دانشکده علوم انساني
پايان نامه جهت دريافت درجه کارشناسي ارشد(MA)
عنوان پايان نامه :
بررسي جايگاه و نقش اصل اعتدال در تربيت اسلامي از منظر قرآن و روايات
رشته تاريخ و فلسفه آموزش و پرورش
استادراهنما
دکترمحسن فرمهيني فراهاني
استادمشاور اول:
دکتر اکبر رهنما
استاد مشاور دوم:
دکتر ثريا قطبي
دانشجو
آسيه مير محمودي
زمستان 1392
دانشگاه شاهداظهارنامه دانشجوشماره:
تاريخ:
اينجانب خانم آسيه ميرمحمودي دانشجوي کارشناسي ارشد تاريخ و فلسفه آموزش و پرورش دانشکده علوم انساني دانشگاه شاهد، گواهي ميدهم که پاياننامه تدوين شده حاضر با عنوان؛ بررسي جايگاه و نقش اصل اعتدال در تربيت اسلامي از منظر قرآن و روايات
” به راهنمايي استاد محترم جناب آقاي دکتر محسن فرمهيني فراهاني توسط شخص اينجانب انجام و صحت و اصالت مطالب تدوين شده در آن، مورد تأييد است و چنان چه هر زمان، دانشگاه کسب اطلاع کند که گزارش پاياننامه حاضر صحت و اصالت لازم را نداشته، دانشگاه حق دارد، مدرک تحصيلي اينجانب را مسترد و ابطال نمايد؛ همچنين اعلام ميدارد در صورت بهرهگيري از منابع مختلف شامل: گزارشهاي تحقيقاتي، رساله، پاياننامه، کتاب، مقالات تخصصي و غيره، به منبع مورد استفاده و پديد آورنده آن به طور دقيق ارجاع داده شده و نيز مطالب مندرج در پاياننامه حاضر تاکنون براي دريافت هيچ نوع مدرک يا امتيازي توسط اينجانب و يا ساير افراد به هيچ کجا ارائه نشده است. در تدوين متن پاياننامه حاضر، چارچوب (فرمت) مصوب تدوين گزارشهاي پژوهشي تحصيلات تکميلي دانشگاه شاهد به طور کامل مراعات شده و نهايتاً اين که، کليه حقوق مادي ناشي از گزارش پاياننامه حاضر، متعلق به دانشگاه شاهد ميباشد.

نام و نام خانوادگي دانشجو (دستنويس): آسيه ميرمحمودي
امضاء دانشجو:
تاريخ:
تقديم به :
آستان مقدس امام مهرباني و نور،
خورشيد فروزندهي آسمان اين سرزمين
علي بن موسي الرضا (عليه السلام)
که لحظه لحظه حياتم منور به شعاع تابنده نور الهي و رحماني اوست.
تقدير و تشکر
سپاس از خالق هستي که سزاوار برترين سپاسهاست.
از استاد گرانمايه و عالم جناب آقاي دکتر محسن فرمهيني فراهاني به واسطه هدايت، حمايت و صبر بيبدليشان که در طول انجام پژوهش همواره از آن بهرهمند بودم، کمال سپاس و امتنان را دارم.
از استادان ارجمند و فرهيخته جناب آقاي دکتر اکبر رهنما و سرکار خانم دکتر ثريا قطبي به واسطه قبول زحمت مشاور در اين پژوهش نهايت سپاس و تشکر را دارم.
از اساتيد فرزانه و با اخلاق جناب آقاي دکتر محمدحسن ميرزا محمدي و جناب آقاي دکتر مهدي سجادي که داوري اين پاياننامه را به عهده گرفتند سپاسگزارم.
و سپاسگزار معلماني هستم که انديشيدن را به من آموختند نه انديشهها را.
نهايت سپاس و خاکساري خود را تقديم سرمايههاي وجودي خويش در زندگي ميکنم، پدر و مادري مهربان، صبور و فداکار.
و در نهايت از تمامي کساني که با بودنشان زندگيام رنگ و معناي الهي به خود گرفت سپاسي ويژه دارم.
چکيده :
هدف اصلي اين پژوهش تحليل جايگاه و نقش اصل اعتدال در تربيت اسلامي از منظر آيات و روايات ميباشد. در راستاي هدف پژوهش و به علت گستردگي مقوله تربيت با انتخاب چهار ساحت از مجموع ساحتهاي تربيت، پنج سوال طراحي گرديده است. اين سوالات شامل دو محور کلي، تبيين مفهوم اعتدال با توجه به واژههاي مشابه چيست؟ و نقش و مصاديق اصل اعتدال در تربيت اخلاقي، اجتماعي، سياسي، و اقتصادي کدام است؟، ميباشد. روش مورد استفاده در اين پژوهش تحليلي -اسنادي است که با تحليل و بررسي اسناد، يافتههايي را از متون مرتبط با موضوع استخراج و مورد استفاده قرار گرفته است. از مهم‌ترين يافتههاي پژوهش در سوال اول ميتوان به اعتدال تکويني و تشريعي، تبيين و تاکيد بر جنبهي عيني و عملياتي اعتدال، ميانهروي مبتني بر شرايط و خصوصيات در مکتب اسلام و نظام تربيتي آن اشاره کرد. در سوال دوم اعتدال در تربيت اخلاقي در دو محور کلي اعتدال قوا و صفات اخلاقي تبيين گرديده است. يافتههاي مهم سوال سوم شامل؛ تبيين اعتدال در تربيت اجتماعي در دو سطح رعايت اعتدال در تعاملات اجتماعي و ايجاد تعادل بين تمايلات و ارزشهاي فردي و جمعي، ميشود. در سوال چهارم به اين نتيجه رسيديم که اعتدال در تربيت سياسي به معناي انجام تعهدات و وظايف شهروندي و حکومتي بدون افراط و تفريط، ميباشد. در سوال پنجم رعايت اعتدال در تدبير معاش و تلاشهاي اقتصادي، مهمترين محورهاي اعتدال در تربيت اقتصادي هستند. در مجموع ميتوان گفت در نظام تربيتي اسلام مجموع امکانات و قوانين لازم براي رسيدن به اعتدال وجود دارد و تنها بايد با يک برنامهريزي متناسب با شرايط و نياز مربيان و متربيان ان را از حالت بالقوه به بالفعل تبديل کرد.
کليد واژهها : اعتدال، تربيت اسلامي، عدل، قسط، سوي، قصد، وسط.
فهرست مطالب
فصل اول کليات پژوهش1
مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………….2
بيان مسئله……………………………………………………………………………………………………………………………3
اهميت و ضرورت پژوهش7
اهداف پژوهش :7
سوالات پژوهش:8
تعريف مفاهيم و اصطلاحات پژوهش :8
فصل دوم مباني نظري و پيشينه پژوهش11
الف ) مباني نظري :12
ب ) پيشينه پژوهش :44
ج ) جمع بندي و ارائه چارچوب نظري پژوهش :48
فصل سوم روش شناسي پژوهش 52
روش پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………53
جامعه متني :54
نمونه پژوهش:54
ابزارهاي پژوهش:54
شيوه انجام پژوهش:54
فصل چهارم يافته‌هاي پژوهش56
مقدمه:57
سوال اول: مفهوم اعتدال با توجه به واژه‌هاي مشابه، از منظر قرآن چيست؟57
سوال دوم : نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت اخلاقي از منظر قرآن و روايات چيست؟68
سوال سوم: نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت اجتماعي از منظر قرآن و روايات چيست؟………………….72
سوال چهارم:نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت سياسي از منظر قرآن و روايات چيست؟83
سوال پنجم:نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت اقتصادي از منظر قرآن و روايات چه مي‌باشد؟92
فصل پنجم103
5-1) خلاصه سوال اول:104
5-2) خلاصه سوال دوم:104
5-3) خلاصه سوال سوم:105
5-4) خلاصه سوال چهارم:105
5-5) خلاصه سوال پنجم:106
5-6) بحث و نتيجه‌گيري:107
5-7) پيشنهادات:112
5-8) محدوديت‌هاي پژوهش:114
فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………………..115
فصل اول
کليات پژوهش
مقدمه:
“مفهوم تربيت تنها و تنها در انسان و به سبب قابليت عقلي و توانايي شناخت و گزينش او شايستگي کاربرد دارد. واژهي تربيت را نه به معناي عادت دادن و نه صرف آموختن و نصيحت کردن و افزودن، بلکه در معنايي مرتبط با واژههايي چون رشد، هدايت، تاديب و تزکيه به کار ميبريم که به مفهوم زمينهسازي و مهيا کردن شرايط براي سلامت و نشاط و بلوغ همهي قواي انساني است. رسيدن به اين بلوغ هم در مسير افزودن و هم کاستن است؛ تا در مسير کمال مطلوب خداوند، با دستيابي به تعقل، خود مديريتي، خود کنترلي و خود شکوفايي بتواند، رسم بندگي را به جاي آورد و ايمان و عمل صالح را با علم، مراقبت و توجه، به يقين و احسن عمل برساند.” (اديب، 1390: 13 )توجه به تربيت توجه به حياتيترين مقوله انساني است؛ زيرا همهي سامانها و نابسامانيها و… به نوع تربيت باز ميگردد. تربيت داراي چند خصوصيت اصلي است که از جمله آن‌ها مبتني بودن تربيت بر اصول است. اصول در تربيت گزارههاي تجويزي هستند که از معرفت به حقيقت و ابعاد وجودي انسان ناشي ميشود؛ به بيان ديگر اصول عبارت است از بايدهاي ناشي از هستهاي ساختاري انسان که راهنماي ما در تدابير تربيتي هستند. (فرهاديان، 1372) از جمله اين اصول در تربيت اسلامي، اصل اعتدال است. اين اصل در يک معناي کلي پرورش همهجانبه و متوازن تمام جنبههاي وجود آدمي و اتخاذ تدابير تربيتي بدون يک‌جانبه نگري و افراط و تفريط است. “با نگاهي گذار به متون ديني متوجه ميشويم تاکيد ويژهاي بر رعايت اين اصل در همهي شئون زندگي شده است. اين ارزش و مقام تا به حدي است که رعايت آن، موفقيت انسانها را در زندگي دنيوي و اخروي تضمين ميکند. اگر انسان در اخلاق و رفتار و کردار خود معتدل شد و از آنچه مخالف اين روش بود پرهيز کرد، نفس او با نفوس فلکيه شريک و از آن‌ها کسب فيض خواهد کرد و به اين وسيله به درجات عالي خواهد رسيد.” (فرجي، 1380: 17 )
بيان مسئله :
“انسان در زمره موجوداتي است که کمالشان در فطرت از وجود متاخر افتاده است؛ به همين دليل در دوره رشد خود يعني فاصله زماني بين وجود تا کمالش به کمک ديگران نيازمند است و تربيت براي او ضرورت دارد.” (شکوهي، ???? : ?? ) “توجه به تربيت توجه به حياتي‌ترين مقوله انساني است زيرا همه‌ي سعادت‌ها و شقاوت‌ها به نوع تربيت باز مي‌گردد. بنابراين روي کردن به تربيت صحيح تنها راه براي حرکت انسان به سوي کمال مطلق است. ” (دلشاد تهراني، ???? : ??)
فرايند تربيت، از واقعيت‌هاي پيچيده، وسيع و تأثيرگذاري است كه از دير باز در همه جوامع بشري و از منظرهاي گوناگون موضوع تدبر بوده است. در مورد چرايي، چيستي و چگونگي اين فرايند نظرات بسياري ارائه شده است. (سجادي ???? ) اما با دقت در اين نظرات متنوع مي‌توان گفت در نگاه غالب انديشمندان حوزه تربيت تنها، تربيت جامع با توجه به تمام جنبه‌هاي وجودي انسان است که منجر به کشف، پرورش و ظهور و بروز کامل استعدادهاي انسان گشته و او را به کمال نهايي مي‌رساند به عبارت ديگر يکي از نکات مهم در فرايند تربيت توجه به اعتدال و توازن است.
يكي از مشخصات بارز انديشِه و عمل اسلامي اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط در همهي امور و شئون فردي و اجتماعي است. بنابراين، در ذيل تعريف تربيت، توجه به رشد هماهنگ و متوازن همهي جنبه‌هاي وجود آدمي و تنظيم متعادل عواطف و تمايلات او متناسب با نقش آن‌ها در تكوين و تعالي هويت و افراط و تفريط نداشتن در توجه به برخي از جنبه‌هاي وجودي متربي بايد مورد ملاحظه قرار گيرد. (صادق زاده، 1387) “براي رسيدن به اهداف تربيت، بهترين و کوتاه‌ترين راه مسير اعتدال در تربيت است. فقدان ساختار تربيتي معتدل و شاکله ميانهروي در آدمي، پيوسته انسان را به افراط و تفريط مي‌کشاند. آنچه بستر تربيت فطري و اتصاف به کمالات انساني را براي آدمي مهيا مي‌کند دست يابي به شاکله اعتدال است که با برنامهريزي همه جانبه تربيتي سامان مي‌يابد. ” (دلشاد تهراني، 1377: 48 )
“واژه اعتدال از عدل گرفته شده و عدل در لغت به معناي ميانهروي است و مفهوم مساوات نيز از آن فهميده مي‌شود.” (قرشي، 1371، ج 4 : 301 ) “و همچنين اعتدال به معناي ميانهروي و راست و استوار شدن است. ” (مصطفوي، 1360، ج 8 : 53 )
برخي واژگان با واژه اعتدال تقارب و يا تفاوت معنايي دارند. واژه “قصد” از واژگاني است که با اعتدال ارتباط معنايي دارد. اين كلمه و مشتقات آن در قرآن به معني “راست و متوسّط و معتدل، خلاف افراط و تفريط به کار رفته است.” (محمد بن مکرم، 1414، ج 2 : 354 ) “مقتصد كسى است كه راه راست رود و در كارش مستقيم باشد.” (قرشي، 1371، ج 6: 79 )
“واژه ديگر قِسْط است. قسط در لغت به معناي عدالت و رعايت حق هر چيز در جاي خود است؛ و در اين معني بيشتر بر اجراي عدالت در خارج دلالت دارد.” (مصطفوي، 1360، ج 9 : 257 )وسط از ديگر واژگان مرتبط با اعتدال است اين لغت به معناي “در ميان واقع شدن است و يا هر چيزي که دو طرف مساوي براي آن لحاظ گردد.” (راغب اصفهاني، 1390 : 838 )
از سوي ديگر واژه “تبذير” با اعتدال تقابل معنايي دارد. “تبذير در لغت تفريق و پراکنده کردن است و هنگامي که در مورد مال استفاده گردد منظور فردي است که مال خود را ضايع ميکند.” (مصطفوي، 1360، ج 1 : 237 ).
همچنين واژگان افراط و تفريط از ديگر واژگان داراي تقابل معنايي با واژه اعتدال است. “افراط تجاوز از حد است از طرف زيادت و تفريط به معناي تباه ساختن و کوتاهي کردن است.” (همان منبع، ج 9 :61 ).
با توجه به آنچه تا کنون عنوان شد اعتدال از جمله اصول مهم در تربيت مي‌باشد و صاحب نظران عرصه تربيت از ديرباز توجه خاصي به آن داشته و در باب مفهوم و مصاديق آن به ارائه نظراتي پرداخته‌اند، که البته با ضعف‌ها و انتقاداتي همراه بوده است. اهميت رعايت اين اصل در تربيت سبب شده است تا در قرآن، سيره و کلام معصومين توجه ويژه‌اي به اين مفهوم شود که از جمله مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:
“وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً”
و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم. (بقره آيه 143 )
“وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُورا”
و دستت را به گردنت زنجير مكن و بسيار [هم‏] گشاده‏دستى منما تا ملامت‏شده و حسرت‏زده بر جاى مانى. (اسراء آيه 29 )
در رابطه با مطلق و نسبي بودن اعتدال نظرات متفاوتي وجود دارد اما به طور خلاصه مي‌توان گفت رعايت اعتدال به معناي رعايت حد وسط در برخي موارد مصداق ندارد. “مثلاً در راه وصول به کمال مطلق و خدايي شدن و کسب فضائلي مانند تقوا، طرف و هدف حرکت الله است و وجود حق تعالي بينهايت ميباشد و انسان در اين راه هميشه در حرکت است تا صفات الهي بيابد، بنابراين پاياني وجود ندارد تا بتوان از حد اعتدال هم سخن گفت. پس ميتوان گفت اعتدال بسته به مصداق هم مطلق است و هم نسبي. ” (دوست محمدي 1363 :41 ) اميرالمؤمنين علي (عليهالسلام) مي‌فرمايند: “لا تَرَى‏ الجَاهِلَ‏ إِلّا مُفْرِطاً أَو مُفَرِّطاً” نادان را نبيني جز آنکه کاري را از اندازه فراتر کشاند، يا به آنجا که بايد نرساند. (الحياة، ج 1: 97 )پيامبر اکرم مي‌فرمايند: “پدر و مادري که فرزندان خود را وادار به کاري کنند که بعد سبب رنجش خودشان بشود، از رحمت خدا دور هستند. ” (وسائل الشيعه، ج 5: 115 ) در مورد اين موضوع پژوهش‌هايي انجام شده است که از جمله آن‌ها مي‌توان به اين موارد اشاره کرد : شکريان (1388) در پژوهش خود با عنوان نقش تربيتي اعتدال در قرآن و نهج‌البلاغه، ابتدا به مفهوم اعتدال از ديدگاه اخوان‌الصفا و جاحظ پرداخته و سپس تربيت معتدل را برابر با تربيت فطري قرار داده که تنها راه تربيت حقيقي و شکوفايي استعدادها در جهت کمال مطلق است و در نهايت مصاديق اعتدال در جنبه‌هاي مختلف را بيان کرده است. ظهيرالدين (1380) در بررسي اصول تربيت در نهج‌البلاغه، اصل اعتدال در تربيت فطري را به عنوان يکي از اصول اساسي براي موفقيت در تربيت مطرح مي‌کند که عدم رعايت آن سبب نقص عمده در ساختار تربيتي و به نتيجه نهايي نرسيدن، فرايند تربيت مي‌شود. خيرخواه مقدم (1379 )در پژوهشي به تبيين اعتدال و مصاديق آن در قرآن پرداخته است. وي با احصا مفهوم اعتدال و واژه‌هاي مرتبط با آن، نسبي يا مطلق بودن اعتدال، شئون اعتدال و عوامل و موانع اعتدال به اين نتيجه رسيده است که انسان موظف است از طبيعت و شريعت معتدل خود درس بياموزد و اعتدال را در تمام جنبه‌هاي زندگي خود پياده کند تا به بالاترين مقامات دنيوي و اخروي دست يابد. تر دست ( 1391 ) در پژوهشي به بيان اصول و روش‌هاي تربيتي مندرج در ادعيه پرداخته است. وي پس از بيان اهميت و نسبت اصل با ساير عناصر تربيتي، از هفت اصل تربيتي نام مي‌برد، که يکي از آن‌ها اصل اعتدال مي‌باشد. اين اصل به نوعي دربرگيرنده جامعيت است به اين معنا که آنچه در تربيت اسلامي مد نظر قرار مي‌گيرد؛ شامل جسم و روح، فرد و جمع، دنيا و آخرت مي‌باشد. بنابراين توجه به اين اصل که شخصيت انسان داراي ابعاد مختلفي است باعث مي‌شود که در تربيت به همه ابعاد وجود انسان توجه شود و عدم رعايت اصل اعتدال سبب ايجاد شخصيت کاريکاتوري در فرد مي‌شود. با توجه به آنچه در بالا بيان شد به نظر مي‌رسد تبيين جامع و روشني از مفهوم، جايگاه و نقش اصل اعتدال در حوزه تربيت و ساحت‌هاي مختلف آن، از منظر آيات و روايات، انجام نشده است. به همين جهت در اين پژوهش با محور قرار دادن قرآن و کلام معصومين به عنوان نمونه‌هاي واقعي رعايت اعتدال در تمامي شئون زندگي به دنبال پاسخ به اين پرسش هستيم که جايگاه و نقش اعتدال در حوزه تربيت اسلامي بر اساس آيات و روايات چيست؟ که به علت گستردگي مقوله تربيت اين سوال در قالب چهار ساحت تربيتي بررسي و پاسخ داده ميشود.
اهميت و ضرورت پژوهش:
انجام پژوهش حاضر از دو جهت نظري و کاربردي با اهميت است:
الف ) اهميت و ضرورت نظري:
– افزايش دانش نظري پيرامون مفهوم اعتدال بر اساس قرآن و روايات
– افزايش دانش نظري پيرامون جايگاه و نقش اصل اعتدال در تربيت اسلامي بر اساس قرآن و روايات
ب ) اهميت و ضرورت کاربردي:
– کمک به سياست گذاران تربيتي در جهت تدوين و اصلاح خط مشي‌ها و راهبردهاي اصولي و معتدل در تمامي ساحت‌هاي تربيتي بر اساس آموزههاي اسلامي
– کمک به مربيان و والدين در جهت تربيت متعادل و فطري نسل جديد منطبق بر آموزههاي اسلامي
– فراهم آوردن زمينه‌هاي لازم جهت پرورش انسان متعادل بر اساس آموزه‌هاي قرآني و روايي
اهداف پژوهش :
هدف کلي : تحليل جايگاه و نقش اصل اعتدال در تربيت اسلامي از منظر قرآن و روايات
اهداف جزيي :
– مشخص کردن نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت اخلاقي از منظر قرآن و روايات
– مشخص کردن نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت اجتماعي از منظر قرآن و روايات
– مشخص کردن نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت سياسي از منظر قرآن و روايات
– مشخص کردن نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت اقتصادي از منظر قرآن و روايات
سوالات پژوهش:
1- مفهوم اعتدال با توجه به واژههاي مشابه، از منظر قرآن چيست؟
2- نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت اخلاقي از منظر قرآن و روايات چيست؟
3- نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت اجتماعي از منظر قرآن و روايات کدام است؟
4- نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت سياسي از منظر قرآن و روايات چيست؟
5- نقش و مصاديق اصل اعتدال در ساحت تربيت اقتصادي از منظر قرآن و روايات چه مي‌باشد؟
تعريف مفاهيم و اصطلاحات پژوهش :
الف ) تعاريف نظري :
تربيت اسلامي: “تربيت عبارت است از فرايند تعاملي زمينه ساز تكوين و تعالي پيوسته هويت متربيان، به صورتي يک پارچه و مبتني بر نظام معيار اسلامي، به منظور هدايت ايشان در مسير آماده شدن جهت تحقق آگاهانه و اختياري مراتب حيات طيبه در همه ابعاد.” (صادق زاده، 1389 : 139 )
اعتدال: “واژه اعتدال از عدل گرفته شده، عدل در لغت به معناي ميانه روي است و مفهوم مساوات نيز از آن فهميده مي‌شود.” (قرشي، 1371، ج 4 : 301 ) و “اعتدال به معناي ميانه روي و راست و استوار شدن است.” (مصطفوي، 1360، ج 8 : 53 )
اصل : “در فارسي و عربي، واژه اصول (جمع اصل) در چندين معنا به کار رفته است؛ از جمله آن‌هاست : اصل در معناي مقابل فرع، يعني هر آنچه وجود فرع بدان وابسته است، مبدأ و مايه نخستين هر چيز، باعث و پديدآورنده.” (رفيعي، 1390 : 129 ) “اصول تعليم و تربيت عبارتند از يک سري گزارههاي تجويزي که لازم است مفاد آن‌ها در تمام مؤلفه‌هاي تعليم و تربيت جاري گردد برنامه ريزي فعاليتهاي تربيتي با توجه به آن‌ها صورت گيرد و اقدامات تربيتي نيز بر اساس اين نوع گزارههاي تجويزي هدايت کننده اجرا و ارزشيابي شود.” (علم الهدي، 1389 : 464 )
اصل اعتدال: “همان طوري که حيات طيبه همه شئون وجودي انسان را به طور متعادل در بر مي‌گيرد، فرايند تربيت نيز بايد اولاً تمام ابعاد زندگي متربيان را پوشش دهد و ثانياً با توجه به لزوم رعايت اعتدال و توازن در همه‌ي امور و شئون حيات طيبه، بايد بر تمام فعاليت‌ها و برنامه‌هاي تربيتي توازن و اعتدال حكم فرما باشد و از تعيين اهداف و سياست‌ها تا برنامه ريزي و اقدام و اصلاح، از يك سونگري و افراط و تفريط و بي توجهي به حدود و معيارها پرهيز شود. بديهي است ملاك تشخيص حد وسط و تعادل در اين ميان، همان نظام معيار ديني است.” (مباني نظري سند تحول آموزش و پرورش 1390 )
تربيت اخلاقي: “فرايند زمينه سازي و به کارگيري شيوه‌هايي جهت شکوفاسازي، تقويت و ايجاد صفات، رفتارها و آداب اخلاقي و از بين بردن صفات، رفتارها و آداب ضد اخلاقي در خود يا ديگري است. ” (بناري، 1379 : 541 ) تربيت اخلاقي “ناظر به رشد و تقويت مرتبه قابل قبولي از جنبه اخلاقيِ حيات طيبه در وجود متربيان است و شامل همه‌ي تدابير و اقداماتي است که جهت پرورش ايمان و التزام آگاهانه و اختياري متربيان نسبت به مجموعه‌اي از باورها، ارزش‌ها و اعمال اخلاقي و در راستاي تکوين و تعالي هويت اخلاقي ايشان صورت مي‌پذيرد.” (صادق زاده قمصري، 1387 : 299 )
تربيت اجتماعي: “جرياني که طي آن نظام تربيتي حاکم بر جامعه هنجارها، مهارت‌ها، الگوها و قواعد مورد نياز افراد جامعه و روابط هر فرد را شکل مي‌دهد، تا افراد بتوانند بر اساس آموخته‌هاي خود، ايفاي نقش نمايند. ” (فرمهيني فراهاني، 1390 : 32 ) “تربيت اجتماعي در سه بعد مورد توجه است : 1- دانش : که مستلزم فراهم کردن اطلاعاتي درباره حکومت و روابط آن با مردم و … است. 2- بعد عاطفي که مستلزم ايجاد گرايش‌هاي عاطفي مناسب به غير است. 3- بعد رفتاري که با ايجاد مهارت‌هاي عملي لازم در افراد جامعه براي انجام گفت وگو، مشارکت در امور اجتماعي، اطاعت از قانون و … محقق مي‌شود. ” (باقري، 1384 )
تربيت سياسي: فرايند مستمر يادگيري است که به موجب آن افراد با نظام سياسي و نقش‌هاي ساسي خود در جامعه آشنا مي‌شوند و هدفش شکل دادن به افکار، نگرش‌ها و رفتارهاي افراد در قالب‌هاي سياسي – اجتماعي مورد نظر است. تا بتوانند ارزش‌هاي نام سياسي خود را جذب و خود را با آن‌ها منطبق سازند. (مرزوقي، 1379 ) “تربيت سياسي مهارت‌هاي لازم براي حضور زنده و فعال شهروند مسلمان را در عرصه‌هاي سياسي ملي و جهاني فراهم مي‌کند. ” (حسني، 1379 : 432 )
تربيت اقتصادي: اين ساحت ناظر به رشد توانايي‌هاي متربيان در تدبير امر معاش و تلاش اقتصادي و حرفه‌اي است. (اموري نظير درك و فهم مسائل اقتصادي، توان كارآفريني، پرهيز از بطالت و پيکاري و … ) (خلاقي، 1387 )
ب ) تعريف عملياتي:
نقش: نقش شامل کليه مؤلفه‌هاي مربوط به نگرش، ارزش و رفتار در قران و روايات است که در اثر برخورداري فرد از تربيت متعادل در وي ايجاد ميگردد.
مصداق: منظور از مصداق در اين پژوهش مستندات روايي است که در پاسخ به سوالات از آن‌ها استفاده ميشود.
فصل دوم
مباني نظري و پيشينه پژوهش
الف ) مباني نظري :
1) تربيت :
“لغتي که به کمک آن معنا به قالب لفظ در ميآيد هميشه و نزد همه کس مفهوم و مدلول روشني ندارد. از يک لغت واحد هر کسي استنباطي دارد که خاص خود اوست و با استنباط ديگران از همان لغت کم و بيش متفاوت است. اين واقعيت که در بسياري از موارد از نظر دور ميماند، در تبادل نظرهاي جدي درباره مسائل و به خصوص در جريان بحث‌هايي که مقدمه لازم عمل به شمار ميرود، به خوبي آشکار ميشود و چه بسا حصول توافق بين علاقهمندان به مسئله معيني را درباره راه حل مورد قبول اکثريت دشوار ميکند. مثلاً معناي لغت کثير استعمال تربيت نه تنها براي همهي کساني که آن را به کار ميبرند روشن نيست، بلکه اکثر متخصصان هم درباره آن اتفاق نظر کامل ندارند.” (شکوهي، 1385 : 19 )
“نظر به اينکه از راه تعليم و تربيت ميتوان موجبات رشد فردي و رفاه جمعي را فراهم نمود، اين جريان در زندگي انساني نقشي مهم دارد. با توجه به همين امر، تربيت مورد توجه اکثر مردم قرار دارد. مصلحان اجتماعي، روشن‌فکران و فيلسوفان همه درباره تربيت بحث ميکنند و هر دسته از روي تجربيات خود درباره ماهيت و نقش آن به گفتگو ميپردازند.” (شريعتمداري، 1388 : 74 )
“از آنجا که واژه تربيت داراي کاربردي گسترده و در نتيجه مبهم است، شايسته است که جنبه‌هاي گوناگون آن را با به کارگيري واژه‌هايي چون آموزش، پرورش، و بار آوردن از يکديگر متمايز کنيم و خود واژه تربيت را تنها براي رساندن تحول انسان به کار ببريم. آموزش بيش از هر چيز سپردن دانستنيهاست به ديگران. اما دانستنيها تنها آنگاه سودمندند که به کار آيند؛ و آموزش آنگاه به کار ميآيد که زمينه‌اي براي پديد آمدن تغييري در متربي گردد. پرورش چنانکه گفته شد، يعني شکوفاندن و به کار آوردن تواناييهاي دروني و استعدادهاي طبيعي. اما بار آوردن مفهومي است براي پديد آوردن دگرگوني‌هاي معيني که ما آن را هدف مي‌شمريم.” (نقيب زاده، 1390: 16 )
2 ) تربيت اسلامي :
با توجه به آنچه در بالا گفته شد روشن گشت تربيت داراي تعاريف بسيار متعددي است به طور کلي هر مکتب فکري با توجه مبادي هستي شناسي، ارزش شناسي و انسان شناسي خود به ارائه تعريفي از اين فرآيند پرداخته است. تنوع تعريفي اين مفهوم به حدي است که حتي در درون يک مکتب يا جريان فکري هم به چندين تعريف متعدد و متفاوت بر ميخوريم. مکتب اسلام نيز به عنوان ديني که تمام شئون حيات انساني را در برميگيرد و هدف اساسي آن رشد انسان به عنوان خليفه الله است در رابطه با اين فرايند مهم ديدگاه ويژه خود را دارد. ظهور و بروز نگاه اسلام به چيستي، چرايي و چگونگي تربيت به شکل اصيل در قرآن و سيره اهل بيت وجود دارد اما علما و فلاسفه و دانشمندان اسلامي متاخر و معاصر نيز به اين مقوله توجه ويژه‌اي داشته و در باب آن به ارائه نظر پرداخته‌اند.
“ابن سينا خود تعليم و تربيت را تعريف نکرده، ولي با توجه به آراي ابن فيلسوف، پزشک و مربي برجسته مي‌توان گفت که ماهيت تعليم و تربيت از نظر وي عبارت است از: برنامه ريزي و فعاليت جامعه و فرد، در جهت سلامت خانواده، رشد کودک و تدبير شئون اجتماعي براي وصول انسان به سعادت در دنيا و پس از مرگ.” (اعرافي، 1383: 282 )
غزالي در تعريف تربيت چنين ميگويد : “فن تربيت کنش و واکنشي است مهرآميز، بخردانه، با روندي آهسته و پيوسته و بالنده، و با زماني دست کم از گهواره تا گور، که در طي آن، کسي که فرهيخته است (مربي) رسالت دارد براي سعادت کسي ديگر (متربي) در پي برانگيختن و پروراندن هماهنگ و همه سويه همه نهاده‌هاي خدا آفريد او برآيد، اين فرايند مقدس، حق و نياز فطري و طبيعي همگان است و اعمال درست آن همراهي با آفرينش آدمي است و در نهايت به سود جمع نيز ميباشد. ” (رفيعي، 1390 : 98 )
“تربيت، پرورش دادن است؛ يعني استعدادهاي دروني را که بالقوه در يک شيء موجود است به فعليت در آوردن و پروردن. تربيت اسلامي به ايجاد وضعيت مناسبي اطلاق مي‌شود که زمينه را براي بروز و ظهور استعدادهاي فطري آدمي فراهم مي‌کند و او را بالنده‌تر و کمال يافته تر مي‌سازد.” (مطهري،1374: 57-56)
“تربيت اسلامي عنواني است که استعمال فراواني يافته است، براي نشان دادن طرح اسلام در ساختن و پرداختن انسان به کار مي‌رود. واژه‌ي تربيت از ريشه‌ي (ربو) و باب تفعيل است. در اين ريشه، معناي زيادت و فزوني اخذ شده است و در مشتقات مختلف آن، ميتوان اين معنا را به نوعي بازيافت.” (باقري، 1388 : 51 ) “تربيت از اين ريشه تغييرات مادي را ميرساند و در قرآن نيز چندان مورد توجه نيست. تبيين تربيت اسلامي از اين ريشه کاملاً غلط و تحريف شده است و متناسب با آنچه مد نظر مکتب اسلام است، نميباشد. واژه‌هاي اساسي که در متون اسلامي بر مفهوم تربيت دلالت دارند عبارتند از : تطهير، تزکيه، ربوبي شدن، ادب و رشد.” (اديب، 1390 : 216 )
“به رغم دامنه‌ي محدودي که کلمه‌ي تربيت از ماده (ربو) داشت، ماده‌ي (ر ب ب) و استعمال و مشتقات آن در ارتباط با انسان، فراخ ناي وسيعي از آيات قرآن را در برگرفته است. (ر ب ب) دو عنصر معنايي دارد؛ مالکيت و تدبير يعني هم صاحب است و تصرف در مايملک از آن او و هم تنظيم و تدبير مايملک در اختيار اوست.” (باقري، 1388 : 53 ) در المفردات، رب در معناي مصدري، معادل تربيت گرفته شده است، يعني گرداندن و پروراندن پي در پي چيزي تا حد نهايت. (اصفهاني، 1390) “با تکيه به مفهوم ربوبيت، ميتوان آنچه را که تربيت اسلامي گفته ميشود چنين تعريف کرد : شناخت خدا به عنوان رب يگانه‌ي انسان و جهان و برگزيدن او به عنوان رب خويش و تن دادن به ربوبيت او و تن زدن از ربوبيت غير.” (باقري، 1388: 61 )
“ريشه تزکيه به معنى طهارت و پاكيزگى است البته معنى نموّ و زيادت نيز از آن استفاده ميشود. ” (قرشي، 1371 : 174 ) “کلمه تزکيه نيز به معناي رشد دادن چيزي به شکل مطلوب و شايسته است، به گونهاي که خيرات و برکات از آن بروز کند. ” (طباطبايي، 1385 : 418 ) واژه تطهير نيز با معناي مشابهي در قرآن آمده است. اين دو کلمه به صراحت به جنبه سلبي، يعني حذف آلايشها و ناپاکيها اشاره دارند و به طور ضمني، به جنبه ايجابي، يعني حصول پاکي (در تطهير) و يا رشد و نمو (در تزکيه) دلالت دارند. (اميني،1372 ) اگر بخواهيم اين دو واژه را نيز با در کانون قرار دادن مفهوم ربوبي شدن، براي ارائه تعريف نهايي تربيت اسلامي، تبيين کنيم؛ بايد گفت “واژه تطهير بر هر سه بعد معرفتي، ارادي و عملي ربوبي شدن دلالت دارد، اما جنبه سلبي جريان ربوبي شدن را در کانون قرار ميدهد. تزکيه نيز چون تطهير به جنبه سلبي ناظر است، اما با دامنهاي کوتاهتر از تطهير، بيشتر به دو جنبه انتخابگري نيت و عمل مربوط ميشود. ” (باقري، 1388 : 112 )
“هر گاه سخن از رشد به ميان مي‌آيد مفاهيمي چون هدايت، خير، صلاح به ذهن متبادر مي‌شود و پيوسته داراي بار معنايي مثبت است. گاهي آن را به اصابت و رسيدن به واقع و صواب معنا كرده‌اند بر اين اساس مي‌توان گفت، از آنجايي که حق يگانه ثابت واقع در نظام عالم است، منشأ و مبدأ بروز هر رشدي بوده و جزء به واسطه حق و اتصال به آن هيچ رشدي در هيچ شأني رقم نمي‌خورد. گاهي اين كلمه را به معناي هدايت شدن در مسير خير و صلاح معنا كرده‌اند، كه در اين صورت نتيجه هدايت و غايت آن خواهد بود. ” (اخوت، 1391 : 164 ) رشد در واقع اشاره به فرآيند تربيت و سلسله مراتب آن دارد.
3) انواع تربيت :
“طبقه بندي مصاديق فرايند تربيت، كه پديده‌اي كيفي، پيچيده و گسترده است، بر حسب ملاک‌هاي متفاوتي مي‌تواند صورت پذيرد كه مهم‌ترين آن‌ها عبارتند از:
* مراحل رشد متربيان؛
که با توجه به اين عامل تربيت داراي انواعي از اين قرار ميباشد: تربيت دوران جنيني نوزادي، کودکي اول و دوم، اوائل نوجواني، نوجواني، جواني، ميانسالي، بزرگسالي، اوائل نوجواني، نوجواني، جواني، ميانسالي، بزرگسالي و کهن سالي
* ميزان و نحوه شمول نسبت به افراد جامعه؛
که با توجه به اين عامل تربيت داراي دو نوع عمومي و تخصصي ميباشد.
* نحوه حضور متربيان؛
که با توجه به اين عامل تربيت داراي دو نوع الزامي و اختياري است.
* نوع سازمان دهي و اعتبار قانوني؛
که با توجه به اين عامل تربيت داراي دو نوع رسمي و غير رسمي است.
* حيثيت‌ها يا شئون حيات آدمي؛
تأمل در مفهوم كليدي حيات طيبه مندرج در تعريف تربيت نشان مي‌دهد كه حيات طيبه اگرچه مفهومي يك پارچه و كلي است، اما دربردارنده شئون و جنبه‌هاي متعددي است كه در ارتباط و تعامل با همديگر، اين مفهوم پويا و متكامل را محقق مي‌سازند. از آن جا كه اين شئون استقلال نسبي دارند و بايد، علاوه بر تعيين اهداف و انتظاراتي مشخص وضعيت‌هاي مطلوب براي هر يك از آن‌ها زمينه‌هاي مناسب تحقق آن‌ها را نيز با عنايت به خصوصيات همين جنبه‌ها فراهم كرد بنابراين تربيت مي‌تواند متناسب با اين شئون به انواعي تقسيم گردد.
تقسيم بندي‌هاي متفاوتي از ساحت‌هاي وجودي انسان به عمل آمده است كه هيچ يك جامع و مانع نيستند. زيرا اين گونه تقسيم بندي‌ها اعتباري و نسبي‌اند و آن چه واقعيت دارد، وحدت و يکپارچگي وجود آدمي است.
بنابراين تربيت مي‌تواند متناسب با اين شئون به انواع ذيل تقسيم گردد :
1- تربيت اعتقادي، عبادي و اخلاقي : ناظر به آماده سازي فردي و جمعي متربيان در مسيراتحقق شأن اعتقادي، عبادي و اخلاقي حيات طيبه
2- تربيت زيستي و بدني؛ ناظر به آماده سازي فردي و جمعي متربيان در مسير تحقق شأن زيستي و بدني حيات طيبه
3- تربيت اجتماعي و سياسي؛ ناظر به آماده سازي فردي و جمعي متربيان در مسير تحقق شأن اجتماعي و سياسي حيات طيبه
4- تربيت اقتصادي و حرفه‌اي؛ ناظر به آماده سازي فردي و جمعي متربيان در مسير تحقق شأن اقتصادي و حرفه‌اي حيات طيبه
5- تربيت علمي و فناوري؛ ناظر به آماده سازي فردي و جمعي متربيان در مسير تحقق شأن علمي و فناورانه حيات طيبه
6- تربيت هنري و زيبايي شناختي؛ ناظر به آماده سازي فردي و جمعي متربيان در مسير تحقق شأن زيبايي شناختي و هنري حيات طيبه” (مباني نظري سند تحول آموزش و پرورش، 1390)
در ادامه به توضيح بيشتر شئوني که در سوالات به آن‌ها اشاره شده است، ميپردازيم.
3-1) تربيت اخلاقي :
“در بيان قلمرو اخلاق آورده‌اند: آنگاه که آدمي از بايدها و نبايدهايي که بيشتر به صورت روا و ناروا و يا پسنديده يا ناپسند عرضه مي‌شوند، فراتر رود و به بازشناسي نيک از بد برسد و اين شناخت ارزش نيک، او را به کردار شايسته برانگيزد، به قلمرو اخلاق رسيده و در راه انسان شدن گام نهاده است.” (نقيب زاده، 1385: 15)
تربيت اخلاقي و بهينه سازي منش‌هاي انساني، از جمله اموري است که پيشينه‌اي به درازاي تاريخ داشته است. تربيت اخلاقي به معناي کار بست ويژه يافته‌هاي تعليم و تربيت براي تحقق اهدافي است که از حوزه علم اخلاق دريافت و پذيرفته شده است. تربيت اخلاقي در واقع فرايند زمينه سازي و به کار گيري شيوه‌هايي جهت شکوفا سازي، تقويت و ايجاد صفات، رفتارها و آداب اخلاقي و از بين بردن صفات، رفتارها و آداب ضد اخلاقي در خود و ديگري است. با تأمل در اين تعريف مشخص مي‌شود که تربيت اخلاقي دو رکن دارد: يکي شناخت فضايل و رذايل و رفتارهاي اخلاقي و ضد اخلاقي و ديگري به کار گيري شيوه‌هايي جهت تقويت يا تضعيف آن‌ها. از اين رو تربيت اخلاقي حيطه‌اي است که وام دار دو حوزه اخلاق و تربيت است، و از ان جا که در اخلاق بيشترين تأکيد بر خودسازي و در تربيت بر ديگر سازي است. تربيت اخلاقي نيز خودسازي و دگر سازي را شامل مي‌شود. (اسلامي، 1379 )
“فرايند زمينه سازي و به کارگيري شيوه‌هايي جهت شکوفاسازي ، تقويت و ايجاد صفات ، رفتارها و آداب اخلاقي و از بين بردن صفات ، رفتارها و آداب ضد اخلاقي در خود يا ديگري است.” ( بناري ، 1379 : 541 ) تربيت اخلاقي ” ناظر به رشد و تقويت مرتبه قابل قبولي از جنبه اخلاقيِ حيات طيبه در وجود متربيان است و شامل همه‌ي تدابير و اقداماتي است که جهت پرورش ايمان و التزام آگاهانه و اختياري متربيان نسبت به مجموعه‌اي از باورها، ارزش‌ها و اعمال اخلاقي و در راستاي تکوين و تعالي هويت اخلاقي ايشان صورت مي‌پذيرد.” ( صادق زاده قمصري ، 1387 : 299 )
3-2) تربيت اجتماعي :
“تربيت فرايندي مستمر است که در بستر جامعه شکل مي‌گيرد. در واقع ابعاد اساسي و هويت فرد در تعامل با ديگران و از مسير روابط گروهي شکل مي‌گيرد. به همين دليل تربيت اجتماعي، يکي از ارکان و ابعاد اساسي تربيت را تشکيل مي‌دهد. اين بعد از تربيت به لحاظ گستردگي، پيچيدگي و جامعيت، پوشش دهنده تمام نهادهاي اجتماعي تربيتي است که از سويي رشد شخصيت فردي را به همراه دارد و از سوي ديگر ميراث فرهنگي را به نسل آينده منتقل مي‌کند. به همين دليل اجتماعي شدن افراد جامعه، رسالت مهم برنامه ريزان و مربيان به شمار مي‌رود. به عبارت ديگر تربيت اجتماعي نه تنها يکي از اهداف آموزش و پرورش است، بلکه يکي از اصول حاکم به آموزش و پرورش نيز مي‌باشد” (عسگريان، 1368: 83) و از سويي نيز “به عنوان يکي از وظايف اصلي آموزش و پرورش مطرح شده است از ديدگاه کلان نيز، تربيت اجتماعي با توسعه مليت رابطه مسلم، ضروري و انکار ناپذير دارد و ظهور رشد و توسعه در يک جامعه، به تربيت اجتماعي در يک سطح مناسب بستگي دارد. “(شريعتمداري، 1380: 51 )
“تربيت اجتماعي از آن جهت يک مسأله است که تکليف گذشته و آينده يک جامعه، به صورت عميقي با آن در ارتباط است. گذشته جامعه از اين جهت با آن در پيوند است که نحوه ارتباط نسل جديد با سنت و فرهنگ، بر حسب تصور ما از تربيت اجتماعي، تعيين مي‌شود. آينده جامعه نيز با آن در پيوند است. از اين جهت که نوع روابط و حيات اجتماعي ما در آينده متأثر سبک و سياق تربيت اجتماعي است.” (باقري، 1379: 387)
“تربيت اجتماعي در لغت به معناي رشد و نمو دادن ابعاد اجتماعي است و چون در مورد انسان به کار ميرود مراد شکوفا کردن استعدادهاي مدني و جمعي آدميان است اما در اصطلاح مقصود از تربيت اجتماعي پرورش جنبه يا جنبه‌هايي از شخصيت آدمي است که مربوط به زندگي او در ميان جامعه است تا از اين طريق به بهترين شکل حقوق، وظايف و مسئوليت‌هاي خود را نسبت به ديگر همنوعان، همکيشان و هممسلکان خود بشناسد و آگاهانه و با عشق براي عمل به آن وظايف و مسئوليت‌ها اقدام کند. “(حاجي ده آبادي، 1377 : 115 )
مفهوم اجتماعي شدن و جامعهپذيري نيز مبين تربيت اجتماعي انسان است. اصطلاح اجتماعي شدن را در اصل روان‌شناسان اجتماعي، جامعهشناسان و پژوهندگان رشد کودک به کار بردهاند. اجتماعي شدن فرايندي است که طي آن کودک ناتوان به تدريج به شخصي خود آگاه، دانا و ورزيده در شيوههاي فرهنگي، که در آن متولد



قیمت: تومان


پاسخ دهید