دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات هرمزگان
پايان نامه براي در يافت در جه کار شناسي ارشد “MA ”
رشته علوم اجتماعي- جامعه شناسي، گرايش:جامعه شناسي
عنوان:
تأثير حمايت اجتماعي کميته امداد امام خميني (ره) بر سلامت اجتماعي زنان سرپرست خانوار شهرهاي بومهن و پرديس سال 1392
استاد راهنما:
دکتر احمد علي اسد پور
استاد مشاور:
دکتر هدايت الله نيکخواه
نگارش:
حسن پاياني فر
سال تحصيلي 92-1391
تقديم
تقديم به همسرم
سپاسگذاري
خداوند متعال را شكرگزارم كه به من اين توفيق را عطا فرمود تا با كمك استادان فهيم و دانا و تواناي دانشگاه ، توانستم اين مجموعه را فراهم نمايم . از استاد راهنماي گرانقدر جناب آقاي دكتر احمد علي اسد پور كه با صبر و حوصله ستودني در كليه مراحل انجام پايان نامه ، راهنمائيهاي ارزنده اي را ارائه نمودند و متحمل زحمات زيادي شدند ، تشكر مي نمايم .
از جناب آقاي دکتر هدايت الله نيکخواه كه به بعنوان استاد مشـاور ، در تـدوين اين پايان نامه راهنمائيها و راهكارهاي ارزنده اي ارائه نمودند ، تشكر مي نمايم .
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
مقدمه2
فصل اول: کليات تحقيق
1-1-بيان مساله4
1-2-اهميت و ضرورت انجام تحقيق4
1-3- اهداف تحقيق5
1-3-1-اهداف کلي5
1-3-2- اهداف جزئي5
1-4-سؤالات تحقيق5
1-5-فرضيه‏هاي تحقيق6
1-5-1-فرضيه اصلي 6
1-5-2-فرضيه¬هاي فرعي6
1-6-تعاريف متغيرها6
1-6-1-تعريف مفهومي سلامت اجتماعي6
1-6-2-تعريف نظري امنيت اجتماعي 7
1-6-3-تعريف نظري حمايت اجتماعي 7
1-6-4-تعاريف عملياتي7
فصل دوم:ادبيات تحقيق
2-1-مباني نظري تحقيق10
2-1-1- سازمان‌هاي(نهادهاي اجتماعي) حمايت‌کننده از زنان سرپرست خانوار10
2-1-2-زنان سرپرست خانوار در ايران10
2-1-3-عوامل مؤثر بر سلامت زنان 12
2-1-4- تاريخچه حمايت از زنان سرپرست خانوار در جهان12
2-1-5- تعاريف متغيرها13
2-1-5-1- تعاريف حمايت اجتماعي 13
2-1-5-2- تعاريف سلامت اجتماعي 18
2-1-6- الگوهاي مربوط به تعريف سلامت 22
2-1-6-1-الگوي زيست‌شناختي سلامت 22
2-1-6-2-الگوي کليت سلامت 23
2-1-7- ديدگاه‌هاي سلامت روان23
2-1-8-عوامل مؤثر بر سلامت 25
2-1-9- ابعاد سلامت27
2-1-9-1-سلامت جسمي27
2-1-9-2-سلامت عاطفي27
2-1-9-3-سلامت شغلي27
2-1-9-4-سلامت رواني28
2-1-10- تعيين‌کننده‌هاي اجتماعي سلامت (ديدگاه ويلکينسون)28
2-1-11- فرايندهاي کنش حمايت اجتماعي بر سلامت 31
2-1-12- نظريه‌ها (مروري بر ديدگاه‌هاي مختلف)32
2-1-12-1-نظريه کنش تالکت پارسونز32
2-1-12-2- رز و وو (حمايت اجتماعي)33
2-1-12-3- اسپينوزا و ولمن : (شيوه‌هاي کسب منابع)33
2-1-12-4- تئوري توتيس (فرضيه انباشت هويتي)35
2-1-12-5- تئوري هتفيلد (برابري ـ عدالت)36
2-1-12-6- تئوري مازلو (نياز)37
2-1-12-7- مدل سپر و تأثير کلي حمايت اجتماعي 38
2-1-12-8-مدل تأثير مستقيم حمايت اجتماعي39
2-1-12-9- مدل تأثير غيرمستقيم يا فرضيه ضربه‌گير40
2-1-12-10- تئوري دورکيم (انسجام اجتماعي)40
2-1-12-11- تئوري مبادله (پاداش بلاو)41
2-1-12-12-تئوري هابرماس (عقلانيت نظام اجتماعي ـ عقلانيت جهان زندگي)42
2-1-12-13- تئوري کييز (سلامت اجتماعي)43
2-1-12-13-1- ابعاد سلامت اجتماعي کييز45
2-1-13- شکوفايي اجتماعي 46
2-1-14- انسجام اجتماعي 46
2-1-15- پذيرش اجتماعي 48
2-1-16-مشارکت اجتماعي 48
2-1-17-همبستگي اجتماعي:50
2-1-18- تئوري بوزان50
2-1-19-نظريه هاي فمينيستي معاصر( تفاوت جنسي، نابرابري جنسي و ستمگري جنسي)51
2-1-20- فمينيسم ليبرال51
2-2- پيشينه پژوهشي54
2-2-1- پژوهش‌هاي انجام شده در داخل کشور54
2-2-2- پژوهش‌هاي انجام شده در خارج کشور:61
فصل سوم:روش شناسي تحقيق
3-1-روش تحقيق66
3-2-جامعه,نمونه و روش نمونه گيري66
3-3-ابزار و روش گردآوري اطلاعات66
3-4-روايي67
3-5-پايايي 67
3-6-روشهاي تجزيه و تحليل اطلاعات67
فصل چهارم:تجزيه و تحليل داده ها
4-1-توصيف داده هاي پژوهشي69
4-1-1-توصيف نمونه تحقيق بر حسب محل سکونت69
4-1-2-توصيف نمونه تحقيق بر حسب سن70
4-1-3-توصيف نمونه تحقيق بر حسب ميزان تحصيلات71
4-2-آزمون فرضيه ها 72
4-2-1-آزمون فرضيه اصلي72
4-2-2-آزمون فرضيه فرعي175
4-2-3-آزمون فرضيه فرعي277
4-2-4-آزمون فرضيه فرعي379
4-2-5-آزمون فرضيه فرعي481
4-2-6-آزمون فرضيه فرعي583
4-2-7-آزمون فرضيه فرعي685
فصل پنجم:نتيجه گيري و پيشنهادات
5-1-نتيجه گيري88
5-2-پيشنهادات89
5-2-1-پيشنهادات اجرايي89
5-2-2-پيشنهادات پژوهشي90
5-3-محدوديت هاي تحقيق90
فهرست منابع و مآخذ91
منابع فارسي91
منابع انگليسي92
پيوست ها94
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره1:جدول فراواني و درصد نمونه تحقيق بر حسب محل سکونت69
جدول شماره2:جدول فراواني و درصد نمونه تحقيق بر حسب سن70
جدول شماره3:جدول فراواني و درصد نمونه تحقيق بر حسب ميزان تحصيلات71
جدول شماره4:نتايج آزمون ضريب همبستگي پيرسون در خصوص آزمون فرضيه اصلي72
جدول شماره5:خلاصه مدل رگرسيوني72
جدول شماره6:نتايج تحليل واريانس73
جدول شماره7:ضرائب معادله رگرسيوني همزمان73
جدول شماره8:نتايج آزمون ضريب همبستگي پيرسون در خصوص آزمون فرضيه فرعي175
جدول شماره9:خلاصه مدل رگرسيوني75
جدول شماره10:نتايج تحليل واريانس76
جدول شماره11:ضرائب معادله رگرسيوني همزمان76
جدول شماره12:نتايج آزمون ضريب همبستگي پيرسون در خصوص آزمون فرضيه فرعي277
جدول شماره13:خلاصه مدل رگرسيوني77
جدول شماره14:نتايج تحليل واريانس78
جدول شماره15:ضرائب معادله رگرسيوني همزمان78
جدول شماره16:نتايج آزمون ضريب همبستگي پيرسون در خصوص آزمون فرضيه فرعي379
جدول شماره17:خلاصه مدل رگرسيوني79
جدول شماره18:نتايج تحليل واريانس80
جدول شماره19:ضرائب معادله رگرسيوني همزمان80
جدول شماره20:نتايج آزمون ضريب همبستگي پيرسون در خصوص آزمون فرضيه فرعي481
جدول شماره21:خلاصه مدل رگرسيوني81
جدول شماره22:نتايج تحليل واريانس82
جدول شماره23:ضرائب معادله رگرسيوني همزمان82
جدول شماره24:نتايج آزمون ضريب همبستگي پيرسون در خصوص آزمون فرضيه فرعي583
جدول شماره25:خلاصه مدل رگرسيوني83
جدول شماره26:نتايج تحليل واريانس84
جدول شماره27:ضرائب معادله رگرسيوني همزمان84
جدول شماره28:نتايج آزمون ضريب همبستگي پيرسون در خصوص آزمون فرضيه فرعي685
جدول شماره29:خلاصه مدل رگرسيوني85
جدول شماره30:نتايج تحليل واريانس86
جدول شماره31:ضرائب معادله رگرسيوني همزمان86
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار شماره1: توصيف نمونه تحقيق بر حسب محل سکونت69
نمودار شماره2: توصيف نمونه تحقيق بر حسب سن70
نمودار شماره3: توصيف نمونه تحقيق بر حسب ميزان تحصيلات71
چکيده
اين تحقيق با عنوان تأثير حمايت اجتماعي کميته امداد امام خميني (ره) بر سلامت اجتماعي زنان سرپرست خانوار شهرهاي بومهن و پرديس سال 1392 انجام شد. اهداف کلي تحقيق بررسي رابطه بين حمايت اجتماعي کميته امداد و سلامت اجتماعي زنان سرپرست خانوار مي باشد؛فرضيه اصلي عبارت است از: بين حمايت اجتماعي کميته امداد و سلامت اجتماعي زنان سرپرست خانواررابطه وجود دارد.وفرضيههاي فرعي عبارتند از: 1-بين حمايت اجتماعي و پذيرش اجتماعي زنان سرپرست خانواررابطه وجود دارد.2- بين حمايت اجتماعي و مشارکت اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد.3- بين حمايت اجتماعي و شکوفايي اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد. 4- بين حمايت اجتماعي وانسجام اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد5- بين حمايت اجتماعي و برابري اجتماعي زنان سرپرست خانواررابطه وجود دارد.6- بين حمايت اجتماعي وامنيت اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجوددارد. روش اين تحقيق توصيفي از نوع همبستگي مي باشد.جامعه آماري شامل تعداد410نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کميته امداد امام خميني(ره) شهر هاي بومهن و پرديس است و حجم نمونه تعداد 201نفر مي باشد که بر اساس جدول مورگان تعيين شد و روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي مي باشد.ابزار اين تحقيق دو پرسشنامه محقق ساخته در مورد حمايت اجتماعي(16گويه) و سلامت اجتماعي(25گويه) است و داراي گزينه هاي خيلي کم=1,کم=2,متوسط=3,زياد=4و خيلي زياد=5 مي باشد.پرسشنامه ها طي دو هفته توزيع و جمع آوري شد و داده ها به وسيله نرم افزارspss مورد تحليل آماري قرار گرفت.در اين تحقيق براي تعيين پايايي پرسشنامه ها از روش آلفاي کرو نباخ استفاده شد و با استفاده از نرم افزار SPSS محاسبه شد که پايايي پرسشنامه حمايت اجتماعي966/0 و پايايي پرسشنامه سلامت اجتماعي956/0 به دست آمد.روش هاي آماري مورد استفاده,شامل روش هاي آمار توصيفي و استنباطي رگرسيون ساده به روش همزمان مي باشد.کليه فرضيه هاي تحقيق با99% اطمينان تاييد شدند.
مقدمه
بطور کلي حمايت از زنان و ايجاد انگيزه درزندگي شخصي زنان وبالابردن اميد به زندگي در ايشان را مي توان ازعوامل مهم درسلامتي زنان بويژه زنان سرپرست خانوار دانست چراکه ايشان (زنان سرپرست خانوار) در زندگيشان نسبت به ساير زنان ويانسبت به مردان سرپرست خانوار با مشکلات بيشتري روبرو هستند، همچنين زنان بيشتر از مردان احتمال دارد فقير و يا جزء فقيرترين فقيرها باشند. علاوه بر اين، احتمال دارد که خانواده‌هاي تحت سرپرستي زنان در مقايسه با خانواده‌هاي تحت سرپرستي مردان فقيرتر باشند. فقر حق انتخاب را در زمينه‌هايي که اساس سلامت‌اند، به شدت تحت تأثير قرار مي‌دهد. از اين رو، تأثير فقر بر سلامت افراد را نمي‌توان انکار کرد.
سلامت طبق تعريف سازمان جهاني عبارت از حالتي است که در آن فرد از نظر جسمي,رواني و اجتماعي کاملا سالم است و در او هيچ نشانه اي از بيماري و روان رنجوري مشاهده نمي شود(ساکسينا,2002).در زندگي اجتماعي سازمان يافته سلامتي براي حفظ فرد جنبه حياتي دارد,سلامتي شرط ضروري ايفاي نقش هاي اجتماعي است(همان)
در اين تحقيق رابطه بين حمايت اجتماعي کميته امداد امام خميني(ره) و سلامت اجتماعي زنان سرپرست خانوار شهرهاي بومهن و پرديس بررسي شده است.
فصل اول
کليات تحقيق
1-1-بيان مساله
باتوجه به اينکه درحوزه جامعه شناسي مباحث مربوط به مطالعات درزمينه زنان سرپرست خانوارازاهميت خاصي برخوردارگشته است لذاموضوع سلامت اجتماعي زنان سرپرست خانوارومتغيرهاي اثرگذاربرآن حائزاهميت مي باشد.جهت با لابردن کيفيت زندگي اجتماعي به نحومطلوب ودست يابي به توسعه پايدار جامعه نيازبه سلامتي دارد،لذاحفظ وارتقاءسلامت پيش نيازحرکت درجهت برنامه ريزيهاي اقتصادي وبخصوص اجتماعي است.هرجامعه اي زماني ازنشاط برخوردارخواهد بود که شهروندان آن طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني ازسلامتي،داراي سلامت رواني وجسمي واجتماعي مطلوب باشند.باتوجه به مطالب مذکور چيزي که دغدغه اصلي ذهن پژوهشگرمي باشد(متغيروابسته)سلامت اجتماعي زنان سرپرست خانوار مي باشد، مفهوم سلامتي شامل آسايش ورفاه جسمي ورواني واجتماعي تک تک افراداست ونداشتن بيماري به تنهايي به معناي سلامتي نيست.درواقع سلامت دوطيف دارد:1-علائم بيماري،خودبيماري وناتواني توأم.2-سلامت جسمي ورواني واجتماعي.متغيرديگر(متغيرمستقل)حمايت اجتماعي نهادکميته امداد امام خميني(ره)مي باشد،حمايتي کارشناسي شده و چندبعدي ودرتمام زمينه هاي اساسي زندگي زنان سرپرست خانوار مي باشد.منظورازاين تحقيق ، آسيب شناسي زنان سرپرست خانوارومشخص نمودن ميزان تاثيرحمايتهاي اجتماعي کميته امداددربرطرف نمودن اين آسيبهاودرنهايت تضمين سلامت اجتماعي اين قشراز جامعه مي باشد،تادرآينده زنان سرپرست خانوارازمشکلاتي که درحال حاضربا آن مواجه اند روبرو نشوندوجهت ارتقاءسلامت اجتماعي زنان سرپرست خانوارشهرهاي موردتحقيق نتايج تحقيق به نهادکميته امدادارائه مي گرددواميداست بانتايج بدست آمده برنامه ريزيهاي اجتماعي وفرهنگي درخصوص کاهش مددجويان تحت پوشش کميته امداد صورت پذيرد.
1-2-اهميت و ضرورت انجام تحقيق
باتوجه به اينکه زنان نقش کليدي رادرتشکيل بنيان خانواده وتضمين آينده جامعه (پرورش وسلامت کودکان)داراهستند،توجه به اين گروه ازاهميت بسياربالايي برخوردارمي باشد.آموزش وفرهنگ ازطريق سلامت زنان توسعه مي يابد.
طي بررسي بعمل آمده ومطالعات انجام شده اکثريت زنان سرپرست خانوار به تنهايي مسئوليت تامين معاش خانواده رابعهده دارندومنبع درآمدديگري ند ارند، به عبارت ديگر ايشان تنها فردشاغل خانواده مي باشند وبه لحاظ اقتصادي درمضيقه قراردارند وازبرگترين دغدغه هاي زندگي ومشکلات خانوادگيشان نبوددرآمد مکفي مي باشد.
عواملي موجب آسيب پذيري ايشان ودرنهايت به خطرافتادن سلامت رواني واجتماعي آنان مي گردد،ازجمله اين عوامل مي توان از:فوت همسر ، طلاق،اعتيادهمسر، ازکارافتادگي همسر ، رهاشدن توسط مردان مهاجروبي مبالات(شوهرمفقودي)نام برد.
شناخت از دغدغه هاي زندگي خانوادگي زنان سرپرست خانواروعوامل تاثيرگذار برآن مي توانددرچاره انديشي جهت رفع نيازهاي اساسي ايشان ودرنهايت سلامت اجتماعي موثر واقع گردد وضرورت تحقيق حاضررا ايجاب مي نمايد.
1-3- اهداف تحقيق
1-3-1-اهداف کلي
بررسي رابطه بين حمايت اجتماعي کميته امداد و سلامت اجتماعي زنان سرپرست خانوار
1-3-2- اهداف جزئي
تعيين رابطه بين حمايت اجتماعي و پذيرش اجتماعي زنان سرپرست خانوار
تعيين رابطه بين حمايت اجتماعي و مشارکت اجتماعي زنان سرپرست خانوار
تعيين رابطه بين حمايت اجتماعي و شکوفايي اجتماعي زنان سرپرست خانوار
تعيين رابطه بين حمايت اجتماعي وانسجام اجتماعي زنان سرپرست خانوار
تعيين رابطه بين حمايت اجتماعي و برابري اجتماعي زنان سرپرست خانوار
تعيين رابطه بين حمايت اجتماعي وامنيت اجتماعي زنان سرپرست خانوار
1-4-سؤالات تحقيق
آيا بين حمايت اجتماعي و سلامت اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد؟
آيا بين حمايت اجتماعي و پذيرش اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد؟
آيا بين حمايت اجتماعي و مشارکت اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد؟
آيا بين حمايت اجتماعي و شکوفايي اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد؟
آيا بين حمايت اجتماعي و انسجام اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد؟
آيا بين حمايت اجتماعي و برابري اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد؟
آيا بين حمايت اجتماعي و امنيت اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد؟
1-5-فرضيه‏هاي تحقيق:
1-5-1-فرضيه اصلي
بين حمايت اجتماعي کميته امداد و سلامت اجتماعي زنان سرپرست خانواررابطه وجود دارد.
1-5-2-فرضيههاي فرعي
بين حمايت اجتماعي و پذيرش اجتماعي زنان سرپرست خانواررابطه وجود دارد.
بين حمايت اجتماعي و مشارکت اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد.
بين حمايت اجتماعي و شکوفايي اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد.
بين حمايت اجتماعي وانسجام اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجود دارد.
بين حمايت اجتماعي و برابري اجتماعي زنان سرپرست خانواررابطه وجود دارد.
بين حمايت اجتماعي وامنيت اجتماعي زنان سرپرست خانوار رابطه وجوددارد.
1-6-تعاريف متغيرها
1-6-1-تعريف مفهومي سلامت اجتماعي
سلامت در فارسي به معناي تندرستي و گاه بهداشت ترجمه مي شود و موضوع مطرح در فرهنگ هاي جامعه مي باشد و مهمترين جنبه از مسائل حيات مي باشد.در واقع سلامت اجتماعي عبارت است از ارزيابي و شناخت فرد از چگونگي عملکردش در اجتماع و کيفيت روابطش با افراد ديگر، نزديکان و گروههاي اجتماعي که وي عضوي1 از آنهاست. طبق اين تعريف شاخصهاي سلامت اجتماعي عبارت است از انسجام، پذيرش، شکوفايي، مشارکت اجتماعي2. منظور از انسجام اجتماعي يعني ارزيابي کيفيت روابط فرد در جامعه و گروه اجتماعي که به آن تعلق دارد. پذيرش اجتماعي يعني ديدگاه مطلوب نسبت به ديگران و شکوفايي اجتماعي به ارزيابي توانمنديهاي بالقوه اجتماع بصورت کلي بر ميگردد. مشارکت اجتماعي باوري است که طبق آن فرد خود را عضو حياتي اجتماع ميداند (کييز، 1998: 123). درواقع سلامت جامعه با سلامت افراد آن رابطه دارد و يک جامعه تنهادرصورتي ازسلامتي واقعي برخورداراست که تمام افرادآن ازسلامت فردي ورواني واجتماعي برخوردارباشند.
1-6-2-تعريف نظري امنيت اجتماعي
فرهنگ لغت “دهخدا” امنيت را چنين تعريف ميکند: “ايمن بودن، مصونيت، امن، امان، سلامت، حفاظت، حمايت، کامراني، سعادت”. فرهنگنامه “لاروس” امنيت را “اعتماد3، آرامش روحي و رواني، تفکري که بر اساس آن خطر، ترس، وحشت و خسران، بيمعنا بودن و نيز فقدان مخاطرات” دانسته . (نظري، 1390: 13).
ازنظرمولار امنيت اجتماعي مسئول تامين امنيت براي گروههاي اجتماعي جامعه است، گروههايي که به جهت ايجاد اشتراکات تعلقات ميان اعضايشان، هويت جمعي آنان رابه وجود ميآورد، بنابراين، هدف مرجع امنيت اجتماعي گروههاي اجتماعي خردوکلاني چون خانواده، دوستان، هممحيط، هموطن، هم مذهب وغيره هستند. (نظرلو،1388: 37).
1-6-3-تعريف نظري حمايت اجتماعي
از حمايت اجتماعي تعاريف متعددي به عمل آمده است. از جمله اينکه “سارا فينو” معتقد است که حمايت اجتماعي به مراقبت، محبت، تسلي و کمکي که ساير افراد يا گروههاي اجتماعي به فرد ارزاني ميدارند گفته ميشود. اين حمايت را ممکن است منابع گوناگوني مانند همسر، نامزد، خانواده، اقوام، دوستان، همکاران و يا سازمانهاي اجتماعي و حمايتي به عمل آورند (سارافينو، 1984، به نقل از بهمني، 1387: 78، به نقل از شيري، 1390).
1-6-4-تعاريف عملياتي
حمايت اجتماعي:نمره اي است که نمونه تحقيق از پرسشنامه حمايت اجتماعي به دست مي آورند.
سلامت اجتماعي: نمره اي است که نمونه تحقيق از پرسشنامه سلامت اجتماعي به دست مي آورند.
پذيرش اجتماعي: نمره اي است که نمونه تحقيق از پرسشنامه سلامت اجتماعي(از گويه 1تا7) به دست مي آورند.
مشارکت اجتماعي: نمره اي است که نمونه تحقيق از پرسشنامه سلامت اجتماعي(از گويه 8تا11) به دست مي آورند.
شکوفايي اجتماعي: نمره اي است که نمونه تحقيق از پرسشنامه سلامت اجتماعي(از گويه 12تا14) به دست مي آورند.
انسجام اجتماعي: نمره اي است که نمونه تحقيق از پرسشنامه سلامت اجتماعي(از گويه 15تا20) به دست مي آورند.
برابري اجتماعي: نمره اي است که نمونه تحقيق از پرسشنامه سلامت اجتماعي(از گويه 21تا23) به دست مي آورند.
امنيت اجتماعي: نمره اي است که نمونه تحقيق از پرسشنامه سلامت اجتماعي(از گويه 24تا25) به دست مي آورند.
فصل دوم
ادبيات تحقيق
2-1-مباني نظري تحقيق
2-1-1- سازمان‌هاي(نهادهاي اجتماعي) حمايت‌کننده از زنان سرپرست خانوار
نهادهاي اجتماعي و سازمان‌هاي حمايت‌کننده دولتي4 از زنان سرپرست خانوار داراي ساختارها و ويژگيهاي متفاوتي هستند. در ايران دو نوع تأمين اجتماعي وجود دارد:
الف: سازمان‌هاي مشارکتي مانند سازمان بازنشستگي کشوري که معمولاً درصدي از حقوق کارکنان خود را مي‌گيرند و درصد بيشتري هم خود به آن‌ها مي‌افزايند و سپس کارگر يا کارمند را بيمه مي‌کنند. متأسفانه اين سيستم کمکي به زنان سرپرست خانوار نمي‌کند زيرا زناني از مزاياي اين سيستم برخوردار مي‌گردند که در اثر فوت شوهر مستمري مي‌گيرند و يا چون خود کار مي‌کنند در صورت فوت شوهرانشان درآمدي دارند (کيهان‌نيا، 1378: 34؛ به نقل از تقي‌پور، 1389).
ب: سازمان‌هاي غيرمشارکتي مانند سازمان بهزيستي، نهاد اجتماعي کميته امداد امام خميني، بنياد مستضعفان، بنياد شهيد، بنياد پانزده خرداد و هلال احمر (همان منبع).
2-1-2-زنان سرپرست خانوار در ايران
الف ـ زنان شوهر متوفي يا همسرشهيد: بيوه‌هايي که در اثر فوت همسر، نان‌آور5 خود را از دست داده‌اند، اعم از آنان که کار مي‌کنند يا مستمري بگيرند.
ب – زنان مطلقه : بالارفتن سطح توقعات در زوجين ، افزايش سطح تحصيلات زنان، افزايش هزينه هاي معيشتي و فشارهاي اقتصادي و بيکاري و اعتياد مردان باعث شده ميزان طلاق در ايران روز به روز در حال افزايش باشد.
ج ـ زنان بدسرپرست (داراي شوهران معتاد6): اعتياد ، بيکاري ، مشکلات اقتصادي7، شهرنشيني8، و ساير عوامل عاطفي موجب شده که آمار اين‌گونه مردان بيش از حد معمول باشد.
د ـ زنان داراي شوهران مهاجر: فشار اقتصادي و کمبود کار موجب مهاجرت مردان به کشورهاي متفاوت جهان شده است که در اين مورد اغلب آن‌ها از نظر مالي در تنگنا نيستند ولي از نظر عاطفي و اداره فرزندانشان دچار مشکلند.
هـ – زنان داراي شوهران زنداني.
و ـ زنان داراي شوهران بيکار9.
ز ـ زنان داراي شوهران ازکارافتاده و مريض: زنان داراي شوهران عليل، از کار افتاده و مريضي که چاره‌اي جز خانه‌نشيني و سرباري ندارند.
ح ـ زنان ازدواج نکرده10: نداشتن شرايط ازدواج، داشتن نقص عضو و نياز به استقلال موجب مي‌شود که عده‌اي از زنان ازدواج نکنند.
ط ـ زنان داراي شوهران مجهول‌المکان: شامل زنان بلاتکليفي که شوهرانشان مفقودالاثر هستند (تقي‌پور، 1389).
در ايران طبق اصل 21 قانون اساسي، زنان و کودکان بي‌سرپرست که تحت پوشش قوانين حمايتي ديگري نيستند از حمايت‌هاي مقرر در قانون تأمين زنان و کودکان بي‌سرپرست بهره‌مند خواهند شد.
مشمولان اين قانون عبارتند از:
زنان پير و سالخورده: زنان بي‌سرپرست و کساني هستند که نمي‌توانند معاش خود را تأمين نمايند.
زنان بيوه11: به زناني اطلاق مي‌شود که به عقد دايم يا منقطع درآمده باشند و سپس به دليل خاصي مثل طلاق، فوت شوهر، فسخ عقد، صدور حکم موت فرضي، بذل مدت و انقضاي مدت در نکاح منقطع، شوهر خود را از دست داده باشند.
ساير زنان و دختران بي‌سرپرست: به زنان و دختراني اطلاق مي‌شود که به عللي از قبيل مفقودالاثر شدن يا کارافتادگي سرپرست، به طور دايم يا موقت بدون سرپرست (نان‌آور) مي‌مانند (به نقل از تقي‌پور، 1389).
2-1-3-عوامل مؤثر بر سلامت زنان
بطور کلي حمايت از زنان و ايجاد انگيزه درزندگي شخصي زنان وبالابردن اميد به زندگي در ايشان را مي توان ازعوامل مهم درسلامتي زنان بويژه زنان سرپرست خانوار دانست چراکه ايشان (زنان سرپرست خانوار) در زندگيشان نسبت به ساير زنان ويانسبت به مردان سرپرست خانوار با مشکلات بيشتري روبرو هستند، همچنين زنان بيشتر از مردان احتمال دارد فقير و يا جزء فقيرترين فقيرها باشند. علاوه بر اين، احتمال دارد که خانواده‌هاي تحت سرپرستي زنان در مقايسه با خانواده‌هاي تحت سرپرستي مردان فقيرتر باشند. فقر حق انتخاب را در زمينه‌هايي که اساس سلامت‌اند، به شدت تحت تأثير قرار مي‌دهد. از اين رو، تأثير فقر بر سلامت افراد را نمي‌توان انکار کرد.
کمترين پيامد اين کارها، کاهش تدريجي و اجتناب‌ناپذير شور و نشاط، و پيري زودرس است. شيوع بيشتر بيماري در ميان زنان نسبت به مردان، ناشي از تفاوت‌هاي اين دو جنس در گزارش بيماري است. زنان غالباً بيشتر از مردان در مورد احساس خود با پزشک مشورت مي‌کنند و اشکالاتي را که در سلامتي‌شان رخ مي‌دهد از جمله ناراحتي‌هاي رواني ـ زماني که هنوز در مراحل ابتدايي هستند سريعاً پيگيري مي‌نمايند، حال آنکه مردان غالباً فقط به دليل مشکلات فيزيکي‌شان به پزشک مراجعه مي‌نمايند. از اين رو، نشان‌دهنده اين نيست که زنان بيمارتر و يا حتي افسرده‌تر از مردان هستند (وايت12، 2002: 104؛ به نقل از سام آرام ـ يخداني، 1388).
به جهت سادگي زندگي ووجود روابط چهره به چهره بين اعضاي جامعه و محدوديت اين روابط ، فر از طريق گروه هاي اجتماعي به سهولت مورد پذيرش قرار مي گرفت و زمينه هاي رضايتمندي واحساس آرامش و امنيت در او پديدار مي شد (زاهدي ،2:1371).
2-1-4- تاريخچه حمايت از زنان سرپرست خانوار در جهان
حمايت از زنان بي سرپرست داراي سابقه اي بسيار طولاني است ، هرکجا که زنان تحت انقياد بوده اند،که تقريبا هميشه و در همه جا چنين بوده است ، زناني نيز بوده اند که اين موقعيت را تشخيص داده و به صورتي آن را مورداعتراض قرار داده اند (چافتس ودورکين،1986 ؛جورج ريتزر،1995 ).
درگذشته خانواده به مفهوم گسترده جايگاه ويژه اي داشت وبسياري ازمسائل ومشکلات دردرون آن حل مي شد. حمايت واحترام سالمندان يک امر بديهي بوده وفرد نسبت به آينده خانواده اش زياد نگران نبود زيرا يقين داشت که درصورت فوت او فرزندانش مورد حمايت قرار خواهند گرفت . اين شبکه حمايتي متقابل به او واعضاي خانواده اش نوعي تامين اجتماعي اوليه راهديه مي کرد که رفع کننده نگراني هاو اضطرابهاي او بود .
زنان درجوامع غربي هميشه يک گروه به نسبت کم قدرت و زير دست ، يا يک نوع ((اقليت))بوده اند . اعتراض فمينيستي به اين منزلت اقليتي نيز هميشه ((اکثريت))قدرتمندتر و مسلط تر- يعني مردان- را تهديد مي کرده ودر نتيجه پيوسته مورد مخالفت آنها بوده است0(اسپندر،1982؛جورج ريتزر ، 1995).
حمورابي حکمران مشهور بابل تقريبا دوهزار سال قبل ازميلاد مسيح مراقبت اززنان بيوه وکودکان يتيم را به عهده داشت ودفاع از افراد ضعيف وبي پناه قسمتي از قوانين او را تشکيل مي داد.(زاهدي43:1381)
در واقع حمايت ازنيازمندان به دوران قبل از تاريخ بر مي گردد. زماني که کمک هاي دو جانبه براي بقاء نياز بودوقبايل وطوايف، ازاعضاي قبيله مراقبت مي کردند. بعدها انگيزه هاي مذهبي يا سياسي عامل کمک به نيازمندان شدند. تمدنهاي منقرض شده اي مانند سوري ها، سازمان کمکي براي حمايت از افراد نيازمند تشکيل دادند. خدايان آنان “نانش” توجه ويژه اي به عدالت وتساوي داشتند(ماکارو،42:1378)
اين درحالي است که در اديان الهي از جمله تعاليم اسلامي توجه خاصي به حمايت از زنان بويژ ه زنان بي سرپرست ويتيمان وضعيفان شده است.
2-1-5- تعاريف متغيرها
2-1-5-1- تعاريف حمايت اجتماعي
حمايت اجتماعي به مراقبت ، محبت ، عزت ، تسلي وکمکي که ساير افراد يا گروه ها به فرد ارزاني مي دارند گفته مي شود(کاب،1976؛جنتريو کوباسا، 1984؛والستون، آلاگناوليس،1983؛ويلز، 1984).
حمايت اجتماعي يک کمک دوجانبه است که موجب خلق تصور مثبت ، پذيرش ، پذيرش خود ، احساس عشق وارزشمندي مي گردد ودر همه اين موارد به فرد فرصت خود شکوفايي ورشد مي دهد (مازلو1954. به نقل از “برهمن وفليپس” 1985).
“در دهه شصت قرن بيستم پيرو يک ديدگاه غالب محيط نگر در روانشناسي ، محيط علت اصلي ناراحتي- هاي رواني و فيزيکي محسوب مي شد. يکي از متغيرهاي اجتماعي که مورد نظر محققان قرار گرفت حمايت اجتماعي بود.دران زمان اميد مي رفت که حمايت به عنوان يک نوشداروي اجتماعي توضيح دهدکه چرا عده اي از مردم در مقابل استرس ها غافلگير شده درحالي که عده ي ديگري به همان اندازه دچار استرس مي شدند درمقابل آن مقاومت داشتند” ( عبدي فرد69:1374).
“درتحقيقات مربوط ببه استرس دخالت حمايت هاي اجتماعي عمومي و مشترک است. حمايت معمولا رابطه معکوس با فشاردارد بطوريکه اگر اين حمايتها موجود باشد آرامش براي آنها فراهم مي شود. امروزه ثابت شده است که افرادي که در محيط هاي حمايتي قوي بسر مي برند از لحاظ رواني نسبت به افرادي که از چنين فرصتي برخوردار نيستند در وضعيت بهتري بسر مي برند ز يرا حمايت برسلامت رواني فرد، خانواده و جامعه اثر مستقيم دارد” (بيرو و همکاران94:2000).
تعريف براندت و نيرت از حمايت اجتماعي شامل ايجاد تعلق، صميميت، يکپارچگي اجتماعي، فرصت و امکاناتي براي رفتارهاي مثمرثمر، تضمين مجدد ارزش انسانها و ايفاي نقش آنان، امکان کمکهاي اطلاعاتي، عاطفي و مادي مي باشد.”فرانکلين” وديگران(2000به نقل از خيرا..پور 722:1383)
کوهن و مک‌کي13 معتقدند اساساً پنج نوع حمايت اجتماعي وجود دارد:
1. حمايت عاطفي که شامل ابراز همدردي، توجه، محبت و علاقه نسبت به فرد است. در اين صورت فرد در زمان استرس، احساس آسايش اطمينان و تعلق به جايي داشتن مي‌کند.
2. حمايت ارزشي از طريق ابراز احترام‌14، تشويق15 يا موافقت با نظرها يا احساسات فرد، و ارزيابي مثبت فرد در مقايسه با کساني که وضعيت‌شان بدتر از اوست، صورت مي‌گيرد. اين نوع حمايت موجب افزايش احساس با ارزش بودن16، لياقت و اعتبار در فرد مي‌شود. حمايت ارزشي به ويژه در زمان ارزيابي استرس مفيد واقع مي‌شود.
3. حمايت عملي و مادي، که شامل کمک‌هاي مستقيم به فرد است، مانند انجام دادن کارهاي خانه يا قرض دادن به او و از نظر مالي و وقت کمک کردن.
4. حمايت اطلاعاتي شامل توصيه کردن، دادن پيشنهاد يا دادن جهت پسخوراند17 به فرد است.
5. حمايت شبکه‌اي به فرد احساس عضويت در گروهي با علايق و فعاليت‌هاي اجتماعي مشترک مي‌دهد (ميرزايي 1387: 178؛ به نقل از تقي‌پور، 1389).
تلسدورف18 (1976) حمايت را به عنوان محصول همه پيوندهاي اجتماعي که فرد را: 1) از نظر کالاها و خدماتي مانند کمک‌هاي مادي يا کمک در کارخانه، 2) اطلاع‌رساني و راهنمايي مانند توصيه در مورد اينکه براي کمک به کجا و چه کسي مراجعه کند، 3) پشتيباني و حمايت رواني مانند ترغيب، تسلي عاطفي و صميميت را تأمين مي‌کنند، در نظر مي‌گيرد (ايماني، 1382).
کاسل، مگور و کاپلان19 (1977) با تأکيد و تمرکز بر مقدار، فراواني و شدت تأمين حمايت، حمايت اجتماعي را به عنوان ميزاني که ديگران نياز به محبت، تأييد، احساس تعلق و امنيت فرد را برآورده مي‌کنند، تعريف مي‌کنند (همان منبع).
کوهن و آنتونيسي20 (1980) اظهار نموده‌اند که حمايت اجتماعي ترکيبي از سه عنصر عاطفه، تصديق و ياري است. عاطفه شامل ابراز عشق و محبت است. تصديق، شامل آگاهي از رفتار و بازخوردهاي مناسب است. ياري، شامل مساعدت مستقيم پول قرض دادن و ياري دادن در انجام کارها است (همان منبع).
ارتباط حمايت اجتماعي با مرگ و مير مورد بررسي قرار گر فته است و در اين بررسي ثابت شده است افرادي که از حمايت اجتماعي برخوردارند داراي مرگ و مير کمتري هستند واز طرف ديگر سلامت رواني اجتماعي متاثر از حمايت اجتماعي است “آرمسترانگ” (98:1972).
شافر، کوين و لازاروس21 (1981) با تأکيد بر ادراکات ذهني فرد حمايت اجتماعي را به عنوان ارزشيابي‌ها يا ارزيابي‌هاي فرد از اينکه آيا و تا چه حد يک تعامل و يا اگوي تعاملات يا روابط براي وي سودمند است (همان منبع).
از ديدگاه بريل و شوماخر22 (1981) حمايت اجتماعي تبادل منابع بين حداقل دو نفر است که اين تبادل با قصد و به منظور افزايش سعادت و بهزيستي فرد دريافت‌کننده انجام مي‌پذيرد (همان منبع).
از ديدگاه هاوس (1981) و ترنر23 (1983) حمايت اجتماعي، اغلب به طور معمول به اعمال انجام شده براي يک فرد محتاج بوسيله اعضاي خانواده، دوستان، همکاران، خويشاوندان و همسايگان اطلاق مي‌شود. اين اعمال معمولاً شامل کمک ابزاري، عاطفي و اطلاعاتي مي‌باشد (همان منبع).
هاوس، معتقد است که حمايت اجتماعي از بعد حمايت عاطفي، حمايت ابزاري و حمايت اطلاعاتي تشکيل شده است. حمايت عاطفي شامل عشق و محبت و همدلي است. حمايت ابزاري اشاره به انواع کمک‌ها و مساعدت‌هاي محسوس دارد، مثل وام دادن، قرض گرفتن از کسي و … و حمايت اطلاعاتي يعني انتقال اطلاعات يا راهکارها براي سازگاري و مقابله با مسائل و مشکلاتي که فرد با آن مواجه است. براي مثال وقتي فرد با مشکلي مواجه مي‌شود اطرافيانش راهکارهايي را براي او پيشنهاد مي‌کنند (قدسي، 1382: 63).
“سارا فينو24 ” معتقد است که حمايت اجتماعي به مراقبت، محبت، تسلي و کمکي که ساير افراد يا گروه‌هاي اجتماعي به فرد ارزاني مي‌دارند، گفته مي‌شود. اين حمايت را ممکن است منابع گوناگوني مانند همسر، نامزد، خانواده، اقوام، دوستان، همکاران و يا سازمان‌هاي اجتماعي و حمايتي به عمل آورند (سارا فينو، 1984، به نقل از شيري، 1390).
کالتيلا و همکاران (2000) حمايت اجتماعي ناظر بر دريافت‌ها و ادراکات افراد از کمک‌ها و پشتيباني‌هايي است که در موقعيت‌هاي استرس‌زا از اطرافيان و دوستان و سايرين قابل وصول هستند و اين کمک‌ها همچون سپري اجتماعي در برابر عوامل استرس‌زا عمل کرده و اثرات آن‌ها را تخفيف مي‌دهند (حسيني بادنجاني و همکاران25، 1391: 119).
اسويندل، روسنبرگ26وهلر (1986) ذکر نموده‌اند که يک فعاليت اجتماعي زماني حمايت اجتماعي به حساب مي‌آيد که بوسيله گيرنده آن به عنوان کاهش‌دهنده استرس يا افزايش‌دهنده احترام ادراک شده باشد، بنابراين حمايت اجتماعي به عنوان يک تجربه شخصي و ذهني در نظر گرفته شده است (ايماني، 1382).
وکس27 (1988) حمايت اجتماعي را فراسازه‌اي که از چند سازه نظري تشکيل شده است، در نظر مي‌گيرد. اين سازه‌ها عبارتند از:
1. منابع شبکه حمايت (به عنوان مثال اندازه، ساختار، روابط و ويژگي‌هاي شبکه حمايت).
2. رفتار حمايتي (به عنوان مثال، گوش دادن به درد دل‌ها، تسلي دادن، راهنمايي و نصيحت کردن، معاشرت کردن و کمک کردن در انجام وظايف خانه، پول قرض دادن).
3. ارزيابي ذهني از حمايت (ادراک در دسترس بودن حمايت، و اين احساس و باور که شخص مورد احترام، پشتيباني واقع شده است) (همان منبع).
کاترونا28 و همکارانش (1990)، حمايت اجتماعي را به عنوان فرايند مبادله‌اي در درون روابط اجتماعي تعريف مي‌کنند. کاترونا و همکارانش انواع حمايت اطلاعاتي، عملي، عزت، عاطفي و شبکه‌اي را به دو دسته تقسيم مي‌کنند و براي هر دسته کارکردي را تعريف مي‌کنند:
1. حمايت تسهيل‌کننده کنش
2. حمايت تشويق‌کننده کنش را تعريف مي‌کنند.
حمايت تسهيل‌کننده کنش به فرد در معرض استرس کمک مي‌کند تا مسئله‌اي را که موجب پريشاني او شده است حل يا برطرف کند. حمايت عملي و اطلاعاتي در اين طبقه از حمايت قرار مي‌گيرند.
حمايت تشويق کننده در برگيرنده تلاش براي دلداري و تسلي دادن فرد است، بدون اقدامي مستقيم براي حل مسئله‌اي که موجب استرس براي او شده است. حمايت عاطفي و شبکه‌اي در اين طبقه قرار مي‌گيرند (همان منبع).
پرلين29 (1985) عقيده دارد که مشارکت در روابط نقشي متقابل براي افراد حمايتي را فراهم مي‌کند که منابع اصلي آن، الگوها، هنجارها و انسجام دروني شبکه نقش است. به علاوه، اين روابط چنين ادراک و باوري را براي شخص پديد مي‌آورند که باور کند شخص مفيدي است و وجود سودمندي دارد (همان منبع).
حمايت اجتماعي، فرآيندي پويا است و نياز به حمايت ، در طول زندگي تغيير پيدا مي کند ، بعضي عوامل درون فردي ، تعيين مي کند که فرد ، گيرنده يا دهنده حمايت باشد. (بودهد و همکاران ، 1983؛ورتمن و دانکل- شتر ،1987به نقل از ميرزايي).
مي‌توان گفت حمايت اجتماعي، دو بعد رسمي و غيررسمي مي‌باشد. بعد رسمي شامل حمايت‌هاي است که از طرف ارگان‌هاي رسمي مثل کميته امداد و بهزيستي به زنان سرپرست ارائه مي‌شود و بعد غيررسمي شامل حمايت‌هايي که زنان از طرف اطرافيان خود يعني خانواده، دوستان و همکاران دريافت مي‌نمايند، مي‌باشد.
2-1-5-2- تعاريف سلامت اجتماعي
سلامت به معني تندرستي وگاهي اوقات هم به معني بهداشت به کار مي رود وموضوعي مهم دربسياري از فرهنگهاست، از نظر تجربي مفهوم سلامت اجتماعي ريشه درادبيات جامعه شناسي مربوط به ناهنجاري وبيگانگي اجتماعي دارد و بطورکلي سلامت موضوعي چند بعدي است، تعريف wHo سه بعد سلامت يعني سلامت جسمي، رواني، اجتماعي را در بر مي گيرد.
درسال1996″ريف2″مدل سلامت اجتماعي را مطرح نمود که اين مفهوم شامل ابعاد عملکرد مثبت ذهن وروان بود شامل پذيرش خود، رشد شخصي، روابط مثبت با ديگران، تسلط بر محيط، هدفمند بودن در زندگي و استقلال” ريف “1996 (، به نقل از مليحه تقي پور،38:1389).
الستاد درسال 1998 معتقد بود که دوران کودکي فرد تنها از نقطه نظر بيولوزيکي داراي اهميت نمي باشد بلکه از لحاظ رواني و اجتماعي نيز از اهميت زيادي برخوردار است همچنين بخش مهمي از تصور فرد از ميزان سلامتي بالقوه خود به شدت تحت تاثير همبستگي قرار دارد، افرادي که احساس همبستگي در آنها در حد مطلوبي مي باشد، وضعيت سلامتي خود را مناسب توصيف مي کنند”الستاد1″1998 (، به نقل از خيرالله پور، 42:1383).
سلامت اجتماعي به چگونگي وضعيت ارتباط فرد با ديگران در جامعه يا همان جامعه‌پذيري وي اشاره دارد. به دليل اينکه موضوع اين تحقيق عمدتاً بر بعد اجتماعي سلامت تأکيد دارد، تعاريف متفاوتي که از سلامت اجتماعي بيان شده است را مطرح خواهيم کرد:
برابر تعريف سازمان جهاني بهداشت عبارت است از: “در کمال مناسب بودن از نظر جسمي، رواني و اجتماعي و نه صرفاً نداشتن بيماري” (پارک و پارک30، 1376: 28).
علاوه بر تعريف سازمان جهاني بهداشت از سلامت، تعاريف ديگري نيز از ديدگاه‌هاي مختلف درباره سلامت ارائه شده است که به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود:
در فرهنگ آکسفورد، سلامت، به وضع عالي جسم يا روح و حالتي که اعمال بدن به موقع و به گونه مؤثر انجام شود گفته مي‌شود (فرهنگ آکسفورد، به نقل از شيري، 1390).
لايکوک31 سلامت اجتماعي را به صورت شرايط و رفاه افراد در شبکه روابط اجتماعي شامل خانواده، اجتماع و ملت تعريف مي‌کند. همچنين برکمن32 معتقد است تأثير شبکه اجتماعي بر سلامت فرد عبارت است از پرورش روحيه مشارکت و درگيري اجتماعي فرد در فرايندهاي اجتماعي. مشارکت و درگيري اجتماعي از عملکرد پيوندهاي بالقوه در فعاليت‌هاي زندگي ناشي مي‌شود. سپري کردن اوقات خود با دوستان، حضور در کارکردهاي اجتماعي، مشارکت در نقش‌هاي اجتماعي و شغلي، گرايش به فعاليت‌هاي مذهبي و تفريح کردن به همراه گروه از نمونه‌هاي بارز درگيري اجتماعي است. بنابراين از طريق فرصت‌هايي که بواسطه عضويت در شبکه‌هاي اجتماعي براي فرد فراهم مي‌شود تا در رويدادهاي اجتماعي مشارکت کند، شبکه‌هاي اجتماعي33 ، نقش‌هاي اجتماعي معناداري از قبيل نقش‌هاي اجتماعي، شغلي، خانوادگي و والديني را تعريف مي‌کند و از اين طريق سلامت رواني فرد را نيز ارتقا مي‌دهد. علاوه بر اين، مشارکت در درون شبکه، فرصت‌هايي را براي رفاقت، مصاحبت و معاشرت فراهم مي‌کند که اين رفتارها و نگرش‌ها و پيوندها به زندگي فرد معنا مي‌بخشد و اين امر در سلامت رواني فرد تأثير بسزايي دارد (خيراله‌پور، 1383: 43).
“دنالد”34 در سال 1979 تعريف مهم و قابل استفاده زير را از سلامت اجتماعي بيان کرده است:
“سلامت اجتماعي يعني کيفيت و کميت تساوي افراد و علت درگير شدن افراد با اجتماع.”
لارسون35 بيان مي‌کند که سلامت اجتماعي قسمتي از سلامت فردي است و اين سلامت فردي ميزان واکنش دروني افراد است که به صورت احساسات، افکار، رفتار و رضايت يا عدم رضايت از محيط اجتماعي36شان نشان داده مي‌شود. لارسون سلامت اجتماعي را به عنوان گزارش فرد از کيفيت روابطش با افراد ديگر که وي عضوي از آن‌هاست تعريف مي‌کند و معتقد است که مقياس سلامت اجتماعي بخشي از سلامت فردي را مي‌سنجد و شامل پاسخ‌هاي دروني فرد (احساس37، تفکر38، رفتار39) است که نشانگر رضايت يا فقدان رضايت فرد از زندگي و محيط اجتماعي‌اش مي‌باشد (خيراله‌پور، 1383: 42).
ابن‌سينا سلامت را حالتي مي‌داند که در آن اعمال بدن به درستي انجام گيرد، که نقطه مقابل آن بيماري است (همان منبع).
درباره سلامتي الگوهاي متعددي وجود دارد که هرکدام براساس ديدگاه‌هاي خود آن را تعريف و تبيين کرده‌اند امّا ديدگاه نوين در اين‌باره الگوي کلي‌نگر است که اين سلامتي را برحسب کليت شخص تعريف مي‌کند. استقرار اين الگو نويد ظهور قلمرو رشته‌اي جديدي را به ميان آورد. که با پذيرش يک روي‌آوردکلي و به کار بستن اين راهبرد در روش‌شناسي پژوهشي، در پيشينه پاسخگويي به معماهاي حل نشده ديدگاه‌هاي تک بعدي درباره سلامتي و بيماري است (آزاد فلاح، 1378).
براساس اين الگو سلامتي چيزي بيش از سلامتي جسماني است و لذا الگوي کلي‌نگر به جنبه‌هاي هيجاني، عقلاني، معنوي، رواني و اجتماعي فرد و همچنين روابط بين اين ابعاد اشاره مي‌کند (هرمون و هزلر40، 1999 به نقل از باباپور و همکاران، 1388). بنابراين سلامتي داراي ابعاد مختلف جسماني، رواني، هيجاني، عقلاني، معنوي و اجتماعي است که اين ابعاد با وجود بهره‌مندي از وجوه مشترک، داراي جنبه‌هاي متفاوت نيز بوده و از عوامل متعددي تأثير مي‌پذيرند (ويسينگ و فوري41، 2000 به نقل از همان منبع).
سلامت اجتماعي به چگونگي وضعيت ارتباط فرد با ديگران در جامعه يا همان جامعه‌پذيري وي اشاره دارد. از نظر دورکيم42 هر نوع قطع ارتباط بين فرد و جامعه به گونه‌اي که افراد در چارچوب‌هاي اجتماعي جذب نگردند، زمينه‌اي آنوميک و مساعد براي رشد انحرافات اجتماعي است. در چنين حالتي يک نوع فردگرايي افراطي، خواسته‌هاي فردي را در مقابل حيات اجتماعي قرار مي‌دهد (توسلي، 1382: 71). از نظر وي هرنوع ورطه يا فاصله بين فرد و جامعه که به عدم ادغام افراد در چارچوب‌هاي اجتماعي مي‌انجامد به انحرافات اجتماعي ميدان مي‌دهد. گذشته از آن، روابط اجتماعي علاوه بر تأمين انواع حمايت، زمينه‌اي را براي صميميت و وابستگي فراهم مي‌کند. صميميت و وابستگي تنها در روابط خويشاوندي معنا پيدا نمي‌کند، بلکه در مورد پيوندهاي بيروني نيز معنا مي‌يابد، مثلاً وقتي که روابط در سطح اجتماع محکم و منسجم باشد، افراد وابستگي و تعلق خاطر به مکان‌ها و سازمان‌ها احساس مي‌کنند و با افرادي که در چنين سازمان‌ها و مکان‌ها زندگي مي‌کنند نيز روابط صميمانه‌اي برقرار مي‌کنند. شبکه‌هاي اجتماعي از طرق ديگر نيز ممکن است بر سلامتي تأثير بگذارند. يکي از اين موارد که اغلب ناديده گرفته مي‌شود عبارت است از نفوذ اجتماعي. نزديکي دو کنشگر در شبکه اجتماعي، با ميزان نفوذ بين شخصي در ميان آن دو کنشگر در ارتباط است که در اکثر مواقع نيازمند روابط چهره به چهره است. از آنجا که در شرايط و وضعيت‌هاي مبهم، افراد راهنمايي‌هاي خود را از طريق مقايسه نگرش‌ها و ديدگاه‌هاي خود با گروه‌هاي مرجع بدست مي‌آورند به عبارت ديگر، اگر افرادي که به عنوان گروه‌هاي مرجع فرد به شمار مي‌روند رفتارهاي سالم را دنبال کنند، اين افراد نيز به تبعيت از آن‌ها اين رفتارها را دنبال خواهند کرد و همين امر سلامتي آن‌ها را ارتقا خواهد داد و برعکس آن‌هايي که به عنوان گروه‌هاي مرجع فرد



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید