ياري رابطهاي دوطرفه است و از سوي شخص ضعيفتر نسبت به فرد قوي نيز قابل اجراست.مثلاً وقتي فرزندي پدر يا برادر بزگش را ياري ميكند، به اين فرد ضعيف «ولي» نميگويند.
دوم: نادرستي بهكارگيري اين واژه بدون قرينه؛ چنانچه «ولي» به معناي دوست يا ياور باشد،براي اختصاص به هر يك از اين معاني نياز به قرينه دارد.مثل واژه «عين» كه مشترك لفظي و به معاني متفاوتي به كار رفته است و براي هر معناي نياز به قرينه دارد.
سوم:نهي از پذيرش غيرخدا؛ بر اساس بسياري از آيات قرآن کريم، ولايت پذيري از غير خداوند ناروا و به تعبير قرآن، شرک است. در بسياري از اين آيات ، خداوند مشرکان را مورد خطاب قرار مي‌دهد و به آن‌ها گوشزد مي‌نمايد که ايشان اشخاص  يا چيزهايي غير از خدا را ،ولي» خود قرار داده‌اند و همانا خداوند آسمان و زمين، ولي ايشان است. و برخي از چيزهايي که ايشان ولي خود قرار داده‌اند، خود، اعتراف به توحيد خداوند و ولايتش دارند. در اين آيات تأکيد شده است که تنها ولي کون و مکان پروردگار عالميان است که قدرت لايتناهي دارد وسلطنت و ملک و جبروتش همه جا را فرا گرفته است.
حال روشن است که فقط در صورتي اين جملات گريبان‌گير مشرکان مي‌شود که ولي، بر بيش از يک معنا دلالت نکند، و ايشان راه فراري در معنا و مفهوم و مصداق اين جملات نداشته باشند؛ چرا که اگر ولي چند معنا مي‌داشت، مشرکان در جواب مي‌گفتند که آن‌چه ما از آن نهي شده بوديم، چيز ديگري بود.17
2-2.معناي لغوي ولايت
كلمه «ولايت» به فتح و كسر واو، استعمال شده و در هر دو صورت، مصدر است؛ چنان كه گفته مي‏شود: «ولي الشي‏ء و عليه وَلاية و وِلاية.»18 «ولايت» به كسر واو، مصدر «والي» به معناي امارت و سلطنت است، اما ولايت به فتح واو، مصدر «ولي» ضدّ «عدوّ» مي‏باشد.19 خليل بن احمد هم گفته است: ولايت، مصدر موالات و والي است.20 در مورد معاني ولايت نيز لغويّون اختلافنظر دارند؛ دستهاي هر دو كلمه(وَلايت و وِلايت) را به معناي ياري كردن21، ‏قرابت22، تولّي امر و دولت23 دانستهاند.
دسته ديگر سه نظر دارند :
1. ولايت به فتح، مصدر و به معناي بلاد سلطان و ولايت به كسر، به معناي خطّه، امارت، سلطنت و بلاد تحت تسلّط مي‏باشد.24
2. ولايت به فتح، به معناي ربوبيت، نصرت و نسب و ولايت به كسر، به معناي امارت و تولّي امر است.25در مفردات راغب، عكس اين مطلب آمده است؛ يعني ولايت به كسر، به معناي نصرت و ولايت به فتح، به معناي تدبير و سرپرستي مي‏باشد.26
3. ولايت به فتح، به معناي محبت و نصرت و به كسر، به معناي سلطنت و بلاد تحت تسلّط سلطان است. 27
در مجمع البحرين آمده است: ولايت به معناي محبت اهل بيت( و تبعيت و تأسّي به آنها در اعمال و اخلاق، از همين باب است. در لسان العرب به نقل از ابن اثير آمده است: ولايت به كسر، مشعر به تدبير و قدرت و فعل است و مادامي‏كه هر سه در ولايت جمع نباشد، اسم والي بر او اطلاق نخواهد شد. 28
ريشه لفظ ولايت از«و ل ي»به معناي قُرب و نزديكي است و همانطور كه در مفهومشناسي واژه «ولي» گفتيم نزديكي در اينجا به حدّي است كه سبب تصرف و سرپرستي ميگردد و محبت و نصرت از لوازم تصرف است نه معناي مستقل. يعني چنانچه كسي يا چيزي نسبت به چيز يا كس ديگر قرابتي و نزديكي نداشته باشد رابطهاي اعم از سرپرستي ،تصرف در امور و به طور كلي مادي يا معنوي،مثبت يا منفي بين آنها وجود ندارد.اختياراين معنا براي لفظ ولي در برگيرنده مصاديق و لوازم متعددي براي آن ميباشد.آنچه در قرآن براي كاربردهاي واژه ولي ذكر شده ؛شامل گرفتن ولي يا اولياء الهي و غير الهي و مثبت يا منفي است.يعني كسي كه ولايتي را پذيرفته(مولي عليه) ابتدا به طور معنوي به ولي نزديك شده و داراي سنخيت و ارتباطي با او گرديده است سپس ولايت او را ميپذيرد.
2-3.کاربردهاي قرآني واژه ولي
قرآن پژوهان كاربردهاي مختلفي براي واژه «ولي »در قرآن ذكر كرده كه به اختصار به آنها اشاره مي‌نماييم.
الف) سرپرست و متصرف در امور:ولي در معناي فاعلي به دو صورت گفته مي‌شود:« الله تعالي وليُّ المؤمنين و مولاهم » خداوند سرپرست مؤمنان است. و شاهد قرآني آن مانند: (اللَهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا( (بقرة/ 257)يعني خداوند سرپرست مؤمنان است. در قرآن هم خدا ولي مومنان ذكر شده و هم مومنان اولياء خدا معرفي شدهاند.بنابراين نمي توان گفت مومنان در امور الهي تصرف ميكنند بلكه بايد گفت اولياء جمع ولي و در معناي مفعولي پذيرنده ولايت الهي هستند.يا اين‌كه بگوييم اولياء الهي كساني هستند كه به واسطه پذيرش ولايت خداوند محبوب و محب خدا شدهاند.
ب) به معناي فرزند ميباشد:در آيه(فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً((مريم/5) منظور از «وَلِيّاً» فرزندي است که از اولياء تو باشد.
ج) پسرعمو: در آيه (خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي( (مريم/ 5) به معناي پسرعمو يا دوستان آمده است.
د)سزاوارتر: (فلانٌ أولي بکذا) فلان شخص شايستهتر وسزاوارتر به فلان چيز است. خداوند نيز در همين معنا فرموده است: «النَّبِيُّ أَوْلي‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ‏((أحزاب/6 )يعني پيامبر از مؤمنين نسبت به خودشان هم سزاوارتر است.29
ه) يار: (وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً((كهف/ 17) يعني هركس گمراه شود براي او صاحب و يار هدايتيافتهاي نمييابي.
و)خويشاوند: (وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ((عنكبوت/ 22) يعني نه خويشاوندي كه به شما سود رساند و نه ياوري كه شما را ياري رساند.
ق) پروردگار: (قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ( انعام/ 14. يعني بگو آيا غير از خداوندي كه خالق آسمان و زمين است، به عنوان پروردگار خود بگيرم.
ر) نصيحت‏كننده: (لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ( (آل عمران/ 28) « مؤمنان،كافراني رابه جاي مؤمنان جهت نصيحت نميطلبند.»30
2-4.ولايت در اصطلاح
با توجه به بررسي معاني لغوي لفظ ولي بهطور طبيعي تعاريف متعددي از واژه ولي و ولايت صورت گرفته است. افزون بر آن ولايت در علوم مختلفي مثل كلام،فقه،عرفان وتفسير قرآن داراي تعاريف متنوعي است.براي آشنايي بيشتر به متخصصان هر يك از اين علوم مراجعه و نظر آنها را بررسي ميكنيم.
2-4-1.ولايت در علم كلام
در علم كلام ولايت مترادف با امامت دانسته شده و معناي آن همان رياست عمومي دين و دنيا بعد از پيامبر( تعريف شده است.از ديدگاه علماي اماميه ،مهمترين شأن امامت ،ولايت است كه علاوه بر ولايت در بُعد تشريع به معناي نفوذ و تصرف تكويني بر انسانها و حتي ساير موجودات به اذن خداوند است.امام به واسطه اين بُعد با عالم ملكوت مرتبط بوده و انسانهاي مستعد را به مقصد؛ كه همان مقام بندگي و قرب است ؛ميرساند و امام به عنوان انسان كامل و صاحب ولايت الهي يكي از موضوعات مهم در علم عرفان شيعه اماميه است.مهمترين شرط اين شأن علم لدني و عصمت است.31
از نظر متكلمان اهل سنت ،«ولي» همان حاكم جامعه اسلامي است كه با اجماع اهل حل و عقد،توصيه خليفه قبلي، از طريق غلبه و زور و يا هر روش ديگر بر جامعه اسلامي مسلّط شود.32 از نظر آنها براي تربيت نفوس انسانها نيازي به ولي مصطلح در نظر شيعه نيست. بنابراين تعريف اصطلاحي ولايت در علم كلام همان تعريف امامت است كه به منظور جلوگيري از تكرار آن در بخش تعريف اصطلاحي امامت به تعريف تفصيلي آن خواهيم پرداخت.
2-4-2.ولايت در علم فقه
درمنابع فقهي در تعريف ولايت گفته شد ولايت تسلّط و اِمارت بر جان ،مال و يا هر يك از امور او مي‌باشد.33 در تعريف ديگري گفته شد اختيار امر چيزي يا شخصي به دست شخص ديگري باشد؛بهگونهاي كه شخص دوم امكان تصرف در آن امر يا آن شخص را ؛ هر قت كه اراده كند؛داشته باشد.34
ولايت فقيه در متون فقه شيعه به معناي حاكميت فقيه جامعالشرايط(عالمترين،عادلترين،شجاعترين،مدير و مدبر،بصير و آگاه به زمانه …)به عنوان جانشين و نايب عام امام زمان ( در جامعه اسلامي به عنوان رهبر حكومت اسلامي مطرح است.(به استناد رواياتي مثل «وَأَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَي رُوَاةِ حَدِيثِنَا، فَإنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيكُمْ، وَأَنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَيهِمْ» يا روايت « و امّا من كان من العلماء صائناً لنفسه، حافظاً لدينه،مخالفاً لهواه،مطيعاً لامر مولاه فللعوام ان يقلّدوه‏» و …35
بنابراين قدر جامع تعريف ولايت در علم فقه به معناي قدرت تصرّف ولي در همه يا بعضي از امور موليعليه و ممنوعيت تصرّف ديگران ميباشد.
2-4-3. ولايت درعلم عرفان
بنابر تعاريف، ولي و ولايت در عرفان حقيقتي است مشكّكه كه داراي مراتب متفاوت مي‏باشد. ولي مطلق ،خداوند متعال بوده و انبياء عظام و اوصياء آنها به اذن او، بنا به حوزه مأموريت خود بر انسانها و نيز ساير موجودات ،ولايت تشريعي و تکويني را اعمال مينمايند.يکي از شئون امامت از نظر اماميه شأن ولايي يا همان انسان کامل بوده که جانشين حضرت حق و مظهر تام ولايت خداوند متعال است. وظيفه امام با اين شأن علاوه بر ولايت تشريعي، اِعمال ولايت تکويني و رساندن انسانهاي مستعد براي رسيدن به مقام قرب و فناء در ذات حق و نيز تدبير دولت ظاهر و دنياي مردم است. 36
2-4-4. ولايت در علم تفسير قرآن
مفسّران در تفسير آيات قرآن براساس فهم خاص خود از واژه ولي و ولايت به تفسير آيه پرداختند.برخي واژه ولي در يك آيه را به معناي دوست ، برخي به معناي ياور و برخي ديگر به معناي سرپرست دانستهاند. البته بعضي از مفسّران دو معنا با هم (مثلاً دوست و ياور يا دوست و سرپرست) براي اين واژه و تفسير آيه در نظر گرفتند. بر اساس بررسي و تحليل صورت‌گرفته؛ كه ولايت را به معناي سرپرستي و تصرّف دانستيم ؛ميتوان آيات مربوط را به پنج دسته تقسيم كنيم:
1- آياتي كه اشاره به ولايت تكويني خداي متعال دارد، و اين‌كه هر گونه تصرّف در هر موجود و به هر گونه كه بخواهد، براي خداي متعال، صحيح و روا است، مانند آيه(أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ((يوسف/101)«تو در دنيا و آخرت مولاي من هستي» اين نوع ولايت به اذن خداوند در اختيار انبياء و اولياء قرار گرفته است.مثل زنده كردن مردگان يا شفاي بيماران غير قابل شفا توسط حضرت عيسي(.
2- آياتي كه ولايتِ تشريع شريعت و هدايت و ارشاد توفيق را براي خداي متعال اثبات مي‏كند.مثلاً آيه (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ(( بقره/ 257) خداست ولي كساني كه ايمان آورده‏اند و لذا آنان را از ظلمات بسوي نور بيرون ميآورد.. .»
3- آياتي كه ولايت تشريعي خداوند را براي رسول خدا( ثابت مي‏كند و قيام به تشريع ، دعوت به دين ، تربيت امت ، حكومت بين آنان و قضاوت در آنان را از شئون و مناصب رسالت وي مي‏داند، مثل آيه:(النَّبِيُّ أَوْلي‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ( ( احزاب /6)«پيامبر( به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است. »
4- آياتي كه ولايت مذكور در دسته سوم را براي اميرالمؤمنين، علي بن ابيطالب( ثابت مي‏كند (إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ( (مائده/55)جز اين نيست كه ولي شما خداست و رسول او و مؤمناني كه اقامه نماز و اداي زكات مي‏كنند در حاليكه در ركوع نمازند.»
5-آياتي كه طاغوت و شيطان را ولي و سرپرست كفار و مشركين معرفي كرده است.مثل آيه (…وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَي الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ( (بقره/257)« كساني كه (به خدا) كافر شده‏اند، سرپرستشان طاغوت است كه از نور به سوي ظلمت سوقشان مي‏دهد، آنان دوزخيانند و خود در آن بهطور ابد خواهند بود.» هر نوع ولايت غير‌الهي ،ولايت طاغوت است كه سرانجامي جز گمراهي و جهنم ندارد.37
2-5.اقسام ولايت
ولايت به معناي تصرّف و سرپرستي گاه ولايت تکويني است ، گاهي ولايت بر تشريع است ، و زماني ولايت در تشريع.
« ولايت تکويني » يعني سرپرستي موجودات جهان و عالم خارج و تصرّف عيني داشتن در آنها ؛ اين نوع از ولايت ، تنها بين علت و معلول تحقق مييابد و هر وقت علت، تامّه باشد، وجود معلول واجب است؛ از اينرو ، ولايت تکويني ( رابطه علي و معلولي ) ، هيچ گاه تخلف بردار نيست و هر وقت اراده وجود چيزي حاصل شود،بدون درنگ محقق ميشود.آيه(إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ((يس/82) ؛«كار او وقتي چيزي را اراده كند فقط همين است كه بدو بگويد: باش پس وجود يابد» ؛به چنين ولايتي اشاره دارد. ولي واقعي و حقيقي اشياء و اشخاص ، فقط و فقط ، ذات اقدس الهي است ؛ چنان‌که در قرآن کريم ولايت را در وجود خداوند منحصر مي‌کند و مي‌فرمايد 🙁 …فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ…( .(شوري/9)تنها خداوند ولي و سرپرست است.
« ولايت بر تشريع » همان ولايت بر قانونگذاري و تشريع احکام است ؛ يعني اين‌که کسي ، سرپرست و وضع کننده اصول و مواد قانوني باشد. اين ولايت که در حيطه قوانين است و نه در دايره موجودات واقعي و تکويني ، اگر چه نسبت به وضع قانون تخلف پذير نيست ؛يعني با اراده قانونگذار ، بدون فاصله ، اصل قانون جعل مي شود ، اما در مقام فرمانپذيري ، به دليل وجود اختيار انسان، قابل پذيرش يا عصيان است. تنها قانون کامل و شايسته براي انسان ، قانوني است که از سوي خالق انسان و جهان و خداي عالم و حکيم مطلق باشد؛ بنابراين ولايت بر تشريع و قانونگذاري ، منحصر به ذات اقدس خداوند است ؛ چنانکه قرآن کريم در اين باره فرموده است( إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ ((يوسف/67)« حكم و فرمان تنها از آن خدا است.»
بنابراين تشريع و قانون كامل هدايت به عنوان فعل الهي،لازمه حتمي ولايت تكويني است؛به عبارت ديگر به دليل اين‌كه خداوند متعال خالق و حاكم مطلق جهان است، تنها اوست كه صلاحيت وضع قانون را براي جهان به وي‍‍ژه انسان دارد.
« ولايت تشريعي » يعني نوعي سرپرستي که نه ولايت تکويني است و نه ولايت بر تشريع و قانون ، بلکه ولايتي است در محدوده تشريع و تابع قانون الهي که خود بر دو قسم است : يکي ولايت بر محجوران و ديگري ولايت بر جامعه خردمندان .38
3.مفهوم شناسي امام:
3-1.معناي لغوي
واژه امام از ريشه «ام م» مهموز الفاء و مضاعف است.اين واژه بر وزن كتاب در لغت به معناي جلو و به كسي يا چيزي گفته ميشود كه در مقابل و جلو باشد. در كتب لغت به معاني گوناگوني به كار رفته است:
الف)كتاب و هر چيزي كه مورد توجه و قصد قرار گرفته و از آن پيروي گردد؛چه برحق باشد يا باطل.39
ب)ريسماني دانسته كه سازنده ساختمان ،ديوار و اجزاء آنرا به جهت جلوگيري از انحراف و كجي مطابق با آن ساخته يا تنظيم ميكند. راه ،قسمتي آشکار از راه و زمين ،کتاب ،نبي ،دين و نيزکتاب اعمال از معاني ديگر امام است. 40
ج)هرکسي که به اقتدا شود امام است.پيامبر امام امت و جانشين او،امام رعيت است .قرآن، امام مسلمين است و مصحفي که در



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید