ضرورت حفاظت از آن به منظور توسعه اين صنعت است. معمولاً در صنعت گردشگري بين محيط فيزيکي و محيط فرهنگي- اجتماعي تفاوت قائل مي شوند. منظور از محيط فيزيکي، زمين، هوا، آب، گياهان، جانوران و دست ساخته هاي بشري است. محيط فرهنگي- اجتماعي نيز شامل انسان ها و روابط بين آنها و همچنين تعاملات فرهنگي- اجتماعي و اقتصادي رايج در جوامع است. (کاظمي،1390،ص121)
بر اين اساس، سازمان جهاني گردشگري و ديگر سازمان هاي بين المللي کوشيده اند با گسترش آگاهي عمومي از اهداف، ويژگي ها و نحوه عملکرد گردشگري با خصلت پايداري، ذهنيت هاي نادرست را در مورد آثار توسعه گردشگري از اذهان پاک کنند. از آنجا که گردشگري پايدار برگرفته از مفهوم گسترده تر توسعه پايدار است ابتدا به تشريح توسعه پايدار مي پردازيم.
2- 6 توسعه پايدار Sustainable development
بر اساس تعريفي از کميسيون جهاني توسعه و محيط زيست، توسعه اي پايدار است که بتواند “احتياجات نسل حاضر را بدون فدا کردن توانايي نسل هاي آينده براي برآورده سازي نيازمندي هايشان تأمين کند.” در تعريفي ديگر، توسعه پايدار را “فرايند تغيير در استفاده از منابع، هدايت سرمايه گذاري ها، جهت گيري توسعه دانش فني و تغيير نهادي سازگار با نيازهاي حال و آينده” مي داند. (برزن،1390، ص748)
اين تعريف بر رهيافتي بلند مدت دلالت دارد که علاوه بر مسائل زيست محيطي، منابع انساني و عوامل فرهنگي، عرضه مواد غذايي، انرژي و… در سطح جهاني را مد نظر قرار مي دهد. (کاظمي،1390،ص124) توسعه پايدار در يک محيط يا کشور با درنظر گرفتن توان اکولوژيکي، نيروي انساني، تکنولوژي و منابع مالي متعلق به آن محيط و يا کشور و در خور آن مي تواند تحقق يابد. (مخدوم،1381)
توسعه پايدار به عنوان پارادايم غالب قرن بيست و يکم، به طور روزافزوني درگفتارها و نوشتارهاي صاحب نظران به عنوان تنها راه حل اساسي براي معضلات موجود جهاني به ويژه مشکلات محيط زيستي مطرح مي شود. مفهوم توسعه پايدار، ايده آل ها و اصولي است که درک، شناخت و تحقق آنها آينده اي روشن را نويد مي دهد و بي توجهي نسبت به آنان، اضمحلال و نابودي محيط و بشريت را در پي خواهد داشت. در توسعه پايدار، تحقق استانداردهاي بهتر زندگي، بدون ازدست دادن منابع طبيعي کمياب توجه مي‎شود و به طور همزمان، عدالت اجتماعي در استفاده از ميراث جمعي بشريت و همچنين محافظت از منابع ارزشمند طبيعت، مورد تأکيد قرار مي گيرد.
مفروضات اساسي و ايده آل ها در توسعه پايدار عبارتند از :
– يکپارچگي اقتصادي – محيطي Economy – Environment Integration
تصميمات اقتصادي بايد با توجه به اثراتي که بر محيط زيست مي گذارند، اتخاذ شوند.
– تعهد بين نسل ها Intergenerational Obligation
تصميمات در زمان فعلي بايد با توجه به نتايجي که براي نسل هاي آتي دارند، گرفته شوند.
– عدالت اجتماعي Social justice
کليه مردم حق برخورداري از محيطي هستند که بتوانند در آن محيط رشد کنند و شکوفا شوند.
– حفاظت محيطي Environmental protection
محافظت از منابع و حمايت از دنياي جانوري و گياهي ضروري است.
– کيفيت زندگي Quality Of Life
تعريف گسترده تري از رفاه بشري بايد ارائه شود، به نحوي که از محدوده رفاه اقتصادي فراتر برود.
– مشارکت Participation
نهادها بايد مجدداً سازماندهي شوند، به نحوي که از طريق آنها امکان شنيده شدن کليه صداها در فرايند تصميم گيري فراهم آيد.
چنانچه انسان قانونمندي هاي اکوسيستم را درک کند و براي محافظت از سيستم هاي پشتيبان زندگي بکوشد، يعني در فرايند توسعه، مداخله هدفمند و متفکرانه نمايد، رفاه انسان و رفاه اکوسيستم به طور توأمان حاصل مي شود. در اين حالت از يکسو، با بالفعل کردن توان بالقوه انسان، توسعه اقتصادي و اعتلاي زندگي موجبات ارتقاء کيفيت زندگي انسان ها فراهم مي شود و از سوي ديگر با حفاظت از تنوع زيستي، رعايت حدود تحمل زمين، مصرف منابع تجديد پذير و کاهش مصرف منابع تجديد ناپذير، رفاه اکوسيستم نيز تأمين مي گردد و در نتيجه توسعه پايدار امکان تحقق مي يابد. (زاهدي،1390،صص107،108و109)
اهداف توسعه پايدار را معمولاً در سه حوزه اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي دسته بندي و شاخص‎هايي را براي اندازه گيري توسعه يافتگي در اين جنبه ها تعريف مي کنند :
حوزه اجتماعي، شاخص هايي را مورد توجه قرار مي دهد که در ارتباط مستقيم با انسان است و به عنوان تسهيل گر با بازدارنده فرايند ارتقاء کيفيت زندگي مردم در جوامع عمل مي کند. حوزه اقتصاد، ناظر بر چگونگي توزيع و استفاده از منابع محدود مورد نياز براي ارتقاء زندگي مردم است و بالاخره حوزه زيست محيطي مربوط به منابع تجديد پذير و تجديد ناپذيري است که فضاي عمل و زندگي انسان را تشکيل مي دهد. (برزن،1390،ص748)
درواقع، توسعه پايدار به معني چگونگي ايجاد فضاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي است که تضمين کننده کيفيت مطلوب زيستي باشد و بتواند رفاه انسان را به صورت ماندگار حفظ کند. (حسين زاده دلير،1383،ص93)
در نگاه توسعه پايدار، گردشگري مي تواند با توزيع درآمد بين اقشار مختلف در جامعه کمک کند و حتي مي تواند به کاهش فاصله طبقاتي بين جوامع مختلف بيانجامد. اين صنعت، صنعتي است که ضمن انطباق با محيط زيست مي تواند درآمد مناسبي ايجاد کند. (محمدي،1391) لذا به منظور ايجاد رشد هماهنگ و متوازن اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي بر بستر محيط طبيعي و همچنين دريافت ميزان پاسخگويي منطقه به نيازهاي پيش بيني شده ناشي از توسعه، ارزشيابي زيست محيطي به عنوان يک ابزار کنترلي در راستاي استفاده بهينه از منابع موجود و دستيابي به اهداف توسعه پايدار مورد توجه قرار مي گيرد و توسعه را بر مبناي شرايط محيطي هر منطقه سامان مي بخشد. (مشهودي،1389،ص46)
2- 7 گردشگري پايدار
توريسم پايدار با الهام گرفتن از تعريف توسعه پايدار عبارت است از توريسمي که نيازهاي نسل حاضر را پاسخ دهد، بدون اينکه از ظرفيت هاي مربوط به نسل هاي آينده براي پاسخ گويي به نيازهاي خود مايه بگذارد. توريسم پايدار به نحوي برنامه ريزي و اجرا مي شود که بر محيط زيست، اقتصاد و فرهنگ جامعه ميزبان اثر منفي نگذارد. (زاهدي،1390،ص111) در اين تعريف که مورد قبول تمامي گروه هاي ذينفع در گردشگري است، هدف اصلي توسعه پايدار در گردشگري بايد بهبود کيفيت زندگي ساکنان بومي از طريق سودهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي باشد و تأکيد آن بر توانمندسازي و توزيع قدرت در جامعه است. (کمالي و فراهاني،1391،ص6) هر چند امکان دارد مزاياي حاصل از رشد اقتصادي چشمگير باشند، اگر به محيط و منابع انساني که پايه و اساس رشدند توجه نشود، اين مزايا دوام نخواهند يافت. در حالي که دنيا به عصري جديد وارد مي شود، اين مسأله بسيار روشن است که پديده پايداري آرمان نيست، بلکه ضرورت است. (کاظمي،1390،ص258)
لذا امروزه پايداري به نحو گسترده اي به عنوان رويکردي اساسي براي هر نوع توسعه از جمله توسعه گردشگري پذيرفته شده است. دولت موظف است با وضع قوانين و مقررات، به طور جدي از منابع طبيعي و فرهنگي مقاصد گردشگري محافظت کند و گردشگران هم بايد در چهارچوب مقررات و با رعايت ضوابط از جاذبه هاي گردشگري بازديد و استفاده کنند؛ تنها در چنين چهارچوبي است که مي توان استمرار کيفيت محصول گردشگري را تضمين کرد. (کاظمي،1390،ص127)
اهداف گردشگري پايدار عبارتند از :
1. اصلاح کيفيت زندگي جامعه ميزبان
2. تأمين تجارت کيفي براي گردشگر
3. حفظ کيفيت محيط زيست که هم جامعه ميزبان و هم گردشگر وابسته به آنند.
بنابراين، گردشگري پايدار به عنوان يک رويکرد جديد از مقوله گردشگري، با هدف ارتقاء کيفيت و سطح زندگي جامعه، با تکيه بر ارزش هاي فرهنگي، پيشينه تاريخي و نيز نگاه حساس و مسؤولانه به محيط زيست، امروزه به عنوان الگويي از توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي معرفي مي شود. (ذوالفقاري،1389، ص39)
2- 8 آثار و پيامدهاي گردشگري
هم زمان با رشد گردشگري داخلي و بين المللي، بر مطالعات مربوط به آثار گردشگري افزوده شده و محققان با توجه به علايق و زمينه هاي تخصصي خود، به بررسي ابعاد و پيامدهاي مختلف اين پديده پرداخته اند. امروزه صاحب نظران بر اين باورند که پيامدهاي گردشگري به طور فزاينده اي پيچيده و بعضاً متناقض شده اند و در ابعاد مختلف و حتي غير منتظره اي نمود پيدا مي کنند؛ به علاوه گردشگري عاملي نوظهور و قدرتمند در تغيير جوامع شناخته مي شود. (کاظمي،1390،ص95)
يکي از طبقه بندي هاي مختلف در مورد آثار و پيامدهاي گردشگري، بر اساس مثبت يا منفي بودن آن است، که در سه بعد اقتصادي، اجتماعي- فرهنگي و زيست محيطي بررسي شده است. براي نمونه در ابعاد مثبت اقتصادي، شامل افزايش هزينه ها، ايجاد اشتغال، افزايش نيروي کار، افزايش استانداردهاي زندگي، معرفي توانمندي هاي بالقوه منطقه براي سرمايه گذاري و فعاليت هاي تجاري و … در ابعاد منفي آن، شامل ايجاد تورم در سطح محلي، احتکار املاک، ناتواني در جذب گردشگر و … در ابعاد مثبت آثار اجتماعي- فرهنگي، افزايش سطح پايداري منافع جامعه ميزبان و مشارکت آنها در فعاليت هاي متنوع، تقويت ارزش ها و سنن محلي، افزايش آگاهي ساکنان درباره اينکه ديگران راجع به آنها چگونه فکر مي کنند و … در ابعاد منفي، تجاري شدن فعاليت هايي که ممکن است ماهيت شخصي يا خصوصي داشته باشند، افزايش بالقوه جرم و جنايت، اختلالات اجتماعي، ناتواني در کسب اهداف و … در ابعاد مثبت آثار فيزيکي – محيطي، توسعه تسهيلات جديد، احداث و بهبود زير ساخت هاي منطقه، راهبردهاي مديربت گردشگران و … درابعاد منفي، آسيب هاي محيطي، شلوغي و ترافيک، تغيير در محيط و حيات وحش و …
لذا، همان طور که گفته مي شود تفکيک آثار گردشگري در سه دسته اقتصادي، اجتماعي – فرهنگي و زيست محيطي، درک پيامدهاي ممکن را آسان تر مي کند. (کاظمي،1390،ص97)
2- 9 گردشگري ساحلي
امروزه هيچ مدل کليشه اي که قادر به تعريف روابط گردشگري با محيط طبيعي، جوامع محلي و تعامل ميان آنها در آينده باشد، وجود ندارد. مقصدهاي مختلف شرايط متفاوتي دارند و هر يک در حال تجربه دوره اي خاص از توسعه گردشگري اند. (کاظمي،1390،ص256) در اين ميان، نقش سواحل به عنوان يکي از مهم ترين مقاصد گردشگري، اهميتي روزافزون يافته است. به طوري که بر اساس آمار و ارقام سازمان جهاني گردشگري (WTO) بيشترين مسافران جهان مربوط به بخش گردشگري ساحلي است. (شيعه و عليپور،1389،ص2)
مفهوم گردشگري ساحلي، طيف کاملي از گردشگري، فراغت و فعاليت هاي تفريحي را که در نواحي ساحلي و آب هاي نزديک ساحل روي مي دهد، دربرمي گيرد. (کريمي پور،1390،ص28) بر اين اساس، بازار گردشگري ساحلي اغلب ترکيباتي متنوع از نوع اقامت و استفاده گردشگران را- به ويژه در طول تابستان- تقاضا کرده و با رقابتي فزاينده خواستار سرمايه گذاري هاي عمده در زمينه زيرساخت ها و ايجاد تسهيلات و حفاظت منابع طبيعي اعم از دريا، سواحل و ساير منابع طبيعي است. (تيموري و کشوري،1388)
در حال حاضر، توان توسعه صنعت گردشگري ساحلي عمدتاً متکي بر قابليت دسترسي و ارائه خدمات و تفريحات است. به علاوه، تسهيلات خدماتي، تأسيسات و امکانات عمومي همراه با تسهيلات زيربنايي، داراي نقش تکميلي در توسعه گردشگري مي باشند. (پوروخشوري،1380،ص21)
با توجه به اينکه بر ميزان استقبال گردشگران از مناطق ساحلي افزوده مي شود، اين استقبال روزافزون از يک سو نشان دهنده قابليت هاي طبيعي و زيست محيطي اين مناطق براي گسترش فعاليت گردشگري است، اما از سوي ديگر بيم آن مي رود که

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید