دانشگاه آزاد اس69
3-4-1 در فرض حيات ابوين و انحلال نکاح به علت طلاق 69
3-4-2 در فرض فقدان يکي از آنها 71
3-4-3 در فرض فقدان هر دو 71
3-5 مباشرت در حضانت 72
3-6 پايان دوره نگهداري و حضانت طفل 76
فصل چهارم : نتيجه گيري
4-1 بحث و نتيجه گيري 82
منابع 85
فصل اول
کليات
1-1 مقدمه
دين مبين اسلام با درک اهميت خانواده به عنوان سنگ بناي جامعه توجه شايسته و ويژه اي را به حفظ و بهروزي آن، مبذول داشته و با دقت در جزئيترين شئون آن در قانون گذاري هاي خود، مقرراتي را به منظور پايداري و سعادت آن در نظر گرفته است. خانواده کانون گرمي است براي پرورش اطفالي که قرار است در آينده اعضاء مفيد و سالم اجتماع را تشکيل بدهند، به همين دليل دين اسلام بيشترين تلاش را به خرج داده است تا از فروپاشي اين نهاد مقدس جلو گيري نمايد، تا آنجا که طلاق و جدايي همسران را مبغوضترين حلال بر شمرده است. اگر اين کانون مقدس متزلزل گردد، آسيب هاي آن تنها دامن زوجين را نميگيرد، بلکه اصلي ترين قرباني آن اطفالي است که آشيانه ي گرم خود را از دست داده در معرض انواع آفتهاي اجتماعي قرار ميگيرند. طبيعي است که هيچ نهاد يا سازماني نميتواند نقش اين نهاد مقدس را براي اين اطفال ايفاء نمايد، اماّ اگر اين نهاد به هر دليلي فروپاشيد، لازم است تدابيري در نظر گرفته شود که تا حد امکان از آسيب هاي احتمالي آن نسبت به اطفال و جامعه کاسته شود.
1-2 بيان مسأله
حضانت کودکان يکي از مسايل مهم در جامعة بشري محسوب ميگردد. حضانت و پرورش کودکان در ادوار تاريخ به شکلي از اشکال در اديان و مذاهب مختلف وجود داشته است. هم اکنون در تمام کشورهاي پيشرفته و عقب مانده که داراي سيستم هاي مختلف حقوقي و سياسي مي باشند حضانت و پرورش کودکاني را که در اثر انحلال ازدواج و يا وقوع طلاق، خلع، تفريق و يا متارکة قضايي بدون سر پرست ميمانند، در قوانين خود پيش بيني نموده اند.
عمده ترين حکمت و مشروعيت حضانت کودکان، شايد در اين نکته نهفته باشد که آنان در آينده در معرض آسيب بيشتر قرار نگيرند و از آنها حفاظت و مراقبت کامل صورت گيرد و اين کودکان در آينده به توانند اشخاص مفيد در جامعه به بار آيند.
“حضانت” واژة عربي از ماده حَضَنَ و در لغت به معناي حفظ و نگهداري کردن و در آغوش گرفتن وپرورش دادن است، ولي حقوقدانان براي”حضانت”تعاريف گوناگوني آورده اند كه به پارهاي از آنها اشاره ميشود: حضارت عبارت است از اقتداري که قانون به منظور نگهداري و ترييت اطفال به پدر و مادر آنان اعطا کرده است. (ناصر کاتوزيان، حقوق مدني، 1383/2/139) آقاي لنگرودي نيز مينويسد: “حضانت عبارت است از نگهداري مادي و معنوي طفل توسط كساني كه قانون مقرر داشته است. (لنگرودي، 1368/1، ش1720). آقاي لنگرودي مي نويسد: “حضانت عبارت است از نگهداري مادي و معنوي طفل توسط كسانيكه قانون مقرر داشته است” و حضانت مختص ابوين و اقرباي طفل است و بين اقربا رعايت طبقات ارث نمي شود و عبارت است از حفظ مادي (جسم) و تربيت اخلاقي و معنوي طفل مناسب شؤون. (لنگرودي، ترمينولژي حقوق، /1، ش 1720).
دكتر شايگان نيز حضانت را چنين تعريف كرده است كه حضانت يا نگاهداري اطفال، حق و تكليفي است كه پدر يا مادر نسبت به طفل خود دارند.. (شايگان، حقوق مدني، ج 2، ص169). البته اين نيز تعريف حضانت نيست؛ بلكه بيان و ماهيت و طبيعت حقوق آن مي باشد. مضافاً كه دامنه حقوق و تكاليف والدين نيز در آن مشخص نگرديده است. و نيز نوشته اند: حضانت اقتداري است كه قانون به منظور نگهداري و تربيت اطفال به پدر و مادر اعطا كرده است. (كاتوزيان، حقوق مدني، /2 /139) اين همان مفهوم برگرفته از فقه اسلامي است كه متناسب با معناي لغوي نيز مي باشد. قانون مدني ايران و قانون حمايت خانواده، حضانت را تعريف ننموده است و از مواد مربوط و ماده 12 آيين نامه اجراي قانون حمايت خانواده تعريفي به شرح زير به دست مي آيد: “حضانت عبارت است نگهداري و تربيت طفل به طوري كه صحت جسماني و تربيت وي با توجه به نيازمندي هاي حال و آينده او و وضع و موقعيت والدين طفل تأمين گردد”.
مواد 1168 الي 1179 قانون مدني ايران كه شمول دايره حضانت را ذكر مينمايد، فقط از دو چيز سخن گفته اند: “نگاهداري” و “تربيت” پس حضانت يعني، سرپرستي براي نگاهداري و تربيت. اگر طفل مريض ميشود، پرداخت بهاي دارو، نفقه است؛ ولي خوراندن دارو به طفل، حضانت است. پرداخت بهاي خريد لباس جهت طفل، نفقه است ولي پوشاندن بر تن او، حضانت و از اين قبيل.
موضوع حضانت يکي از مباحث پيچيده حقوق خانواده ميباشد که علي رغم اهميت ان به نظر ميرسد در زمينه تدوين قوانين در اين موضوع کم کاري گرديده که باعث پيامدهاي نامطلوب چه براي طرفين درگير با اين مسائل و چه دادگاههاي رسيدگي کننده به اين پرونده ها شده است که به بيان برخي از اين مسائل در ذيل ميپردازيم:
1.قانون بيان ميدارد حضانت حق وتکليف والدين است ولي صراحتا مشخص نيست حق است يا تکليف يا براي کدام حق وبراي کدام تکليف است چون اين تفکيک حق از تکليف داراي اثاري چون قابل اسقاط بودن حق-الزام والدين در صورت امتناع در صورتي که تکليف باشد وقابليت مطالبه اجرت در صورت حق بودن وانجام اختياري از سوي و…ميباشد.
2.موانع حضانت(ازدواج مادر و…)باعث سقوط حضانت خواهد شد يا مانع اجراي ان تا زمان رفع مانع خواهد بود به عبارت ديگر ايا با از بين رفتن مانع حق حضانت اعاده خواهد شد.
3.ايا مباشرت در حضانت شرط است يا استنابت نيز جايز ميباشد.در صورتي که استنابت جايز باشد ايا اين جواز مطلق است يا مشروط به اينکه دارنده حق حضانت قدرت بر اين امر نداشته باشد.
4.در خصوص قلمرو زماني به درستي و دقيق معلوم نيست که حضانت تا چه زماني ادامه دارد و اولويت پدر و مادر در نگهداري بر چه اساسي مي باشد و ايا بعد از ان والدين تکليفي بر عهده ندارند.ايا بلوغ طفل پايان حضانت مي باشد يا علاوه بر ان رشد هم لازم مي باشد.
بنابراين در اين تحقيق با توجه به آنچه گفته شد در پي آنيم تا به آسيب شناسي قوانين مربوط به حضانت بپردازيم.
1-3 اهميت و ضرورت تحقيق
مادران عموماً و مادران جامعه ايراني خصوصاً داراي عواطف و دلبستگي شديد عاطفي به فرزند مي باشند و دلبستگي ها و نگراني هاي خاصي نسبت به فرزند و به خصوص فرزندان خردسال خود دارند. در اين راستا در مواقع کشمکش هاي دروني خانواده و زماني که در مورد زندگي زناشويي خود با همسر به بن بست مي رسند، وقتي پاي کودکي در ميان باشد، عمدتاً و اکثريت زنان به خاطر فرزندانشان ناملايمات زندگي زناشويي را تحمل مي کنند و دم از جدايي نمي زنند و در واقع به خاطر فرزند مي سوزند و مي سازند؛ به خصوص اگر بدانند در اثر جدايي، فرزند تحويل پدر مي شوداز حق وحقوق خود شامل مهريه يا اجرت المثل يا نفقه معوقه صرف نظر مي نمايد و در واقع حربه بزرگي در دست شوهر بود که مي توانست زن را مجبور به تسليم در مقابل خواسته خود نمايد. مادر مجبور بود براي گرفتن فرزند از حقوق مسلم خود از جمله مهريه بگذرد يا امتيازي از قبيل وجه يا مالي به شوهر بدهد تا جگرگوشه اش را از او جدا نکنند.
گذشته از موضوع عواطف و احساسات مادري که زنان خوشبختانه و هم متأسفانه درگير آن مي باشند و با حداقل امکانات پس از طلاق حاضر به حضانت فرزند خود مي باشند؛ از نظر اجتماعي و فرهنگي مصلحت طفل ايجاب مي کند که در حضانت و در کنار مادر باشد، زيرا پدر نمي تواند بعد از مادر به نحو شايسته فرزند را مورد تربيت و پرورش قرار دهد، چون از نظر روحي و اجتماعي موقعيت اين کار را ندارد. با توجه به توانايي زن در پرورش و تربيت طفل، دست آفرينش براي خلقت انسان، بطن زن را برگزيده است، زيرا او امانت دار مناسبي براي حفظ و نگهداري اين وديعه الهي است و هم پس از تولد تا زمان حيات خويش حامي و پناه فرزند است و از هيچ ايثاري در رشد و کمال او دريغ ندارد.
از طرفي سرعت سرسام آور تغييرات در ساختارهاي خانواده و نياز روز افزون به بررسي و تغيير قوانين در حوزه هاي خانواده ضرورت دارد تا تحقيقاتي در زمينه حضانت صورت گيرد.
از طرفي تحقيق در اين زمينه مي تواند اطلاعات بيشتري درباره حضانت فراهم نمايد. و متأسفانه با بالا رفتن آمار طلاق يكي از مسائل مهمي كه بسياري از زن و شوهر ها پس از طلاق با آن روبرو مي شوند ، مسأله حضانت كودك است . هر يك از طرفين مي خواهند اين يادگار مشترك زندگي شكست خورده را پيش خود نگه دارند تا شايد با مهر و علاقه اين كودك بتوانند دردها و رنجهاي جدايي را زودتر فراموش كنند . براي آنها جدايي همزمان از همسر و فرزند دردناك ترين خاطره زندگي است كه هرگز نمي توانند با آن كنار بيايند و براي همين تلاش مي كنند پس از جدايي از جدايي از فرزند جلوگيري كنند و حضانت را به عهده گيرند. با توجه به اهميت موضوع ، در اين پايان نامه به بررسي اين موضوع مي پردازيم .
از طرفي هنگامى که اساس خانواده به هم مى ريزد و کانون جوشان مهر و محبت به جايگاهى براى گروکشى و انتقام گيرى از يکديگر تبديل مى گردد، يا زمانى که مرگ گريبان يکى از والدين را مى گيرد، مهمترين چالش پيش روى خانواده سرنوشت کودکان مى باشد؛ کودکان را به چه کسى بايد سپرد؟ شرايط سرپرست چيست؟ شکى نيست که قانون مدنى ايران بويژه در بخش احوال شخصيه از فقه اماميه الهام گرفته است و ترديدى وجود ندارد که علوم اهل بيت عليهم السلام با تلاشهاى پى گير و مجدانه فقهاى شيعه همچون چراغى پر فروغ در ميان نظامهاى حقوقى جهان نور افشانى مى کند. با اين حال، در اثر روند زمان و پيدايش فن آورى و موضوعات جديد که سست شدن بنيان خانواده ها و سرانجام جدايى بين زن و مرد را به دنبال داشته است، مساله سرپرستى کودکان اهميت ويژه ايى پيدا مى کند.
1-4 اهداف تحقيق
1. بررسي حق بودن يا تکليف بودن حضانت.
2. بررسي شرط بودن مباشرت در حضانت.
3. بررسي متغييرهاي موثر در حضانت.
4. بررسي قلمرو زماني حضانت.
1-5 فرضيه هاي تحقيق
1. به نظر ميرسد حضانت اميخته اي از حق و تکليف براي والدين است.
2. با توجه قوانين مختلف و فلسفه حضانت به نظر ميرسد مباشرت در حضانت شرط است.
3. قانون گذار براي تعيين سن حضانت و اولويت نگهداري پدر و مادر متغير هاي را درنظر گرفته است.
4. به نظر ميرسد موانع حضانت مانع اجراي حق است نه باعث سقوط حضانت.
1-6 مفهوم حضانت
حضانت: حضانت به فتح و کسرحاء عبارت است از ولايت و سلطنت بر تربيت طفل و کليه امور مربوط به آن از جمله حفظ و نگهداري، در بستر خواباندن ، شستشوي لباس ها و استحمام او و مانند آن. و از نظر اصطلاحي حضانت به معناي ، حق نگهداري و سرپرستي طفلي که به شخصي واگذار مي شود مي باشد.
1-6-1 مفهوم لغوى حضانت
حضانت به معناى نگهدارى چيزى مى باشد؛ همچون پرنده ايى که از تخمهايش در زير بال خود نگهدارى مى کند “و حضن الطائر بيضه يحضنه” و به زنى که سرپرستى طفل بر عهده اوست، حاضنه اطلاق مى شود “و حاضنة الصبى: التى تقوم عليه فى تربيته” .
1-6-2 مفهوم فقهى حضانت
از تعريف فقهاء در مورد حضانت مى توان گفت که مفهوم فقهى آن از معناى لغوى دور نشده است. شهيد ثانى در تعريف حضانت مى گويد:
حضانت به فتح حا، سرپرستى بر طفل و ديوانه و انجام آنچه که به مصلحت وى است از قبيل نگهدارى و گذاردن در رختخواب و برداشتن و شستن لباس او و مانند آن مى باشد.
دکتر وهبه الزحيلى در تعريف حضانت مى

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید