سال 1389
16
نقش نخبگان در عدم تثبیت دموکراسی در ایران در دوره اصلاحات
17
بررسی خوانش مخاطبان شبکه فارسی وان: مطالعه موردی تماشاگران سریال ویکتوریا
18
بررسی علل مصرف مواد آمفتامینها (شیشه) توسط جوانان درحال مصرف با تمرکز بر تحلیل خودروایی مصرفکنندگان از هویت خویش
19
تولید جنسیتی فضای عمومی: بررسی گفتمان تفکیک جنسیت در فضاهای عمومی شهر تهران (نمونه موردی مترو)
20
آرایش و زنانگی: برساخت اجتماعی هویت زنانه
21
بازنمایی اسطوره امر مقدس در تصاویر جنگ (نقاشی و عکس)
22
تجربه زیسته قربانیان تجاوز جنسی
23
بازتولید تمایزات اجتماعی در ادبیات کودک
24
روایت‌شناسی مهاجرت نخبگان (از دهه ۴۰ تا دهه ۸۰)

به طور کلی بررسی موضوعات و روشهای مورد بررسی ارتباط و نزدیکی بیشتری را میان فضای کلی مطالعات فرهنگی موجود در دانشگاه علامه و دانشگاه علم و فرهنگ نشان میدهد از اینرو بر آن شدیم تا بررسی مطالعات فرهنگی دانشگاهی در ایران را با توجه به این تفکیک؛ مطالعات فرهنگی با صبغه جامعه شناختی و انسان شناختی و مطالعات فرهنگی رسانهای پیگیریم..
تنوع حیطههای موضوعی در قالب پرداختن به موضوعاتی همچون آموزش و پرورش، شهروندی، سبک زندگی، فضا، خرده فرهنگها، سرمایه فرهنگی و اقتصادی را میتوان یکی از وجوه ممیزه مطالعات فرهنگی در این دو دانشگاه دانست. شناسایی گروههای حاشیهای همچون معتادان و قربانیان تجاوز جنسی(علم و فرهنگ)، تبدل خواهان جنسی، خرده فرهنگ هایی چون شرکتکنندگان در پارتیهای شبانه، روشنفکران و نخبگان با انتخاب آنها به عنوان موضوع تحقیق و کندوکاو در زندگی آنها بر تنوع محورهای موضوعی در اینجا میافزاید.
این تنوع از دو منظر قابل بحث است از یکسو بایستی مورد انتقاد قرار گیرد چرا که عملا امکان ارائه دستهبندی موضوعی از پایان نامههای مطالعه شده را بسیار دشوار میسازد. همچنین این پراکندگی و تکثر همواره بخش مهمی از انتقادات وارد بر مطالعات فرهنگی را شکل داده، به گونهای که فقدان حدومرز و چارچوب موضوعی موجب شده تا پژوهشگران و نظریهپردازان این حوزه، بینارشتهای بودن آن را دستاویزی برای ورود به هر حیطه موضوعی قرار دهند. از سوی دیگر این تنوع قابل تقدیر و درخور تامل است به گونهای که چنانچه با روششناسی ویژه و چشم انداز اختصاصی مطالعات فرهنگی همگام شود نتایجی جدید از بررسی موضوعات مشابه و گاه تکراری به دست میدهد که خود میتواند بر ادعای مفیدبودگی این شاخه از دانش انسانی صحه گذارد.
انتخاب موضوعات حساسیت برانگیز و غالباً تابو در فرهنگ و جامعه ایرانی همچون مزاحمت جنسی، تجاوز جنسی، فرهنگ سیاسی مکانیسمهای تربیت شهروندی، که در بالا نیز به آن اشاره شد، انتخاب موضوعات کمتر مطرح در سطح جامعه علی رغم اهمیت و نیازی که جامعه به طرح این موضوعات بنابه دلایل مختلف دارد همچون اهداء عضو و بافت پس از مرگ مغزی، مصرف مواد مخدر جدید، وضعیت دینداری جوانان از دیگر مواردی است که بر قوت و غنای مطالعات فرهنگی در این دو دانشگاه دلالت میکند.
حوزه های موضوعی در دانشگاه تهران
بررسی وضعیت یک حوزه مطالعاتی بیشک نیازمند آشنایی، شناخت و مطالعه حوزه مذکور در سایر دانشگاهها اعم از داخلی و خارجی به ویژه خاستگاه آن میباشد. از اینرو پیش از ورود به این بخش به سایت دانشگاههایی که در آنها دپارتمان مطالعات فرهنگی و رسانه وجود دارد مراجعه و شرح دروس و محورهای اصلی تحقیقات دانشجویی را استخراج کردم. دپارتمان رسانههای جدید و مطالعات فرهنگی دانشگاه کالیفرنیا100، دپارتمان مطالعات فرهنگی و رسانهای دانشگاه یومای سوئد101، کالج برکبک دانشگاه لندن102 و دانشگاه اوترچ هلند103 نمونههایی بودند که به دقت بررسی شدند. حساسیت خاصی که نگارنده نسبت به مطالعات فرهنگی در دانشگاه تهران احساس میکند انگیزه اصلی در ارائه تحلیلی دقیقتر از یافتهها را موجب شد. تفاوتی محسوس میان وضعیت پایاننامههای دانشجویی دانشگاه تهران در گرایش مطالعات فرهنگی و رسانه با دو دانشگاه علامه و علم و فرهنگ نیز مزید برعلت شدند.

جدول (4-6): توزیع عناوین پایان نامههای دانشگاه تهران به تفکیک سال دفاع
ردیف
سال دفاع

سال 1387
1
مطالعه نحوه دریافت شبکههای ماهوارهای فارسی زبان توسط جوانان
2
بازنمائی فرهنگی بازیهای رایانهای
3
بررسی روائی فیلمهای مردم پسند ایرانی سال 1340 تا کنون
4
مطالعه مقایسهای مقاومت در ایران: مقایسه ژانریک موسیقی قبل و بعد از انقلاب اسلامی
5
تصویر شهر تهران در سینمای داستانی ایران
6
گفتمان، هویت، ایدئولوژی( بازنمائی هویت ایران در بی بی سی)
7
امکان سنجی و نیازسنجی ایجاد شهرمجازی تهران؛ مطالعه موردی سازمان شهرداری تهران
8
منازعات قدرت و تکوین تاریخی میدان تولید سینمای ایران
9
بازنمایی خانواده در آگهیهای تبلیغاتی تلویزیون
10
تحلیل دریافت و خوانش مخاطبان تبلیغات، مطالعه مخاطبان شبکههای تبلیغاتی تله شاپینگ
سال 1388
11
بازنمائی مردسالاری در سینمای ایران
12
واکاوی گفتمان دینی (اسلامی-شیعی) در وبلاگستان زبان فارسی
13
تحلیل نشانه شناختی بازنمائی هویت دینی و ایرانی در سینمای ایران
14
بازنمائی مفهوم تجربه دین در سینمای ایران بعد از انقلاب اسلامی
15
سبک زندگی و مصرف موسیقی، فیلم و کتاب( مطالعه موردی جوانان 18 تا 29 ساله در شهر مهاباد)
16
نقش جنسیت کارگردان بر نوع شخصیت پردازی زن در سینما
17
واکاوی گفتمان زنانه در داستانهای مجلات عامه پسند
18
تحلیل گفتمان آگهیهای بازرگانی تلویزیون ایران با تاکید برجنسیت: خوانش زنان
19
بازنمائی یهود و صهیونیسم در مجموعههای تلویزیونی مرتبط با مسئله فلسطین 1384 تا 1388
20
نشانه شناسی و روایت شناسی سریالهای تاریخی مرتبط با موضوع توسعه سیاسی در اواخر پهلوی اول و اوایل پهلوی دوم
21
بررسي مقايسهاي نحوه بازنمايي هويت كردي در آثار فيلمسازان كرد و غيركرد
22
گفتمان انتخاباتی تلویزیون (شبکه یک سیما) و مواجهه مردم شهر تهران با آن(مطالعه انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی)
23
سینمای بین المللی ایران، موفقیتهای جهانی و ناکامیهای داخلی، سینمای کیاررستمی
سال1389
24
مطالعه خوانش مخاطبان امریکائی از فیلمهای ضداسلام یهود
25
مطالعه خوانش لرهای ساکن استان کهکیلویه و بویراحمد از سریال جومونگ
26
تحلیل خوانش مخاطبان از فیلمهای سینمایی پیرامون جانبازان و جانبازی
27
تیپ شناسی تحولات هویت قومی در وبلاگهای آذری ایران
28
بررسی امکان گفتگو در فضای شهری در تهران
29
بازنمائی زندگی روزمره جوانان ایرانی در سینما با نگاهی به 4 فیلم برگزیده دهه 80 ایران

همانطور که از عنوان گرایش استنباط میشود در این دانشگاه فضای مطالعات فرهنگی بیش از همه متاثر از رویکردهای مطالعاتی، نظریهها و روششناسی ارتباطات میباشد، اعضای گروه این نکته را در تنظیم شرح درس و دانشجویان در انتخاب موضوعات تحقیقات و پایاننامهها به دقت موردتوجه قراردادهاند. بنابراین تحقیقات دانشجویی باید لزوماً در پیوند با یکی از رسانهها باشد. همچنین در این دانشگاه مطالعات بازنمایی از جایگاه ویژهای برخوردار است به گونهای که در حدود یک سوم از پایاننامهها به یکی از حوزههای مرتبط به مطالعات بازنمایی پرداخته شده است. متاسفانه متنمحوری افراطی و یا به تعبیری متنزدگی که مطالعات فرهنگی از آن رنج میبرد در دانشگاه تهران بیش از دو دانشگاه دیگر صادق است. اگر به خاطر آوریم که انتخاب موضوع در حدود 62 درصد از پایاننامههای این دانشگاه با مراجعه صرف به متن رسانهها انجام و محقق را از هرگونه ریسکپذیری و مراجعه به میدان تحقیق بی نیاز کرده است ادعای ما قوت دوچندان خواهد گرفت.
مسئله مهمی که از ابتدا نیز بحث بر سر آن بسیار و مورد نقد فراوان بوده است به خلط مباحث، رویکردهای روشی و چارچوبهای نظری و مفهومی پایاننامههای دو گرایش گروه ارتباطات (ارتباطات و مطالعات فرهنگی و رسانه) این دانشگاه برمیگردد این همپوشانی به حدی است که به سادگی میتوان پایاننامههایی را یافت که به لحاظ موضوع، عنوان کار، روششناسی مورد استفاده و رویکردهای نظری و نتایج کاملاً مشابه بوده اما از سوی دانشجویان دو گرایش متفاوت نوشته شده است. این آشفتگی هرچند کم و بیش در سایر دپارتمانهای مطالعات فرهنگی در دیگر نقاط جهان نیز حاکم است اما در اینجا پررنگتر به نظر میرسد و از دلایل دیگری منتج شده است که این پایاننامه محل بحث بر سر آنها نیست. اما مهمترین آنها را علاوه بر مسائلی که از ابتدا تاکنون همواره مطالعات فرهنگی بدان مبتلا بوده است می توان به تفاوت صوری در طرح دروس و عناوین واحدهای درسی و در واقعیت امر ارائه مباحث مشترک به دلایل گوناگون نسبت داد.
در میان رسانهها نیز با توجه به اقبال و توجهی که دانشجویان این دانشگاه نسبت به سینما از خود نشان میدهند بخش اعظم مطالعات به بررسی سینما از منظرهای مختلف اختصاص یافته است. رادیو و مطبوعات مهجورترین رسانهها در نزد دانشجویان و البته اساتید این دانشگاه بوده و همانطور که در تنظیم واحدهای درسی و شرح دروس به ظاهر مرتبط به این دو رسانه توجه خاصی نشده در انتخاب موضوعات پایاننامهها نیز این وضعیت استمرار یافته و مانع از تنوع مورد انتظار در موضوعات شده است.
مسئله دیگر به عدم توجه نسبت به رسانههای جدید و تکنولوژیهای نوین ارتباطی در انتخاب موضوعات برای نگارش پایاننامهها باز میگردد. به گونه ای که علیرغم گذشت حدود یک دهه از طرح این مباحث در این گروه و حتی در سایر دانشگاهها، رشد چشمگیر میزان کاربران، استفاده و مصرف رسانههای جدید همچون اینترنت و تلفن همراه و مسائل متعددی که پیرامون این رسانهها در دنیای کنونی شکل گرفته و بحثهای متعدد آکادمیک که متعاقب آن در جهان مطرح شده است، واحدهای درسی که در دانشگاههای دارای دپارتمان مطالعات فرهنگی با عناوین مطالعات فرهنگی و رسانهای و مطالعات رسانهای و فرهنگی در برنامههای آموزشی خود پیشبینی کردهاند، مطالعات فرهنگیِ رسانههای جدید و به تعبیر دیگر فرهنگ سایبر سهم درخوری از پایاننامههای مطالعات فرهنگی را به خود اختصاص نداده است.
حوزه تولید و توزیع به جز در یک پایاننامه مورد توجه اساتید و دانشجویان رشته نبوده است. تمامی مطالعات بر مطالعه مخاطبان و حوزه مصرف رسانهای متمرکز و از سایر حوزهها غفلت شده است. این وضعیت درمورد کل مطالعات فرهنگی ایرانی صادق است و در مجموع با فاصله گرفتن مطالعات فرهنگی از ریشههای مارکسیستیاش بعد از گذشت حدود دو دهه از شکلگیری آن تولید و مناسبات آن عملا از مرکزیت توجه پژوهشگران و نظریه پردازان این حوزه
خارج شد. «صورتبندی میدان تولید سینما در ایران» در کنار «صورتبندی میدان تولید نمایش» دو مورد استثنایی از پژوهشهای دانشجویی در جامعه آماری ما را تشکیل میدهند که البته دسترسی به پایاننامه اول میسر نشد بنابراین از مطالعه خارج شد.
تغییر مهمی که درموضوعات انتخابی و روشهای مورد استفاده در سالهای اخیر در دانشگاه تهران مشهود است استقبال دانشجویان و اساتید از پرداختن به مباحث مرتبط به مخاطبان رسانهها در قالب مطالعات خوانش رسانهای بوده است.

بخش دوم؛ روش شناسی
بحث انگيزترين موضوع در مطالعات فرهنگی از آغاز تاکنون روش شناسی و روش بوده است. علی‌رغم توجه زیاد و اقبال فراوانی که نسبت به چشمانداز مطالعاتی، اهداف، دغدغهها و آرزوهای مطالعات فرهنگی نشان داده شده است، به ویژه در دنیای انگلیسی زبان، اکراه و بی‌میلی در پرداختن به روش در رشته مطالعات فرهنگی به چشم می‌خورد.
این وضعیت به گونهای است که رضایی (1390) از بیتوجهی نسبت به مسئله روش به عنوان نخستین موردی که در مبحث روش‏شناسی مطالعات فرهنگی نظرها را به خود جلب


دیدگاهتان را بنویسید