دانشكده الهیات و معارف اسلامی
پایان نامه جهت اخذ کارشناسی ارشد
گروه علوم قرآن و حدیث
آثار اجتماعي اقامه قسط و عدل در كلام اميرالمؤمنين عليه‌السلام
استاد راهنما: دكتر محمد حسين بيات
استاد مشاور: دكتر محمد شعبان پور شش پلي
نگارنده: كبري جعفري راد
بهمن 93
فرم گردآوری اطلاعات پایان نامه
کتابخانة مرکزی دانشگاه علامه طباطبایی
عنوان: آثار اجتماعي اقامه قسط و عدل در كلام اميرالمؤمنين (عليه السلام)
نویسنده: كبري جعفري راد
مترجم: ندارداستاد راهنما: دکتر محمد حسین بیات استاد مشاور: دکتر محمد شعبان پور شش‌پلی
استاد داور: دكتر عبدالمطلب عبدالله
کتابنامه: ندارد واژه نامه: نداردنوع پایان نامه: بنیادی■ توسعه ای □ کاربردی□
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد سال تحصیلی: 94-93
محل تحصیل: تهراننام دانشگاه: علامه طباطبایی دانشکده: الهیات و معارف اسلامی
تعداد صفحات: 157 گروه آموزشی: علوم قرآن و حدیث
کلید واژه ها به زبان فارسی: عدل، قسط، امام علي عليه السلام، عدالت اجتماعي، عدالت سياسي، عدالت اقتصادي، عدالت قضايي.

کلید واژه ها به زبان انگلیسی:
Justice, equity, Imam Ali, Social justice, political justice, economic justice, Courtof Justice.

چکیده
الف. موضوع و طرح مسئله (اهمیت موضوع و هدف):
بشر از دير زمان به ضرورت و اهميّت اصل عدالت اجتماعی پى برده و آن‌را مايه خوشبختى، نيك زيستى و آرامش خود دانسته است. علاوه براين اجراي عدالت اثرات مثبتي را از خود در جامعه بر جاي مي‌گذارد كه موجب رفاه حال مردمي كه در آن جامعه زندگي مي‌كنند، مي‌گردد. به همين دليل است كه اجراي عدالت از اهميّت ويژه‌اي برخوردار است. پيامبرگرامى در رابطه با اهميت عدالت مى‌فرمايد:«عدل ساعة خير من عبادة سبعين سنة قيام ليلها و صيام نهارها: يك ساعت عدالت گسترى بهتر است از هفتاد سال عبادت است كه روزهايش را روزه بگيرد و شب‌هايش را نماز بخواند.» (مجلسى، 1403ق: ج75، 352)
آشنايي با آثار عدالت مي‌تواند مشوّقي براي عمل به آن و اجراي آن در حكومت‌ها و ساير جوامع انساني توسط زمامداران و ساير افراد ‌باشد، به همين دليل در اين پ‍ژوهش به بيان آثار اجتماعي اقامه عدل در كلام امام علي عليه السلام، پرداخته شده تا به اين وسيله بتوان مردم و به ويژه رهبران حكومتي را با اين امر آشنا و به اجراي عدل و داد تشويق و ترغيب نمود.
ب. مبانی نظریشامل مرور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسشها و فرضیه ها:
برخي از منابعي كه در اين رساله مورد استفاده قرار گرفته است، عبارتند از: نهج البلاغه و شروح آن، غررالحكم و دررالكلم و شرح آن، بحارالانوار، كافي، الميزان في تفسير القرآن، تفسير نمونه، تراز حيات و… .

سوال اصلي
آثار اجتماعي عدالت از نظر امام علي عليه‌السلام چيست؟
سوالات فرعي
1 . عدل و قسط از منظر امام علي عليه السلام به چه معناست؟
2. از منظر امام علي عليه السلام، عدالت اجتماعي در زمينه سياسيچه آثاري دارد؟
3. از منظر امام علي عليه السلام، عدالت اجتماعي در زمينه اقتصاديچه آثاري دارد؟
4. از منظر امام علي عليه السلام، عدالت اجتماعي در زمينه قضايي چه آثاري دارد؟
فرضيه ها
1. اجراي عدالت مي‌تواند يك جامعه آرماني بسازد و مصالح و منافع فردي و اجتماعي مردم را به بهترين وجه تأمين نمايد.
2. عدل يعني نفي هر گونه تبعيض و رعايت استحقاق‌ها و قسط به معناي عدل و داد و رعايت حقوق ديگران مي باشد.
3. عدالت اجتماعي در زمينه سياسي، موجب استقرار نظم و امنيت در جامعه مي‌گردد.
4. عدالت اجتماعيدر زمينه اقتصادي، موجب بهره‌مندي يكسان از بيت‌المال و ساير امكانات عمومي جامعه براي مردم مي‌گردد.
5. عدالت اجتماعي در زمينه قضايي، موجب آرامش و امنيت مردم و حفظ حقوق آنان مي‌گردد.
پ. روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعه ی مورد تحقیق، نمونه گیری و روش های نمونه گیری، ابزار اندازه گیری، نحوه ی اجرای آن، شیوه ی گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها:
شيوه كار در پژوهش حاضر به صورت توصيفي- تحليلي بوده، روش و ابزار گردآوري اطلاعات آن به صورت كتابخانه‌اي و فيش برداري مي‌باشد. به اين شيوه كه پس از جمع‌آوري داده‌هاي لازم از بين احاديث امام علي عليه‌السلام، به دسته بندي و بررسي و توضيح و تحليل آن‌ها پرداخته شده است.
ت. یافته های تحقیق:
اجراي عدالت در سطح جامعه در بردارنده مزاياي ارزشمندي براي مردم آن جامعه مي‌باشد و علاوه براين، عدالت شرايطي را فراهم مي‌كند كه جامعه از گزند دشمنان در امان باشد و در نتيجه دوام و ماندگاري آن‌را تضمين مي‌نمايد. در چنين جامعه‌اي زندگي در آن مطلوب و خوشايند مي‌گردد، حق كسي ضايع نمي‌شود و مردم به راحتي به آرمان‌ها و آرزوهاي خود دست مي‌يابند.
ث. نتیجه گیری و پیشنهادات:
در نگاه امام علي عليه‌السلام استقرار عدل و قسط در جامعه، در ابعاد گوناگون سياسي، اقتصادي و قضايي آثار فراواني دارد؛ در زمينه سياسي در بردارنده آثاري چون ايجاد امنيت سياسي، رضايت‌مندي، شكست دشمن، ارزشمندي حكومت، نااميدي دشمن در دست‌يابي به آرزوهايش، شايسته سالاري،دوام و پايداري حكومت و جامعه، اميدواري مردم، انتظام امور و… مي‌باشد. و در زمينه اقتصادي در بردارنده آثاري چون كاهش فقر و فاصله طبقاتي بين مردم يك جامعه، گشايش و توسعه، اصلاح و آباداني شهرها، ياري ستمديده، ايجاد امنيت اقتصادي، حفاظت از بيت‌المال و تقسيم عادلانه آن بين مردم، افزايش بركات، اصلاح مردم و… مي‌باشد. و در زمينه قضايي نيز آثاري چون برابري طرفين دعوا در قضاوت، برپايي حق و تساوي در رعايت حقوق مردم، حمايت از حقوق مردم و صاحبان حق، ايجاد امنيت اجتماعي، سعادت و آرامش و … را به دنبال دارد.

صحت اطلاعات مندرج در این فرم بر اساس محتوای پایان نامه و ضوابط مندرج در فرم را گواهی می‌نماييم.
رئیس کتابخانه: نام استاد راهنما: دکتر محمد حسین بیات
سمت علمی: دانشیار
نام دانشکده: الهیات و معارف اسلامی
چكيده
اجرا و برقراري عدل و قسط در جامعه مهم‌ترين هدف حكومت و وظيفه اصلي پيامبران و ائمه اطهار عليهم السلام مي‌باشد؛ و امام علي عليه‌السلام خود مصداق كامل عدالت و كلام وي راه‌گشاي بشريت مي‌باشد كه در اين پژوهش به بررسي آثار اقامه عدل و قسط در سخنان گوهربار آن حضرت پرداخته شده است.
از نظر حضرت علي عليه‌السلام عدل به معناي قرار گرفتن هر چيز در جاي خود است، به بيان ديگر با توجه به اين كلام، عدل به معناي رعایت حقوق مردم و تعادل و برابری در تمامی امورمي‌باشد.
عدالت به دو دسته عدل الهي و انساني تقسيم مي‌شود و عدل انساني، به عدل فردي و عدل اجتماعي و عدالت اجتماعي (بهره‌مندي همه افراد جامعه با توجه به ظرفيت و استعدادشان از امكانات عمومي موجود در جامعه) خود به عدل سياسي، اقتصادي و قضايي تقسيم مي‌گردد.
گسترش عدالت اجتماعي در جامعه در زمينه‌هاي سياسي، اقتصادي و قضايي تبعات خاص خود را دارد،چنان‌كه در زمينه سياسي موجب ايجاد امنيت سياسي، شكست دشمن، خشنودي و رضايت‌مندي مردم از زمامداران و رهبران جامعه، اميدواري مردم، قوام جامعه و … مي‌گردد و در زمينه اقتصادي سبب كاهش فقر، ايجاد آسايش، توسعه و رفاه، كمك به ستمديده، اصلاح و آباداني شهرها، ايجاد امنيت اقتصادي و … مي‌شود و در زمينه قضايي نيز آثاري از قبيل: برابري طرفين دعوا در قضاوت، برپايي حق و تساوي در رعايت حقوق مردم، حمايت از حقوق مردم و صاحبان حق، ايجاد امنيت اجتماعي، سعادت و آرامش و … را به دنبال دارد.
اختلاف نابه‌جاى طبقاتى، بي‌كارى، فقر، تجاوز به حقوق ديگران، تبعيض در بهداشت و درمان و دانش و تعليم و تربيت از بى‏عدالتى‏هاى اجتماعى نشأت مى‏گيرد. از هنگام اجتماعى شدن زندگى انسان بيشترين ناهنجارى‏ها و تلخ‏كامى‏ها و تبعيض‏ها و تفاوت‏ها از بى‏عدالتى دامن‏گير جامعه شده است، با اجراي عدالت در جامعه مي‌توان همه‌ي اين موارد را ريشه كن ساخت و جامعه را به سوي پيشرفت و تعالي سوق داد.
كليد واژه: عدل، قسط، امام علي عليه‌السلام، عدالت اجتماعي، عدالت سياسي، عدالت اقتصادي، عدالت قضايي.
پيشگفتار
عدالت براي آدمي نه تنها نيازي مهم، بلكه خصلتي فطري و آرماني و هميشگي بوده است. اين امر همواره از مهم‌ترين دغدغه‌هاي بشر بوده است و تحقق و استقرار آن، خواست دائمي انسان‌ها در تمام دوره‌هاي تاريخي بوده و هست.
عدالت يعني رعايت حقوق و رساندن هر ذي حقي به حق و حقوقش، به همين دليل است كه اجراي آن از اهميّت ويژه‌اي برخوردار است تا جايي‌كه خداوند آن‌را هدف بعثت انبياء قرار داده استكه به اين واسطه مردم را به گونه‌اي بسازند تا خود آن‌ها مجري قسط و عدل قرار‌گيرند و حقوق يكديگر را بپردازند و به اين وسليه از تضييع حق ضعيفان و ساير افراد ممانعت شود.
ائمه اطهار عليهم السلام نيز عدالت را براي احقاق حق امري ضروري مي‌دانستند و تأكيد آن‌ها براي اعطاي حق به صاحبان آن را مي‌توان، دليل عمده اهميّت آنان به عدالت در اسلام در نظر گرفت.
مولاي متقيان اميرالمؤمنين عليه‌السلام كه خود مظهر و الگوي كامل عدالت است، همواره در كلام خويش به برقراري اين امر مهم تأكيد مي‌نمود و از كارگزاران و فرمانده‌هاي حكومتي خويش مي‌خواست كه اجراي عدل وداد را در اداره امور، به عنوان يك اصل قرار دهند.
اجراي عدل و قسط در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، قضايي، فرهنگي و … دربردارنده آثار مثبت و سازنده‌اي مي‌باشد كه همواره امام علي عليه‌السلام در خلال تبيين موضوع عدالت و تشويق كارگزاران خويش به رعايت آن، به اين آثار اشاره مي‌نمايد تا به اين واسطه نه تنها كارگزاران بلكه ساير مردم با اين آثار آشنا گردند و براي اصلاح و آباداني جامعه و هم‌چنين پيشرفت آن، به عدل و داد عمل نمايند.
از آن‌جا كه احاديث امام علي عليه‌السلام فقط مختص مردمي كه در زمان حيات اين بزرگوار زندگي مي‌كردند نمي‌باشد، مردم همه‌ي قرون از مخاطبان آن هستندو از اين رو مي‌بايست اين مردم به ويژه زمامداران و سياستمداران به اين احاديث جامه عمل بپوشانند. براي اين‌كار لازم است كه ابتدا مردم با احاديثي كه راجع به عدالت و پيامد آن است، آشنا گردند و آن‌را درك نمايند امّا درك و فهم اين احاديث براي اكثر مردم كه با علوم ديني آشنايي ندارند، دشوار است به همين خاطر محقّقان و انديشمندان اسلامي موظّفند كه اين احاديث را مورد بررسي قرار دهند و به تبيين و توضيح آن بپردازند تا به اين وسيله ساير مردم با موضوع عدالت و آثار آن آشنا گردند.
در پژوهش حاضر به بررسي آثار اقامه عدل و قسط در احاديثي از امام علي عليه السلام كه در كتب حديثي نهج‌البلاغه، غررالحكم و دررالكلم، بحارالانوار، كافي و… نقل شده‌است، پرداخته شده. و با استفاده از شروح نهج البلاغه، شرح غررالحكم و ساير كتب مربوطه، اين احاديث شرح داده شده.
با تقدیر و تشکر از
اساتید محترم گروه علوم قرآن و حدیث به ویژه
جناب آقای دکتر محمد حسین بیات که زحمت راهنمایی این رساله را بر عهده گرفتند.
و جناب آقای دکتر محمد شعبان پور که زحمت مشاوره این رساله را متقبل شدند.
فهرست مطالب
كلّيات و طرح تحقيق
مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 1
بيان مساله ……………………………………………………………………………………………………………………………………………..1
اهمّيت موضوع ……………………………………………………………………………………………………………………………………….2
سوال اصلی …………………………………………………………………………………………………………………………………………….3
سوالات فرعی …………………………………………………………………………………………………………………………………………3
فرضيه ها ………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 3
پیشینه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………4
روش تحقيق …………………………………………………………………………………………………………………………………………. 5
فصل اوّل: مفهوم شناسي
1-1. معناي اقامه…………………………………………………………………………………………………………………………………. 7
2-1. معناي لغوي عدل……………………………………………………………………………………………………………………….. 7
3-1. معناي اصطلاحي عدل………………………………………………………………………………………………………………… 8
1-3-1. اعتدال …………………………………………………………………………………………………………………………………….. 8
2-3-1.رعایت استحقاق ها (اعطاء کل ذی حق حقه) …………………………………………………………………. 8
3-3-1.تساوي و رفع تبعيض ………………………………………………………………………………………………………… 9
4-1. مفهوم عدالت از منظر امام علي عليه‌السلام …………………………………………………………………………….. 10
1-4-1. قرار دادن و قرار يافتن هرچيز در جاي خودش……………………………………………………………. 10
2-4-1. انصاف و داد…………………………………………………………………………………………………………………….. 11
3-4-1. مساوات………………………………………………………………………………………………………………………….. 11
4-4-1. رعايت حقوق و رساندن هر ذي حقي به حقش…………………………………………………………….. 13
5-4-1. اعتدال و ميانه روي………………………………………………………………………………………………………… 14
6-4-1. فهم عميق، نيكو داورى كردن و… ………………………………………………………………………………… 15
7-4-1. عدم اتهام به خداوند……………………………………………………………………………………………………….. 16
5-1. معناي لغوي قسط…………………………………………………………………………………………………………………….. 16
6-1. معناي اصطلاحي قسط………………………………………………………………………………………………………………17
7-1. تفاوت عدل و قسط…………………………………………………………………………………………………………………….17
8-1. انواع عدالت……………………………………………………………………………………………………………………………….. 19
1-8-1. تعريف عدالت فردي………………………………………………………………………………………………………….20
2-8-1. تعريف عدالت اجتماعي…………………………………………………………………………………………………….20
9-1. انواع عدالت اجتماعي……………………………………………………………………………………………………………….. 23
1-9-1. تعريف عدالت سياسي…………………………………………………………………………………………………….. 23
2-9-1. تعريف عدالت اقتصادي…………………………………………………………………………………………………… 24
3-9-1. تعريف عدالت قضايي……………………………………………………………………………………………………… 25
فصل دوّم: قلمرو عدالت اجتماعي
1-2. حوزه عدالت اجتماعي………………………………………………………………………………………………………………. 28
2-2. مصاديق اجراي عدالت اجتماعي ………………………………………………………………………………………………. 28
1-2-2. برپایی حق……………………………………………………………………………………………………………………………. 28
2-2-2. برقراری مساوات…………………………………………………………………………………………………………………… 30
3-2-2. توجه يكسان به مردم ……………………………………………………………………………………………………… 32
4-2-2. مبارزه با تبعیض……………………………………………………………………………………………………………… 32
5-2-2. مبارزه با فساد اقتصادی………………………………………………………………………………………………….. 34
6-2-2. بازگرداندن حقوق غصب شده …………………………………………………………………………………………37
7-2-2. نظارت بر فعاليت‌هاي اقتصادي………………………………………………………………………………………. 38
8-2-2.توجه به يتيمان و عدم تصرف اموال آنان ……………………………………………………………………….. 39
9-2-2. ظلم نكردن به مردم ……………………………………………………………………………………………………….. 40
10-2-2. توجه به نیازمندان ……………………………………………………………………………………………………….. 41
11-2-2. ياري مظلومان ……………………………………………………………………………………………………………… 43
12-2-2. مراعات حقوق ضعيفان ………………………………………………………………………………………………… 43
13-2-2. اصلاح نظام سياسي ……………………………………………………………………………………………………… 44
14-2-2. تخفيف در ماليات ………………………………………………………………………………………………………… 46
فصل سوم: آثار اجتماعي عدالت سياسى
1-3. عدالت سياسي از منظر امام علي عليه‌السلام …………………………………………………………………………… 49
2-3. آثار اجتماعي عدالت سياسي ……………………………………………………………………………………………………. 50
1-2-3. ايجاد امنيت سياسي ………………………………………………………………………………………………………. 50
2-2-3. شكست دشمن ……………………………………………………………………………………………………………… 53
3-2-3. اجراى احكام و حدود شرعى ……………………………………………………………………………………………54
4-2-3. خشنودى مردم……………………………………………………………………………………………………………….. 55
5-2-3. ايجاد الفت و پيوند ميان انسان‏ها …………………………………………………………………………………… 57
6-2-3. پايداري در دوستي و برادري………………………………………………………………………………………….. 61
7-2-3. نااميدى دشمن در دستيابى به آرزوهايش…………………………………………………………………….. 62
8-2-3.دوام و پايداري حكومت…………………………………………………………………………………………………… 63
9-2-3. ايجاد حيات …………………………………………………………………………………………………………………….. 65
10-2-3. رعايت حقوق مردم ………………………………………………………………………………………………………… 67
11-2-3.پرهيز از تبعیض ……………………………………………………………………………………………………………. 68
12-2-3. شايسته سالاري …………………………………………………………………………………………………………… 71
13-2-3. اصلاح جامعه و روزگار …………………………………………………………………………………………………. 74
14-2-3. اميدوارى مردم …………………………………………………………………………………………………………….. 76
15-2-3. ارزش‌مندي حكومت …………………………………………………………………………………………………….. 77
16-2-3. جلوگيرى از شورش هاى مردمى…………………………………………………………………………………. 78
17-2-3. قوام جامعه…………………………………………………………………………………………………………………… 80
18-2-3. انتظام امور …………………………………………………………………………………………………………………….81
19-2-3. اداشدن حقوق متقابل رهبر و مردم…………………………………………………………………………….. 83
20-2-3. مديريت صحيح ……………………………………………………………………………………………………………. 85
21-2-3. استوارى در بردبارى …………………………………………………………………………………………………….. 87
22-2-3. حفظ دین و مرزهای مسلمانان……………………………………………………………………………………. 88
23-2-3. شرکت مردم در همه امور مربوط به حاکمیت و اعتماد آنان به حاكميت………………….. 88
24-2-3. عزّت مندي ………………………………………………………………………………………………………………….. 91
فصل چهارم: آثار اجتماعي عدالت اقتصادي
1-4. عدالت اقتصادي از منظر امام علي عليه‌السلام…………………………………………………………………………. 93
2-4. آثار اجتماعي عدالت اقتصادي …………………………………………………………………………………………………. 95
1-2-4. كاهش فقر و فاصله طبقاتي بين مردم يك جامعه ……………………………………………………………… 95
1-1-2-4. آثار فقر در نگاه امام علي عليه‌السلام ……………………………………………………………………… 98
2-2-4. گشايش و توسعه ……………………………………………………………………………………………………………… 99
3-2-4. اصلاح و آبادانى شهرها ………………………………………………………………………………………………… 100
4-2-4. كمك به ستمديده ……………………………………………………………………………………………………….. 102
5-2-4. امنيت اقتصادي……………………………………………………………………………………………………………. 105
6-2-4. تساوي در توزيع امكانات براي نقاط مختلف كشور…………………………………………………….. 107
7-2-4. تعادل اجتماعي……………………………………………………………………………………………………………. 108
8-2-4. اصلاح مردم ………………………………………………………………………………………………………………….. 109
9-2-4. حفاظت از بيت المال و تقسيم عادلانه آن بين مردم جامعه ……………………………………… 110
10-2-4. رسيدگي به امور طبقه فرودست جامعه ……………………………………………………………………. 114
11-2-4. افزايش بركات ……………………………………………………………………………………………………………. 116
12-2-4.تأمين رفاه همه اقشار جامعه ……………………………………………………………………………………… 118
13-2-4. قوام اجتماعي جامعه …………………………………………………………………………………………………. 120
14-2-4. حفظ كرامت و انسانيت …………………………………………………………………………………………….. 122
15-2-4. آرامش و سعادت مردم………………………………………………………………………………………………. 124
16-2-4. بازگرداندن حقوق غصب شده ……………………………………………………………………………………. 126
فصل پنجم: آثار اجتماعي عدالت قضايي
1-5. عدالت قضایی از منظر امام علي عليه‌السلام………………………………………………………………………….. 129
2-5. آثار اجتماعي عدالت قضايي ……………………………………………………………………………………………………131
1-2-5. پرداخت حقوق هركس مطابق با عمل وي ………………………………………………………………….. 131
2-2-5. برابري طرفين دعوا در قضاوت ……………………………………………………………………………………. 132
3-2-5.برپايي حق و تساوي در رعايت حقوق مردم ……………………………………………………………….. 134
4-2-5.عدم طمع نزديكان قاضي و اميدواري سايرين به عدالت وي ………………………………………. 138
5-2-5. ايجاد امنيت اجتماعى ………………………………………………………………………………………………….. 139
6-2-5. عدم زورگويي و درازدستي يكي از طرفين دعوا بر ديگري …………………………………………. 141
7-2-5. سعادت و آرامش ………………………………………………………………………………………………………….. 141
8-2-5. حمايت از حقوق مردم و صاحبان حق………………………………………………………………………… 143
9-2-5. مهلت دادن به كسي كه شاهد غايبي دارد در مجلس قضاوت……………………………………. 145
10-2-5. پرهيز از قضاوت با ظن و گمان…………………………………………………………………………………. 145
نتيجه گيري ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 148
فهرست منابع و مآخذ …………………………………………………………………………………………………………………….. 151
كلّيات و طرح تحقيق
مقدمه
بيان مساله
عدالت به‌عنوان یک اصل فطری، در نظام تکوین و تشریع نهاده شده است و مهم‌ترين خواسته‌ي انسان‌ها در طول تاريخ بوده است. طبق بیان امیرمؤمنان علی عليه‌السلام، عدل قرار دادن هر چیز در جای خود است. در نظام تکوین، این اصل در خلقت عالم قرار دارد، چنان‌چه پيامبر اكرم (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‌فرمايد: «بالعدل قامت السموات والارض» (فيض كاشاني، 1415ق: ج‏5، 107). این مفهوم که در جان آدمی ریشه‌ دارد، در زندگی اجتماعی نیز به اندازه‌ای با اهمیت است که خداوند به آن دستور داده است، به‌گونه‌ای ‌که هدف از فرستادن انبیا و اولیاء و کتاب‌ها و شریعت‌ها، همه برای دست‌یابی به این امر بوده است. بنابراین، در صورتی که زوایا و مصادیق حقیقیاین مسئله روشن شود، جامعه به سوی کمال و سعادت رهنمون می‌شود و عدالت به‌عنوان واسطه و دلیل، راه سعادت بشری را هموار می‌سازد. تحقق این مسئله مهم در اجتماع، با توزیع مناسب قدرت سیاسی و ثروت و اعطای حق هرکس در شأن و توان او امکان‌پذیر است و ابزارهایی هم‌چون حکومت، حاکم، کارگزاران و خواص (علما، عباد، تجار، ملوک) می‌توانند با عمل به دستورات دین و وظیفه‌شناسی، زمینه ایجاد عدالت اجتماعی را فراهم آورند.
اجراي عدل و قسط در بردارنده آثار فردي و اجتماعي مي‌باشد، در اين پژوهش سعي بر آن است كه آثار اجتماعي عدالت در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي و قضايي با توجه به احاديث امام علي عليه‌السلام ذكر شود و مورد بررسي قرار گيرد.
پژوهش حاضر با نگاه متمركز به كتب حديثي نهج‌البلاغه، غررالحكم و دررالكلم، بحارالانوار، كافي و… ، و هم‌چنين شروح نهج البلاغه، شرح غررالحكم و ساير كتب مربوطه نوشته شده است.

اهمّيت موضوع
بشر از دير زمان به ضرورت و اهميّت اصل عدالت اجتماعی پى برده و آن‌را مايه خوشبختى، نيك زيستى و آرامش خود دانسته است. علاوه براين اجراي عدالت اثرات مثبتي را از خود در جامعه بر جاي مي‌گذارد كه موجب رفاه حال مردمي كه در آن جامعه زندگي مي‌كنند، مي‌گردد. به همين دليل است كه اجراي عدالت از اهميّت ويژه‌اي برخوردار است. پيامبرگرامى در رابطه با اهميت عدالت مى‌فرمايد:«عدل ساعة خير من عبادة سبعين سنة قيام ليلها و صيام نهارها: يك ساعت عدالت گسترى بهتر است از هفتاد سال عبادت است كه روزهايش را روزه بگيرد و شب‌هايش را نماز بخواند.» (مجلسى، 1403ق: ج75، 352)
امام علي عليه‌السلام كه خود مظهر عدالت هستند در مقام تبيين ارزش و جايگاه عدالت نسبت به ديگر ارزش‌هاي ديني مي‌فرمايد: «وَ مَا أَعْمَالُ اَلْبِرِّ كُلُّهَا وَ اَلْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ عِنْدَ اَلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنْ اَلْمُنْكَرِ إِلاَّ كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ وَ إِنَّ اَلْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ لاَ يُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ وَ لاَ يَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ: تمام کارهاي نيکو و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منکر چونان قطره‌اي بر درياي موّاج پهناور است و همانا امر به معروف و نهي از منکر نه اجلي را نزديک مي‌کنند و نه از مقدار روزي مي‌کاهند. از همه اين‌ها برتر، سخن عدلي است در پيش روي حاکمي ستمکار.» (نهج‌البلاغه، حکمت374، ص542)
آن حضرت در نامه‌اش به مالك‌اشتر درباره لزوم رعایت عدالت مي‌فرمايد: «أَنْصِفِ اَللَّهَ وَ أَنْصِفِ اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ وَ مِنْ خَاصَّةِ أَهْلِكَ وَ مَنْ لَكَ فِيهِ هَوًى مِنْ رَعِيَّتِكَ فَإِنَّكَ إِلاَّ تَفْعَلْ تَظْلِمْ وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اَللَّهِ كَانَ اَللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ: با خدا و مردم و با خویشان نزدیك و افرادی از رعیت خود كه آنانرا دوست داری انصاف را رعایت كن كه اگر چنین نكنی، ستم روا داشته‌ای و كسی كه به بندگان خدا ستم روا دارد خدا به جای بندگانش دشمن او خواهد بود.» (نهج‌البلاغه، نامه53، ص428)
علاوه بر احاديثي كه از ائمه اطهار در مورد اهميّت عدالت روايت شده است، آياتي از قرآن كريم نيز بر اهميّت عدالت و قسط تأكيد مي‌نمايد، چنان‌چه خداوند متعال مي‌فرمايد: «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّه‏ (مائده/8): عدالت كنيد، كه به پرهيزگارى نزديكتر است!»
از نظر قرآن كريم اهميّت عدالت به حدّى است كه خداوند متعال آن‌را به عنوان يكى از اصلى‌ترين اهداف رسالت انبياء دانسته و مى‌فرمايد: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ (حديد/25): ما رسولان خود را همراه معجزات روشن فرستاديم و با آن‌ها كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند».و در آيه 47 سوره مباركه يونس نيز مي‌فرمايد: «وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ: براى هرامّتى، رسولى است هنگامى كه رسول‌شان به سوى آنان بيايد، به عدالت در ميان آن‌ها داورى مى‏شود و ستمى به آن‌ها نخواهدشد!»
با توجه به آن‌چه در احاديث و آيات قرآن كريم در مورد اهميّت فوق العاده عدالتذكر شد مي‌توان گفت آشنايي با آثار عدالت مي‌تواند مشوّقي براي عمل به آن و اجراي آن در حكومت‌ها و ساير جوامع انساني توسط زمامداران و ساير افراد مي‌باشد.
سوال اصلي
آثار اجتماعي عدالت از نظر امام علي عليه‌السلام چيست؟
سوالات فرعي
1. عدل و قسط از منظر امام علي عليه السلام به چه معناست؟
2. از منظر امام علي عليه السلام،عدالت اجتماعي در زمينه سياسيچه آثاري دارد؟
3. از منظر امام علي عليه السلام، عدالت اجتماعي در زمينه اقتصاديچه آثاري دارد؟
4. از منظر امام علي عليه السلام، عدالت اجتماعي در زمينه قضايي چه آثاري دارد؟
فرضيه ها
1. اجراي عدالت مي‌تواند يك جامعه آرماني بسازد و مصالح و منافع فردي و اجتماعي مردم را به بهترين وجه تأمين نمايد.
2. عدل يعني نفي هر گونه تبعيض و رعايت استحقاق‌ها و قسط به معناي عدل و داد و رعايت حقوق ديگران مي باشد.
3. عدالت اجتماعي در زمينه سياسي، موجب استقرار نظم و امنيت در جامعه مي‌گردد.
4. عدالت اجتماعيدر زمينه اقتصادي، موجب بهره‌مندي يكسان از بيت‌المال و ساير امكانات عمومي جامعه براي مردم مي‌گردد.
5. عدالت اجتماعي در زمينه قضايي، موجب آرامش و امنيت مردم و حفظ حقوق آنان مي‌گردد.

پیشینه
از نظر شهید مطهری ریشه اصلی طرح‌های علمی و عملی مسأله عدل در جامعه اسلامی، در درجه اول باید در خود قرآن جستجو کرد که بذر این اندیشه را در دل‌ها کاشت و آبیاری کرد و دغدغه آن‌را چه از نظر فکری و فلسفی و چه از نظر علمی و اجتماعی در روح‌ها ایجاد کرد و این قرآن است که مسأله عدل و ظلم را در چهره‌های گوناگون: عدل تکوینی، عدل تشریعی، عدل اخلاقی، عدل اجتماعی طرح کرد.
بعد از قرآن كريم، ائمه اطهارعليهم‌السلام به ويژه اميرالمؤمنين امام علي عليه‌السلام كه خود مصداقي از عدالت مي‌باشد در روايات خود به موضوع عدل و قسط پرداخته اند. و اين امر زمينه‌اي را پديد آورد كه كتاب‌ها و مقالاتي نگارش گردد و در آن به بررسي موضوع عدالت در اين روايات پرداخته شود.
تا كنون كتاب‌ها، مقالات و پايان نامه‌هاي زيادي در مورد موضوع عدالت و قسط از منظر امام علي عليه‌السلام به نگارش درآمده است، البته از ميان آثاري كه در رابطه با عدالت امام علي عليه‌السلام نوشته شده، هيچ يك به طور مجزا آثار اجتماعي عدالت را در سخنان امام علي عليه‌السلام مورد بررسي قرار نداده است، و در آن‌ها به طور اجمال به اين موضوع اشاره شده است. برخي از اين كتب و مقالات عبارتند از:
احمدي، علي اصغر، عدالت اجتماعي در نهج البلاغه، زمينه ها، موانع و دستاوردها، معرفت(علمي، ترويجي)، ش171، اسفند1390
قزوینی،عبدالکریم ابنمحمدیحیی، بقاء وزوال دولت در کلمات سیاسی امیرمؤمنان(علیه‌السلام)، به کوشش رسول جعفریان، قم: انتشارات کتاب‌خانه آیت‌الله العظمی مرعشی‌نجفی، 1371ش
لنكراني، آيت الله محمد فاضل، آيين كشورداري از ديدگاه امام علي عليه السلام، تقرير و تنظيم: حسين كريمي، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ چهارم، 1373ش.
دلشاد تهراني، مصطفي، تراز حيات: ساختارشناسي عدالت در نهج البلاغه، تهران: انتشارات دريا، چاپ اوّل، 1390ش.
عليخاني، علي اكبر، توسعه سياسي از ديدگاه امام علي(ع)، تهران: شركت چاپ و نشر بين الملل وابسته به مؤسسه انتشارات اميركبير، چ دوم، 1381ش.
مطهري، مرتضي، عدل الهي، تهران: صدرا، بى‌تا
نيكو برش راد، فرزانه، حكومت و عدالت اجتماعي در دوران امام علي عليه السلام، تهران: نغمه نو انديش، 1386ش
روش تحقيق
شيوه كار در پژوهش حاضر به صورت توصيفي- تحليلي بوده، روش و ابزار گردآوري اطلاعات آن به صورت كتابخانه‌اي و فيش برداري مي‌باشد. به اين شيوه كه پس از جمع‌آوري داده‌هاي لازم از بين احاديث امام علي عليه‌السلام، به دسته بندي و بررسي و توضيح و تحليل آن‌ها پرداخته شده است.

فصل اوّل: مفهوم شناسي

1-1. معناي اقامه
اقامة را بر پا كردن و نيز ادامه شى‏ء گفته‏اند در قاموس گفته شده: «اقام الشّى‏ء اقامة: ادامه و اقام فلانا: ضدّ اجلسه» (قرشي، 1412ق: ج6، 48)
منظور از اقامه قسط و عدل، برپايي، برقراري و يا اجراي قسط و عدل مي‌باشد.
2-1. معناي لغوي عدل
عدل در لغت به معناي راستي، درستي، دادگري، ميانه‌روي، مساوات، استقامت، حكم به حق، برابري و قرار دادن هر چيز در جاي خود آمده است. (فراهيدي، 1410ق: ج2، 39)
در نگاه راغب، عدل به معناي تساوي و برابري است؛ «عدل: العداله و المعادله يقتضي معني المساواه: عدل، عدالت و معادله، الفاظي هستند كه مفهوم مساوات را اقتضا دارند.» اين كلمات به اعتبار برابري دو چيز به كار برده مي شود. و عدل- به فتحه عين-، و عدل- به كسره عين- از نظر معنا نزديك به هم هستند، چيزى كه هست عدل- به فتحه عين- در جايى استعمال مى‏شود كه با بصر و حس ديده مى‏شود، مانند عدل شدن اين كفه ترازو با آن كفه‏اش يا اين لنگه بار با آن لنگه‏اش، يا اين عدد از گردو با آن عددش، يا اين مقدار گندم با مقدارى ديگر از آن، پس بنا بر اين مى‏توان گفت عدل به معناى تقسيط و تقسيم به طور مساوى است. (راغب اصفهاني، 1412ق: 551)
در معجم الوسيط در رابطه با معناي عدل اين‌چنين آمده: «العدل: الانصاف و هو اعطاء المرء ماله و اخذ ما علیه»،عدل یعنی انصاف و این‌که به هر فرد آن‌چه اختصاص به او دارد بدهی و ازاو هر آن‌چه که باید گرفت بگیری. (مصطفی ابراهیم، 1400ق: ج2، 594)
عدل حالتی است بین افراط و تفریط، به گونه‌ای که در این حد وسط، زیادت یا نقصانی قرار نداشته و اعتدال کامل مراعات شده و به خاطر همین مفهوم است که از میانه‌روی، مساوات، ساز‌وارگی، و استقامت به «عدل» تعبیر گردیده. (مصطفوی، 1360ش: ج8، 55)
ابن منظور در كتاب خود در باب مفهوم عدل بيان مي دارد «العدلُ ما قام فی النّفوس،انّه مستقیم و هو ضدّ الجور؛ و العدلُ الحکمُ بالحق» يعني آن‌چه در نفوس انساني مايه‌ي اعتدال و استقامت و انتظام مي‌شود عدالت است و چنين انساني مستقيم و راست و درست است. (ابن منظور، 1414ق، ج11، 433)
ابن‌فارس نيز در رابطه با معناي عدل می‌گوید: «ع ـ د ـ ل» دو معناي متضاد با هم دارد: 1. عدل به معنای برابری؛ 2. عدل که بر انحراف و کجی دلالت می‌کند؛ العدل من الناس: شخصی که روش مستقیم او مورد خشنودی مردم است و جمع آن، «عدول» است. عَدل، ضد جور و ستم است. (ابن فارس قزويني، 1422ق: ج4، 247)
به طور كلي عدل در لغت ضد جور و ستم است و به معناي مساوات، برابري و ميانه‌روي مي‌باشد.
3-1. معناي اصطلاحي عدل
1-3-1. اعتدال
علامه طباطبايي در تفسير الميزان در رابطه با معناي عدالت اين‌چنين مي‌نويسد: «إن العدل هو لزوم الوسط و الاجتناب عن جانبي الإفراط و التفريط في الأمور و هو من قبيل التفسير بلازم المعنى فإن حقيقة العدل هي إقامة المساواة و الموازنة بين الأمور بأن يعطى كل من السهم ما ينبغي أن يعطاه فيتساوى في أن كلا منها واقع موضعه الذي يستحقه»، عدالت ميانه‌روى و اجتناب از دو سوى افراط و تفريط در هر امرى است، و اين در حقيقت معنا كردن كلمه است به لازمه معناى اصلى، زيرا معناى اصلى عدالت اقامه مساوات ميان امور است به اين‌كه به هر امرى آنچه سزاوار است بدهى تا همه امور مساوى شود، و هر يك‏ در جاى واقعى خود كه مستحق آن است قرار‌گيرد.(طباطبايي، 1417ق: ج‏12، 331)
2-3-1. رعایت استحقاق ها (اعطاء کل ذی حق حقه)
شهيد مطهري چند معني براي «عدالت» ذكر كرده است؛ از جمله: «عدالت عبارت است از اين‌كه آن استحقاق و حقي كه هر بشري به موجب خلقت خودش و به موجب كار و فعاليت خودش به دست آورده است به او داده مي‌شود.» (مطهري، بي‌تا (ب):259)
ملّاصدرا نيز در تعريف عدالت مي‌نويسد: «عدل نه به معناي رعايت تساوي بين اشياء، بلكه رعايت استحقاق‌هاست كه اختلاف سطح در استحقاق كمال، تفاوت موجودات را به دنبال داشته است.» (مطهري، 1370ش: 80-81)
3-3-1. تساوي و رفع تبعيض
گاهي منظور از عدل و عدالت اين‌ است كه شخص هيچ نوع از تفاوت را ميان ديگران در نظر نگيرد و در روابط خود، به همگان به ديد يكسان بنگرد و از تبعيض بپرهيزد .وقتي مي‌گويند فلاني عادل است، منظور اين است كه هيچ‌گونه تفاوتي ميان افراد قائل نمي‌شود.البته بايد به اين نکته هم توجه کنيم كه مراعات مساوات تنها در صورتي پسنديده و مطلوب مي‌باشد كه هيچ تفاوتي در شايستگي‌ها و استحقاق افراد نباشد. امّا اگر با مجموعه‌اي مواجه باشيم كه از جهت شايستگي متفاوت‌اند، مراعات مساوات در ميان آن‌ها نه تنها كار عادلانه نبوده، بلكه تضييع حق اعضاي شايسته‌تر نيز مي‌باشد. براي مثال، اگر معلّمي به قصد مراعات عدل و مساوات، به همه دانش آموزان خود نمره يكساني بدهد، كاري عادلانه انجام نداده است. در نتيجه، بايد به خاطر داشت كه عدالت همواره ملازم با مساوات نيست .
شهيد مطهري در رابطه با اين معنا از عدالت مي‌نويسد: «معني عدالت و مساوات اين است كه ناهمواري و پستي و بلندي ها و بالا و پايين‌ها و تبعيض‌هايي كه منشأش سنت‌ها و عادات و يا زور و ظلم است بايد محو شود و از بين برود؛ و امّا آن اختلاف‌ها و تفاوت‌ها كه منشأش لياقت و استعداد و عمل و كار و فعاليت افراد است بايد محفوظ بماند.» (مطهري، بي تا (الف): 143)
برخی نیز معتقد‌ند عدالت «اصلی است حقوقی و سیاسی كه به موجب آن در همه امور اجتماعی با همه باید یكسان رفتار شود، مگر در آن‌جا كه برای رفتار استثنایی در مورد برخی افراد و گروه‌ها دلایل كافی و خاص وجود داشته باشد.» (آشوری، ۱۳۷۳ش:۶۰)
عدالت، میانه زياده‌روی و کوتاهی است و به معنی آن است که در امور زیادی و کمی نباشد… عدالت یا در اندیشه و افکار است به این معنی که از انحراف و سستی به دور بوده و مطابق حق و راستی باشد؛ همان‌گونه که خداوند در قرآن دستور داده است: «وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْل(نساء/58): و آن‌گاه که میان مردم حکم می‌کنید به عدالت داوری کنید.»‏ یا در صفات انسانی است؛یعنی اخلاق درونی میانه باشد و هیچ تندروی و کندروی در آن نباشد… و یا در حوزه‌ی اعمال است که شامل گفتار و تکالیف فردی وکارهای اجتماعی می شود…چنان‌چه خدای متعال در قرآن فرموده:«وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى(انعام/152): وآن‌گاه که سخن می گویید به عدالت بگویید اگرچه خویشاوند باشد» و باید دانست که موضوع عدالت از مهم‌ترین موضوعات است… و هر کار نیک و خلق و خوی پسندیده به آن باز می‌گردد… و عدالت همان چیزی است که در هر مورد و هر جایی خواسته شده است. (مصطفوي، 1360ش:ج8، 55- 59)
با توجه به موارد استعمال واژه عدل و تعابير و معاني گوناگوني كه در كتب لغت ذكر شده‌است، جامع‌ترين و كامل‌ترين معنا را مي‌توان در بيان امام علي عليه‌السلام كه الگوي كامل عدالت است، يافت. حضرت عليه السلام در حكمت 437 نهج‌البلاغه مي فرمايد: «اَلْعَدْلُ يَضَعُ اَلْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا: عدالت قرار‌دادن هر‌چيز در جاي خود است.»، مبناي اين سخن حکيمانه اين‌كه در جهان تكويني و تشريعي، هر چيزي جايگاه وموقعيت مناسب و درخور خودش را  دارد و عدالت يعني اين تناسب رعايت شود و هر چيز در جاي مناسب خودش قرار گيرد. که اين معنا، جامع‌ترين معناي عدل است و معاني پيشين را نيز در ‌بر مي‌گيرد.

4-1. مفهوم عدالت از منظر امام علي عليه‌السلام
حضرت على عليه‌السلام عدالت را به چند معنا به كار برده‌است كه به قرار ذيل مى‌باشد: 
1-4-1. قرار دادن و استقرار يافتن هرچيز در جاي خودش
عدالت امور را در موضع و جايگاه خاص خويش قرار مى‌دهد؛ يعنى عدالت وقتى محقق مى‌شود كه هرچيز سرجاى خودش باشد. اين مفهوم از عدالت ، بدين معناست که هر چيز و هرکس، در هر حوزه و جايگاهي، آن‌جا قرار گيرد که بايسته و شايسته آن است، چنان‌که امام علي عليه‌السلام در اين‌باره مي‌فرمايد: «اَلْعَدْلُ يَضَعُ اَلْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا: عدالت هر‌چيز را در جاى خود قرار مى‏دهد.» (نهج‌البلاغه، حکمت 437، ص553)
پاسداشت اين مفهوم از عدالت، هرچيز را به سامان مي‌آورد، و خيانت در آن، همه چيز را به نابساماني مي‌کشاند.اين مفهوم در همه امور روان است، که هرکجا پاس داشته شود، عدالت معنا يافته، و هرکجا ناروايي صورت گيرد، ستم پديد آمده است.

2-4-1. انصاف و داد
حضرت على عليه‌السلام در قسمتى از بيانات خود، عدل را به معناى انصاف دانسته و مى‌فرمايد: «الْعَدْلُ الاْنْصَافُ: عدل عبارت است از انصاف.» (نهج‌البلاغه، حكمت231، ص509)
انصاف به معناى ميانه‌روى است؛ يعنى كارى عادلانه است كه افراط و تفريط در آن وجود نداشته باشد. انصاف مصدر عربى به معناى داد دادن، عدل و داد كردن، راستى كردن، به نيمه رساندن، نيمهچيزى گرفتن و ميانه‌روى است. (عميد، 1361ش:ج1، 249).
«انصاف» در معامله يعنى به عدالت داد و ستد كردن به طوري كه در سود و زيان برابر خريدار بهره‏‌مند شود (به نسبتى سود ببرد كه در خريدن جنس از ديگرى سود داده است يا زيان برابر). (راغب اصفهانى، 1412ق:810)
«انصاف» در روابط و مناسبات اجتماعي و امور سياسي و اداري به مفهوم نصف کردن سود و زيان ميان خود و ديگران و پاس داشتن « داد» و حفظ حقوق ديگران همانند حفظ حقوق خود، و در مقام داوري حقوق طرفين را يکسان و برابر رعايت کردن است. بنابراين انصاف، بدين معناست که هرکس حقوق ديگران را رعايت کند و آن‌را چون حقوق خود بداند و به ديگران ستم نكند.
3-4-1. مساوات
عدالت درآن‌جا که سخن از حقوق عمومي و قرار گرفتن در برابر قانون و بهره‌مندي از فرصت‌هاي اجتماعي، سياسي، و اقتصادي است، به مفهوم مساوات و برابري مي‌باشد؛ و آن‌جا که سخن از حقوق شخصي و مراتب و ملاحظه توانمندي‌هاي گوناگون است، به مفهوم تفاوت و تناسب حق‌ها است.
چنان‌که امام علي عليه‌السلام در نامه خود به اسود بن قطبه، سردار سپاه حلوان، فرمود:«فَلْيَكُنْ أَمْرُ النَّاسِ عِنْدَكَ فِي الْحَقِّ سَوَاءً فَإِنَّهُ لَيْسَ فِي الْجَوْرِ عِوَضٌ مِنَ الْعَدْلِ: پس بايد کار مردم در آن‌چه حق است، نزد تو يکسان باشد، که ستم را با عدل عوض ندهند.» (نهج‌البلاغه، نامه59، ص449)
هم‌چنين ايشان در نامه 27 نهج‌البلاغه به محمدبن ابي بكر، هنگامي كه وي را به حكومت مصر منصوب كرد مي‌فرمايد: «وَآسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ حَتّي لاَيَطْمَعَالْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِکَ لَهُمْ وَ لاَيَيْأسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِکَ عَلَيْهِمْ: در نگاه‌هايت و در نيم نگاه و خيره شدن به مردم، به تساوى رفتار كن تا بزرگان در ستم كارى تو طمع نكنند، و ناتوان ها در عدالت تو مأيوس نگردند.»
با توجه به احاديث ذكر شده، در آن‌چه حقوق مردم و حقوق عمومي شمرده مي‌شود، عدالت به معناي مساوات است، و عدم مساوات و تبعيض در حقوق‌شان، ستم برآنان است.
شهيد مطهرى نيز در اين زمينه مى‌گويد: «اگر مقصود اين باشد كه عدالت يعنى رعايت تساوى در زمينه استحقاق‌هاى متساوى، البته معناى درستى است، عدل ايجاب مى‌كند اين‌چنين مساواتى را و اين‌چنين مساوات از لوازم عدل است.» (مطهرى، بىتا (د): 56)
حضرت عليه‌السلام در كلام ديگري مي‌فرمايد: «وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اَللَّحْظَةِ وَ اَلنَّظْرَةِ وَ اَلْإِشَارَةِ وَ اَلتَّحِيَّةِ حَتَّى لاَ يَطْمَعَ اَلْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِكَ وَ لاَ يَيْأَسَ اَلضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِكَ: و در نگاه كردن با گوشه چشم و نگاه خيره و اشاره و سلام دادن، رفتار يكسان داشته باش، تا بزرگان و قدرتمندان به ستم تو چشم طمع نبندند و زير دستان و ناتوانان از عدالت تو نااميد نشوند.» (نهج‌البلاغه، نامه 46، ص421)
عدالت ورزيدن در بهره‌هاي عمومي نيز به معناي پاس داشتن مساوات است، چنان‌که امام علي عليه‌السلام در نامه خود به مصقله پسر هبيره شيباني که از جانب حضرت کارگزار اردشير خرّه (فيروزآباد) بوده، فرموده است: «أَلاَ وَإِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَكَ وَقِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ فِي قِسْمَةِ هذَا الْفَيْءِ سَوَاءٌ، يَرِدُونَ عِنْدِي عَلَيْهِ يَصْدُرُونَ عَنْهُ: آگاه باش حقّ كسي كه نزد تو و نزد ما است از مسلمان‌ها در قسمت نمودن اين مال‌ها يكسان است: پيش من بر



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید