نويسد: حضانت، شرعا تربيت فرزند به دست کسى است که حق حضانت از آن اوست. و يا به تربيت و نگهدارى کسى مانند کودک خردسال و بزرگسال ديوانه اى که به خاطر درک ضعيف، به تنهايى نمى تواند امورش را اداره کند – حضانت گفته مى شود -. به اين صورت که شؤون آنها را رعايت کرده و تدبير طعام و لباس و خواب و نظافت و شستشوى آنان و لباسشان و مانند آن را در سن معين عهده دار شود.
1-6-3 مفهوم حقوقى حضانت
قانون تعريفى از “حضانت” ارائه نداده است، حتى قانون مدنى که بيشترين مباحث حضانت را مطرح کرده است نيز از کنار آن گذشته است. به عقيده برخى از حقوقدانان حضانت عبارت است از:
اقتدارى که قانون به منظور نگهدارى و تربيت اطفال به پدر و مادر آنان اعطا کرده است.
در تعريف “حضانت” دو عنصر ديده مى شود يکى نگهدارى و ديگرى تربيت. از اين رو نبايد گمان کرد که واژه “سرپرست” مترادف با “حضانت” نيست بلکه با مفهوم “نگهدارى” نيز مطابقت دارد؛ چرا که “نگهدارى” يکى از عناصر حضانت است نه تمام آن. عنصر ديگر حضانت، “تربيت” است، به همين سبب عنوان “سرپرستى” در تمام ابعادش شامل هر دو عنصر حضانت مى شود. برخى از حقوقدانان کفالت (سرپرستى) را به عنوان مترادف “حضانت” در صدر عنوان بحث آورده اند. (6) و عنوان بحث حضانت در قانون مدنى نيز “نگاهدارى و تربيت اطفال” مى باشد.
1-7 روش تحقيق
در پژوهش حاضر باتوجه به موضوع، هدف، فرضيات و اطلاعات مربوط به آن روش تحقيق توصيفي از نوع کتابخانه اي مورد استفاده قرار گرفته است. در تحقيقات كتابخانه اي محقق به استناد منابع در خصوص موضوعي خاص به مطالعه پرداخته، اين نوع تحقيق اغلب عاري از فرضيه مي باشد. به عبارت ديگر مطالعه كتابخانه اي، پژوهش توصيفي به شمار ميرود. به بياني ديگر فرضيات مطالعه كتابخانه اي در واقع همان سؤالاتي مي باشد كه در قسمت اهداف تحقيق طرح و در انتهاي پژوهش به آنها پاسخ داده ميشود(دلاور، 1380).
براي اجرا ابتدا ليستي از کتب حقوقي و کتب مرتبط با موضوع را جمع آوري نموده و سپس از ميان ليست موجود کتابهاي مرتبط با موضوع را جدا نموده و اقدام به تهيه اين کتابها نموديم و پس از مطالعه اين کتابها به جمعآوري مطالب مربوط به موضوع پرداختيم. و بعد از آن با مراجعه به اينترنت موضوع مورد بحث را در فارسي و انگليسي مورد جستجو قرار داديم و موضوعات مرتبط با موضوع مورد بحث را جمع آوري کرديم. و سپس تمام مطالب جمعآوري شده را مورد مطالعه قرار داده به تنظيم مطالب اقدام نموديم. و در اين‌ پايان نامه، ضمن‌ بيان‌ تاريخچة‌ مختصري‌ از مراحل‌ گوناگون قوانين‌ دربارة‌ موضوع در ايران ، راه‌حل‌هاي‌ مختلف‌ را مطرح‌ كرده، و به تفاوتها و شباهتهاي هر يك‌ با نقد و بررسي‌ پرداختيم. و درآخر به بحث و نتيجهگيري و پيشنهادات اخذ شده از اطلاعات بدست آمده پرداختيم.
1-8 مرور ادبيات و سوابق مربوطه
بندرچي (1388) تحقيقي تحت عنوان حضانت در فقه و قانون انجام داد در اين تحقيق به بررسي فقهي و مواد قانوني حضانت پرداخته شده است.
طاهري نيا (1383) تحقيقي تحت عنوان پژوهشي در حضانت کودک انجام داد در اين تحقيق با مراجعه به کتاب هاي فقهي روشن مي شود که فقيهان شيعه در هر عصري کم و بيش در باره حضانت و احکام آن بحث کرده اند. لذا مسئله حضانت, پيشينه اي به ديرينه فقه دارد. در سال هاي اخير, مسئله حضانت به گونه معضلي اجتماعي درآمده و مورد توجه بيشتري قرار گرفته است. پرسش ها و ابهام هاي نگهداري و سرپرستي کودک در فقه و حقوق, پاسخي مناسب را مي طلبد. عمده ترين پرسش ها, درباره نگهداري و سرپرستي از بچه هاي طلاق است; در مواردي که پدر و مادر, جدا از هم زندگي مي کنند, يا در نگهداري کودک اختلاف نظر دارند, حقّ کدام يک مقدم است؟
اين پرسش و امثال آن را چگونه پاسخ مي دهند: برخي با ترحم به مادراني که دلسوزانه در پيچ و خم دادگاه ها, خواستار به عهده گرفتن حضانت کودکان خود هستند, آنان را بهترين گزينه براي حضانت کودک برمي گزينند و تجديد نظر در قانون حضانت را يگانه راه حل اين مشکل برمي شمرند.
ميرداداشى (1381) تحقيقي تحت عنوان بررسى فقهى – حقوقى حضانت انجام داد، چکيده اين تحقيق بصورت زير است: موضوع “حضانت” يکى از مباحث پيچيده حقوق خانواده مى باشد و با وجود مطالعات گسترده پيرامون آن از سوى حقوقدانان، هنوز مسائلى از آن ناشناخته مانده است. نگارنده در اين نوشتار ضمن پاسخگويى به برخى از چالشهاى موجود در امر “حضانت” عمدتا به کاستى ها و نارسايى هاى قواعد و مقررات مربوط به آن با تکيه بر فقه و قانون مدنى پرداخته است.
بستاکي (1389) تحقيقي تحت عنوان حضانت مادر از ديدگاه فقه و حقوق اسلامي انجام داد، چکيده اين تحقيق عبارت بود: با تولد کودک در يک خانواده، مسئوليتهاي جديد بر عهده هر يک از پدر و مادر مي‌آيد يکي از مسئوليتهاي خطير والدين حضانت (نگهداري و تربيت) فرزندان است و از آنجا که نقش مادر در اين امر بسيار تعيين‌کننده و حائز اهميت مي‌باشد در اين رساله حضانت مادر از ديدگاه فقه و حقوق مورد بررسي قرار مي‌گيرد محورهاي مورد بحث رساله عبارتند از: الف – مفهوم و ماهيت حضانت : در باب حضانت اين سؤال مطرح است که ماهيت حضانت چيست ؟ آيا حضانت في نفسه حق است يا حکم؟ در اين رابطه دو قول وجود دارد آنچه از ظاهر روايات اين باب مستفاد مي‌باشد اين است که حضانت براي دارنده آن حق است ولي در مقام اعمال و استيفا حکم (تکليف) مي‌باشد ب – نسب و انواع آن: نسب که شامل نسب مشروع، نسب نامشروع، نسب ناشي از شبهه، نسب ناشي از تلقيح مصنوعي و نيز آثار نسب از جمله حضانت از ديگر محورهاي مورد بحث مي‌باشد نکته شايان توجه در اين محور اين است که آيا آثار نسب منحصر به نسب مشروع است يا بر ساير انواع نسب نيز مترتب مي‌گردد؟ فقهاي عظام در اين مساله اختلاف نظر دارند مشهور فقهاي اماميه آثار نسب مشروع را در نسب نامشروع جاري نمي‌دانند اما بايد گفت که به جز مورد ارث که در آن نص خاص وجود دارد، ساير آثار بر نسب نامشروع نيز مترتب است و در نسب ناشي از شبهه نيز آثار نسبت بر هر طرفي که در شبهه بوده جاري مي‌شود و در تلقيح مصنوعي آثار نسب بر صاحب اسپرم و اوول مترتب مي‌گردد ج – متصدي حضانت در فرض حيات و يا فقدان آنها: در اين محور که مهمترين مبحث رساله مي‌باشد، اقوال فقهاء و مستندات آنها پيرامون عهده‌دار حضانت مطرح شده و از بررسي اقوال و نصوص وارده که از نظر روان‌شناسي نيز تاييد مي‌شود اين نتيجه حاصل مي‌شود که در فرض حيات ابوين، مادر نسبت به حضانت طفل اعم از دختر و پسر احقيت دارد، و در صورت فقد يکي از آنها، حضانت با ديگري خواهد بود و در صورت فقدان هر دو، حضانت به قرابت مادري مي‌رسد همچنين در اين مبحث به موضوعاتي نظير حق الملاقات و مسئوليت حضانت کننده در صورت تفريط و تقصير در امر حضانت پرداخته مي‌شود د – شراتيط حضانت کننده: در اين قسمت ويژگي‌ها و شرايطي که بايد در حضانت کننده موجود باشد مورد بررسي قرار مي‌گيرد و بيان مي‌گردد که عواملي چون کفر، جنون و مانع اجراي حضانت مي‌باشند ه – عناصر مادي حضانت : از ديگر مباحثي که در اين رساله به آن پرداخته مي‌شود و در دو بخش نگهداري و تربيت ، مسئوليت حضانت‌کننده را بيان مي‌دارد و – پايان مدت حضانت : پايان مدت حضانت آخرين محور بحث رساله بوده و از اهميت خاصي برخوردار است در اين مبحث به تناسب موضوع، بحثي پيرامون بلوغ و علامات آن صورت مي‌گيرد و از بررسي آيات و روايات وارده و اقوال فقهاء استفاده مي‌شود که بلوغ دختر به حيض و بلوغ پسر به احتلام است نتيجه اينکه پايان مدت حضانت رسيدن هر يک از دختر و پسر به حد مذکور مي‌باشد اميد آنکه مطالب آن سودمند واقع شود و گامي در جهت حمايت از کودکان “آينده‌سازان ميهن اسلامي” باشد.
طاهري نيا، احمد(1388) کتابي تحت عنوان بررسي فقهي مسأله حضانت كودك از نظر كتاب و سنت تاليف نمود، در اين اثر به بررسي فقهي مسأله حضانت كودك از نظر كتاب و سنت پرداخته شده است. و براي بيان ديدگاه اسلام در اين مسأله و پاسخ به پاره‌اي از پرسش‌ها و شبهات در عصر كنوني كه امروزه در كتاب‌ها، جرايد و رسانه‌ها مطرح مي‌شود؛ تحليلي از حقوق كودك و والدين در زمينه حضانت، صورت گرفته است.
قديمي فر (1389) تحقيقي تحت عنوان بررسي تطبيقي حضانت در مذاهب خمسه انجام داد، هدف از نگارش اين تحقيق، بيان نظرات مختلف فقهاي شيعه و عامه در مسأله‌ي حضانت بوده كه به مقايسه اين ديدگاه‌ها مي پردازد. اين پژوهش، سعي در تبيين مفهوم حضانت و تفكيك آن از موارد مشابه دارد و به حق و تكليفي بودن حضانت مي‌پردازد. سپس نظر فقها را در حق حضانت بررسي كرده و به معرفي كساني مي‌پردازد كه در فقه اماميه و عامه، حضانت به آنها تعلق مي‌گيرد. در نهايت اختلاف‌نظر فقه اماميه و عامه در شرايط و مسائل حضانت از قبيل: بازگشت حق حضانت، اجرت حضانت و پايان آن‌را بيان مي‌كند. در راستاي تحقق مسائل ياد شده، از منابع فقهي استفاده شده كه اين امر از طريق روش كتابخانه‌اي، صورت گرفته است. در لغت به نگهداري و تربيت فرزند،‌حضانت گفته مي‌شود. اكثر فقهاي شيعه و عامه حضانت را حق توأم با تكليف مي‌دانند كه مي‌توان آن را اسقاط كرد؛ ولي بر اساس قانون، نوعي تكليف تلقي مي‌شود.
بنا بر قول مشهور اماميه، حضانت پسر تا دو سال و دختر تا هفت سال، با مادر و بعد از آن به عهده‌ي پدر است. در صورت فوت يكي از والدين، حضانت با آن كه زنده است مي‌باشد و در صورت فوت هر دو، سرپرستي به جد پدري مي‌رسد. در صورتي كه فقهاي عامه، اصل حضانت را با مادر مي‌دانند و بنابر قول حنفيه و مالكيه، تا زماني كه زني از خويشاوندان زن موجود باشد، حضانت را به پدر نمي‌دهند. هر كسي بخواهد حضانت را به عهده بگيرد، بايد داراي شرايطي از جمله: عقل، صلاحيت اخلاقي، حريت باشد و در اكثر موارد رفع مانع مانند جنون و كفر، بنا بر نظر اكثر فقهاي اماميه و عامه، حضانت به فرد ممنوع بازگشت مي‌كند. و در نهايت بنابر قول مشهور اماميه،‌ حضانت با بلوغ و رشد به‌پايان مي‌رسد.
فصل دوم
بيان موضوع
2-1 بررسي فقهي حضانت
2-1-1 حضانت در فقه
از تعريف هايي که فقيهان براي حضانت بيان کرده اند، به دست مي آيد که حضانت يعني: اقتدار و تسلط بر کودک در انجام کارها و ارائه خدماتي که در دو بعد پرورش جسماني و تربيت عاطفي و اخلاقي کودک لازم است. خدماتي که براي کودک ارائه مي شود، بر دو گونه مي نمايد: برخي مربوط به نگهداري کودک در بُعد جسماني است، نظير شير دادن و تغذيه، نگهداري در مکان مناسب، خوابانيدن در جاي امن، تميز کردن، حمام بردن و شست وشو در مواقع لازم، معالجه در مواقع بيماري، واکسينه کردن، منع از چيزهاي مضر و خطرناک، از خوردني ها و غير آن و پاره اي به بُعد اخلاقي و عاطفي کودک مربوط مي شود، نظير تعيين نوع پوشش و لباس، رفتن به مسافرت و گردش، تعيين زمان و مکان تفريح، تعليم آداب و احکام و تأمين امنيت رواني (بستاکي، 1389).
بنابراين، حضانت از ديدگاه اسلام، مطلقِ نگهداري از کودک به هر گونه ممکن و يا فقط مواظبت کردن و پرورش دادن جسم طفل نيست. پاسخ به نيازهاي عاطفي خردسال را نيز حضانت نمي گويند، چنان که وسيله ارضاء احساسات و عواطف پدر و مادر نيز حضانت نيست. حضانت، مجموعه اين امور را با هم مي گويند، نه به صورت جدا. حضانت، فرايندي است که کودک طي آن در همه ابعاد مادي و معنوي به بالندگي مي رسد. حضانت، پرورش و تربيت طفل است به گونه اي که هم احساسات مادر و کودک جواب داده شود و هم خردسال به خواس

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید