دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه
پایان نامه کارشناسی ارشد
رشته تفسیر قرآن مجید
موضوع:
روش شناسی مجمع البحرین طریحی در بکارگیری روایات
استاد راهنما:
دکتر مجید محمدی
نگارنده :
ماریا خدادوستی
بهمن ماه1393
دانشگاه علوم ومعارف قرآن کریم
دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه
پایان نامه کارشناسی ارشد
رشته تفسیر قرآن مجید
موضوع:
روش شناسی مجمع البحرین طریحی
در بکارگیری روایات
استاد راهنما:
دکتر مجید محمدی
نگارنده :
ماریا خدادوستی
بهمن ماه1393
تقدیـم به :
اللهم به حق فاطمه وابیها وبعلها وبنیها وسر المستودع فیها به عدد ما احاط به علمک
با تشکری سرشار از اخلاص
از جناب دکتر مجید محمدی
و هم چنین سپاسی فراوان از کار کنان قسمت آموزش،خانم خسروی وخانمکرمیان و از تمام کسانی که با راهنمایی های علمی ومعنوی خود این جانب را در تالیف این پروژه یاری نمودند.
چکیده
غریب القرآن دانشی است،که به شرح وتبیین معانی کلماتی ازقرآن که برای عامه مخاطبین غریب ونامانوس است می پردازد.کتاب مجمع البحرین با توجه به غریب القرآن بودن آن و با توجه به واژگان قرآنی و حدیثی که در کنار هم فراهم آورده است، درخور توجه است.فخر الدین طریحی چهره ای شاخص در علم حدیث و رجال وقرآن پژوهی دارد؛ وی فقیه، محدث وعالم قرن یازدهم است.پژوهش حاضر درباره روش او ونحوه تعامل وی با اخبار وروایات در کتاب مجمع البحرین است. از جمله نقاط قوت روش طریحی،ذکر روایات حاوی تفضیل وتبیین و تفسیرآیات قرآنی است.وی به محسنات لفظی واژگان قرآن توجه ویژه دارد.در امر حدیث کوشش او درجمع بین مصادیق روایی مختلف در ذیل آیات با توجه به نگاه وی به محسنات لفظی قرآن وحدیث را میتوان ذکر کرد.واز جمله نقاط محل تامل میتوان نوع نگاه وی به احادیث،چه تفسیری وغیر تفسیری و روایات بدون منبع را ذکر کرد. از مواردی که می توان به عنوان نقد این کتاب، بیان نمود عدم ذکر منابع احادیثی است، که در تبیین واژگان قرآنی از آن بهر ه برده است. پژوهش حاضر با ذکر منابع آن احادیث، تا حدودی این نقص را بر طرف ساخته است. بعضاً برخی احادیثی را در ذیل آیه آورده است، که به جز جناس لفظی نمی توان رابطه ای برای آن ذکر کرد.
کلید واژگان: روش شناسی،فخر الدین طریحی،مجمع البحرین،روایات
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده
فهرست مطالب………………………………………………………………………………………………………………..أ – ه
مقدمه2-1
کلیات تحقیق6-3
1-بیان مسأله3
2-اهمیت و ضرورت تحقیق4
3-سوال های تحقیق4
4-فرضیه ها5
5-اهداف تحقیق5
6-پیشینه تحقیق5
فصل اول – مفهوم شناسی و معرفی اجمالی فخرالدین طریحی…………………………………14-8
مفهوم شناسی و معرفی اجمالی فخرالدین طریحی8
1-1-معرفی اجمالی فخرالدین طریحی8
1-1- 1-ولادت طریحی8
1-1-2-زهد وتقوا8
1-1-3-مشایخ وشاگردان وی9
1-1-4-آثار مولف9
1-1-5-وفات طریحی10
1-2-کتاب مجمع البحرین10
1-3-مفهوم روش12
1-4- کتاب غریب القرآن12
1-5-محسنات لفظی12
1-5-1-جناس12
1-5-2-اشتقاق13
1-6-روایات تفسیری13
1-7-روایات غیر تفسیری14
فصل دوم:احادیث غیرتفسیری76-16
2-1-احادیث براساس اشتقاق لفظ51-16
2-1-1-ادا16
2-1-2-ثوی18
2-1-3-خبا19
2-1-4-خزا20
2-1-5-خسا21
2-1-6-خوا22
2-1-7-دحا24
2-1-8-رعا25
2-1-9-رقا25
2-1-10-غشا26
2-1-11-تبب27
2-1-12-حسب28
2-1-13-رحب29
2-1-14-ثجج30
2-1-15-وهج31
2-1-16-أود32
2-1-17-برد33
2-1-18-حصد34
2-1-19-حید35
2-1-20-ردد36
2-1-21-شید37
2-1-22-صفد38
2-1-23-ندد39
2-1-24-نبذ40
2-1-25- اجر40
2-1-26-بذر41
2-1-27-حظر43
2-1-28-ضمر43
2-1-29- غور44
2-1-30-فزز45
2-1-31-خفف45
2-1-32-عجف46
2-1-33-سلق47
2-1-34-ضیق48
2-1-35-خصم49
2-1-36- سنم50
2-1-37-قصم51
2-1-38-رهن51
2-2-احادیث براساس جناس لفظ76-52
2-2-1-حلا53
2-2-2-ادا54
2-2-3-درا54
2-2-4-دأب55
2-2-5-رب56
2-2-6-هیج57
2-2-7-جلب58
2-2-8-جیب59
2-2-9-برد60
2-2-10-جدد60
2-2-11-رصد61
2-2-12-صعد62
2-2-13-صلد64
2-2-14-صید65
2-2-15-بتر66
2-2-16-تبر67
2-2-17-خرر68
2-2-18-سعر69
2-2-19-عثر70
2-2-20-رفف70
2-2-21-دهق71
2-2-22-زهق72
2-2-23-صعق73
2-2-24-قلل74
2-2-25-جمم75
2-2-26-ردم76
2-2-27-سهم77
فصل سوم: احادیث تفسیری121-78
3-1-اتا79
3-2-اتا81
3-3-اذی82
3-4-خشی84
3-5-نبا85
3-6-وفی87
3-7-هدا88
3-8-دبب89
3-9-ذنب91
3-10-سحب93
3-11-سیب94
3-12-غضب95
3-13-سحت97
3-14-توب98
3-15-رسخ100
3-16-دبر101
3-17-شجر102
3-18 -ترب104
3-19-نکث104
3-20-قصد105
3-21-وقذ106
3-22-شور107
3-23-عبر108
3-24-محص109
3-25-اسف110
3-26-حلف111
3-27-زخرف112
3-28- زلف113
3-29-دلک114
3-30-سقم115
3-31- کظم117
3-32-عصا118
3-33-عما119
3-34-عنا120
3-35-غلا121
نتایج و پیشنهادات125-124
منابع ومآخذ132-126
مقدمه
الحمدلله ربّ العالمین و الصلاة والسلام علی أشرف الأنبیاء و المرسلین نبینا محمد و آله الطاهرین.
کتاب مجمع البحرین طریحی کتابی با رویکرد تفسیری وغیرتفسیری ا ست، که با توجه به تخصص وتبحر طریحی در علوم مختلف نگاشته شده است. مولفه ها ی این کتاب از جمله واژگان غریب القرآن وحدیث و عنصر حدیث گزاری در ذیل واژگان قرآنی از گزینش وگزارش حدیثی گرفته تاتحلیل آنهاتابع رویکرد تفسیری وغیر تفسیری است.
طریحی بهسان بسیاری از مفسران دیگراز روایات اسلامی برای تبیین مصداق های مقصود بر خی آیات بهره گرفته است.واژه قرآنی راذکر می کند؛ سپس آیاتی که واژه مورد نظر درآن به کار رفته رابیان میدارد، ودرآخر به بیاناحادیث روی میآورد.این پژوهش می کوشد،تا زوایایی از کوشش طریحی در روش شناسی استفاده از احادیث را بکاود،که از نوعی تمایز وخصوصیت بر خوردار است.برای تحقیق در خصوص بعد روش شناسی اول باید بعد لغوی این کتاب رامد نظر قرار داد،وسپس رویکرد ونقش احادیث در ذیل واژگان قرآنی مورد توجه قرار گیرد. منظور از روش شناسی طریحی در بکار گیری روایات در واقع بیان کار کردها و رویکرد حدیثی وی است.
این پژوهش که درسه فصل آمده است. درفصل اول، به مفهوم شناسی پروژه پرداخته شده است؛ فصل دوم به بیان احادیث غیرتفسیری میپردازد،که این احادیث خود در دوقسمت احادیث بر اساس اشتقاق لفظ واحادیث بر اساس جناس لفظ طرح ومورد پژوهش قرار گرفتهاند، فصل سوم به بیان احادیثی می پردازد،که تفسیری هستند و به منظور توضیح وتبیین وتفسیرواژگان قرآنی بیان شدهاند.در فصل دوم وسوم واژگان ابتدا در نگاه طریحی بیان گردیدهاند؛وسپس آیه وحدیث شاهد مثال طرح گردیده است ودر ذیل آنها نظر دیگر لغت شناسان ومفسرین بیان شده است. در آخر به بیان نتیجه گیری از این پرو ژه تحقیقاتی و نتایج و پیشنهادات پرداخته شده است. با روشن شدن کار کرد های حدیثی وروش شناسی طریحی در واقع می توان به تفسیری وغیر تفسیری بودن این احادیث پی برد؛و هم چنین با ارتباط معنایی این احادیث با آیات آورده شده در صدر آنها می توان به چنین نتیجه ای دست یافت.
با روشن شدن روش شناسی طریحی، تفسیری یا غیر تفسیری بودن این احادیث درکتاب مجمع البحرین، اینکتاب علاوه بریک کتاب غریب القرآن ولغوی به عنوان یک منبع تقسیری دردسترس پژوهشگران می تواند قرار بگیرد.به عنوان نمونه یکی از کتاب های معانی القرآن که به عنوان یک مکتب لغوی در روش تفسیر قرآن بکار رفته است، کتاب معانی القران فراء بغوی است ایشان در روش تفسیری خود از تفاسیر روایی واهل لغت بهره گرفته است.
با روشن شدن روش شناسی کتاب مجمع البحرین، و آورده شدن واژگان از نظر معنا های مختلف در آیات پراکنده در سوره ها و تفسیر آنهابه وسیله بیان احادیث تفسیری و احادیث غیر تفسیری که درارتباط با آیه نیستند،دسترسی به تحقیق های علمی پژوهشی برای اندیشمندان سهل وآسان خواهد شد.

کلیات تحقیق
1-بیان مسأله
کتاب مجمع البحرین اثرفخرالدین بن محمد طریحی که به توضیح واژگان مشکل قرآن وحدیث در کنار هم پرداخته است. وی این کتاب راپس از تالیف دو کتاب دیگرش غریب القرآن و غریب الحدیث نگاشت؛ این کتاب در شش جلد نوشته شده است؛ ایشان در بیان معنای واژگان ابتدا شواهد قرآنی راذکرسپس وجوه معنایی یک کلمه رادر کاربرد های مختلف تبیین کرده است ودرذیل هرآیه حدیث هایی را ذکر می کند،که واژه قرآنی مورد نظر در این احادیث ذکر شده است.
دانش غریب القرآن دانشی است، که به شرح وتبیین معنای کلماتی از قرآن که برای عامه مردم غریب و نامأنوس است،می پردازد؛ و ویژگی بارز کتاب های غریب القرآن این است،که مولف به شرح وتبیین کلماتی منتخب ازقرآن، که به نظر وی نامأنوس و نیازمند شرح است، به ترتیب آیات وسوره های مصحف می پردازد.
از دیگرکارکردهای کتاب های غریب القرآن این است،که مولف در دانش غریب القرآن به بیان مقصود هر واژه درسیاق آیهی خاصی که قرار گرفته است،می پردازد.
این پژوهش برآن است، تا روش شناسی طریحی در به کارگیری احادیث وجایگاه این احادیث دریک کتاب غریب القرآن را مورد پژوهش قراردهد.چرا که یکی از منابع مهم معناشناسی واژه ها حدیث است، که از سوی پیامبر (صلی الله وعليه وآله) و خاندان مطهرش برای ما به یادگارمانده است، که مفسرین رادرنیل بهتفسیردرست از قرآن رهگشا میباشد.این احادیث می- توانندکارکردها ونقش های متعددی بگیرند.برخی از احادیث ذکر شده در کتاب طریحی در جهت تفسیرآیه نیستند، ومخاطب را به سمت این سوال سوق می دهد، که نقش این احادیث درکتاب مجمع البحرین چیست؛ وهدف مولف ازآوردن این احادیث چه بوده است، واین مساله محقق را برآن داشت، تا به روش شناسی این کتاب بپردازد، و بارسیدن به پاسخ تحقیق، ابهامات مخاطبین رادرمواجه با کتاب مجمع البحرین برطرف نماید.
واژه های به کار رفته در قرآن ممکن است، دارای معانی متعددی اعم از حقیقی و یا مجازی باشند، که با توجه به سیاق آیه نتوان آن را تشخیص داد، تعیین معنای مقصود از واژه در کاربرد خاص قرآنیاش گاه از چنان دشواری برخوردار است، که بدون بیان معصوم مخاطب به خطا افتاده و نمیتواند به معنای مقصود آیه راه ببرد؛ در این جابیان معصوم میتواند معنای واژه را برای مخاطب تعیین وتبیین نماید؛ احادیث تفسیری معنای این چنین واژگانی را بیان داشته اند؛ اما ممکن است مخاطب در نگاه اول معنای این چنین احادیثی هم برایش مشکل باشد، محقق واژگان قرآنی را هم درنگاه طریحی وهم در نگاه دیگر لغت شناسان ومفسرین بیان کرده است؛ تا مخاطب به آسانی تفسیر احادیث را درک کند؛همه این مطالب این امررا می طلبدکه کتاب مجمع البحرین روش شناسی شود،باانجام این هدف خوانندگان این کتاب بهتر میتوانند ازآن بهره مند شوند.
2-اهمیت وضرورت تحقیق
احادیث اهلبیت(عليهمالسلام) ازآیات قرآنی برای ما از جایگاه بلندی برخوردار است، واز ابعاد مختلفی دارای اهمیت است؛اهل بیت(عليهم السلام)آگاهترین افراد به تفسیر قرآن کریم ومعانی آیات آن هستند؛ به رغم آثاری که در بیان تفسیر اهل بیت صورت گرفته اما به طور یقین باز کاستیهایی در این آثار وجود دارد، که به نقشها وکارکردهای حدیثی کمتر توجه شده است وهم چنین نقش وکار کرد،این احادیث در بیان لغت و واژگان چه تاثیری بر روند تفسیر از سوی مفسر دارد؛اینپژوهش برآن است،تاباتحقیق بررویاحادیث بکاررفته در مجمع البحرین طریحی که خود عالم به علم غریب القرآن وغریب الحدیث است،کارکرد ها ونقش های حدیثی این احادیث در ذیل واژگان کتاب مجمع البحرین را مورد پژوهش قرار داده؛ وبا مشخص شدن این نقش هایحدیثیتاثیر این کارکردها رابر روی تفسیرهای انجام شده از سوی مفسران وهم چنین تاثیر آن برروی واژگان قرآنی را پیبرد.با مشخص شدن این اهداف پژوهشگران قرآن آسان- ترمیتوانندپژوهش های علمی خود را با درکنارهم قرارگرفتن واژه قرآنی وحدیث ومشخص بودن کارکرد ونقش این احادیث انجام دهند.
3-سوال های تحقیق
1-هدف وانگیزه طریحی از بکار گیری حدیث در ذیل واژگان قرآنی در یک کتاب غریب القرآن چیست.؟
2-رویکرد و نقش حدیث در کتاب مجمع البحرین در ذیل آیات قرآنی چیست.؟
3- روش شناسی طریحی در کتاب مجمع البحرین چیست.؟
4-فرضیه ها
1- طریحی از احادیث برای رساندن بیان معنایی بیشتر واژگان ورساندن معنای واضح تر وتفسیر بیشتر واژگان برای فهم مخاطب استفاده کرده است.
2- نقش وکاربرد حدیثی در کتاب مجمع البحرین بیشترمتوجه تفسیر واژه در قرآن است.
3-طریحی برای بیان معنا شناسی واژگان قرآنی در استفاده از احادیث بیشترین استفاده را از احادیث تفسیری کرده است.
5-اهداف تحقیق
در این پروژه تحقیقاتی اهداف کلی وجزئی برای این رساله پژوهشی در نظر گرفته شده است که عبارت است از:
الف)-هدف کلی: روش شناسی مجمع البحرین طریحی در بکار گیری روایات
ب)-هدف جزئی:
1-آشنایی با رویکردهای حدیثی ونقش آنها دربیان معنای واژگان
2-آشنایی با دیگر رویکرد ها ونقش های حدیثی در کتاب محمع البحرین.
6-پیشینه تحقیق
از آثار قابل توجه در زمینه غریب القرآن، ازدانشمندان متاخرکتاب غریب قرآن فخرالدین طریحی است، که در ضمن شرح واژگان غریب قرآن به شرح کلمات غریب حدیث نیز نظر داشته است؛ براین کتاب حاشیهها ومستدرکاتی نوشته اند،که از جمله علمایی مانند میرزا محمد بن میرزا علی اصغر حسنی حسینی طباطبایی تبریزی براین کتاب حاشیه نوشته است، و همچنین حکیم عارف ملقب به صدر الافاضل میرزا لطف علی شیرازی متولد1268 هجری تعلیقه ای بر این کتاب به نام رساله أواسط القلائدنوشته است. هم چنین مستدرک صفی الدین بن فخرالدین طریحی نجفی فرزند مولف بر این کتاب است؛ این مستدرک شامل مجموعه هایی از تعلیقات وحواشی است؛ صفی الدین ملحقاتی نیز بر این کتاب دارد، که در آن لغاتی رابر مجمع البحرین افزوده است؛ولی در مورد رویکرد حدیثی طریحی ونقش این احادیث در کتاب مجمع البحرین مطلبی ننوشته اند، که این پژوهش درصدد بیاننقش وکار کرد احادیث در کتاب مجمع البحرین است.

فصل اول
مفهوم شناسی وبیان اجمالی زندگی فخرالدین طریحی

مفهوم شناسی و معرفی اجمالی فخرالدین طریحی
1-1-معرفی اجمالی فخرالدین طریحی
1-1- 1-ولادت طریحی
فخرالدینالدین طریحی المسیلمی،ابن بن محمدعلی بن احمدبن طریح الرماحی النجفی،مشهور به طریحی،درروزجمعه در سال979 درمحله آل طریح در نجف اشرف به دنیا آمد،وپدرومادرش اسم وی را فخرالدین نامیدند،به امید اینکه سبب فخردین باشد،اودانشمند لغوی وسرشناس فقیه ومحدث گران قدر شیعه است.1
او را طریحی گویند،چرا که منسوب به شیخ طریح بن خفاجی است،واو را مسلمی گویند چرا که منسوب به خاندان بنی مسلم،یکی ازطوایف بنی اسد است.2
طریحی که ازخاندان طریحی برخاسته است،ازمشهور ترین خاندان های ریشه دار علمی شیعه است.
یکی از نویسندگان میسحی به نام اب انستاس ماری کرملی،درباره آل طریح این چنین می نویسد:«آل طریح از تبارعلم،فضل وادب،وتقوا درنجف وازقدیمی ترین ومشهورترین وریشه دار ترین خانواده ها درمجد وشرف است،زمانی که رجال علم واصلاح رابه شمرند خاندانی معروف تر از آنان در نجف نیست».3
1-1-2-زهد وتقوا
به گفته نویسندگانوعلما طریحی ازعابدترین وزاهدترین عالم زمان خود بود؛در کتاب ریاضالعلماآمده است،که«ویعابدترین وباتقواترین اهل زمان خود بود،ودر تقوای وی همین بس که لباسی را که با نخ ابریشم دوخته شده بود،به تن نمیکرد بلکه لباسهای اورا بانخ پنبها ی میدوختند».4
هم چنین آمده است،که طریحی عالم فاضل،محدث باتقوا،زاهد،فقیه، شاعر،ازعابد ترین و باتقواترین اهل زمان خود بود.5
مولف ریاض العلما براین باوراست،که درسال 1080ق،طریحی در ماه مبارک رمضان معتکف شده بود،ومولف در مسجد کوفه با وی دیداری داشته است.6
1-1-3-مشایخ وشاگردان وی
مولف درریحانه الادب براین باوراست،که طریحی بایکی دو واسطه ازشیخ بهایی روایت نموده است،وخودشازمشایخ روایت پسرخودش صفی الدین وعلامه مجلسی و هاشم بحرانی می باشد.7
طریحی به واسطه محمد بن حسام المشرقی، از شیخ بهایی روایت کرده است.8
پسرش صفی الدین شرحی برمجمع البحرین وملحقاتش به نام حواشی المجمع نوشته است،وهم چنین شرحی بر کتاب رساله فخریه به نام الریاض الزهریه نوشته است.9
1-1-4-آثار مولف
طریحی آثار فراوانی دارد،ازجمله در قرآن وحدیث مانند کتاب مجمع البحرین المنتخب في جمع المرائي و الخطب وکتاب غریب الحدیث،که آن را قبل ازکتاب مجمع البحرین تالیف کرد.10
مولف مراقدالمعارف براین باوراست، که مهمترین کتابهای طریحی مجمع البحرین در لغت،وکتابهایی در فقه وتفسیراست،واز دیگر آثار طریحی المنتخب و فخریه درفقه وجامع المقال درحدیث ودرایه و رجال است.11
از دیگرآثار طریحی الاحتجاج فی مسائل الاحتیاج،الاربعون حدیثا،ایضاح الحساب،جامعه الفوائد،الاثنی عشریه فی اثنی عشرمبحثا فی مباحث اصول الفقه،تحفه الواد عقال الشارد،شرح اثنی عشریه صاحب معالم،غریب القرآن،غریب الحدیث للخاصه،فوائدالاصول است.12
طریحی آثارفراوانی دارد،مخاطبین برای آشنایی با دیگر کتاب های طریحی، به مقدمه مجمع البحرین مراجعه کنند.
1-1-5-وفات طریحی
مولف آورده است،که طریحی درسال1085هجری درشهررماحیهی مدینه وفات یافت وجنازه اش به نجف منتقل شد،مرقد وی درمحله براق شهر نجف است.13
رماحیه به تشدید میم شهری از عراق عرب است.14
1-2-کتاب مجمع البحرین
کتابمجمعالبحرین،کتابیغریبالقرآنولغویدرششجلدنگاشتهشده است،ساختارکتاب به این گونه است، که با مقدمه تحقیقی درباره شرح حال اساتیدوآثار علمی طریحی آغاز شده است،متن کتاب به سبک صحاح اللغه جوهری مرتب شده است.
مولف درسال 1079 ق به نگارشکتاب مجمع البحرین پرداخت، وی درابتدای کتاب انگیزهی خود را از نگارش آن این طور بیان میدارد،که «من دیدم درشرح روایات واحادیث منسوب به غیر معصومین واهل بیترسولخدا(صلیالله عليه وآله)و اجمعین،کتاب های متعددی نگاشته شده است، واز میان اصحاب وعلمای بزرگ نیزکتابی مستقل در شرح اخباروروایات معصومین(عليهالسلام)نگاشته نشده است لذا بر آن شدم تادر شرح سخنان واحادیث اهل بیت (عليه السلام)این کتاب را به نگارش درآورم،من دراین کتاب واژهای غریب وناآشنای قرآنی را نیز برآن افزودم تااز کتاب وسنت به همراه هم بهره مندشویم.».15
مولف احتمالاً نام کتاب خود را از آیه سوره کهف گرفته است،چرا که دو دریای قرآن وحدیث رادرکنارهم جمع کرده است؛آیه عبارت است از:«وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً»(کهف/60)«و (به ياد آر)وقتى كه موسى به شاگردش(يوشع كه وصى و خليفه او بود.) گفت:من دست از طلب برندارم تا به مجمعالبحرين (به محل برخورد دو دريا) برسم،يا سالها عمردرطلب بگذرانم».
درمجمعالبحرین طریحی درمورد معنای هرواژه ابتدا شواهدقرآنی راذکرکرده،و وجوه معنایی یک کلمه رادرکاربرد های مختلف تبیین کرده است،وسپس درذیل آیات احادیثی را ذکر کرده است؛بیشتر احادیث ذکرشده درکتاب مجمع البحرین بدون ذکر سند واحادیث به شکل قسمتی از کل حدیث آورده شده اند،طریحی بیشتر آن قسمت حدیث را ذکر کرده که به صوردت شاهد مثال مدنظرش بوده است.
واژگان درمجمعالبحرین براساس نظام قافیه و براساس ریشه کلمات مرتب شدهاند، برطبقاین نظام ابتدادرمرتبه اول،حرف پایانی کلمه سپس حرف نخست ودرآخر حرف میانی کلمه مد نظر است،وهر یک از حروف الفبا رادر عنوان کتابی مستقل بیان کرده است.
مولف ریاض العلما آورده است،که این کتاب بهترین کتاب درجمع بین غریبالقرآن وغریبالحدیث است،وهیچ کس از امامیه قبل از وی این تالیف را نداشته است،وی این کتاب را در کنارحرم امام رضا(عليهالسلام) نوشته است.16
هم چنین مولف درطبقات اعلامالشیعه براین باور است،که طریحی مجمع البحرین را درسال 1079ق نوشته است.17
1-3-مفهوم روش
روش به معنای رفتن،عمل کردن،راهرو است،و روش شناسی به معنای معرفت، شناخت است.18
روش به معنای چگونگی انجام دادن یک کار،چگونگی رفتار یک شخص،درمورد معین است.19
هم چنین روش به معنای طرز،طریقه،قاعده، قانون،راه ،اسلوب،سبک،رفتار است.20
1-4- کتاب غریب القرآن
غریب القرآن مصطلحی است مرتبط با مفردات ومعنی شناسی واژه های قرآن،وهمواره یکی از دانش های زیر مجموعه ی علوم قرآنی به شمار می آمده است،در تعریف این دانش باید گفت،دانش غریب القرآن دانشی است که به شرح وتبیین معنای کلماتی از قرآن که برای مردم نامانوس است،می پردازد،نهضت غریب القرآن نویسی از سده دوم هجری آغاز وتا زمان حاضر نیز ادامه دارد.21
1-5-محسنات لفظی
1-5-1-جناس
جناس همانندی دولفظ درگفتارو ناهمانندی آنها درمعنا است،جناس دونوع است، لفظی ومعنوی،جناس لفظی،خود دو نوع است،جناس تام وجناس غیرتام،جناس تام آن است که دو لفظ متجانس در چهار نوع اتحاد دارند،نوع حروف،عدد حروف،هیات هایی که پدیده حر کت ها وسکون ها است،تر تیب حروف.22
جناس غیرتام آن است،که دو لفظ متجانس دریکی یابیشتر از یکی درچهارچیز در جناس تام با هم اختلاف دارند،وآناختلاف یا به افزایش یک حرف دراول کلمه یا وسط،یا آخر کلمه است.23
دراین پژوهش،فقط به بررسی جناس لفظی درمجمع البحرین پرداخته شده است، وهم چنین دربررسی جناس به جناس تام وغیرتام اشاره نشده است،وفقط این مطلب بیان شده است،که کلمه جناس دارد،یا اینکه جناس ندارد،واز نوع دیگرمحسنات لفظی ماننداشتقاق است.
1-5-2-اشتقاق
اشتقاق به عنوان یکعمل عبارت است،از اینکه ازیک لفظکلمات دیگریکه در ترکیب حروف با آن لفظ اصلی تناسب دارند،گرفته شود،تا برمعنایی متناسب با لفظ اصل دلالت کند.24
در بحث بیان اشتقاق دراین پژوهش فقط به این مطلب اشاره شده است،که واژه در حدیث از نوع اشتقاق هست یانه،و انواع اشتقاق مطرح نشده است،به دلیل این که موضوع این پژوهش روش شناسی مجمع البحرین است،واز بیان جزئیات خودداری شده است.
1-6-روایات تفسیری
در تفسیر روایی که معروف به تفسیر اثری است،تفسیر قرآن با روایاتی است که از پیامبر(صلیاللهعليهوآله)وائمه(عليهالسلام)صادر شدهاند،و ازامتیازات آن میتوان به کشف وتبیین مراد الهی آگاهی از بطون وتاویل آیات نام برد.25
مولف آورده است،که پس ازآیات قرآن کریم روایات معصومین،مهم ترین منبع تفسیر به شمار میآید،منبع بودن سخن معصوم در توضیح و تبیین کتاب خدا هم زمان با نزول قرآن مطرح بوده است.26
1-7-روایات غیر تفسیری
روایاتی هستند،که درصدد تفسیرآیه نیستند،بلکه کلام وسخنان حکمت آمیزمعصوم هستند،که درموارد مختلف آنان برای مخاطبین خود بیان داشته اند.

فصل دوم
احادیث غیر تفسیری

فصل دوم:احادیث غیرتفسیری
دراین فصل احادیثی مورد نقدوپژوهش قرار گرفته اند،که در صدد تفسیر آیه نیستند،وطریحی آنها رابراساس اشتقاق لفظ و جناس لفظی بیان کرده است؛ هم چنین متذکرمیشوم که، با توجه به موضوع این پروژه تحقیقاتی که روش شناسی بکار گیری روایات درکتاب مجمع البحرین است، فقط به اصل روش اشاره شده است، واز بیان جزئیات روشخوداریشده است، هم چنین تعداد در انتخاب این احادیث گزینشی بوده است واگربرخی واژگانتکرارشده اند، این کاملاً گزینشی بوده واحادیث آنها نیز، با حدیث قبلی فرق دارد.
درآوردن برخی احادیث باتوجه به این که متن حدیثی شاهد مثال، در قسمتی از یک حدیث طویل بوده، فقط آن قسمت از حدیث آورده شده است، که به عنوان شاهد مثال است، ودراین احادیث از آوردن سند حدیثی، به دلیل طویل بودن سند حدیثی خوداری شده است.
احادیث غیرتفسیری دراین فصلدردو عنوان1- احادیث براساس اشتقاق لفظ و2-احادیث بر اساس جناس لفظی بیان شده اند، که به شرح ذیل می باشند.
2-1-احادیث براساس اشتقاق لفظ
2-1-1-ادا
مولف بر این باور است، که واژه ادا به معنی دادن وپرداختن ورساندن است.27 آیهی آورده شده دراین قسمت عبارت است، از:«وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُم‏» (بقره /178)« و با [رعايت‏] احسان[خونبها را]به او بپردازد؛اين[حكم‏]تخفيفو رحمتىاز پروردگار شماست.» حدیثی که در ذیل آیهی بالا آمده است، عبارت است از: وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(عليه السلام)‏ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا كَانَ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنَ الدُّنْيَا وَ أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْآخِرَةِ مُثِّلَ لَهُ مَالُهُ وَ وُلْدُهُ وَ عَمَلُهُ فَيَلْتَفِتُ إِلَى مَالِهِ وَ يَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّي كُنْتُ عَلَيْكَ لَحَرِيصاً شَحِيحاً فَمَا ذَا عِنْدَكَ فَيَقُولُ خُذْ مِنِّي كَفَنَكَ فَيَلْتَفِتُ إِلَى وُلْدِهِ فَيَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّي كُنْتُ لَكُمْ مُحِبّاً وَ إِنِّي كُنْتُ عَلَيْكُمْ لَمُحَامِياً فَمَا ذَا عِنْدَكُمْ فَيَقُولُونَ نُؤَدِّيكَ إِلَى حُفْرَتِكَ وَ نُوَارِيكَ فِيهَا فَيَلْتَفِتُ إِلَى عَمَلِهِ فَيَقُولُ وَ اللَّهِ إِنَّكَ كُنْتَ عَلَيَّ لَثَقِيلًا وَ إِنِّي كُنْتُ فِيكَ لَزَاهِداً فَمَا ذَا عِنْدَكَ فَيَقُولُ أَنَا قَرِينُكَ فِي قَبْرِكَ وَ يَوْمِ حَشْرِكَ حَتَّى أُعْرَضَ أَنَا وَ أَنْتَ عَلَى رَبِّك‏28 امير المومنين (عليه السّلام) فرمود: هنگامى كه بنده در آخرين روز زندگيش دردنيا و نخستين روز از آخرت قرار مي گيرد، مال او و فرزند او و عملش در برابر او ممثّل و مجسّم مى‏شود؛پس روى به مال خود كرده ميگويد: سوگند به خدا من در طلب تو حريص و آزمند بودم و بر صرف تو بسيار بخل مي ورزيدم، حال تو چه دارى كه مرا در اين سفر به كار آيد؟ مال جواب مي دهد؛ كفنت را از من برگير، بعد متوجه فرزندانش مى‏شود، و مي گويد: به خدا قسم مندوستدارشمابودمومنبودم كه،از شما پشتيبانى مي كردم اكنون نزد شماچيست؟كه دستگير من باشدو با من چه همراهى توانيد كرد؟آنان به او پاسخ ميدهند: ما فقط مي- توانيم تو را به گورت رسانده وآنجا دفن كنيم، آنگاه به عمل خويش روى مي كند،ومي گويد: به خدا قسم كه تو بر من سخت گرانبار بودى و من به تو بي رغبت بوده، و از تو روى مي- گرداندم اكنون تو چه همراه من ميكنى؟ و عمل به او پاسخ مي دهد: من در گورت و در آن روز كه محشور خواهى شد با تو همنشين و همراه خواهم بود، تا من و تو بر پروردگارت هر دو عرضه شويم.
صاحب جوامع الجامع این طور بیان می دارد، که قاتل در صورت امکان بدون سهل انگاری ومعطلی دیهرا بدهد.29 علامه براین باوراست،که دیه را باید بدون معطلی وآزار و اذیت وبه خوبی پرداختن داد.30
در مطالب بالا این نکته به خوبی روشن می شود،که حدیث آورده شده درصددبیان تفسیرآیه نیست، وبراساس اشتقاق لفظ بیان شده است.آیه در موردپرداخت دیه بحث می- کندوحدیث در مورد رساندن بدن میت، به سوی قبر بحث میکند.

2-1-2-ثوی
واژه ثوی که،که به معنای مقام و جایگاه است31. آیه آورده شده دراین قسمت عبارت است، از «النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدينَ فيها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ» (انعام/ 128)«جايگاه شما آتش است؛درآن ماندگار خواهيد بود،مگرآنچهراخدابخواهد [كه خود تخفيف دهد]؛ آرى پروردگار تو حكيم داناست.» حدیث عبارت است، از:عن جابر بن عبد الله قال: قال رسول الله (صلی الله عليه و آله) إذا حمل عدو الله إلى قبره نادى حملته أ لا تسمعون يا إخوتاه أني أشكو إليكم ما وقع في أخوكم الشقي إن عدو الله خدعني و أوردني ثم لم يصدرني و أقسم لي أنه ناصح لي فغشني و أشكو إليكم دنيا غرتني حتى إذا اطمأننت إليها صرعتني و أشكو إليكم أخلاء الهوى منوني ثم تبرءوا مني و خذلوني و أشكو إليكم أولادا حميت عنهم و آثرتهم على نفسي فأكلوا مالي و أسلموني و أشكو إليكم مالا منعت فيه حق الله فكان وباله علي و كان نفعه لغيري و أشكو إليكم دارا أنفقت عليها حريبتي فصار سكانها غيري و أشكو إليكم طول الثوى في قبري ينادي أنا بيت الدود أنا بيت الظلمة و الوحشة و الضيق يا إخوتاه فاحبسوني ما استطعتم و احذروا مثل ما لقيت فإني قد بشرت بالنار و الذل و الصغار و غضب العزيز الجبار وا حسرتى على ما فرطت في جنب الله و يا طول عويلاه فما لي من شفيع يطاع و لا صديق يرحمني فلو أن لي كرة فأكون من المؤمنين32.
علامه براین نظراست،که کلمه مثوی اسم مکان است،به معنایمحلاستقامتبا استقرار است،” النَّارُ مَثْواكُمْ “به معنای این است،که آتش محل اقامتی برای شما است، که درآن استقرار خواهید داشت.33
در حدیث بالا بابیان ویژگی های قبر میخواهد، این مطلب رابرساندکه، ثوی جایگاهی است،کهمحلاستقرار است،چرا که ویژگیهای آن رابیان کرده است،که اهمیت آن را برساند؛ این اهمیت و ویژگی ها با مفهوم استقرار آن معنا پیدا میکند،این حدیث از باب اشتقاق لفظ بیان شده است و در صددتفسیر آیه نیست.

2-1-3-خبا
مولف بر این باور است که “خبا “به معنای پنهان بودن است.34 آیه ی آورده شده دراین قسمت، عبارت است از: «أَلاَّ يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذي يُخْرِجُ الْخَبْ‏ءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ »(نمل/25)« [آرى شيطان چنين كرده بود] تا براى خدايى كه نهان را در آسمانها و زمين بيرونمى‏آورد،وآنچهراپنهان مى‏داريد،و آنچه را آشكار مى‏نماييد، مى‏داند سجده نكنند.»حدیثی که آمده است، عبارت استاز:قوله(عليه السلام)‏ اطلبوا الرزق في خبايا الأرض فإنه تعالى بسطها و جعل لها طولا و عرضا و طرح فيها جبالا ثابتة و أعلاما يهتدى بها و أخرج منها النبات فيها من كل شي‏ء بقدر معلوم و من الأشياء التي توزن من الذهب و الفضة و النحاس و الحديد و غيرها.35 راغب اصفهانی بیان داشته است، که خبا در مورد هرچیز که پوشیده وپنهان باشد، بکار می رود.36 مولف در مجمع البیان خبارا چیز هایی می داند، که از نظر ها مخفی هستند؛ و پیش از آنکه بیرون آورده شوند؛ ادراک نمی شوند،خبارا چیز هایی می داند که از نیستی به هستی در می آیند.37
مولف درتفسیر جوامع الجامع براین عقیده است،که خبا مصدری به معنای اسم مفعول است، و آن تمام چیزهایی است، که خداوند آن را در آسمانها و زمین غیب و پنهان کرده است.38
علامه در تفسیر المیزان عبارت «يُخْرِجُ الْخَبْ‏ءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »را استعاره ایی می- داند، که گویا خداوندموجودات را ازپسپرده غیب، یکی پس از دیگری بیرون می آورد و آنها را به عالم وجود در میآورد.39
این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شده است، ومیتوان بیان داشت که، معنایی مجازی را نیز در بردارد،که با توجه به حدیث و تفاسیر گفته شده میتوان گفت معنای مجازی آن هر چیز پنهان میتواند باشد، که وجود ندارد؛ و انسا ن با تلاش و اتکا برخداوند میتواند آنها را بدست آورد. چنان چه آخر حدیث به آن اشاره دارد و این در زندگی امروزی ما صادق است، مانند ذخایر انرژی که از شکافتن اتم بوجود میآید.
2-1-4-خزا
واژه خزا که مولف بر این نظراست، که به معنای هلاک شدن است.40 آیهی آورده شده دراین قسمت عبارت است از:«فَسيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكافِرين »(توبه/2)«پس[اىمشركان] چهار ماه [ديگر با امنيّت كامل‏] در زمين بگرديدو بدانيد كه شما نمى‏توانيدخدا را به ستوه آوريد،و اين خداست كه رسواكننده كافران است».
حدیثی که درذیل آیه بیان شده، عبارت است از : عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) أَنَّهُ كَتَبَ بِهَذِهِ الرِّسَالَةِ إِلَى أَصْحَابِه‏:واللَّهِ لَا يُطِيعُ اللَّهَ عَبْدٌ أَبَداً إِلَّا أَدْخَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ فِي طَاعَتِهِ اتِّبَاعَنَا وَ لَا وَ اللَّهِ لَا يَتَّبِعُنَا عَبْدٌ أَبَداً إِلَّا أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ لَا وَ اللَّهِ لَا يَدَعُ أَحَدٌ اتِّبَاعَنَا أَبَداً إِلَّا أَبْغَضَنَا وَ لَا وَ اللَّهِ لَا يُبْغِضُنَا أَحَدٌ أَبَداً إِلَّا عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ مَاتَ عَاصِياً لِلَّهِ أَخْزَاهُ اللَّهُ وَ أَكَبَّهُ عَلَى وَجْهِهِ فِي النَّار41.
بخدا سوگند هرگز بنده‏اى فرمانبردارى خدا را نكند، جز آنكه خداوند پيروى ما را در فرمانبردارى او داخل گرداند، و بخدا پيروى نكند بنده‏اى از ما جز آنكه خدا دوستش دارد و بخدا هيچ گاه بنده پيروى ما را وامگذارد، جز آنكه ما را دشمن دارد و بخدا هيچ گاه كسى ما را دشمن ندارد، جز آنكه نافرمانى خدا را كرده و هر كه در حال نافرمانى خدا بميرد خداوند او را خوار گرداند، و برو در آتش دوزخ اندازد.
راغب در مفردات آورده است،که خواری اگراز ناحیه خود انسان باشد،مذموم نیست اما از ناحیه دیگران باشد، مذموم و ناپسند است42. مولف در تفسیر جوامع الجامع خواری را کشتن در دنیا، و در آخرت معذب ساختن وعذاب می داند.43
درالمیزان آمده است که، با استکبار ورزیدن خود را دچار خزی الهی وهلاکت ننمایند.44
با توجه به معنای حدیث وتفاسیر گفته شده، می توان گفت خواری وهلاکت از جانب خداوند میتواند نتیجه نافرمانی او باشد، وبا توجه به حدیث این نافرمانی در امور مهم می- تواند باشد؛ چرا که نتیجه خوار شدن از جانب خداوند است،واین استکبار ورزیدن به خداوند واهلالبیت است که منجر به چنین عذابی می شود.بنابرین میتوان گفت این حدیث اگر چه درباره خوار شدن بحث میکند، اما براساس اشتقاق لفظ درذیل آیه بیان شده است.
2-1-5-خسا
درمجمعالبحرین آمده است که، واژه خسا به معنای دورشدن است.45 آیهی آورده شده عبارت است، از:«ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسيرٌ » (ملک/4) «بازدوباره بنگرتا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد».
حدیثی که آمده است، عبارت است از: اللهم إنك وهبت لنا ذكرا وأنت أعلم بما وهبت ومنك ما أعطيت وكلما صنعنا فتقبله منا على سنتك وسنة نبيك ورسولك(صلىاللهعليه وآله) واخسأ عنا الشيطان الرجيم لك سفكت الدماء لا شريك لك والحمد لله‏رب العالمين46. خداياتو به ما پسرى دادى و تو به آنچه داده‏اى آگاه‏ترى، و از توست آنچه را كه داده‏اى و آنچه ما كرديم تو آن را از ما بر سنت خودت و سنت پيامبرت و رسولت(صلى الله عليه وآله) بپذير و شيطان رانده شده را از ما دور بفرما،براى تو خون‏ها ريخته شده،تو بىهمتايى و ستايش ويژه خداوند پروردگار جهانيان است.
مولف درتفسیر مجمع البیان”خاسئا” را دور دانستن در رسیدن به مقصد در حالیکه خوار وشکسته است، می داند47.
مولف معجم مقاییس اللغه، بر این عقیده است که خسا دلالت بر دوری میکند.48
مولف در تفسیر اطیب البیان بیان داشته است که “خاسئا” به معنای دوری وبه مقصد نرسیدن واز فکر دور بودن است.49
علامه در ذیل تفسیر آیه بیان می دارد که، هر چند میتوانی در نظام هستی نظر بیفکن و این نظر کردن خسته و ناتوان است، از اینکه تفاوتی بیابد، چرا که این نظام واحد ومتصل الا جزاء است.50
این حدیث براساس اشتقاق لفظ درذیلآیه بیان شده است؛حدیث ابتدا ازعلم خداوندی صحبت به میان می آورد، سپس از دور بودن شیطان واین که دور بودن شیطان برای انسان امری بدیهی است، پس میتوان نتیجه گرفت که،دور بودنی منظور است که حاصل و نتیجه ای ندارد.
2-1-6-خوا
مولف براین نظراست،که واژه خوا که کلمه خاویه از این ریشه است، به معنای خالی شدن است.51 آیهی آورده شده در این قسمت عبارت است از:
«أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى‏ قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها»(بقره /259)«يا چون آن كس كه به شهرى كه بامهايش، يكسر فرو ريخته بود عبور كرد».
حدیثی که در ذیل آیه آمده،عبارت است از: وَ لَا بَأْسَ بِالْقِيَامِ وَ وَضْعِ الْكَفَّيْنِ وَ الرُّكْبَتَيْنِ وَ الْإِبْهَامَيْنِ عَلَى غَيْرِ الْأَرْضِ وَ تُرْغِمُ بِأَنْفِكَ وَ يُجْزِيكَ فِي وَضْعِ الْجَبْهَةِ مِنْ قُصَاصِ الشَّعْرِ إِلَى الْحَاجِبَيْنِ مِقْدَارُ دِرْهَمٍ وَ يَكُونُ سُجُودُكَ كَمَا يَتَخَوَّى الْبَعِيرُ الضَّامِرُ عِنْدَ بُرُوكِهِ تَكُونُ شِبْهَ الْمُعَلَّقِ لَا يَكُونُ شَيْ‏ءٌ مِنْ جَسَدِكَ عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْه52. و ايستادن و گذاشتن دستها و زانوها و انگشتان ابهام بر غير زمين اشكالى ندارد؛ (بلكه لزوم بر زمين نهادن بى‏حائل مخصوص پيشانى است) و بينى خود را بر زمين بگذار يا بساى(حدّاقل اينست كه بر زمين برسد)ودرگذاشتن پيشانى بر زمين براى تو كافى است، كه از رستنگاه مو تا ابروها به اندازه يك درهم بر زمين گذارى (يعنى اين مقدار موضع سجود است)و سجود تو يا حالت تو در هنگام سجود بايد همانند فراخى و گشادگى ميان اعضاى شتر لاغر به هنگام خوابيدن يعنى همچون كسى باشد كه آويخته است؛(كه كليّه اعضاى او بسوى زمين ميل كند و كشيده مى‏شود) و هيچ جزئى يا عضوى از بدنت بر جزئى يا عضوى ديگر متّكى نباشد، و اعضا يك ديگر را نگرفته باشند.
طبرسی در مجمع البیان آورده است، که خوی به معنای خالی وبه معنای خانه ای که از اهلش خالی شده باشد،است.53
در مفردات آمده است، که”تَخْوِي‏ خَوَاءً” به معنای این است،که خانه بكلّى خالى و ويران شد.54
این حدیث با تمثیلی زیبا که امام آن را در حدیث آورده است، شخص سجود کننده را وصف می نماید،و معنای آن را به وضوح برای شخص مخاطب به تصویر میکشد، وبراساس اشتقاق لفظ بیان شده است، و در حهت تفسیرآیه موردنظر نیست.
2-1-7-دحا
مولف براین باور است که، واژه دحابه معنای گستردگی و وسعت است.55 آیهی آورده شده توسط مولف، عبارت است از: «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها » (نازعات/30)«و پس از آن زمين را با غلتانيدن گسترد». این دعا در ذیل آیهی بالا آورده شده است؛ که عبارت است، از: اللهم داحي المدحوات و بارئ المسموكات‏ و جابل القلوب على فطرتها شقيها و سعيدها اجعل شرائف صلواتك و نوامي‏ بركاتك و رأفة علی محمد عبدک ورسولک.56
امام على(عليه السلام) می فرماید: خدايا! اى گسترنده گسترده‏ها(زمينها)و نگاهدارنده برافراشته‏ها (آسمانها)و آفريننده دلها بر فطرت آنها، چه خوشبخت آنها و چه بدبخت آنها شريفترين درودها و افزون‏ترين بركات خود را بر محمد بنده وفرستاده ات فرست.
علامه درتفسیر المیزان دحا را گسترش زمین معنا کرده است.57 اما راغب معنای دحا را جابجایی وحرکت زمین بیان کرده است.58
با توجه به دعای آورده شده میتوان گفت گسترش چیزهایی که گسترده شده اند، میتواند معنای جابجایی را نیز داشته باشد، و طریحی این دعا را براساس اشتقاق لفظ بیان کرده است، ودر جهت تفسیر آیه نیست.
2-1-8-رعا
طریحی براین نظراست، که واژه رعا به معنای رعایت کردن ومراعات و حفظ است.59 آیهی آورده شده، عبارت است از: آیه«وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُكُما قالَتا لا نَسْقي‏ حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبيرٌ» (قصص/23)«و چون به آب مَدْيَن رسيد،گروهى از مردم را برآن يافت كه[دامهاى خودرا] آب مى‏دادند، و پشت سرشان دو زن را يافت، كه [گوسفندان خود را] دور مى‏كردند[موسى‏] گفت: منظورتان [از اين كار] چيست؟گفتند:[مابهگوسفندانخود]آبنمى‏دهيم،تاشبانان[همگىگوسفندانشانرا] برگردانند، و پدر ما پيرى سالخورده است».
حدیثی که درذیل آیهی بیان شده،عبارت است، از: فالعلماء يحزنهم ترك رعاية القرآن و يغمهم عدم فهمهم له و فقد العمل به و عدم اقتدارهم على ذلك و الجهال يهمهم حفظ روايته و يغمهم عدم قدرتهم عليه لما يزعمونه كمالا و فوزا60.
آنچه مسلم است، این است که این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شده است ودرجهت تفسیرآیه ی مورد نظر نیست؛ و بیان می دارد، که علما غمگین از ترک حفظ قرآن وعدم فهم آن می باشند،واین معنایی مجازی نیز می تواند داشته باشد،که علما غمگین ازترک عمل قرآن هستند؛ ودر آیه نیز رعا به معنای چوپان است، چرا که این چوپان است که از گوسفندان نگهداری وحفاظت می کندو هم چنین به معنای رهبر نیز آمده است، چرا که در این واژها معنای سرپرستی و حفظ وجود دارد.
2-1-9-رقا
مولف بیان کرده است، که واژه رقا به معنای طبیب ونجات دهنده وشفا دهنده است61. آیهی آورده شده، دراین قسمت عبارت است از: « وَ قِيلَ مَنْ راق» (قیامه/27) «و گفته شود: بالا برنده (دعا و برطرف كننده بيمارى) كيست؟».
علامه در تفسیر المیزان بر این باور است،که راق اسم فاعل از مصدر رقی است وبه معنای این است،که چه کسی از اهل وعیال وپرستارانی که پیرامون اویند، میتوانند او را شفا دهند وبه معنای افسون کردن و شفا دادن است.62
حدیثی که در ذیل آیه بالا آورده شده است عبارت است از: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْقَدَّاحِ‏ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(عليه السلام) قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(عليه السلام) ‏ رَقَى النَّبِيُّ (صلی الله عليه و آله) حَسَناً وَ حُسَيْناً فَقَالَ أُعِيذُكُمَا بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ وَ أَسْمَائِهِ الْحُسْنَى كُلِّهَا عَامَّةً مِنْ شَرِّ السَّامَّةِ وَ الْهَامَّةِ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ عَيْنٍ لَامَّةٍ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ ثُمَّ الْتَفَتَ النَّبِيُّ (صلی الله وعليه وآله)إِلَيْنَا فَقَالَ هَكَذَا كَانَ يُعَوِّذُ إِبْرَاهِيمُ- إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ (عليه السلام).63 حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: امير المومنين (عليه السلام) فرمود: كه پيغمبر (صلی الله عليه و آله) حسن(عليه السلام) و حسين (عليه السلام)را رقيه نمود (رقيه بمعناى: دعا تعويذ افسون و آنچه براى حفظ و نگهدارى بكار برند مي باشد.) باين كلمات و فرمود:«اعيذ كما بكلمات اللَّه التامات و اسمائه الحسنى كلها عامة من شر السامة و الهامة و من شر كل عين لامة



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید