دانشگاه علامه طباطبایی
دانشکده‌ی ادبیات و زبان‌های خارجی
پایان نامه‌ی دوره‌ی کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی
بررسی تطبیقی مسئله‌ی فیض از دیدگاه ابن‌سینا و صدرالمتالهین
خدیجه بیات تبار
استاد راهنما
جناب آقای دکتر پورحسن
استاد مشاور
جناب آقای دکتر نصری
زمستان 1388
فرم گردآوري اطلاعات پايان نامه‌ها
كتابخانه مركزي دانشگاه علامه طباطبايي
عنوان: بررسي تطبيقي مسئله‌ی از ديدگاه ابن‌سينا و صدرالمتالهيننويسنده/ محقق: خديجه بيات تبارمترجم: ندارداستاد راهنما: جناب آقاي دكتر پورحسناستاد مشاور/ استاد داور: جناب آقاي دكتر نصري/ سركار خانم اكبرزادهكتابنامه: داردواژه نامه: نداردنوع پايان نامه: بنيادي(توسعه اي(كاربردي(مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشدسال تحصيلي: 89-1388محل تحصيل: تهران نام دانشگاه: علامه طباطبايي (ره) دانشكده: ادبيات و زبان‌هاي خارجيتعداد صفحات: 355گروه آموزشي: فلسفه و كلام اسلاميكليد واژه ها به زبان فارسي: فيض، صدور، تجلي، ابداعكليد واژه ها به زبان انگليسي: Emanation, Procession, Manifestation, Creation
چکیدهالف) موضوع و طرح مسئله (اهمیت موضوع و هدف)
مسئله‌ی فیض یکی ازمسائل بسیار مهمی است که به دلیل آن در طول تاریخ فلسفه از سوی صاحب نظران و اندیشمندان تقریرات گوناگون ارائه شده است. مسائلی که خاستگاه طرح نظریه‌ی فیض تلقی می‌شوند عمدتاً به نحوه‌ی ارتباط بین مبدأ متعال و ما‌سوای او باز می‌گردند. البته غرض از طرح نظریه‌ی فیض توضیح نحوه‌ی بر آمدن کثرت از وحدت است، اما غرض اصلی نظریه‌ی فیض توضیح چگونگی فاعلیت وجودی است؛ یعنی تحقق نحوه‌ای برتر از علیت، ورای علل طبیعی و تحریکی و معّد، در قالب علیت وجودی که آن را صدور یا فیض نامیده‌اند. این نظریه سیر تکمیلی خود را به تدریج در فلسفه‌ی اسلامی طی نموده و به جواب‌های شایسته و قابل قبولی در برابر شبهات گوناگون دست یافته است که در این میان ابن‌سینا و به خصوص ملاصدرا سهم به سزایی را در تبین فلسفی این مسئله داشته‌اند. لذا شایسته است دیدگاه هر یک از این دو فیلسوف در این مسئله بررسی و مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. بدین جهت در پژوهش حاضر نگارنده به تفاوت دیدگاه ابن‌سینا و ملاصدرا در نظریه‌ی فیض، توالی و فروعات آن پرداخته که با توجه به آن، ابداعات و دستاوردهای جدید این دو فیلسوف نیز از یکدیگر متمایز می‌شود. هم‌چنین میزان تاثیر‌پذیری ابن‌سینا از مکاتب فکری قبل از خود از جمله نظام فکری ارسطو و نوافلاطونیان در زمینه‌ی صدور کثرت از وحدت و نیز میزان تأثیر‌پذیری ملاصدرا از ابن‌سینا و دیگر مکاتب فکری اشراقی و عرفانی و آموزه‌های دینی از نظریه‌ی مزبور و توالی آن از جمله مسائلی هستند که نگارنده در تحقیق حاضر به بحث و بررسی درباره‌ی آن خواهد پرداخت. البته در تفسیر و توضیح بیشتر نظرات ابن‌سینا و ملاصدرا در باب موضوع مورد نظر، از نظریات و دیدگاه‌های پیروان، شار حین و حاشیه‌نویسان بر آثار این دو فیلسوف در این اثر استفاده خواهد شد.
ب) مبانی نظری شامل مرور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسش‌ها و فرضیه‌ها
با توجه به این که مسئله‌ی فیض هم در آثار و اندیشه‌ی ملاصدرا و هم در آثار ابن‌سینا مطرح شده اما بنیادهای نظری این دو فیلسوف از هم متفاوت است. به نظر می‌رسد که علت این تفاوت مبنایی است؛ یعنی ابن‌سینا در طرح نظریه‌ی فیض به دلیل قایل شدن به تباین بین علت و معلول و استقلال آن دو نسبت به هم به عناصر چون وجود رابطی، اضافه‌ی مقولی و امکان ماهوی تکیه دارد. اما صدرا المتألهین در این زمینه با تکیه بر عناصری چون وجود رابطه، اضافه‌ی اشراقی و امکان وجودی و فقری در پرتو نظریه‌ی انحصار جعل به وجود نظریه‌ی خاصی درباب مسئله‌ی فیض ارائه می‌دهد که در نهایت منجر به طرح نظریه‌ی تجلی و ظهور در دیدگاه نهایی او می‌شود، که در این زمینه هر یک از این دو فیلسوف با توجه به مبانی و اصول فلسفی خاص خود به تبیین مسئله‌ی فیض و فاعلیت وجودی پرداختند به طوری‌که در فلسفه‌ی یونان از آن خبری نبوده است. در مسئله‌ی صدور کثرت از وحدت نیز ابن‌سینا از ارسطو و نوافلاطونیان تأثیر پذیرفته اما ملاصدرا از مکتب اشراق و عرفان، به خصوص عرفان ابن‌عربی تأثیرات زیادی پذیرفته است؛ در واقع صدرا در نظام فیض خود به جای سلسله‌ی عقول ده‌گانه که درمکتب مشاء مطرح است، وی سلسله مراتب وجودی را که برگرفته از آثار عرفاست برای پیدایش هستی ترسیم می‌کند.
با توجه به مباحث فوق، مطالب رساله در پی پاسخ گویی به سؤالات زیر است:
– ماهیت فیض و صدور در نزد ابن‌سینا و ملاصدرا چیست و اصول و مبانی هر یک در این مسئله چه بوده است؟
– تفاوت فهم ابن‌سینا و ملاصدرا در چه مؤلفه‌ها و عناصری است؟
– در مسئله‌ی‌ صدور کثرت از وحدت این دو فیلسوف تا چه میزان از آراء و مبانی گذشتگان استفاده کرده‌اند؟
ج) روش تحقیق، شیوه‌ی گردآوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها
روش این تحقیق روش توصیفی- تحلیلی می‌باشد. در این روش عناصر و مطالب مورد نظر گردآوری و طبقه بندی شده و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. بنابراین، نگارنده در تحقیق حاضر ابتدا به شناخت مسئله و تعریف آن، تدوین فرضیه‌ها و طبقه بندی اطلاعات، تجزیه و تحلیل و سپس به نتیجه‌گیری می‌پردازد.
د) نتیجه‌گیری و پیشنهادات
نتایجی که نگارنده در حیطه‌ی مسئله‌ی مورد بحث بدان دست یافت این است که ابن‌سینا در زمینه‌ی مسئله‌ی فیض و فاعلیت وجودی با طرح مباحثی چون تمایز وجود و ماهیت در ممکنات و عینیت آن‌ها در خداوند و نیز تمایز بین حادث ذاتی و حادث زمانی، خالقیت خدا را که در آراء ارسطو جایگاهی نداشت تبیین روشنی بخشید. از نظر وی، فاعلیت وجودی به معنی اقتران وجودی دو امر مباین بوده به‌طوری که دو طرف نسبت در دیدگاه فوق دارای استقلال وجودی از هم هستند. در این دیدگاه به دلیل رسوخ لحاظ استقلالی به ماهیت درباره‌ی علیت ایجاد بر امکان ماهوی به عنوان مناط احتیاج به علت تاکید می‌شود. هم‌چنین ابن‌سینا به دلیل اعتقاد به قاعده‌ی الواحد و با تأثر از فکر ارسطویی و نوافلاطونی، نظام سلسله مراتبی صدور را برای پیدایش هستی ترسیم می‌کند. صدرالمتألهین در این زمینه، علاوه بر پذیرش بدوی موضع رسمی ابن‌سینا مبنی امکان وقوع فاعلیت وجودی و فیض، در تحلیل و تدقیق پیرامون مفهوم فیض و فاعلیت الهی و تبیین ویژگی‌های فیض و نحوه‌ی رابطه‌ی حق با خلق کوشیده و با توجه به امکان فقری و وجود رابط و طرح اصطلاح اضافه‌ی اشراقیه سعی در ایضاح بیشتر محل بحث نموده است؛ اما در انتها به قولی عمیق‌تر و دقیق‌تر، یعنی نظریه‌ی تجلی و ظهور در نحوه‌ی فاعلیت حق رسیده که از آن می‌توان به فاعلیت ظهوری یاد نمود که بر طبق آن اشیاء نه معلول حق، بلکه تجلی و نمایش و ظهور اسماء و صفات حق تعالی هستند. وی هم‌چنین با پذیرش قاعده‌ی الواحد و با تأثر از عرفا نظام سلسله مراتب وجودی را برای پیدایش هستی ترسیم می‌کند. بدین ترتیب، به لحاظ دید عمیق، دقیق و آگاهانه‌ای که از مسئله‌ی وجود، اصالت، بساطت و تشکیک در مراتب و مظاهر وجود در حکمت متعالیه پیدا شده، سعی شده که نحوه‌ی فاعلیت وجودی و افاضه‌ی هستی بخش با نگاهی وجود شناسانه در این مکتب تبیین و تحلیل گردد، امری که باعث تمایز حکمت متعالیه از دیگر مکاتب و نظام‌های فلسفی و هم‌چنین موجب نقطه‌ی قوت آن نسبت به این نظام‌ها گردیده است. نتایج فرعی که نگارنده به آن در حیطه‌ی مورد بحث دست یافت این است که بر خلاف عقاید برخی مورخان فلسفه و مستشرقین غربی، فلاسفه‌ی اسلامی در مسئله‌ی فیض و مسائل فلسفی دیگر مقلّد محض نظام‌های فکری یونانیان نبوده‌اند، بلکه خود با روحیه‌ی اجتهاد و نوآوری که داشتند توانستند با ارائه‌ی دیدگاه‌ها و تبیین‌ها و راه حل‌های جدید نظام‌های تازه‌ای تأسیس کنند. بدین جهت لازم است کارهای بیشتری در این زمینه صورت پذیرد تا ابداعات و نوآوری‌ها و دستاوردهای این فلاسفه در مقایسه با فلاسفه‌ی یونانی مشخص شود که البته کارهای ارزش‌مندی نیز در این زمینه صورت پذیرفته است. صحت اطلاعات مندرج در این فرم بر اساس محتوای پایان‌نامه و ضوابط مندرج در فرم را گواهی می‌نماییم.
نام استاد راهنما:
سمت علمی:
رییس کتابخانه: نام دانشکده:

تقديم به :
ـ ساحت ملکوتی مراد الهی‌ام، حضرت امام خمینی(رضوان ا…علیه).
ـ همسر مهربان و فداکارم که در طی این مدت با تحمل رنج‌ها و سختی‌های فراوان، صبورانه یاری ام کردند.

تشکر و قدردانی:
– خداوند متعال را شکرگزارم که این بنده‌ی ناچیز را به راه علم ومعرفت‌اندوزی هدایت فرمود. و امکانات بی‌شمار تحصیل علم، از سلامتی گرفته تا معلمان و استادان ارجمند را برایم فراهم نمود. و سپاس‌گزارم که با وجود تمامی مشکلات، موانع و ضعف‌هایم، کمک نمود تا این کار را به انجام برسانم.
– سلام و تحیت بی‌منتها بر سید رسولان، خاتم‌الانبیاء محمدمصطفی(صلی الله علیه و اله ‌و سلم) و خاندان طاهرینش(علیه‌السلام) که جملگی سرچشمه‌های زلال علم و معرفت و حکمت و واسطه‌های فیض الهی‌اند.
– در همین‌جا بر خود فرض می‌دانم تا از راهنمایی‌های مشفقانه ومسئولانه‌ی اساتید محترم و معزّز خود، جناب آقای دکتر پورحسن و جناب آقای دکتر نصری، نهایت تقدیر و تشکر را به عمل آورده، از خداوند متعال برایشان توفیقات روزافزون طلب نمایم.
– در پایان سپاس خود را نثار دوستان، خانواده، و به خصوص پدرومادر خود و همسرم، و برادر عزیزم و همه‌ی کسانی می‌نمایم که به نحوی نگارنده‌ را در به ثمر رسیدن این تحقیق یاری داده‌اند.

چکیده
مسئله‌ی فیض یکی از مباحث مهم فلسفی است که در فرهنگ و علوم اسلامی مورد توجه و نظریه‌پردازی اندیشمندان قرار گرفته است. مسائلی که خاستگاه طرح نظریه‌ی فیض تلقی می‌شوند عمدتاً به نحوه‌ی ارتباط بین مبدأ متعال و ماسوای او باز می‌گردند. البته غرض از طرح نظریه‌ی فیض توضیح نحوه‌‌ی بر آمدن کثرت از وحدت است، اما غرض اصلی نظریه‌ی فیض توضیح چگونگی فاعلیت وجودی است؛ یعنی تحقق نحوه‌ا‌ی برتر از علیت، ورای علل طبیعی و تحریکی و معدّ، در قالب علیت وجودی که آن را صدور یا فیض نامیده‌اند.
این مورد از مهم‌ترین وجوه مشخص مکتب فکری ابن‌سینا و صدرالمتالهین محسوب می‌شود. ابن‌سینا در این زمینه با طرح مباحثی چون تمایز وجود و ماهیت در ممکنات و عینیت آن‌ها درخداوند و نیز تمایز بین حادث ذاتی و حادث زمانی، خالقیت خدا را که در آراء ارسطو جایگاهی نداشت تبیین روشنی بخشید. اما در فلسفه‌ی ابن‌سینا فاعلیت وجودی به معنی اقتران وجودی دو امر مباین است؛ یعنی دو طرف نسبت (علت و معلول) در دیدگاه فوق دارای استقلال وجودی از هم هستند که از آن به تعبیر به اضافه‌ی مقولی می‌شود و به دلیل مغایرت وجود ممکن با واجب در این دیدگاه وجود ممکن رابطی تلقی می‌شود. هم‌چنین به دلیل رسوخ لحاظ استقلالی به ماهیت در این دیدگاه، بر امکان ماهوی به عنوان مناط احتیاج به علت تاکید می‌شود. صدرالمتالهین در این زمینه، علاوه بر پذیرش بدوی موضع رسمی ابن‌سینا مبنی بر امکان وقوع فاعلیت وجودی و فیض، در تحلیل و تعمیق و تدقیق پیرامون مفهوم فیض و فاعلیت الهی و تبیین ویژگی‌های فیض و نحوه‌ی رابطه‌ی حق با خلق کوشیده و با توجه به امکان فقری و وجود رابط و طرح اصطلاح اضافه‌ی اشراقیه سعی در ایضاح بیشتر محل بحث نموده است. اما در انتها به قولی عمیق‌تر و دقیق‌تر، یعنی نظریه‌ی تجلی و ظهور در نحوه‌ی فاعلیت حق رسیده که از آن می‌توان به فاعلیت ظهوری یاد نمود.
در پژوهش حاضر آراء ابن‌سینا و صدرالمتالهین در باب مسئله‌ی فیض و فاعلیت وجودی، احکام و توالی آن از جمله چگونگی صدور موجودات، بررسی و مقایسه شده است. این دو فیلسوف، علاوه بر اتفاق نظر در جواز فاعلیت وجودی و اعطای وجود بر پدیده‌ها و ممکنات، در غالب موارد با هم اختلاف نظر دارند. ابن‌سینا به دلیل اعتقاد به قاعده‌ی الواحد و با تأثر از فکر ارسطویی و نوافلاطونی، نظام سلسله مراتبی صدور را برای پیدایش هستی ترسیم می‌کند. اما صدرالمتالهین با پذیرش قاعده‌ی مزبور، با تأثر از عرفا نظام سلسله مراتب وجودی را برای پیدایش هستی ترسیم می‌کند.
واژگان کلیدی: فیض، صدور، تجلی، ابداع.
فهرست اجمالی مطالب
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 1
کلیات تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 6
بخش اول: بیان مفاهیم و سیر تاریخی نظریه‌ی فیض
فصل اول: بیان مفاهیم ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 14
فصل دوم: سیر تاریخی نظریه‌‌ی فیض ………………………………………………………………………………………………………………………………. 28
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری بخش اول ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 61
بخش دوم: دیدگاه ابن‌سینا درباره‌ی‌ مسئله‌ی فیض و صدور
فصل اول: اصول اساسی ابن‌سینا در مسئله‌ی فیض و صدور …………………………………………………………………………… 64
فصل دوم: تبیین دیدگاه ابن‌سینا در فیض و فاعلیت وجودی …………………………………………………………………………. 82
فصل سوم: تبیین کیفیت صدورکثرت از وحدت از دیدگاه ابن‌سینا …………………………………………………………… 129
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری بخش دوم ………………………………………………………………………………………………………………………………….. 153
بخش سوم: دیدگاه صدرالمتألهین درباره‌ی مسئله‌ی فیض
فصل اول: اصول و مبانی صدرالمتألهین در مسئله‌ی فیض ……………………………………………………………………………. 158
فصل دوم: تبیین دیدگاه ملاصدرا در فیض و فاعلیت وجودی ……………………………………………………………………….. 211
فصل سوم: احکام و توالی نظریه‌ی فیض در حکمت متعالیه …………………………………………………………………………… 266
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری بخش سوم …………………………………………………………………………………………………………………………………. 326
نتیجه‌گیری نهایی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..332
کتاب‌نامه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 342
کتاب‌شناسی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 352

مقدمه
مسئله‌ی فیض یکی از مباحث مهم فلسفی است که در فرهنگ و علوم اسلامی مورد توجه و نظریه پردازی اندیشمندان قرار گرفته است. مسائلی که خاستگاه طرح نظریه‌ی فیض تلقی می‌شوند عمدتاً به نحوه‌ی ارتباط بین مبدأ متعال و ماسوای او یعنی در زمینه‌ی ارتباط بین وحدت با کثرت، مجرد با مادی، قدیم با حادث، ثابت با متغیر، عالم با معلوم، مرید با مراد و … باز می‌گردند. البته غرض از طرح نظریه‌ی فیض توضیح نحوه‌ی برآمدن کثرت از وحدت است، اما غرض اصلی نظریه‌ی فیض توضیح چگونگی فاعلیت وجودی است؛ یعنی تحقق نحوه‌ا‌ی برتر از علیت ورای علل طبیعی و تحریکی و معدّ، در قالب علیت وجودی که آن را صدور یا فیض (emanation) نامیده‌اند. البته طرح و بسط مسئله‌ی فاعلیت وجودی مشخصاً در قالب مفهوم فیض حاصل نوعی نگرش وجودی به عالم است که با نگرش یونانی چندانی قرابتی ندارد. این مورد از مهم‌ترین وجوه مشخص مکتب فکری ابن‌سینا و صدرالمتالهین محسوب می‌شود یعنی هر دو در جواز فاعلیت وجودی به معنی آفرینش هستی و اعطای وجود به پدیده‌ها و ممکنات هم عقیده هستند.
ابن‌سینا در این زمینه با طرح مباحثی چون تمایز وجود و ماهیت در ممکنات و عینیت آن‌ها در خداوند و نیز تمایز بین حادث ذاتی و حادث زمانی، خالقیت خدا را که در آراء ارسطو جایگاهی نداشت تبیین روشنی بخشید. اما در فلسفه‌ی ابن‌سینا، فاعلیت وجودی یعنی اقتران وجودی دو امر مباین به گونه‌ای که یکی وابسته به دیگری باشد. نکته بارز در این تحلیل تاکید بر تباین و جدایی فاعل و معلولش است. یعنی دو طرف نسبت (علت و معلول) در دیدگاه مزبور، دارای استقلال وجودی از هم هستند که از آن تعبیر به اضافه‌ی مقولی می‌شود. چون در این دیدگاه به دلیل اعتقاد به تباین وجودات، برای ممکن وجودی مغایر با وجود واجب تعالی در نظر گرفته می‌شود، در نتیجه وجود ممکن رابطی تلقی می‌شود. و به دلیل رسوخ لحاظ استقلالی به ماهیت که در این دیدگاه درباره‌ی علیت ایجادی رخ داده بر امکان ماهوی به عنوان مناط احتیاج به علت تاکید می‌شود. بدین‌ترتیب در فلسفه‌ی ابن‌سینا، همان‌طورکه برای سایر اشیاء وجود اثبات می‌کنیم برای حق تعالی نیز وجودی اثبات می‌کنیم. البته با این تفاوت که وجود حق تعالی قائم به ذات و لایتناهی و ازلی و ابدی است و وجود اشیاء قائم به وجود واجب تعالی و ناشی از او و محدود و حادث است، اما در اصل حقیقت وجود، تفاوتی میان ذات واجب و سایر اشیاء نیست.
صدرالمتالهین در این زمینه، علاوه بر پذیرش بدوی موضع رسمی ابن‌سینا مبنی بر امکان وقوع فاعلیت وجودی و فیض، براساس مبانی خاص خود از جمله اصالت وجود و تشکیک آن، در تحلیل و تعمیق و تدقیق پیرامون مفهوم فیض و فاعلیت الهی و تبیین ویژگی‌های فیض و نحوه‌ی رابطه‌ی حق با خلق کوشیده و با توجه به امکان فقری و وجود رابط و طرح اصطلاح اضافه‌ی اشراقیه سعی در ایضاح بیشتر محل بحث نموده است.
طبق این جهان بینی، ماسوای واجب در واقع امر و به لحاظ تحلیل وجودی شأن، استقلال و نفسیتی از خود ندارند و تنها به عنوان نوعی ربط به علت قابل لحاظ هستند و ذاتی جز همین ارتباط ندارند و از این حیث می‌توان آن‌ها را وجود حرفی نامید. به عبارت دیگر، طبق دیدگاه صدرا در جریان علیت و فاعلیت وجودی سه بخش موجد، ایجاد و موجود یا مبدِع ابداع و مبدَع و مانند آن در کار نیست، بلکه موجود مفاض عین فیض است و تنها حقیقتی که دو بخش مفیض و فیض را به عنوان ربط به مفیض دارد، مطرح است. بنابراین، در دیدگاه مزبور ارتباط علت با معلول به قدری عمیق و حیاتی است که از آن می توان به «ارتباط وجودی» نام برد که در آن غنی به فقیر وجود می‌بخشد و فقیر از غنی هستی می‌گیرد، به طوری که اگر بخشش وجود از ناحیه‌ی غنی به سوی فقیر لحظه‌ای متوقف شود، کیان و هستی فقیر به مخاطره می‌افتد. بنابراین، مخلوقات جهان به سبب فقر وجودی و نیاز ذاتی همواره به افاضه‌ی وجود از ناحیه‌ی فیاض علی‌الاطلاق محتاج هستند.
البته صدرالمتالهین در انتها به قولی عمیق‌تر و دقیق‌تر، یعنی نظریه‌ی تجلی و ظهور در نحوه‌ی فاعلیت حق رسیده که از آن می‌توان به فاعلیت ظهوری یاد نمود. بر طبق آن اشیاء نه معلول حق، بلکه تجلی و نمایش و ظهور اسماء و صفات حق تعالی هستند. لذا رابطه‌ی علیت بین حق تعالی و ماسوی ا… به رابطه‌ی ظاهر و مظهر بدل می‌گردد.
در پژوهش حاضر آراء ابن‌سینا و صدرالمتالهین در باب مسئله‌ی فیض و فاعلیت وجودی احکام و توالی آن از جمله چگونگی صدور موجودات از واجب بررسی و مقایسه می‌شود. این دو فیلسوف، علاوه بر اتفاق نظر در جواز فاعلیت وجودی و اعطای وجود به پدیده و ممکنات در غالب موارد با هم اختلاف نظر دارند. جدای از اختلافاتی که در این زمینه برشمردیم، ابن‌سینا به دلیل اعتقاد به قاعده‌ی الواحد و با تأثر از فکر ارسطویی و نوافلاطونی نظام سلسله مراتبی صدور را برای پیدایش هستی ترسیم می‌کند، اما صدرالمتالهین با پذیرش قاعده‌ی مزبور، با تأثر از عرفا نظام سلسله مراتب وجودی را برای پیدایش هستی ترسیم می‌کند.
اثر حاضر مشتمل بر سه بخش است: در بخش اول به بیان مفاهیم و سیر تاریخی نظریه‌ی فیض می پردازیم. چون در بررسی هر موضوع توجه به برخی مفاهیم که نقش کلیدی را در معرفی موضوع ایفا می‌کنند اهمیت به سزایی دارد، در همین راستا ابتدا برخی از مفاهیم که در فصول مختلف این پژوهش نقش بنیادی را در ارتباط با موضوع دارند انتخاب گردیده و تعریف می‌شوند. در ادامه، نگارنده برای دستیابی به ابعاد مختلف نظریه‌ی فیض در فلسفه‌ی ابن‌سینا و صدرالمتالهین و نیز استنتاج تحولاتی که در این نظریه‌ی رخ داده به سیر تاریخی نظریه‌ی فیض می‌پردازد. بدین جهت، ابتدا نگارنده سیر بحث را در نظام‌های فلسفی یونانی دنبال می‌کند و سپس به سیر بحث در بین فیلسوفان مسلمان می‌پردازد.
نگارنده بخش دوم رساله را به دیدگاه ابن‌سینا در مسئله‌ی فیض اختصاص خواهد داد. برای دستیابی به این مقصود ابتدا اصول اساسی ابن‌سینا در این مسئله روشن می‌شود. و سپس به تبیین مسئله‌ی فیض و فاعلیت وجودی براساس اصول ذکر شده پرداخته می‌شود و در ادامه، تبیین صدور کثرت از وحدت از دیدگاه ابن‌سینا (که در این زمینه متاثر از هیئت قدیم بطلیموسی که ارسطو بدان تمسک جسته و همین‌طور متاثر از نظریه‌ی صدور و فیض افلوطین می‌باشد) مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.
در بخش سوم رساله به بررسی دیدگاه صدرالمتالهین درباره‌ی مسئله‌ی فیض پرداخته می‌شود. برای فهم این نظریه در فلسفه‌ی صدرا، ابتدا اصول و مبانی او در این مسئله مورد بحث قرار می‌گیرد. سپس به تبیین مسئله‌ی فیض و فاعلیت وجودی که مهم‌ترین قسمت این بخش محسوب می‌شود با توجه به اصول مزبور پرداخته می‌شود و در ادامه احکام و توالی نظریه‌ی فیض در حکمت متعالیه از جمله ربط وحدت با کثرت، ربط حادث با قدیم، ربط فاعل عالم با معلوم، ربط فاعل مرید با معلول مراد و … مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. در پایان نیز یک نتیجه‌گیری تطبیقی و مقایسه‌ای بین دیدگاه ابن‌سینا و صدرالمتالهین در باب مسئله‌ی فیض و توابع آن خواهیم نمود.
لازم به ذکر است که در بخش سوم رساله، مباحث تا حدودی به صورت مقایسه‌ای مطرح خواهد شد، یعنی در اکثر مباحث نظریه‌ی صدرالمتالهین با فلاسفه‌ی دیگر از جمله ابن‌سینا، سهروردی، ابن‌عربی و هم‌چنین با نظریه‌ی متکلمین و قدما مقایسه و مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد و در نهایت دیدگاه عرفانی صدرا به عنوان نظریه‌ی نهایی وی از بین نظرات گوناگون انتخاب می‌گردد. با توجه به این مطلب در ادامه‌ی مباحث خود اشاره خواهیم کرد که شارحین آثار صدرالمتالهین از جمله آیت ا… جوادی آملی در شرح حکمت متعالیه خود و سیدجلال‌الدین آشتیانی در شروح و پاورقی‌های خود بر آثار صدرا، تصریح می‌کنند که صدرالمتالهین در اکثر آراء فلسفی خود ابتدا از نظام مشایی آغاز می‌کند و در نهایت به آراء عرفا یا چیزی قریب به آراء آنان می‌رسد. او در مسئله‌ی فیض نیز به همین‌گونه عمل کرده است. او از تحلیل فارابی و ابن‌سینا آغاز می‌کند و در میانه‌ی راه به سهروردی می‌رسد و در نهایت به آراء ابن‌عربی و شارح بزرگ او قیصری می‌رسد و از آنان متأثر می‌گردد. لذا صدرا در طراحی و بنای حکمت خود که آن را حکمت متعالیه نامیده است، از همه‌ی عناصر مفید اندیشه‌های اسلاف خود بهره می‌برد.
البته اگر بخواهیم رابطه‌ی میان نظام‌های قبل از ابن‌سینا و نظام سینوی و نظام‌های میانه و نظام صدرایی را، در پیکره‌ی فلسفه‌ی اسلامی به خوبی تصور کنیم، بهتر است فلسفه را هم‌چون نهالی فرض کنیم که از یونان به جهان اسلام انتقال یافت. این نهال با تلاش فیلسوفان پیش از ابن‌سینا رشد کرد، با تحقیقات ابن‌سینا درخت شد، با مراقبت‌ها و پیرایش‌های فیلسوفان پس از ابن‌سینا تناورتر و کامل‌تر شد و سرانجام با کوشش‌های صدرالمتالهین به کمال قوت و باروری رسید.
بنابراین، فلسفه‌ی اسلامی شبیه یک هویت واحد است که دارای مراحل و مراتبی است که در مجموع روند تکاملی داشته است، مرتبه‌ای از آن فلسفه‌ی یونان است در بدو ورود به فرهنگ اسلامی، مرتبه‌ی دیگر آن نظام‌های فلسفی پیش از ابن‌سینایند، مرتبه‌ی بعد از آن که با تکاملی چشم‌گیر همراه است نظام سینوی است، مراتب پس از آن نظام‌های میانه‌اند که با نقادی‌ها و بررسی‌های خود فلسفه‌ی اسلامی را مستعد کردند تا سرانجام مرتبه‌ای بسیار کامل‌تر، هم‌چون نظام صدرایی برای آن تحقق می‌یابد که از نظر میزان تکامل نسبت به مراتب قبل گویی جهش یافته است.
امید است رساله‌ی حاضر به‌رغم همه‌ی خطاها و نارسایی‌هایی که حتما وجود دارد بتواند حداقل کمکی متواضعانه در جهت آشنا نمودن دانش‌پژوهان با یکی از اساسی‌ترین مسایل هستی‌شناسی باشد.

کلیات تحقیق

الف) طرح موضوع پژوهش
مسئله‌ی فیض یکی از مسائل بسیار مهمی ‌است که به دلیل اهمیت آن در طول تاریخ فلسفه از سوی صاحب‌نظران و اندیشمندان تقریرات گوناگونی از آن ارائه شده است. این اصطلاح برای اولین‌بار در توضیح رابطه‌ی سه اقنوم فلوطین با یکدیگر و به‌وسیله‌ی خود او مطرح شد و توصیف نوعی منشائیت و فرایند پیدایش را دربردارد که در یک‌طرف مشتمل بر اصل کامل متعالی و موجودات نازل‌تری ‌است که در طی روندی از او ناشی شده‌اند و در طرف دیگر، حاصل اشراق و انبثاقی دفعی و غیرزمانی بین آن‌دو می‌باشد. با توجه به این مسئله، فیض نوعی ایجاد است که در طی آن منشأ ایجاد و موجد شیء به حال خود، ثابت باقی مانده و علی‌رغم صدور معلول از آن، با همه‌ی کمالات خود هم‌چنان در وحدت خود ماندگار است. به این معنا که واحد هنگام خلقت موجودات، چنان نیست که در آن‌ها پراکنده یا منتشر شود، یا از ذات خود چیزی کاسته و بدان‌ها بدهد، بلکه در عین حفظ وحدت اصلی‌اش از اطلاق ذاتی خود خارج نشده است. با این‌حال موجودات در تنسیق و سیری منظم از او صادر می‌شوند. مسئله در مورد سایر مبادی وجودی نظیر عقل نیز از این قرار است. فلوطین تشبیهاتی نظیر ارتباط اشعه‌ی خورشید با خورشید، ارتباط آب و چشمه، تصویر و صاحب آن، نفس و صدا، بو با عطر و نور با مبدأ خود را برای تقریب به ذهن ارائه کرده است. به هرحال فیض امری ذاتی بوده و به تعلیل و قصدی زاید نیاز ندارد و نظیر ترشح آب از ظرفی که از پری سرریز شده، از احد می‌تراود. این فیض ازلی و ابدی ‌است و با هیچ زیاده و نقصانی مواجه نمی‌شود. فیض در نهایت به مبدأ خود بازگشت دارد.
پیشینه‌ی نظریه‌ی فیض را در نظریه‌ی بهره‌مندی افلاطون و آرای غنوصیان (گنوسیست‌ها) فلوطرخوس و فیلون یهودی دانسته‌اند، اما بی‌گمان توفیق طرح مدون و روشن آن نصیب نوافلاطونیان و در رأس آن‌ها فلوطین و پس از او پروکلس شده است.
بسیاری از فلاسفه‌ی مسیحی، مسلمانان و یهودی نظریه‌ی فیض را تلقی به قبول و آن را با آرای خود تکمیل و تعدیل کرده‌اند. از مسلمانان فارابی، ابن‌سینا، خواجه‌طوسی و صدرالمتالهین و از مسیحیان اسکات اریگنا، آکویناس و مایستر اکهارت با صبغه‌ای از نظریه‌ی بهره‌مندی افلاطون و از یهودیان ابن‌میمون و صاحب کتاب زهر آن را پذیرفته‌اند. اگرچه برخی دیگر نظیر ابن‌رشد و نیز غالب متکلمان، نظیر غزالی و غالب اشاعره به آن سخت تافته‌اند.
این نظریه سیر تکمیلی خود را به تدریج در فلسفه‌‌ی اسلامی طی نموده و به جواب‌های شایسته و قابل قبولی در برابر شبهات گوناگون دست یافته است که در این میان ابن‌سینا و به‌خصوص صدرالمتالهین سهم به‌سزایی را در تبیین فلسفی این مسئله داشته‌اند. لذا شایسته است دیدگاه هریک در این مسئله بررسی و مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. برای دست یافتن به این مقصود باید ببینیم فلاسفه‌ی موردنظر تا چه حد در این‌نظریه از فلاسفه و مکاتب فکری فلاسفه‌ی گذشته متاثر بوده‌اند و درچه زمینه‌هایی مطالب ابتکاری ارائه نموده‌اند.
البته دلیل انتخاب ابن‌سینا و صدرالمتالهین در بررسی تطبیقی حاضر در بحث فیض، علاوه بر عمق و غنای فلسفی این دو متفکر، این است که ابن‌سینا معمولاً به‌عنوان نماینده‌ی مکتب مشاء اسلامی محسوب می‌شود و صدرالمتالهین نیز موسس و نماینده‌ی حکمت متعالیه به حساب می‌آید که با بررسی نظریات این دو فیلسوف به‌طور غیرمستقیم دیدگاه تابعان و پیروان این دو مکتب نیز بررسی می‌شود. با توجه به این مطلب در تفسیر و توضیح بیشتر دیدگا‌ه‌های ابن‌سینا و صدرالمتالهین درباب موضوع مورد نظر، از نظریات پیروان، شارحین و حاشیه‌نویسان بر آثار این دو فیلسوف از جمله خواجه‌نصیرالدین‌ طوسی، استاد مطهری، علامه طباطبایی، آیت‌الله جوادی‌آملی و آیت‌الله مصباح‌یزدی و سیدجلال‌الدین آشتیانی و … در این اثر استفاده خواهد شد.

ب ) ‌اهمیت و ضرورت پژوهش
پژوهش درباره‌ی موضوع مورد بحث یعنی بررسی تطبیقی مسئله‌ی فیض از دیدگاه ابن‌سینا و ملاصدرا از این جهت اهمیت دارد که مشاهده می‌شود از جانب مسلک‌های متفاوت اعتقادی اعتراضات و اشکالاتی بر نظریه‌ی فیض و نحوه‌ی ارتباط بین مبدأ متعال با ماسوای او وارد می‌شود. از متکلمان که در سودای تکفیر فلاسفه این نظریه را هدف انتقادات خود قرار داده‌اند تا فلاسفه‌ای که به هدف تصحیح و پالایش روش موروث از ارسطو بدین نظر تاخته‌اند و یا عرفایی که آن را با وحدت شخصی وجود ناسازگار می‌یابند و دین‌دارانی که آن را مغایر آموزه‌های مذهبی در باب خلقت و آفرینش دانسته‌اند تا ماده‌گرایانی که این نظریه را (در کنار نظریه‌ی خلق از عدم) به عنوان امور غیرعقلی ارزیابی کرده و در صدد حذف و طرد آن برآمده‌اند، هر یک طیفی از منتقدان نظریه‌ی فیض را تشکیل می‌دهند.
لذا برای پرهیز از اشکالات و پاسخ‌گویی بدان ها، بررسی دیدگاه‌های فلاسفه‌ی اسلامی از جمله ابن‌سینا (که از نمایندگان مهم مکتب مشاء در جهان اسلام محسوب می‌شود) و صدرالمتالهین (که موسس حکمت متعالیه می‌باشد) که نظریه‌ی فیض در فلسفه‌ی آن ها رفته رفته سیر تکمیلی خود را طی نموده و به ویژه نظریه‌ی فیض صدرا که در جواب گویی به شبهات کارآتر شده است ضرورت پیدا می‌کند.
البته انگیزه‌ی حکما و اندیشمندان ابتدا برای پرهیز از اشکالات وارد بر نظریه‌ی حدوث عالم و ازلی بودن مبدأ و نیز نظریه‌ی ازلی بودن ماده و جهان بود که به نظریه‌ی فارابی که موسس نظریه‌ی صدور و فیض در فلسفه‌ی اسلامی بود روی آوردند و این عقیده را به منظور توجیه صحیح آفرینش عالم برگزیدند، زیرا فارابی متوجه شده بود که در پرتو این نظریه خدا و کمال او، بلندی مرتبه و مقام او که در دین هم بر آن تصریح شده بود حفظ می‌گردد و اشکالاتی چون پیدایش کثرت از وحدت از خداوند سبحان و هم‌چنین ارتباط حادث با قدیم، مادی با مجرد و … به وجود نیامده و همه‌ی این اشکالات حل و فصل می‌شود.
ابن‌سینا نیز که به مانند فارابی به جمع و اتفاق میان دین و فلسفه اهتمام بسیار داشت، با نیروی علم و ایمان به حل این مشکل همت نهاد، در حالی‌که به عقاید اسلاف یونانی و اسلامی خود توجه داشت نه از نظرات فلاسفه‌ی یونانی کاملاً تبعیت کرد، و نه یکباره تسلیم عقاید متکلمین گردید، بلکه در نظریه‌ی ارسطو تغییراتی داده، با توجه به مبانی فلسفی و اصول و مبادی اسلامی توجیه و تبیین صدور موجودات از صانع جهان پرداخته و نظریه‌ی خود را در این زمینه اظهار نموده است.
نظریه‌ی فیض پس از فارابی و ابن‌سینا در عالم اسلام رشد و گسترش پیدا کرد که قائلان به این نظریه با بررسی و تلاش در جهت پاسخ به انتقادات، بر غنای تعقلی و استدلالی آن افزوده و موجب تعمیق و تحکیم پایه‌های این نظریه شده‌اند. این آموزه‌ها مراحل پختگی خود را در حکمت متعالیه به دست آورده و به جواب‌های شایسته دست یافته است این جواب‌ها متکی بر مبانی وجودشناسی پی‌ریزی شده‌اند که به مراتب از طرح آغازین نظریه و پایه‌های آن به وسیله‌ی فلوطین فراتر رفته و می‌توان گفت این نظریه در حکمت متعالیه به دلیل ابتناء بر مبانی و اصولی چون اصالت وجود و تشکیک در مراتب و مظاهر آن، حرکت جوهری ، امکان فقری، وجود ربطی و اضافه‌ی اشراقی و … اغلب شبهات را حل و فصل کرده است.
بنابراین، وجود این بحث‌ها راجع به نظریه‌ی فیض در بین اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان همگی نشان از اهمیت هرچه بیشتر این موضوع در طول تاریخ فلسفه دارد. بدین جهت لازم است کارهای بیشتری در این زمینه به خصوص در حیطه‌ی فلسفه‌ی اسلامی صورت پذیرد تا ابداعات و نوآوری‌های این فلاسفه نیز در مقایسه با فلاسفه‌ی یونانی مشخص شود و بر این نکته تاکید شود که برخلاف عقاید برخی مورخان فلسفه، فلاسفه‌ی اسلامی در مسئله‌ی فیض (و مسائل فلسفی دیگر) مقلّد محض نظام‌های فکری یونانیان نبوده‌اند. بدین جهت، تحقیق حاضر تا حدی در راستای چنین هدفی شکل خواهد گرفت چرا که هدف از تنظیم آن تبیین نظریه‌ی فیض و بررسی تطبیقی آن در فلسفه‌ی ابن‌سینا و ملاصدرا است که البته هدف اصلی نشان دادن اشتراکات و اختلافات این دو فیلسوف در نظریه‌ی مزبور می‌باشد که با برآورده شدن این هدف، هدف اولیه نیز محقق می‌شود. با توجه به این مطلب، پژوهش حاضر به بررسی تطورات و تغییرات صورت گرفته در نظریه‌ی فیض ابن‌سینا توسط ملاصدرا و ابداعات خود صدرا در این زمینه اشاره خواهد داشت. هم‌چنین در طول این تحقیق تفاوت فهم این دو فیلسوف از هم در نظریه‌ی مزبور و توالی و فروعات آن مشخص شده و هم‌چنین میزان تاثیر‌گذاری ابن‌سینا بر تفکر ملاصدرا و تاثیر‌پذیری صدرا از دیگر مکاتب اشراقی و عرفانی و آموزه‌های دینی در نظریه‌ی مزبور و توابع آن و نیز میزان تاثیرپذیری ابن‌سینا از مکاتب فکری قبل از خود از جمله نظام فکری ارسطو و نوافلاطونیان در زمینه‌ی صدور کثرت از وحدت از جمله مسائلی هستند که نگارنده در تحقیق حاضر به بحث و بررسی درباره‌ی آن‌ها خواهد پرداخت.

ج) بیان فرضیات و سؤالات تحقیق
فرضیاتی که در رابطه با موضوع پژوهش می‌تواند مطرح شود، عبارت اند از:
– ابن سینا و صدرالمتالهین هر یک با توجه به مبانی و اصول فلسفی خاص خود، به تبیین مسئله فیض و فاعلیت وجودی و خالقیت واجب نسبت به ممکنات پرداختند به طوری که در فلسفه‌ی یونان از آن خبری نبوده است.
– ابن سینا در طرح نظریه‌ی فیض به دلیل قائل شدن به تباین بین علت و معلول و استقلال آن دو نسبت به هم به عناصری چون وجود رابطی، اضافه‌ی مقولی و امکان ماهوی که به دلیل رسوخ لحاظ استقلالی به ماهیت در باب علیت رخ داده، تکیه دارد اما صدرالمتالهین در این زمینه با تکیه بر عناصری چون وجود رابط، اضافه‌ی اشراقی و امکان وجودی و فقری در پرتو نظریه‌ی انحصار جعل به وجود نظریه‌ی خاصی در باب مسئله‌ی فیض ارائه می‌دهد که در نهایت منجر به طرح نظریه‌ی تجلی و ظهور در دیدگاه نهایی او می‌شود.
– در سلسله‌ی صدور کثرت از وحدت، ابن‌سینا با تأثر از نظام ارسطویی و نوافلاطونی، نظام سلسله مراتب صدوری و عقول ده گانه را برای پیدایش نظام هستی ترسیم می‌کند اما صدرالمتالهین در این مسئله سلسله مراتب وجودی و نظریه‌ی فیض منبسط را برای پیدایش هستی ترسیم می‌کند که برگرفته از آثار عرفاست اما صدرا به گونه‌ای فلسفی از آن بحث می‌کند.
با توجه به فرضیات گفته شده تحقیقات و مطالب رساله در پی پاسخ‌گویی به سه پرسش اصلی است:
– «فیض» در نزد ابن‌سینا و صدرالمتالهین به چه معنا بوده و اصول و مبانی هر یک در این مسئله چیست؟
– تفاوت فهم ابن‌سینا و صدرالمتالهین در مسئله‌ی فیض در چه مولفه‌ها و عناصری است؟
– در مسئله‌ی صدور کثرت از وحدت هر یک از دو فیلسوف تا چه میزان از آراء و مبانی گذشتگان بهره جسته‌اند؟

د‌) روش تحقیق
روش این تحقیق روش توصیفی ـ تحلیلی می‌باشد. در این روش عناصر و مطالب مورد نظر گرد آوری و طبقه‌بندی شده و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. بنابراین، ابتدا به شناخت مسئله و تعریف آن، تدوین فرضیه، تنظیم و طبقه‌بندی اطلاعات، تجزیه و تحلیل و سپس به نتیجه‌گیری می‌پردازد؛ یعنی مطابق فرآیندی منظم پیش می‌رود.
هـ) ادبیات یا پیشینه‌ی تحقیق
با توجه به بررسی‌های انجام شده در زمینه‌ی پیشینه و سوابق موضوع مورد نظر؛ «یعنی بررسی تطبیقی مسئله‌ی فیض از دیدگاه ابن‌سینا و صدرالمتالهین» تا به حال تحقیقی تحت این عنوان انجام نشده است.
اما از جمله آثاری که می‌تواند با موضوع مورد نظر مرتبط باشد و نگارنده نیز در نگارش رساله‌ی خود از آن‌ها استفاده کرده می‌توان به کتاب«فیض و فاعلیت وجودی از فلوطین تا صدرالمتالهین» اثر سعید رحیمیان اشاره کرد. در این کتاب، نویسنده دیدگاه فلوطین و صدرالمتالهین را در مسئله‌ی فیض و فاعلیت وجودی و اشتراکات و اختلافات این دو را از هم مشخص نموده است.
هم‌چنین تاثیرپذیری یا عدم تاثیرپذیری صدرا و فیلسوفان اسلامی را از مکتب فکری فلوطین و به‌خصوص کتاب اثولوجیا مورد تحقیق و ارزیابی قرار داده ‌است.
آن‌چه اثر حاضر را از کتاب فوق‌الذکر کاملاً متمایز می‌سازد برجسته ساختن تمایلات عرفانی صدرالمتالهین و تاثیرپذیری وی در این مسئله از مکتب عرفاست، که کار بدیعی در این زمینه محسوب می‌شود.
علاوه بر اثر مذکور، می‌توان به کتاب«تبیین فلسفی وحی از فارابی تا ملاصدرا» اثر موسی ملایری اشاره کرد. آن‌چه در این کتاب برای نگارنده‌ی رساله مورد توجه بوده، تصریح بر ارتباط مسئله‌ی وحی از جهت هستی‌شناختی با مباحث واسطه‌های فیض، سلسله‌ی عقول و نفوس فلکی و نحوه‌ی علم آن‌ها به حوادث ارضی و سماوی بوده است که نویسنده‌ی کتاب فوق در این زمینه به دیدگاه ابن‌سینا و صدرالمتالهین اشاره نموده و آن‌ها را باهم مقایسه کرده است. هم‌چنین در این کتاب دیدگاه فلاسفه‌ی فوق در زمینه‌ی اتحاد و اتصال نفس با عقل فعال مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفته است.
هم‌چنین پایان‌نامه‌ای با عنوان «مطالعه‌ی تطبیقی مسئله‌ی صدور کثرت از وحدت از دیدگاه ابن‌سینا، سهروردی، صدرالمتالهین» نوشته‌ی باقر حسین‌لو، به راهنمایی دکتر احمد بهشتی در دانشگاه تربیت مدرس موجود است. در این اثر راه‌حل ابن‌سینا، سهروردی و صدرالمتالهین در مسئله‌ی صدور کثرت از وحدت ارائه شده و اختلافات و اشتراکات هریک در این زمینه توسط نگارنده رساله‌ی فوق‌الذکر مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است.
دو مقاله از دکتر عین‌الله خادمی با عناوین «تاثرات ملاصدرا از مکتب اشراقی در بحث نظام فیض» چاپ شده در شماره‌ی چهل‌وچهار خردنامه‌ی ‌صدرا و «چگونگی پیدایش کثیر از واحد (نظام فیض) از نظر عرفان» چاپ شده در شماره‌ی چهلم خردنامه‌ی صدرا، در این زمینه موجود است. نویسنده در این مقالات، چنا‌ن‌چه از عناوین آن‌ها پیداست تاثیرپذیری صدرالمتالهین را در مسئله‌ی فیض از مکتب اشراقی و عرفانی بیان نموده ‌است.
البته علاوه بر موارد ذکر شده، مقالات دیگری نیز مرتبط با موضوع مورد بحث موجود بوده که نگارنده در بخش کتاب‌نامه و کتاب‌شناسی به آن‌ها اشاره خواهد کرد.

«و من‌الله ‌التوفیق»
نو نیز وریا این فلاسفه نیز در متعالیغازین نظریه و پایه های آن به وسیله فلوط

مقدمه
در رساله‌ی مورد بحث که نگارنده درصدد تقریر دیدگاه‌های ابن‌سینا و ملاصدرا در باب مسئله‌ی فیض و صدور است، شایسته است قبل از هر چیز به تعریف و توضیح اهم مسائل، مفاهیم و واژه‌هایی که در تبیین مسئله‌ی فیض ضروری‌اند پرداخته تا از این طریق دیدگاه روشن‌تری نسبت به مباحث مطرح شده در رساله داشته باشیم.

فیض
الف) فیض در لغت: فیض معادل (emanation) در زبان انگلیسی و معادل آپوراین واکلامسیس در زبان یونانی است. این واژه در زبان فارسی به معانی گوناگونی به کار رفته است. در لغت نامه‌ی دهخدا فیض به معانی زیر به کار رفته است: بسیار شدن آب چندان‌که روان گردد، پر شدن ظرف، آشکار کردن راز، روان شدن اشک، ریزش، جوشش، بخشش، عطا، لطف و ….(دهخدا، 1330، ج31، ص362-363) سجادی در این زمینه در فرهنگ اصطلاحات فلسفی و عرفانی خود می‌گوید: فیض در لغت به معنی ریزش و اعطا کردن و باران آمده است. (سجادی، 1360، ص185؛ 1361، ص453)
هم‌چنین در فرهنگ فلسفی ذیل واژه‌ی فیض می‌خوانیم: فیض یعنی زیادی آب، می‌گویند آب فایض شد؛ یعنی آن‌قدر زیادتر شد که از محل خود جاری شد. چشم فایض شد؛ یعنی اشک آن جاری شد. این لفظ را مجازاً به جریان امور معنوی اطلاق کرده‌اند. مثلا گفته می‌شود: خیر فایض شد؛ یعنی پراکنده و منتشر شد. انسان فیاض یعنی بسیار بخشنده.



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید