بسم الله
الرحمن
الرحيم
دانشکده صدا و سيما- قم
گروه ادبيات نمايشي
پايان‌نامه‌ي کارشناسي ارشد رشته ادبيات نمايشي
بررسي روش‌هاي اقتباس از داستان‌ ديني براي تبديل به فيلمنامه؛ با تکيه بر فيلمنامه چهل‌سالگي(نوشته مصطفي رستگاري) و داستان پادشاه و کنيزک (مثنوي معنوي)
استاد راهنما
دکتر محمد علي خبري
دانشجو:
مهدي منصوريان
فروردين ماه 1394
آيين‌نامه چاپ پايان‌نامه دانشجويان دانشکده صدا و سيما قم
نظر به اينکه چاپ و انتشار پايان‌نامه تحصيلي دانشجويان دانشکده صدا و سيما قم، مبين بخشي از فعاليت‌هاي علمي- پژوهشي اين دانشکده است؛ بنابراين به منظور آگاهي و رعايت حقوق دانشکده، دانش‌آموختگان اين دانشکده نسبت به رعايت موارد ذيل متعهد مي‌شوند:
ماده 1: در صورت اقدام به چاپ پايان نامه خود، مراتب را قبلا به طور کتبي به معاونت پژوهشي دانشکده اطلاع دهد.
ماده 2: در صفحه سوم کتاب(پس از برگ شناسنامه) عبارت ذيل:
“کتاب حاظر، حاصل پايان‌نامه کارشناسي ارشد نگارنده در رشته ادبيات نمايشي است که در سال 1394 در گروه ادبيات نمايشي دانشکده صدا و سيما قم به راهنمايي جناب آقاي دکتر محمد علي خبري دفاع گرديده است.”
ماده3: به منظور جبران بخشي از هزينه‌هاي انتشارات دانشکده، تعداد يک درصد شمارگان کتاب(در هر نوبت چاپ) را به معاونت پژوهشي دانشکده اهدا کند. دانشکده مي‌تواند مازاد نياز خود را در معرض فروش قرار دهد.
ماده 4: در صورت عدم رعايت ماده3، 50% بهاي شمارگان چاپ شده را به عنوان خسارت به دانشکده صدا و سيما تأديه کند.
ماده 5: دانشجو تعهد و قبول مي‌کند در صورت خودداري از پرداخت بهاي خسارت، دانشکده مي‌تواند خسارت مذکور را از طريق مراجع قضايي مطالبه و وصول کند؛ به علاوه به دانشکده حق مي‌دهد به منظور استيفاي حقوق خود از طريق دادگاه، معادل وجه مذکور در ماده 4 را از محل توقيف کتاب‌هاي عرضه شده نگارنده براي فروش، تأمين نمايد.
ماده 6: اينجانب مهدي منصوريان دانشجوي رشته ادبيات نمايشي مقطع کارشناسي ارشد، تعهد فوق و ضمانت اجرايي آن را قبول کرده، به آن ملتزم مي‌شوم.
نام و نام خانوادگي، امضا:
با سپاس فراوان از اساتيد ارجمند و گرامي جناب آقاي دکتر خبري و جناب حجت الاسلام و المسلمين دکتر داوود آبادي که در طول اين پژوهش، صبورانه مرا ياري نمودند و راهنمايي‌هاي استادانه ايشان زمينه‌هاي لازم براي انجام پژوهش و نگارش فيلم‌نامه را فراهم آورد.
چکيده:
در طول تاريخ هنرمندان زيادي براي خلق آثار هنري(از قبيل فيلم‌نامه) از داستان‌ها و متون کهن تاريخي ، حماسي ، مذهبي و… استفاده مي کنند . بسياري از آثار فاخر و شاخص دنيا فيلم‌هاي اقتباسي است.
بسياري از صاحب نظران، کارشناسان و منتقدان در ايران بر اين باورند که يکي از بزرگ ترين ضعف‌هاي سينماي ايران ، فيلم‌نامه‌نويسي و داستان است. اين در حالي است که ادبيات داستاني و متون کهن مي‌تواند براي از بين بردن اين ضعف به سينما کمک کند. راهي که “جفري واگنر” با تبيين سه روش اقتباس(انتقال، تفسير، قياس) به آن اشاره کرده است. روش انتقال يا اقتباس لفظ به لفظ که با کمترين مداخله و تغيير انجام مي‌شود؛ روش تفسير که در آن اساس داستان اخذ شده و با تغييراتي بر اساس مباني زيبايي شناختي اقتباس انجام مي‌شود؛ روش انتقال يا اقتباس آزاد که ايده اوليه از داستان گرفته شده و تغييراتي بنيادي در فيلمنامه صورت گرفته و اثري جديد خلق مي‌شود.
سينماي ديني يا به عبارتي سينماي معناگرا نيز از اين قاعده مستثني نيست. هرچند فيلم‌ها و سريال‌هايي با مضامين ديني و تاريخي با استفاده از روش‌هاي اقتباسي به نگارش و توليد رسيده است اما در اين ميان کمترين توجه به داستان‌هاي ديني شده است. داستان‌هايي که مي‌توانند ضعف ساختاري آثار توليدي را کاهش داده و بر غناي فيلم بيفزايند.
اين رساله به دنبال برقراري ارتباط معقول بين ادبيات علي الخصوص داستان ديني و فيلم‌نامه نويسان است. به اين روش که ابتدا نظريات، روش‌ها و اصول اقتباس از ادبيات داستاني را مطرح کرده و پس از آن به بررسي فيلم‌نامه “چهل سالگي” و چگونگي اقتباسِ داستان “پادشاه و کنيزک” از منظر “جفري واگنر” مي‌پردازد.
روش اين مطالعه کتابخانه اي و مورد مطالعه آن داستان ” پادشاه و کنيزک ” و فيلمانه ” چهل سالگي ” تبيين گرديده است .
آنچه در اين رساله به عنوان نتيجه گيري اخذ گرديده اين است که روش “قياس ” يا ” اقتباس آزاد ” بهترين روش براي اقتباس از داستان به فيلم‌نامه‌ است.
کلمات کليدي:
اقتباس، داستان، ادبيات داستاني، فيلم‌نامه، داستان‌ديني.
فهرست
فصل اول: کليات تحقيق………………………………………………………………………………………………………….4
1.1 طرح مسئله……………………………………………………………………………………………………………………….4
1.2 ضرورت و اهميت تحقيق……………………………………………………………………………………………………6
1.3 اهداف تحقيق……………………………………………………………………………………………………………………8
1.4 سؤال‌هاي اصلي و فرعي……………………………………………………………………………………………………..8
1.5 فرضيه تحقيق……………………………………………………………………………………………………………………9
1.6 تعريف مفاهيم تحقيق…………………………………………………………………………………………………………9
فصل دوم: پيشينيه و مباني نظري تحقيق……………………………………………………………………………………12
2.1 پيشينيه تحقيق…………………………………………………………………………………………………………………12
2.2 مباني نظري تحقيق…………………………………………………………………………………………………………..24
2.2.1 اقتباس ……………………………………………………………………………………………………………24
2.2.2 داستان …………………………………………………………………………………………………………….26
2.2.3 ادبيات داستاني………………………………………………………………………………………………….27
2.2.4 داستان ديني …………………………………………………………………………………………………….27
2.2.5 فيلمنامه …………………………………………………………………………………………………………..32
2.3 چارچوب نظري تحقيق…………………………………………………………………………………………………….33
فصل سوم: روش تحقيق…………………………………………………………………………………………………………….34
3.1 روش تحقيق………………………………………………………………………………………………………………………..34
فصل چهارم: يافته هاي تحقيق……………………………………………………………………………………………………35
4.1 عناصر داستان و فيلمنامه………………………………………………………………………………………………………..35
4.1.1 پيرنگ …………………………………………………………………………………………………………………35
4.1.1.1 گره افکني …………………………………………………………………………………………….36
4.1.1.2 کشمکش……………………………………………………………………………………………….36
4.1.1.3 بحران……………………………………………………………………………………………………37
4.1.1.4 تعليق…………………………………………………………………………………………………….38
4.1.1.5 نقطه اوج……………………………………………………………………………………………….38
4.1.1.6 گره گشايي……………………………………………………………………………………………39
4.1.2 شخصيت………………………………………………………………………………………………………………40
4.1.3 گفتگو …………………………………………………………………………………………………………………41
4.1.4 زمان و مکان ………………………………………………………………………………………………………..41
4.1.5 زاويه ديد……………………………………………………………………………………………………………..42
4.2 اقتباس انواع و شيوه ها………………………………………………………………………………………………………….44
4.2.1 اقتباس و ديدگاه‌ها…………………………………………………………………………………………………44
4.2.2 انواع و شيوه‌هاي اقتباس…………………………………………………………………………………………51
4.2.3 روند اقتباس از داستان به فيلمنامه…………………………………………………………………………….54
4.2.4 وفاداري و اقتباس………………………………………………………………………………………………….63
4.3 نگاهي اجمالي به مهم‌ترين آثار اقتباسي سينماي ايران و جهان…………………………………………………….66
4.4 بررسي تطبيقي داستان پادشاه و کنيزک…………………………………………………………………………………….86
4.4.1 معرفي اجمالي فيلمنامه ………………………………………………………………………………………….86
4.4.2 معرفي اجمالي داستان ……………………………………………………………………………………………86
4.4.3 خلاصه داستان و فيلمنامه ………………………………………………………………………………………87
4.4.4 بررسي شخصيت‌هاي داستان و فيلمنامه …………………………………………………………………..90
4.4.5 بررسي زمان و مکان در داستان و فيلمنامه…………………………………………………………………96
4.4.6 بررسي پيرنگ در داستان و فيلمنامه………………………………………………………………………….98
4.4.7 بررسي زاويه ديد در داستان و فيلمنامه……………………………………………………………………105
4.4.8 جمع بندي شباهت‌ها و تفاوت‌هاي داستان و فيلمنامه……………………………………………….106
فصل پنجم: نتيجه گيري……………………………………………………………………………………………………………109
منابع و مآخذ…………………………………………………………………………………………………………………………..114
فصل اول کليات
1.1 طرح مسئله
در طول تاريخ هنرمندان بسياري بوده‌اند که براي خلق يک اثر هنري، از داستان‌ها و الگوهاي مطرح شده‌ي قبلي بهره برده‌اند و براي اين امر به ادبيات داستاني خود رجوع کرده‌اند.
اين شيوه خلق اثر منحصرا براي توليد فيلمنامه نبوده و در رشته‌هاي هنري ديگر مثل نقاشي، موسيقي، شعر و داستان‌نويسي نيز از اين الگو استفاده شده است. الگوها مي‌تواند موضوعات متفاوتي و متنوعي را در بر بگيرد از جمله موضوعات مذهبي، ديني، تاريخي و افسانه‌اي. به طور مثال اکثر آثار توليد شده با موضوع عاشورا، وام‌گرفته از واقعه عاشوراست که در قالب‌هاي مختلف شعر، نقاشي، موسيقي و انواع داستان ظهور پيدا کرده است.
در حوزه فيلم نيز اين الگوبرداري به صورت گسترده وجود دارد و به سه روشِ “انتقال، تفسير و قياس” اجرا مي‌شود. (واگنر، 1373 : 116) در اين ميان نويسندگان فيلم‌هايي با مضامين ديني مي‌توانند با شناخت روش‌هاي اقتباس و گزينش بهترين روش، سطح کيفي و اثرگذاري آثار خود را ارتقاء دهند.
با توجه به مباحث ذکر شده، شناخت روش‌هاي اقتباس و چگونگي بکارگيري آن در روند توليد فيلم‌نامه، از جمله فيلم‌نامه‌هاي ديني ضروري به نظر مي‌رسد.
لذا اين پژوهش با محور قراردادن فيلم‌نامه “چهل سالگي”(نوشته مصطفي رستگاري) و تطبيق آن با داستان “پادشاه و کنيزک” (از کتاب مثنوي معنوي) ، برآن‌است تا روش اقتباسي آن را مورد بررسي قرار دهد؛ و در نهايت از بين اسلوب‌هاي سه‌گانه اقتباس، يکي را به عنوان بهترين روش براي اقتباس از داستاني ديني به فيلم‌نامه معرفي کند. به اميد آنکه اين نتايج اين پژوهش گامي براي توليد بيشتر و بهتر در حوزه فيلم‌نامه‌هاي ديني باشد.
براي رسيدن به اين هدف آشنايي با دو نظريه در زمينه اقتباس و داستان ديني حائز اهميت است:
1. در زمينه اقتباس دو نظريه جفري واگنر (1373 : 116) و جولي ساندرز (1391 : 14-24) تشابهات بسياري دارد. طبق اين دو نظريه اقتباس سه روش اساسي به نام‌هاي انتقال، تفسير و قياس دارد.
اول انتقال است که آن را مي‌توان به اقتباس عين به عين يا لفظ به لفظ نيز نامگذاري کرد. در اين روش داستان، با کمترين مداخله و تغيير به اثر نمايشي تبديل مي‌شود.
روش دوم تفسير است که روشي است بينابين که اساس داستان را گرفته و تغييراتي بر اساس مباني زيبايي شناختي در آن انجام داده و به اثر نمايشي تبديل مي‌کند.
روش سوم قياس است که ايده اوليه را از داستان گرفته و تغييراتي بنيادي در آن صورت مي‌دهد و اثري جديد خلق مي‌کند.
2. در زمينه هنر ديني نظريات متفاوت و متعددي مطرح است. “هنر ديني هنري است که در واقع يک عالم جامع ميان عالم حس و عالم ماوراءِ حس در خودش دارد، و هنري که صرفا به عالم طبيعت بدون تذکر به ماوراء طبيعت رجوع کند، در واقع هنر غير ديني است و يک هنر طبيعي و اين جهاني به شمار مي‌رود.” (مددپور، 1387: 86-87)
طبق اين نظريه مي‌توان گفت داستان‌هايي که اثري از عالم ماوراء در خود دارند داستان ديني به شمار مي‌روند. مانند داستان‌هايي که مباحثي از قبيل بهشت، جهنم، خداوند، قيامت، غيب، شيطان، فرشتگان و امثالهم را در خود بازگو مي‌کنند.
ژان لوئي ميشون نيز نظرش مشابه با دکتر مددپور است. ايشان در مقاله ي هنر طريق ذکر در بيان معني و حوزه هنر ديني مي‌نويسد:
“هنگامي که ما از هنر سخن مي‌گوييم، مرادمان از آن، مجموعه‌ي قواعد و وسائلي است که متوجه يک غايت معين است و هنگامي که هنر را با صفت ديني توصيف مي‌کنيم، مرادمان به کار بردن رابطه‌ي ميان دنيا و آخرت يا به زبان صوفيان، عالم شهادت و عالم غيب است. هنر با ايجاد پلي ميان اين دو عالم به پُر کردن شکافي که انسان را از اصل الهي خود جدا مي‌کند ياري مي‌دهد.” (فيروزان، 1380: 59-62)
1.2 ضرورت و اهميت تحقيق
اقتباس از آثار ادبي براي توليد فيلم يکي از مباحثي است که در سينماي جهان به جدّ مورد توجه است. در واقع اقتباس يکي از راه‌هاي رسيدن به فيلم‌نامه‌ي خوب و توليد آثار نمايشي زيبا در دنياي تصوير است. سينماي ديني يا به عبارتي سينماي معناگرا نيز از اين قاعده مستثني نيست و براي رسيدن به آثار نمايشي ژرف و گران‌مايه ناچار است به دنياي اقتباس هم سري بزند.
البته اين به معناي عدم استفاده سينماي معناگرا از مقوله اقتباس نيست. بلکه گرايش اقتباسي براي توليد فيلم و فيلم‌نامه در سينماي ديني، بيشتر به سمت اقتباس‌هاي تاريخي يا بهره‌گرفتن از آيات و روايات بوده است و کمتر توجهي به ادبيات داستاني در اين سير توليدي شده است. در صورتي که در نقطه مقابل، بنگاه‌هاي بزرگ سينمايي جهان مثل هاليوود، بيشترين توجه را به داستان و ادبيات داستاني در زمينه اقتباس داشته‌اند.
اين مسئله تا جايي پيش مي‌رود که با يک نگاه کلي به آثار توليدي فاخر که توانسته‌اند جايزه اسکار را از آنِ خود کنند، مي‌بينيم که بيش از 85 درصد از آن‌ها آثار اقتباسي هستند. اقتباس از داستان‌ها و رمان‌هايي که يک بار با مخاطبِ خود ارتباط برقرار کرده و بازخورد داستاني خود را از مخاطب گرفته‌اند.
آنچه پرداختن به اين پژوهش را ضروري مي‌نمايد، ترغيب بيشتر توليد کنندگان آثار نمايشي به ادبيات داستاني و به معناي اخص داستان‌هاي ديني است.
اين مسئله از آن جهت مورد توجه است که وقتي داستاني خلق و نگارش مي‌شود، فضاي داستاني، موقعيت، شخصيت‌ها، زاويه ديد و بقيه عناصر نمايشي در حد داستاني خلق و مورد پرداخت قرار مي‌گيرند.
از آن مهم‌تر اينکه با خلق چنين داستاني مخاطبان و منتقدين ادبي، در مورد داستان از زواياي مختلف اظهار نظر کرده و موقعيت را براي توليد نسخه بعدي از اين اثر آماده مي‌کنند.
فيلم‌نامه‌نويس و گروه فيلم‌سازي وقتي به سراغ چنين اثر داستاني مي‌روند، مي‌توانند با تجاربي که خلق داستان پيش روي آنها قرار داده، نواقص داستان را برطرف کرده و به جنبه‌هاي مثبت آن توجه بيشتري داشته باشند.
طبيعي است که با چنين روندي، تبديل داستان به فيلم‌نامه مي‌تواند نويدبخش توليد اثري کامل و کم‌نقص باشد.
اميدواريم با مسائلي که در اين رساله مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد بتوانيم در سينماي کشورمان شاهد توليد آثاري فاخر با جذابيت بصري زياد باشيم و به نوعي در سينماي معناگرا تحرّکي نو ايجاد کنيم.
1.3 اهداف تحقيق
هدف اصلي:
هدف اصلي در اين رساله شناخت بهترين روشِ اقتباس از داستان‌هاي ديني براي تبديل به فيلم‌نامه است.
اهداف فرعي:
• شناخت روش‌هاي اقتباس از داستان براي تبديل به فيلم‌نامه.
• شناخت روش اقتباسي فيلم‌نامه “چهل سالگي” از داستان “پادشاه و کنيزک”.
1.4 سوال‌هاي اصلي و فرعي
سوال اصلي:
بهترين روشِ اقتباس از داستان‌ ديني براي تبديل به فيلمنامه کدام است؟
سوالات فرعي:
1. روش‌هاي اقتباس از داستان براي تبديل به فيلم‌نامه کدام است؟
2. اقتباس فيلمنامه چهل سالگي از داستان پادشاه و کنيزک به روش تفسير بوده است؟
3. اقتباس فيلمنامه چهل سالگي از داستان پادشاه و کنيزک به روش انتقال بوده است؟
4. اقتباس فيلمنامه چهل سالگي از داستان پادشاه و کنيزک به روش قياس بوده است؟
1.5 فرضيه‌ي تحقيق
روش قياس از بين روش‌هاي سه‌گانه در اقتباس، بهترين روش براي تبديل داستان‌هاي ديني به فيلم‌نامه است.
1.6 تعريف مفاهيم تحقيق
اقتباس، ادبيات داستاني، داستان ديني، فيلمنامه
اقتباس1:
“اقتباس در ذات خود تبديل و برگردان دست‌مايه از يک رسانه به رسانه‌اي ديگر است.” (سيگنر،1380 :15)
“اقتباس براي فيلمنامه عبارت است از انتخاب موضوع يا موضوعاتي براي فيلم از منابع گوناگون ادبي و بيان آنها از طريق علائم و قراردادهاي موجود در سينما” (خيري، 1368: 15)
ادبيات داستاني2:
ادبيات داستاني به مفهوم جديد و اروپايي آن شامل دو نوع داستان کوتاه و بلند است که در دوران جديد مهم‌ترين مصداق نثر نويسي است(شميسا، 1376: 253).
“ادبيات داستاني در معناي جامع آن به هر روايتي که خصلت ساختگي و ابداعي آن بر جنبه ي تاريخي و واقعيتش غلبه کند اطلاق مي شود. از اين رو بايد همه‌ي انواع خلاقه‌ي ادبي را در بر بگيرد، اما در عرف نقد امروز به آثار منثور، روايتي منثور، ادبيات داستاني مي گويند.”(ميرصادقي، 1376: 21)
داستان3:
داستان اصطلاح عام است براي روايت يا شرح و روايت حوادث. در ادبيات داستاني عموما داستان دربرگيرنده‌ي نمايش، تلاش و کشمکشي است ميان دو نيروي متضاد و يک هدف.
داستان ديني4:
ژان لوئي ميشون، در مقاله ي هنر طريق ذکر در بيان معني و حوزه هنر ديني مينويسد: “هنگامي که ما از هنر سخن ميگوييم، مرادمان از آن، مجموعه‌ي قواعد و وسائلي است که متوجه يک غايت معين است و هنگامي که هنر را با صفت ديني توصيف ميکنيم، مرادمان به کار بردن رابطه‌ي ميان دنيا و آخرت يا به زبان صوفيان، عالم شهادت و عالم غيب است. هنر با ايجاد پلي ميان اين دو عالم به پُر کردن شکافي که انسان را از اصل الهي خود جدا ميکند ياري مي دهد.” (فيروزان، 1380: 59-62)
طبق اين نظريه هر داستاني که به رابطه بين دنيا و آخرت اشاره‌اي داشته باشد، ديني خوانده مي‌شود. لذا مي‌توان گفت بسياري از داستان‌هايي که مضامين اخلاقي، انساني و عرفاني دارند، زير چتر داستان ديني جا خوش مي‌کنند.
فيلمنامه5:
فيلمنامه داستاني است که به وسيله‌ي تصاوير و گفتار بازگو مي‌شود.(فيلد، 1378: 16)
“فيلمنامه، متن نوشته شده براي توليد يک فيلم است. در واقع فيلمنامه شکل ابتدايي پس از پيش نويس خوانده مي شود که خلاصه‌اي از فيلم را در بر دارد. پيش نويس پس از تصويب به صورت مشروح تنظيم مي شود. در اين حال مشتمل بر جزئيات بازي، گفتار، کارهاي هنري و فني است و اصطلاحا به آن متن يا فيلمنامه‌ي دکوپاژ شده مي‌گويند.”(چينکز، 1381: 5)
فيلمنامه سينمايي6:
فيلمنامه‌ي سينمايي يا فيلمنامه‌ي بلند داراي يک موضوع اصلي است و خط روايي نسبتا محدودي دارد و از 90 تا 120 صفحه است. هر صفحه از فيلمنامه تقريبا برابر با يک دقيقه از فيلم است. فيلمنامه‌ي سينمايي ساختاري سه پرده‌اي دارد. شخصيت‌هاي اصلي آن نسبتا محدود است و طي يک رشته صحنه به نگارش در‌ مي‌آيد. هر بار که مکان يا زمان تغيير مي‌کند، صحنه‌ي جديدي شروع مي‌شود. (يورگن ولف 1387: 25)
فيلمنامه سينمايي يا فيلمنامه‌ بلند داراي يک موضوع اصلي است و خط روايي نسبتا محدودي دارد و از 90 تا 120 صفحه است. هر صفحه از فيلمنامه تقريبا برابر با يک دقيقه از فيلم است. فيلم‌نامه سينمايي ساختاري سه پرده‌اي دارد. شخصيت‌هاي اصلي آن نسبتا محدود است و طي يک رشته صحنه به نگارش در مي‌آيد. هر بار که مکان يا زمان تغيير مي کند، صحنه ي جديدي شروع مي شود. (کاکس، ولف، 1387)
فصل دوم پيشينه و مباني نظري تحقيق
2.1 پيشينه تحقيق
در زمينه اقتباس و استفاده از داستان براي تبديل به فيلمنامه، کتاب‌ها و رساله‌هاي مختلفي تأليف شده است.
از کتاب‌هاي تأليف شده به چند نمونه اشاره مي‌کنيم:
1. کتاب راز و رمز هنر ديني(مجموعه مقالات) مقالات ارائه شده در اولين کنفراسن بين المللي هنر ديني، به کوشش مهدي فيروزان که توسط انتشارات سروش به چاپ رسيده است.
در اين کتاب جمعي از نظريه‌پردازان و انديشمندانِ ديني به ارائه نظرات خود پيرامون تعريف و مفهوم شناسي هنر ديني و روايات مختلف آن از شعر و خوشنويسي گرفته تا موسيقي و رسانه‌هاي تصويري پرداخته‌اند. آنچه از بين اين مقالات به تعريف تبيينِ هنر ديني پرداخته را مي‌توان در سه مقاله خلاصه کرد.
اول مقاله‌ي “هنر، طريق ذکر” از ژان لويي ميشون؛ که هنر ديني را با معيار دنيا و آخرت تعريف کرده است.
دوم مقاله‌ي “خوشتنِ تو، کلمه” نوشته گري هنري است که به تعريف و تبيين زواياي هنر ديني از نظر کوماراسوامي مي‌پردازد و هنر ديني را با معيار خويشتنِ حقيقيِ انسان که همان نفسِ فناناپذير است تعريف مي‌کند و تغيير وجود انسان از تفکر انساني به تفکر الهي را اساسِ هنر ديني برمي‌شمرد.
و در نهايت سومين مقاله با نام “تعريف و مفهوم هنر ديني” نوشته محمد حسن زورق است که هنر ديني را گذر از خودآگاهي و رسيدن به خداآگاهي تعبير مي‌کند.
در يک نگاه کلي به کتاب مي‌توان گفت هر چند از لحاظ نظريه پردازي در باب هنر ديني خوب و جامع کار شده و نظريات مختلفي را از زواياي مختلف گردآوري کرده است، اما دو نکته اساسي در آن مغفول مانده است.
اول اينکه تنها به جمع آوري آراء مختلف اهتمام شده و هيچکدام از آراء و نظريات به چالش و تحليل گذاشته نشده است. و همين مسئله مي‌تواند باعث سردرگمي مخاطب شود.
دوم اينکه هرچند از لحاظ نظريه‌پردازي خوب و جامع کار شده ولي هيچ اشاره‌اي به روش‌ها و اسلوب خلق و توليد هنر ديني نشده است.
آنچه اين رساله را با اثر فوق متمايز خواهد کرد، ابتدائاً انتخاب يک نظريه از مجموع نظريات مطرح شده به عنوان نظريه مبنا خواهد بود و ثانيا اصل و بناي رساله بر بررسي روش‌هاي اقتباس گذاشته خواهد شد تا ضمن ارائه مباني نظري و تحقيقي در زمينه هنر ديني؛ مقدمات توليد و خلق آثاري با مضامين ديني نيز به مخاطب ارائه شود.
2. دين و سينما، مجموعه آثار محمد مددپور که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسيده است. اين کتاب مجموعه‌اي است از مقالات و مصاحبه‌هايي که از دکتر محمد مددپور پيرامون تعريف سينماي ديني، هنر ديني و زواياي مرتبط با آن‌ها که در دوازده فصل نگارش و تدوين شده است.
ايشان در سه مقاله‌ي “سينماي ديني آوردن غيب به عالم شهادت” و “سينماي ديني آسماني است” و “مباني صوري و معنوي سينماي ديني” ضمنِ اشاراتي که در باب سينماي ديني دارند به تعريف و تبيين هنر ديني نيز پرداخته‌اند که مهم‌ترين نظر ايشان در زمينه هنر ديني را دارا بودن ارتباط اين عالم و عالم ماوراء دانست. ايشان در بخش‌هاي ديگر کتاب به حضور امام زمان در سينما، و سينماي حاتمي کيا نيز پرداخته‌اند.
اين کتاب از آن جهت که ابتدائاً به صورت کتاب پژوهشي تأليف نشده و از گلچين مقالات و مصاحبه‌هاي مختلف تدوين شده، اين نقيصه را دارد که در انتها به جمع بندي و نتيجه‌گيري از تمامي مباحث نظري اشاره‌اي نمي‌کند.
از سوي ديگر همانگونه که در کتاب قبلي اشاره شد در کتاب استاد مددپور نيز به روش‌ها و راه‌هاي خلق و توليد آثاري با مضامين ديني اشاره‌اي نشده.
آنچه اين رساله را با اثر فوق متمايز خواهد کرد، يکي جمع بندي آراء و نظريات در باب هنر ديني است و يکي بررسي روش‌ها و راه‌هاي خلق و توليد آثاري با مضامين ديني است؛
3. اقتباس براي فيلمنامه نوشته محمد خيري(1368). اين کتاب به شيوه کتابهاي درسي براي تدريس در دانشگاه تهيه شده و لذا ابعاد مختلف اقتباس را مورد بررسي قرار داده است. ابتدا به تعريف مفاهيمي از قبيل اقتباس، تقليد و کپي برداري پرداخته؛ پس از آن نخستين فيلمهاي اقتباسي را معرفي کرده است. نظرات چند نفر از اهالي فيلم و سينما را درباره اقتباس بيان کرده که تنها يک مصاحبه و نظر شخصي است و به هيچ وجه نظريه ي علمي محسوب نمي شود.
پس از آن نويسنده روند اقتباس را در چهار گام اساسي با عنوان قدمهاي اوليه در اقتباس مطرح ميکند. سوژه يابي و موضوعات در خور فيلم واقتباس از کليشه هاي سينمايي مباحث ديگر در اين کتاب است.
در نهايت نويسنده کتاب را با بيان برخي مسائل حقوقي در باب اقتباس و نيز بررسي بعضي از فيلمهاي اقتباسي به پايان ميبرد.
اين کتاب هرچند از نظر روشي در سطح بسيار خوب و از لحاظ نظري خوب تدوين شده است ولي آنچه اين رساله را متفاوت با آن قرار مي‌دهد، تفاوت در نگاه از زاويه دين است.
در اين کتاب اقتباس به صورت کلي مطرح شده است ولي در اين رساله ابتدائاً کلياتي در باب اقتباس بيان خواهد شد و در ادامه رويکرد ديني شدن اثر اقتباسي نيز مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
4. چگونه از هر چيزي فيلمنامه اقتباس کنيم، نوشته ريچارد کريوولن، ترجمه بابک تبرّايي. اين کتاب نيز مانند کتاب اقتباس براي فيلمنامه، به روش درسي نگارش شده است. در اين کتاب نويسنده مي‌خواهد دانشجويش را به يک فيلمنامه نويس حرفه‌اي تبديل کند که بتواند از هر داستان يا اتفاق يا نوشته‌اي به يک فيلمنامه‌ي مستحکم و زيبا برسد. براي دستيابي به اين مهم ابتدا تاريخچه اقتباس را مختصرا مورد بررسي قرار داده و در قدم بعدي فرايند پنج قدمي را براي يک اقتباس موفق تبيين ميکند.
به نظر مي‌رسد مهمترين بخش کتاب همين بخش است چرا که مطالب بعدي نيز بازگشت به همين پنج گام دارد. 1.رسيدن به يک کلمه يا همان ايده يابي 2.بسط آن به دو جمله ي کليدي يعني ژانر و پي‌رنگ 3.پاسخ به هفت پرسش اساسي يعني شخصيت، نياز، مانع، کنش، درونمايه، روايت و کاتارسيس. 4.کشيدن يک نمودار صحنه‌اي از طرح داستاني 5. نوشتن طرح فيلمنامه و شروع به نگارش آن.
مباحث ديگري نيز در اين کتاب مطرح شده از قبيل: مسائل حقوقي اقتباس، ميزان وفاداري اقتباس به متن اصلي، تفسير و خلاقيت در نگارش داستان جديد، شخصيت پردازي و مقابله‌ي خير و شر و در نهايت مصاحبه‌هايي از سرشناسان هاليوود در باب اقتباس.
آنچه از نگاهي کلي به کتاب به دست مي‌آيد کارگاهي و کاربردي بودن کتاب است. همين مسئله باعث شده است تا توجه کمتري به مباحث نظري در باب اقتباس شود. چراکه مقصود نويسنده نيز از اين کتاب، ورود عملياتيِ دانشجويان و علاقه‌مندان به وادي فيلم‌نامه نويسي بوده است. همين مسئله باعث شده تا تمام مباحث نگارشي حتي در باب مسائل حقوقي نيز مطرح شود.
اما آنچه اين رساله را با کتاب ريچارد کريوولن متمايز مي‌کند، ابتدا بررسي نظريات مطرح در باب اقتباس و در باب هنر ديني است. و ثانيا نگاه کاربردي براي خلق فيلم‌نامه با رويکرد ديني است.
5. فيلمنامه اقتباسي، نوشته ليندا سيگر، ترجمه عباس اکبري. اين کتاب قصد دارد توضيحي در رابطه با تبديل داستان و واقعيت به فيلمنامه را ارائه دهد.
در ابتدا مختصري از آمار فيلم‌هاي معروف و اقتباسي ارائه مي‌کند که موفق به کسب جايزه اسکار شده‌اند و سپس با توضيحاتي درباره تبديل واقعيت و داستان به فيلمنامه بحث را پيش مي‌برد. در ادامه به پيدا کردن داستان، انتخاب شخصيت، بررسي درون‌مايه و خلق و پرداخت سبک فيلم نيز اشاره مي‌کند. در پايان نيز مانند مقدمه‌ي کتاب دوباره گريزي به برندگان اسکار براي بهترين فيلم مي‌زند و اقتباسي بودن يا نبودن آن‌ها را تيتروار اشاره مي‌کند.
اين کتاب از آن جهت که به بررسي مصاديق موجود در آثار نمايشي پرداخته، براي علاقه‌مندان به فيلم‌نامه اثري کاربردي و مصداقي خواهد بود. چرا که مي‌تواند تمام مواردي که در باب نظريه اقتباس مطرح شده، به صورت عيني و مصداقي به مخاطب خود تفهيم کند.
اما همين نگاه باعث شده است تا از ساختاري روش‌مند براي اقتباس برخوردار نباشد و بيش از آنکه به تبيين و تفسير مباني نظري اقتباس اهتمام داشته باشد، به روش‌ها و راهکارهاي عملياتي در باب اقتباس اشاره نمايد.
آنچه اين رساله را با کتاب فوق متمايز خواهد کرد اولا دارا بودن سير و ساختار روش‌مند براي يک اقتباس موفق است.
ثانيا بررسي اجمالي در باب نظريات اقتباس و نظريات هنر ديني. ضمن آنکه روش‌هاي اقتباس را با رويکرد و نگاه توليد و خلق اثري ديني مورد بررسي قرار مي‌دهد.
6. اقتباس ادبي براي سينماي کودک و نوجوان، نوشته منوچهر اکبرلو(1384). در اين کتاب به اقتباس از ادبيات کلاسيک و کهن پرداخته شده و به ادبيات معاصر توجه چنداني نشده است. و اگر گوشه‌ي چشمي هم به ادبيات معاصر داشته‌اند، فقط به ادبيات کودک و نوجوان بوده است.
در اين کتاب هرچند آثار توليد شده در سينماي کودک مورد بررسي و بحث قرار گرفته است اما از مباني نظري اقتباس و بيان ساختارگونه از روش‌ها و راهکارهاي اقتباس، غفلت شده است.
آنچه اين رساله را با کتاب فوق متمايز خواهد کرد يکي دارا بودن سير و ساختار روش‌مند براي اقتباس است؛ و ديگري بررسي نظريات اقتباس و نظريات هنر ديني و نيز توجه به رويکرد ديني در خلق آثار اقتباسي خواهد بود.
7. روند اقتباس از ديدگاه يک فيلمنامه نويس نوشته ويليام گلدمن، ترجمه عباس اکبري(1377). متن آغازين کتاب مربوط به يک قطعه داستاني درباره آرايشگري به نام(داوينچي) است که با توجه به آن نويسنده اين مباحث را مطرح مي‌کند: (موضوع داستان)، (نقش زمان و مکان)، (شخصيت‌ها و نقاط اتکائ) ـ که فيلم‌نامه نويس در حين اقتباس با آن مواجه مي‌شود ـ وي سپس متن فيلم‌نامه‌اي را که از داستان(داوينچي) تهيه شده عرضه کرده.
در پايان ديدگاه‌هاي برخي از همکاران نويسنده اعم از طراح صحنه، فيلم‌بردار، تدوين‌گر، آهنگ‌ساز و کارگردان را در خصوص اعمال تغييرات لازم براي بهبود فيلم‌نامه مطرح مي‌سازد.
اين کتاب با توجه به اينکه با تمرکز روي يک اثر نمايشي و بررسي و نقد آن نگارش شده است، طبيعتاً تمرکزي بر مباني نظري و نيز روش‌ها و راهکارهاي موجود براي يک اقتباس موفق نداشته است.
وجه تمايز اين رساله با کتاب فوق ابتدا بررسي نظريات مطرح شده در باب اقتباس و هنر ديني است و پس از آن بيان ساختارگونه و روش‌مند براي يک اقتباس موفق است. همچنين نگاه ديني در روند خلق اثر اقتباسي نيز مورد توجه و تأمل خواهد بود.
8. واژه در قاب( ساختارشناسي جريان اقتباس ادبي در سينماي ايران) نوشته مزدا عباسي(1390). اين کتاب در واقع رساله‌ي کارشناسي ارشد رشته ادبيات نمايشي نويسند است که در سال 1387 و در دانشگاه تربيت مدرس با راهنمايي دكتر سيدمصطفي مختاباد و مشاوره دكتر سيد‌حبيب‌‌الله لزگي دفاع شده است. مطالب اين کتاب را عناويني اينچنين تشکيل مي‌دهد: طلوع سينماي اقتباسي (اقتباس از ادبيات كهن ايران) ،‌ اقتباس از ادبيات داستاني معاصر ايران ، اقتباس از نمايشنامه (ايراني/ خارجي) ، اقتباس از ادبيات خارجي ، بررسي ويژه (‌روند اقتباس در دو فيلم “دايره‌مينا” و “چكمه”)
در اين کتاب هم از لحاظ نظري و هم از لحاظ روشي، اقتباس به صورت کامل و جامع مورد بررسي و تحليل قرار مي‌‌گيرد به صورتي که مي‌تواند مخاطب را از مراجعه به کتاب‌هاي ديگر بي نياز کند.
در اين کتاب اشاراتي نيز به آثار اقتباسي ايراني و خارجي شده، که براي پژوهشگران و علاقه‌مندان به يادگيري اقتباس، بسيار مفيد و کاربردي خواهد بود.
اما آنچه اين رساله را با کتاب فوق متمايز مي‌کند ابتدئاً رويکردي ديني در خلق آثار اقتباسي با تأکيد بر فيلمنامه است. ثانياً بررسي ويژه و اختصاصي از فيلمنامه چهل سالگي به عنوان يک فيلمنامه اقتباسي با رويکرد ديني است.
از رساله‌هاي تدوين شده در اين زمينه نيز مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:
1. اقتباس سينمايي ايران از رمان فارسي، نوشته پيمان حميد فعال به راهنمايي دکتر حسين پاينده و مشاوره‌ي دکتر محمد بشيري. اين پايان نامه د ررشته زبان و ادبيات فارسي نگارش شده و در تيرماه 1389 در دانشگاه علامه طباطبايي دفاع شده است.
در اين رساله سه بخش اصلي ديده مي‌شود. ابتدا به رابطه ادبيات و سينما علي الخصوص ارتباط رمان و فيلم اشاره مي‌شود. پس از آن سه فيلم اقتباسي از رمان‌هاي رئالسيتي مورد بررسي قرار مي‌گيرد(شوهر آهو خانم، آوسته‌ي بابا سبحان و تنگسير) و در مرحله پاياني دو فيلم اقتباسي از رمان‌هاي مدرن فارسي بررسي و تحليل مي‌شود(شازده احتجاب و گاوخوني).
نويسنده در پايان نتيجه مي‌گيرد که فيلم‌سازان ايراني در اقتباس از رمان‌هاي فارسي، رويکرد منفعلانه نداشته و با تغييراتي در منبع اقتباس، برداشت سينمايي خود را از اين رمان‌ها ارائه کرده‌اند.
در ساله فوق توجه خاص و ويژه بر ارتباط رمان و فيلم گذاشته شده است. ضمن آنکه نظريات اقتباس از ادبيات داستاني در حد نياز مورد بررسي و نتيجه‌گيري قرار گرفته است.
اما آنچه اين رساله را با رساله فوق متمايز مي‌کند ابتدائا نگاه کلي به ادبيات داستاني اعم از داستان کوتاه، بلند و رمان است. ثانيا روش‌هاي اقتباس از داستان با رويکرد ديني مورد بررسي و نظر قرار داده است.
2. اقتباس از متون نمايشي در آثار سينمايي، نوشته شبنم وثوقي به راهنمايي دکتر محمود بختياري. اين رساله براي اخذ کارشناسي ارشد رشته ادبيات نمايشي، بهمن ماه 1388 در دانشگاه هنر دفاع شده است.
اين رساله نيز به تحليل و بررسي انواع اقتباس مي‌پردازد و عناصر دخيل در اقتباس سينمايي را مورد کنکاش قرار مي‌دهد. عناصري از قبيل روايت، زمان و مکان. آنچه به صورت ويژه در اين رساله به چشم مي‌خورد بحث چگونگي تبديل فرايند قصه به طرح دراماتيک و همچنين بررسي زمينه‌هاي نمايشي در قصه و رمان است که مي‌تواند سرنخ مناسبي براي فيلم‌سازان باشد.
در واقع سخن اصلي نويسنده آن است که شناخت و آگاهي از طبيعت درام و نمايشنامه مي‌تواند تأثير بسزايي در فرايند اقتباس داشته باشد.
اين رساله در پايان به بررسي دو نمايشنامه مي‌پردازد که از آن‌ها آثار سينمايي توليد شده است. “نمايشنامه گلن گري گلن راس” و “نمايشنامه مکبث”
آنچه در اين رساله را با رساله فوق متمايز مي‌کند ابتدائا عدم تمرکز بر نمايشنامه است. چرا که در اين رساله قصد داريم از ادبيات داستاني و داستان اقتباس را مورد بحث و بررسي قرار دهيم. ثانيا رويکرد اقتباسي براي خلق يک اثر ديني نيز مورد توجه خواهد بود.
3. بررسي ساختاري روايت در اقتباس‌هاي سينمايي از نمايشنامه‌هاي مدرن و معاصر، نوشته ايمان نيک بين به راهنمايي استاد مصطفي مختاباد و مشاوره دکتر جعفر يوسفيان نگارش شده و در اسفندماه 1389 در دانشگاه تربيت مدرس و در رشته ادبيات نمايشي دفاع شده است.
اين رساله نسبت به ديگر پايان‌نامه‌هاي مرتبط با موضوع اقتباس، نگاهي جزئي‌تر و کاربردي به موضوع داشته و تمرکز اصلي خود را بر روي بررسي ساختار روايت و عناصر آن در فيلم و اثر نمايشي گذاشته است.
نويسنده اين رساله بر اين باور است که “از آنجا که روايت در دو رسانه تئاتر و سينما داراي ساختار متفاوت است، در روند اقتباس از اثري نمايشي به اثري سينمايي ضروري است که عناصر روايت در نمايشنامه براي انتقال به روايت فيلم دچار تغيير و تحولاتي مناسب با ساختار روايي سينما گردند.” لذا با مقايسه تطبيقي ساختار روايت در دو رسانه تئاتر و سينما و بررسي عناصر روايي که در روند اقتباس بايستي دچار تحولات ساختاري شوند؛ مي‌توان فيلم‌سازان را در تبديل داستان و آثار نمايشي به آثار سينمايي کمک شاياني کرد.
آنچه در اين رساله با توجه به دارا بودن رويکرد روايي، مورد کم‌توجهي قرار گرفته نگاهي روش‌مند به خلق يک اثر اقتباسي است. همين مسئله است که اين رساله را با رساله‌ي ما متفاوت مي‌کند. ما در رساله‌ي خود تلاش کرديم تا نگاهي روش‌مند و ساختارگونه را به توليد يک اثر اقتباسي داشته باشيم ضمن آنکه رويکرد ديني را نيز در روند اقتباس مورد نظر قرار داده‌ايم.
4. بررسي اقتباس از ادبيات داستاني معاصر براي تلويزيون و سينما در ايران، نوشته محمد حسين محمدي که به راهنمايي دکتر مسعود اوحدي نگارش شده و در تابستان 1389 در دانشگاه صدا و سيما و در رشته توليد سيما دفاع شده است.
اين رساله به اين نکته اشاره مي‌کند که در ايران وقتي از رمان يا داستاني اقتباس مي‌شود، علاوه بر ضعف‌هاي اجرايي، فني و حرفه‌اي در سينما؛ عدم شناخت ار روند اقتباس ادبي نيز چالشي ميان فيلم‌سازان و نويسندگان به وجود مي‌آورد.
لذا اين رساله در ادامه سعي مي‌کند با بررسي اقتباس ادبي از ادبيات معاصر ايران براي تلوزيون و سينما، به تعامل ادبيات و فيلم و رفع موانع دروني و بيروني بر سر راه آنها کمک کند.
در ادامه نويسنده به بررسي چند فيلم از داريوش مهرجويي مي‌پردازد که همگي از داستان‌ها و رمان‌هاي فارسي اقتباس شده‌اند. (دايره‌ي مينا، ليلا، گاو، درخت گلابي و مهمان مامان)
و در پايان به معرفي چند داستان کوتاه از نويسندگان افعانستان مي‌پردازد که مناسسب براي اقتباس هستند.
اين رساله هرچند نگاهي جامع و کامل به روند اقتباس ادبي داشته است اما آنچه رساله ما را با آن متمايز مي‌کند ابتدائا نگاه توليد فيلمنامه است. ما سعي کرديم روند اقتباس را نه براي توليد يک فيلم بلکه در يک گام عقب‌تر براي توليد يک فيلمنامه در نظر بگيريم و با اين نگاه به بيان روش‌ها و راهکارهاي خلق فيلم‌نامه پرداختيم.
ضمن آنکه رويکرد ديني و اقتباس از داستان‌هاي ديني را نيز در نظر گرفتيم.
از مقالات نگارش شده در اين زمينه نيز مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:
1. سه اسلوب اقتباس، ترجمه مسعود فراستي، چاپ شده در مجله نقد سينما شماره3 صفحه 116-121. در اين مقاله چنان که از عنوانش پيداست سه اسلوب تفسير، قياس و انتقال زير پرچم اقتباس بررسي مي‌شوند. البته در ابتدا نويسنده سعي مي‌کند با تعاريفي که از بزرگان ادبيات درباره داستان، سينما و اقتباس ارائه مي‌دهد، مخاطب را با زواياي مختلف اقتباس آشنا کند.
اين مقاله در راستاي بررسي يک نظريه اقتباسي است و مجالي براي پرداختن به نظريات ديگر، روشها و راهکارها در زمينه اقتباس نداشته. ما در اين رساله سعي کرديم اين نواقص را نيز برطرف سازيم ضمن آنکه نگاهي ديني به داستان‌ها را نيز مد نظر قرار داده‌ايم.
2. ساخت‌شکني اقتباس، نوشته احمد ميراحسان که در نشريه فارابي، دوره 16، شماره4 ص 127-134چاپ شده است. نويسنده بر اين بارو است که فضاي ذهني اديبان درباره اقتباس سينمايي از ادبيات ايران که با واژگاني نظير سطحي، و کم‌ژرفا شکل گرفته است باوري نادرست است که از عدم شناخت کامل بر فيلم‌ها و نمايش‌هاي اقتباسي شکل گرفته است. پس از آن نويسنده گونه‌هاي مختلف اقتباس از آثار ادبي را مورد بررسي قرار مي‌دهد. اين گونه‌ها شامل موارد ذيل است: افسانه، شعر، پاورقي‌هاي عامه پسند، داستان‌هاي ماندگار و در نهايت آثار ادبي خارجي. نويسنده در هر بخش به ذکر نمونه‌هايي مي‌پردازد و توضيح مختصري درباره هر کدام ارائه مي‌‌دهد.
در اين مقاله تمرکز اصلي بر اين بوده که مخاطب را مجاب کند تا ذهنيت خود را درباره اقتباس تغيير داده و به آن با نگاهي خلاقانه و حرفه‌اي نگاه کند.
اين رساله ضمن اشاراتي در اين باب سعي دارد به صورت روش‌مند به بررسي روند توليد يک فيلمنامه اقتباسي بپردازد. ضمن آنکه ديني بودن داستان را نيز مد نظر قرار داده است.
3. در باب هنر اقتباس، گردآوري و ترجمه مينو ميرشاه‌ولد که در نشريه نمايش، شماره119و120، صفحه 19-21 به چاپ رسيده است. نويسنده در اين مقاله ابتدا فرايند اقتباس را به اختصار توضيح مي‌دهد و در ادامه نمايشنامه نوول را گونه‌اي مناسب براي اقتباس معرفي مي‌کند و توضيحاتي در اين زمينه ارائه مي‌کند.
اين مقاله با توجه به محدوديت نگارشي، تمرکز اصلي را بر بررسي نمايشنامه نوول و ظرفيت‌هاي اقتباسي در آن قرار داده است.
ما در رساله‌ي موجود ضمن آنکه از روش بررسي يک فيلم‌نامه با يک داستان به صورت مصداقي بهره‌برده‌ايم، سعي کرديم تا با نگاهي کاربردي و روش‌مند، روند اقتباس را با تمرکز بر داستان‌هاي ديني بررسي کنيم.
4. پرتويي از پاره آتش يا اقتباس از قصص قرآن، نوشته مهرزاد دانش، نشريه فارابي دوره 16 شماره4، صفحه 143-150. نويسنده در اين مقاله کوشيده است تا ويژگي‌هاي قصص قرآني را به صورت اجمالي و گذرا مورد بررسي قرار دهد و در پايان به مواردي از فيلم‌هاي اقتباسي اشاره مي‌کند و توضيحي کوتاه درباره هر کدام ارائه مي‌دهد.
5. تاريخ، اقتباس و تصاحب در سينما، نوشته محمد شهبا و غلامرضا شهبازي که در نشريه هنرهاي زيبا، هنرهاي نمايشي و موسيقي، دوره 17، شماره 2، صفحه 14 تا 24. اين مقاله يکي از بهترين مقالات در زمينه اقتباس به شمار مي‌رود که ساختاري شبيه به يک پايان‌نامه نظري دارد. در اين مقاله ابتدا تحت عنوان چهارچوب نظري، نظريه‌هاي مرتبط با اقتباس مطرح مي‌شود و در ادامه انواع اقتباس بر اساس نظريه دبوراکارتمل تبيين مي‌شود. پس از آن مسئله سرقت ادبي و استعارات جديد براي کنش تصاحب مطرح مي‌شود و در پايان اقتباس از تاريخ به مثابه يک روايت مورد تحليل و بررسي قرار مي‌گيرد.
6. بهرام بيضايي و مقوله اقتباس از اساطير، نوشته امير کاوس بالازاده که در نشريه صحنه، شماره 68، صفحات 32-34 به چاپ رسيده است. در اين مقاله نويسنده تلاش مي‌کند با اشاره‌اي گذرا به روند اقتباس و مصاديق اساطيري در تاريخ مقدمه چيني کند براي بررسي آثار اقتباسي بهرام بيضايي و تحليل آثار ايشان.
7. اقتباس نمايشي از کتاب‌هاي کودکان، نوشته ديويد وود، ترجمه رکسانا شاه‌جاني و سيد حسين فدايي حسين که در نشريه صحنه، شماره 68 صفحه10-20 چاپ شده است. اين مقاله در واقع ترجمه بخشي از فصل چهارم کتاب “تئاتر براي بچه‌ها” اثر ديويد وود است. وي در اين اثر چهار مرحله را براي نوشتن چکيده براي يک اثر اقتباسي مطرح مي‌کند و پيرامون آن مباحثي را مورد بحث و بررسي قرار مي‌‌دهد. اين چهار مرحله به قرار زير است: 1.انتخاب و ارزيابي اوليه يک داستان مناسب. 2. بررسي دقيق ساختار دروني کتاب (شامل خلاصه کردن داستان و يادداشت برداري از شخصيت‌ها، مکان و لحظات نمايشي 3. حل مشکل-به معناي اينکه چگونه مي‌توان بر دشواري‌هاي نمايشي کردن داستان غلبه کرد- و نوشتن اولين يادداشت‌ها براي چکيده نويسي 4. چکيده نويسي.
هرچند کتاب‌ها، رساله‌ها و مقالات بسياري در زمينه اقتباس و داستان نوشته شده، ولي هيچکدام از آن‌ها به روند اقتباس از يک داستان ديني نپرداخته‌اند.
اين رساله بر آن است تا زمينه‌اي براي استفاده بيشتر از داستان -از جمله داستان‌هاي ديني- براي تبديل به فيلم‌نامه فراهم آورد.
2.2. مباني نظري تحقيق
2.2.1. اقتباس
اگر بخواهيم از منظر تعريف به اقتباس بنگريم، دو تعريف عمده و اساسي را در اين زمينه مي‌توانيم اشاره کنيم:
1. اقتباس در ذات خود تبديل و برگران دست‌مايه از يک رسانه به رسانه‌اي ديگر است. (سيگنر، 1380: 15)
2. اقتباس براي فيلمنامه عبارت است از انتخاب موضوع يا موضوعاتي براي فيلم از منابع گوناگون ادبي و بيان آن‌ها از طريق علائم و



قیمت: تومان


پاسخ دهید