چکيده
مرزه به عنوان يکي از گياهان دارويي مهم ايران به خانواده نعنا تعلق دارد که حدود 284 گونه از آن در دنيا شناسايي شده است. ايران نيز به عنوان يکي از مهمترين مخازن ژرم پلاسم مرزه در دنيا حدود 15 گونه اين گياه را در خود جاي داده است. با توجه به خواص دارويي متعدد و بسيار مفيد مرزه، اين گياه مورد توجه بسياري از مطالعات قرار گرفته است.در اين بررسي ده جمعيت مختلف مرزه از سه گونه مختلف با نام هاي khuzistanica Satureja , Satureja rechingeri وSatureja spicigera به ترتيب مربوط به مناطق مختلف استان هاي لرستان،ايلام و استان گيلان از نظر تنوع ژنتيکي مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از مراحل اوليه جهت استخراج DNA با استفاده از 10 ترکيب پرايمري مختلف بر اساس نشانگر ملکولي ISSR تنوع ژنتيکي موجود در ميان اين جمعيت ها بررسي گرديد و با توجه به قابليت پرايمرها در نشان دادن پلي مورفيسمي در نهايت از سه پرايمر جهت بررسي تنوع ژنتيکي استفاده شد. نتايج حاصل بر اساس نرم افزارهاي GenAlex و PopGen مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. در کل تعداد 19 نوار تکثير شد.كه تمام نوارها چند شكل بودند. بنابراين در صد چند شکلي توسط تمام آغازگرها 100%بود. ماکزيمم باند هاي توليد شده در گونه Satureja spicigera بطور متوسط10 باند براي همه پرايمر ها بود.بر اساس شاخصPIC درصدتفكيك پلي مورفيسم پراپمرUBC820 نسبت به ساير پرايمرها بيشتر بود كه نشان دهنده بالاتر بودن قدرت تفكيك بيشتر اين پرايمر نسبت به ساير پرايمرها مي باشد.نتايج بررسي ها نشان مي دهد که72% از تنوع کل، مربوط به تنوع درون جمعيت ها و 28% مربوط به تنوع بين جمعيت ها مي باشد که درصد بالايي از تنوع کل، مربوط به تنوع درون جمعيت ها است.بيشترين فاصله ژنتيکي مربوط به جمعيت هاي 6 و 10 مي باشد که اين دو جمعيت بترتيب از گونه هاي Satureja rechingeri و Satureja spicigera مي باشند و اين امر بيانگر وجود تنوع در بين گونه ها علاوه بر تنوع بالاي درون جمعيتي مي باشد. بنابراين مي توان اين جمعيت ها را در صورت منطبق بودن صفات مورد اصلاح به عنوان والد در برنامه هاي دورگ گيري براي اصلاح گونه هاي جنس مرزه و بدست آوردن حداکثر هتروزيس در جهت سازگاري با شرايط کشور استفاده نمود. در تجزيه خوشه اي ،با برش دندروگرام در فاصله ژنتيکي 04/3 ،گونه ها در چهار گروه مجزا دسته بندي شدند و در گونه S. spicigera دو جمعيت از هم مجزا شدند .به منظور تعيين روابط ژنتيکي بين جمعيت ها و نيز مشاهده فواصل بين جمعيت ها تجزيه به مولفه هاي هماهنگ اصلي به عنوان روشي مکمل براي تجزيه خوشه اي انجام گرفت. نتايج نشان داد که سه مولفه اصلي اول مجموعاً 40/95 درصد از تغييرات داده ها را توجيه کردند که نمايش دو بعدي جمعيت ها بر اساس دو مولفه اصلي اول گروه بندي حاصل از تجزيه خوشه اي را تائيد نمود
کلمات کليدي: مرزه، تنوع ژنتيکي، ISSR ، Satureja
مقدمه
جنس مرزه (Satureja L.) يکي از جنس هاي خانواده نعنا (Lamiaceae) متعلق به زير خانواده نپتوئيده1 وقبيله منتئا2مي باشد از نظر فيلوژنتيکي به جنس هايGonstscharovia وCalamintha ،Acinos ، Clinopodium وMicromeria نزديک ميباشد. به عقيده پليني نام Satureja از کلمه لاتين Saturate به معني اشباع شدن گرفته شده واين بدليل استفاده از اين گياهان در غذا مي باشد (جم زاد، 1388).
جنس مرزه بر اساس گزارش IPNI3داراي حدود 284 گونه است.درفلوراروپا ( Hywood & Richatdson, 1972 ) مرزه داراي پنج جنس و 30 گونه است. در جديدترين بررسي انجام شده با استفاده از روش هاي مولکولي ، تعداد محدودتري براي اين جنس تعيين شده و کليه گونه هاي متعلق به آمريکا از جنس Satureja جدا و در جنس هاي Calaminatha و Clinopodium قرار داده شده اند ( 2005 et al , Brauchler ). ايران يکي از مهمترين مخازن ژرم پلاسم مرزه در دنياست. اين جنس در ايران داراي 14 گونه است که 8 گونه آن انحصاري ايران مي باشند (Rechinger ,1982 and Jamzad ,1996)، در حاليکه جم زاد (1388 ) تعداد گونه هاي اين جنس در ايران را 15و 9 گونه را به عنوان گونه هاي بومي ايران نام برده است . معروفي در سال 2010 يک گونه جديد Satureja avromantica از استان کردستان معرفي نمود که در نهايت تعداد گونه هاي اين جنس در ايران به حدود 16 گونه رسيده است . گونه S. hortensis در سطح وسيعي در ايران کشت شده و به عنوان سبزي برگي مورد استفاده قرار مي گيرد، ساير گونه هاي آن نيز به دليل داشتن ترکيبات اسانس دار نظير کارواکرول و تيمول ، ترکيبات فنلي و اسيدهاي آلي از لحاظ دارويي و صنعتي داراي اهميت مي باشند ( زرگري ، 1368 ) . خاصيت دارويي و تعدد گونه ها ، اهميت مطالعه تنوع در اين جنس را افزايش مي دهد که اين مطالعه تنوع مي تواند با استفاده از خصوصيات مورفولوژي ، مطالعه کروموزومي و مارکرهاي مولکولي انجام شود.
مرزه در ايران داراي جمعيت ها وگونه هاي بسيار متنوعي است که از نظر مورفولوژيکي داراي تفاوت ها و شباهتهاي زيادي هستند به منظور اينکه ما بتوانيم اين جمعيت ها را از نظر قرابت ژنتيکي ،وجود تنوع درون وبين گونه اي مورد بررسي دقيق تري قرار دهيم لازم است با استفاده از مارکر هاي مولکولي که مي تواند اطلاعات دقيقي از جمعيت ها به ما بدهد مورد بررسي قرار دهيم. امروزه با استفاده از تکنيک ISSR4 مي توان اين موضوع را مورد بررسي دقيق قرار داد در اين تحقيق سعي بر آن است که جمعيت هاي مختلف سه گونه مرزه در ايران با استفاده ازاين تکنيک مورد بررسي قرار گيرد.
1-1- اهميت گياهان دارويي
آغاز استفاده از گياهان دارويي به صورت جمع آوري از طبيعت يا کشت آن مشخص نيست با اين وجود در طول تاريخ در تمدن هاي بزرگ دنيا گياهان دارويي به عنوان اصلي ترين عامل مورد استفاده در التيام و درمان دردها مورد استفاده قرار مي گرفته اند. در اواخر قرن هجدهم و اوايل نوزدهم تحقيقات علمي روي گياهان دارويي بعنوان عوامل مهم دارويي با مبناي علمي مورد استفاده قرار گرفت (Craker & Gardner , 2006).
نوآوري در تکنولوژي در اوايل قرن بيستم منجر به کاهش سريع استفاده از گياهان دارويي شد. توسعه داروهاي سولفا5 در دهه 1930 و سنتز ترکيبات شيميايي آلي در1940 منابع جديد دارويي را توليد نمود و استفاده از اين داروها به زودي روش رايج در بسياري از کشورها گرديد تا آنجا که پس از مدتي تنها پزشکان آموزش ديده که داروهاي شيميايي را تجويز مي کردند اجازه فعاليت داشتند. روند استفاده از داروهاي شيميايي و جايگزيني با داروهاي گياهي با انقلاب صنعتي، جنگ جهاني دوم و سال هاي بعد از آن تا اوايل دهه70 همچنان گسترش يافت. کاهش استفاده از گياهان دارويي منجر به کاهش تحقيقات علمي طي اين چند دهه و در نتيجه کاهش تعداد گونه هاي توصيف شده در دارونامه ها گرديد(Craker ,2007).
با وجود بهبود وضع زندگي جوامع پيشرفته، آشکار شدن اثرات جانبي بسياري از داروهاي شيميايي و علاقه مصرف کننده به استفاده از ترکيبات طبيعي، از اوايل دهه هفتاد رو به افزايش نهاد.همزمان با افزايش مصرف جهاني، تقاضا براي توليد مواد اوليه دارويي با کيفيت بالا افزايش يافته است و دستورالعمل هاي متعدد از طرف سازمان هاي جهاني از جمله سازمان بهداشت جهاني به اين منظور تدوين گرديده است. در نتيجه طي سال هاي اخير تحقيقات در زمينه مختلف مرتبط با گياهان دارويي افزايش يافته است. در حال حاضر بيشترين سهم تحقيقات در اين زمينه مربوط به علوم پزشکي، گياه شناسي و کشاورزي مي باشد (Doreswamy et al ,2006).
گياهان دارويي و ادويه اي در زمينه هاي مختلف چون صنايع دارويي، آرايشي و بهداشتي و نيز صنايع غذايي استفاده روز افزون داشته اند. استفاده از گياهان دارويي در صنايع غذايي چه به صورت عوامل غذا دارو و مکمل هاي غذايي و چه عنوان عوامل طبيعي نگهدارنده مواد غذايي گسترش بسيار زيادي يافته است. تجارت ترکيبات آنتي اکسيدان سنتزي ( چون BHA،TBHQ و گالات ها) همچنين ترکيبات ضد ميکروب سنتزي (چون بنزوئيک اسيد، سوربيک اسيد و سولفيت ها) مورد استفاده در صنايع غذايي در سال 2002 به بيش از 2 ميليارد دلار رسيد. به دليل اثرات جانبي، اين ترکيبات به سرعت در حال جايگزين شدن با ترکيبات فعال طبيعي هستند. چنانکه تجارت مکمل هاي غذايي با منشاء گياهي تنها طي سال 1990 از يک ميليارد دلار به چهار ميليارد دلار رسيد(Shetty & Labbe ,1998) به همين دليل در سالهاي اخير جستجو در بين گونه هاي دارويي، ادويه اي براي يافتن منابع جديد ترکيبات فعال بيولوژيکي افزايش يافته است.با توجه به اينکه با پيشرفت هاي جديد علوم شيمي و داروسازي مواد مؤثره ي لازم در معالجات پزشکي امروزه تا حد قابل توجه به صورت محصولات کارخانه اي عرضه شده اند ، لذا ممکن است اين باور پيش آيد که عرضه داروهاي سنتتيک از اهميت گياهان دارويي کاسته و نياز چنداني به کشت و توليد آنها نيست . ولي آمارها نشان مي دهد که اين تصور چندان صحيح نبوده و با وجود عرضه مصنوعي مشابه مواد مؤثره گياهان دارويي به مردم ، نه تنها ميزان کشت و توليد اين گياهان (حداقل در سطح کشورهاي اروپايي ) کاسته نشده بلکه توليد و مصرف آنها نيز افزايش يافته است . همچنين مواد مؤثره حدود 50 درصد داروهاي عرضه شده به بازارهاي جهاني، داراي منشأ طبيعي يا گياهي بوده و حتي در بعضي از منابع مشاهده مي شود که اين رقم در بعضي از کشورها به 90 درصد هم رسيده است . كشور ايران با موقعيت خاص آب و هوايي، بيش از 7500 گونه گياهي را در خود جاي داده است كه دو الي سه برابر پوشش گياهي تمامي قاره اروپاست و پيش‌بيني مي‌شود كه بيش از 750 گونه دارويي در پوشش گياهي ايران وجود داشته باشد(اميدبيگي ، 1374 ). به رغم اين توان بالقوه، سطح زيركشت گياهان دارويي مهم در ايران كمتر از 000/10 هكتار است و از حيث تنوع گونه‌هاي زير كشت اين رقم به حدود 40 گونه محدود مي‌شود، در حالي كه اين عدد در كشور چين به حدود 200 گونه مي‌رسد(آمار سطح زير كشت گياهان دارويي،1380). از طرف ديگر تعداد كل داروهاي گياهي ثبت شده در كشور حدود 100 نوع مي‌باشد كه كمتر از 4 درصد داروهاي شيميايي موجود در بازار را تشكيل مي‌دهد، در حالي كه اين نسبت در كشورهاي اروپايي به بيش از 35 درصد مي‌رسد(يزداني ،1377). توليد و فرآوري جهاني گياهان دارويي و معطر در حال حاضر همچنان در اروپا و به خصوص فرانسه و تعدادي از كشورهاي آسيايي متمركز است، ديگر مناطق عمده توليدكننده، كشورهاي يوگسلاوي، بلغارستان، آلمان و مجارستان هستند و اين در حالي‌است كه بيشترين درصد گياهان دارويي از طريق كشور آلمان مبادله مي‌شود. توليد و فرآوري گياهان دارويي و ادويه‌اي به تدريج به سمت بازار بزرگ تجارت آمريكاي شمالي منتقل مي‌شود، به طوري كه در طي 5 سال گذشته، كانادا يكي از صادركنندگان عمده اسانس اسپرمينت بوده است گردش مالي گياهان دارويي در سال 2000 بالغ بر 10 ميليارد دلار و فروش داروهاي گياهي در سال 2002 به حدود 30 ميليارد دلار رسيده است .ولي سهم ايران از اين تجارت بسيار ناچيز است، به طوري كه مجموع صادرات گياهان دارويي ايران در سال 1380 حدود 75 ميليون دلار بوده است كه اگر زعفران را از آن مستثني كنيم حدود 24 ميليون دلار ارزش تمامي اقلام صادراتي گياهان دارويي بوده است كه اين رقم حدود 25/0 درصد تجارت جهاني گياهان دارويي مي‌باشد(آمار صادرات گياهان دارويي طي سالهاي 80-1379 ) . پيش‌بيني مي‌شود كه با رشد بازار گياهان دارويي تا سطح حداقل 30 ميليارد دلار، تجارت داروهاي گياهي تا سال 2005 به 100 ميليارد دلار برسد.
تعدادي از عصاره‌هاي گياهان دارويي كه در سال 2001 جزء پرفروش‌ترين در دنيا بوده‌اند عبارتند از:
سرخارگل Echinacea purpurea
سنبل‌الطيب Valeriana officinalis
جين‌سنگ Panax ginseng
ژينگو Ginkgo biloba
در سال 2002 فروش جهاني داروهاي با منشاء گياهي از طريق نسخه و بدون نسخه حدود 30 ميليارد دلار بوده است. گروه‌هاي اصلي داروهاي مشتق شده از گياهان شامل: ترپن‌ها (34 درصد)، گليكوزيدها (32 درصد)، آلكالوييدها (16 درصد) و در همين حال ساير انواع ، 18 درصد تجارت را به خود اختصاص داده‌اند. گياه ژينگو جزء سه گياه با بالاترين فروش دنيا قرار دارد و ميزان فروش گياه هوفاريقون نيز در طي سالهاي 97-1993 از 6/2 به 5/8 ميليون دلار افزايش يافته است و پيش‌بيني مي‌شود كه تا سال 2005 داروهاي با منشاء طبيعي، به طور گسترده‌اي و بيش از 30 درصد جايگزين تجارت جهاني داروهاي شيميايي شود.تقاضا براي خريد عصاره‌هاي گياهي در ايالات متحده نسبت به مواد خام رو به افزايش است، به طوري كه سهم تجارت عصاره‌ها، رشدي معادل 75% داشته است. همچنين بازار اسانس‌هاي گياهي تا سال 2003 رشدي معادل 6/5 درصد داشته، در حالي كه رشد عصاره‌هاي گياهي در همين زمان 9/14 درصد بوده است . بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه جايگزيني داروهاي با منشاء طبيعي با داروهاي شيميايي در سطح دنيا به سرعت رو به توسعه و گسترش است و كشورهاي مختلف با بهره‌گيري از توانهاي بالقوه خود از جمله تنوع پوشش گياهي، تنوع اقليمي، ارزان بودن انرژي و نيروي كارگري و وجود تكنولوژي‌هاي برتر و… سهم خود را از تجارت جهاني گياهان دارويي مي‌گيرند و به طوري كه كشوري مانند كانادا خود را غول خفته گياهان دارويي مي‌داند. در اين رهگذر مي‌بايست با شناخت و بهره‌گيري هر چه بهتر از توانهاي بالقوه خود كه شاخص‌ترين آنها تنوع اقليمي، تنوع پوشش گياهي، پيشينه تاريخي طب سنتي و تا حدودي منابع انرژي ارزان مي‌باشد سهم واقعي خود را از اين تجارت كسب كنيم .
1-2 – گياه شناسي مرزه
مرزه ها متعلق به خانواده نعنائيان ، زير خانواده نپتوئيده و طايفه منتئا هستند. گياهاني معطر ، يکساله يا چند ساله علفي با قاعده چوبي و به فرم بالشتکي هستند(جم زاد ،1388).جنس مرزه همانند ديگر گونه هاي اين خانواده از جمله آويشن ومرزنجوش داراي ترکيبات فعال بيولوژيک متعدد در اسانس وعصاره مي باشد که امروزه در صنايع دارويي وغذايي مورد استفاده قرار مي گيرند .در بسياري موارد ترکيبات فنلي موجود در اسانس وعصاره اين گياهان مسئول ايجاد اثرات بيولوژيک هستند(Shetty ,2001). قبل از آشنايي با مورفولوژي گياه مرزه ابتدا با تيره نعنائيان آشنا مي شويم.
1-3- تيره نعنائيان
تيره نعنائيان ( Lamiaceae ) داراي 200 جنس و 4000 گونه در سراسر جهان است که خصوصا در مناطق مديترانه اي پراکنده مي باشند . کشور ايران به علت داشتن اقليمهاي گوناگون بخش زيادي از گونه هاي اين خانواده را به خود اختصاص داده است(زرگري ،1373 وقهرمان ،1373) . خانواده نعنائيان اکثراً علفي يکساله و يا پايا با ساقه هايي چهارگوش ، برگهايي متقابل و ساقه آغوش با آرايشي چرخه اي و با پهنک هايي به صورت خطي باريک يا پهن با حاشيه کامل و يا حاشيه دار مي باشند .
گونه هاي مفيد فراواني در اين تيره وجود دارد ، تعداد زيادي از آنها در پزشکي کاربرد دارند ، برخي از آنها پس از فرايند تقطير ( distillation ) اسانس و عرق گيري مي شود و اسانس روغني ( essential oil ) و عصاره آبي يا عرق گياهي (hydrosol) آنها کاربردهاي مختلف درماني ، آرايشي و غذايي دارد . تعداد زيادي به صورت خام يا پخته يا خشک شده به مصرف غذايي مي رسند و برخي به خاطر گلهاي زيبا و معطر پرورش مي يابند . از گياهان مشهور و مهم تيره نعنائيان مي توان به نعنا، پونه ، آويشن ، مرزه ، ريحان ، مرزنجوش ، رزمارينوس ( اکليل کوهي ) ، اسطوخودوس ( لاواند ) ، بادرنجبويه ، مريم گلي و غيره اشاره کرد . اين تيره عموماً بواسطه اثرات متعدد دارويي خود نظير ضد درد ، ضد التهاب ، آنتي اکسيدان ، اثر محافظتي برروي کبد ( Hepatoprotective ) ، و اثر کاهش دهنده قند خون ( Hypoglycemic ) ، ضد تورم ، آرامبخش ، ضد نفخ و ضد ميکروبي جز گياهان مهمي هستند که از قديم در طب سنتي ، هومئوپاتي و طب نوين درمان با ترکيبات معطر ( Aromatherapy ) ، در سراسر دنيا کاربردهاي مفيد و مؤثري دارند (اميد بيگي ،1386 وهي و واترمن ،1379 وFisher ,1990).
1 – 3 – 1- جنس هاي مهم تيره نعناعيان و تعداد گونه هاي آن در دنيا (IPNI)
– مريم نخودي (Teucrium) که داراي حدود 577 گونه مي باشد
– آجوگا ( Ajuga ) با 169گونه
– قاشقک ( Scutellaria ) با 690 گونه
– نپتا ( Nepeta ) با 568 گونه
– گنوناي کوهي ( Marrubium ) با 140 گونه
– چاي کوهي ( Stachys ) با 780 گونه
– آويشن ( Thymus ) با 928 گونه
– نعنا ( Mentha ) با 1008 گونه
– مرزه (Satureja) با 284 گونه
1-3-2- مشخصات گياه شناسي تيره نعنائيان
تيره نعنا داراي صفات و اختصاصات بسيار با اهميتي است . اختصاصات مزبور چنان روشن و قابل تشخيص هستند که اين تيره را بايد از اولين تيره هاي شناخته شده توسط گياه شناسان دانست .اين تيره غني از گونه هاي بسيار مهمي مي باشد که از نظر پزشکي و اقتصادي بسيار حائز اهميت مي باشد . در اين تيره 200 جنس و 4000 گونه وجود دارد (زرگري ،1373) . گونه هاي اين تيره در سراسر دنيا پراکنده اند و به طور خاصي در مناطق مديترانه اي تجمع دارند . گياهان در اين تيره در مقابل تغييرات شرايط محيطي قابليت سازش و تطابق سريعي دارند و هر گاه از محيطي به محيط ديگري منتقل شوند تغييرات ريختي سريعي را در جهت سازش با محيط جديد متحمل مي شوند . براي مثال گونه هايي که در نقاط مرطوب و دشت ها مي رويند اگر به مناطق خشک منتقل شوند ، برگ هاي آنها کرک دار شده و يا روزنه ها در بشره فرو مي روند و هيپودرم کلانشيمي مي شود و از طرفي سطح برگ کوچک شده و برگ حالتي چرمي به خود مي گيرد (قهرمان ،1373 وبهرامي ،1385) .
1-3-2-1- ساقه
ساقه معمولا ايستا و مقطع آن تقريبا چهار گوش و در مواردي مدور است . داراي کوتيکول بوده و بخصوص در گياهاني که در مناطق خشک رشد مي يابند ، اين لايه داراي ضخامت بيشتري است . همچنين در بسياري از جنس ها در زواياي ساقه ، کلانشيم قرار مي گيرد که مقدار آن در جنس هاي مختلف متفاوت مي باشد . در برخي جنسها نظير Salvia اين سلولها با دستجات فيبرو يا اسکلرئيد جايگزين مي گردند . کرکهاي غده اي کوتاه محافظتي نيز دراپيدرم مشاهده مي شوند . در ناحيه استوانه مرکزي دستجات آوند به طور معمول وجود دارند . در گونه هايي که چوبي باشند آوندها حلقه اي پيوسته را بوجود مي آورند و در بقيه چهار دسته آوند بزرگ در زوايا بوده و بين آنها دستجات کوچکتر قرار مي گيرند . سلولها داراي منافذ ساده بوده و بلورهايي در آبکش برخي گونه ها مشاهده شده است . بر روي ساقه ، انواع کرکهاي محافظ اپيدرمي با تيپ هاي مختلف وجود دارد . در برخي گونه ها کرکهاي ترشح کننده اسانس با پايه تک سلولي يا دو سلولي و چند سلولي ديده مي شوند . (بهرامي ،1385 ودوستي ،1386 و fahn et al ,1996).
1-3-2-2- برگ
برگهاي تيره نعنائيان متقابل و ساقه آغوش ، با آرايش چرخه اي ، پهنک داراي اشکال گوناگون است ، يعني گاهي باريک و خطي و گاهي در گونه هاي مناطق معتدله پارانشيم نردباني در سطح بالايي پهنک ( Adaxial side ) و پارانشيم اسفنجي در سطح پايين (Abaxial side ) تشکيل مي شود و بنابراين برگ داراي تقارن پشتي شکمي ( bifacial leaf ) Dorsiventral مي باشدو در گياهان مناطق خشک در هر دو سطح پارانشيم نردباني ايجادمي شود ( unifacial leaf ). کرکها بسيار متنوع بوده که از ويژگي هاي آنها براي تعيين جنس و گونه مي باشد. وجود انواع مختلف کرک هاي پوششي و کرکهاي غده اي با پايه کوتاه (short stalkgland ) با يک يا چند سلول سر ( Head ) کرکهاي ترشحي متشکل از سه قسمت پايه ( Basal ) ، تنه ( Stalk ) و سر ( Head ) ، از خصوصيت اصلي اين خانواده است. کرک هاي ترشح کننده اسانس با پايه تک سلولي يا دو سلولي و انتهاي متشکل از 4 تا 8 سلول يا بيشتر بوده که همگي در يک سطح و کنار هم قرار دارند . اسانس ترشح شده از اين سلولها در زير پوستک ( کوتيکول ) جمع ميشود و در نتيجه سبب جدا شدن آن از ديواره سلولي مي گردد . ديواره هاي اين کرکها در برخي سفت و خشن و ليگنيني شده و در برخي سلولي اما به شدت کوتيني شده است . سلولهاي اپيدرمي در سطح کم و بيش پيچ و خم دار بوده ، در برخي از جنسها نيز يک يا دو لايه هيپودرم ( Hypodermis ) با سلولهاي بزرگ ديده شده است . روزنه ها اغلب در سطح زيرين ولي در بعضي نيز در دو سطح ديده مي شود.دستجات آوند در گونه هايي که با خشکي تطبيق يافته اند توسط بافت اسکلرانشيمي و همچنين آوند اصلي نيز با يک دسته کلانشيم در بالا و پائين محافظت مي گردد (بهرامي ،1385 وBezic et al ,2001 and Bosabalidis ,1990 and Cruz et al ,2006).
1-3-2-3- ويژگيهاي رويان شناختي
آلبومن دانه در همه گياهان تيره نعنا از نوع سلولي مي باشد . گياهان اين تيره از نظر اختصاصات رويان شناختي داراي تيپ هاي روياني متفاوتي هستند و قطعا داراي منشا چند نيايي ( پلي فيلتيک ) هستند (دوستي،1386 وقهرمان ،1373) .
1-3-2-4- ساختار گل و تکثير تيره نعنائيان
گل ها در گرزن ها ي متراکم ، غالباً به صورت کروي و گويچه اي مجتمع هستند . گل نامنظم (Zygomorphe) ، جام پيوسته و دو لبه اي ( لب فوقاني داراي دو لوب و لب تحتاني داراي سه لوب ) مي باشد . نافه به صورت 4 پرچمي دو به دو مساوي (Didyname) و متصل به لوله جام و همچنين درمواردي نافه2 پرچمي مشاهده مي شود. مادگي 2 برچه اي و 2 تخمکي ، ميوه فندقه تتراکن است . بر روي بخش هاي مختلف گل کرک هاي ترشح کننده ويژه و محتوي اسانس ( کرک هاي غده اي ) و انواعي از کرک هاي غير غده اي چند سلولي يک رديفي و يا مخلوطي از کرک هاي چند سلولي و تک سلولي مشاهده مي شود . تکثير از طريق بذر،رويشي به وسيله بن رست ( استولون ) که به صورت پا جوش انجام مي گيرد و همچنين از طريق قلمه زدن مي تواند صورت گيرد (دوستي ،1386 وقهرمان ،1373) .
1-3-2-5- اختصاصات تشريحي
اختصاصات تشريحي ثابت در تيره نعنا به طور کلي شامل موارد زير است :
وجود بافت کلانشم با عناصر زاويه دار به صورت توده ها يا دسته هاي ناپيوسته در زير اپيدرم گوشه هاي ساقه و يا شاخه هاي علفي ،وجود 2 تا 8 دسته آوند چوبي ناپيوسته در استوانه مرکزي ساقه که در هر بند يا گره يک دسته از هر جفت آن وارد برگ مي شود و دسته هاي باقيمانده به نوبه خود به دو دسته تقسيم مي شوند و جاي آوند هاي خالي را مي گيرند . وجود کرک هاي محافظ اپيدرمي با تيپ هاي مختلف و کرک هاي ترشح کننده اسانس با پايه تک سلولي يا دو سلولي و انتهاي متشکل از4 تا 8 سلول يا بيشتر که همگي در يک سطح و کنار هم قرار دارند (قهرمان ،1373) .
1-4 – مورفولوژي گياه مرزه
در اين بخش به بيان ويژگي هاي ظاهري مرزه مي پردازيم ودر انتها بانام هاي ديگر مرزه (جدول 1-1) وگونه هاي انحصاري(جدول1-2) آن در ايران آشنا مي شويم.
1-4-1- ساقه
داراي ساقه هاي متعدد ،افراشته يا خيزان و يا ساقه ها کماني مي باشند . اصولاً گياهاني کوتاه قد بوده و ارتفاع آنها حداکثر تا 60 سانتي متر مي رسد . ساقه و شاخه ها معمولاً پوشيده از کرک به شکلهاي مختلف هستند( جم زاد ، 1388 ).
1-4-2- کرک ها وغده هاي ترشحي
کرکها در تمام سطح ساقه و شاخه ها به طور يکنواخت پراکنده اند . کرکها ساده و به طور گسترده و يا خوابيده هستند و يا ممکن است زگيل ماننده و غده دار باشند . غده هاي ترشحي بدون پا يک و به شکل دايره هاي کوچک و در روي اندام هاي مختلف ديده مي شود . تراکم کرکها در گونه هاي مختلف متغير است و براساس آن گياه به رنگهاي سبز و يا خاکستري و نقره اي ديده مي شود . با توجه به تراکم کرکهاي غده دار و غده هاي ترشحي ، ميزان عطر گونه هاي مختلف و اسانس آنها متغير ميباشد . غده هاي ترشحي معمولاً در سطح تحتاني برگ با تراکم بيشتر ،و در بعضي از گونه ها در هر دو سطح برگ با تراکم يکسان ديده مي شوند . رنگ غده هاي ترشحي از سبز تا زرد و يا قرمز و نارنجي متغير است ( جم زاد ، 1388 ).
1-4-3- برگ
برگها متقابل ، داراي دمبرگ هاي کوتاه يا تقريباً بدون دمبرگ هستند. سطح برگها ممکن است صاف و مسطح بوده يا داراي تاخوردگي و ناوداني شکل و يا حاشيه برگ ممکن است به طرف بيرون داراي تاخوردگي و به عبارت ديگر برون پيچ باشد . معمولاً مجموعه اي از برگهاي کوچک در محور برگهاي اصلي ديده مي شوند . برگها به شکلهاي مختلفي خطي ، مستطيلي ، قاشقي ، سرنيزه اي ، تخم مرغي ،تخم مرغي دايره اي مي باشند . شکل برگها يکي از صفاتي است که در شناسايي و تفکيک گونه ها مورد استفاده قرار مي گيرد ( جم زاد ، 1388 ).
1-4-4- گل
گل آذين گرزن به صورت چرخه هاي جدا از هم با2 تا 17 گل در محور برگهاي بالايي ظاهر مي شود . چرخه هاي گل در انتها به هم نزديک شده و گاهي گل آذين سنبله مانند را تشکيل مي دهند. چرخه گلها ممکن است داراي دم گل آذين و يا بدون دم گل آذين باشند. براکته ها خطي ، راست يا خميده و از کاسه گل کوتاهتر هستند. گلها نر و ماده بوده و به رنگ هاي سفيد ، صورتي ، قرمز ، شيري ، ليمويي و يا ارغواني يا بنفش ديده مي شوند.
کاسه گل لوله اي و يا استکاني و داراي 10 تا 13 رگه است و ممکن است داراي پنج دندانه کم و بيش مساوي و داراي دو لبه نامشخص باشد و يا دندانه ها نامنظم بوده و در دو لبه مشخص ديده شوند . لوله کاسه ممکن است راست و يا کم و بيش قوزدار باشد. گلوي کاسه کم و بيش کرک دار است و در صورت وجود دو لبه مشخص ، لبه پاييني داراي بريدگي عميق است.
جام گل داراي دو لبه مشخص و لوله راست مي باشد ، لوله جام گل ممکن است درون کاسه مخفي و يا بلندتر از آن بوده و مشخصاً از کاسه بيرون آمده باشد . اندازه گلها بين 3 تا 20 ميلي متر و توسط يک رابط که در وسط پهن تر است از يکديگر جدا شده ودرون لوله گل مخفي و يا از آن خارج مي شوند. کلاله داراي دو لوب مساوي و دور از يکديگر است. دانه گرده داراي شش شيار و جور قطب ، ترئينات سطح گرده معمولاً از نوع شبکه اي ، مادگي داراي تخمدان چهارخانه اي ، ميوه فندقه اي کوچک به طول حدود 1 تا 2 ميلي متر ، تخم مرغي ، مستطيلي مي باشد و در محل اتصال به نهنج با دو لوب مورب کوتاه ، سطح فندقه صاف ، گاهي داراي رگه هاي مشخصي در سطح پشتي است ( جم زاد ، 1388 ).
1-4-5- گرده افشاني
گياه مرزه بدليل دارا بودن گل هاي نر وماده دوجنسي بوده و داراي حالت خود گشني 6 مي باشدولي گرده افشاني در اين گياه توسط حشرات انجام مي گردد. بنابراين هر دو حالت خود گشني ودگرگشني7 در اين گياه ديده مي شود (عموئي،1388).
1-4-6- دوره رويش گياه
رويش مرزه از اواخر ارديبهشت ماه شروع مي شود ودر اواخر مرداد و اوايل شهريور به پايان مي رسد. عملکرد اندام هاي رويشي اين گياه به 5/1 تا 2 تن وزن خشک در هر هکتار مي رسد(عموئي،1388).
جدول 1-1 مهمترين نام هاي که براي جنس مرزه به کار مي روند(دوستي ،1386).
لاتين Satureja
فرانسه Des , jardins , sarriette , savoure , sarriette
انگليسي Savory , savoury
آلماني Bohnenkraut, Pfefferkraut
ايتالياييSavoreggiauerba , acciugaiaucunilia
عربي ندغ و صعترالبر
فارسي مرز
جدول 1-2 معرفي گونه هاي انحصاري مرزه در ايران (جم زاد ،1388) مرزه صخره زيSatureja edmondiمرزه سهنديSatureja sahendicaمرزه کلهاريSatureja kallaricaمرزه بختياري (آويشن برگ باريک )Satureja bachtiaricaمرزه جوربرگSatureja isophyllaمرزه آذربايجانSatureja atropatana-Saureja macrosiphonia-Satureja rechingeriمرزه خوزستانيSatureja khuzistanica
1-5- معرفي گونه هاي مرزه مورد بررسي
1-5-1 – گونه Satureja khuzistanica
گياهي بوته اي وچند ساله به ارتفاع حدود 30 سانتي متر ، با ساقه هاي منشعب ، پوشيده از کرکهاي زگيل مانند خيلي کوتاه ساده و غده دار ، با برگهاي متراکم ، ميان گره ها کوتاه ، به طول 2 تا 3 ميلي متر ، کم و بيش هم پوش ، متقابل متناوب ، مسطح تا ناوداني ، به طول 6 تا 8 و به عرض 3 تا 5 ميليمتر تخم مرغي – دايره اي ، در قاعده باريک و دمبرگ مانند پوشيده از کرک ، در سطح زيرين با تراکم بيشتر ، همراه با غده هاي ترشحي متراکم در سطح فوقاني ، در حاشيه کم و بيش مژه دار ، برگهاي گل آذيني کم و بيش شبيه به برگهاي ساقه اي ولي کوچکتر. گل آذين متشکل از چرخه هايي با 2 تا 8 گل ، چرخه ها با فاصله نسبت به يکديگر، دم گل آذين کوتاه،براکته ها سر نيزه اي ، دمگل به طول 5/0 تا 1 ميلي متر، کاسه گل به طول 5/5 تا 6 ميلي متر ، لوله اي – استکاني ، دو لبه اي ، دندانه هاي لبه بالايي سه گوش،به طول 1 ميلي متر،دندانه هاي لبه پايني خطي،به طول 5/1ميليمتر،جام گل به طول 11 ميليمتر ،بنفش مايل به آبي، دو لبه اي، پرچم ها چهار عدد، دوتاي پاييني کم وبيش از لوله گل بيرون آمده. فندقه به طول 2 تا 1/2 و به عرض 1 تا 1/1 ميليمتر، تخم مرغي ،زمان گلدهي اواخر پاييز تا اوايل زمستان.
عدد کروموزمي :2n = 24
به عنوان گياه انحصاري ايران در لرستان (انديمشک به پل دختر،روستاي پالان) وخوزستان (72 کيلومتر از انديمشک به خرم آباد، بعد از پل تنگ) پراکندگي دارد (قهرمان،1354-1379 وجم زاد،1388).
شکل 1-1 گونه Satureja khuzistanica
1-5-2- گونه Satureja rechingeri
گياهي چند ساله بسيار معطر، با قاعده چوبي، از قاعده منشعب ،ساقه به ارتفاع حدود50 سانتي متر ، تمام گياه پوشيده از کرکهاي بلند خاکستري رنگ ،برگهاي قاعده اي به طول9 تا 13 وبه عرض 7 تا 11 ميلي متر ،تخم مرغي پهن و يا دايره اي ،در قاعده بتدريج باريک وبه صورت دمبرگ به طول 1 ميلي متر ادامه يافته،پوشيده از غده هاي ترشحي چسبيده فراوان، برگهاي پاييني مسطح، بالايي ها بتدريج به طرف نوک به طرف داخل تاخورده. گرزن ها با دم گل آذين به طول 2 تا 6 ميلي متر ، با 2 تا 8 گل ،گل آذين سنبله مانند ، متراکم با فاصله کم نسبت به يکديگر .برگ سرنيزه اي به طول2 تا 5/3 ميلي متر ،کاسه گل 5/6 تا 8 ميلي متر ،لوله اي- استکاني، دو لبه اي،دندانه هاي لبه بالاي سه گوش ،نوک تيز ،به طول 2 ميليمتر ،پاييني ها سر نيزه اي ، به طول 3 ميليمتر .جام گل به طول 12 تا 15 ميلي متر ، زرد کم رنگ ، در لبه ارغواني ،پرچم ها کمي ازگل خارج شده .زمان گلدهي پاييز.
عدد کروموزمي :2n = 24
گياه انحصاري ودر ايلام (ايلام به مهران ،بان روشان، مهران به دهلران ،روستاي نصيران )پراکندگي دارد (جم زاد،1388).
شکل1-2 Satureja rechingeri
1-5-3 -گونه Satureja spicigera
گياهي علفي با قاعده چوبي ،به ارتفاع 25 تا 60 سانتي متر، با ساقه هاي نازک ،پيچ وتاب دار و گسترده ،با برگهاي متراکم ،با انشعاب هاي زياد از قسمت قاعده .برگ ها تماما علفي ، در دو سطح برگ به يک رنگ ،سبز روشن، پوشيده از کرک هاي پراکنده وپس از رشد بتدريج بدون کرک ،همراه با غده هاي ترشحي چسبيده در سطح زيرين ،قاعده برگ بتدريج باريک وبه شکل دمبرگ در آمده، با نوک تيز ،رگبرگ مياني نازک ،برگ هاي پاييني ساقه به طول 15 تا 20 و به عرض 2 تا 4 ميلي متر ،برگهاي بالاي ساقه وبرگهاي شاخه ها کوچکتر ،اغلب به عرض حدود يک ميلي متر، برگها گل آذين کم وبيش هم اندازه با چرخه هاي گل .گل آذين گرزن، آويخته، چرخه ها کم وبيش داراي سه گل ،محوري،به شکل سنبله ،ياتقريبا متراکم وانتهايي و چرخه ها به صورت يک طرفه. گلها با دمگل هاي نازک .کاسه گل به طول3 تا 5/4 ميلي متر،استکاني- قيفي،علفي،سبز رنگ ،داراي کرکهاي زبر پراکنده يا تقريبا بدون کرک،تقريبا داراي دو لبه و10 رگه نازک ،دندانه هاي لبه پاييني بلندتر از دندانه هاي لبه سر نيزه اي ،تقريبا به اندازه طول لوله،دندانه هاي لبه بالايي به اندازه يک سوم طول لوله کاسه. جام گل به طول8 تا 10 ميلي متر،اغلب سفيد تا صورتي ، لوله جام تقريبا درون لوله کاسه مخفي ،لبه جام گل پهن شده. پرچم وخامه از گل بيرون آمده .فندقه تقريبا کروي ،پهن ،سياه براق، آرئول سفيد .زمان گلدهي پاييز.
عدد کروموزمي :2n = 28
پراکندگي جغرافيايي: ترکيه،ايران،تالش وقفقاز.
رويشگاههاوپراکندگي جغرافيايي در ايران: گلستان(14 کيلومتر به چمن بيد.،شمال پارک گلستان ،روستاي رشت).گرگان (گرگان به بجنورد ،بدرانلو).گيلان (رودبار،رشت به رودبار،2کيلومترقبل ازرودبار،رودبار به منجيل،رودبار ،گرمابدشت ،بعد از تونل،رودبار،شاه شهيدان،رودبار،دو گاهه).تهران (قزوين،بعد از ويار ،رودبار) .(جم زاد ، 1388 ) .

شکل 1-3 -گونه Satureja spiciger
1-6- پراکنش گياه مرزه
گونه هاي جنس مرزه عمدتا بومي مناطق مديترانه شرقي وغرب آسيا مي باشند که در مناطق مرطوب با خاک هاي عميق تا مناطق خشک ،آفتابي با خاک هاي سنگلاخي رشد مي کنند(Silic ,1979 & Cantino et al ,1992).
پراکنش جغرافيائي گونه هاي مختلف مرزه در کشور هاي مختلف مانند ترکيه،عراق، قفقاز، ترکمنستان، سوريه، فلسطين، جنوب يونان، آمريکا ومناطقي در شمال،شمال غرب وغرب ايران ديده مي شود(جم زاد،1388).
1-7- فيتوشيمي مرزه
1-7-1- ترکيبات شيميايي اسانس در جنس مرزه
گونه هاي مختلف جنس مرزه بدليل خواص دارويي وکاربرد در طب سنتي در کشور هاي مختلف جهان مورد توجه بوده و مورد بررسي قرار گرفته اند .مهمترين ترکيبات شيميايي موجود در اين جنس ترپنوئيد ها وفلاونوئيد ها هستند.گروه اول ازتوجه بيشتري توسط محققان برخوردار بوده است وگزارشهاي متعددي از تجزيه ترکيبات شيميايي اسانس



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید