ه استفاده مي شود. آن صرف نظر از ترشحات اسيدي ماهيت تحريک را کاهش مي دهد استفاده از ولتامري پالس ديفرانسيل براي تعيين پنتاپرازول در فرم هاي دوزاژدارويي و پلاسماي انسان با استفاده از يک الکترودکربن شيشه اي مورد بررسي قرار گرفته است. بهترين پاسخ ولتامتري براي الکترود کربن شيشه اي در محلول بافر بريتون- رابينسون از 0/5= pH به سرعت اسکن 20 ميلي ولت بر ثانيه و دامنه پالس 50 ميلي ولت ارائه شد. اين روش الکتروآناليتکيال قادر به تعيين پنتاپرازول در محدوده‏ي غلظت 0106/6 – 0104/8 مولار بود. دقت و صحت نيز بررسي شد.
حد تشخيص و حد کمي به ترتيب 0107/4 و M 0107/9 بودند سرعت- دقت و انتخاب‏پذيري خوب نيز براي تعيين پنتاپرازول درفرم هاي دوزاژدارويي و پلاسماي انسان ديده شد.
براي مقايسه اهداف کروماتگرافي مايع با عملکرد بالا با يک آرايه ديود تشخيص UV/vis در 0/290 نانومتر تعيين شد. ]9[.
روش هاي اسپکتروفتومتري حساس براي اندازه گيري پنتاپرازول سديم در دارو با استفاده از برومات- برومايد، متيل اورانژو اينديگو کارمين به عنوان معرف :
کومار10 و همکارانش دو روش اسپکتروفتومتري جديد و حساس براي اندازه گيري پنتاپرازول سديم سسکو هيدرات (PNT) با استفاده از مخلوط برومات- برومايد و رنگهاي متيل اورانژ و اينديگوکارمين به عنوان معرف شرح داده اند.
روش ها شامل افزايش مخلوط برومات- برومايد به PNT در اسيد هيدروکلريک متوسط و به دنبال آن تعيين رسوب برومات توسط واکنش با مقدار ثابتي از متيل اورانژ و اندازه گيري جذب در 520 نانومتر (در روش A) يا اينديگوکارمين و اندازه گيري جذب در 610 نانوتر (در روش B) در هر دو روش مقدار برومايد واکنش داده مربوط به مقدار PNT مي باشد. جذب افزايش خطي با غلظت PNT را نشان مي دهد. تحنت شرايط بهينه، PNT مي تواند در محدوده‏ي غلظت 12/0- 5/1 و 5/0- 0/6 ميکروگرم بر ميلي ليتر به ترتيب توسط روش A و روش B اندازه گيري شود.
حد تشخيص و حد کمي نيز براي هر دو روش گزارش شد. دقت در روز و دقت بين روز نيز مورد ارزيابي قرار گرفت. هر دو روش براي سنجش PNT در فرمولاسيون هاي قرص مورد استفاده قرارگرفتند. ]10[.
روش هاي اسپکتروفوتومتري معتبر و حساس براي اندازه گيري پنتاپرازول سديم در دارو با استفاده از -N بروموسوکينيميد براساس واکنش هاي کمپکس اکسيد اسيون و کاهش:
دو روش ساده حساس و سريع براي تعيين پنتاپرازول سديم سسکوهيدرات در داور و فرمولاسيون با استفاده از -N بروموسوکينيميد (NBS) 11 به عنوان معرف اکسيديمتري شرح داده شده است. اين روش ها شامل افزايش NBS به پنتاپرازول سديم سسکوهيدرات در اسيد کلريدريک متوسط و به دنبال آن ارزيابي اکسيدان واکنش نداده توسط هر دو واکنش که شامل استفاه از آهن (II) و تيوسيانات (روش A) و يا تيرون (روش B).
در هر دو روش جذب کاهش خطي با غلظت پنتاپرازول سديم سسکوهيدرات را نشان مي دهد.
به ترتيب در محدوده‏ي بالاتر از 5/3- 25/0 و 15-1 ميکروگرم بر ميلي ليتر روش A و روش B از قانون بير پيروي مي کند.
حد تشخيص (LOD) و حد کمي (LOQ )نيز براي هر دو محاسبه شدند. RSD داخل روز و بين روز به ترتيب کم تر از 5/2 و %3 بود. ]11[.ن ارزيابينآ
فصل دوم
نانوذرات مغناطيسي و استخراج فاز جامد
مقدمه اي برفناوري نانو
‌ در طول تاريخ بشراز زمان يونان باستان ،مردم وبه خصوص دانشمندان بر اين باور بودندکه مواد را مي توان به اجزاء کوچک تقسييم کرد تا ذراتي برسند که به ذرات کوچک تر از خودش تقسيم نشود و اين ذرات بنيان مواد راتشگيل مي دهند. نقطه شروع وتوسعه فناوري نانو به طور دقيق مشخص نيست اما شايد بتوان گفت که اولين نانو که بدست امد توسط شيشه گران قرون وسطابوده است آنان از قالب ها براي شکل دادن به شيشه ها استفاده مي کردند .البته شيشه گران اين را نمي دانستند که چرا با اضافه کردن طلا به شيشه رنگ ان تغيير ميکند. در آن زمان براي ساخت شيشه هاي کليسا ها ي قرون وسطا از ذرات نانو متري استفاده مي کردند وبا اين کار شيشه هاي رنگي جذاب وقشنگ بدست مي آمد.رنگ بوجود آمده در اين شيشه ها بر پايه اين حقيقت استوار است که مواد با ابعاد نانو داراي همان خواص مواد با ابعاد ميکرو نمي باشد.
نانوذرات به دو دسته فلزي و غيرفلزي تبديل مي‌شوند. نانوذرات فلزي واكنش‌پذيري و فعاليت بالايي دارند كه اين امر موجب جذب ناخالصي‌ها در حين توليد آن‌ها مي‌شود. نانوذرات غيرفلزي به دليل سازگاري با محيط‌هاي بيولوژيكي، در بهداشت و درمان، تصفيه آب از باكتري‌ها و ريزارگانيسم‌ها و در شيمي سبز، كاربرد دارد.
ارايه سه تعريف کلي زير بيانگر بهترين تعارف براي فناوري نانو مي باشد.
1-توسعه فناوري و تحقيقات در سطوح اتمي، مولکولي ويا ماکرومولکولي در مقياس 1تا 100نانو متر
2-توليد و استفاده از ساختار ها، ابزار و سيستم هايي که به خاطر اندازه کوچک يا حد ميانه انها خواص و عملکرد نويني دارند
3-توانايي کنترل يا دست کاري در سطوح اتمي
2-1 نانو ذرات مغناطيسي
مي‌دانيم که همه‌ي مواد در مقياس نانو، خواصي متفاوت از خود بروز مي‌دهند. مواد مغناطيسي نيز از اين قاعده مستثني نيستند. در واقع؛ خاصيت مغناطيسي از جمله خواصي است که به مقدار بسيار زيادي به اندازه‌ي ذره وابسته است. به عنوان مثال، در مواد فرومغناطيس وقتي اندازه‌ي ذره از يک حوزه‌ي مغناطيسي منفرد کوچک‌تر گردد، پديده‌ي سوپرپارامغناطيس به وقوع مي‌پيوندد. نانوذرات سوپرپارامغناطيس مي‌توانند کاربردهاي بالقوه‌ي زيادي در فروسيال‌ها، تصويرسازي‌هاي رنگي، سردسازي مغناطيسي، سم‌زدايي از سيال‌هاي بيولوژيکي، انتقال کنترل شده‌ي داروهاي ضد سرطان،ام ار اي MRI) (و جداسازي هاي سلولي مغناطيسي داشته باشند
هر ماده‌ي مغناطيس در حالت توده، از حوزه‌هاي مغناطيسي تشکيل شده است. هر حوزه حاوي هزاران اتم است که در آن جهت چرخش الکترون‌ها يکسان و ممان‌هاي مغناطيسي به صورت موازي جهت يافته‌اند. اما جهت چرخش الکترون هر حوزه با حوزه‌هاي ديگر متفاوت است. هرگاه، يک ميدان مغناطيسي بزرگ، تمام حوزه‌هاي مغناطيسي را هم‌جهت کند، تغيير فاز مغناطيسي رخ داده و مغناطش به حد اشباع مي‌رسد
هر چه تعداد حوزه‌ها کم‌تر باشد، نيرو و ميدان کمتري نيز براي هم‌جهت ساختن حوزه‌ها مورد نياز است، و چنانچه ماده‌اي تنها داراي يک حوزه باشد، بنابراين نيازي به هم‌جهت کردن آن با ديگر حوزه‌ها نخواهد بود. از آنجا که قطر اين حوزه‌ها در محدوده يک تا چند هزار نانومتر است، هر ذره‌اي که تنها شامل يک حوزه باشد، مي‌تواند نانوذره به شمار رود. نانوذرات مغناطيسي داراي تعداد حوزه‌هاي کمي هستند و مغناطش آن‌ها ساده‌تر مي‌باشد. از طرف ديگر، بر اساس قانون دوم ترموديناميک “بي نظمي در يک سيستم منزوي، در يک فرآيند خودبخودي، افزايش مي‌يابد.” بنابراين، موادي که از حالت طبيعي خارج مي‌شوند، تمايل شديدي براي برگشت به وضعيت طبيعي خود را دارند و مغناطش مثالي در اين مورد است. اما چون نانوذرات مغناطيسي نياز به نيروي زيادي براي مغناطش ندارند، خيلي از حالت طبيعي فاصله نمي‌گيرند و پس از مغناطيس شدن تمايل چنداني براي از دست دادن خاصيت مغناطيسي و بازگشت به وضعيت اوليه را ندارند
نانو ذرات مغناطيسي به علت خواص مغناطيسي که وابسته به اندازه‌ي آنها مي باشد، مورد توجه زيادي قرار گرفته‌اند. آنها اين توانايي را دارند که با يک ميدان مغناطيسي خارجي، کنترل و شناسايي شوند. اين مواد در زمينه‌هاي مختلف علمي از قبيل: بيوتکنولوژي، مهندسي، زيست‌محيطي، پزشکي و بيولوژي، بيوپزشکي و علم مواد استفاده مي‌شوند. نانو ذرات مغناطيسي مي توانند به داروها، پروتئين‌ها، آنزيم‌ها، آنتي بادي‌ها يا نوکلئوتيدها متصل شوند و نيز مي توانند با استفاده از يک ميدان مغناطيسي خارجي، به طور مستقيم به يک اندام، بافت يا تومور متصل شوند
اخيراً از نانو ذرات مغناطيسي براي استخراج نمونه استفاده مي‌شود. در مقايسه با ذراتي در اندازه ي ميکرو که در استخراج فاز جامد استفاده شده، نانو ذرات مغناطيسي مزاياي بيشتري دارند [13-12].
2-2 مزاياي نانو ذرات مغناطيسي
نانو ذرات مغناطيسي به دليل داشتن يک سري ويژگي هاي خاص، مي‌توانند به عنوان جاذبي در جداسازي، استخراج و حذف گونه‌هاي مختلف آلي و معدني به ويژه آلاينده‌هاي محيطي به کار گرفته شوند.
مواد نانو نسبت به جاذب هاي ديگر و قديمي شامل مزايايي است:
– آنها به دليل داشتن ابعاد نانومتري، به طور قابل توجهي نسبت سطح به حجم بالاتري دارند و مسير انتشار و مساحت نفوذ کوتاهتري دارند؛ در نتيجه ظرفيت استخراج بالاتر، استخراج سريع‌تر، بازده استخراج بالاتر است و جداسازي براي نمونه‌هايي با حجم زياد با استفاده از يک ميدان مغناطيسي خارجي قوي آسان است.
– سهولت سنتز نانو ذرات.
– سطح آنها مي‌تواند به سادگي اصلاح شود و امکان استخراج گزينشي را دارا هستند.
– با استفاده از ذرات سوپر پارامغناطيس مانند زمان آناليز کوتاهتري را مي توان به‌دست آورد.
– مزيت ديگري که استفاده از نانو ذرات مغناطيسي فراهم مي کند، خاصيت سوپر پارامغناطيسي است؛ نانو ذرات مغناطيسي با استفاده از يک ميدان مغناطيسي خارجي جذب مي‌شوند، نانو ذرات به ميدان مغناطيسي متصل مي‌شوند، اما بار مغناطيسي بعد از حذف ميدان باقي نمي‌ماند؛ اين خاصيت آنها را براي آماده‌سازي و استخراج نمونه در آناليز شيميايي مفيد مي‌سازد، زيرا در مقايسه با جاذب هاي غيرمغناطيسي نيازي به سانتريفيوژ و فيلتراسيون نمونه بعد از استخراج نيست. شايد اين مهم‌ترين مزيت نانو ذرات مغناطيسي نسبت به نانو ذرات ديگر باشد [12، 14، 15].
2-3 کاربردهاي نانو ذرات مغناطيسي اکسيدآهن
– ذخيره اطلاعات:
نانوذرات مغناطيسي با اندازه 2 تا 20 نانومتر مي‌توانند به عنوان ابزاري براي ذخيره اطلاعات در کارت‌هاي مغناطيسي استفاده شوند
– فروسيال‌ها (محلول‌هاي مغناطيسي):
فروسيال‌ها، محلول‌هايي هستند که در آن نانوذرات مغناطيسي (مانند: آهن و کبالت)، به صورت کلوئيد در مايعي معلق مي‌باشند و به آن خاصيت مغناطيسي مي‌بخشند. هر چه اندازه‌ي نانوذرات مغناطيسي کوچک‌تر باشد، محلول خاصيت مغناطيسي بيشتري از خود نشان مي‌دهد
از جمله کاربردهاي فروسيال‌ها مي‌توان به عنوان خنک‌ کننده نام برد. هم‌چنين از اين محلول‌ها براي به حرکت در‌آوردن سيال‌ها در چيپ‌ها به وسيله‌ي نيروي مغناطيسي استفاده مي‌شود
-نانوکامپوزيت‌هاي مغناطيسي:
با توزيع و اندازه دانه‌ي مناسب نانوذرات مغناطيسي در بستر مواد پليمري مي‌توان نانوکامپوزيت‌هايي با خاصيت مغناطيسي به دست آورد. ميزان و نوع نانوذرات و هم‌چنين نحوه‌ي توزيع آن مي‌تواند بر خواص نهايي نانوکامپوزيت و کاربرد آن اثر بگذارد. نانوکامپوزيت‌هاي مغناطيسي کاربردهاي بالقوه‌ي زيادي را در سنسورها، پوشش‌هاي الکترومغناطيس و مواد جاذب امواج دارا مي‌باشند
– دارو رساني هدفمند:
بحث دارو رساني هدفمند بيشتر در رابطه با درمان سرطان مطرح است. چرا که چالش عمده در درمان سرطان، هدف‌گيري و از بين بردن سلول‌هاي سرطاني است؛ به طوري‌که تا حد امکان کمترين تأثير را بر سلول‌هاي سالم داشته باشد. يکي از اهداف نانوفناوري سوار کردن داروها بر روي مواد حامل (نانوذره) و سپس فرستادن و رها کردن آن‌ها به درون سلول هدف مي‌باشد که به آن دارو رساني هدفمند اطلاق مي‌شود
با استفاده از نانوذرات مغناطيسي و ايجاد يک ميدان مغناطيسي مي‌توان دارو را به صورت هوشمند به بافت مورد نظر رسانده و سبب بهبود بافت، بدون صدمه به بافت‌هاي ديگر شد. در يک مثال موردي، محققان اسيد فوليک را بر روي نانوذرات مغناطيسي قرار داده‌ و سپس با داغ کردن نانوذرات سبب افزايش دماي سلول سرطاني و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید