م این نظر که استرس های شغلی مفید نیز وجود دارد و مقداری از فشار برای ایجاد تحرک و تلاش در انسان ضروری است اما زمانی که بحث از استرس های شدید و فشار زیاد می شود بیشتر عوارض آن توجه شده و استرس های مضر و محل مورد توجه قرار می گیرد ( همان ، 1390 )
از دیدگاه بعضی از صاحب نظران از جمله ( راجرز ، 1979 ) فشار کار وقتی ایجاد می شود که بین توانایی فرد برای انجام کار ،کار خواسته شده از وی توازن وجود نداشته باشد فشار کار علاوه بر آثار روانی دارای آثار جسمانی و از طریق به سازمان ها لطمات شدید وارد می کند ( همان ، 1979 )
استرس های حاد نیروی انسانی سازمان را هم ضایع می کند و هدف سازمان را دستخوش تزلزل می کند ( الوانی ، 1388 )
تحقیقات نشان داده است فشار کاری می تواند کارای سیستم ایمنی را کج کرده و بدین سان آمادگی موجود زنده جهت ابتلا به بیماری های مختلف را افزایش دهید ( میلر ، راجرز ، دبی ، دیچ 1979 )
در تحقیقاتی که توسط ( یوشارانی روت سال 2000 ) انجام شده استرس پرستاران را در شمال غربی انگلستان بررسی کرده است تحلیل پاسخ ها ی پر سشنامه های استرس پنج عامل بزرگ را مشخص کرده که تقاضای زیاد و فشار بیش از حد از پرستاران یکی از این عامل ها بوده است .
( لاوس سال 2002 ) در پژوهش با عنوان بررسی روابط بین محیط کاری فشار زا با تناسب فیزیکی و سلامت کارکنان به این نتیجه رسید که تعامل اثر مشاغل با فشار بالای ( تقاضای شغلی بالا و کنترل پایین ) بر سلامت قلبی و عروقی تأثیر دارد .
( بن نوردن داسل 2008 ) در تحقیقی رابطه بین وضعیت کار یا فشار شغلی را با استرس بررسی کرد که این تحقیق در 698 انجمن کارگران خودرو در مالزی انجام شده که یافته ها نشان می دهد که رابطه ی مستقیمی بین فشار کار با استرس ناشی از شغل و سلامت جسمانی دارد .
ارتباط بی خوابی با استرس شغلی
بی خوابی یا ناتوانی در خواب رفتن به عنوان یک نشانه ی مرضی از بسیاری از اختلالات روانی مانند افسردگی و یا اضطراب توصیف شده است . امروزه مسئله بی خوابی ، شکایات بسیاری از افراد و یکی از موارد شدید استمرارهای روانی و بدنی آنان است . ( دکتر حسین راد 1387 )
هر انسانی در زمان ها و موقعیت های خاص نوعی از مشکلات خواب را تجربه کرده اند ولی اصطلاح بی خوابی زمانی باید به کار رود که مشکل خواب پایدار بوده ، و عملکردهای روزانه ی فرد را مختل سازد و موجب خستگی ، تحریک پذیری ، ناتوانی در تمرکز و استرس های ناشی از ناتوانی در انجام رساندن کار به خود را شامل می شود . (همان ، 1387 )
بی خوابی علاوه بر اینکه خود باعث به وجود آمدن اثراتی در زندگی فرد می شود خود علل زیادی داشته است مثلاً : دارو ، الکل ، اضطراب و استرس های شغلی ، بیماریهای بدنی که همه ی این ها موجب بی خوابی در فرد می شود . ( دکتر حسین راد 1387 )
دکتر نازنین زهرا لک معتقد است در افرادی که بی خوابی دارند احتمال بروز افسردگی و اضطراب شغلی دیده می شود و همچنین اختلال کارکرد روزانه از عوارض مهم بی خوابی است پس نتیجه می گیریم که بی خوابی واسترس شغلی با هم ارتباط دارند .
ارتباط روابط شغلی خوب با استرس شغلی
همان طورکه تغییر شغل ، نقل مکان به یک شهر جدید ، ازدواج و مرگ نزدیکان موجب استرس می شود ، حوادث شادی آفرین مثل انتخاب یا داشتن دوست نیز می تواند فشار زا باشد . ( ابراهیم نجفی ؛ 1390 )
بیشتر ما هنگام همراهی با دوستان احساس خوشایندی داریم و هنوز دوستی با دیگران علاوه بر ایجاد خوشحالی از اضطراب ما کم می کند . ( دکتر محمد حسین نجار ؛ 1383 )
اکثر ما همکارانی داریم که با آن ها از منابع مشترک استفاده و با هم همکاری می کنیم تا مسئله حاصل را حل کنیم در غیر این صورت کار ها انجام نخواهد شد و موجب تنش در اداره می شود و این تنش مشکلات جسمی و روانی را برای فرد به وجود می آورد و توانایی ما در انجام کار یکی از عوامل مهم موفقیت در کارهاست واقعیت این است خوب کار کردن شما خوب نخواهد بود اگر نتوانید با دیگران خوب کار کنید ( ابراهیم نجفی ،1390 )
کیفیت کاری شما و روابط خوب با همکاران بر زندگی شما تأثیر می گذارد و روابط خوب در کار می تواند بدترین شغل را برای شما قابل تحمل نماید و استرس و فشار های محیط را کاهش دهد . ( همان ، 1390 )
دوستان و همکاران و روابط شخصی در کار برای دوستی و حمایت متقابل مهم است و موجب کاهش تنش روانی فرد می شود . و فرد می تواند به راحتی و بدون استرس کار ها را سازمان دهد که اگر چنین شود محیطی گرم و صمیمی ایجاد می شود که همه ی همکاران می توانند با همکاری هم در پیشبرد اهداف سهیم باشند .
ما دو نوع رابطه در کار داریم یک نوع روابط شخصی و دوستانه و دیگری روابط حرفه ای است که هر دو می تواند با هم ادغام شود و کشمکش در ادارات را کاهش دهند .
در تحقیقی ( کونیز ، 1997 ) نشان می دهد که میزان استرس با روابط خوب کاری همکاران در ارتباط است و هر چه میزان ارتباط دوستانه در محیط کار بیشتر باشد از میزان استرس فرد کاسته می شود .
اگر در یک مجموعه کارکنان آن سازمان افرادی گرم و اجتماعی باشند و روابط خوب و صمیمی داشته باشند برای فرد نوعی دلگرمی را به دنبال دارد و افراد بهتر در آن مجموعه کار و تنش کمتری دارند . ( عبد ا لله شفیع آبادی ، 1392 )
ارتباط حقوق و مزایا با ا سترس شغلی
هر شخصی نیازی دارد و وقتی آن شخص نتواند نیازش را برآورده کند دچار ناراحتی می شود و اگر این نیاز ها برطرف شود ازکشش های عصبی خود کاسته می شود ( دکتر دایان سوکی نیک ، 1980 )
هر کدام از نظریه نیاز های را برای انسان بر شمرده اند که یکی از مشهور ترین آن ( ابراهم مزلو ، 1970 ) است ، او نیاز ها را از ساده ترین تا پیچیده ترین سطح طبقه بندی کرده است . طبق طبقه بندی مزلو از نیاز ها که سلسله مراتبی است که به طبقه ی دوم نیاز ها اختصاص دارد به شغل مناسب و امنیت شغلی که این شغل مناسب مستلزم حقوق و مزایا خوب که برای گذراندن فرد و رفع احتیاجات اولیه لازم است که اگر چنین نشود موجب به هم ریختن زندگی فرد و در روح و روان فرد تأثیر دارد و موجب استرس در فرد می شود .
طبق نظر یکی از نظریه پردازان ( فردیک هر ستبرگ ، 1996 )هر انسان برای انجام کار دو نوع محرک دارد که یکی داخلی و دیگری خارجی است که محرک اول شامل میزان مسئولیت و نوع انجام دادن کار و دیگری که محرک خارجی است شامل دستمزد مزایا می شود که این هم برای زندگی فرد مهم و نبود آن موجب استرس می شود می توان گفت یکی از ریشه های اصلی استرس های شغلی نگرفتن حقوق به اندازه میزان کار یا پایین بودن سطح درآمد نسبت به هزینه های زندگی می باشد . ( شفیع آبادی ، 1392 )
دقیقاً همین طور است ساعات کار طولانی و متناسب نبودن هزینه های زندگی فرد با میزان در آمدش باعث می شود وی دچار استرس شود . با استرس شغلی معمولاً به نارضایتی شغلی می انجامد و با توجه به اهمیت شغل تمام سیستم خانواده به هم می ریزد زیرا هم میزان در آمد پایین و هم ساعات کار طولانی را به اشتغال بپردازد و نمی تواند وقتی را با خانواده و پرداختن به فعالیت های زندگی در نظر بگیرید که این موضوع خود به استرس می انجامد . ( همان منبع ، 1392 )
اگر بالا بودن فشار و ساعات کاری همراه با حقوق و مزایا ی خوب باشد باز هم به استرس می انجامد . ساعات کار طولانی و حتی اگر هم با مزایا همراه باشد چون توازن بین زندگی و کار را به هم می زند باعث می شود فرد دچار استرس شود و ناآرامی شود پس نتیجه می گیریم که مزایا با استرس شغلی رابطه ی مستقیم دارد ( همان منبع ، 1392 )
فرسودگی :
معنای فرسودگی به اختصاصی ترین معنای آن : ارزش کاهش یافته و عمر کوتاه شده هر چیزی گفته می شود که ناشی از فرسایش است . ( بافر پرها هام ، 1996 )
فرسودگی شغلی
فرسودگی شغلی را تخریب تدریجی روحیه و اشتیاق در نتیجه گیری های روزانه و استرس های مزمنی که در کار و زندگی روزمره دیده می شود . ( رابینز ، 1380 )
فرسودگی شغلی نوعی اختلال است که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت شخص در معرض فشار روانی ، در وی ایجاد می شود و نشانه های مرضی آن نیز فرسودگی هیجانی ، جسمی ، ذهنی است .ضمناً عزت نفس فرد مبتلا به این عارضه کم می شود و احساس ناسود مندی می کند . ( رضا علی اکبری ، 1388 )
فرسودگی کاری ، در حقیقت نوعی از فرسودگی روانی است که با فشار های روانی با استرس های مربوط به شغل و محیط کار توأم گشته است . ( همان ، 1388 )
این اختلال در میان انواع مشاغل مشاهده می شود و محرک های تنش زایی مانند داشتن مراجعان بیش از حد در یک زمان ، نداشتن وقت کافی و فقدان حمایت یا قدر دانی مرتبط است . ( همان ، 1388 )
اصطلاح فرسودگی شغلی اولین بار توسط ( هر برت6 در سال 1970 ) ابداع شده و او آن را برای توصیف عواقب ناشی از استرس شدید و آرمان های بالا تجربه شده توسط افراد شاغل بیان کرده است .
عوامل به وجود آورنده ی فرسودگی شغلی :
عواملی که سبب فرسودگی شغلی در کارکنان می شود عبارتند از :
1-نا آشنا بودن افراد با اهداف سازمان و قابل درک نبودن این اهداف برای آنان ،
2- سخت و غیر قابل انعطاف بودن برنامه ها ، قوانین ومقررات و آیین نامه ها ،
3- ناسالم بودن شبکه های ارتباطی در سازمان و فقدان ارتباط های دو طرفه و از پایین به بالا در سازمان ،
4- بی توجهی مدیران به امور کارکنان و شیوه های مدیریت ،رهبری ،
5- عدم بهره گیری از تمام توان افراد در انجام وظایف شغلی ،
6- مهم بودن نقش فرد در سازمان و انتقادات و توقعات کاری از او ،
7- ناراضی بودن افراد از سازمان یا از شغل خود ،
8- فقدان امکانات و فرصت های لازم برای رشد و ارتقای افراد در سازمان ،
9- قرار گرفتن در شرایط کاری که لازم است در زمان محدود کاری بیش از حد توان خود کار انجام دهند ،
10- واگذاری مسئولیت های بیش از حد ظرفیت افراد در سازمان گرفتار شدن در شرایط تعدی نقش های متعارض که طی آن نقش های متعارض که به عهده ی افراد گذاشته می شود با هم در تعارض هستند ،
11- هماهنگ نبودن میزان پرداخت حقوق و مزایا با میزان کاری که افراد انجام می دهند ،
12- فقدان امکانات مناسب و اثر بخش آموزشی برای کارکنان ،
13- عدم به کارگیری روش های علمی برای آزمایش و انتخاب افراد ،
14- واگذاری پست های سازمان به افراد غیر واجد شرایط ،
15- آشنایی کامل افراد بر وظایف شغلی خود از همان آغاز ورود به سازمان ،
16- شرایط طاقت فرسا ی کاری ، فقدان باز خورد مثبت و پاداش دهنده . ( مازلاچ 2010 )
مراحل فرسودگی شغلی :
الف : مرحله ی ماه عسل ، زمانی است که ما در جایی استخدام می شویم ، با شور و شعف خاصی کار خود را شروع می کنیم اگر تشویق ورضایت به دنبال کار نباشد کاهش انرژی آغاز می شود و فرد بدون آنکه خود متوجه باشد به تدریج از انرژی جسمی و روانی تهی می شود.
ب : کمبود کارها به مرحله ی است که فرد احساس کم آوردن انرژی می کند و نارضایتی شغلی و خستگی شروع می شود و فرد سعی می کند از طریق پناه آوردن به مصرف زیاد سیگار و مواد مخدر و غیره به نوعی خود را فریب دهد .
ج : آغاز نشانه های مزمن فرسودگی شغلی ما، در این مرحله خستگی مزمن سر درد های دوره ای ، ترش کردن معده ، خشم و افسردگی شدید شدت پیدا می کند .
بحران در این مرحله بد بینی عمیق، شک به توانای های شخصی ناصحیح و بروز ذهنیت فرار از مشکلات ایجاد می شود .
ه : مرحله ی به بن بست رسیدن ، یعنی فرد مستعد خطر از دست دادن شغل می شود با همکاران و مدیر درگیر می شود و در خانه نیز با همسر و فرزندان برخورد های مکرر ی نشان می دهند . ( مازلاچ ، 2011 )
فرسودگی جسمانی :
منظور از مطرح کردن فرسودگی نیروی جسمانی

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید