2-8- خصوصیات فضای شهری39
2-8-1- ایمنی39
2-8-2- سرزندگی40
2-8-3- خودمانی بودن فضا40
2-8-4- خوانایی40
2-8-5- دعوت کنندگی فضا41
2-9- بررسی مؤلفه‏های تأثیرگذار بر کیفیات فضایی پیاده‏راها43
2-9-1- پیاده‏راه، فضای عمومی شهری43
2-9-2- نیازهای اصلی پیاده‏ها43
2-9-2- معیارهای خیابان ممتاز در فضاهای شهری و مولفه‏های آن49
2-10- پیاده روی52
2-11- پیاده‏راه‏‏‎‏سازی52
2-12- انواع پیاده‏راه‏‏‎ سازی53
2-13- نقش پیاده‏راها54
2-14- اهمیت پیاده‏راه55
2-15- مزیت پیاده‏راه56
2-16- مزایای ایجاد پیاده‏راها57
2-17- ویژگی‏ها نیازهای اصلی عابران پیاده58
2-17-1- ویژگی‏های فیزیکی (مادی)58
2-17-2- نیازهای روانی (معنوی)59
2-18- شاخص های ایجاد پیاده‏راه شهری59
2-19- معیارهای ارزیابی پیاده‌راه63
2-19-1- معیارهای اجتماعی ـ اقتصادی63
2-19-2- معیارهای کالبدی ـ فضایی63
2-19-3- معیارهای ترافیک و دسترسی64
2-20- معیارهای طراحی شهری64
2-21- فعالیت‏های عابران پیاده64
2-22- تاثیر محیط بر رفتار عابران پیاده65
2-23- الگوهای رفتاری پیاده در فضاهای پیاده‏مدار66
2-24- جنبش پیاده‏راه‏سازی67
2-24-1- جنبش پیاده محوری در قرن بیست و یکم67
2-24-2- شهرسازی نوین68
2-24-3- نظریه راپاپورت68
2-24-4- دیدگاه دن بوردن68
2-25- تعاملات اجتماعی68
2-25-1- تعامل اجتماعی و فضاهای باز شهری70
2-26- اندیشه‏های تاثیرگذار بر پیاده‏راها71
2-27- صاحبنظران با رویکرد تقویت تعاملات اجتماعی73
2-28- نظریه پردازان با تاکید بر حرکت و گسترش پیاده مداری در فضای شهری74
2-29- گرایشهای جدید معاصر و دیدگاه آنها نسبت به پیاده‏راه76
2-29-1- نظریه توسعهی پایدار شهری76
2-29-2- بومشهر76
2-29-3- شهر زیست پذیر76
2-29-4- نوشهرگرایی و نظریهی رشد هوشمند77
2-29-5- منشور آتن جدید77
2-29-6- جنبش شهر سالم77
2-29-7- نظریه تبخیر ترافیک77
2-29-8- جنبش پیاده‏راه سازی77
2-30- تجارب جهانی در زمینهی پیاده‏راه78
2-30-1- تجربه انگلستان در ایجاد پیاده راه78

2-30-2- کپنهاگ دانمارک؛ نمونه موفق یک شهر پیاده78
2-30-3- روز بدون خودرو در کانادا78
2-30-4- تجربه کلمبیا در ایجاد پیاده راه79
2-31- پیاده‏راه در سنت ایران80
2-32- تجارب پیاده‏راه سازی در ایران80
2-32-1- پیاده راه تربیت تبریز80
2-32-2- محور ولیعصر تبریز81
2-32-3- محور جنت مشهد82
2-32-4- خیابان خیام ارومیه83
2-32-5- محور لیان بوشهر83
2-32-6- خیابان صف (سپهسالار) تهران84
2-33- جمع بندی85
3-1- مقدمه87
3-2- روش تحقیق87
3-3- جامعه آماری87
3-4- گروه نمونه و روش نمونه گیری88
3-5- ابزار گردآوری اطلاعات و روایی و پایایی آن89
3-5-1- ابزار گردآوری اطلاعات89
3-5-2- روایی و پایایی پرسشنامه90
3-6- روش تجزیه و تحلیل داده‏ها91
3-7- محدوده مورد مطالعه94
3-8- تغییرات کالبدی– فضایی شهر کرمانشاه98
3-8-1- روند توسعه تاریخی و شکل گیری شهر کرمانشاه98
3-8-1-1- رشد و توسعه در خارج از حصار قدیمی99
3-8-1-2- دوران قبل از قاجار99
3-8-1-3- دوران قاجاریه100
3-8-1-4- دوره پهلوی100
3-8-1-5- دوره پهلوی اول (1299-1320)101
3-8-1-6- دوره پهلوی دوم102
3-8-1-7- دوره حاضر (بعد از انقلاب جمهوری اسلامی ایران)103
3-9- شبکه ارتباطی بافت مرکزی شهر کرمانشاه103
4-1- مقدمه106
4-2-آمارهای توصیفی مربوط به متغیرهای زمینهای (مشخصات عمومی پاسخگویان)106
4-2-1 جنسیت106
4-2-2 – وضعیت سنی پاسخگویان106
4-2-3- سطح سواد یا میزان تحصیلات107
4-3- تجزیه و تحلیل استنباطی داده‏ها107
4-3-1- داده‏های توصیفی108
4-3-1-1- هدف شهروندان را از آمدن به خیابان مدرس مورد سوال قرار گرفته شده است.108
4-3-1-2- کیفیات فضایی خیابان مدرس در ارضاء نیازهای اصلی پیاده‏ها108
4-3-1-3- معیارهای خیابان ممتاز در فضاهای شهری جهت تعاملات اجتماعی109
4-3-1-4- شاخص‎های پیاده راه جهت تعاملات اجتماعی در خیابان مدرس111
4-3-1-5- بررسی رضایتمندی از تجهیزات پیاده راه خیابان مدرس112
4-3-1-6- نیازها و کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس جهت تعاملات اجتماعی114
4-3-1-7-فضاهای عمومی (پیاده راه) و نیازهای کیفی عابرین پیاده جهت تعاملات اجتماعی115
4-3-1-8- کیفیات فضاهای پیاده راه و ارتقاء تعاملات اجتماعی116
4-3-1-9- سنجش کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس در جهت تعاملات اجتماعی118
4-3-1-10-آیا برنامه ریزی و طراحی در خیابان مدرس جهت حرکت سواره بوده است یا حرکت پیاده؟119
4-3-1-11-خیابان مدرس جهت دارا بودن تعاملات اجتماعی را چگونه ارزیابی می‏کنید.121
4-3-1-12- ضرایب همبستگی بین متغیرهای مستقل و تعاملات اجتماعی شهروندان122
4-3-1-13-رگرسیون تاثیرات کیفیات پیاده راه بر تعاملات اجتماعی123
5-1- مقدمه126
5-2- بررسی و تفسیر یافته‏های پژوهش و آزمون فرضیات126
5-2-1- فرضیه اول:126
5-2-2- فرضیه دوم:129
5-2-3- فرضیه سوم:130
5-3- نتیجه‏گیری130
5-4- پیشنهادها132
منابع:134
پیوست141
فهرست جداول
جدول(1-1): ادبیات مربوط به پیاده روی و معابر پیاده22
جدول (2-1): اندازه فعالیت ها در فضای مساعد و نامساعد شهری30
جدول (2-2): تحلیل شاخص های موثر در طراحی یک فضای شهری موفق و فاقد مشکل31
جدول (2-3): فضاهای عمومی- نیازهای کیفی34
جدول (2-4): نیازهای انسان در فضاهای شهری و تجلی کالبدی آن39
جدول (2- 5): شاخص های مورد استفاده در این پژوهش جهت سنجش کیفیت محیط47
جدول (2- 7) : شاخص‎های پیاده راه51
جدول (2-8): مزایای پیاده‏راه‏سازی58
جدول (2- 9): تحولات فکری جهان در خصوص پیاده راه66
جدول (2- 11): نظریه پردازان و مفاهیم موثر در پیاده مداری72
جدول (3-2): مدل ویژه سنجش کیفیت پیاده راه93
جدول (4-1): توزیع فراوانی مطلق و نسبی جنسیت پاسخگویان106
جدول (4-2): توزیع فراوانی مطلق و نسبی سن پاسخگویان107
جدول (4-3): توزیع پاسخگویان برحسب سطح تحصیلات107
جدول (4-4):کیفیات فضایی خیابان مدرس در ارضاء نیازهای اصلی پیاده‏ها108
جدول(4-5): نتایج آزمون T برای کیفیات فضایی خیابان مدرس در ارضاء نیازهای اصلی پیاده‏ها109
جدول(4-6): معیارهای خیابان ممتاز در فضاهای شهری جهت تعاملات اجتماعی109
جدول(۴-۷): نتایج آزمون T برای معیارهای خیابان ممتاز در فضاهای شهری جهت تعاملات اجتماعی110
جدول(۴-۸) : شاخص‎های پیاده راه جهت تعاملات اجتماعی111
جدول (۴-۹) : شاخص‎های پیاده راه جهت تعاملات اجتماعی111
جدول (۴-۱۰): رضایتمندی از تجهیزات پیاده راه خیابان مدرس112
جدول(۴-۱۱): رضایتمندی از تجهیزات پیاده راه خیابان مدرس113
جدول(۴-12): نیازها و کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس جهت تعاملات اجتماعی114
جدول(۴-۱۵): نتایج آزمون T برای نیازها و کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس جهت تعاملات اجتماعی114
جدول (۴-۱۶): فضاهای عمومی (پیاده راه) و نیازهای کیفی عابرین پیاده جهت تعاملات اجتماعی115
جدول(۴-۱۷): نتایج آزمونT برای جدول : فضاهای عمومی (پیاده راه) و نیازهای کیفی عابرین پیاده جهت تعاملات اجتماعی116
جدول (۴- ۱۸): کیفیات فضاهای پیاده راه و ارتقاء تعاملات اجتماعی116
جدول(۴-۱۹) : کیفیات فضاهای پیاده راه و ارتقاء تعاملات اجتماعی117
جدول(۴-۲۰): سنجش کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس در جهت تعاملات اجتماعی118
جدول(۴- ۲۱) : کیفیات فضاهای پیاده راه و ارتقاء تعاملات اجتماعی119
جدول(۴- ۲۲): رضایتمندی شهروندان از کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس جهت انجام تعاملات اجتماعی120
جدول(۴-۲۳): تعاملات اجتماعی در خیابان مدرس121
جدول (۴-۲۴) : ضرایب همبستگی بین متغیرهای مستقل و تعاملات اجتماعی شهروندان122
جدول (۴- ۲۵): رگرسیون چندگانه برای بررسی کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس در ارتقاء تعاملات اجتماعی123
فهرست اشکال
شکل (2-1): اصول دعوت کنندگی و کشش فضا در فضای میان ساختمان ها42
فهرست نمودارها
نمودار (2-1): فضای شهری، ارتباط متقابل میان روابط و فعالیت ها32
نمودار (4-1): هدف شهروندان از آمدن به خیابان مدرس108
فهرست دیاگرام ها
دیاگرام (1-1): دیاگرام تحلیلی مؤلفه های تأثیرگذار بر کیفیات فضایی پیاده راه ها46
چکیده

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

سلطه تدریجی حرکت سواره بر فضاها و معابر شهری، برنامه‏ریزی و طراحی شهری را از مقیاس‌ها و نیازهای انسان پیاده دور ساخته است. زندگی شهری زمانی به اوج خود می‌رسد که شهر در خدمت انسان باشد نه در خدمت اتومبیل؛ به این ترتیب شهر و شهروند در جایگاه و نقش بایسته خود قرار می‌گیرند و زمینه حضور مردم در فضاهای شهری فراهم می‌شود. در این پژوهش به بررسی بهبود کیفیات فضایی پیاده‏راها و تاثیر آن بر ارتقاء تعاملات اجتماعی شهروندان در این فضاهای شهری جهت نیل به حیات مدنی در شهر و انسانی کردن فضاهای شهری است. پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه‏ای و به لحاظ روش توصیفی – تحلیلی (پیمایشی) می‏باشد. جامعه آماری، جمعیت 10 سال به بالای شهر کرمانشاه که براساس سرشماری 1390، برابر 731144 نفر، براساس فرمول کوکران حجم نمونه شهروندان در خیابان مدرس 246 نفر در نظر گرفته شده است که 220 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شد که به صورت مقطعی در یک هفته از 6 تا 12 دی ماه 1393 در تمام روزهای هفته و در طول تمام روز صبح، ظهر و عصر توزیع گردید که جامعیت داشته باشد. خیابان مدرس به طول 1840 متر از میدان آزادی تا میدان جهاد، از گذشته تا به حال به صورت یک پوسته ضعیف اصلی ترین شریان تجاری – تاریخی شهر کرمانشاه را تشکیل داده است این خیابان به عنوان یک فضای شهری هیچ گاه تعامل و ارتباطی با پیرامون خود نداشته است و با توجه به نقش و عملکردی که این خیابان در هسته مرکزی شهر دارد انتظار می‏رود که پاسخگوی نیازها و توقعات روزمره شهروندان باشد. یافته‏های پژوهش نشان داده است که مؤلفههای کیفیات فضایی پیاده راه در سطح نامناسبی قرار دارند و ارتقاء کیفیات فضایی آن باعث افزایش تعاملات اجتماعی در پیاده‏راه‏ خیابان مدرس شهر کرمانشاه می‏گردد و بین تمام ابعاد آن با تعاملات اجتماعی رابطه مستقیم و معنادار وجود داشته است و بر آن تأثیرگذار بوده‏اند و پیاده‏راه خیابان مدرس در بافت مرکزی شهر کرمانشاه در جهت پاسخگویی به نیازهای شهروندان از وضعیت مطلوبی برخوردار نبوده است. محور خیابان مدرس به دلیل هویت تاریخی فرهنگی آن و وجود کاربری های فعال دارای پتانسیل بالایی در جهت تحقق تعاملات اجتماعی می‏باشد. نتایج پژوهش نشاندهنده عدم کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس جهت ارتقاء تعاملات اجتماعی و دستیبابی به جامعه مدنی و شهری انسانی در بافت مرکزی شهر کرمانشاه است.
واژگان کلیدی: پیاده‏راه،کیفیات فضایی، تعاملات اجتماعی، خیابان مدرس، شهر کرمانشاه
پیشگفتار
طراحی فضاهای شهری مسئله‏ای است که متخصصین امر در مورد چگونگی انجام آن اتفاق نظر کامل دارند. مثلاً بعضی بر این عقیده‏اند که مسئله تنها تهیه پرسپکتیوهای زیبا و تصاویر هنرمندانه از فضاهای شهری است. گروهی دیگر مسئله را عملکردها و بخصوص در درجه اول تامین دسترسی برای وسایل نقلیه و بعد از آن دسترسی برای پیاده‏ها می‏دانند. متاسفانه شهرسازی کلاسیک تاکنون نتوانسته است بین نقطه نظرهای مختلف ارتباط برقرار کرده و به یک نظریه (تئوری) منسجم دست یابد. به همین علت است که مهندسین ترافیک همچنان با دید یک بعدی خود به طراحی خیابانها، جاده ها و اتوبانها ادامه میدهند و معماران و شهرسازان سنت گرا نیز همچنان اقدام به تهیه پرسپکتیوهای زیبا و مناظر باشکوه از فضاهای شهری می کنند. نظریه های جدید فضاهای شهری را در رابطه با رفتارهای استفاده کنندگان از آن فضاها بررسی می گردد. هر فعالیتی که توسط انسان صورت میگیرد اساساً متکی به فرهنگ است. فعالیتهای شهروندان در فضاهای شهری تابع خصوصیات فرهنگی جامعه است، فرهنگ الگوهای رفتاری را بوجود می‏اورد و سپس الگوهای رفتاری تعیین کننده و بیان کننده چگونگی استفاده مردم از فضاها می‏شوند. ماهیت و چگونگی فعالیت‏هائی که در فضاهای شهری صورت میگیرند را می‏توان بطور کلی به دو عامل عمده و اساسی نسبت داد: یکی عامل فرهنگی و دیگری عامل محیط (یا خصوصیات فضایی- کالبدی). به این ترتیب که استفاده از فضا بخصوص توسط پیاده‏ها عمدتاً ریشه و منشاء فرهنگی دارد و محیط (فرم فضا) تنها نقش کمکی (حمایت کننده) و یا نقش بازدارنده داشته و به هیچوجه تعیین کننده رفتارها نمی باشد (بحرینی، 1375: پیشگفتار).
امروزه، کیفیت و جذابیت فضاهای عمومی شهری به یکی از سنجه های توسعه یافتگی و قابلیت زندگی در شهرها بدل گردیده است. در این میان، پیاده‏راها بدلیل ویژگی‏های خود در ایجاد تعاملات اجتماعی در عصر ارتباطات مجازی و تحریک اقتصادی نواحی پیرامونی و نیز به عنوان پهنه‏هایی چند عملکردی که دامنه گستردهای از فعالیت‏ها را در بر می‏گیرند، از نقشی اساسی برخوردار می‏باشند. شهرهای اروپایی بویژه آلمان و هلند، پیشگام ایجاد و گسترش پهنه‏های پیاده بوده‏اند و شهرهای آمریکایی نیز در طول زمان‏های مختلف، رویکردهای گوناگونی نسبت به موضوع داشته‏اند. اما علیرغم وجو سابقه‏ای بیش از نیم قرن در جوامع پیشرو در این زمینه و در حالیکه در آستانه هزاره سوم بسیاری از شهرهای دنیا، پیاده‏مداری را در حد چشم‏انداز اصلی توسعه شهری ارتقاء داده و برنامه‏ها و فعالیت‏های علمی و گسترده‏ای را در این رابطه در دست اجرا دارند، به نظر می‏رسد که توسعه شهرها در دوران معاصر در کشورمان، در گسستی عمیق با سنت گذشته خود، خودرومدار و بر مبنای تسهیل هر چه بیشتر حرکت سواره بوده و آنچنانکه باید به فضاها و محدوده‏های پیاده و اهمیت آنها در ایجاد سرزندگی و پویایی شهری توجه نگردیده است (کاشانی جو، 1393: پیشگفتار). رویکرد صرف برنامه‏ریزی شهری به ابعاد کالبدی ـ کارکردی شهر بدون توجه به ارزشها و اهداف اجتماعی و اقتصادی مترتب بر آن، فلسفه وجودی شهرها، به عنوان محلی برای زندگی را با تردیدهای جدی مواجه کرد، به گونه‌ای که عمده انتقادات علیه این نوع برنامه‌ریزی متوجه اهداف و ارزشهای اجتماعی و کیفی و به عبارتی “قابل زیست بودن شهر”، متمرکز شده بود. فضاهای شهری انسانی و مدنی را می‏توان ارزشی انکارناپذیر در مطلوبیت فضای زندگی شهری امروز به شمار آورد.
در فصل اول، کلیات تحقیق شامل: طرح مسئله، ضرورت و اهمیت انجام تحقیق،اهداف پژوهش، پیشینه مطالعاتی، سوالات و فرضیه‌های تحقیق، جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق و مشکلات تحقیق آورده شده است.
در فصل دوم، ادبیات نظری تحقیق: مفاهیم و دیدگاههای مرتبط با موضوع تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت رویکرد نظری ارایه شده است.
در فصل سوم، محدوده‌های مطالعاتی (خیابان مدرس شهر کرمانشاه) در راستای موضوع تحقیق مورد بررسی قرار گرفته‌اند. تاریخچه تحولات کالبدی شهر کرمانشاه، شکل گیری خیابان مدرس به اجمال آمده است. همچنین به مطالعه طرح ساماندهی و احیاء بافت مرکزی شهر کرمانشاه در جهت تعریض خیابان مدرس پرداخته شده است .
در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل مسئله اختصاص یافته است. در این فصل ابتدا داده‌های آماری مطرح شده، سپس یافته‌ها تجزیه و تحلیل شده است. در این فصل تعاملات اجتماعی در پیاده‏راه مدرس مورد سنجش قرار گرفته است و شاخص‌ها و زیرشاخص‌های تاثیرگذار بر کیفیت محیط شهری بر تعاملات اجتماعی مشخص شده است.
در فصل پنجم بررسی و آزمون فرضیه‌ها انجام شده و نتایج تحقیق ارایه گردیده است. در خاتمه پیشنهادهایی برای بهبود کیفیت محیط شهری پیاده‏راها در جهت افزایش تعاملات اجتماعی ارایه شده است
فصل اول:
کلیات پژوهش

1-1- مقدمه
تبیین دقیق موضوع و طرح ابعاد حاکم بر آن را می‏توان مهمترین گام یک پژوهش دانست. در واقع کلیات طرح پژوهش هسته اصلی پژوهش و نمایی کلی از فرایند انجام پژوهش است. در فصل حاضر پس از بیان مساله و طرح پرسشهای بنیادی پژوهش، پیشینه مطالعاتی موضوع مورد مطالعه توصیف می شود. در ادامه با بیان فرضیههای مطرح شده و اهداف مورد نظر در این پژوهش، به بیان روش و مراحل انجام پژوهش خواهیم پرداخت. در پایان نیز اصلیترین مشکلات فراروی این پژوهش ذکر خواهند شد.
امروزه اغلب فضاهای عمومی شهری و خیابآن‏ها به دلیل افزایش بی رویۀ وسایل نقلیه و وابستگی الگوی زندگی شهری به آنها، به شدّت تحت سلطۀ ماشین درآمده است. شکل گیری و توسعۀ اغلب فضاهای شهری، خیابان‏هاو حتی کوچه‏ها، در شهرهای جدید ایران، بر مبنای مقیاس سواره و مسائل مربوط به ترافیک است. محورهای باریکی که در حاشیۀ محورهای سواره در خیابآن های شهری به عنوان «پیاده رو » وجود دارد، گویی پس‏مانده‏هایی از فضای اصلی سواره است که فقط برای تردّدهای ضروری شهروند پیاده باقی مانده است . برخی از ویژگی های فضاهای شهری پیاده مدار و شهروندگرا، از جمله اجتماع پذیری، امنیّت اجتماعی و روانی، خوانایی و دسترسی راحت، پویایی و سرزندگی، حس تعلّق و خاطره انگیزی مکان، احیای هویّت های تاریخی و اجتماعی، مسیرهای پیاده و دوچرخه، کیفیّت سیما و منظر شهری، کیفیّت فضای سبز و عناصر طبیعی، کیفیّت مبلمان و علائم شهری این ویژگی‏های پیاده‏مدارانه تأثیر بسیار زیادی بر شکل گیری کمّی و کیفی انواع تعاملات اجتماعی و ارتقای کیفیّت زندگی شهروندی دارد .در این پژوهش، که هدف آن شناخت میزان پیاده مداری در خیابان مدرس و تأثیر آن بر کیفیّت ارتباطات اجتماعی مردم است، سعی شده است نخست به بررسی مفهوم پیاده محوری و شهروندگرایی در شهرسازی و شناسایی شاخصه های آن در فضاهای شهری پرداخته شود. سپس با نگاهی به سیر تاریخی شکل گیری و تحوّلات فضای شهری خیابان مدرس کرمانشاه، برخی ویژگی های پیاده مدار این فضای شهری تاریخی و تأثیر آن بر کمّیت و کیفیّت تعاملات اجتماعی شهروندان، مورد کشف و بازشناسی قرار گرفته است.
ادراک هویت فضایى، تعلق به یک محیط و درک کیفیت‏هاى فضاهاى شهرى، اغلب تنها از طریق پیاده‏روى در محیط قابل دستیابى هستند. تعاملات اجتماعى شهروندان در فضاهاى شهرى، زندگى اجتماعى را به وجود آورده و تقویت مى کند. امروز، در شهرهاى ما به دلیل ازدحام اتومبیل و اولویت حرکت سواره، این تعاملات کاهش بسیار یافته است و اتومبیل ها نقش اصلى را در جابجایى هاى شهروندان به خود اختصاص داده اند. نتیجه این اهمیت بیش از اندازه به وسایل نقلیه و در نتیجه کاهش تحرکات پیاده و افت کیفیت زندگى شهرى، توجه مدیران شهرى به یافتن بهترین مسیرها براى حذف حرکت سواره و تبدیل آنها به پیاده راه است که اغلب به دلیل طراحى صرفا کالبدى به خصوص در کشور ما این تلاش ها بى‏نتیجه مانده است (رسولی و رحیم دخت خرم،1388: 70).
تداخل میان رفت‏ و آمد سواره و عابران پیاده، یکی از بزرگ‏ترین مشکلات در شهرهای امروزی است. در بسیاری از شهرها، رفت و آمد پیوسته افزایش یافته است؛ در نتیجه برخوردهای زیادی میان عابران پیاده و رفت‏و آمد موتوری رخ می‏دهد. وجود نگاهی منتقدانه به رفت ‏و آمد عبوری سنگین1 در مرکز شهر، به ویژه به رفت و آمد سواره غیر ضروری، که با ایجاد محیط شهری مردم‏گرا و سرزنده مغایرت دارد، حائز اهمیت است (یان گل ،1389: 27).
به نظر میرسد شهرهای کشورمان در دوران معاصر با گسستی عمیق نسبت به گذشته، اکثر توجه خود را به اتومبیل و تسهیل هرچه بیشتر حرکت سواره معطوف داشته است و آنچنان که باید به محدودههای پیاده و اهمیت آن در ایجاد سرزندگی شهر توجه نگردیده است.
شهرهای کنونی هیچ فضایی را جهت برقراری روابط اجتماعی در اختیار شهروندان قرار نمی‏دهد و این باعث می شود که حس تعلق شهروندان نیز هر روزتر کمرنگتر شود. علاوه بر این امر زندگی ماشینی نیز در کمرنگ شدن زندگی اجتماعی نقش بسزایی دارد.
در این پژوهش به بررسی تأثیر گسترش پیاده‏راه (سرزندگی، اجتماع پذیری، فرم و کالبد، انعطاف پذیری، دسترسی و نفوذپذیری، خوانایی،آسایش و راحتی، فراغت و جذابیت، زیبایی، ایمنی و امنیت ، نظافت و پاکیزگی) خیابان مدرس در بافت مرکزی و تاریخی شهر کرمانشاه در ارتقاء تعاملات اجتماعی است. با توجه به پایین بودن سطح تعاملات اجتماعی در پیاده‏راه خیابان مدرس، به عنوان هدف اصلی تحقیق شناخت روش های تقویت تعاملات اجتماعی در آن می باشد.
در این پژوهش به بررسی بهبود کیفیات فضایی پیاده‏راها و تاثیر آن بر ارتقاء تعاملات اجتماعی شهروندان در این فضاهای شهری جهت نیل به حیات مدنی در شهر است.
1-2- بیان مسأله
با شروع انقلاب صنعتی، اختراع اتومبیل و گسترش شهرها، به تدریج اولویت دادن به نقش عابر پیاده و فضاهای پیاده‏محور در شهرها و فضاهای شهری کمرنگ شده و از کیفیت فضایی عرصه‏های عمومی شهر، فضاهای باز شهری و پیاده‏راها کاسته شده است؛ عرصه‏هایی که خود به عنوان بستر و خاستگاه، نقش محوری در ارتقاء سطح تماسها، ارتباطات و تعاملات اجتماعی بین شهروندان ایفا می‏کنند. در این راستا عدم توجه به مقیاس انسانی و نادیده گرفته شدن نیازهای عابرین پیاده از معضلات پیش رو می‏باشد، به طوری که کمبود و نبود کیفیت در پیاده‏راها منجر به تضعیف حضور و تعاملات اجتماعی شهروندان شده است. بنابراین ضرورت شناخت مؤلفه‏های تأثیرگذار بر کیفیت این فضاها به منظور پاسخگویی به نیازهای شهروندان در راستای ارتقای حضور و سطح تعاملات اجتماعی ایشان، بیش از پیش مهم جلوه می‏نماید (عباس زاده و تمری، 1392: 10-1) ، تا قبل از انقلاب صنعتی، اندازه و تناسبات عناصر شکل‏دهندۀ شهر، بر مبنای مقیاس انسانی و الگوی جابه‏جایی‏های شهری نیز بر مبنای حرکت پیاده بوده است. هم چنین مقیاس انسانی و حرکت پیاده ساختار سکونتگاه‏های شهری را شکل داده است. اما با شکل‏گیری انقلاب صنعتی و به دنبال آن حاکمیّت تفکّر مدرنیسم و به ویژه مطرح شدن نظریّه «شهر مناسب با اتومبیل شخصی» از نقش و اهمیّت فضاهای پیاده کاسته شد و به مرور شهروند پیاده، جایگاه و اولویت خود را در فضای شهری از دست داد. با شکست شهرسازی مدرن و به دنبال آن افزایش توسعه انسانی و محیط زیست، انتقادهای زیادی دربارۀ دیدگاه‏های مدرن در شهرسازی و نیز کیفیّت‏های کالبدی – فضایی نامطلوب حاصل از آن مطرح شد. در دوران معاصر، برای بازگرداندن کیفیّت‏های شهری به شهروندان و بازپس گرفتن استیلای شهر از ماشین و اعطای آن به صاحبان اصلی آ نها (یعنی شهروندان)، جنبش‏ها و دیدگاه‏های جدیدی از جمله «شهرسازی شهروندگرا» و «شهرسازی پیاده‏مدار» ظهور یافته است ( قربانی و جام کسری، 1389 : 56 ).
انقلاب صنعتی و پیدایش دیدگاه منطقه‏بندی کاربری‏ها، موجب افزایش فاصله‏ها و کاهش نقش فرد پیاده در فضای معابر شد و همه چیز مقهور سرعت جابه جایی وسیله نقلیه موتوری گردید. به این ترتیب عنصر اصلی سازندۀ شهر یعنی انسان، مجبور به نفس کشیدن در معابر آلوده، پر سروصدا و مملو از اتومبیل شد)قریب، 1383 :21). با اختراع اتومبیل و تولید روز افزون آن، چهرۀ شهرها و نوع زندگی مردم دچار تغییراتی شد. فضاهای شهری که تا آن زمان بر مبنای مقیاس انسانی و با توجّه به حرکت عابر پیاده و ادراک او از محیط تعریف می‏شدند، پس از آن متناسب با مقیاس خودرو طرّاحی شدند. به مرور، انسان به عنوان کاربراصلی فضاهای شهری فراموش شد و نیازهای او به آرامش و امنیّت در شهر نادیده گرفته شد (رنجبر، رئیس اسماعیلی، 1389: 84). به عقیدۀ فرون، اتومبیل با وجود امتیازاتی که در زمینه تحرک شخصی به همراه داشته، مسئول تغییرات منفی زیادی در جوامع نیز بوده است. این نیرو خود را بر همه جنبه‏های زندگی شهری تحمیل و عناصر وحدت‏بخش اجتماعی را نابود کرده است. اتومبیل مقیاس خود را بر طرّاحی شهری تحمیل می‏کند و برای رفت و آمد و توقف، فضای زیادی می‏طلبد. اتومبیل، انسان پیاده را در فضای پیاده‏روی محدود و باریک )که به طور دائم باریک‏تر می‏شود( منزوی می‏سازد و فرصت‏های ارتباط متقابل اجتماعی و برخورداری از لذّتهای بصری را از انسان می‏گیرد(Fruin,1971:3) . در دوران معاصر، پس از انتقادهای فراوانی که به صنعتی‏شدن و ماشینی‏شدن زندگی در شهرها و فضاهای شهری شد، اهمیّت مفهوم انسان‏مداری و پیاده‏محوری در فضاهای شهری افزایش روز افزونی یافت. خیابانها نقش مهمی در ایجاد شبکه هم پیوند فضاهای باز و عمومی شهری و در نتیجه شکل‏گیری هویّت کلان شهر ایفا می کنند. چنان چه«جان لنگ » اشاره می‏کند «کیفیّتی که از شهر برداشت می‏شود، بیش از هر چیزی بستگی به کیفیّت خیابانهای آن دارد» (لنگ، 1386 ::130).
در آستانه هزاره سوم فضاهای عمومی شهری به عنوان مکان سوم که نقش اساسی در برقراری تعاملات اجتماعی ایفا می‏نمایند مورد توجه جدی قرار گرفته شده است. فضاهای شهری، مکان‏هایی هستند که به عموم شهروندان تعلق داشته، منحصر به جنبه کالبدی و فیزیکی نبوده و درحقیقت با حضور انسان و فعالیت اوست که معنا می یابند (کاشانی جو،1389: 106-95). میزان موفقیت فضاهای شهری با میزان استفاده از آن فضا و حضور انسان در آن متناسب است. در واقع معماری و شهرسازی باید به جای افتراق و جدایی در پی افزایش تعاملات اجتماعی و همبستگی انسان‌ها باشد. اما آنچه امروزه در اغلب فضاهای شهری با آن روبرو هستیم کاهش روابط و مشارکت اجتماعی ساکنان در این فضاهاست (بهزادفر و طهماسبی، 1392: 28-17).
فضاهای عمومی مهم ترین بخش‏های شهر را تشکیل می‏دهند که یکی از این فضاها پیاده‏راهای شهری هستند. فضاهای عمومی شهری، بستر روابط اجتماعی ساکنان شهرها، به شمار می‏رود. پیاده‎راه‏های شهری تجلی‏گاه حیات مدنی شهر و محل رخداد وقایع و فعالیتهای اجتماعی شهروندان در حیات مدنی شهری است. پیاده‏راها، محل حضور همه شهروندان و مشارکت آنان در زندگی جمعی است. به همین دلیل وجود آنها در شهر به ارتقای تصویر ذهنی افراد از شهر کمک می‏کند. پیاده‏راها در مقیاس شهر عمل می‏کنند و باید پذیرای گروههای مختلفی از شهروندان با اندیشه، احساس و ادراک فضا، سن، جنس و توانایی‏های جسمی متفاوت باشند. در پیاده‏راها باید همواه زندگی اجتماعی در جریان باشد و سرزندگی از ویژگی‏های اساسی و اصلی آن است. این فضا هم چنین باید خود را همواره با رویدادهای درون خود هماهنگ سازد. لذا انعطاف نیز از ویژگی‏های مهم در پیاده‏راهاست و آنچه حضور همه شهروندان در پیاده‏راها را تضمین می‏کند، ایمنی این فضا است (پاکزاد، 1386 : 282 ). اگر فضاها برای انجام فعالیتهای پیاده روی، ایستادن و نشستن، جذاب باشند، فعالیتهای اجتماعی زمینه خوبی برای رشد خواهند داشت (Gehl,1987). با وجود تمام اشکال ارتباطی موجود در شهرهای امروز، مهمترین امکان با هم بودن افراد در محیطهای اجتماعی از طریق پیاده‏روی و پیاده‏راها مهیا میشود(اکبری نصب،47:1393). پیاده‏راها به عنوان یکی از مهم ترین فضاهای شهری از دیرباز بستر تعاملات اجتماعی بوده که بیشتر کنش‏های میان افراد در آن به وقوع می‏پیوندد. می‏توان اذعان داشت انسانها با قرار گرفتن در محیطهای اجتماعی به تعامل با یکدیگر میپردازند و این امر به انسجام اجتماعی منجر خواهد گردید و این مهم میسر نخواهد گردید مگر با ایجاد فضاهای بهینهای که موجب ترغیب شهروندان به قرارگیری در این محیطها شود ودر نتیجه بتوان به ایجاد تعاملات اجتماعی و انسجام اجتماعی رسید.
پیاده‏راها بخشی از فضاهای شهری‏اند. امروزه فضاهای شهری، ضرورتی اساسی در برنامه‏های توسعه شهری یافته‏اند که این امر حکایت از نقش این فضاها در تقویت وجهه فرهنگی – اجتماعی شهر دارد. موضوع فضای شهری از جمله مباحث پرجاذبه ای است که بسیاری از اندیشمندان مسائل شهری به آن توجه داشته و اهمیت آن را اساساً به جهت رابطه‏ای می‏دانند که آن با راهبردهای اجتماعی، پالایش ساخت اجتماعی، تولید کیفیت انسانی- عاطفی در جامعه، بیان زندگی فعال مردم، فعالیت سیاسی، زندگی سالم شهری و مانند آن دارد (پارسی، 1381: 1). پیاده روی، ابتدایی ترین نوع حمل و نقل شهری است و می تواند ایمن ترین و راحت ترین آن نیز باشد (محمدی و همکاران، 1392: 9-1). پیاده‏راها محل حضور همه شهروندان و مشارکت آنان در زندگی جمعی‏شان می‏باشد. این فضاها در مقیاس همه شهر عمل کرده و می‏بایست پذیرای گروههای مختلفی از شهروندان باشد. در آنجا شهروندان در یک رابطه تعاملی با یکدیگر، با هم بودن را آموخته و برای ارتقای حیات جمعی می‏کوشند (پاکزاد، 1386).
حرکت پیاده طبیعی‏ترین، قدیمی‏ترین و ضروری‏ترین شکل جابجایی انسان در محیط است و پیاده‏روی هنوز مهمترین امکان برای مشاهده مکانها، فعالیت‏ها و احساس شور و تحرک زندگی و کشف ارزشها و جاذبه‏های نهفته در محیط است (پاکزاد، 1383). مفهوم «پیاده مداری»، که امروزه به یکی از اساسی ترین دغدغه‏ها و مباحث شهری تبدیل شده است
بخش مهمی از تعاملات اجتماعی و فرهنگی در فضاهای شهری محقّق می‏شود، بنابراین نقش فضاهای پیادۀ شهری در تقویت بنیان های اجتماعی و فرهنگی شهر اهمیّت بسیاری دارند. در این میان، پیاده‏راها معابری دارای نقش اجتماعی عمده هستند که می‏توانند شور و سرزندگی را به فضاهای شهری آوردند و مردم را به حضور داوطلبانه در شهر تشویق کنند. بنابراین آزادی عمل انسان پیاده برای توقف، مکث، تغییر جهت و تماس مستقیم با دیگران بسیار زیاد است. فضاهای پیاده مدار، با توجّه به ماهیّت‏شان از نظر ادراک هویّت فضایی، احساس تعلّق به محیط و دریافت زیبایی، از اهمیّت اساسی برخوردارند و با جذب طیف وسیعی از گروه های اجتماعی، حس همگرایی، تعامل مستقیم شهروندان را با وجود بینش‏ها، احساس ها، خواسته ها و گرایش های مختلف تقویت می‏کند )قربانی و جام کسری،1389: 62-60). اصل فلسفه وجودی پیاده‏راها نه صرفاً عملکردهای فیزیکی و ارتباطی، تثبیت و تقویت برخی کاربریها و مسائل اقتصادی بلکه گسترش ارتباطات و تعاملات اجتماعی- فرهنگی و ایجاد مقیاس انسانی در عرصه عمومی می‏باشد.
یکی از راه‏های تجدید حیات مدنی مراکز شهری پیاده‏راها هستند که نقش مؤثری در کشف و ادراک محیط کالبدی و اجتماعی شهر دارند و مظهر تمدن، هویّت و مدنیّت شهر هستند (اسداللهی، 1383 : 68 – 71 ).
بافت مرکزی شهر کرمانشاه به عنوان یکی از عوامل و مظاهر اصلی ارزشهای تاریخی و فرهنگی و تجسم نمادها، نشانه ها و خاطره های هویت‏بخش برای تمام شهر و ساکنان آن است که از ویژگی های مهم آن تجمیع و تعامل مجموعه‏ای از فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده است که بر محوریت دسترسی پیاده و فضاهای عمومی پیاده-محور درون آن شکل می‏گرفته است. گسترش روزافزون شهر و ورود اتومبیل به عرصه فعالیت های شهری و دگرگونی ارتباطات اجتماعی، جذابیت خیابان‏هاو فضاهای پیاده را متأثر نمود و موجب تأکید بیش از حد به حرکت سواره و حل مسائل مختلف آن، به عنوان اصلی‏ترین شرط رونق اقتصادی-اجتماعی شهر، توسط برنامه ریزان و مدیران شهری شد. از این رو به تدریج دسترسی آسان پیاده و فضاهای برانگیزاننده‏ی تعامل اجتماعی در مرکز شهر کاهش یافت و خیابان مدرس در بافت مرکزی شهر کرمانشاه به محور خودرو مدار تبدیل گردید و حرکات پیاده مدار در این محور دچار نقصان و ناکارآمدی شدید و تداخل محور سواره و پیاده گردیده است.
پیاده‏راه خیابان مدرس در بافت مرکزی شهر کرمانشاه با توجه به جایگاه آن به عنوان مهم ترین فضای تجاری – فرهنگی شهر و سهم بالای استفاده کنندگان از این فضا در پژوهش حاضر مورد مطالعه قرار گرفته شده است. خیابان مدرس به طول 1840 متر از میدان آزادی تا میدان جهاد، از گذشته تا به حال به صورت یک پوسته ضعیف اصلی ترین شریان تجاری – تاریخی شهر کرمانشاه را تشکیل داده است این خیابان به عنوان یک فضای شهری هیچ گاه تعامل و ارتباطی با پیرامون خود نداشته است و با توجه به نقش و عملکردی که این خیابان در هسته مرکزی شهر دارد انتظار می رودکه پاسخگوی نیازها و توقعات روزمره شهروندان باشد. لذا برآورده شدن توقعات و انتظارات شهروندان از این خیابان به عنوان یک مسئله ضروری به نظر می رسد. محور خیابان مدرس به دلیل هویت تاریخی فرهنگی آن و وجود کاربری های فعال دارای پتانسیل بالایی در جهت تحقق تعاملات اجتماعی می‏باشد.
در این پژوهش با توجه به پایین بودن سطح تعاملات اجتماعی در پیاده‏راه خیابان مدرس، به عنوان مسئله اصلی تحقیق، به شناخت روش های تقویت تعاملات اجتماعی در پیاده‏راها مورد توجه قرار گرفته شده است.
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
تا قبل از ورود خودرو و تحولات پیامد آن در شهرسازی، راه‏ها و فضاهای شهری در انطباق کامل با فضاهای انسانی و نیازهای اجتماعی شهروندان شکل می‏گرفتند. همانگونه که تاریخ شهرسازی ایران نشان می‏دهد، در شهرهای کهن ایرانی نظام کالبدی شهر به طور کلی براساس مقیاس انسانی یا مردم‏واری بوده است و وسعت شهرها و فاصله میان مراکز مختلف به گونه‏ای بود که شهروندان با پای پیاده از نقطه‏ای به نقطه‏ای دیگر می‏رفتند. این راه‏ها و فضاهای شهری علاوه بر نقش ارتباطی و دسترسی، مکانی امن و راحت را برای تماس اجتماعی گردش و تماشا، شنیدن اخبار، برگزاری جشن‏ها و آیین‏ها، تفریح و سرگرمی و مذاکره و دادوستد فراهم می‏آوردند (قریب،1383).
طی سده‏ی گذشته، ترکیبی از تکنولوژی ها و رفتارهای فرهنگی – اجتماعی نوین از یکسو و شیفتگی برنامه‏ریزان در اتکاء به حرکت سواره و پاسخ گویی به نیازهای برآمده از آن، از سوی دیگر، موجب فراموشی فضاها و حرکت پیاده در شهرها شد و سفرهای درون شهری را متعدد و طولانی نمود. این روند، پیامدهای ناگوار اجتماعی -اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی عدیده‏ای برای شهرها و به ویژه مراکز شهری به بار آورده است ( صرافی، محمدیان مصمم، 1391: 111).
از جمله اثرات تفکر مدرنیسم در دهه‏های گذشته، توسعه خیابانهای عریض با حاکمیت خودرو و غفلت از فضاهای باز جمعی بوده است، به طوری که این فضاها به شدت کیفیت کارکردی خود را به عنوان فضای پشتیبان تعاملات اجتماعی از دست داده‏اند. کمبود فضاهای باز پیاده محور و همچنین کیفیت نامطلوب فضاهای موجوداز این جنس، درشهرهای کنونی سبب تضعیف تعاملات اجتماعی میان شهروندان شده است. همچنین با وجود اینکه پیاده‏روی بخشی از همه سفرهای شهری است و تمام شهروندان در فعالیتهای روزانه حداقل قسمتی از مسیرهای خود را به صورت پیاده طی می کنند، نیازهای پیاده‏ها در اکثر فضاهای شهری نادیده گرفته می‏شود. در حالی که پیاده و سواره متأثر از یکدیگرند، به طوری که در یک سامانه حمل و نقل شهری کنش و واکنش پیاده به سه حالت بروز می‏کند: تأثیرپذیری وسایل نقلیه از پیاده، تأثیرپذیری پیاده از وسیل نقلیه، تأثیرپذیری پیاده از پیاده)غنی‏زاده، 1381).
تضاد حل نشده بین پیاده‏ها و وسایل‏ نقلیه، خیابان را به صورت غیر قابل استفاده‏ای در آورده است )چرمایف و الکساندر،1376). بنابراین اهمیت و توجه به عابر پیاده و مناسب‏سازی محیط شهری برای حضور وی در فضاهای شهری از چالش‏های پیش رو در کلانشهرهای امروز ماست. ضرورت این مسئله با توجه به اینکه در کشور ما و به ویژه در مطالعات برنامه‏ریزی شهری مورد کم توجهی بوده است، وضوح بیشتری می یابد.
پیاده راه ها فضاهایى شهرى هستند که مى توانند به وجود آورنده تصویر ذهنى مشخصى در ذهن شهروندان باشند. این فضاها رونق فعالیت هاى اقتصادى و تجدید حیات در مراکز شهرها را به دنبال دارند، لذا وجود ویژگی‏ها و خصوصیاتى که پیاده راه ها را از یک فضاى صرفا عبورى، تبدیل به یک فضاى شهرى خوب جهت مکث و حضور بیشتر شهروندان به عنوان یک قرارگاه رفتارى بنماید ضرورى خواهد بود(رسولی و رحیم دخت خرم،1388: 70).
پیاده راه ها فضاهایى شهرى هستند که مى توانند به وجود آورنده تصویر ذهنى مشخصى در ذهن شهروندان باشند. این فضاها رونق فعالیت هاى اقتصادى و تجدید حیات در مراکز شهرها را به دنبال دارند، لذا وجود ویژگی‏ها و خصوصیاتى که پیاده راه ها را از یک فضاى صرفا عبورى، تبدیل به یک فضاى شهرى خوب جهت مکث و حضور بیشتر شهروندان به عنوان یک قرارگاه رفتارى بنماید ضرورى خواهد بود.
فضاهای شهری به عنوان بخشی از فضاهای باز و عمومی شهرها و همچنین عرصه اصلی زندگی و فعالیت مردم، محلی برای استراحت و آرامش، سرگرمی و تفریح، ارتباط و معاشرت افراد هستند. این فضاها در هر سطح و عملکردی، باید واجد خصوصیاتی باشند تا بتوانند نیازها و خواستههای استفاده کنندگان خود را تامین نمایند .وجود آسایش و امنیت، خوانایی و سرزندگی و پویایی در فضاهای شهری و حاکمیت مدیریت صحیح و کارآمد، رعایت استانداردهای لازم در طراحی، قابلیت استفاده جهت تمامی اقشار و سنین جامعه و … تنها بخشی از ویژگیها و مشخصه‏هایی است که یک فضای شهری ایده‏آل و فاقد مشکل باید واجد آن باشد؛ اما آن چنانکه امروزه شاهد هستیم، اکثر فضاهای شهری در نتیجه فقدان ویژگی‏های مطروحه، با مشکلات و آسیبهای جدی و بسیار زیادی مواجه شده‏اند، به نحوی که دیگر قادر به ایفای نقش تعیین شده خود نیستند. این مهم دغدغهای است که ذهن طراحان و برنامه‏ریزان شهری را به خود مشغول نموده به گونه‏ای که خلق فضاهایی ایدهآل و پاسخگو به نیاز شهروندان و مطابق خواستههای استفاده کنندگان، تبدیل به یکی از اهداف اصلی و مورد توجه آنها شده است. عدم توجه کافی به ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و لحاظ نکردن ویژگی‏های عملکردی، کالبدی، اقلیمی و… در طراحی و برنامه‏ریزی فضاهای شهری سبب شده تاکنون شاهد وقوع بحران و نظاره‏گر انبوهی از مشکلات که گریبانگیر فضاهای شهری شده‏اند باشیم. وجود فضاهای عمومی در شهرها برای جلوگیری و پیشگیری از آسیب های اجتماعی و کاهش افسردگی و خشونت در جامعه ضروری است و نقش آن در تعدیل محیط اجتماعی شهر برکسی پوشیده نیست. از آنجایی که این فضاهای شهری، فضایی را برای زندگی اجتماعی ایجاد میکنند؛ چنانچه مطلوبیت داشته باشند می‏توانند مکانی را برای آرامش، آسایش، تجلی استعدادها و بروز خلاقیت شهروندان فراهم کند.
توجه به موضوع” حرکت پیاده” همواره با نیازها و خواسته‏های انسان در می‏آمیزد و می‏تواند از پراهمیت‏ترین و ضروری‏ترین موارد در حقوق طبیعی استفاده‏کنندگان از فضای شهر تلقی شود. حضور عابران در معابر شبکه دسترسی اثر زندگی بخش در کالبد شهر دارد. لیکن دیده می شود که در شهرهای حاضر که به تمام معنا مسخر وسایل نقلیه و چیرگی آن بر انسان شده‏اند، پیاده روی مورد کم توجهی قرار می‏گیرد و پیاده‏ها همواره در معرض آسیب و مخاطره جانی و مالی به سر می برند. به عبارت بهتر، حرکت پیاده از دو جنبه اصلی (به عنوان رکنی از سیستم حمل و نقل درون شهری و به عنوان فضایی برای ارتباطات و برخوردهای رو در روی اجتماعی) نه تنها منزلتی نیافته است بلکه در زمان حاضر جایگاهی چنان ناچیز دارد که حتی به معمولترین شکل خود به عنوان سیستمی از حمل و نقل شهری نیز سهمی پیدا نکرده و این گونه است که پیاده حقوق خود را پایمال شده می‏یابد(رفیعیان و همکاران، 1390: 56-41). در شهرسازی معاصر، حرکت پیاده و نیازها و حقوق طبیعی انسانی پیاده، کمتر مورد توجه برنامه ریزان و طراحان شهری بوده و پیاده‏راه‏ها، نه به عنوان بخشی مستقل از فضاهای شهری، بلکه به عنوان تابعی از حرکت سواره می باشد. در روال رایج برنامه‏ریزی شهری ایران نیز نوعی غفلت و بی‌توجهی نسبت به موضوع حرکت پیاده و فضاهای پیاده یا «پیاده‏راها» هم در عرصه نظری و هم در عرصه عملی به نحوی بارز مشاهده می‌شود.
نکته قابل توجه در رابطه با استفاده از خودرو این است که گروههای استفاده کننده مهمترین دلیل استفاده از آن را به ترتیب ناکارآمدی حالتهای دیگر حمل و نقل و شأن و منزلت اجتماعی بالاتر استفاده از خودرو نسبت به دیگر حالتها میدانند.
تعاملات اجتماعى شهروندان در فضاهاى شهرى، زندگى اجتماعى را به وجود آورده و تقویت مى کند. امروز، در شهرهاى ما به دلیل ازدحام اتومبیل و اولویت حرکت سواره، این تعاملات کاهش بسیار یافته است و اتومبیل ها نقش اصلى را در جابجایى هاى شهروندان به خود اختصاص داده‏اند. با توجه به مطالب مذکور و همچنین اشاره به اهمیت بالا و نقش بسزا و انکار ناپذیری که پیاده‏روی و پیاده‏راه در ایجاد تعاملات و مشارکتهای اجتماعی دارد می‏توان به ضرورت خلق پیاده‏راها در مراکز شهری و محیطهای اجتماعی و عمومی که زمینۀ برخوردهای کوتاه مدت و گذرا را فراهم می‏اورد، پی برد و در این راستا کیفییات فضاهایی در پیاده‏راهارا ایجاد نمود که دستیابی به این مهم را هر چه بیشتر در شهر فراهم آورد و این امر از جمله ضرورتهایی است که انجام پژوهش حاضر را منجر گردیده است.
1-4- اهداف پژوهش
تاکید اصلی این پژوهش بر روی الگوهای رفتاری پیاده‏ها و عدم انطباق این الگوها با فضاهای موجود در خیابان‏ها است هدف از این پژوهش بررسی تأثیر گسترش پیاده‏راه خیابان مدرس در بافت مرکزی و تاریخی شهر کرمانشاه در ارتقاء تعاملات اجتماعی است. با توجه به پایین بودن سطح تعاملات اجتماعی در پیاده‏راه خیابان مدرس، به عنوان هدف اصلی تحقیق شناخت روش های تقویت تعاملات اجتماعی در آن می باشد.
– گسترش و ارتقاء کیفیت فضایی پیاده‏راه خیابان مدرس جهت ارتقاء تعاملات اجتماعی شهروندان
– بررسی و شناخت خیابان مدرس به عنوان بستر کالبدی حیات مدنی و تعاملات اجتماعی
– بررسی کیفیات فضایی خیابان مدرس برای دستیابی به فضای شهری زنده و انسانی
– بررسی و تاثیر پیاده‏راه خیابان مدرس با توجه به فعالیتهای شهروندان (ضروری، اختیاری و اجتماعی)

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید