م سياسي برخي از اين علوم محسوب مي شوند که هر يک به طور جداگانه رابطه اي خاص با مطالعات گردشگري دارند و به صورت مستقل بررسي مي شوند. مانند جغرافياي گردشگري، بازاريابي گردشگري، اقتصاد گردشگري وغيره.
2- گردشگري با توجه به تفاوت هاي مکاني و زماني، اشکال خاصي به خود مي گيرد، يعني گاهي محصول يک جامعه محسوب شده و ازآن تأثير مي پذيرد و گاهي نيز بر جوامع تأثير مي گذارد.
3- صنعت گردشگري به صورت مستقيم و غير مستقيم با مفهوم زمان ارتباط دارد و با توجه به تفاوت هاي فرهنگي جوامع مختلف، از آن تلقّي هاي متفاوتي نيز مي شود. به عبارت ديگر، مفاهيمي وجود دارند که با پديده زمان ارتباط مستقيمي دارند. مانند اوقات فراغت، زمان استراحت، زمان تفريح، زمان آزاد و…که هر يک معاني و مفاهيم ويژه اي دارند.
4- به کارگيري عبارت و پيشوند “صنعت” براي پديده گردشگري چالش هاي عديده اي در تعريف ماهيت آن به وجود آورده است. به بيان ديگر، دليل به کار گرفتن عبارت صنعت براي گردشگري اين است که به موازات توسعه گردشگري، بايد صنايعي نيز متحول شده که مستقيماً با گردشگري در ارتباطند. مانند انواع زيرساخت ها مثل حمل و نقل، صنايع ساختمان و غيره… در واقع، گردشگري به عنوان يک سيستم توليدي مطرح مي شود، سيستمي که براي راه اندازي و توليد آن بايد صنايع عمده اي متحول و ايجاد شوند.
از طرف ديگر، نبايد فراموش کرد که بخش عمده اي از فعاليت هاي حوزه گردشگري در بخش خدمات قابل بررسي است، مانند هتل داري و ارائه خدمات به مسافران و گردشگران که حتي در اين صورت نيز اين فعاليت ها به گونه اي وابسته به بخش صنعت اند. پس مي توان گفت که “گردشگري” مي تواند به مثابه علم، هنر و تجارت جذب گردشگران، حمل و نقل آنها، اسکان آنها و فراهم نمودن مؤدبانه نيازها و خواسته‎هايشان تعريف گردد. (حيدري چيانه،1390،ص18)
2- 2 تاريخچه گردشگري
اولين نوشته ها راجع به گردشگري در دايرة المعارف گردشگري و مسافرت، بر ابعاد تاريخي اين پديده تمرکز داشته اند. در حالي که تعاريف اوليه عمدتاً بر گردشگري به عنوان يک مولّد اقتصادي توجه داشتند، معاني اخير مفهومي کاملاً وسيع تر را پوشش مي دهند. (کاظمي،1390، ص 15)
پديده گردشگري عموماً بر بنياد عامل اساسي سفر و جابجايي قرار دارد که خود زاييده نيازهاي گوناگون رواني، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي انسان است. (شاکري،1386، ص2)
تئوري گردشگري در واقع ناشي از تفاوت ساختارهاي اجتماعي است و هر جا که از هر چيز، دو نوع متفاوت وجود داشته باشد، بي شک جذابيتي براي مهم نوع ديگر نيز پديد خواهد آمد و اين جذابيت ها همان انگيزه هاي تحرک و مسافرت محسوب مي شوند.
توريسم و تجربه هاي گردشگري به مفهوم امروزي خود، محصول جامعه کنوني انسان هاست؛ جامعه‎اي که به تعبير هِگل، بر پايه مدرنيسم شکل گرفته است و مدرنيسم نتيجه همان انقلاب صنعتي است. به بيان ديگر، صنعت گردشگري جديد، زاده انقلاب صنعتي است. اين صنعت با فراهم نمودن فرصت هايي براي استراحت، تمدّد روان و کسب انرژي جهت از سرگيري فعاليت هاي شغلي و اجتماعي، باعث مي شود انسان ها در جان و تن خود احساس تازگي کنند. (حيدري چيانه،1390،صص2و3)
2- 3 اشکال گردشگري
مي توان گفت که در اکثر طبقه بندي ها در نظر گرفتن ميزان بستگي به طبيعت مورد توجه است. عمده‎ترين انواع سفرهاي گردشگري و گونه شناسي آن را مي توان بر اساس عوامل زير ارائه نمود :
– دلايل و انگيزه سفر
– مدت سفر
– زمان سفر
– نوع جاذبه هاي گردشگري
– چگونگي سازماندهي
اشکال عمده گردشگري عبارتند از :
• گردشگري تفريحي recreation tourism
يکي از رايج ترين اشکال گردشگري نوين، تفريح مبتني بر ايجاد تفريحگاه براي گردشگران است که مي‎تواند يک مقصد گردشگري در نظر گرفته شود که معمولاً دامنه وسيعي از خدمات و امکانات گردشگري، از جمله امکانات تفريحي و استراحتي را ارائه مي کند.
• گردشگري شهري urban tourism
فعاليت هاي گردشگري در شهرهايي که غالباً گستر? وسيعي از جاذبه هاي تاريخي، فرهنگي،خريد، رستوران ها و جنب و جوش شهري را شامل مي شوند.
امروزه احداث يا عمران مجدد برخي از نواحي شهري از قبيل محله هاي تاريخي و نواحي ساحلي که به خصوص مورد استفاده گردشگري و اوقات فراغت ساکنان آن ناحيه ها قرار دارند، امري متداول است.
• گردشگري ماجراجويانه adventure tourism
يکي از انواع فعاليت هاي گردشگري که به سرعت در حال گسترش است، گردشگري با انگيزه خاص و ماجراجويانه است. اين نوع گردشگري، تجزيه فزاينده بازارهاي گردشگري را نشان مي دهد.
در واقع، گردشگري ماجراجويانه به فعاليت گردشگراني گفته مي شود که از نظر جسماني و شخصي خودشان را درگير امور غالباً خطرناک مي کنند. اين امور شامل شکار حيوانات وحشي، قايق سواري در تندآب، سفرهاي طولاني و دشوار در مناطق دور افتاده و…
• گردشگري مبتني بر منابع طبيعي ecotourism
اين نوع از گردشگري در حال حاضر توجه زيادي را به خود جلب کرده است و رشد فزاينده اي دارد. استفاده از منابع طبيعي مانند جنگل، دريا، کوه ها، کويرها و درياچه ها که غالباً هدف اصلي آن بوم شناسي محيط هاي طبيعي است. از سوي ديگر، با توجه به ورود مباحث جديدي نظير توسع? پايدار در جوامع مختلف، اکوتوريسم اهميت زيادي به دست آورده است.
افزون بر اشکال عمده گردشگري، گونه هاي مختلف ديگر گردشگري عبارتند از :
• گردشگري مذهبي religion tourism : شامل ديدار از اماکن مذهبي و انجام فرايض مذهبي
• گردشگري قومي ethnic tourism : شامل مسافرت به مناطق دورافتاده به منظور آشنايي با آداب و سنن و…
• گردشگري نوستالژيک : شامل مسافرت به مقاصدي که قبلاً براي اشخاص يادآور خاطرات ويژه اي است مانند سفر به مناطق جنگي
• گردشگري درماني health tourism : شامل مسافرت براي اهداف درماني مانند استفاده از چشمه هاي آبگرم
• گردشگري ورزشي : شامل ديدار از اتفاقات مهم ورزشي مانند المپيک
• گردشگري تجاري و بازرگاني : شامل مسافرت براي اهداف تجاري و بازرگاني مانند شرکت در نمايشگاه هاي تجاري وصنعتي
• گردشگري روستايي rural tourism : شامل بازديد از مناطق روستايي و ويژگي هاي منحصر به فرد آنها، مانند ماسوله و کندوان
• گردشگري تاريخي historical tourism : شامل ديدار از مناطق فرهنگي، تاريخي وجاذبه هاي قديمي
• گردشگري مبتني بر ديدار دوستان و بستگان visiting friends and relatives
(حيدري چيانه،1390، ص38)
2- 4 برنامه ريزي گردشگري
برنامه ريزي، واژه اي است که تعاريف بسيار گوناگون براي آن ارائه شده است و يافتن تعريفي واحد براي آن بسيار مشکل است. برنامه، نمايش منظم و يا رعايت سلسله مراتب فعاليت هاي مرتبط به هم و مرتبط به يک رشته تصميمات منظم و برحسب دوره هاي زماني مختلف است. به عبارت ديگر، برنامه ريزي تصميمات منظم بر اساس سلسله مراتب عمليات است. (شادکام بداغ،1390،ص18)
در بسياري از کشورها، گردشگري بدون پيروي از هرگونه سياست واقعي جهت حمايت و نگهداري از محيط طبيعي توسعه يافته است. علت آن در مواردي عدم توانايي مالي و بيشتر عدم آگاهي کافي از خساراتي است که گردشگري مي تواند ايجاد کند. (ولا و بيچريل،1390،ص247)
مقوله ارزيابي از مهم ترين ابعاد برنامه ريزي گردشگري محسوب مي شود، چرا که بايد ميان اهداف برنامه ريزي و فرايند برنامه ريزي، پيوند علمي و منطقي برقرار شود. از آنجا که صنعت گردشگري همواره داراي تأثيرات مثبت و منفي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و زيست محيطي در سطوح مختلف جوامع است، همين تأثيرات نقش ارزيابي در اين صنعت را دو چندان مي کند. (حيدري چيانه،1390،ص72)
مديريت و اجراي فعال برنامه ها و توجه فوري به پيامدهاي آشکار، اثرات مثبت را حداکثر و اثرات منفي را حداقل خواهد کرد. نظارت و هدايت گرايش هاي اجتماعي بايد يک بخش جاري و ثابت از تلاش‎هاي مديريت باشد. تلاش براي نظارت، خود مي تواند مشکلات نواحي را شناسايي کرده و به مسؤولان اين امکان را بدهد تا عکس العمل هاي خطرناک جامعه را در زماني مناسب، قبل از وقوع بحران خنثي کنند؛ اقدامي که متأسفانه جوامع اندکي به طور فعال به آن توجه دارند. (گوهري،1390،ص29)
در اين ميان، نقش دولت در عرص? گردشگري به برنامه ريزي، نظارت و کنترل بازمي گردد. در اين وظيفه دولت مي کوشد تا آثار گردشگري هر محيط طبيعي را کنترل نموده و به تعبيري ضمن تقويت آثار مثبت، آثار منفي را محدود سازد. به عنوان مثال و در قالب امر برنامه ريزي دولت مکلّف خواهد بود که موضوع گسترش و توسعه گردشگري در يک منطقه را به کمک صاحبان اطلاع و کارشناسان با توجه به چهارچوب ها و اهداف داراي اولويت خود برنامه ريزي کند و ضوابط فعاليت فعالين بخش خصوصي علاقه مند به سرمايه گذاري در زمينه گردشگري در اين محل را تعيين نمايد.
(رنجبريان وزاهدي،1390صص161و163) مناطقي که در آنها توسعه توريسم بدون استفاده از منافع برنامه ريزي صورت پذيرفته، مشکلاتي را به وجود مي آورند که براي ساکنين محلي زيان بار بوده و براي بسياري از توريست ها نيز نامطبوع است. (رنجبريان و زاهدي،1379،ص13)
بنابراين، برنامه ريزي صحيح و طراحي مناسب، به معناي عينيت بخشيدن به استفاده هاي ممکن از سرزمين است. (دهداردرگاهي و ديگران، sep2011،ص2)
در برنامه ريزي، توزيع متعادل خدمات، مستلزم تعيين مکاني منابع و تسهيلات به گونه اي است که همه اقشار جامعه به صورت متعادل به آنها دسترسي پيدا کنند. (رضويان وپودينه،1386) از ديگاه برنامه ريزي و ارزيابي زيست محيطي “نادرستي نوع استفاده از سرزمين” و”مديريت غلط”، بر مشکلات افزوده اند. بنابراين، عملاً گردشگري بايد در آمايش سرزمين نقش تعادل بخشي ايفا کند، نه اينکه مناطق خاصي پذيراي گردشگران و درآمدهاي گردشگري باشند و برخي مناطق به کلي از درآمدهاي گردشگري محروم بمانند. بايد عدالت اجتماعي در توزيع درآمدها و تعادل منطقه اي (عدالت جغرافيايي و عدالت منطقه اي) در توزيع زيرساخت ها رعايت گردد وگرنه تضادهاي منطقه اي، مشکلات اجتماعي را به وجود خواهد آورد. (پاپلي يزدي و سقايي،1390) لذا، در صورتي که گردشگري به گونه اي صحيح به کار گرفته و برنامه ريزي شود، مي تواند عامل ايجاد همبستگي و مانع بروز جدايي گردد. (حيدري چيانه،1390،ص4 )
2- 5 گردشگري و محيط
ماهيت فعاليت هاي گردشگري به گونه اي است که توسعه اين صنعت مستلزم ارتباط نزديک با محيط است، به طوري که محيط فيزيکي يکي از منابع اصلي گردشگري است. از آنجا که توسعه بي رويه گردشگري مانند ساير فعاليت ها آثار منفي و مخرّب بر محيط مي گذارد، بررسي اين موضوع و روش هاي جلوگيري از چنين عوارضي، به ويژه طي دو دهه اخير کانون توجه جهانيان و محور مطالعاتي در چهارچوب مبحث پايداري قرار گرفته است. (کاظمي،1390،ص121)
امروزه محيط زيست به عنوان يک مسأله اجتماعي و سياسي عمده مورد قبول واقع شده است. نظرسنجي‎هاي افکار عمومي مرتباً نشان مي دهد که مردم در سراسر جهان محيط زيست را در زمره مهم‎ترين مسائل خود مي دانند و حکايت از آن دارد که راه حل واقعي محيط زيست بايد انسان را هم شامل شده و متکي به آن باشد و انسان مي بايد به دنبال پايداري نه فقط براي محيط زيست بلکه محيطي براي فعاليت هاي اقتصادي خود باشد تا شايد بشريت و محيط زيست بتوانند آينده طولاني تري داشته باشند. (بوتکين و کلر،1384)
اصولاً رايج شدن مفاهيمي همچون طبيعت گردي، گردشگري سبز و گردشگري پايدار در دو دهه گذشته، ناشي از حساسيت هاي مورد اشاره و افزايش آگاهي گردشگران درباره ارزشمندي محيط و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید