گونههاي علوفهاي مهم براي دام و همچنين کنترل هجوم بوتهها را در بر ميگيرد و در واقع يک فاکتور بسيار مهم براي رشد گندمزارها است. آتشسوزي قديميترين روشي است که به وسيله بشر براي کنترل و از بين بردن گياهان نامرغوب به کار رفته است و از هجوم بوتهها به علفزارها جلوگيري ميکند. حتي مشاهده شده که آتشسوزي اتفاقي در بوتهزارهاي مناطق بياباني در صورتي که با باراني خوب همراه باشد، موجب رشد انبوه گياهان علفي ميگردد (مصداقي،1386). آتشسوزي در مواقع خشکسالي ممکن است سطح زمين را به مدت طولاني بدون پوشش گذارده، دماي خاک را افزايش دهد و به اندامهاي زيرزميني گياه صدماتي وارد سازد. چنانچه آتشسوزي با اتلاف مواد آلي، ازت و گوگرد همراه شود، بعد از چراي مفرط، مهمترين عامل تخريب مرتع به شمار خواهد رفت (تيگوئه و همکاران، 2008). از اينرو آتش داراي مزايا و معايبي است و مانند هر برنامه اصلاحي بايد با رعايت اصول اکولوژيکي فقط براي مقاصد ويژهاي به کار گرفته شود. لخت و بدون پوشش گذاردن خاک براي مدت مديد به وسيله آتشسوزي در آغاز فصل خشک و يا آتشسوزيهاي مکرر معمولاً زيان آور است. آتشسوزي شيبهاي تند، فرسايش خاک را تشديد مي‌کند. چنانچه پس از آتشسوزي، مرتع تحت چراي سنگين قرار گيرد، گياهان تازه رشد يافته آن صدمه ديده و توليد علوفه مرتع به شدت کاهش مييابد (نوبل و همکاران، 1984) اگر چه آتشسوزي روشي نسبتاً ارزان براي کنترل بوتههاست ولي در مجموع بدون هزينه و خالي از ريسک نيست زيرا در آتشسوزي علوفه موجود در مرتع الزاماً از بين خواهد رفت. بهتر است موقعي به آتشسوزي اقدام کرد که علوفه کافي در اختيار دام باشد و علوفه مورد مصرف در آتشسوزي کيفيت پاييني داشته باشد. بر اثر سوزانيدن بوتههاي مزاحم با حذف رقابت، رطوبت موجود در خاک در اختيار ساير گونههاي علفي قرار ميگيرد. آتشسوزي باعث افزايش خوشخوراکي گياهان شده و با حذف مواد گياهي قديمي و خشک درصد بهرهبرداري گياهان را به وسيله دامهاي چرنده افزايش ميدهد. با استفاده از آتشبر ميتوان آتشسوزي را تحت کنترل درآورد. براي ساختن آتشبر ميتوان از ماشين آلات سنگين استفاده نمود، از عوارض طبيعي مانند رودخانه، تپههاي سنگي و يا حتي از جاده نيز ميتوان به عنوان آتشبر استفاده کرد. عوامل محيطي روي شدت آتشسوزي تأثير زيادي دارند. شدت يک آتشسوزي در يک علفزار بر حسب وات در هر متر جبهه آتش اندازهگيري ميشود. چون مقدار انرژي مواد حاصله از گونههاي مختلف تقريباً يکسان است لذا شدت آتشسوزي به وسيله مقدار مواد سوختني موجود و هر عاملي که روي سرعت آتشسوزي اثر بگذارد، کنترل خواهد شد. سرعت آتشسوزي با دماي هوا و سرعت باد همبستگي مثبت و با رطوبت هوا و رطوبت موجود در مواد سوختني همبستگي منفي دارد. آلودگي هوا را بايد در برنامه آتشسوزي کنترلي تحت بررسي قرار داد. معمولاً آتش‌سوزي‌هاي کوچک در مقايسه با آتشسوزيهاي بزرگ از نظر موارد ايمني، مصرف بوتهها براي آتشسوزي و مقدار دود توليدي، نتايج رضايتبخشتري دارند. توصيه شده که آتشسوزي در مراتع تحت نظارت کامل ارگانهاي ذيربط اجرا شود. به طور کلي ميتوان نتيجهگيري کرد که آتشسوزي عليرغم اثرات منفي آن، در شرايط خاص يکي از ابزارهاي مهم اصلاح مراتع است ولي کاربرد آن در ايران در شرايط فعلي در مقياس کوچک و به صورت پروژههاي تحقيقاتي پيشنهاد ميشود (مصداقي، 1386).
1-1-1- بيان مسأله
مراتع به عنوان يک اکوسيستم، مناطقي در جهان هستند که به دليل محدوديتهاي فيزيکي همچون بارندگيهاي کم و نامنظم، پستي و بلندي زياد، براي کشاورزان مناسب نيستند، اما به عنوان منابع مهم توليد علوفه براي مرتعداران بومي، حيوانات اهلي و وحشي از اهميت زيادي برخوردارند و تأثير عمدهاي بر زندگي و اقتصاد انسان دارند بنابراين انجام هر گونه برنامه مديريتي که به منظور اصلاح و احياء يا بهرهبرداري از منابع طبيعي انجام ميشود، ضروري ميباشد. آتشسوزي در اراضي جنگلي شمال ايران عاملي مضر محسوب ميشود و طبق اظهار نظر کارشناسان خسارات زيادي به اين منبع با ارزش وارد ميسازد چون آتشسوزي اتفاقي يا عمدي ميتواند صدمات زيادي به پوشش گياهي وارد کند. در بعضي از جوامع گياهي، آتشسوزي از عوامل مقتدري است که اگر اثر مثبتي نداشته باشد، بايد حذف گردد. در برخي ديگر از مراتع، آتشسوزي باعث نابودي گياهان بلند و غالب شده و براي گياهان جديد فرصت تجديد حيات را به وجود ميآورد، بنابراين آتشسوزي باعث بهبود تنوع پوشش گياهي شده و به مراتع حيات کاملاًَ تازهاي ميبخشد (مصداقي، 1386) اين مهم آتشسوزي را به يکي از مؤثرترين روشهاي اصلاح و احياء مراتع تبديل کرده و به عنوان يک ابزار مديريتي قوي مورد استفاده قرار داده است (سابيتي و همکاران 1992، تون و اوهلن بوش 1992، ليلاند و همکاران 1976). کاربرد آتشسوزي به عنوان روشي اصلاحي در مراتع فقط در سالهاي اخير با توجه به نتايج مثبت حاصله از تحقيقات در ساير کشورها، نظر محققان و کارشناسان را جلب نموده ولي هنوز در کشور ما بررسيهاي لازم درباره آن صورت نگرفته است. يک کمبود جدي از دادههاي کمي در خصوص تأثير رفتار آتش بر اجزاي مختلف اکوسيستم در ايران وجود دارد. درصورتي که در استراليا و آمريکا مطالعات زيادي درمورد رفتار آتش انجام شده و مدلهاي رياضي پيچيدهاي را براي پيشبيني رفتار آتش طراحي کردند تا از آتشسوزيهاي کنترل شده براي اصلاح مراتع استفاده کنند (ترولپ، 2002).
بررسي منابع مختلف حاکي از آن است که آتشسوزي، يک ابزار اکولوژيکي مهم در بازسازي، نگهداري و بهرهوري از علفزار است؛ استفاده مناسب از آتش، کيفيت و کميت گياهان علوفهاي را براي علف‌خواران بهبود ميبخشد و همچنين در کنترل هجوم بوتهها به مراتع اهميت دارد (سابيتي و همکاران، 1992). آتشسوزي با شرايط آبوهوايي غالب در هر منطقه و همچنين فصل آتشسوزي تغيير ميکند. مقدم (1377) اين روش اصلاحي را بيشتر براي مناطق نيمهمرطوب و مرطوب پيشنهاد ميکند و مصداقي (1386) آتشسوزي را در شکلگيري پوشش گياهي مناطق خشک و نيمهخشک عامل مهمي ميداند بنابراين بررسي رفتار آتش بر گونههاي گياهي در رويشگاههاي مختلف مرتعي ايران واجد ارزش تحقيقاتي بوده و با استناد به نتايج حاصله ميتوان در مورد اجراي آن، به عنوان روشي از اصلاح مراتع در مناطق اکولوژيکي مختلف اعلام نظر نمود. در منطقه زاغهي استان لرستان در مرداد ماه سال 1389 به صورت سهوي آتشسوزي ايجاد شد که حدود 500 هکتار از اراضي مرتعي را سوزاند، اين مهم فرصت مطالعاتي براي ما به وجود آورد تا بتوانيم تأثير آتشسوزي را روي پوشش گياهي منطقه مورد بررسي قرار دهيم و در صورت بهبود کيفي و کمي پوشش گياهي منطقه سوخته شده، آتشسوزيهاي تحت کنترل و طراحي مدلهايي براي پيشبيني رفتار آتش را در مطالعات بعدي پيشنهاد کنيم.
1-1-2- سؤال تحقيق
صورت يک مسأله غالباً اساسيتر از حل آن است، حل مسأله ممکن است فقط مستلزم مهارتهاي تجربي و يا رياضي باشد، حال آنکه طرح پرسشهاي نو، امکانات جديد و بررسي مسائل قديمي از ديدگاهي تازه، نيازمند ذهني خلاق و مبين آزمودگي فرد در علوم است (انيشتين). باشد که طرح اين سخنان نيز بتواند منظري نوين را براي نگريستن به مشکلي ديرينه بگشايد. اهم سؤالات اين تحقيق به شرح زير است:
الف: آيا آتشسوزي باعث افزايش گياهان مرغوب نسبت به گياهان نامرغوب ميشود؟
ب: آتشسوزي بر درصد تاجپوشش، تراکم و ترکيب گونههاي گياهي چه تأثيري ميگذارد؟
ج: آيا آتشسوزي باعث کاهش گياهان بوتهاي خشبي ميشود؟
1-1-3- فرضيهها
1-1-3-1- فرضيههاي تحقيق
الف: آتشسوزي گونههاي مرغوب و مناسب براي دام را افزايش ميدهد.
ب: آتشسوزي بر درصد تاج پوشش و تراکم گونههاي گياهي تأثير مثبت ميگذارد و تنوع آنها را افزايش ميدهد.
ج: گرايش مرتع پس از آتشسوزي مثبت و پيشرونده است.
1-1-3-2- فرضيههاي آماري
1- اختلاف درصد تاجپوشش و تراکم در دو منطقه آتشسوزي شده و منطقه شاهد معنيدار است.
2- گراسهاي يک ساله و چندساله در منطقه آتشسوزي نسبت به منطقه کنترل (سوخته نشده) افزايش معنيداري داشته است.
1-1-4- هدف تحقيق
با توجه به اينکه منابع طبيعي جزء منابع حياتي يک جامعه به حساب ميآيند و بايستي نسل به نسل منتقل شوند پس وظيفه تک تک افرادي که امروزه از چشماندازهاي زيباي طبيعت بيمنت استفاده ميکنند اين است که در حفظ و احياء آن بکوشند تا آيندگان نيز از مناظر و فوايد آن بهرهمند گردند. از اينرو بايد برنامهاي اساسي و جامع جهت اصلاح و احياء اين منابع غني و ارزشمند در نظر گرفت. لزوم رسيدن به اهداف ذيل از ضروريات اين تحقيق است:
1- بررسي تأثير آتشسوزي بر پوشش گياهان بوتهاي مراتع زاغه در استان لرستان
2- ارزيابي تغيير گرايش مرتع پس از آتشسوزي
3- بررسي تغيير ترکيب گياهي بعد از آتشسوزي
1-2- کليات
1-2-1- اصطلاحات آتش سوزي
آتشسوزي يك نوع فعل و انفعال شيميائي است كه براي توليد آن سه عامل ماده سوختني، حرارت و هوا يا اكسيژن ضروري است كه به آن مثلث حريق نيز مي گويند (نيکويي،1385). بروز آتشسوزيهاي طبيعي به حدود 300 ميليون سال پيش در رسوبات زغال سنگهاي قهوهاي تخمين زده ميشود (کامورک، 1973). رعد و برق اولين علت اين آتش سوزيها قبل از پيداش انسان بوده است (بورتون و همکاران، 1998). ساليانه 50000 آتشسوزي بر اثر رعدوبرق اتفاق ميافتد (تايلر، 1974). سنگهاي قابل احتراق و ريزش سنگهاي آذرين از فورانهاي گوگردي علتهاي ديگر آتش‌سوزيها ميباشند. بطورکلي علل آتشسوزيها را ميتوان به دو دسته انساني و غيرانساني تقسيم بندي کرد (گرامست، 1996). عوامل انساني نيز به دو دسته عمدي و غيرعمدي تقسيم ميشود که از دلايل عمدي مي‌توان به فعاليتهاي کشاورزي، دامپروري و اختلاف با نهادهاي دولتي و از دلايل غيرعمدي مي توان به بياحتياطي مردم اشاره کرد (حسيني، 1384).
از اصطلاحات مربوط به آتشسوزي عبارتند از:
Head: پيشرو، باد آتش را به عقب و جلو مي‌كشاند و مجموعاً گرمترين و سريعترين حركت شعله در اين منطقه اتفاق مي‌افتد.
Flanking Fire: يا جبهه آتش؛ به طور معمول آتشسوزي با شدت نسبتاً کم در زاويه سمت راست در جهت باد غالب ميسوزاند
Rear: بخش‌هايي از آتش در جهت باد (معروف به Backing).
Island: قطعه‌هاي سوخته نشده كه اطراف آن آتشسوزي شده است.
Finger: منطقهاي که تشعشعات حاصل از آتشسوزي موافق با باد تا آنجا کشيده ميشود.
Pocket: مناطق مصون از آتشسوزي در خارج از محيط آتش كه بين Finger, Head است.
Spotting: فرآيندي كه در آن، آتش گسترش مي‌يابد.
Torching: فرآيندي كه در آن آتش از پائين به بالاي درخت زبانه مي‌كشد.
Surface Fire(آتشسوزي سطحي): آتش سوزي در روي سطح زمين اما پايين‌تر از تاج درختان.
Crown Fire: آتشسوزي تاج به تاج يا از سطح به تاج که به شکل پيوسته اتفاق ميافتد.
Ground: آتشسوزي در اثر مواد زير زميني که در خاك‌هاي آلي اتفاق مي‌افتد.
Flore-up: افزايش ناگهاني گسترش و شدت آتش.
Ground Fuels: مواد قابل سوخت فسيلي و آلي موجود در خاك (مواد ارگانيك).
Surface Fuels: گراس‌ها، درختچه‌ها و درختان كوچك که به عنوان سوختهاي سطحي در نظر گرفته ميشوند.
Ladder Fuels: درختان و فضاي بين سطح و تاج درختان.
Aerial Fuels: محيط تاج يا منطقهاي که تاج در آن غالب است (سياهمنصور،1392).
Fire Break: آتشبر، هر نوع شکستن آتش، چه ساخته دست انسان و يا طبيعي که از گسترش آتشسوزي جلوگيري ميکند.
Fire Intensity: ميزان گرماي رها شده از خط جلويي آتش که به‌طور معمول در واحد کيلو وات بر مترمربع از لبه آتش بيان ميشود.
Fire Scar: بخشي از پوشش گياهي سوخته شده روي عکسهاي هوايي يا تصاوير ماهوارهاي.
Fire Weather: ترکيبي از شرايط آبوهواي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید