آنها از نظر پزشکي داراي اهميت هستند و کمتر از پنجاه گونه عامل بيش ازنود درصد عفونت هاي قارچي درانسان و ساير حيوانات است(بروک و ماديگان1997)75.
قارچ هايي که سابقاً براي انسان بيماريزا نبودند امروزه، از جمله پاتوژن هاي فرصت طلب هستند که روزبه روز بر تعدادشان افزوده مي شود. اين قارچ ها به دليل تطابق با بسياري ازشرايط محيطي شان افراد ناتوان و داراي نقص سيستم ايمني را به راحتي مورد تهديد قرار مي دهند و هم اکنون يکي از دلايل مرگ و مير اين نوع بيماران بشمارمي روند(زيني. فسا و همکاران1383).
قارچ شناسي گذشته منحصر به تعداد محدودي عفونت پوستي بود ولي امروزه شامل بسياري از عفونت هاي قارچي فرصت طلب و ساپروفيت هاي خاک و هوا مي باشد که به سرعت خود را با محيط وفق مي دهند. بيماري هاي قارچي دراثر دسته مهمي از قارچ هاي کپکي و مخمري درخاک ايجادمي شوند. برخي قارچ ها ساکن طبيعي بدن ميزبان هستند مثل کانديدا آلبيکنس76 و برخي ديگرسعي در کسب حالت همزيستي مسالمت آميز دارند(شادزي. شهلا1386)77.
1-6-3- بيماريزايي قارچ ها
بيماري هاي قارچي را مايکوزيس مي نامند. اغلب قارچ هاي بيماري زا اگزوژن هستند و جايگاه طبيعي آنها آب و خاک و موادآلي هستند. بيماري هاي قارچي که ميزان بروز بالايي دارند مثل کانديديازيس و درماتوفيتوزها توسط قارچ هايي که قسمتي از فلورميکروبي نرمال هستند و يا خود را جهت زندگي در بدن ميزبان به خوبي وفق داده اند ايجاد مي شود. جهت سهولت، بيماري هاي قارچي به انواع سطحي، جلدي سيستميک و فرصت طلب طبقه بندي مي شوند. گروه بندي بيماري هاي قارچي به اين شکل منعکس مکان معمول آنها ومحل شروع و ورود قارچ ها مي باشد. با اين وجود هم پوشاني هم ديده مي شود(بروک و ماديگان1997)78.
1-6-3-1- کنترل بيماري هاي قارچي
با پيشرفت هاي پزشکي به طور چشمگيري عمر بيماران سرطاني، ايدزي، پيوند سلول بنيادي افزايش يافته ولي به طورشگفت انگيزي فراواني بيماري هاي قارچي فرصت طلب افزايش يافته است.
قارچ هاي بيماري زا قادر به توليد توکسين نيستند ولي مکانيسم بيماري زايي در قارچ ها پيچيده و وابسته به چند ژن است.اغلب درمان بيماري هاي قارچي مشکل است زيرا قارچ ها يوکاريوت بوده و داراي ژن ها و محصولات ژني مشابه ميزبان هاي انساني خود مي باشند. بنابراين اهداف منحصر يه فرد کمي جهت شيمي درماني و آنتي بيوتيک هاي موثر وجود دارد. خوشبختانه پيشرفت هاي جالبي در قارچ شناسي پزشکي صورت گرفته و تحقيقات چشمگيري جهت يافتن فاکتورهاي بيماري زايي آنها و نيز جنبه هاي درماني صورت گرفته است(شادزي.شهلا1386، بروک و ماديگان1997)
1-6-4- معرفي قارچ هاي مورد آزمايش
1-6-4-1-آسپرژيلوس79
تاکنون بيش از 900 گونه آسپرژيلوس مورد شناسايي قرار گرفته است. آسپرژيلوس ها مهمترين قارچ هاي موجود در محيط مي باشند که تقريباً درتمام ترکيبات و موادآلي قادر به رشداند و کونيدي آنها به مقدار فراوان در آب و خاک پراکنده است.
آسپرژيلوس هاي بيماري زا:
گونه هاي آسپرژيلوس در ايجاد عفونت هاي دروني، زيرجلدي، جلدي و ضايعات گوش، چشم و ناخن نقش اساسي دارند. مهمترين گونه هاي بيماري زاي انسان عبارتنداز آسپرژيلوس فوميگاتوس80، فلاووس81، نيجرنيدولانس82 و تره ئوس83 که کليه اين گونه ها به حرارت مقاوم مي باشند و قادراندبه راحتي خود را با محيط بافت سازگار و بيماري ايجاد نمايند. گونه هاي مختلف آسپرژيلوس به ايجاد توکسين هاي مختلف معروفند(شادزي. شهلا1386).
1-6-4-2- فوزازيوم84
اين جنس قارچي رامي توان به سهولت ازخاک مزارع پنبه يا صيفي کاري ها جدا نمود وهم چنين عواملي هستند که غالباً باعث فساد کدو، خيار، گوجه فرنگي، بادمجان و پنبه مي شوند. فوزاريوم يکي از انواع ساپروفيت هاي شايع مي باشد که عامل عفونت هاي انسان و يا حيوان واقع مي شود. در ايجاد کراتيت هاي قارچي و اونيکو ميکوز واجد اهميت مي باشند. فوزاريوم در حيوانات دريايي بيماري ايجاد مي نمايند و در گاوها نيز منجر به سقط جنين مي شود.
مشخصات کلني:
کلني رشد سريع دارد. در ابتدا سفيد و پنبه اي شکل است و تدرجاً به رنگ صورتي يا ارغواني مبدل مي شود. گاه نيز ايجاد رنگدانه منتشر در محيط مي نمايد.
خصوصيات ميکروسکوپي :
کونيديوفورها به طور منفرد يا مجتمع قرار دارند. اين قارچ ها واجد دو نوع کونيدي است. ميکروکونيدي تک سلولي و ماکروکونيدي خميده و داسي شکل که واجد ديواره ي عرضي مي باشد.
بيماري زايي:
گونه هاي مختلف فوزاريوم در ايجاد کراتيت و اونيکو ميکوز سهيم مي باشند.هم چنين فرآورده هاي توکسيک ايجاد مي کنند و در بافت به شکل هيف هاي واجد ديواره ي عرضي مشاهده مي گردند.
1-6-4-3- آلترناريا85
اين قارچ سياه، ساپروفيت خاک و بيماري زا در گياه است. کونيدي هاي پراکنده اين قارچ در هوا گاه در انسان ايجاد آسم مي نمايد. به پوست هاي مرطوب آسيب ديده نيز گاهي وارد مي شود و منجربه ايجاد عفونت مي گردد. از سطوح مختلف بدن نيز به فراواني شده است. امروزه گزارشات متعدد از عفونت هاي مخاط بيني ضايعات جلدي، اونيکو ميکوز، عفونت ريوي و غيره به علت گونه هاي آلترناريا موجود مي باشد.
مشخصات کلني :
کلني رشد سريع دارد و به رنگ سفيد، خاکستري، قهوه اي، سبز مايل به سياه ويا کرکي ديده مي شود. رنگ کلني نيز معمولاً قهوه اي مايل به سياه است.
خصوصيات ميکروسکوپي:
کونيدي هاي بزرگ(توتي شکل) با ديواره صاف يا خاردار زنجيروار به دنبال هم قرار گرفته اند و واجد ديواره هاي طولي و عرضي مي باشند. جوان ترين کونيدي در انتهاي زنجيره واقع شده است.
بيماريزايي:
اين قارچ را نيز از مايکوزهاي جلدي، اونيکومايکوز و ساير ضايعات جدا نموده اند.
1-6-4-4- موکور
اين قارچ ساپروفيتي است که باعث آلودگي مواد غذايي و بيماري زايي در جانوران مي گردد و ميسليوم آن هياليني و شفاف بدون تيغه ي مياني است. از مقابل نواحي اي به نام گره يا استولون اسپورنژيويوفور ها منشعب مي شوند که در انتها به اندامي گرد، بيضي يا فنجاني شکل به نام کلوملا ختم مي شوند.
فصل دوم
مروري بر مطالعات گذشته
هالمن و همکارانش (1997)86 به بررسي انتشار باکتري هاي اندوفيت پر داختند. آنها سالمونلا را در جوانه ي يونجه به عنوان اندوفيت اين گياه معرفي کردند.
همين طور آنها متوجه شدند که اندوفيت ها به طور طبيعي انتخاب مي شوند و هر کدام در اندام خاصي از گياه کلنيزه مي شوند.
آنها با مقايسه ي اندوفيت ها متوجه شدند که برخي از اندوفيت ها نسبت به بقيه بيشتر کلنيزه و در گياه جا به جا مي شوند.
آن ها همين طور دريافتند که اثرات آلوپاتيک در برخي گياهان ناشي از اندوفيت ها مي باشد مثلا” اثر آلوپاتيک شبدر قرمز روي ذرت ناشي از اندوفيت ها مي باشد. بنابراين در کانادا بعد از کشت شبدر قرمز کشت ذرت توصيه نمي شود(عبدل کافور و انيزا بشيرخان2011)87.
در آزمايشي ديگر دانشمندان از گياه سرخدار اکتينوميست هايي جدا کردند که فعالييت ضد باکتريايي روي باسيلوس سوبتيليس88، استاف اورئوس89، سودوموناس90، پروتئوس ولگاريکوس91 و فعالييت ضد قارچي روي کانديداآليکنس92، کرولاريا لوناتا93، فوزاريوم اکسي پوروم94، فوزاريوم سولاني95 و بوتيريس سينه رآ96 داشت(گوهل و همکاران2006)97.
در حال حاضر براي درمان چهار نوع سرطان در جهان از مشتقات گياهي مثل تاکسول، وين کريستين، اتوپوسايد استفاده مي شود. يکي از مشکلات استفاده از اين مواد گياهي مقدار کم توليد آنها توسط گياه مي باشد. داده هاي حاصل از آزمايشي منجر به فرضيه اي شد که گياهان و قارچ ها ي اندوفيت از طريق همزيستي اين متابوليت هاي ثانويه را توليد مي کنند. ترکيب فاکتور هاي گياهي و اندوفيتي باعث افزايش تجمع اين متابوليت هاي ثانويه مي گردد(رودري گوتر و همکاران2009)98.
در آزمايشي ديگر محققان متوجه شدند که باکتري هاي باسيلوس سوبتيليس99 و باسيلوس تورنجنسيس100 جدا شده از هالوفيت هاي گياهان جنگل هاي حرا داراي فعاليت ضد قارچي، ضد سرطاني ضد مالاريايي، ضد ويروسي و آنتي اکسيدانتي مي باشد (سيسيليوانا و همکاران1988)101.
در شمال مهاراشتراي هند در مجموع 78 اندوفيت باکتريايي و 142 اندوفيت قارچي از اندام هاي هوائي و زير زميني گياهان داروئي جدا شد که به ترتيب 15 اندوفيت باکتريايي و 14 اندوفيت قارچي فعاليت ضد قارچي و ضد ميکروبي از خود نشان دادند. با بررسي روي گياهان داروئي پي به فعاليت هاي ضد ميکروبي اندوفيت ها بردند و همين طور دريافتند که باکتري هاي جدا شده از KB4 ريشه ي اکاليبتوس گلوبولوس، NB3 ريزوم ساقه ي اکاليبتوس لونگا داراي قويترين فعاليت ضد قارچي بودند. اندوفيت ها ي AFR7 و AFR4 و AFR1 جدا شده از ريشه ي اکاليبتوس ورکا داراي قويترين فعاليت ضد باکتريايي عليه سالمونلا تيقي بودند
(جالگا اونوالا و همکاران 2010)102.
در استراليا نيز حضور اندوفيت ها در گياه براچيا103 باعث افزايش رشد اين گياه مي شود. بسياري از اين چمن ها حاوي صفات مطلوب زراعي اند که براي توليد و بهبود محصولات حيواني در استراليا موثرند. به طور مثال آنها را به طور مداوم و در انواع زيستگاه ها از مناطق مرطوب با آب اشباع تا مناطق نيمه خشک حضور دارند.
اين چمن ها به دليل حضور اندوفيت ها قادر به تثبيت ازت هستند در نتيجه به راحتي در خاک هاي اسيدي و با شرايط کم رشدي قادر به رشد اند(پاتري کوئين و همکاران1983)104.
در ايران نيز خواص ضد باکتريايي و ضد قارچي اندوفيت هاي موجود در چهار گياه داروئي بومي استان چهار محال بختياري در قالب پايان نامه ي دوره ي دکتراي حرفه اي مورد بررسي قرار گرفت.
در بررسي هاي علمي(2010)انجام شده براي تعيين خواص داروئي اين اندوفيت ها وجود خواص ضد ويروسي، ضد سرطاني و ضد ديابتي آنها ثابت شده است. گفتني است پايان نامه ي مذکور براي بررسي حضور اندوفيت ها در چهار گونه ي گياه داروئي بومي در استان چهار محال بختياري و بررسي خواص ضد باکتريايي و ضد قارچي اين اندوفيت ها انجام گرفته است. گياهان مورد بررسي در اين پروژه شامل آويشن دنايي، گل راعي ديهيمي، گل سنبله و ترشک بوده و طبق نتايج بدست آمده گياه ترشک بيشترين تاثير را بر روي ارگانيسم هاي نشانگر با توجه به مهار رشد اين ارگانيسم ها نشان داد. اين مطالعه وجود ارگانيسم هاي اندوفيت و نقش آنها را در مهار رشد و فعاليت ارگانيسم هاي مضر در اين چهار گونه ي گياهي تاييد مي کند(عزيز الله ابراهيمي و همکاران2010)105.
در تحقيقات ديگري تنوع ژنتيکي قارچ هاي اندوفيت از جنس نئوتيفوديوم106 در سه گونه از گندميان ايران با استفاده از نشانگر هاي مولکولي AFLP مورد بررسي قرار گرفت. بدين منظور قارچ اندوفيت از غلاف برگ گياهان جدا و خالص سازي شدند.
تجزيه اي خوشه اي بر اساس نشانگر هاي مولکولي AFLP با هشت آغازگر جدايه هاي اندوفيت را به طور کامل به سه دسته منطبق با ميزبان گياهي تقسيم کرد.
هم چنين بررسي ضرايب تشابه فاصله ژنتيکي کمتري را بين نئوتيفوديوم لولي107 و نئوتيفوديوم اونسيناتوم108 نسبت به نئوتيفوديوم کوانوفيالوم109 اثبات کرد (عزيز الله ابراهيمي و همکاران2010).
در پژوهشي ديگر به بررسي توان قارچ اندوفيت پيريفورموسپورا اينديکا110 در بهبود رشد و افزايش مقاومت گياه جو به تنش خشکي توسط خيام نکوئي پرداخته شد. بدين منظور(1389)آزمايشي در گلخانه پژوهشکده بيوتکنولوژي اصفهان در قالب طرح کاملا” تصادفي با دو فاکتوريل شامل دو سطح قارچ (تلقيح و عدم تلقيح) و سه سطح خشکي (ظرفيت زراعي ) با چهار تکرار انجام گرفت.
نتايج حاصل نشان داد که قارچ P.indica سبب افزايش زيست توده اندام هاي هوائي و ريشه ي گياهان تلقيح شده نسبت به گياهان شاهد بود. تحقيقات نشان داد که علاوه بر فعاليت تحريک کنندگي رشد

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید