سازمانی، مشخصهها و ویژگیهای سازمان، اطلاعات، دانش و . . . تحت کنترل سازمان میباشد که آن را قادر به تدوین و اجرای استراتژیهایی برای بهبود کارایی و اثربخشیاش میکند (رودریگز و میگوئل102، 2002).
در نظریه RBV، تمایز مفهومی بین منابع و شایستگیها به صورت ضمنی وجود دارد. آمیت و اسشومیکر منابع را به عنوان گروهی از عوامل تحت کنترل یا تحت مالکیت و در دسترس سازمان میدانند که میتوان آنها را ار بیرون خریداری یا به سازمان انتقال داد. در حالیکه شایستگیها ظرفیت توسعه منابع را با استفاده از فرآیندهای سازمانی جهت رسیدن به نتایج مطلوب میدانند (آمیت و شومیکر103، 1993).
ورنرفلت، منابع را به به توده غیرمنظم تشبیه کرده و بر ضرورت ارائه نقشهای دقیق از فضای منابع با جزئیات بیشتر را مورد تاکید قرار میدهد (ورنرفلت104، 1984).
منابع سازمان شامل همه داراييها، قابليتها، فرآيندهاي سازماني، ويژگيهاي سازمان، اطلاعات، دانش و . . . تحت كنترل سازمان ميباشد كه آن را قادر به تدوين و اجراي استراتژيهايي براي بهبود كارايي و اثربخشياش ميكند (آکرول105، 1999).
ضمناً اين منابع ميتوانند شامل دادههاي فرآيندي توليد (اعم از كالاها و خدمات)، و واحد اصلي ميباشند كه شامل شش گروه ميباشند: مالي و فيزيكي (كارخانه، دسترسي به مواد اوليه)، منابع انساني (دانش، تجربه و مهارت نيروي انساني)، تكنولوژيكي، شهرت (شناخت مارك تجاري، وفاداري مشتري) و منابع انساني (ارزشها و سبكهاي مديريت و . . . ) ميباشد (گرانت، 1991).
در این دیدگاه، منابع به دو دسته محسوس و نامحسوس تقسیمبندی میشوند. منابع محسوس یک بنگاه عبارتند از: مالی، فیزیکی، تکنولوژیکی و سازمانی. منابع نامحسوس نیز شامل منابع انسانی، توان خلاقیت و نوآوری و شهرت در محیط میباشد (دس و لامپکین، 2003).
قابليتهاي فني و تكنولوژيك اشاره به آن دسته از توانمنديهاي سازماني دارد كه خلاقيت، كارايي، نوآوري، انعطافپذيري و سرعت يا كيفيت فرآيندها و محصولات سازمان را ارتقا ميدهد. اين زيرسازه بر مزيت رقابتي سازمانها و صنایع بر اساس عناصر استانداردسازي بر اساس نيازهاي آينده، انعطافپذيري تكنولوژي توليد، توانايي طراحي و ساخت، تحقيق براي تحقيق، تحقيق براي توسعه و صرفهجويي ناشي از اقتصاد مقياس مورد بررسي قرار خواهد گرفت (آکرول، 1997).
دریکس و کول، نقش داراییهای خاص تجمع یافته در طول عمر سازمان را مورد توجه قرار داده و بر ویژگیهای منابع سازمانی در دستیابی به مزیت رقابتی تاکید میکنند. این دو در این راستا چهار ویژگی صرفهجوییهای تراکم زمانی، کاراییهای انبوه دارایی، ارتباط درونی داراییها، ابهام علی را مطرح میکنند (دیریکس و کول106، 1989).
پتراف، چشماندازی اقتصادی از دیدگاه مبتنی بر منابع ارائه نموده و ضمن تاکید بر پایداری مزیت رقابتی معیارهای تجانس منابع، عدم تحرک منابع، محدودیتهای گذشته و آینده برای رقابت را در این راستا مورد تاکید قرار میدهد (پتراف و برگن107، 2003).
3-1-2- دیدگاه موقعیت در بازار
امروزه بنگاهها و صنایع به منظور دستیابی به مزیت رقابتی پایدار، باید مشتریگرا یا بازارگرا، نوآور و کارآفرین بوده، همچنین گرایش بالایی به یادگیری داشته و همواره درصدد بهبود آن باشند. بر اساس این رویکرد، گرایش به بازار منبعی مهم برای بدست آوردن مزیت رقابتی و حتی مزیت رقابتی پایدار محسوب میشود (لیو108 و همکاران، 2003).
در این رویکرد، ساختار صنعت، عاملی مؤثر بر کسب توان رقابتی صنایع است. این ساختار، ارزش ایجادشده توسط فعالیتهای اقتصادی اعضای صنعت و نیز توان آنها برای سهیمشدن در ثروت ایجادشده را توصیف میکند (هاکس و وایلد109، 1999؛ 2002).
این رویکرد با استفاده از چارچوبهایی مانند ساختار صنعت، زنجیره ارزش و استراتژیهای عمومی، پایه و اساس تعیین مزیت رقابتی و طراحی استراتژیها خارج از سازمان میباشد. منابع مبتنی بر بازار نیز که از تنوع بالایی برخوردارند عبارتند از: قابلیتهای ارتباط با مشتری، داراییهای مبتنی بر شهرت، منابع انسانی و توان نوآوری موفقیتآمیز در بازار (هولی و همکاران، 2003). (Hooley et al, 2003)
در طول دهۀ گذشته، این دیدگاه، مورد توجه بسیاری از محققان بازاریابی قرار گرفته است (حقشناس و سعیدی، 1390).
تحقیقات متعدد نشان میدهد که رابطه مثبتی بین بازارگرایی با عملکرد کسب وکار (وبستر110، 1992)، بهبود نگرشهای کارکنان (جاوورسکی و کوهلی111، 1993) ، نیروي فروش مشتريگراتر (سیگوآ112 و همکاران، 1994)، وجود دارد.
هدف این رویکرد شناسایی نیازها و خواستههاي مشتري و سپس ارائه کالاها و خدمات جهت برآوردن آن نیازها و خواستهها به گونهاي بهتر از شرکتهاي رقیب است. حرکت فعالیتها از محیط بیرون (بازار) به محیط درون (کسب سود و رضایت مشتري) جریان مییابد. نقطۀ آغاز بازار و تمرکز فعالیتها به نیازهاي مشتري و ابزار برآوردن نیاز، بازاریابی منسجم و هدف سود از مجراي رضایت مشتري است. در این رویکرد شرکت کالاها و خدماتی را تولید میکند که مورد خواست مشتریان است و بدین وسیله رضایت مشتریان را تأمین و به سود دست مییابد. امروز استراتژي بسیاري از شرکتهاي موفق بر مشتريگرایی است و مشتريگرایی همانند فرهنگ سازمانی و برنامهریزي استراتژیک از شرکت جدا نیست (کلوزبرگ113، 1991).
بازارگرایی در طول ده سال گذشته یکی از اصلی ترین موضوعات تحقیقی در بازاری ابی استراتژیک بوده است و از بازارگرایی براي اجراي مفهوم بازاریابی و عملیاتی ساختن آن استفاده می شود (کوهلی و جاوورسکی، 1990).

بازارگرایی را میتوان دربرگیرنده سه جزء زیر دانست :
1- مشتري گرایی: شناسایی و ارضاي نیازهاي مشتري،
2- رقابت گرایی (بررسی حرکتهاي اصلی رقبا،
3- هماهنگی بین بخشی: همۀ بخشهاي سازمان با هم در اجراي دو جزء قبل همکاري داشته باشند. تحقیقات در زمینه بازارگرایی نشان میدهد که بازارگرایی تأثیر مثبت بر عملکرد، سودآوري، رضایت مشتري، نوآوري، یادگیري سازمانی، کارآفرینی و … دارد (تسی114 و همکاران، 2003).
4-1-2- رابطه با تامينكنندگان
تامينكنندگان جز بسيار موثري در زنجيره تامين هر سازماني به شمار ميآيند كه ميتوانند در سرعت، كيفيت، قيمت و پاسخگويي سازمان نقش پيشبرنده يا كندكننده ايفا كنند. بر اين اساس تاثير رابطه با آنها بر مبناي سه معيار همكاري استراتژيكي با آنها، حمايت از آنها و فعاليتهاي تحقيقاتي مشترك با تامينكنندگان مورد بررسي قرار گرفته است (لانش115، 1999).
5-1-2- دیدگاه مبتنی بر توان خلاقیت و نوآوری
در دنیای پرتلاطم امروزه که سازمانها و صنایع برای از پا در آوردن رقبای خود، با بیرحمی تمام عمل نموده و از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند، نیاز به خلاقیت و نوآوری در خدمات و محصولات، بیش از پیش نمود پیدا کرده است.
این دیدگاه به نوعی جزء دیدگاه مبتنی بر منابع محسوب میشود. همانطور که اشاره شد، منابع را میتوان به دو دسته محسوس و نامحسوس طبقهبندی نمود. توان خلاقیت و نوآوری را میتوان در زمره منابع نامحسوس به شمار آورد (دس و لامپکین، 2003).
توان خلاقیت و نوآوری، ممکن است منسوب به منابع انسانی و یا داراییهای سازمانی باشد. توان خلاقیت منابع انسانی، به ایجاد محصولات و خدماتی متمایز در زیبایی و جذابیت ظاهری و نوآوری در داراییهای سازمانی نیز در نهایت میتواند به کاهش هزینههای عملیاتی، کاهش زمان تولید و ارائه محصول و حتی توسعه محصول و رسوخ در بازار منجر گردد (مهری، 1380).
نوآوري را میتوان به نوعی مهمترين سنگ بنا براي مزيت رقابتي به حساب آورد. چون در دراز مدت رقابت به واسطة نوآوري ادامه مييابد. اگر چه تمام نوآوريها موفق نميگردند ولي آنهائي كه موفق ميشوند ميتوانند به عنوان منبع مهمي براي مزيت رقابتي به حيات خود ادامه دهند. دليل آن اينست كه با استفاده از تعريف، يك نوآوري موفق به شركت چيزي منحصر به فرد عطا ميكند. چيزي كه رقبا از داشتن آن محرومند (البته تا زماني كه آن را تقليد نمايند). اين منحصر به فرد بودن ميتواند شركت را قادر سازد تا خود را از رقبايش متمايز سازد و قيمتي بالاتر براي محصولاتش در نظر بگيرد و يا ميتواند شركت را قادر سازد تا هزينه هر واحد را نسبت به رقبايش بسيار پائين بكشد
این دیدگاه، دربرگیرنده توان تحقیق و توسعه، توان بکارگیری فناوری اطلاعات و مدیریت دانش میباشد (مکگاهان و سیلورمن، 2006). اهمیت این دیدگاه برای سازمان مزبور از آن جهت است که دیدگاه سنتی مسئولان و دست اندرکاران امر همچنان ادامه داشته و کماکان توجه بیش از حد به منابع ورودی و عدم بکارگیری فناوریهای نوین اطلاعاتی از قبیل تجارت الکترونیک، بازاریابی اینترنتی و مدیریت دانش، موجبات کاهش میزان صادرات را برای این سازمان به همراه داشته است.
با مرور تئوریهای مرتبط در زمینه رقابتپذیری و افزودن شاخصهایی جدید، در نهایت مدل نهایی تحقیق بصورت زیر تشکیل خواهد شد:
جدول 1-2: مدل نهایی پژوهش و اجزای آن
سطح صفر
سطح یک
سطح دو
سطح سه
رقابتپذیری
منابع ورودی

سرمایه معنوی
اعتبار سازمان

نام تجاری

گواهینامههای بینالمللی

سرمایه انسانی
رضایت کارکنان

وفاداری کارکنان

تخصص کارکنان

مهارت کارکنان

یادگیری کارکنان

انگیزش کارکنان

آموزش کارکنان

سرمایه مالی
بکارگیری داراییها

مدیریت هزینهها

تسهیلات بانکی

فرآیندهای مدیریتی

کانالهای توزیع

رشد درآمدها

موقعیت در بازار
سرمایه مشتری
مدیریت ارتباط با مشتری

شناسایی نیازهای مشتریان

ایجاد پایگاه داده مشتری

رضایت مشتریان

شدت بازار
کانالهای توزیع

نوآوری در محصول

توانایی بالقوه بازار

رابطه با تامینکنندگان

سهم بازار

محصولات جایگزین جدید

هوشمندی رقابتی
هوشمندی تکنولوژیک

هوشمندی بازار

هوشمندی مرتبط با رقبا

توان خلاقیت و نوآوری
توان تحقیق و توسعه
انعطافپذیری

بهرهوری

توسعه محصول جدید

برنامهریزی و تصمیمگیری

توان فناوری اطلاعات
تجارت الکترونیک

تجهیزات

فرهنگ بکارگیری فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات دیجیتالی

بازاریابی اینترنتی

مدیریت دانش
خلق دانش

کسب دانش

کاربری دانش

حمایت از دانش

انتقال دانش

یکپارچگی دانش

4-1-6-1-2- نقش سرمايه فکري بر توسعه توان رقابتی
گروهي از صاحبنظران در مورد مزيت رقابتي معتقدند که يک شرکت زماني ميتواند پيروز يک نبرد رقابتي شود که داراي دانشی مناسبتر از رقبايش باشد (اینکپن116، 1998؛ زک، 1999). از اين ديدگاه، مزي
ت رقابتي اساساً از شرکت و دانش آن ناشي ميشود (کاتر117، 2001). گفته شده است که دانش يک منبع خوب مزيت رقابتي است، چرا که يک شرکت، زماني که داراي دانش مناسب باشد، ميتواند از اين دانش براي کاهش هزينههاي نهايي خود در بسياري ازحوزهها استفاده کند (گرانت، 1997).
سرمايه انساني که ناشي از دانش، (يعني نوآوري، خلاقيت و مهارت) ارزشها و فرهنگ کارکنان است نميتواند دارائي يک شرکت محسوب شود، چرا که کارکنان دانشها، مهارتها و تجربياتشان را با ترک سازمان با خود ميبرند. بنابراين، سرمايه انساني مايملک سازمان نيست، تنها ميتوان گفت سرمايه انساني در اجاره سازمان است. اين بدين معني است که سرمايه انساني با ريسک بالايي مواجه است.
اما سرمايه ساختاري عبارت است از هر چيزي که پس از خارج شدن کارکنان در سازمان باقي ميماند. لذا اين سرمايه ساختاري است که دارايي شرکت محسوب ميشود و شرکت ميتواند از طريق آن به تجارت بپردازد (ادوینسون و مالونه118، 1997؛ ادوینسون، 1996). به همين دليل، مزيت رقابتي واقعي يک شرکت عمدتاً بر اساس سرمايه ساختاريش بنا نهاده ميشود. بنابراين يکي از مهمترين چالشهاي مديريت سرمايه فکري بايد تبديل سرمايه انساني به سرمايه ساختاري شرکت باشد (لانک119، 1997).
در اين راستا، مديريت دانش ميتواند به آن بخش از فرايند مديريت اطلاق شود که بر:
– تحليل

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید