دانشکده الهیات و معارف اسلامی
اراده آزاد از دیدگاه مارتین لوتر
پایان نامه دوره کارشناسی ارشد رشته فلسفه دین
استاد راهنما
جناب آقای دکتر حسین کلباسی اشتری
استاد مشاور
جناب آقای دکتر امیر نصری
دانشجو سمیه رنجبر
بهمن 1392
دانشکده الهیات و معارف اسلامی
اراده آزاد از دیدگاه مارتین لوتر
پایان نامه دوره کارشناسی ارشد رشته فلسفه دین
استاد راهنما
جناب آقای دکتر حسین کلباسی اشتری
استاد مشاور
جناب آقای دکتر امیر نصری
دانشجو سمیه رنجبر
بهمن 1392
فهرست مطالب
فصل نخست : کلیات
مقدمه 1
فصل دوم : زمینه ها، خاستگاه ها و پرسش اصلی
1-2 گاهشمار زندگی لوتر 6
2-2 زمینه ها و خاستگاه های ظهور نهضت اصلاح دینی 10
3-2 پیشگامان کلیسایی لوتر : 23
1-3-2 جان ویکلیف 25
2-3-2 یان هوس 30
4-2 لوتر و سنت پولسی 33
5-2 لوتر و تأویل کتاب مقدس 46
6-2 مساله عادل شمردگی و پرسش اصلی 50
فصل سوم: مبانی کلامی فلسفی انسان شناسی مارتین لوتر در بحث از اراده آزاد
3 مقدمه 56
1-3 تلقی اگوستین از نجات و تبیین لوتر از آن 57
2-3 انسان شناسی لوتر و گسست از سنت مدرسی 61
1-2-3 اخلاق ارسطو و سیطره آن بر سنت مدرسی 62
2-2-3اکویناس و مساله نجات و عادل شمردگی 68
3-2-3 اراده و نجات و عادل شمردگی از نظر دنس اسکوتوس 72
3-3 نجات از دیدگاه ویلیام اوکام 79
4-3 آنسلم و مساله کفاره گناهان 81
فصل چهارم : انسان شناسی لوتر و مساله اراده آزاد
1-4 انسان شناسی لوتر 83
2-4 مساله گناه اولیه 87
3-4 مساله عادل شمردگی 91
4-4 اراده آزاد 95

نتیجه گیری و پیشنهادات 100
فهرست منابع 101
مقدمه
مذهب پروتستان و جریان نهضت اصلاح دینی صرفاً شاخه ای از مسیحیت نیست بلکه جریانی تأثیرگذار است که در قرن شانزدهم در اروپا شکل گرفت و زمینه شکل گیری چهره تازه مسیحیت را فراهم ساخت. نسبت میان مقوله دین و انسان در دوره جدید زیر سایه تأملات متفکران پروتستان اهمیتی ویژه یافت والهیات جدیدی را شکل داد که زیر سایه آن مواجهه با لوازم دنیای مدرن صورت میپذیرفت. چنین مواجهه ای پیش از نهضت اصلاح دینی در سنت مسیحی بی سابقه بود. سنت کاتولیک به دلیل ساختار مرجعیت محورش امکان مواجهه با دنیای جدید را سال ها پس از سنت پروتستان یافت.
مواجهه مصلحان پروتستان با دنیای مدرنی که به آرامی در حال شکل گیری بود نه تنها به ظهور الهیات جدید منجر شد بلکه عامل بسیار مهمی در شکل گیری دوره جدید در فلسفه غرب بود. اکثر فلاسفه دوره جدید پروتستان و آلمانی بودند که در تحکیم مبانی عصر جدید نقش بسزایی نیز داشتند. این نکات اهمیت پرداختن به چنین جریان مهمی را بیش از پیش برای ما آشکار می سازد.
نهضت اصلاح دینی که مارتین لوتر را می توان مهم ترین رهبر آن معرفی کرد نهضتی است که به لحاظ تاریخی در فاصله میان قرون وسطی و دوره روشنگری قرار گرفته و گذار از قرون وسطی به دوره روشنگری را تسریع بخشید و سبب شد این انتقال با موفقیت صورت پذیرد پرداختن به الهیات پروتستان و انسان شناسی مارتین لوتر، پرداختن به موضوع مهمی است که زمینه ساز این تحولات عظیم شد.
براستی انسان شناسی ای که مارتین لوتر ارائه داد چه ویژگی هایی داشت که سبب تفکیک فلسفه از الهیات در دوره جدید شد و به فیلسوف دوره جدید این فرصت را بخشید که فارغ از گزاره های دینی امکان طرح مباحث فلسفی را بیابد. تأکید لوتر بر الهیات غیر عقلی و حمله او به سنت مدرسی زمینه جدایی فلسفه وبه عیارت دقیق تر عقل از الهیات را فراهم ساخت. جدایی ای که شاید بتوان آن را مهم ترین دستاورد نهضت اصلاح دینی در عصر جدید دانست.
من در این پژوهش به انسان شناسی مارتین لوتر به عنوان رهبر چنین نهضت جریان سازی در تاریخ الهیات و فلسفه در اروپای عصر جدید پرداخته ام. محور بحث در انسان شناسی لوتر مسأله آزادی اراده انتخاب شده است.
پژوهش هایی در زبان فارسی پیرامون تاریخ نهضت اصلاح دینی و تبعات و تأثیرات سیاسی و اجتماعی آن در قالب مقاله، پایان نامه و پژوهش های دانشگاهی صورت گرفته اما تا آنجا که من ساعت ها پایان نامه های موجود در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران بررسی کردم تمامی آنها جنبه تاریخی و اجتماعی داشته اند و کمتر به بحث های فلسفی و کلامی پرداخته شده است. اغلب پایان نامه ها با رویکرد تاریخی و با تمرکز بر تحولات سیاسی و اجتماعی در حوزه نهضت اصلاح دینی فراهم آمده اند جز یک اثر که پایان نامه دکتری فلسفه تعلیم و تربیت از جناب آقای محمد رضا شرفی در سال 1376 در دانشگاه تربیت مدرس است .عنوان این پایان نامه «تجزیه و تحلیل تعالیم و آرای تربیتی نهضت اصلاح دین و آثار آن در اروپا» است که جناب آقای دکتر عبدالحسین نقیب زاده، استاد راهنمای این اثر بوده اند. آثار دیگر همانطور که اشاره شد در حوزه تاریخ و تحولات سیاسی و اجتماعی به نگارش درآمده اند.
بنابراین ضروری بود اثری بوجود آید که به لحاظ فلسفی و کلامی به انسان شناسی مارتین لوتر به عنوان مهم ترین رهبر نهضت اصلاح دینی بپردازد.
من در این کار تحقیقی در بخش نخست به زمینه های تاریخی و اجتماعی شکل گیری نهضت پرداخته ام اما از آنجا تأثیرات سیاسی اجتماعی نهضت اصلاح دینی مورد نظر من نبوده است از پرداخت مفصل به آن اجتناب کردم. به عنوان مثال در پژوهش های دیگر که با رویکرد تاریخی به زندگی و آراء مارتین لوتر پرداخته شده به طور گسترده به زندگی و فعالیت های اجتماعی او که تبعات سیاسی نیز به همراه داشته، پرداخته شده اما من صرفاً ارائه گاهشماری از زندگی مارتین لوتر را کافی دانستم و از تکرار و بحث های سیاسی و اجتماعی دوره لوتری پرهیز نمودم.
نکته دیگر پرداختن به جزئیات و بحث های مشخص و دوری از بیان کلیات در کل اثر است. فرض بر آن است که خواننده اثر با حوزه فلسفه و همچنین الهیات مسیحی آشنایی لازم را دارد و بنابراین نیازی به بیان کلیات نیست، به عنوان نمونه در بخشی که به مبانی کلامی و فلسفی انسان شناسی لوتر پرداخته شده و به بیان چگونگی گسست لوتر از سنت مدرسی و شکل گیری انسان شناسی متمایز او اختصاص دارد، بنابر سنت غلط رایج پایان نامه نویسی در کشور، مطلقاً نکوشیدم بخشی را مستقلاً به بیان تاریخچه و معرفی سنت مدرسی بپردازم بلکه صرفاً مطالب مرتبط به بحث طرح شد و کوشیدم از زیاده گویی و حاشیه روی اجتناب کنم. چنانکه در بحث های تخصصی شیوه درست چنین است.
برای نگارش این پایان نامه از منابع گوناگونی به فارسی و انگلیسی اعم از کتب و مقالات مراجعه شده است.در ساعت ها مطالعه و حضور در کتابخانه ها و فیش برداری از منابع گوناگون بعضاً با دشواری هایی روبرو بودم خصوصا در دستیابی به منابع انگلیسی با مشکلاتی مواجه شدم و برخی منابع در کتابخانه های تخصصی چون کتابخانه تخصصی دانشگاه ادیان و مذاهب و مرکز اسناد و کتابخانه ملی کشور نیز موجود نبود بنابر این بسیاری از منابع را از طریق سایتهای دریافت کتب و همچنین از طریق مطالعه آنلاین بررسی کردم.
در فصل دوم پایان نامه به زمینه ها، خاستگاه ها و پرسش اصلی مارتین لوتر پرداخته شده است. کوشیدم نشان دهم زمینه های شکل گیری نهضت اصلاح دینی چه بوده است و انسان شناسی لوتری در چه زمینه تاریخی شکل گرفته است و به مهم ترین پرسش ها در این زمینه پاسخی دهم پرسشی مانند اینکه آیا نهضت اصلاح دینی رویدادی قرون وسطایی بود یا مربوط به دوره جدید؟
در بخش بعدی به پیشگامان نهضت اصلاح دینی پرداخته ام و نقش و جایگاه آنان را در شکل گیری نهضت اصلاح دینی به طور عام و تفکر مارتین لوتر به طور خاص چه بوده است و چه نکاتی از آراء آنها در اندیشه لوتر منعکس شده است. بخش بعدی به اهمیت و نقش پولس در انسان شناسی لوتر تعلق دارد و دو مسأله” ایمان “و “تفکیک عقل و دین” که در محور الهیات لوتری است چگونه و به چه شکل در اندیشه پولس ریشه دارد بخش بعدی به اهمیت کتاب مقدس و تأویل آن نزد لوتر اختصاص دارد و اینکه شعار بازگشت به کتاب مقدس مبتنی به چه رویکردی به کتاب مقدس نزد لوتر بود؟ این پرسشی است که در این بخش پاسخ داده شده است. در بخش بعدی به مسأله عادل شمردگی و پرسش اصلی لوتر پرداخته شده است لوتر برای پاسخ به این پرسش که انسان چگونه نزد خداوند عادل شمرده می شود دو دوره فکری را پشت سر نهاد که دوره دوم به کشف الهیاتی مهم او در باب آموزه عادل شمردگی منجر شد. در این بخش، شرح دقیقی از این موضوع ارائه شده است.
بخش سوم به طرح مبانی کلامی و فلسفی انسان شناسی لوتر در بحث از اراده آزاد اختصاص دارد.
در بخش اول آن به مدل اگوستینی از مسأله نجات پرداخته شده او به عنوان مؤثرترین فرد در شکل گیری آراء لوتر در باب نجات، تبینی از نجات ارائه داده که با طرح آن، فهم مدل لوتری از نجات آسانتر خواهد بود.
در بخش بعدی به بررسی گسست لوتر از انسان شناسی مدرسی می پردازیم و در ذیل آن به بیان اخلاق ارسطو به عنوان اساس اخلاق در سنت مدرسی پرداخته شده. لوتر عقل گرایی مدرسی در حوزه الهیات را که از عقل ارسطویی متأثر بود به شدت مورد انتقاد قرار می داد و انسان شناسی و الهیات خود را در تقابل با آن تعریف می کرد، بنابراین به آراء دو تن از اصحاب مدرسه یعنی اکویناس و دنس اسکوتوس در باب نجات و اراده انسان پرداخته شده تا گسست لوتر از سنت مدرسی آشکار تر شود.
بخش بعدی نیز به طرح آراء اوکام در باب نجات اختصاص دارد و نکات اشتراک و افتراق آراء او با لوتر بیان شده.
بخش چهارم نیز به دیدگاه آنسلم در باب کفاره گناهان و تأثیر آن در انسان شناسی لوتر اشاره شده است.
بخش آخر نیز به انسان شناسی لوتر و بحث اراده آزاد اختصاص دارد و محورهای اصلی بحث در آن طرح شده ابتدا تصوری از انسان شناسی او به طور کلی ارائه شده در بخش بعدی به مسأله گناه و عادل شمردگی به عنوان یکی از لوازم بحث لوتر در مسأله اراده آزاد پرداخته شده و در نهایت در بخش آخر با توجه به تمام مباحث مطرح شده نتیجه منعکس شده با توجه به انسان شناسی او در باب مسأله اراده آزاد آمده است.
گاهشمار زندگی لوتر1 :
10 نوامبر 1483 تولد در آیزلبن2
1496ورود به دبیرستانی وابسته به انجمن برادران دینی در ماگدبورگ3
1497 انتقال به مدرسه سنت گئورگ در آیزناخ4
1505- 1501تحصیل در دانشگاه ارفورت5 تحصیل فلسفه اصالت تسمیه و فارغ التحصیلی و اخذ درجه مدرسی
ژوییه 1505 روز طوفان و صاعقه ای که منجر به نذر لوتر برای رهبانیت گشت
17 ژوییه ورود لوتر به صومعه راهبان آگوستینی 6
سپتامبر 1506 ارتقا به مقام کشیشی
نوامبر 1510 مأموریت به رم نزد راهبان آگوستینی
فوریه 1511 ارتقا به مقام نایب اسقفی ایالتی
آوریل 1511 ورود به دانشگاه ویتنبرگ7
اکتبر 1512 اخذ درجه دکتری الاهیات در شاخه الاهیات انجیلی / آغاز درس گفتارهایی در مورد رساله های کتاب مقدس
1515-1513 نخستین درس گفتارها در باب مزامیر
1515 لوتر طی سخنرانی روحانیان را مسئول تباهی جهان دانست

1516- 1515 درس گفتارهایی در باب رساله به رومیان
1517- 1516 درس گفتارهایی در باب رساله به غلاطیان
1518- 1517 درس گفتارهایی در باب رساله به عبرانیان
15 مارس 1517 پاپ لئونی دهم معروفترین آمرزش نامه ها را صادر کرد
1517 انتشار اصول نود و هفت گانه که در آن نگرشی عمیقاً آگوستینی را مطرح کرد که مورد توجه واقع شد
31 اکتبر 1517 انتشار اصول نود و پنج گانه علیه فروش آمرزش نامه ها
اوت 1518 پاپ لوتر را به رم فراخواند
آوریل 1518 منازعه هایدلبرگ در محفل آگوستینی ها در آلمان
اکتبر 1518 گفتگوی لوتر و کاردینال کایتان8 در آگسبرگ.و اجتناب از تبری
نوامبر 1518 لئو دهم برخی از مواهب منصوب به آمرزش نامه ها را رد میکند
21-1519 دومین دوره سخنرانی ها در باب مزامیر
28 ژوئن تا 16 جولای 1519 منازعه معروف لایپزیگ 9بوسیله لوتر و کارشتادامبر علیه اک ، محکوم شدن الاهیات لوتر در دانشگاه کلن
بهار 1520 انتشار رسالهرئوس مطالببرای پاسخ به دعاوی الاهیات کاتولیکی
اگوست 1520 نگارش رساله خطاب به اشراف مسیحی کشور آلمان10
6 اکتبر 1520نگارش رساله اسارت بابلی کلیسا

10 اکتبر1520 دریافت حکم تهدید به ارتداد از جانب پاپ
نوامبر 1520 آزادی فرد مسیحی11
30 ژانویه 1521 طرد لوتر توسط پاپ لئونی دهم
6 مارس 1521 فراخوانده شدن به شورای ورمز12
17 آوریل 1521 استنطاق در شورای ورمز نزد امپراتور و سرباز زدن لوتر از توبه
29 فوریه 1522 اقامت در قلعه وارتبورگ13 و آغاز ترجمه کتاب مقدس به آلمانی . این ترجمه زمینه ساز شکل گیری زبان آلمانی به شکل امروزی شد و همچنین سبب آشنایی مردم عادی با کتاب مقدس گشت
مارس 1522 بازگشت لوتر به ویتنبرگ
سپتامبر 1523 ترجمه آلمانی عهد جدید آماده انتشار می‌شود
دسامبر 1523 آغاز خطابه ها و تدوین کتاب دعای انجیلیون و آثاری همچون عیسی مسیح یک یهودی زاده بود و مرجعیت دنیوی
9 اکتبر 1524 ترک عادات مذهبی پیشین و تألیف آثار دیگری مانند نامه به پادشاه ساکسونی ، درباره روح یاغی ، علیه توماش مونزر
1524 جنگ دهقانان
می 1525 لوتر رساله علیه جماعت دهقانی غارتگر و جانی را منتشر کرد
دسامبر 1524 رساله اسارت اراده علیه اراسموس
1525 به بعد منازعه بر سر عشاء ربانی
مارس و آوریل 1527 رساله در باب عشاء ربانی که این کلمات مسیح که ((این جسم من است ))هنوز علی رغم قشریون معتبر است را مینویسد./ تابستان دچار بیماری و افسردگی شدید میشود
مارس 1528 رساله اعتقادیه درباره شام آخر
23 ژوئن 1532 پیمان صلح مذهبی میان پیروان لوتر و کاتولیک ها در نورمبرگ
1534 چاپ ترجمه کامل کتاب مقدس توسط لوتر
1535 ریاست دانشگاه الاهیات
1539 رساله در باب شوراها و کلیساها
41-1539 تجدید نظر دوم درباره ترجمه کتاب مقدس
1543 رساله درباب یهودیان و اکاذیب شان
14 فوریه آخرین خطابه در آیزلبن علیه یهودیان
18 فوریه 1546 مرگ در آیزلبن ، ایراد خطابه تشییع جنازه لوتر در 22 فوریه توسط ملانژتون

زمینه ها و خاستگاه های ظهور نهضت اصلاح دینی
اگر تاریخ مذاهب مسیحیت را بررسی کنیم، درمی یابیم که مصلحان پروتستان پیش و بیش از متفکران سایر مذاهب مسیحیت به تأمل در باب احوالات انسانی پرداخته اند که پس از رنسانس به آرامی زیر سایه تحولات گسترده ای که در عرصه اجتماعی و معارف بشری پدید آمده بود، متولد می شد.
نسبت میانمقوله دین و انسان رو به تحول عصر جدید که به تدریج در سال های گذار از قرن پانزدهم به شانزدهم در اروپا شکل می گرفت، از آغاز مورد توجه مصلحان پروتستان بود.
در یک بررسی تاریخی نیز درمی یابیم که الهیات جدید14 بیشتر از جانب متفکران پروتستان مطرح بوده است و شکل گیری الهیات جدید که زیر سایه مواجهه با لوازم دنیای مدرن صورت گرفت، از سوی مصلحان پروتستان به آرامی از آغاز نهضت اصلاح دینی آغاز می شود. در حالیکه در نهضت کلیسای رومی و مذهب کاتولیک مواجهه با عناصر دنیای جدید و مواجهه انسان و دین در دنیای جدید با سال ها تأخیر در پایان قرن نوزدهم با اعلام موافقت کلیسای کاتولیک رومی و شخص پاپ شکل گرفت.
نزاع میان مدرنیته و مذهب در کشورهای کاتولیک تا پایان قرن نوزدهم همچنان باقی ماند و مرجعیت کاتولیک یعنی کلیسای روم از پذیرش مدرنیته امتناع می ورزید.
پاپ پیوس نهم15 در سال 1864 فتوایی همراه با ضمیمه ای با عنوان “موادی از خطاهای مدرن”16که مشتمل بر 80 ماده بود از سنت و ساختار کلیسا در برابر مدرنیته و اصلاح دینی دفاع کرد.
« این دفاعیه ای انعطاف ناپذیر از ساختار عقیدتی و قدرت قرون وسطی و دوره ضد اصلاحات و درعین حال، نوعی اعلان عمومی جنگ علیه مدرنیته بود.» (کونگ،1384، ص 231)
در نتیجه آن چنان که پازوکی بیان می کند:
«کتابهایی که مؤسسان علوم جدید و فلسفه جدید را که حاکی از روح مدرنیته بود، برای کاتولیک ها ممنوع اعلام می کرد آثار کسانی مانند کپرنیک، گالیله، دکارت، پاسکال، مالبرانش، اسپینوزا، فلاسفه تجربی انگلیسی مانند هابز ، لاک، هیوم و کتاب های نقد عقل محض کانت و دایرة المعارف دیدرو و لامبر هم جزء عناوین کتب ممنوعه اعلام شد. » (پازوکی، 1390، ص 235)
مواجهه کلیسای کاتولیک با اصول مدرنیته در زمان جانشین پاپ پیوس نهم یعنی پاپ لئوی سیزدهم17 وارد مرحله دیگری شد. پاپ لئوی سیزدهم ضرورت روبروشدن مسیحیت با تحولات عصر جدید را دریافت و برای حل آسانتر این رویارویی، تجدید فلسفه و آموزش جدی آن را تجویز کرد.
مواجهه مصلحان پروتستان با دنیای مدرنی که به آرامی در حال شکل گیری بود، از قرن شانزدهم شکل گرفت. اگر تاریخ اروپا را در دوره نهضت اصلاح دینی بررسی کنیم در کشورهایی که به نهضت اصلاح دینی پیوستند مانند آلمان و اسکاندیناوی18 زیر سایه تعلیمات متفکران پروتستان امکان گفتگوی دین با ایده های مدرن فراهم شد و در نتیجه بررسی رابطه مذهب با بخش های مختلف مانند اقتصاد و سیاست بسیار قابل تأمل است.
مواجهه مصلحان پروتستان با ایده های مدرن نه تنها به شکل گیری الهیات جدید پس از نهضت اصلاح دینی منجر شد، بلکه در شکل گیری دوره جدید در فلسفه غرب تأثیرات فراوانی داشت. پس از دکارت19 که او را مؤسس عصر جدید می دانیم، اکثر فیلسوفان این دوره از حدود سال 1800 عمدتاً پروتستان و آلمانی بودند. کانت و سایر فلاسفه ایدئالیست آلمانی پیرو مذهب پروتستان بودند که در تحکیم مبانی عصر جدید نقش مهمی ایفا کردند.
اهمیت و نقش تاریخی نهضت اصلاح دینی و خصوصاً شخص مارتین لوتر20 در آلمان عصر جدید تا آنجا است که برخی وضع عمومی اروپا در عصر جدید را نتیجه افکار و کارهای او به حساب می آوردند. «هیچ کس نمی تواند منکر صلابت و اهمیت سهم تاریخ او [لوتر] شود به نحوی که شاید با اندکی افراط گویی بتوان وضع عمومی اروپا در عصر جدید نتیجه افکار و کارهای او به حساب آورد.» ( مجتهدی1389 ، ص 66) مجتهدی درباره سهم تاریخی لوتر تأکید می کند «کل افکار لوتر را می توان نوعی پیش زمینه ناپیدا برای اغلب نحله های فلسفی در آلمان عصر جدید دانست.» (همان ص 64)
بررسی مسئله ای که طرح آن گذشت، ذهن را به سمت این پرسش می برد که چه ملازمه ای میان تأمل و تفکر درباب انسان عصر جدید و دین زیر سایه تعلیمات انسان شناسانه نهضت اصلاح دینی وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش مهم بدون بررسی زمینه های تاریخی، اجتماعی، فلسفی و کلامی شکل گیری نهضت اصلاح دینی امکانپذیر نیست.
در بررسی زمینه های تاریخی نخست باید روشن کنیم، هنگامی که از نهضت اصلاح دینی یا رفرم “اصلاح” سخن می گوییم دقیقاً از چه چیز بحث می کنیم.
تذکر این نکته ضروری است که رفرم21 به انشعابی اطلاق می شود که توسط لوتر در دستگاه کلیسایی به وجود آمد بنابراین از این منظر لوتر اولین مصلح دینی محسوب نمی شود مانند مصلحانی مانند جان ویکلیف و جان هاس که اکثر مورخان از آنان به عنوان پیشگامان اصلاحات نام برده اند و ما در بخش جداگانه ای به آراء و تأثیراتی که لوتر از آنها پذیرفته خواهیم پرداخت. به طور کلی از قرن 13 به بعد مهمترین ایده های فکری لوتر مانند ایمان ، تنها کتاب مقدس و هر مسیحی یک کشیش در کلیسا بحران هایی به وجود آورده بود.
مانند اقدامات اصلاح گرایانه والدویان که اصلاحاتی در کلیسا را آغاز کرده بود « این نهضت با الهام از فردی غیر روحانی به نام پی یر والدو (متوفی 1218) درصدد اصلاح کلیسا برآمده و بر خوانش لفظی انجیل اهتمام داشت.» (ویلسون، 1381، 74)
مک گراث در بحث از واژه اصلاح دینی تذکر مهمی می دهد که بیان آن ضروری به نظر می رسد:
«در واژه اصلاح دینی باید بین چهار نهضت تمایز قائل شده آیین لوتری، کلیسای اصلاح شده، نهضت اصلاح گری آناپاپیتیسم و ضد نهضت اصلاح دین یا اصلاحات کاتولیکی. این واژه در فراگیرترین معنای خود بر هر چهار نهضت دلالت می کند، اما گاهی در معنای خاص خود به معنای اصلاح گری پروتستانی به کار می رود. (مک گراث،1382، 57-56)
ما در بحث از زمینه این واژه را در فراگیرترین معنای خود بحث می کنیم.
تحولات در زمینه های شکل گیری نهضت اصلاح دینی را از یک منظر می توان به دو حوزه تقسیم کرد: اول تحولاتی که در حوزه حیات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی رخ می دهد و دیگری تحولات و زمینه هایی که در حوزه حیات عقلانی انسان که پیش از آغاز دوره جدید رخ داده است.
این زمینه ها و تحولات به طور عام در نهضت اصلاح دینی و به طور خاص در شکل گیری اندیشه لوتر بسیار اهمیت دارد. زمینه ها و تحولاتی که در شکل گیری افکار لوتر در حوزه حیات عقلانی وجود داشت، به طور مفصل در فصل دوم بررسی خواهیم کرد اما در این بخش بیشتر به زمینه های تاریخی شکل گیری نهضت اصلاح دینی و بویژه در آراء لوتر خواهیم پرداخت.
مقصود از تفکیک این دو حوزه استقلال کامل آنها از یکدیگر نیست. هرچند می کوشیم به صورت مطلق به اظهار نظر نپردازیم اما به نظر در هیچ دوره تاریخی، شئونات حیات انسانی به طور کامل از یکدیگر مستقل نبوده اند، از سوی دیگر این تفکیک نشان دهنده این نیست که یکی از حوزه ها بر دیگران اولویت و برتری داشته و تحولات در حوزه های دیگر را به نفوذ و اهمیت یک حوزه تقلیل دهم. چنانکه بسیاری از مورخان غربی در بررسی تاریخ اصلاحات و رنسانس کوشیده اند تحولات فکری و بشری در این دوره را به یک موضوع به عنوان نمونه تحولات اقتصادی تقلیل دهند. به عنوان نمونه هنری لوکاس22 مورخ و نویسنده شناخته شده قرن بیستم به نقش شرایط جغرافیایی و مسائل اقتصادی در تحولات عصر رنسانس و اصلاح دینی توجه دارد. از نظر او روابط نزدیک سیاسی و تجاری آلمان و ایتالیا و روابط تجاری میان ساکنان شهرهای جنوبی آلمان با شهرهای شمالی ایتالیا سبب حضور دانشجویان آلمانی در ایتالیا و خصوصاً دانشگاه پادوا23 شدو همین موجب انتقال اندیشه های اومانیستی ایتالیا به آلمان شد.24لوکاس نقش ویژه ای برای عوامل جغرافیایی و مسائل اقتصادی در تحولات عصر اصلاح دینی قائل است تا آنجا که این عوامل، آلمان را در آستانه نهضت اصلاح دینی متحول ساخت.
هارولد گریم25 مورخ غربی دگرگونی مفاهیم قرون وسطایی را براثر شیوه های جدید زندگی در شکل گیری نهضت اصلاح دینی مؤثر می داند. گریم معتقد است این مفهوم قرون وسطایی که براساس آن کشیشان سر، نجبا بازوان و روستاییان پاهای پیکره جامعه را تشکیل می دادند، در آغاز قرن شانزدهم یکسره رنگ باخت. گریم یکی از مؤثرترین عوامل در تحول شیوه های زندگی قرون وسطایی و مفاهیم رایج در آن را اومانیسم و گسترش آن در اروپا می داند. با وجود تفاوت های بسیار میان اومانیسم و نهضت اصلاح دینی، اومانیسم را موجب هموارتر شدن حرکت اصلاح دینی می داند.
«هرچند اومانیسم با اصلاح دینی یکسان نبود و به طور مستقیم به آن منجر نشد، اما زمینه شکل گیری آن را فراهم کرد. آشکارترین خدمت اومانیست ها به اصلاح دینی فن و تجربه زبان شناسی و لغت شناسی آنان بود که آن را از طریق مطالعه در آثار کلاسیک عهد باستان بدست آورده بودند و همچنین توجه آنها به نشر آثار مربوط به متون کتاب مقدس بود، آنها تصویری از مسیحیت اولیه ارائه دادند که در تقابل جدی با کلیسای عصر خودشان بود.» (Grimm, 1954, 85)
گریم تأکید می کند اومانیست ها در بازیابی متون مقدس خصوصاً آثار مربوط به آباء کلیسا و کتاب مقدس نقش مهمی ایفا می کردند و قرائت تازه از متون مقدس درنگرش مصلحان دینی مؤثر بود.
مک گراث نیز در اهمیت اومانیسم در شکل گیری نهضت اصلاح دینی می نویسد:
« نهضت اومانیسم در دوره رنسانس در واقع مهم ترین عامل مؤثر در نهضت اصلاح دینی بود گرچه نهضت اصلاح دینی از شهرهای آلمان و سویس آغاز شد، دلایل محکمی وجود دارد که این نهضت نتیجه اجتناب ناپذیر تحولات ایتالیای قرن چهاردهم در زمان اوج نهضتی بود که امروزه آن را با نام رنسانس ایتالیا می شناسیم. » (مک گراث 1387، ص 113)
بنابراین اغراق آمیز به نظر نمی رسد اگر بگوییم اومانیسم مؤثرترین جنبش در شکل گیری نهضت اصلاح دینی بود.
گریم در کتابش در پاسخ به این سؤال که نهضت اصلاح دینی اساساً رویدادی قرون وسطایی بود یا متعلق به دوره جدید می گوید، این نهضت از هر دو دوره عناصری را در خود دارد به عنوان نمونه از یکسو اصلاحگران نگرشی بدبینانه به توان و اراده بشری داشتند و از سوی دیگر در تلاش بودند نوعی رابطه فردی میان خداوند و انسان را تبیین کنند که شالوده تفکر دینی مدرن را تشکیل می دهد.
به نظرم پرسش و پاسخ گریم بسیار مهم است. به واقع آیا نهضت اصلاح دینی رویدادی قرون وسطایی بود؟
پازوکی معتقد است اساساً مذهب پروتستان هیچگاه نمی توانست در قرون وسطی ظاهر شود «متفکران پروتستان در مقام تأمل و تدبر در وضعیت عصر جدید و انسان تازه متولد شده در دوره رنسانس و نسبت وی با دین برآمدند. علت اصلی اینکه فیلسوفان پروتستان بیشتر به این مهم مبادرت کردند این است که اصولاً میان مذهب پروتستان و حقیقت عصر جدید ملازمت است. از اینرو مذهب پروتستان هیچگاه نمی توانست در قرون وسطی ظاهر شود.» (پازوکی،1390،ص235)
به عقیده من نهضت اصلاح دینی که به تأسیس مذهب پروتستان انجامید، نقطه اتصال دو دوره مهم تاریخی است. نقطه آغاز آن تقریباً مقارن با پایان قرون وسطی است که پس از هزار سال در قرون پانزدهم پایان می گیرد و دوره دیگر عصر روشنگری است که قرون شانزدهم تا هجدهم را در بر می گیرد و به گهواره دوره جدید موسوم است. بنابراین به نظر نمی رسد در بحث جریان فکری و اجتماعی عظیمی چون نهضت اصلاح دینی به طور دقیق آن را به یکی از دوران ها متعلق دانست. از جهت تعلقات آن به دوران پیش و پس از آن چنانکه بنتن می گوید «ارتباط میان اصلاحات دینی با تمامی تحولات پیشینی خود به نحو شگفت آوری گسترده است.» (Bainton, 1963, P22)
این گستردگی و پیوستگی نهضت اصلاح دینی با عناصر کلامی و فلسفی و اجتماعی در قرون وسطی ارتباط این دو را باهم بسیار پیوسته می نمایاند و از سوی دیگر زمینه ای که این نهضت برای ظهور دوره جدید و عصر روشنگی فراهم می کند، انکار ناپذیر است.
ویل دورانت با آنکه جنبش اصلاح دینی را انحراف از مسیر تکامل ذهن اروپایی که بوسیله رنسانس طی می شد، می داند اما درنهایت آن را خدمت به روشنگری معرفی می کند:
«همانطور که هنر کلید نت نغمه رنسانس بود و دین روح جنبش اصلاح دینی، علم و فلسفه هم به صورت خدایان معبود عصر روشنگری در می آمدند. از این لحاظ رنسانس مستقیماً مسیر تکاملی ذهن اروپایی را ادامه داد تا آن را به عصر روشنگری رساند و اصلاح دینی تنها انحرافی از آن مسیر بود، زیرا عقل را با طل می شمارد و روبه ایمان قرون وسطایی می آورد با این وجود اصلاح دینی به رغم تعصب ذاتی اش دو خدمت در عصر روشنگری به جای آورد: یکی آنکه اقتدار اصول جزمی را درهم شکست و موجب ظهور صد فرقه نوین گشت که کمی پیش از آن می بایست نابود شده باشند و دیگر آنکه در میان آن فرقه ها چنان مباحثه مردانه ای را رواج داد که سرانجام عقل تنها مرجع رسیدگی به حقانیت دعاوی هر یک از آن فرقه ها شد مگر آنکه بعضی از آنها مستظهر به نیروی نظامی مقاومت ناپذیر می بودند. در آن دادخواهی و آن محله و دفاع همه فرقه ها و همه عقاید جزمی رسوا وذلیل شدند و هنوز یک



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید